۞*•*♥*مجموعه اشعار فریدون مشیری ۞*•*♥* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞*•*♥*مجموعه اشعار فریدون مشیری ۞*•*♥*
صفحه 2 از 7 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 63
  1. #11
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,305      تشکر : 2,655
    6,914 در 3,834 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞*•*♥*مجموعه اشعار فریدون مشیری ۞*•*♥*






    در همه عالم كسي به ياد ندارد
    نغمه سرايي كه يك ترانه بخواند
    تنها با يك ترانه در همه ي عمر
    نامش اينگونه جاودانه بماند

    ***
    صبح كه در شهر، آن ترانه درخشيد
    نرمي مهتاب داشت، گرمي خورشيد
    بانگ: هزار‌آفرين! زهرجا بر شد
    شور و سروري به جان مردم بخشيد
    ***
    نغمه، پيامي ز عشق بود و ز پيكار
    مشعل شب هاي رهروان فداكار
    شعله بر افروختن به قله كهسار
    بوسه به ياران، اميد و وعده به ديدار
    ***
    خلق، به بانگ "مرا ببوس" تو برخاست!
    شهر، به ساز "مرا ببوس" تو رقصيد!
    هركس به هركس رسيد نام تو را پرسيد
    هر كه دلي داشت، بوسه داد و ببوسيد!
    ***
    ياد تو، در خاطرم هميشه شكفته ست
    كودك من، با "مرا ببوس" تو خفته ست
    ملت من، با "مرا ببوس" تو بيدار
    خاطره ها در ترانه ي تو نهفته ست
    ***
    روي تو را بوسه داده ايم، چه بسيار
    خاك تو را بوسه مي دهيم، دگر بار
    ما همگي " سوي سرنوشت" روانيم
    زود رسيدي! برو، "خدا نگهدار"
    ***
    "هاله" ي مهر است اين ترانه، بدانيد
    بانگ اراده ست اين ترانه، بخوانيد
    بوسه ي او را به چهره ها بنشانيد
    آتش او را به قله ها برسانيد
    ۞*•*♥*مجموعه اشعار فریدون مشیری ۞*•*♥*
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 07-08-1389 در ساعت 12:15
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. #12
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,305      تشکر : 2,655
    6,914 در 3,834 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞*•*♥*مجموعه اشعار فریدون مشیری ۞*•*♥*




    به هر موجی که میگفتم

    به دريا شكوه بردم از شب دشت،
    وز اين عمري كه تلخ تلخ بگذشت،
    به هر موجي كه مي گفتم غم خويش؛
    سري ميزد به سنگ و باز مي گشت .!
    ۞*•*♥*مجموعه اشعار فریدون مشیری ۞*•*♥*
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. #13
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,305      تشکر : 2,655
    6,914 در 3,834 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞*•*♥*مجموعه اشعار فریدون مشیری ۞*•*♥*




    بیکرانه
    نه آن دريا، كه شعرش جاودانه است،
    نه آن دريا، كه لبريز از ترانه ست .
    به چشمانت بگو بسپار ما را،
    به آن دريا كه ناپيدا كرانه ست !
    ۞*•*♥*مجموعه اشعار فریدون مشیری ۞*•*♥*
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. #14
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,305      تشکر : 2,655
    6,914 در 3,834 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞*•*♥*مجموعه اشعار فریدون مشیری ۞*•*♥*




    پاسخ
    ساحل در انتظار كسي بود
    تا پاسخي بگويد، فرياد آب را .
    با ناله گره شده، دلتنگ، خشمگين،
    سر زير پر كشيدم و رفتم !
    جواب را .
    ۞*•*♥*مجموعه اشعار فریدون مشیری ۞*•*♥*
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. #15
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,305      تشکر : 2,655
    6,914 در 3,834 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞*•*♥*مجموعه اشعار فریدون مشیری ۞*•*♥*




    پرنیان سرد
    بنشين، مرو، چه غم كه شب از نيمه رفته است
    بگذار تا سپيده بخندد به روي ما
    بنشين، ببين كه دختر خورشيد "صبحگاه"
    حسرت خورد ز روشني آرزوي ما
    ***
    بنشين، مرو، هنوز به كامت نديده ايم
    بنشين، مرو، هنوز كلامي نگفته ايم
    بنشين، مرو، چه غم كه شب از نيمه رفته است
    بنشين، كه با خيال تو شب ها نخفته ايم
    ***
    بنشين، مرو، كه در دل شب، در پناه ماه
    خوش تر ز حرف عشق و سكوت و نگاه نيست
    بنشين و جاودانه به آزار من مكوش
    يكدم كنار دوست نشستن گناه نيست
    ***
    بنشين، مرو، حكايت "وقت دگر" مگوي
    شايد نماند فرصت ديدار ديگري
    آخر، تو نيز با منت از عشق گفتگوست
    غير از ملال و رنج از اين در چه مي بري؟
    ***
    بنشين، مرو، صفاي تمناي من ببين
    امشب، چراغ عشق در اين خانه روشن است
    جان مرا به ظلمت هجران خود مسوز
    بنشين، مرو، مرو كه نه هنگام رفتن است!...
    ***
    اينك، تو رفته اي و من از راه هاي دور
    مي بينمت به بستر خود برده اي پناه!
    مي بينمت - نخفته - بر آن پرنيان سرد
    مي بينمت نهفته نگاه از نگاه ماه
    ***
    درمانده اي به ظلمت انديشه هاي تلخ
    خواب از تو در گريز و تو از خواب در گريز
    ياد منت نشسته برابر - پريده رنگ -
    با خويشتن - به خلوت دل - مي كني ستيز
    ۞*•*♥*مجموعه اشعار فریدون مشیری ۞*•*♥*
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. #16
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,305      تشکر : 2,655
    6,914 در 3,834 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞*•*♥*مجموعه اشعار فریدون مشیری ۞*•*♥*




    پرواز
    مرغ دريا بادبان هاي بلندش را
    در مسير باد مي افراشت !
    سينه مي سائيد بر موج هوا،
    آنگونه خوش، زيبا
    كه گفتي آسمان را آب مي پنداشت !
    ۞*•*♥*مجموعه اشعار فریدون مشیری ۞*•*♥*
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. #17
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,305      تشکر : 2,655
    6,914 در 3,834 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞*•*♥*مجموعه اشعار فریدون مشیری ۞*•*♥*




    پس از باران

    گل از تراوت باران صبحدم، لبريز
    هواي باغ و بهار از نسيم و نم لبريز
    صفاي روي تو اي ابر مهربان بهار
    كه هست دامنت از رشحه ي كرم لبريز
    هزار چلچله در برج صبح مي خوانند
    هنوز گوش شب از بانگ زير و بم لبريز
    به پاي گل چه نشينم درين ديار كه هست
    روان خلق زغوغاي بيش و كم لبريز
    مرا به دشت شقايق مخوان كه لبريز است
    فضاي دهر ز خونابه ي رستم، لبريز
    ببين در آينه ي روزگار نقش بلا
    كه شد ز خون سياووش، جام جم لبريز
    چگونه درد شكيبايي اش نيازارد
    دلي كه هست به هر جا ز درد و غم لبريز
    ۞*•*♥*مجموعه اشعار فریدون مشیری ۞*•*♥*
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. #18
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,305      تشکر : 2,655
    6,914 در 3,834 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞*•*♥*مجموعه اشعار فریدون مشیری ۞*•*♥*




    پس از مرگ بلبل
    نفس مي زند موج ...
    ***
    نفس مي زند موج، ساحل نمي گيردش دست،
    پس مي زند موج .
    فغاني به فريادرس مي زند موج !
    من آن رانده مانده بي شكيبم،
    كه راهم به فريادرس بسته،
    دست فغانم شكسته،
    زمين زير پايم تهي مي كند جاي،
    زمان در كنارم عبث مي زند موج !
    نه درمن غزل مي زند بال،
    نه در دل هوس مي زند موج !
    ***
    رها كن، رها كن، كه اين شعله خرد، چندان نپايد،
    يكي برق سوزنده بايد،
    كزين تنگنا ره گشايد؛
    كران تا كران خار و خس مي زند موج !
    ***
    گر اين نغمه، اين دانه اشك،
    درين خاك روئيد و باليد و بشكفت،
    پس از مرگ ببل، ببينيد
    چه خوش بوي گل در قفس مي زند موج !
    ۞*•*♥*مجموعه اشعار فریدون مشیری ۞*•*♥*
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. #19
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,305      تشکر : 2,655
    6,914 در 3,834 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞*•*♥*مجموعه اشعار فریدون مشیری ۞*•*♥*




    پشت این در
    صحن دكان غرق در خون بود و دكاندار، پي در پي
    از در تنگ قفس
    چنگ خون آلوده ي خود را درون مي برد
    پنجه بر جان يكي زان جمع مي افكند و
    او را با همه فرياد جانسوزش برون مي برد
    مرغكان را يك به يك مي كشت و
    در سطلي پر از خون سرنگون مي كرد
    صحن دكان را سراسر غرق خون مي كرد
    ***
    بسته بالان قفس
    بي خيال
    بر سر يك "دانه" با هم جنگ و غوغا داشتند
    تا برون آرند چشم يكدگر را
    بر سر هم خيز بر مي داشتند
    ***
    گفتم: اي بيچاره انسان!
    حال اينان حال توست!
    چنگ بيداد اجل، در پشت در،
    دنبال توست
    پشت اين در، داس خونين، دست اوست
    تا گريبان تو را آرد به چنگ
    دست خون آلود او در جست و جوست
    بر سر يك لقمه
    يا يك نكته، آن هم هيچ و پوچ
    اين چنين دشمن چرايي؟
    مي تواني بود دوست
    ۞*•*♥*مجموعه اشعار فریدون مشیری ۞*•*♥*
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  10. #20
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,305      تشکر : 2,655
    6,914 در 3,834 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞*•*♥*مجموعه اشعار فریدون مشیری ۞*•*♥*




    پند
    هان اي پدر پير كه امروز
    مي نالي از اين درد روانسوز
    علم پدر آموخته بودي
    واندم كه خبر دار شدي سوخته بودي
    ***
    افسرده تن و جان تو در خدمت دولت
    قاموس شرف بودي و ناموس فضيلت
    وين هر دو ، شد از بهر تو اسباب مذلت
    چل سال غم رنج ببين با تو چها كرد
    دولت ، رمق و روح تو را از تو جدا كرد
    چل سال تو را برده ي انگشت نما كرد
    وآنگاه چنين خسته و آزرده رها كرد
    ***
    از مادر بيچاره من ياد كن امروز :‌
    هي جامه قبا كرد
    خون خورد و گرو داد و غذا كرد و دوا كرد
    جان بر سر اين كار فدا كرد
    ***
    هان ! اي پدر پير ،
    كو آن تن و آن روح سلامت ؟
    كو آن قد و قامت ؟
    فرياد كشد روح تو ، فرياد ندامت !
    ***
    علم پدر آموخته بودي
    واندم كه خبر دار شدي سوخته بودي
    از چشم تو آن نور كجا رفت ؟‌
    آن خاطر پر شور كجا رفت ؟
    ميراث پدر هم سر اين كارهبا رفت
    وان شعله كه بر جان شما رفت
    دودش همه بر ديده ما رفت
    ***
    چل سال اگر خدمت بقال نمودي
    امروز به اين رنج گرفتار نبودي
    ***
    هان اي پدر پير !
    چل سال در اين مهلكه راندي
    عمري به تما شا و تحمل گذراندي
    ديدي همه ناپاكي و خود پاك بماندي
    آوخ كه مرا نيز بدين ورطه كشاندي
    ***
    علم پدر آموخته ام من !
    چون او همه در دام بلا سوخته ام من
    چون او همه اندوه و غم آموخته ام من
    ***
    اي كودك من ! مال بيندوز !
    وان علم كه گفتند مياموز !
    ۞*•*♥*مجموعه اشعار فریدون مشیری ۞*•*♥*
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 2 از 7 نخستنخست 123456 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •