سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: کتاب «خورشید شلمچه»

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض کتاب «خورشید شلمچه»




    «خورشید شلمچه»

    «خورشید شلمچه» عنوان مجموعه خاطرات جمع آوری شده توسط سید علی بنی لوحی از فرمانده حسینی مسلک لشکر امام حسین (ع) است. از فرماندهان بزرگ هشت سال دفاع مقدس، که در این مجموعه خاطراتی از رفتار و مسلک او جمع آوری شده است.
    در این مجموعه خاطرات به صورت پراکنده و فارغ از سیر زمانی به بیان خاطرات می پردازد ولی در انتهای آنها از حالات و فرامین او در لحظات قبل از وصال سخن می گوید. ساعات و روز هایی که در نظر اطرافیان وی به یاد ماندنی تر جلوه می کند زیرا هر چه به آن لحظه نزدیک تر می شدند بیشتر در دلها می نشستند. پس از آن بخشی با عنوان کلام نور، پیام آیت الله خامنه ای به مناسبت شهادت این سردار، گنجانده شده است. سپس کلام یاران او را در مورد او با نام جام لحظه ها دیده می شود و در انتها تعدادی از تصاویر ایشان را مشاهده می کنیم

    چهره این فرمانده توسط همرزمانش به گونه ای ترسیم شده است که یادآور انسانی است که بسیار پایدار و محکم و در عین حال نرم و محبوب است. آن چنان که گویی حساب و کتاب جداگانه ای با خدای خود دارد آنقدر که خستگی ها را از یاد می برد و برای هدفش خستگی نمی شناسد.

    با هم خاطره کوتاهی با نام «فرمانده سپاه سوم» از این کتاب را مرور می کنیم:

    در عملیات والفجر یک، حسین فرمانده سپاه سوم بود و چند لشگر زیر نظر او وارد عملیات شد. صبح روز اول عملیات که وضع خط هنوز رو به راه نشده بود ایشان آمد و پس از کنترل خط، به طرف میدان مین رفت. شب قبل مسئول تخریب، برادر خلیلی، شهید شده بود.
    حسین عادت نداشت عقب منطقه بماند. با بچه های گردان سلام و علیک کرد و از آنها هم جلوتر رفت. توی میدان مین تلفن صحرایی داشتیم. نیروهای تخریب و اطلاعات با نگرانی تلفن کردند که حسین آمده اینجا وآتش دشمن هم سنگین است.اما رسم و عادت حسین این بود که وضع خودی و دشمن را از نزدیک، با چشم خودش ببیند و تصمیم بگیرد. اتفاقاً همان جا هم مجروح شد.
    بعد از عملیات والفجر یک تغییراتی در ساختار سپاه ایجاد شد و حسین دو مرتبه به لشگر باز گشت.(روایت عباس معینی، ص50)

    منبع : شهید آوینی


    امضاء

  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی