والدین و مربیان مسؤول سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
والدین و مربیان مسؤول
صفحه 16 از 17 نخستنخست ... 6121314151617 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 160 , از مجموع 169
  1. #151
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آثار نامطلوب تنبیه بدنى




    دو- احترام متقابل


    انسانها در هر سنى و در هر دوره اى از زندگى كه باشند عموما مشكلات موجود در روابط و ارتباطاتشان و یا اختلال و سوءرفتارشان معلول فقدان احترام متقابل است . بى اهمیتى به گفته ها و شخصیت كودكان ، ملامت و سرزنش مكرر، فریاد كشیدن بر سر آنان ، برخورد خشن و اعمال فشار و اجبار در پذیرفتن ارزشها و مقررات ، همچنین محبت فراوان و انجام كارهایى كه خود كودكان از عهده اش برمى آیند، تصمیم گیرى به جاى آنان و بى اعتنایى به تقاضاها و خواسته هایشان ، همه موجب از میان رفتن احترام متقابل است . براى برقرارى ارتباط صحیح با كودكان و نوجوانان باید كار را با نشان دادن احترام متقابل به آنان شروع كرد. احترام ، تنها تعظیم و عرض ‍ ادب ظاهرى نیست ، بلكه در عین قاطعیت ، توجه داشتن به خواسته ها و تقاضاهاى طبیعى و فطرى آنان - گرچه در بسیارى از موارد هم موافق طبع ما نباشد - خود نیز احترام محسوب مى شود و موجب احترام متقابل خواهد شد.
    یكى دیگر از راههاى مناسب ایجاد احترام متقابل ، كاهش انتقادات و صحبتهاى منفى درباره شخصیت و رفتار آنان است . باید جوّى محبت آمیز و صمیمى ایجاد كرد و در عین حال باید در رعایت حقوق انسانى آنها در ارتباط با خود و دیگران سختگیر و قاطع باشیم تا براى ما و دیگران احترام قائل شوند.
    كنترل و زیر نظر گرفتن تمام حركتهاى آنان و همچنین تسلط همه جانبه و محافظت بیش از حد و دلسوزى بیجا، همه تخلف از احترام متقابل است . باید در عمل ، به خواسته هایشان احترام بگذاریم و به آنان پاسخ منطقى و موجه بدهیم .
    این امر، احترام به خود را در ایشان پایه گذارى خواهد كرد.
    والدین و مربیان مسؤول
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2. #152
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آثار نامطلوب تنبیه بدنى




    سه- ایجاد دلگرمى


    مربیان و والدین آزادمنش در عین احترام به كودكان و نوجوانان سعى دارند از روش تمجید و ایجاد دلگرمى در آنان استفاده كنند. این روش به آنان به طور ضمنى ارزش و لیاقت مى بخشد. اگر مى خواهیم دانش آموزان اعتماد به نفس پیدا كنند، باید ما به آنان اعتماد داشته باشیم و براى آنان اهمیت و ارزش قائل شویم تا در خود احساس لیاقت كنند. باید گاه گاهى آنان را تشویق كنیم . با كم اهمیت تر جلوه دادن اشتباهات و تاءكید بر نقاط قوت و قدرت رفتارشان ، احساس لیاقت و شایستگى را در آنان به وجود آوریم ، تا به خود امیدوار شوند و براى خود ارزش و احترام قایل شوند.
    دلگرمى هر چند هم جزئى باشد موجب تلاش و پیشرفت فرد خواهد شد.
    تكیه بر تواناییهاى شخص وسیله اى براى پیشرفت و حركتش مى شود. دلگرمى به وى جراءت مى دهد تا عمل كند.
    هدف از دلگرمى آن است كه به فرد كمك شود تا احساس كند با ارزش ‍ است .
    از مقایسه كردن ، برجسته كردن فردى از بین جمع ، انتقاد صریح - كه موجب رنجش و دلسردى مى شود - خوددارى شود. دلگرمى سبب مى شود دانش آموز براى پیشرفت خود به سادگى ضعفها و اشكالات خود را بپذیرد به توان خود ایمان آورد و به خویشتن اعتماد كند و از طریق مساعدت به دیگران احساس كند كه وجودش مفید و قابل اهمیّت است .
    باید توجه داشت در مورد كارهایى كه انجام مى دهند و یا تكالیفى كه مى نویسند قضاوت ارزشى نكنیم ، بلكه حقیقت كار و یا رفتار آنان را توصیف كنیم ، كلمات تحسین آمیزى را كه بر توان واقعى آنان تاءكید دارد، بیان كنیم . دلگرمى نباید به طور تصنعى و اغراق آمیز باشد، زیرا خود كودك این موضوع را مى فهمد و عكس العمل و رفتار نامناسب از خودشان مى دهد. در حقیقت دلگرمى عبارت است از: پذیرش طبیعى رفتار و كار كودكان آن طور كه هست نه آن طور كه ما میل داریم و باید باشد. باید روىِ سعى و تلاش و پشتكار آنان حساب كنیم و بر نقاط مثبت رفتارشان انگشت بگذاریم و در عمل نشان دهیم كه به آنان اعتماد و ایمان كامل داریم ، تا آنان خودشان را باور كنند. به تلاش آنان بها دهیم ، انتظارات بالاى خود را كاهش ‍ دهیم ، كارى كنیم كه به ارزش وجودى خود نیز پى ببرند. دلگرمى ، روح تلاش و همكارى را در افراد افزایش مى دهد.
    اظهار مداوم معیارهاى بلند و بالا و توقعات بیش از توان ، موجب احساس ‍ شكست و دلسردى دانش آموزان خواهد شد. برعكس تمركز روى جنبه هاى مثبت و پشتكار آنان - ولو اندك هم كه باشد - موجب جنبش و حركت آنها مى شود.
    احساس لیاقت ، بازتاب اعتماد به نفس است و در اثر دلگرمى ، عزت نفس ‍ در دانش آموزان قوّت مى یابد. باید به دقت ملاحظه كرد كه به هر فردى چه چیزى و چه كارى احساس اعتبار و ارزش و بزرگى مى بخشد؛ زیرا اگر دانش آموزان خود را حقیر ببینند از هدفهاى عمده - كه تلاش و كوشش ‍ لازم دارد - دست برداشته و یاءس و نومیدى بر آنان تسلط مى یابد.
    براى از بین بردن دلسردى ، باید آنان را به توانمندى و شهامت پذیرش ‍ ارزشهاى وجودیشان دلگرم سازیم . دیدگاه و بینش آنان ، به تدریج تغییر مى كند.
    با ارتباط خوب و سازنده و روابط صمیمانه با دانش آموز، مى توان كمك كرد او بینش خود را عوض كند تا با ایجاد تجارب مفید و خوشایند خود، بتواند جایگاه حقیقى خویش را بیابد و احساس یاءس و نومیدى را در خود از بین ببرد. البته در این جا هدف از تغییر تدریجى قبل از رفتار، تغییر دیدگاه و انگیزه دانش آموز است . با تغییر بینش ، تغییر رفتار نیز حاصل خواهد شد؛ زیرا فرد آسیب دیده و ماءیوس ، شدیدا از فقدان اعتماد به نفس رنج مى برد. بنابراین با استفاده از اساسى ترین تكنیكها كه همان ایجاد دلگرمى است مى توان وى را امیدوار كرد.
    باید به دانش آموز مجال داد تا رفتار خوب از وى بروز نماید " 315 ". و با احساس خوشایندى پذیراى خود و دیگران باشد و متوجه ارزشهاى معنوى روح خویش شود و درك كند كه در چهارچوب محدودیتهاى زندگى ، مى تواند سرنوشت و شخصیت خویش را با تلاش و رفتار بهتر، شاداب و ارزشمند نماید.
    ارتباط خوب ، تحمل و بردبارى و سكوت و تشویق ، زمینه هاى مطلوبى براى ایجاد دلگرمى به شمار مى آیند. براى برقرارى ارتباط مثبت همیشه كلام كارساز نیست . صبر و سكوت فضا را كاملا مناسبتر مى سازد. نباید كلام و سخنان خود را بیهوده خرج كنیم ، باید براى كلام بخصوص كلمات طیّب و بجا، ارزش قائل شد و آن را در جایى كه ثمربخش است به كار برد. بعضى اوقات ما در سخنانمان قصد ابراز محبت و كمك داریم ، ولى در عمل طرف مقابل را محكوم مى كنیم .
    با ابراز مهر و عطوفت نباید بیش از اندازه فرد را تحت حمایت و یا محبتهاى افراطى خود قرار دهیم و در كار و رفتارهاى وى بیش از حد دخالت داشته باشیم .
    معلم و والدین ، نباید كودك را از صراحت لهجه و داشتن منطق نهى كنند، البته باید از بحثهاى دقیق و خشك منطقى با وى نیز اجتناب ورزند. برخوردهایى كه موجب پالایش روح و روان شود بسیار مؤ ثر است . بردبارى و سكوت در بروز احساسات و عواطف طرف مقابل و در ایجاد تجربه مفید و ارائه رفتار سنجیده بسیار كارساز است . اینها همه زمینه تغییر بینش را در دانش آموز فراهم مى سازد.
    دادن قدرت انتخاب و ایجاد فضاى باز براى تجربه دانش آموز با ارائه نمونه بسیار مفید است . ارائه نمونه و الگو یعنى مربى خود را شخصى ((واقعى )) و ((متعادل )) نشان دهد؛ به این معنا كه اگر مربى در معرض خطا و اشتباه قرار گیرد، بى اعتنا به وجهه اجتماعى و شهرت طلبى ، سعى در اصلاح آن رفتار دارد.
    والدین و مربیان مسؤول
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  3. #153
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آثار نامطلوب تنبیه بدنى




    چهار- تشكیل جلسات بحث گروهى

    ضرورت جلسات بحث گروهى


    نیاز به علم و آگاهى ، جست و جو و كنجكاوى و دست یابى به حقیقت و كشف علّت پدیده ها از جمله گرایشهاى فطرى و انگیزه هاى وجودى انسان است . همه مسائل را نمى توان در قالب خطابه و سخنرانى " 316 ". به دانش آموزان آموخت .
    بخصوص اگر شرایط محیطى و روانى آنان نیز مساعد نباشد. یكى از راههایى كه مى تواند در دانش آموز، زمینه شكفتن و حركت فعال فكرى و عملى را ایجاد كند، تشكیل جلسات بحث گروهى و گروههاى آموزشى است . جلسه بحث گروهى اگر با برنامه ریزى قبلى باشد، مى تواند فضایى مناسب ایجاد كند، به طورى كه دانش آموز در آن احساس آزادى و امنیت خاطر نماید، به راحتى حرف خود را بازگو كند و مكنونات قلبى خویش را اظهار نماید. با صراحت مطالب خود را بگوید و براى نظریات دیگران ارزش قائل شود و احساس احترام متقابل نماید.
    قدرت بیان پیدا كند، خود تجربه نماید، از تجربیات دیگران سود جوید و در مسائل تفكر بیشترى نماید و ذهن خالى خود را از ساده اندیشى و زودباورى رهایى بخشد. روش آزادمنشانه معلم و والدین در محیط خانه و مدرسه ، زمانى مى تواند در ایجاد عزّت نفس دانش آموز مؤ ثر و مفید واقع شود كه كلیه افراد آن مجموعه در جریان كارها و برنامه ریزیها و تصمیم گیریهاى مربوط به مسائل خودشان ، از فرصت برابر بهره مند گردند و خود را در آن سهیم بدانند.
    در جامعه ما با توجه به ضعف فكرى و اخلاقى " 317 ".، بعضى از خانواده ها در به انجام رسانیدن وظایف و مسؤولیت حساس خود، نمى توانند مرجع مناسب و كاملى براى پاسخگویى به سؤ الات علمى و اعتقادى فرزندان خود باشند، لذا كودك و نوجوان با توجه به كنجكاویهاى فطرى و نیازهاى روانى خود سعى مى كند از طُرق مختلف - صحیح و ناصحیح - با مسائل پیرامون خویش آشنا شود و براى ارضاى این نیازها به پرسشهایى پیرامون مسائل مختلف زندگى و مسائل جنسى ، مبادرت ورزد و چه بسا افراد ناباب و گروههاى ناصالح را در گوشه و كنار مرجع پاسخگویى به سؤ الات و رفع مشكلات خود قرار دهد. بدین ترتیب ممكن است زمینه هاى انحراف و سوءرفتار در آنان پدید آید و از این طریق ساختار اندیشه و شخصیّت ایشان شكل بگیرد، كه در این صورت براى خانواده ها و مسؤولان مدرسه بسیار سخت خواهد بود كه بتوانند این طرز فكر و بینش را در دانش آموزان تغییر داده و یا اصلاح و بازسازى كنند. از این رو جلسات بحث گروهى مرجع بسیار خوبى براى شخصیت دادن به آنان و برطرف كردن مشكلات و پاسخگویى به سؤ الاتشان خواهد بود.
    جلسه بحث گروهى ، جلسه اى برنامه ریزى شده ، منظم و با حضور معلم و مربى تشكیل مى شود. موضوعات قابل طرح در این جلسات در حول دو محور اصلى است ؛ یكى پیرامون مسائل اخلاقى و ارزشى كه از سوى مدرسه مطرح مى گردد و دیگر مسائل و مشكلات مبتلا به و مورد نیاز دانش آموزان ، كه توسط خود آنان طرح مى شود.
    در این جلسات ، خواسته ها، ارزشها، انتقادها، شكایتها، طرحها و سؤ الات و پیشنهادهاى افراد، در زمینه هاى درسى ، تربیتى ، اخلاقى و ورزشى مطرح مى گردد و براى هركدام در طول این جلسات هفتگى فرصتى پیش بینى مى شود تا همه دانش آموزان بتوانند در مورد موضوع و پیشنهادهاى مورد علاقه خود صحبت كنند و خواسته ها و آرزوهاى قلبى خود را در فضایى دوستانه و صمیمى بیان كنند و از این طریق احساسات خود را تخلیه نمایند.
    غالبا معضلات روانى دانش آموزان كه موجب گرفتارى و بروز رفتارهاى نامتعادل و نابهنجار در سطح مدرسه و خانه مى شود، با گذاشتن چنین جلساتى كاهش مى یابد و پس از استمرار جلسات ، معمولا مشكلات حل مى شود و در عین حال زمینه اى براى بررسى همه جانبه مسائل و همدلى و هم احساسى گروه در بیان و درك ضرورت مقررات و قواعد نظم و انضباط مدرسه فراهم مى گردد به طورى كه پس از ارزیابى كارها و رفتارها توسط جمع همسال ، یادگیرى و پذیرش و درون سازى مفاهیم و ارزشها، ساده تر صورت مى گیرد.
    روند اجتماعى شدن دانش آموزان و احساس ارزشمندى تا آن جا ادامه مى یابد كه با هدایت و راهنمایى معلّمان و مربیان آشنا و صالح ، به تدریج خود دانش آموزان - با نظارت و حضور مربیان ذى صلاح - اداره جلسات را بر عهده مى گیرند.
    در این جلسات ، تجربه عملى روش آزادمنشانه و روحیه احترام متقابل و اظهار دلگرمى و شخصیت دهى به نظرات دانش آموزان در فضایى آزاد و صمیمى به مورد اجرا گذارده شده و به ثمر مى نشیند. بیان نظریات و گفت و گوها و انعطاف مربى در مقابل آراء و افكار و احساسات دیگران ، در عمل ، آموزش داده مى شود. در این جلسات معلم و مربى تنها راهنما و هدایتگر بحث ها هستند.
    ابتدا موضوع جلسات اعم از مسائل درسى و اخلاقى ، ورزشى و چگونگى استفاده از اوقات فراغت مطرح مى شود و سپس تجارب خوب دانش آموزان پرتلاش و فعّال و مؤ دب در زمینه هاى مذكور، در اختیار گروه قرار مى گیرد.
    جلسات باید به طور منظم و با برنامه ریزى قبلى توسط معلم و مربى درباره موضوعات موردنظر دانش آموزان - كه قبلا باید درباره آن مطالعه و فكر كرده باشند - تشكیل شود تا در برقرارى نظم و انضباط و اجراى قوانین و مقررات ، تصمیم گیریها و تشخیص راه حلها و بررسى اتفاقات و تجربیات مفید دانش آموزان ، مورد استفاده و بهره ورى قرار گیرد. بهتر است دستور كار جلسات یك هفته قبل در تابلو اعلانات نصب شود.
    همچنین طرح موضوعاتى درباره مشكلات عمومى دانش آموزان - كه در برخورد با همسالان خود در كلاس ، در زنگ تفریح و یا در كارهاى گروهى و یا دسته جمعى پدید مى آید - مى تواند به عقده گشایى ، تخلیه احساسات و تفاهم جمعى منجر گردد و از جهت فكرى و بینشى ، روحیه جمعى و هماهنگى اجتماعى را ارتقا بخشد.
    بعضى از افراد از هوشیار شدن دانش آموزان هراس دارند و این گونه جلسات را مفید نمى دانند، در صورتى كه اگر این جلسات با برنامه ریزى قبلى و ارائه بینش صحیح توسط معلم و مربى آگاه ، دلسوز و خُبره ، در فضایى دوستانه و صمیمانه تشكیل گردد و به طور صحیح هدایت و رهبرى شود، در رشد روحیه اجتماعى و شخصیت دانش آموزان سهم بسزایى داشته و در ارتقاى سطح بینش و تحوّل فكرى و رفتارى آنان بسیار مؤ ثر است .
    والدین و مربیان مسؤول
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  4. #154
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آثار نامطلوب تنبیه بدنى




    دست یابى به كرامت ارزشى


    انسانها با همه تفاوتها و ویژگیهاى مختلف فردى داراى نیازهاى مشترك و عمومى هستند كه از عمق فطرت آنها سرچشمه مى گیرد و باید این نیازها به دقت مورد مطالعه و بررسى قرار گیرد. از جمله نیازهاى عمومى و فطرى انسان ، نیاز به محبت و عزت نفس یا خودارزشمندى است كه در صورت ارضاى این نیاز، احساس خوشایندى از تواناییها و در نتیجه احساس لیاقت در انسان به وجود مى آید و بدین ترتیب ، زمینه شكوفایى استعدادها و رشد شخصیت حاصل مى شود.
    بنابراین یكى از رسالتهاى مهم تعلیم و تربیت در جامعه ، احیا و تقویت عزت و كرامت نفس در انسان است .
    انسان به طور فطرى به عزت و كرامت نفس گرایش دارد، یعنى یك شرافت و ارزشى را در نفس و وجود خویش احساس مى كند كه به سبب آن از رذالتها و پستیها گریزان است . عزت نفس همان احساس كرامت و بزرگوارى و شرف و آبرو است . پیامبر اسلام صلى اللّه علیه و آله براى رشد همین گرایش فطرى بوده است كه فرمود:
    اِنّى بعثت لاءتَمِّمَ مَكارِمَ الاَخلاق ؛ من برانگیخته شدم تا روح بزرگوارى و مكرمت را در وجود شما كامل كنم )). انسان كریم كسى است كه عزت نفس دارد و از پستیها و رذالتهایى مثل : دروغ ، تهمت ، غیبت ، فحش و صفات پست و زشت دیگر گریزان است و خودش را بالاتر و برتر از این مى بیند كه رفتار و گفتارش به این رذایل آلوده شود.
    ((عزیز)) به معناى نفوذناپذیر است و انسان عزتمند هرگز اجازه نمى دهد رذالت و پستیها در شخصیت وى نفوذ كند. انسانى شایستگى خلافت الهى را در روى زمین پیدا مى كند كه عزت و بزرگوارى و مردانگى و فتوت و سخاوت و مروت و كرم و شرف در او به بالاترین درجه ، تجلى یابد؛ چنان كه این صفات شخصیّت انبیا و ائمه معصومین علیهما السلام به طور كامل ظهور پیدا كرده است .
    مخالفین و معاندین انبیا براى تسلط بر مردم و نفوذ در آنان ، اولین كارشان تحقیر و از بین بردن روح مكرمت در انسانها بوده است ؛ یعنى شخصیّت آنان را تحقیر مى كردند تا بتوانند آنان را به بردگى و عبودیت فكرى بكشانند. فاستخف قومه فاطاعوه انهم كانوا قوما فاسقین " 318 ".؛ او (فرعون ) قومش را تحقیر كرد پس آنها هم اطاعتش كردند، چرا كه آنها قومى فاسق بودند. یعنى كسانى كه بپذیرند دیگران تحقیرشان كنند از نظر قرآن ((فاسق )) نامیده شده اند " 319 ". در نظام فرعونى روابط انسانها با یكدیگر روابط تحقیرآمیز است و خداوند به پیامبر اكرم صلى اللّه علیه و آله مى فرماید:
    فاصبر ان وعد اللّه حق و لا یستخفنك الذین لایوقنون " 320 ".؛ (اى پیامبر) استقامت و پایدارى پیشه كن كه وعده خدا حق است . مبادا افراد بى ایمان تو را تحقیر و تضعیف كنند (كه بخواهى در اثر احساس حقارت پیرویشان كنى )).
    اولین كارى كه استثمارگران و استعمارگران در كشورهاى جهان سوّم مى كنند استعمار فرهنگى است ؛ یعنى به فرهنگ آنها تهاجم مى كنند و شخصیتشان را هیچ و پوچ مى پندارند تا آنان را اسیر و بنده و پیرو خود كنند و در جهت اهداف و مقاصد شوم خود به كار گیرند. بنابراین ، براى تحقق اهدافشان اولین كار آنها تحقیر و پست شمردن ارزشهاى فرهنگى و شخصیتى آنهاست . نظامهاى سلطه از خود تعریف مى كنند و دیگران را تحقیر مى نمایند. از این رو براى دست یابى به استقلال و آزادگى نفس باید عوامل تضعیف و یا نابود كننده عزت نفس را شناخت و كنار زد و به عواملى كه در امر تعلیم و تربیت موجب تقویت كرامت نفس انسان مى شود توجه كرد و اهمیّت داد.
    امام على علیه السلام خطاب به فرزندش امام حسن علیه السلام مى فرماید: اَكْرِمْ نَفْسَكَ عَنْ كُلِّ دَنیّةٍ وَ إ نْ ساقَتْكَ اِلَى الَّرغائِبِ؛ فِاِنَّكَ لَنْ تَعْتاضَ بِما تَبْذُلُ مِنْ نَفْسِكَ عِوَضا " 321 ".؛ پسرم شخصیت و نفس خود را گرامى بدار و از آلودگى به هر كار پستى برتر بدان (در مقابل هر عمل پستى فكر كن كه شخصیت من بالاتر از این است كه به این پستیها آلوده شود). اگرچه تو را به آنچه میل دارى برساند؛ زیرا تو در مقابل آنچه از دست مى دهى پاداش ‍ مناسب نمى گیرى كه با شخصیت تو برابرى كند (بنابراین تو ضرر مى كنى ). بعد مى فرماید: وَ لا تَكُنْ عَبْدَ غَیْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللّهُ حُرّا " 321 ".؛ و بنده كسى مباش به راستى كه خدا تو را آزاد قرار داده است .
    اگر انسان تن به پستى و رذالت بدهد و خود را با خواسته ها و تمایلات نفسانى پست و كوچك نماید و مدام چشمش به دست مردم باشد، خود را تحقیر كرده است . وجدان انسان به او مى گوید: اى انسان ، تو بزرگى و كریمى ، و مقام تو بالاتر از این است كه كار زشتى را مرتكب شوى . اصولا انسان غیرتمند و كسى كه عزت نفس دارد كار زشت نمى كند؛ مثلا آدم با شرف هرگز تن به بى عفتى نمى دهد " 322 ". انسان به طور فطرى عزت نفس ‍ را دوست دارد و حتى خودش را به رنج و زحمت و مشقت مى اندازد تا عزت نفس خویش را حفظ كند؛ یعنى ترجیح مى دهد گرسنگى ، تشنگى ، اسارت ، شهادت را تحمل كند، ولى عزت نفس خویش را از دست ندهد. انت ما اءستَغنَیْتُ عن غیرك اعلى الناس قدرا؛ تو همین مقدار كه از دیگران بى نیاز باشى از همه مردم عزیزترى " 323 ".
    على علیه السلام مى فرماید: احتج الى مَنْ شئت تكن اسیره ؛ استغن عن من شئت تكن نظیره احسن الى من شئت تكن امیره " 324 ".؛ یعنى نیازمند هر كس مى خواهى باش امّا بدان اگر نیازمند كسى شدى تو برده او هستى . از هر كه دلت مى خواهد بى نیاز باش (كه در این صورت ) مثل او هستى . به هر كسى كه دلت مى خواهد نیكى كن ، (بدان كه ) در این صورت ، تو امیر او هستى .
    پس نیازمندى به افراد، نوعى احساس ذلت و پستى و درماندگى است . باید این روحیه در افراد مسلمان پرورش یابد كه پیوسته از دیگران توقع و انتظار نداشته باشند و همیشه خود را نیازمند دیگران احساس نكنند.
    على علیه السلام مى فرماید: الطّمَعُ رِقُّ مُؤَبَّد؛ طمع ، بردگى و ذلت همیشگى است .
    فردى كه عزت نفس دارد، روحیه آزادمنشانه پیدا كرده ، هرگز حاضر نیست بردگى و تملق و چاپلوسى دیگران را بكند؛ زیرا احساس مى كند كه نباید برده خواهشهاى نفسانى و شهوات خویش باشد.
    انسان موجودى مركّب است ؛ یعنى طبیعتى حیوانى دارد و فطرتى الهى كه آیه شریفه نَفَخْتُ فیه مِنْ رُوحى " 325 ".؛ گویاى آن است و این ، همان منِ انسانى است كه احساس شرف و عزت مى كند و هرگز حاضر نیست تن به خفت و خوارى بدهد. در حقیقت در درون انسان دو كشش وجود دارد. یكى كششهاى نفسانى كه ریشه در طبیعت انسان دارد و دیگرى گرایشهاى روحانى كه ریشه در فطرت انسان دارد.

    میل جان اندر ترقى و شرف
    میل تن در كسب اسباب و علف

    بزرگترین رسالت انبیا و ائمه معصومین در تربیت انسان ، پرورش شخصیت آزاده و متعالى و متعبد با روش آزادمنشانه بوده است . در این راه به تزكیه نفس سفارش كرده اند: قَدْ اَفْلَحَ مَنْ زَكّیها " 326 ". تزكیه نفس ، یعنى صیقل دادن شخصیت و پاك كردن نفس از غبار هوى و بردگى و بندگى مال و ثروت و مقام و به عبارت دیگر، رسیدن به حریّت و داشتن روحیه آزادگى و برخوردارى از شخصیتى والا و كریم است . المجاهد من جاهد نفسه ، آن كه با نفس خویش مجاهد مى كند، مجاهد واقعى است . زیرا اشجع الناس من غلب هواه " 327 ".؛ شجاعترین مردم كسى است كه بر هواى نفس خویش پیروز شود.
    جهاد با نفس در اثر توجّه مكتب اسلام به مسئله كرامت ، عزت و شرافت مقام عالى انسان است كه نباید لكه دار شود. اساسا با تكیه بر این مسئله است كه انسان به درجات عالى و كمال دست مى یابد. شرافت تكوینى و ذاتى انسان همان نفخه روح خداوندى در اوست " 328 ". انسان براى خلیفه شدن و خلافت در روى زمین آفریده شده است . از استعدادهاى مهم آدمى - كه وى را از ملائكه هم بالاتر و فراتر برده است - همان خلاقیت و ابتكار و آفرینندگى در ارزشهاست كه در عین داشتن دو بعد ناسوتى و ملكوتى با اختیار و آزادى از اسفل السافلین تا اعلى علیین مى تواند نوسان داشته باشد و این همه آثار علمى و عرفانى خلق كند. در حقیقت ، انسان مظهر اسما و صفات الهى در عالم الهى است . این احساس نفیس بودن در وجود انسان همواره شعله ور است و باید آن را حفظ كرد و پرورش داد. روند تعلیم و تربیت در خانه و مدرسه و اجتماع باید به گونه اى باشد كه به شخصیّت و كرامت نفس دانش آموز لطمه اى وارد نسازد؛ زیرا همه انحرافات و اختلالات رفتارى در نتیجه صدمه دیدن و لكه دار شدن عزت نفس افراد است .
    امام صادق علیه السلام مى فرماید: اءثامِنُ بِالنَّفْسِ النَّفیسَةِ رَبَّها وَ لَیْسَ لَها فِى الْخَلْقِ كُلِّهِمُ ثَمَن " 329 ".؛ بهاى نفس گرانبها را پروردگارش مى دانم كه قیمتى براى آن در تمام خلقت نیست .
    از امام سجاد علیه السلام مى پرسند: از همه مردم بزرگتر كیست ؟ مى فرمایند: كسى كه در مقابل نفس خودش براى چیز دیگرى ارزش قائل نباشد. كسى كه براى روح و شخصیت خودش اهمیت قائل است ، فضیلتهاى عالى اخلاقى و دینى براى او ارزشمند است . وقتى انسان ، خود ملكوتى خویش را احساس كند به سوى مبداء ملكوت اوج مى گیرد. هدف از تعلیم و تربیت از دیدگاه اسلام ، فراهم كردن شرایط و زمینه هایى براى پرورش این احساس ملكوتى است تا دیگر تن به حقارت و پستى ندهد؛ چرا كه : من كرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته " 330 ".، و من كرمت علیه نفسه لم یهنها بالمعصیة " 331 ".؛ كسى كه نفسش بزرگوار باشد تمایلات نفسانى و شهوانى در نظرش پست و كوچك است ، و كسى كه كرامت نفس ‍ دارد هرگز با ارتكاب گناه آن را پست و خوار نمى گرداند.
    انسان وقتى به ارزش ((خود)) پى ببرد و بفهمد كه از عالم بالا و با عظمت است ، دیگر به خوارى و سرشكستگى تن نمى دهد. همه تلاش پیامبران و ائمه معصومین علیهما السلام در این بوده كه انسان را با عظمت وجودیش ‍ آشنا سازد: من عرف نفسه فقد عرف ربه " 332 ".؛ كسى كه خودش را شناخت خدایش را هم مى شناسد.
    وقتى كسى كرامت و ارزش نفس خویش را احساس كرد دیگر تن به ذلت و زبونى و آلودگى نمى دهد؛ دروغ نمى گوید، خودبینى و خودمحورى ندارد، غیبت نمى كند، تكبر نمى ورزد، جسارت نمى كند، ظلم و ستم روا نمى دارد.
    اگر انسان خود واقعى خویش را پیدا كند دیگر احساس حقارت نمى كند، بلكه احساس عظمت و قدرت شخصیّت مى كند و این در پرتو نور الهى و تقرب به منبع عزت حاصل مى شود. انسان اگر براساس فطرتش فقط خداوند را در عالم مؤ ثر بداند رشد مى یابد. انسان به طور فطرى حقیقت را دوست دارد و طالب حقیقت است و از جهل تنفر دارد و ایثار و گذشت از خود را براى رسیدن به حق دوست مى دارد. چون خودش را وابسته به عالم رحمت و فیض احساس مى كند و نیكى را دوست دارد و احسان را ارزش ‍ مى داند و نسبت به انجام آن ، احساس ارزشمندى مى كند.
    از دیدگاه تربیتى اسلام ، تمام احساسهاى ارزشى و اخلاقى و معنوى پس از ادراك و شناخت خویشتن ، در پرتو فیض الهى حاصل مى شود. دست یابى به ارزش وجودى و سرمایه هستى " 333 ". در تعلیم و تربیت دینى ، دریافت كرامت و احساس ارزشمندى نسبت به سرچشمه عزت است كه رفتار و كردار و اهداف انسان تاءثیر مى گذارد. اگر انسان خود واقعى خویش را كشف كند، به ارزشهاى اخلاقى و عالى دینى رسیده " 334 ". و در مسیر تكامل واقع شده است . تمام فلسفه اخلاقى و تربیتى اسلام بر حول محور خودشناسى و خداشناسى و یافتن عزت نفس در پرتو عزتمندى حقیقى دور مى زند. از طرفى رشد شخصیّت انسان وابسته به تربیت طبیعت و فطرت در جهت گرایش به حق و مبارزه حقیقى با خواسته هاى نفسانى و تلاش و عزت و عظمت در تمام شؤ ون مختلف زندگى را تنها باید از خدا و در نزد خدا یافت و بس .
    پیامبر اكرم صلى اللّه علیه و آله فرمود: در زندگى دنیا هم احتیاجاتتان را با رعایت عزت نفس برآورده سازید: اطلبوا الحوائج بعزة الانفس " 335 ".: نیازمندیها را با حفظ عزت نفس برآورده سازید. امام على علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام فرمود: اءكرم نفسك عن كل دنیة ؛ نفس ‍ خود را از هر پستى و فرومایگى حفظ كن و عزیز بدار. پیامبر صلى اللّه علیه و آله فرمود: فاستعفف عن السؤ ال ما استطعت " 336 ".؛ تا مى توانى از مردم چیزى طلب مكن و نیز فرمود: لو یعلمون ما فى المساءلة ، ما مشى اءحد یساءله شیئا: اگر مردم مى دانستند در درخواست از مردم چه (خوارى و ذلّتى ) وجود دارد، هرگز كسى از كسى چیزى درخواست نمى كرد.
    امام باقر علیه السلام مى فرماید: اَلْیاءس عمّا فى اَیْدِى النّاسِ عِزُّ لِلْمُؤ مِنین " 337 ".؛ یاءس و بى نیازى و چشم طمع نداشتن از آنچه در دست مردم است موجب عزت نفس مؤمن است . و قوى آن كسى است كه بر هواى نفس خود غالب باشد: الشّدید مَنْ غَلَب نَفْسَه " 338 ".
    امام حسین علیه السلام فرمود: مَوْتٌ فى عِزٍّ خَیرٌ مِنْ حَیاةٍ فى ذُلٍّ " 339 ".؛ مرگ با عزّت از زندگى با ذلت بهتر و بالاتر است و نیز فرمود: فَاءِنّى لا اءرَى الْمَوتَ إ لّا سعادَةً وَ لا الْحیوةَ مَعَ الظّالمینَ إ لّا بَرَما " 340 ".؛ من مرگ را جز سعادت نمى بینم و زندگى با ستمگران را جز ملامت نمى نگرم .
    على علیه السلام مى فرماید: اَلْمَنیَّةُ وَ لاَ الدَّنِیَّةُ، وَ التَّقَلُّلُ وَ لاَ التَّوَسُّلُ " 341 ".؛ مرگ آرى ، ولى پستى نه ، به كم ساختن و قانع بودن ، آرى ولى دست نیاز پیش دیگران دراز كردن ، هرگز! سیدالشهداء علیه السلام مى فرماید: الصِّدقُ عزُّ والكِذبُ عَجْزٌ " 342 ".؛ صداقت و راستى از عزت و بزرگوارى ، و دروغ و دروغگویى از عجز و ناتوانى است . على علیه السلام مى فرماید: اَلغَیْبَة جُهْدُ الْعاجِز " 342 ".؛ غیبت نهایت تلاش افراد ناتوان و ذلیل است .
    امام صادق علیه السلام فرمود: ما مِنْ رَجُلٍ تَكَبَّرَ، اَوْ تَجَبَّرَ إ لّا لِذِلَّةٍ وَجَدَها فِى نَفْسِهِ؛ هیچ انسانى گرفتار تكبر و یا ستمگرى و یا خشونت نمى شود، مگر به سبب حقارتى كه در نفس خویش احساس مى كند و نیز مى فرماید: ما مِنْ اءحدٍیتیهُ إ لّا مِنْ ذِلَّةٍ یَجِدُها فى نفسه " 343 ".؛ هیچ انسانى دچار تكبر نمى شود مگر به سبب خوارى و ذلتى كه در درون خویش احساس ‍ مى كند.
    امام هادى علیه السلام مى فرماید: مَنْ هانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فَلا تَاءْمَنْ شَرَّهُ " 344 ".؛ هر انسانى كه شخصیتش در نظرش خوار و بى مقدار شد، از شرش ایمن مباش .
    امام على علیه السلام فرمود: نفاق الْمرء مِنْ ذِلٍّ یَجدُهُ فى نَفسه " 345 ".؛ نفاق و دورویى انسان ، ناشى از حقارت و ذلتى است كه شخص در وجود خود احساس مى كند.
    نیز مى فرماید: مَنْ هانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ فَلا ترج خیره " 346 ".؛ كسى كه نفسش ‍ در نظرش خوار و بى مقدار شد به خیرش امیدى نداشته باش . امیرمؤمنان على علیه السلام فرمود:
    مَنْ كَرُمَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ هانَت عَلَیهِ شَهَواتُهُ " 347 ".؛ كسى كه شخصیتش ‍ برایش بزرگوار و عزیز شد، شهوات و تمایلات نفسانى در نظرش خوار و بى مقدار مى شود.
    كسى كه عزت نفس دارد، تن به معصیت نمى دهد. و نیز فرمود: من شرفت نفسه نزعها عن ذله المطالب " 348 ".؛ كسى كه شرافت نفس دارد ذلت خواهشهاى نفسانى را از خود دور مى كند و نفس و شخصیت خود را به گناه آلوده نمى سازد.
    و نیز فرمود: مَن كَرُمَت عَلَیهِ نَفسُهُ لَم یُهَنها بِالمَعصیه " 349 ".؛ كسى كه كرامت نفس و عزت نفس دارد (نفسش برایش عزیز است ) هرگز با ارتكاب گناه و معصیت آن را حقیر و پست نمى سازد.
    امام حسین علیه السلام فرمود: من اقرّ بالذّل طائعا فلیس منّا اهل البیت " 350 ".؛ هر كس از روى اختیار به خوارى و ذلت گردن نهد از ما نیست . از این روایات نتیجه گرفته مى شود كه قوام و استوارى شخصیت انسان در گرو حفظ كرامت و عزت نفس ، به دست خود فرد و محیط تعلیم و تربیت اوست . اساس تعلیم و تربیت دینى ، بر محور پرورش و تقویت كرامت نفس انسان دور مى زند. خداوند در قرآن كریم مى فرماید: و لقد كرّمنا بنى آدم " 351 "....؛ كرامت (ذاتى ) را به فرزندان آدم ارزانى دادیم . بنابراین ، نظام تربیتى جامعه باید تلاش كند تا كرامت ذاتى به كرامت ارزشى تحوّل یابد.
    والدین و مربیان مسؤول
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  5. #155
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آثار نامطلوب تنبیه بدنى




    كرامت در رفتار و برخوردهاى پیامبر اكرم صلى اللّه علیه و آله


    در سیره عملى پیامبر اكرم صلى اللّه علیه و آله به وضوح مشخص است كه ایشان در برخوردهایشان همواره رفتارى كریمانه داشتند و مردم را تكریم مى كردند و خود با كرامت ترین انسانها بودند: كان اكرم الناس " 352 ".
    حضرت بیشترین تكریم را در رفتارش نسبت به مردم ابراز مى داشت .
    امام حسین علیه السلام فرمود: به پدرم گفتم : رفتار پیامبر با مردم چگونه بود؟ فرمودند: همیشه خوشرو و خوش برخورد بود " 353 ". نرم و خوشخوى بود. برخورد خشن نداشت ، سبكسر و فحاش و عیبجو نبود و مداحى كسى را نمى كرد. هرگز كسى را سرزنش نمى نمود و از او عیب و ایراد نمى گرفت . لغزش و عیبهاى مردم را جست و جو نمى كرد. در مقابل برخورد بد و بددهنى مردم بردبار و شكیبا بود و مى فرمود: هر وقت نیازمندى را دیدید، او را یارى كنید. هرگز ثناى كسى را نمى پذیرفت مگر این كه به عنوان سپاس گزارى (از آن حضرت ) باشد. كلام احدى را قطع نمى كرد، مگر این كه از حد گذشته باشد كه با برخاستن كلام وى پایان مى پذیرفت " 354 ".
    پیامبر اكرم صلى اللّه علیه و آله توصیه مى كرد كه برادران دینى خود را گرامى بدارید: من اءكرم اخاه المسلم ، فانما یكرم اللّه عزّوجل " 355 ".، هر كس ‍ برادر مسلمان خود را تكریم كند، خداى عزّوجلّ را تكریم كرده است .
    نیز مى فرمود: لا تحقّرنَّ احدا من المسلمین فإ ن صغیرهم عنداللّه كبیر " 356 ".، هرگز فردى از مسلمانان را كوچك و حقیر نشمارید كه كوچك آنان نزد پروردگار، بزرگ و ارجمند است .
    وجود مبارك پیامبر صلى اللّه علیه و آله - آن طور كه سیره نویسان نوشته اند - در برخوردهاى اجتماعى به هر كس كه مى رسید ابتدا سلام مى داد و هر كس خواسته اى از وى داشت در انجام دادن كار او، هرگونه سختى را تحمل مى فرمود تا خواسته اش برآورده شود. هرگز نشد كسى دست پیامبر را بگیرد و آن حضرت زودتر از طرف مقابل دست خود را بكشد. چون به مسلمانى مى رسید ابتدا با او مصافحه مى كرد و چون مشغول نماز بود و كسى در كنارش مى نشست نماز خود را زودتر تمام مى كرد و به او مى فرمود: آیا حاجتى دارى ؟ هر كس به حضور وى مى رسید، او را تكریم مى كرد، چنانكه گاهى عباى خود را زیر پاى او پهن مى نمود و یا او را بر تشك خود مى نشانید " 357 ".
    برخوردهاى اجتماعى پیامبر اكرم صلى اللّه علیه و آله سراسر رحمت و عطوفت و كرامت بود.
    با لبخند با مردم رو به رو مى شد: كان اكثر الناس تبسما " 358 ".؛ او بیشتر از هر كس دیگر متبسم بود. در نگاه كردن به مردم هیچ كس را استثنا نمى كرد و در وقت نگاه به مساوات نظر مى انداخت : كان رسول اللّه صلى اللّه علیه و آله یقسّم لحظاته بین اصحابه ، ینظر الى ذا و ینظر الى بالسّویّة " 359 ".
    به منظور احترام كامل نسبت به اصحابش آنان را با لقب و كُنیه و با اسمى كه بیشتر دوست داشتند، خطاب مى كرد و هرگز سخن كسى را قطع نمى كرد:
    یُكنِّى اصحابه و یدعوهم باءحبِّ اءسمائهم تكرمة لهم و لا یقطع على اءحد حدیثه " 360 ".
    پیامبر اكرم صلى اللّه علیه و آله اساس رشد و اصلاح امت را بر پرورش و ایجاد كرامت و عزّت نفس در آنان مى دید. همواره كرامت در نگاه ، رفتار، گفتار و در برخوردهاى وى نمایان بود.
    والدین و مربیان مسؤول
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  6. #156
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آثار نامطلوب تنبیه بدنى




    كرامت در برخورد با كودكان


    پیامبر اكرم صلى اللّه علیه و آله با تمام وجود به كودكان احترام مى گذاشت و همواره با آنان به تكریم رفتار مى كرد. امام صادق علیه السلام مى فرمود: روزى پیامبر صلى اللّه علیه و آله نماز ظهر را با مردم به جماعت مى خواند ولى دو ركعت آخر را به سرعت و بدون مستحبات به پایان رساند. پس از اتمام نماز مردم گفتند: یا رسول اللّه ، آیا در نماز حادثه اى پیش آمد؟ حضرت صلى اللّه علیه و آله فرمود: مگر چه شده است ؟ گفتند: دو ركعت آخر را با سرعت به پایان رساندید. فرمود: مگر صداى گریه كودك را نشنیدید " 361 ".؟
    در روایت دیگرى آمده است كه پیامبر صلى اللّه علیه و آله مردم را به نماز دعوت كرد و امام حسن ، كودك خردسال دخترش فاطمه زهرا سلام اللّه علیها نیز با آن حضرت بود.
    پیامبر كودك را كنار خود نشاند و به نماز ایستاد. در بین نماز یكى از سجده ها را خیلى طولانى كرد. راوى حدیث مى گوید: من سر از سجده برداشتم دیدم امام حسن علیه السلام روى دوش پیامبر نشسته است . وقتى نماز تمام شد مردم گفتند: اى رسول خدا، سجده اى را از شما ندیده بودیم ؟ گمان كردیم كه بر شما وحى نازل شده است . فرمود: وحى نرسیده ، فرزندم حسن در حال سجده بر دوشم سوار شد، نخواستم شتاب كنم و كودك را به زمین بگذارم ، آن قدر صبر كردم تا خودش از شانه ام پایین آمد " 362 ".
    نیز نقل شده است كه پیامبر صلى اللّه علیه و آله نشسته بود، حسن و حسین وارد شدند، حضرت چون آنها را دید به احترامشان از جاى خویش بلند شد و به انتظار ایستاد.
    كودكان آهسته راه مى رفتند. لحظاتى طول كشید. نرسیدند سپس پیامبر صلى اللّه علیه و آله به طرف آنان رفت و هر دو را در آغوش گرفت و بر دوش ‍ خود سوار كرد و به راه افتاد و در همان حال مى فرمود: فرزندانم مركب شما چه مركب خوبى است و شما چه سواران خوبى هستید " 363 ".
    رفتار نیكوى پیامبر اكرم صلى اللّه علیه و آله تنها به حسن و حسین علیهماالسلام اختصاص نداشته ، بلكه رفتار وى با همه كودكان از موضع تكریم شخصیت آنان بوده است . نقل شده است كه روزى رسول اكرم صلى اللّه علیه و آله از سفرى برگشتند و در راه به كودكان برخورد كردند و به احترام آنها ایستادند. آن گاه فرمودند: كودكان را بیاورید. مردم نیز آنان را آوردند و از زمین بلندشان كرده و به آن حضرت مى دادند. رسول خدا بعضى را در آغوش گرفتند و بعضى را بر دوش خود سوار كردند و به اصحاب خود نیز فرمودند: كودكان را در آغوش بگیرید و بر دوش خود بنشانید. كودكان از این صحنه مسرت بخش ، خوشحال شدند و براى آنان بسیار خاطره انگیز بود " 364 ".
    رفتار پیامبر اكرم صلى اللّه علیه و آله به قدرى با خردسالان نیكو و محبت آمیز بود كه این جمله ضرب المثل شده بود: التلطّف بالصبیان من عادة رسول اللّه صلى اللّه علیه و آله " 365 ".؛ مهربانى و احترام به كودكان عادت رسول خدا بوده است . از امام باقر علیه السلام نقل شده كه رسول خدا فرمود: خمسٌ لا اءدعهنّ حتّى الممات : ... والتّسلیم على الصبیان ، لتكون سنّة من بعدى " 366 ".؛ پنج چیز است كه تا لحظه مرگ آنها را ترك نمى كنم : ... و {یكى از آنها} سلام دادن به كودكان است ، تا این كه پس از من به صورت سنتى بین مردم باقى بماند.
    اگر معلم و مربى و والدین عزت نفس داشته باشند و در زندگى ، با كرامت با كودكان و نوجوانان برخورد نمایند، مسلّما، شخصیتهایى بزرگوار و انسانهایى والا و نسلى عزتمند خواهیم داشت .
    والدین و مربیان مسؤول
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  7. #157
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آثار نامطلوب تنبیه بدنى




    فصل یازدهم : نكات مهم كاربردى در تربیت كودكان و نوجوانان

    نكات مهم كاربردى در تربیت كودكان و نوجوانان


    1 - مربیان و والدین باید مددكار كودكان باشند و به جاى پرخاشگرى و ارعاب آنان ، با صبر و تحمّل و برخوردى محبّت آمیز، علاوه بر ایجاد اعتماد به نفس و احساس امنیت در آنان زمینه شكوفایى استعدادهایشان را فراهم سازند.
    2 - در دوره ابتدایى تمام فعالیتهاى پرورشى - آموزشى باید با تنوع و جذابیت و تواءم با تشویق و سرگرمى باشد و از آن جا كه بازیهاى كودكان براى رشدِ آنان ضرورت دارد و وسیله اى بسیار مهم براى تربیت جسم و روح و اندیشه و عواطف و احساسات آنان به شمار مى رود، ((هنر مربى گرى )) در تربیت نونهالان به كارگیرى و تلفیق بازیها با مسائل تربیتى و آموزشى است .
    3 - والدین و مربیان باید ساعتهایى از روز را براى پاسخگویى و برخورد صحیح با كودكان و فرزندان خود اختصاص دهند. همچنین باید جهت تصمیم گیرى در مقابل درخواستها و یا رفتارهاى كودك ، معیارها و ضوابط صحیحى را در نظر بگیرند.
    عدم شناخت صحیح و نداشتن دیدگاه تربیتىِ درست درباره كودكان و عدم رعایت آداب و سنن اسلامى ، موجب غفلت از ایجاد تحولات عمیق در شخصیت انسان مى گردد. متاءسفانه بسیارى از والدین و مربیان هنوز هم وظایف خود را درباره فرزندانشان نمى دانند و با خشونت و بى اعتنایى با آنان برخورد مى كنند " 367 ". و حتى والدین و معلمان به جاى شكوفا نمودن استعدادهاى خدادادى كودكان به تحقیر و تنبیه و سرزنش آنان مى پردازند.
    والدین و مربیان مسؤول
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  8. #158
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آثار نامطلوب تنبیه بدنى




    اجبار كودكان


    4 - از دستور دادن مستقیم و مكرر به كودكان خوددارى كنیم ؛ بگذاریم خودش آن گونه رفتارى را كه از او انتظار داریم درك و احساس كند.
    5 - كودكان را به زور و به طور تحمیلى به كارى مجبور نكنید، بخصوص ‍ هنگامى كه مشغول بازیهاى مورد علاقه خود هستند؛ مثلا، بهترین زمان براى خوابیدن ، موقعى است كه آنها بر اثر فعالیتهاى مورد علاقه شان خسته شده اند.
    بنابراین ، مناسبترین زمان درخواست از آنان ، هنگامى است كه زمینه هاى احساس نیاز و علاقه به انجام كارى را در آنها مشاهده كنیم .
    6 - خصلتهاى نیك والدین ، بخصوص مادر، همچون سخاوت ، شجاعت و... جهت اصلى شكل دادن به شخصیت كودك را در روابط اولیه او تعیین مى كند.
    آزادمنشى والدین كه جنبه هاى مشخصه آن ، آزادى دان به كودكان و هم صحبت شدن و اهمیت دادن به اظهار نظر آنان و همچنین مشورت و تبادل نظر در تصمیمات خانوادگى است ، موجب شكوفایى زمینه هاى سازندگى ، خلاقیت ، كنجكاوى و آزاداندیشى و رهبریت نونهالان مى گردد.
    7 - ارتباطِ شدید عاطفى كودك با پدر و مادر، او را به سوى همكارى با آنان سوق داده و زمینه اطاعت از فرمانهاى آنان را فراهم مى سازد، زیرا به تجربه ، ثابت شده كه كودكانِ مطیعتر، كودكانى بوده اند كه مادرانشان در خصلتهاى زیر از سایرین برتر بوده اند:
    الف ) نسبت به خواسته هاى كودك ، حساسیت داشته و همواره بدان توجه مى كردند.
    ب ) كودك را در هر شرایط و موقعیتى پذیرا بودند.
    ج ) با تدبیر و سیاست ، با وى همكارى مى كردند و هرگز اراده خود را با زور و شدت عمل به او تحمیل نمى كردند.
    د) به كودكان خود احترام مى گذاردند.
    ه ) در عین ابراز محبت ، قاطع و استوار بودند.
    و) با عدالت و انصاف با آنها و سایر كودكان ، رفتار مى كردند.
    8 - هنگام خواب ، بهترین زمان براى قصه گویى است كه مى توان بهترین سرگذشتها را با زبانى ساده براى كودكان بازگو نمود كه این خود در شخصیت سازى كودكان ، بسیار مؤ ثر است .
    9 - درك این مساءله كه كودكان به مهر و محبت نیاز دارند به ما هشدار مى دهد كه برخوردهاى خشن و قهرآمیز، موجب انحراف مسیر رفتار عادى كودك گشته و سخت گیریهاى بجا و خواستن تكلیفهاى مكرر و دشوار از آنان یك نوع حالت دفاعى همراه با لجاجت در آنان ایجاد مى نماید، به طورى كه آزادى از آنها سلب شده و گاهى براى رسیدن به خواسته هایشان به دروغ ، متوسل مى گردند.
    10 - از آنجا كه كودك ، تحت تاءثیر شدید والدین است ، رفتار و عادتها و خصلتهاى مثبت یا منفى را از طریق تقلید از والدین كسب مى كند. بنابراین ، چنانچه والدین به یكدیگر دروغ بگویند، كودك نیز به دروغگویى كشیده مى شود.
    11 - گرایشها و معاشرتهاى خانوادگى با افراد خوش اخلاق و متدّین ، موجب علاقه به مسائل مذهبى و رشد خصوصیتهاى اخلاقى كودكان خواهد شد.
    12 - از كودكان نمى توان انتظار داشت كه پیوسته صامت و ساكت و بدون درخواست و سؤ ال از ما، در گوشه اى نشسته و فقط به درس خواندن مشغول باشند، بلكه باید به نیاز روحى و جوشش درونى آنان در این دوران پر انرژى و تحرك ، توجه نماییم .
    13 - كودك رفتار والدین و مربیان را به منزله یك پیام تلقى مى كند؛ پیامى كه مى رساند چه چیزهایى قابل پذیرش و مطلوب و چه چیزهایى نادرست و نامطلوب است . اگر اولیاى امور در اجراى خواسته هاى خود تردید نشان دهند، یا یكبار رفتارى را بپذیرند و بار دیگر آن را رد كنند، در این صورت نونهالان را در یك موقعیت سرگردانى قرار داده اند؛ چرا كه در این صورت آنان رفتار مشخصى را به عنوان عمل مطلوب و پسندیده یا نامطلوب و ناپسند نخواهند شناخت و دچار اضطراب خواهند شد.
    14 - میزان اختیار و آزادى دادن به كودكان در خانه یا در كلاس ، مشروط به حفظ كنترل و انضباط آنان است ؛ بنابراین ، آزادى را در قبال كنترل و حفظ انضباط مى توان محك زد.
    15 - مربیان باید در رفتار و تصمیم گیریهاى خود بر پایه استدلال و منطق عمل نمایند و همواره عواقب و پیش بینیها و آینده نگریهاى لازم را درباره تصمیمات و یا دستورهایى كه صادر مى كنند، در نظر بگیرند.
    16 - اولیا و مربیان باید در برخورد با كودكان ، رفتارى پسندیده و آگاهانه و مبتنى بر آزادى ارائه دهند، نه این كه به طور ناگهانى و عكس العملى و انفعالى با آنان رفتار كنند تا اختلالات روانى و رفتارى در آنان پدید نیاید.
    17 - والدین و مربیان همیشه درباره دستورهایى كه صادر مى كنند باید بیندیشند كه :
    الف ) چه چیزهایى اساس تصمیم آنان را تشكیل مى دهد؟
    ب ) اقتضاى سنى كودك چه نوع عمل و عكس العملى را مى طلبد؟
    ج ) رغبت و علاقه كودك چه روشى را ایجاب مى كند؟
    والدین و مربیان مسؤول
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  9. #159
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آثار نامطلوب تنبیه بدنى




    نكات پرورشى در دوره ابتدایى


    18 - كودكان باید نسبت به رفتارى كه مربیان و والدین از آنان انتظار دارند دقیقا آگاهى داشته باشند.
    19 - كودكان باید بدانند مقررات مربوط به آنان به چه علّت و براى چه وضع شده است و دلیل كارها را بدانند تا بهتر پذیرا باشند؛ در این راستا باید سعى شود هر ضابطه و مقرراتى كه وضع مى شود، دلیل منطقى از دیدگاه كودك داشته باشد.
    20 - به كودكان باید فرصت داد تا رفتار مطلوب و شایسته را مشاهده و تمرین نمایند و بعد از تمرین رفتار خاصى و یا عادت مطلوبى ، معلم وظیفه دارد، دلیل دست بودن آن را ذكر نماید.
    21 - كودكان باید رفتار صحیح را در عمل بیاموزند.
    22 - مربیان و والدین باید بدانند كه عادت شدن رفتار درست ، حاصل تمرین و تكرار است و با انجام و تكرار است كه عادات مطلوب در وجود كودكان جایگزین مى شود.
    23 - براى ایجاد عادت مطلوب ، پى گیرى مداوم از طرف مدرسه و خانه به طور هماهنگ ، امرى ضرورى است .
    24 - در اولین بار نباید انتظار داشت كه كودك رفتار مطلوب را ارائه داده و مطیع هر دستورى باشد، بلكه باید مدتى بگذرد تا مطلب برایش قابل پذیرش و درك باشد.
    25 - انجام رفتار و كارهاى خواسته شده از كودك ، باید براساس سن و اقتضاى ظرفیت وجودى او صورت پذیرد و حتما توانایى انجام كار براى كودك و مربى محرز شده باشد.
    26 - انتظار رفتارى همانند رفتار بزرگسالان و رعایت میزانها و معیارهاى آنان از كودكان ، منطقى نیست و مربیان باید رفتارى متناسب با اقتضاى سن كودك از وى انتظار داشته باشند.
    27 - والدین و مربیان باید بدانند كه موقعیتها مى توانند به تغییر رفتار كودكان بسیار كمك كنند؛ مثلا، براى جلوگیرى از اتلاف وقت كودكان در نگاه به تلویزیون ، مى توان آن را از اتاق هال (جایگاه عمومى ) جابه جا كرده و در محلى دیگر كه رفت و آمد در آن كمتر است قرار داد؛ در این صورت با تغییر محیط، كودكان ساعتهاى كمترى را براى نگاه كردن به تلویزیون اختصاص مى دهند.
    والدین و مربیان مسؤول
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  10. #160
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : آثار نامطلوب تنبیه بدنى




    ناسازگارى


    28 - اولیا و مربیان باید بدانند كه ناسازگاریهاى اجتماعى و عاطفى - كه تا دوره نوجوانى ادامه دارد - ناشى از محرومیتها و كمبودهاى عاطفى و بى توجهى والدین در دوره اولیه كودكى است . بنابراین ، چنین كودكانى بیش ‍ از دیگران ناسازگار بوده و فاقد قدرت و اراده و خویشتن دارى مى باشند و بیشتر، رفتارى پرخاشگرانه دارند؛ اغلب حواس پرتى در كلاس داشته و هنگام درس پرتقلا مى باشند و حتى زمانى كه از آنها تكالیف درسى خواسته مى شود، متوسل به دروغ مى شوند؛ وسایل اطراف خود را خراب مى كنند، عصبانى مى شوند و دیگران را كتك مى زنند، بدون نیاز، درخواست كمك مى كنند و حتى روابط اجتماعى سطحى و ضعیفى دارند.
    والدین و مربیان مسؤول
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

صفحه 16 از 17 نخستنخست ... 6121314151617 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •