والدین و مربیان مسؤول سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
والدین و مربیان مسؤول
صفحه 10 از 17 نخستنخست ... 67891011121314 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 100 , از مجموع 169
  1. #91
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آثار نامطلوب تنبیه بدنى




    جهت دهى مثبت به احساسات و گرایشهاى كودك


    براى نفوذ در كودك ، باید قادر باشید، به روشى با او ارتباط برقرار كنید كه احساسات ، مقصودها و نیات شما را به سادگى بفهمد. زمانى مناسب را براى گفت و گوى دوستانه انتخاب كنید، در وسط دعوا و مشاجره ، اصرار به سخن گفتن نداشته باشید. پیامهاى شما ملامت آمیز نباشد و خالى از برچسب زدن باشد. از فشار، كنایه و استهزا اجتناب كنید " 221 ".
    نشان دهید كه به كودك حسن ظن و اعتماد دارید. او را دلگرم كنید و بدانید كه اشتباه و تقصیر در كودكان امرى است اجتناب ناپذیر. با كم اهمیت جلوه دادن اشتباهات كودك و خوش رویى و كمك به وى مى توان كودك را دلگرم نمود. مى توان یادآور شد كه اشتباهات در راه موفقیت ، شكست محسوب نمى شود. با بیانى غیرمستقیم احساسات كودك را جهت دهید و براى برقرارى ارتباطى قوى باید كار را با نشان دادن احترام به او و با قدر و ارزش ‍ دادن به وى شروع كرده و بر روى احساسات خوب او تكیه كنید.
    براى این كه به كودكان كمك كنیم كه احساساتشان را در جهت مثبت گرایش ‍ دهند، باید كارى كنیم تا عزت نفس خود را بازیابند و به ((احساس ‍ ارزشمندى )) برسند. باید رفتار و نحوه برقرار كردن ارتباط با آنان را تغییر دهیم و به جاى زوم كردن روى خطاها و اشتباهات ، بر آنچه انجام داده اند و یا مى توانند انجام دهند تاءكید كنیم و همواره به روى نقاط قوت و محاسن كارهاى آنان تكیه كنیم ، این امر سبب مى گردد كه آنها به خود دلگرم شوند، به تواناییهاى خود اعتماد پیدا كنند، در نتیجه ، احساس ارزشمندى نمایند، به راههاى مثبت گرایش یابند و به رفتار خوب روى بیاورند. همین ایجاد اعتماد به نفس و تقویت جهات مثبت ، خود یكى از مؤ ثرترین عوامل براى جهت دهى مثبت به احساسات كودك به حساب مى آید.
    فان كثرة الذكر لحسن افعالهم تهز الشجاع و تحرض الناكل ان شاءاللّه تعالى ؛
    یادآورى زیاد نقاط مثبت و خوب رفتار و كارهاى افراد، موجب تحرك اشخاص شجاع و برانگیختن افراد دلسرد مسامحه كار به رفتار مثبت خواهد شد، ان شاءاللّه تعالى " 222 ".
    على علیه السلام
    والدین و مربیان مسؤول
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2. #92
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آثار نامطلوب تنبیه بدنى




    قدم هفتم : ارزنده سازى و برانگیختن عزت نفس


    مهمترین اصلى كه در این مرحله ، پدر و مادر و یا مربى باید در نظر بگیرند ایجاد محبت و احترام به شخصیت كودك و حفظ كرامت انسانى اوست . باید از دیدگاه انسانى همان ارزشى را كه براى انسان بزرگسال قایل هستیم براى كودك نیز قایل باشیم ؛ چرا كه تربیتى كه مبتنى بر اقتدار یك جانبه باشد محكوم به شكست است . ارتباط و اقتدار یك جانبه به جاى این كه به درك و فهم كودك كمك كند و به رعایت مقررات انضباطى از طرف كودك بینجامد و او را به همكارى بكشاند، وى را بى رغبت خواهد كرد؛ زیرا كودك طبیعتا جذب حرفها و رفتارى مى شود كه خود در آن نقشى و سهمى داشته باشد و شخصیتش به نحوى در آن دخالت داده شود. كودك وقتى احساس ‍ ارزشمندى نكند به وجد نمى آید و در ارتباط متقابل ، به درك ضرورت رعایت مقررات نمى رسد. باید احساس كند كه شما او را همتاى خودتان به حساب مى آورید تا در یك احساس متقابل ، در موقعیتى آزاد و آگاهانه به راهنماییها و گفته هاى شما فكر كند و به آن معتقد شود. علّت تبعیت كودكان از همسالان خود همین احساس برابرى " 223 ". از طرف مقابل است كه منجر به ایجاد ارتباطى متعادل و مبادله هم عرض مى شود. بنابراین در این موقعیت نباید كلام و یا سخنى گفته شود كه به نحوى او را نادیده انگارد، یا به شخصیتش لطمه اى وارد سازد.
    انسانها در هر سنى كه باشند مشكلات موجود در روابطشان ، اختلالها و ناهنجاریهاى رفتاریشان معمولا نتیجه فقدان احترام متقابل و بى ارزش شدن شخصیتشان است .
    در این مرحله باید احساسات و اطلاعاتى كه جنبه راهنمایى و ارشادى دارد به طور واقعى براى تقویت شخصیت كودك ، بدون سرزنش " 224 ". و انتقاد، با بیانى ملایم ، آرام و دلنشین در فضایى حاكى از احترام و محبت القا شود؛ چرا كه اگر این كلمات و واژه ها به شخصیت و منش كودك كوچكترین ضربه اى وارد كند، فورا موضع دفاعى به خود گرفته و از زیر بار كارى كه انجام داده است شانه خالى خواهد كرد هرگز حرفهاى شما را، ولو این كه به حق هم باشد، قبول نخواهد كرد.
    كاربرد این روش مستلزم ایجاد تحول قابل ملاحظه اى در رفتار و كردار خود ماست . این امر براى ما بزرگترها هم پیش مى آید، هنگامى كه كسى به طرز رفتار و گفتار ما انتقاد وارد كرده ، طعنه مى زند و یا رفتار ما را بى ارزش جلوه مى دهد، موضع دفاعى به خود مى گیریم و دیگر به بقیه سخنان او گوش ‍ نمى دهیم ، به صورتى كه گویا ارزش رفتار ما همان ارزش شخصیت خود ماست و چون احساس حقارت مى كنیم موضع انفعالى به خود گرفته و حرف درست را هم گوش نمى دهیم ؛ زیرا احساسات ما لكه دار شده و شخصیت ما جریحه دار گردیده است . در ارزنده سازى باید بدون ذكر اشتباهات به نقاط مثبت و قوت كودكان اشاره كرد. باید به آنان تاءكید كرد كه شخصیتشان براى ما ارزشمند و دوست داشتنى است ؛ ولى رفتار و عمل آنان نامناسب بوده است و با صراحت علّت آن را ذكر كنیم ، بعد به آنان فرصت دهیم بیندیشند.
    كودك در این حالت چون به شخصیتش لطمه اى وارد نیامده است ، وجدانا متاءثر شده و از رفتار نامناسب خود احساس ناخرسندى و ناخوشایندى مى كند.
    ما با تكیه بر جنبه هاى مثبت و بها دادن به شخصیتش و ارزش گذارى براى او، اعتماد به نفس وى را تقویت كرده و در عین حال كار و عمل ناشایست او را رد كرده ایم . این رفتار سبب مى شود كه كودك در عین احساس ‍ ارزشمندى ، از كرده خود ناراحت و پشیمان شود و در مورد رفتارش ‍ احساس ناخوشایندى كند.
    كودك انسانى است كه خود را دوست دارد و نمى خواهد لحظه اى احساس ‍ ناخوشایندى را تحمل كند و با شدت سعى دارد كه از چنین موقعیتى بگریزد و این احساس ناراحت كننده را به فراموشى بسپارد. بنابراین ، در این فضاى آكنده از محبت و احترام متقابل كه براى او ایجاد شده به طور طبیعى میل به گریز از بدیها و احساس ناخوشایندیها و روى آوردن به خوبیها و احساس خوشایندیها دارد و این گرایش فطرى انسان است ؛ چرا كه در مى یابد، احساس خوشایندى و ارزشمندى تنها در سایه رعایت مقررات اخلاقى حاصل مى شود، نه در تخلف از آن . با اظهار محبت و احترام از طرف والدین و یا مربى ، كودك دیگر در محذوریت اخلاقى قرار مى گیرد و در مقابل ، حاضر نیست دست به عمل خطایى بزند كه از این مقام و احساسى كه برایش ایجاد شده فرو افتد و بى ارزش شود، لذا اگر رفتار نامناسب دیگرى هم از او سر زند غیرعمدى خواهد بود.
    پس از توفیق در ارتباط با كودك و پذیرفتن احساساتش ، ما هم به نوبه خود صادقانه احساساتمان را نسبت به عملش با وى در میان مى گذاریم .
    ما نیاز بیشترى به شناخت كودكان داریم ، باید حساسیت و موقعیت آنان را درك كنیم كه به چه مسائلى حساس و از چه كلماتى آزرده خاطر مى شوند.
    هر كلمه یا واژه اى كه شخصیت آنان را تحقیر كند موجب آزردگى روح آنان خواهد شد. باید حرمت و كرامت انسانى آنان حفظ شود، هرگز چیزى را به زبان جارى نكنیم كه عزت نفسشان را خدشه دار كند. باید با محبت و در عین حال با صراحت " 225 ". احساسات خود را با آنان در میان بگذاریم و سعى كنیم قباحت و زشتى عمل را كه مرتكب شده اند به آنان منتقل كنیم و آنان هم همانند ما قباحت و زشتى عمل را حس كنند. مهم در این مرحله ، ظرافت در نحوه انتقال این احساس به كودك است . هنگامى كه او كار خطایى مرتكب مى شود و ما عصبانى مى شویم ، این عصبانیت و ناراحتى را باید او درك كند و براى درك آن كافى است كه با صراحت احساسات خودمان را صادقانه درباره خطاى وى بیان كنیم . مثلا، اظهار كنیم : من ناراحتم ، من عصبانیم ، من آزرده خاطر هستم ، من خیلى رنجیده ام ، هیچ توقع نداشتم ، نمى توانم این كار را ببینم .
    باید كلماتى انتخاب شود كه به شخصیت او لطمه نزند. پس از مدت كوتاهى آثار حرفها و اظهار ناراحتى ما در چهره اش مشاهده مى شود. این لحظات برایش ناخوشایند و رنجش آور خواهد بود و كودك این لحظات را دوست ندارد و مى خواهد هرچه زودتر از این حالت خارج شود. در این موقع ما به كمك وى مى شتابیم و ادامه مى دهیم كه ، من تو را دوست دارم ؛ یعنى ، با اظهار محبت و ارزنده سازى شخصیت وى ، روى نقاط قوتش تكیه مى كنیم و بیان مى داریم كه ؛ نمى توانم این كارها و اعمال را از شما ببینم .
    دراین جا قاطعیت بسیار كارساز است ، ما در عین حال تجلیل از شخصیت كودك ، رفتار و عمل او را نكوهش مى كنیم و او را در موقعیتى مناسب به اندیشه وا مى داریم ؛ چون این رفتار در فضایى محبت آمیز و تواءم با احترام صورت مى گیرد. او احساس مى كند با ارزشى كه نزد ما پیدا كرده نمى بایست این رفتار را انجام مى داد و نباید این اتفاق مى افتاد، لذا صادقانه سعى در برطرف كردن و رعایت قوانین اخلاقى مى كند، زیرا كودك به خاطر عزت نفسش دوست دارد و مى خواهد نزد دیگران عزیز و ارزشمند باشد. در این صورت كودك احساس مى كند خودش نزد ما عزیز است ؛ ولى عمل و رفتارش نه . گفتار و كلمات خوب " 226 ".، مانند این كه او را دوست داریم ، به او آرامش خاطر مى بخشد و اطمینان مى دهد كه با كمال امنیت و اعتماد به نفس در رفع مشكل بكوشد و این تجربه تلخ ، دیگر تكرار نشود و او هرگز دچار چنین موقعیتى نشود. البته این امر، همان طور كه گفته شد، در جوى حاكى از حسن ظن ، صمیمیت و احترام متقابل با تكیه بر تواناییهاى كودك ، اعتماد به وى و ارزنده سازى شخصیت كودك حاصل مى شود.
    اگر چنین فضایى را براى كودكان فراهم آورده و آنان را به حساب بیاوریم آنها نیز در مورد خود و دیگران ، به قضاوت و ارزیابى صحیحى مى رسند؛ زیرا تغییر رفتار انسان تنها در سایه ارتباط سالم و احترام متقابل امكان پذیر است .
    من كرمت علیه نفسه لم یهنها بالمعصیة ؛
    كسى كه شخصیتش در نظرش ارزشمند گردید، عزت نفس خویش را با خطا و معصیت خوار نمى گرداند " 227 ".
    من هانت علیه نفسه فلا تاءمن شره ؛
    " 228 ".
    (امام على علیه السلام )
    والدین و مربیان مسؤول
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  3. #93
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آثار نامطلوب تنبیه بدنى




    ضربه به شخصیت و عزت نفس ، علّت اصلى بروز اختلالات روانى در كودكان


    اصل صیانت نفس و حفظ شخصیت ، امرى ذاتى است كه انسان با آن زندگى مى كند و اصولا انگیزه همه تلاشها، فعالیتها و رضایتهاى آدمى همان صیانت نفس و حفظ شخصیت خویشتن است . همه ما در زندگى به طور مستمر مى كوشیم و تلاش مى كنیم تا به حدى از ((قدر و ارزش )) دست یابیم و آن را حفظ كنیم . ما در تلاشهاى روزمره مان ، در جستجوهایمان ، باورها، آن احساسها و رفتارهایى را برمى گزینیم كه احساس مى كنیم ما را به درجه اى از اهمیت و ارزش مى رساند.
    اگر انسانى تلاش مى كند كه از جهت بنیه اقتصادى تمكن بیشتر پیدا كند و یا به مقام بالاترى دست یابد، براى ارضاى همین اصل ذاتى است . زمانى كه انسان به سبب عقاید خویش ، ایثار و جهاد مى كند، عزت نفسش سیراب مى شود، حتى در آن جایى كه تعالى نفس خویش را در ایثار جان براى قرب به خدا لازم مى بیند. قرآن به این اصل پایدار تكیه كرده و نتیجه و نهایت همه تلاشها و كوششهاى آدمى را، صیانت و حفظ عزت نفس و شخصیت او مى داند:
    و من جاهد فانما یجاهد لنفسه ان اللّه لغنى عن العالمین " 229 ".؛
    " 230 ".
    از طرفى على علیه السلام مى فرمایند: من هانت علیه نفسه فلا تخرج خیره ؛ كسى كه شخصیتش در نظر خود او خوار و بى مقدار شده ، به خیرش امیدوار مباش .
    بنابراین ، كسى كه شخصیتش را گرامى داشت و عزت نفس پیدا كرد، رفتار نامناسب و نابهنجارى از وى سرنمى زند و كسى كه شخصیتش تحقیر شد و احساس ذلت و خوارى كرد از ارتكاب هیچ رفتار ناشایسته اى روى گردان نیست .
    " 232 ".
    هیهات مناالذلة ؛
    خوارى و ذلت از ما به دور باد.
    امام حسین علیه السلام
    ((ما آن صدمه اى كه از قدرتهاى بزرگ خوردیم ، باید بگوییم كه بالاترین صدمه ، صدمه شخصیت بوده ، آنها كوشش كردند كه شخصیت ما را از ما بگیرند... و از همان كودكستان شروع كنند به این كه اطفال ما را، زمینه تبدیلشان را به موجود وابسته فراهم كنند تا برود به مرتبه بالاتر...)).
    امام خمینى (قدس سره )
    والدین و مربیان مسؤول
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  4. #94
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آثار نامطلوب تنبیه بدنى




    دیدگاه سیاسى تحقیر شخصیت انسان


    استعمارگران در طول تاریخ براى این كه بتوانند بر كشورهاى اسلامى چیره شوند و به منابع اقتصادى و ذخایر ملّى و فرهنگى آنان دست یابند، در ابتدا سعى در تخدیر و تضعیف هویت فرهنگى و تحقیر شخصیت آنان كردند، آنگاه عزت نفسشان را لگدكوب نمودند. كسانى را به عنوان مهره برگزیدند كه از احساس عزت نفس ، بیگانه و از ارزشهاى فرهنگى بى بهره بودند. انسان با شخصیت در مقابل هر كس كه بخواهد تحقیرش كند و یا به شخصیتش لطمه اى بزند، مى ایستد.
    " 233 ". و از این راه مى كوشند تا بر سرنوشت و مقدرات آن جامعه حاكم شده و از آنان به عنوان وسیله اى براى پیاده كردن نقشه هاى شوم خود استفاده كنند.
    كسانى كه از كودكى شخصیتشان تحقیر شده و با داد و فریاد، فحش ، بد و بیراه و سرزنش بزرگ شده اند و شبكه ارتباطى خانواده آنان ناسالم بوده است ، در بزرگى در مقابل افراد متمكن ، زورگو و قلدر سر فرود آورده و به بیگانه دل باخته اند. امّا كسانى كه با عزت نفس پرورش یافته اند، همواره در مقابل كسانى كه خواسته اند آنان را تحقیر كنند و یا هویت دینى و فرهنگى را از آنان بگیرند، ایستادگى كرده اند. بعضى خانواده ها با برخوردهاى خشن و بى اعتبار كردن بچه ها و بعضى از مربیان در محیطهاى آموزشى با برچسبهاى بد، آنها را از خود مى رانند و از كلاس طرد كرده و با طعنه ، سرزنش ، تحقیر، مسخره كردن ، نمره كم دادن ، تحت فشار قرار دادن و در جمع ، آبروریزى كردن ، موجب فشار شدید روحى كودك مى شوند؛ او را به پرتگاه سقوط مى كشانند.
    آیا فكر كرده اید كه در این حالتها كودك چه تصورى از ما دارد و به نظر او ما چگونه اشخاصى مى رسیم ؟ او ما را آدم قلدر و مستبدى مى بیند كه مسلط بر او، ایستاده و دائم نق مى زند، زور مى گوید، آزار مى دهد و توهین مى كند.
    اگر ما با چنین شخصى روبه رو مى شدیم و دو فرد نابرابر را در مقابل هم مى دیدیم كه یكى بر دیگرى زور مى گوید و قصد صدمه زدن به دیگرى را دارد، قطعا او را تحویل مراجع قانونى مى دادیم . اگر بزرگسالان در مورد كوچكترها چنین روشى را اعمال كنند در آینده دوگونه رفتار ممكن است از آنان بروز كند:
    یا این تهدید و توهینها را مى پذیرد و چیزى نمى گوید همانند آتشى زیر خاكستر و وقتى زمینه و یا موقعیتى فراهم گردید و كمى بالید و رشد كرد مثل فنر باز و عاصى و سركش مى شود و یا در همان حالت منفجر خواهد شد و رفتار نابهنجار و غیرعادى از خود بروز مى دهد. این رفتار و عكس العمل ، به صورتهاى پرخاشگرى ، اذیت و آزار دیگران ، بى ثباتى فكرى ، بى رغبتى ، بى دقتى ، بى علاقگى به درس و یا به حالت افسردگى در محیط خانه و مدرسه بروز خواهد كرد و نمونه این رفتار را در بزرگى ، بر روى فرزندان و اطرافیان خود پیاده خواهد كرد. این ناهنجاریها در مراحل حاد، منجر به بزهكاریهاى اجتماعى خواهد شد؛ زیرا اكثر مجرمان و بزهكاران اجتماعى از كسانى بوده اند كه در كودكى شخصیتشان تحقیر شده و یا تحت چنین فشارهایى قرار داشته اند.
    اگر در جامعه و در محیطهاى آموزشى ، از كودكى با شیوه آزادمنشانه ، تواءم با ارزش گذارى به شخصیت افراد و احیاى عزت و كرامت نفس رفتار و با احساسات و عواطف كودكان برخوردى سالم گردد، جامعه عوض ‍ مى شود، افراد با شخصیت و كریم پرورش مى یابند و دیگر جایى براى جوانان بزهكار، عاصى و مجرم به وجود نمى آید. رفتار آزادمنشانه و محترمانه و درك احساسات كودك سبب مى گردد كه او احساس قدر و ارزش كند " 234 ". و همین احساس رضایت و ارزش ، به رشد شخصیت وى كمك خواهد كرد تا این حالت را همواره در خود حفظ كند و كارى نكند كه آن را از دست دهد.
    پس این ما هستیم كه باید با آگاهى از این مساءله ، به قوانین و روشهاى آن عمل كنیم و در تغییر و تعویض رفتار خود كوشا باشیم و در امر تربیت با كنار زدن روشهاى ناصحیح پا به روش جدید بگذاریم و با روحیه آزادمنشانه ، ارتباطى سالم و سازنده در محیط خانه و مدرسه داشته باشیم . كودكان انسانند، آنها همچون بزرگسالان از كرامت نفس برخوردارند و حتى بیش از بزرگسالان احساس شخصیت مى كنند. باید آن گونه با آنان رفتار شود كه ما بزرگترها دوست داریم با ما رفتار شود، تا همواره احساس ارزشمندى و شخصیت بنمایند. بعضى افراد مى گویند: كودك را همطراز بزرگسال دیدن ، كارى دشوار است . باید سؤ ال شود این حالت چگونه در ما پدید آمده است ؟ و اگر ما جاى آنان بودیم چه احساسى داشتیم ؟
    از دیدگاه قرآن ، تربیتى سازنده است كه انسان را متوجه ارزشهاى وجودى و كرامت نفس خود كند تا در حفظ عزت نفس خویش بكوشد و انسانى مؤمن ، آزاده ، وارسته از هر قید و بندى و مفید براى خود و جامعه خویش ‍ باشد.
    والدین و مربیان مسؤول
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  5. #95
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آثار نامطلوب تنبیه بدنى




    صورتهاى توهین و تحقیر كودكان


    رفتار با كودكان و نوجوانان بسیار حساس و دقیق است ، بعضى از حركات و رفتارهاى پدر یا مادر و یا معلم ، بدون این كه خود بدانند و یا بخواهند، شخصیت كودك و نوجوان را تضعیف و تحقیر مى كند. ما در واقع به طور ناخودآگاه با رفتار و گفتار عادى و روزمره خود، مصالح ساختمانى شخصیت كودك را تهیه مى كنیم كه مى تواند در آینده ، نقش مهمى در سازندگى و سلامت و یا تخریب و ناهنجارى شخصیت وى داشته باشد.
    والدین و مربیان مسؤول
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  6. #96
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آثار نامطلوب تنبیه بدنى




    بعضى از رفتارهاى توهین آمیز


    1 - در مواجه با سؤ ال كودك به جاى او پاسخ دادن و اجازه تكمیل حرفش ‍ را ندادن .
    2 - پوشانیدن لباس ، جوراب و كفش او و به جاى او لقمه گرفتن و جز اینها.
    3 - صندلى در نظرنگرفتن براى او در مسافرتها.
    4 - مقایسه و ارزیابى او با دیگران .
    5 - طعنه زدن و سرزنش كردن در جمع و خرده گیریهاى پیاپى .
    6 - امر و نهى مكرر در كارهایى كه خود كودك مى داند باید انجام دهد.
    7 - داد و فریاد زدن و با خشونت و تندى برخورد كردن .
    8 - به حرفهاى او توجّه نكردن و به طور كامل گوش ندادن .
    9 - تمسخر كردن و كوچك شمردن او.
    10 - كنجكاویهاى وى را با لفظ ((فضولى نكن )) عقیم كردن .
    11 - در جمع و گروه ، خطاى او را تذكر دادن .
    12 - تبعیض قائل شدن .
    13 - بیش از توان از او تكلیف خواستن .
    14 - بیش از توان او انتظار نمره بیست داشتن .
    15 - نظرات او را نادیده گرفتن .
    16 - در سطح فهم و درك او دلیل كارها را به وى نگفتن .
    17 - اهمیت به قول و قرار با وى ندادن .
    18 - پاسخ سلام او را به طور كامل ندادن .
    19 - تهدید كردن و ترسانیدن او و بیان این كه هر چه مى گویم ، بگو: چشم !
    20 - سلام نكردن .
    21 - زمینه بازى و تفریح را براى وى فراهم نكردن .
    22 - به جاى او تصمیم گرفتن و اجازه ندادن به این كه كارهاى شخصى اش ‍ را خودش انجام دهد.
    23 - به جاى او تكالیفش را انجام دادن .
    24 - با نام القاب خوب وى را صدا نكردن (برچسبهاى نامناسب بر وى زدن ).
    25 - به خواسته هاى او پاسخ ندادن .
    26 - بدون اجازه وى ، دست به وسایل ، اسباب بازیها و یا كیف او زدن .
    27 - مكرر، توقعات و انتظارات بالایى را مطرح كردن .
    28 - در رفت و آمدها و میهمانیها او را به حساب نیاوردن .
    29 - انتقاد كردن و مدام عیبها را گفتن .
    30 - پذیرفتن مسؤولیتهایى به جاى آنان ، كه منطقا به كودكان و نوجوانان مربوط مى شود.
    31 - سختگیرى ، خشونت و مجبور كردن كودك به كارى .
    32 - به كار بردن لحن و حالت چهره و رفتار غیركلامى كه مبین عدم احترام باشد.
    33 - ترحم و دلسوزى بیجا.
    34 - انجام كارهایى كه كودكان و نوجوانان خود قادر به انجام آن هستند.
    35 - گفتن این كه ، توانایى تصمیم گیرى را ندارى .
    36 - تسلط بیش از حد، كنترل بى اندازه و نظارت افراطى .
    37 - تذكرات مكرر.
    38 - بگو مگو كردن در مورد خوردن و انتظار داشتن به این كه كودكان همه غذاها را دوست بدارند و از آن بخورند.
    39 - منوط كردن كارها و انجام تكالیف با تشویقهاى آنى و لحظه اى .
    40 - بیان این كه ، تو در این كار و در این درس ضعیفى ، فكر نمى كنم از عهده اش برآیى ، فكر نمى كنم بتوانى آن را انجام بدهى .
    41 - بدون در نظر گرفتن خواست وى ، چیزهایى را به او تحمیل كردن .
    والدین و مربیان مسؤول
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  7. #97
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آثار نامطلوب تنبیه بدنى




    نمونه اى از احادیث و روایات درباره تمهیدات مراحل اولیه تربیت كودك


    1: الف ) هر كس تنها براى زیبایى با زنى ازدواج كند، خواسته خود را در وجود او نیابد، و هر كس تنها به منظور مال همسر گزیند، خداوند او را به همان مال وامى گذارد. در ازدواج ، همسر باایمان انتخاب كنید " 235 ".
    ب ) فقط به خاطر زیبایى ظاهرى با زنى ازدواج نكنید، ثروت فراوان زن نیز شما را فریب ندهد، بلكه معیار شما اخلاق و دیانت زن باشد " 236 ".
    پیامبر اكرم صلى اللّه علیه و آله
    ج ) شقى از دامن مادرش به شقاوت مى رسد و سعید نیز از دامن مادرش به سعادت دست مى یابد " 237 ".
    پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله
    د) همسر انسان همانند طوقى است در گردن او، پس بنگر كه چه طوقى به گردن مى افكنى " 238 ".
    امام صادق علیه السلام
    2: الف ) كسى كه ریشه خانوادگى اش پاك و شریف است ، در هر حال داراى فضیلت و شرافت است " 239 ".
    امام على علیه السلام
    ب ) بهترین زنان شما زنى است كه بچه آورد، مهربان و پاكدامن باشد، و نزد فامیل محترم ، و در برابر شوهر فروتن باشد و فرمانش را گردن نهد، در خلوت در اختیار وى باشد و تنها براى همسرش زینت كند، نسبت به دیگران بى اعتنا و بى توجّه باشد؛ زنى كه سهل گیر و نرم خو باشد و چون شوهرش خشمگین شود، نیارامد تا رضایت او را فراهم كند، در غیاب شوهر آبروى وى را حفظ كند و نگهبان مال و حیثیت شوهر باشد؛ در امر دین یار و یاور او بوده ، خوشبو و خوش پخت و پز باشد، بجا خرج كند و بجا امساك نماید، چون شوهرش او را ببیند، مسرور گردد، چنین زنى خیر دنیا و آخرت و سعادتى براى مرد و از كارگزاران خداوند است و كارگزار خدا ناامیدى و پشیمانى ندارد " 240 ".
    پیامبر اكرم صلى اللّه علیه و آله
    ج ) در زیارت امام حسین علیه السلام مى خوانیم : شهادت مى دهم كه شما نور پاك الهى در اصلاب عالى پدران و نیاكان و نور پاك الهى در ارحام مطهر مادران بودید " 241 ".
    3: الف ) بپرهیز از عمل زناشویى در جایى كه كودكى شما را ببیند و بتواند و ضعیت شما را توصیف كند " 242 ".
    امام صادق علیه السلام
    ب ) ببین نطفه خود را در چه محلى مستقر مى كنى ، زیرا اخلاق اجداد به فرزندان به ارث مى رسد " 243 ".
    پیامبر اكرم صلى اللّه علیه و آله
    ج ) و چون قصد انعقاد نطفه كنى ، رو به قبله و پشت به قبله قرار مگیر.
    روبه قبله بگو: خداوندا امانت خویش را دریافت كردم و به مقتضاى پیمان زناشویى او را بر خود حلال ساختم ، خدایا فرزند مباركى از او نصیبم فرما و شیطان را از اولادم بى نصیب گردان " 244 ".
    4: اگر در موقع آمیزش و لحظه انعقاد نطفه ، دل آرام گیرد و دوران خون به موضع طبیعى و بدن خالى از اضطراب باشد، فرزند به پدر و مادر شبیه خواهد شد " 245 ".
    امام حسن علیه السلام
    5: نخستین موهبت پدر نسبت به فرزند این است كه نام نیك بر او نهد " 246 ".
    پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله
    6: هر كس صاحب فرزندى شد، در گوش راست كودك اذان و در گوش ‍ چپش اقامه بگوید تا از شر شیطان در امان باشد " 247 ".
    امام على علیه السلام
    7: الف ) فرزندت را از یك پستان شیر مده ، بلكه در شیر دادن از هر دو پستان كودك را سیر كن تا برایش غذا و نوشیدنى كامل باشد " 248 ".
    امام صادق علیه السلام
    ب ) بنگرید كه كدام زن فرزند شما را شیر مى دهد، زیرا كودك با اخلاق او رشد مى كند " 249 ".
    پیامبر اكرم صلى اللّه علیه و آله
    ج ) همان گونه كه براى ازدواج جست و جو مى كنید براى شیر دادن هم تحقیق كنید، زیرا كه شیر طبع كودك را عوض مى كند " 250 ".
    امام على علیه السلام
    والدین و مربیان مسؤول
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  8. #98
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آثار نامطلوب تنبیه بدنى




    حقوق فرزندان و وظایف اولیا و مربیان نسبت به آنها


    1 - امام سجاد علیه السلام فرمود: امّا حق زیردستانى كه تحت سلطه و حاكمیت تو هستند، این است كه بدانى آنها به دلیل ضعفشان و نیرومندى تو زیردست تو شده اند، پس بر تو واجب است كه با آنان به عدالت رفتار كنى و برایشان همچون پدرى دلسوز باشى ، و خطاهایى را كه از روى جهل و نادانى مرتكب شده اند، ببخشایى و در كیفر اعمال بدشان شتاب نكنى و خداوند را به سبب قدرتى كه در امور آنان به تو داده است سپاسگزار باشى " 251 ".
    2 - و امّا حق كسانى كه جهت دانش آموزى ، اداره آنان به عهده تو قرار گرفته ، این است كه بدانى خداى عزوجل تو را درباره دانشى كه به تو ارزانى فرموده ، سرپرست آنان قرار داده و از گنجینه هاى خود رهایى بر تو گشوده است . پس اگر در آموزش مردم نیكى كنى و با آنان تندى و خشونت مكنى و آزرده خاطرشان مگردانى ، خداوند از فضل و كرمش بر دانش تو مى افزاید و اگر مردم را از دانش خود محروم سازى و به هنگام درخواست آموزش آنان ، ترش رویى كنى ، بر خداست كه دانش و صفاى علم را از تو باز ستاند، و تو را از جایگاه بلندى كه در دلها دارى ، فرود آورد " 252 ".
    3 - از جمله تكالیف (شما) معلم این است كه با دانش آموز و طالب علم با خوش خویى و ملایمت رفتار كنى و مسؤولیت سرپرستى را به خوبى انجام دهى ، موقعیت كسى را پیدا كنى كه نیازهاى معنوى آنان را از روى دلسوزى تهیه و ذخیره مى كند، تا به تدریج به آنان برساند و آنان را آماده سازد.
    در عین حال نسبت به آنان خیرخواه باشى و با خشونت رفتار مكنى ، نصیحت گر آنان باشى ، همان گونه كه سرپرست ، به امور كسانى كه تحت تربیت و حمایت خویش دارد، رسیدگى مى كند. در برابر كوتاهیهاى او صبر و استقامت و حوصله نشان دهى و هر سختى را كه تحمل مى كنى ، به حساب خدا منظور نمایى و با محاسبه دقیق از عمر و استعداد و شرایط تربیت پذیرى او بهره گیرى ؛ همانند كسى كه اگر نیازمند فقیرى را مى بیند به اندازه نیازش به او عطا مى كند. در این صورت است كه راهنما و رهبر شایسته اى براى او هستى و مى توانى در این زمینه مایه امید او باشى .
    در غیر این صورت عمر و استعداد او را تباه كرده اى و نسبت به او ظلم روا داشته اى و مانع شكوفایى استعدادهاى او شده اى و موجب از بین رفتن عزت و سیادت او گردیده اى " 253 ".
    4 - و امّا حق فرزندت بر تو این است كه بدانى او از توست و در زندگى دنیا خیر و شر او وابسته به توست . تو در سرپرستى او مسؤ ول حسن تربیت و هدایتش به سوى خداى عزوجل هستى و همچنین در كمك او بر اطاعت و فرمانبردارى از خدا مسؤولى ، پس در مورد او چنان عمل كن كه خود را در مقابل نیكى به او قابل پاداش ، و در برابر به او سزاوار عقوبت بدانى " 254 ".
    5 - پیامبر صلى اللّه علیه و آله فرمود: حقوق فرزند بر پدر در سه مورد است :
    1 - نام نیك بر او نهادن 2 - سواد آموختن 3 - به هنگام رشد و بلوغ وسایل ازدواجش را فراهم نمودن " 255 ".
    6 - حضرت على علیه السلام فرمود: بهترین ارثى كه پدران براى فرزندان به جاى مى گذارند ادب نیكوست " 256 ".
    7 - اما حق كسانى كه از تو كوچكترند این است كه :
    الف ) در آموزش و آموختن آنان مهربان باشى .
    ب ) (در برابر كوتاهى آنان ) گذشت داشته باشى .
    ج ) رازدار و عیب پوش آنان باشى (آنان را شرمسار مكنى ).
    د) (در كارها)با آنان مدارا كنى .
    ه ) (در مشكلات و سختى ) یار و یاورشان باشى .
    و) خطاهاى (ناشى از كودكى و كم تجربگى ) آنان را ببخشایى و چشم پوشى كنى ، چرا كه این كار باعث بازگشت و توبه آنان خواهد شد.
    ز) با آنان رفیق باشى و مدارا كنى .
    ح ) و آنان را در موقعیت هاى سخت و طاقت فرسا قرار ندهى ، زیرا كه این گونه رفتار، براى رشد و پرورش آنان مناسبتر است " 257 ".
    والدین و مربیان مسؤول
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  9. #99
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آثار نامطلوب تنبیه بدنى




    نقش معلم در سازندگى و آگاهى والدین نسبت به آن


    علم الانسان ما لم یعلم " 258 ".؛ خداوند، به انسان آنچه را كه نمى دانست آموخت .
    درود بى پایان ما نثار معلمى باد " 259 ". كه با هر سخنش روح و جان مى گیریم و استعدادها و قابلیتهایمان شكوفا مى شود؛ با شنیدن هر كلامش ‍ پرمى گیریم ، پرواز مى كنیم ، به بلنداى انسانیت رهنمون مى شویم و به سرچشمه زلال حكمت دست مى یابیم . كلام معلم ، دیده بصیرتمان را مى گشاید و ارزشهاى والا و متعالى را در معرض دید ما قرار مى دهد.
    اى معلم ! دلهاى ما مشتاق كلام توست ، چون از كلام تو جان ، رمق مى گیرد و از حركت تو روان به شوق و تكاپو مى افتد و در برابر كردار و رفتار تو دل ، خاضع و خاشع مى گردد؛ فروغ بینش تو روان متعلمان را مى نوازد و بنده خود مى سازد، آرى : من علمنى حرفا فقد صیرنى عبدا " 260 ".
    آیا به راستى مى توان از مقام واقعى معلم ، تجلیل كرد و آن را گرامى داشت ؟
    مع الاسف در جامعه ، آن چنان كه باید، نقش حساس و والاى معلم شناخته نشده و تجلیل از معلم ، آن گونه كه مناسب شاءن و مقام اوست به عمل نمى آید.
    نقش معلم به قدرى گرانقدر و والاست كه پیامبر اكرم صلى اللّه علیه و آله مى فرماید: بالتعلیم ارسلت ؛ من براى تعلیم فرستاده شده ام " 261 ". و نقش معلم از نظر تربیتى به قدرى حساس و با اهمیت است كه امام على علیه السلام فرمود: ((كسى كه خود را در مقام راهبرى مردم قرار مى دهد، باید پیش از آن كه به تعلیم دیگران بپردازد، به تعلیم خویش اقدام كند و تاءدیب او به عملش پیش از تاءدیب به وسیله زبانش باشد. كسى كه معلم و ادب كننده خویشتن است ، به احترام سزاوارتر است از كسى كه (فقط) معلم و مربى مردم است " 262 ".)).
    بنابراین ، معلمى كارى است دشوار و مهم و رسالتى است بس بزرگ و هر كسى را توان پذیرش این مسؤولیت خطیر نیست ؛ سوز و درد مى خواهد، عشق و احساس مى طلبد، صبر و تحمل مى باید، چرا كه هر چیزى كه قدر و منزلتش والاترست ، مسؤولیتش هم سنگینتر و مهمتر است .
    تعلیم و تربیت انسانها از ابتداى تولد آغاز مى شود و شاكله وجودى آنان در كودكى شكل مى گیرد.
    العلم فى الصغر كالنقش فى الحجر " 263 ".؛ دانش در كودكى ، همانند نقشى در سنگ است .
    و یا و من لم یتعلم فى الصغر لم یتقدم فى الكبر " 264 ".؛ كسى كه در كودكى نیاموزد، در بزرگى نمى تواند جلو بیفتد.
    معلم واقعى ، كسى است كه به شاگردانش شخصیت دهد و آنان را از عادتها و احیانا از روشهاى نادرست خانه و خانواده و محیط و اطرافیان بازدارد.
    در واقع ، بزرگترین رسالت معلم ، كه از گفتار و كردار وى ظاهر مى شود، همان شخصیت دادن به دانش آموز است . معلمى كه بتواند بین خود و شاگردانش پل دوستى برقرار سازد و با آنان صمیمى گشته و برخوردى سرشار از شادى و امید، محبت و بزرگوارى داشته باشد، موفّق است . این شیوه در اندیشه و كردار فراگیرنده ، تاءثیر فراوان برجاى گذاشته و در قلب و روح او نفوذ مى كند.
    در طول تاریخ ، انسانهاى بزرگ ، بخش اعظم شخصیت و موفقیت خود را نتیجه بهره گیرى از اساتید و معلمان آگاه و با ایمان و بزرگوار خویش ‍ مى دانند.
    براى یك معلم فرهیخته ، معلمى شغل و حرفه نیست ، بلكه ذوق و هنرى است كه ریشه در اعماق روح بى تاب انسانهایى دلسوخته دارد و رسالتى است پیامبر گونه ... او باید به اهمیت نقش و وظیفه اجتماعى و الهى خود پى برده و از جهت علمى و اخلاقى ، خود را پربار نماید و در عمل ، همچون پدر یا مادرى دلسوز و مهربان ، پابه پاى شاگردانش براى آشنایى آنان در جهت آموختن علم و دانش ، اخلاق و تربیت ، گام بردارد. معلمى كه بتواند افكار صحیح را با روشى جالب و درخور توجّه ، همچون نسیم بهارى روانه ذهن و اندیشه دانش آموزانش سازد، معلم موفّقى است .
    معلم خوب ، كسى است كه علاوه بر تسلط كامل به موضوع درسى ، با اصول تعلیم و تربیت ، آشنایى داشته و به پرسشهاى دانش آموزان ، جواب مناسب دهد و از مطالعه مستمر و یادگیرى مطالب تازه در جهت افزایش معلومات خود دریغ نورزد؛ دانش و آموخته هاى فراگیر را با واقعیتهاى خارج از مدرسه ارتباط دهد و در عمل به آنان بیاموزد كه مطالب آموخته شده را چگونه باید در زندگى به كار برد. در برابر بروز مشكلات رفتارى دانش آموزان ، زود قضاوت نكند، رفتار و عكس العمل هاى آنان را به طرز دقیقى ریشه یابى كرده و قبل از هرگونه تصمیم گیرى ، علتها را بشناسد و در ارزیابیهاى خود، عامل مؤ ثر خانه و خانواده و محیط و اطرافیان را در زمینه اختلال یا بهبود وضع روحى و عاطفى دانش آموزان از نظر دور ندارد.
    معلم ، محرم اسرار شاگردان است . طبیبى است كه در صدد معالجه بیمارى نادانى است .
    معلم ، كسى است كه اوقات زندگى اش را وقف آگاهى و رشد و پرورش ‍ نونهالان جامعه كرده و همواره در اندوه و شادى ، گرفتارى و شادمانى شاگردانش شریك بوده و راهنماى آنان است ؛ معلمى كه مدرسه را جایگاهى مقدس و كلاس درس را عبادتگاه خود مى داند و با ((وضو)) به كلاس درس مى رود، تعلیم و تعلم را عبادت مى داند و براى توفیق بیشتر و شناخت و هدایت شاگردانش ، در امر تعلیم و تربیت از خداوند مدد مى جوید. نونهالان را روحهاى بزرگى مى بیند كه در جسمى كوچك آشیانه دارند و آنان را آیتى الهى مى داند كه هر كدام وسیله اى براى تقرب به خدا و نزدیكى به مبداء لایزال الهى هستند.
    معلمى كه برخوردى انسانى دارد و با مهر و عطوفت ، علم و دانش را مى آموزد با معلمى كه رفتارى خشك و خشن دارد و با زور و فشار، تهدید و ارعاب ، دانش آموزان را وادار به آموختن مى كند، تفاوت دارد؛ اولى ، استعداد نونهالان را شكوفا مى سازد و دومى استعدادها را كور مى كند فان القلب اذا اكره عمى " 265 ".؛ به راستى كه دل اگر به كارى مجبور شود، كور مى شود.
    معلمى كه كارش را هنر و وظیفه اش را رسالتى الهى در جامعه خود مى داند با معلمى كه ((بارى به هر جهت )) بوده و فقط مى خواهد ساعتى چند با دانش آموزان به سر برد و هر ماه ، مبلغى را به عنوان حقوق دریافت كند، تفاوت دارد.
    معلمى كه هم و غم خود را بر این قرار مى دهد كه ذهن كودكان را همچون انبارى پر از معلومات و محفوظات نماید با معلمى كه تمام تلاش و كوشش ‍ خود را صرف برانگیختن قوه تجزیه و تحلیل و تقویت قدرت تعقل و تفكر كودكان مى نماید، فرق دارد.
    معلمى كه با حلم و بردبارى سعى در بیدار كردن قدرت ابتكار و خلاقیت نوآموز در علم و دانش دارد با معلمى كه فاقد این تلاش و كوشش است ، متفاوت است .
    معلم واقعى ، دانش آموز را فردى محكوم امرها و نهیهاى خود نمى داند و با او به مثابه یك محكوم ، برخورد نمى كند و از رشد قدرت اظهارنظر او نه تنها ترسى ندارد كه خوشحال و شادمان هم مى شود.
    معلم واقعى ، كسى است كه نوآموزان ، آزادى داده و حدود آن را حفظ مى كند و به جاى انباشتن ذهن آنان از معلومات و محفوظات محض ، روى فهم و استدلال و قدرت تجزیه و تحلیل و ابتكار آنان تكیه مى كند. او به جاى فرمان دادن و محكوم كردن دانش آموزان ، آنان را با رویى باز و لبى خندان راهنمایى مى كند و با طرح سؤ الات و پرسشهاى به جا و مناسب به تفكر و تعقل وامى دارد و از نمره به عنوان یك حربه تهدید و تطمیع استفاده نمى كند، بلكه آن را وسیله اى براى تشویق و ترغیب در جهت سعى و تلاش ‍ بیشتر نوآموزان مى داند.
    اظهارنظرها و پرسشهاى دقیق نوآموزان ، او را خسته و ملول نمى كند و جسارت بیان و تذكر دانش آموزان در باب تناقض رفتار و گفتار معلم ، او را به عصبانیت نمى كشاند و با آنان به رقابت و تلافى برنمى خیزد.
    خلاصه و در یك كلام ، معلم حقیقى با گفتار و كردارش به شاگردان خویش ، چگونه اندیشیدن ، چگونه انتخاب كردن و بالاخره چگونه زیستن را مى آموزد. این گونه معلمان ، با كسانى كه بر دانش آموزان ، آمرانه حكومت مى كنند و با زور و فشار مى خواهند در روح آنان نفوذ كنند و دادن آزادى را موجب پررویى آنان دانسته و پرسشها و كنجكاوى آنان را آزار و مزاحمتى براى خود تلقى مى كنند، تفاوت دارند، چرا كه نمى دانند، در وادى علم و ایمان ، عشق و محبت ، حلم و بردبارى ، آزادى و آزادگى كارساز و راه گشاست .
    همان طور كه غنچه گلى را نمى شود به زور و فشار به صورت گل شكوفا شده اى درآورد، در امر تعلیم و تربیت روح لطیف انسانى نیز عامل زور ناموفّق است ، چرا كه در دلهاى انسانها تمایلات و استعدادهایى نهفته است و معلم واقعى ، كسى است كه بتواند از راه آن تمایلات قلبى ، وارد شود " 266 ". و آنها را پرورش دهد.
    معلمى موفّق است كه بداند تشویق و ترغیبها را در كجا به كار برده " 267 ". و از تذكرها و تحذیرها در كجا استفاده نماید تا موجبات رشد و كمال دانش آموزان را فراهم ساخته و از دلسردى و سستى آنان در امر تحصیل علم و دانش و درس و مدرسه جلوگیرى نماید.

    درس معلم ار بود زمزمه محبتى
    جمعه به مكتب آورد طفل گریزپاى را

    در این صورت است كه فراگیر، احساس مى كند كه گم شده خود را پیدا كرده و شوق و امیدى براى آموختن علم و دانش در دلش جوانه مى زند و همین احساسات ، او را در طى مراتب عالیه تحصیلات و پیمودن مدارج بالاى علمى ، علاقه مند ساخته و یارى خواهد كرد.
    بنابراین ، اولیا و والدین باید آگاه باشند كه فرزندان معصوم و گلهاى پاك خود را به دست چه كسانى مى سپارند و خمیرمایه وجودى آنان را از ابتدا در اختیار چه كسى قرار مى دهند.
    تجلیل و سپاس معلم ، زمانى امكان پذیر است كه شخصیت و مقام حقیقى وى شناخته شود و پس از شناخت است كه وظیفه اولیا و والدین در بزرگ داشت مقام معلم ، معین و مشخص مى گردد، زیرا تجلیل و سپاس از مقام معلم بدون آشنایى و شناخت قدر و منزلت آنان معنا ندارد.
    اولیا و والدین محترم پس از آشنایى با نقش معلم در جامعه و شناخت وظیفه حساس و كارى او در رشد و پرورش نونهالانشان ، مى توانند از وى تجلیل به عمل آورند.
    در صورتى كه اولیا بتوانند زمینه و امكانات رشد این ارزشها را فراهم ساخته و با هماهنگى و همكارى بى دریغ خود با مدرسه و معلم ، در جهت به انجام رسانیدن این رسالت و مسؤولیت بزرگ نسبت به سرمایه هاى عظیم انسانى ، نقشى سازنده داشته باشند... مى توان گفت : گامى كوچك در جهت تجلیل از مقام رفیع معلم برداشته شده است .
    والدین و مربیان مسؤول
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  10. #100
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آثار نامطلوب تنبیه بدنى




    فصل هفتم : مراحل شكل گیرى مقررات اخلاقى در كودكان و نوجوانان


    ان قوما عبدوااللّه رغبة فتلك عبادة التجار، و ان قوما عبدوااللّه رهبة فتلك عبادة العبید، و ان قوما عبدوااللّه شكرا فتلك عبادة الاحرار؛
    گروهى خدا را به امید بخشش او عبادت مى كنند، این عبادت تجار است ؛ گروهى خدا را از روى ترس عبادت مى كنند، این عبادت بردگان است و گروهى خدا را (از روى معرفت ) شایسته ستایش مى دانند و این عبادت آزادگان است " 268 ".
    والدین و مربیان مسؤول
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

صفحه 10 از 17 نخستنخست ... 67891011121314 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •