سند نهج البلاغه در خود نهج البلاغه سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
سند نهج البلاغه در خود نهج البلاغه
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    کارشناس افتخاری سایت
    صالح آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 57      تشکر : 53
    295 در 54 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    صالح آنلاین نیست.

    پیش فرض سند نهج البلاغه در خود نهج البلاغه




    اسناد نهج البلاغه

    گرچه سید رضى قدس سره تمام ((نهج البلاغه)) (خطبه‏ها، نامه‏ها و کلمات قصار) را جهت اختصار به صورت روایت ((مرسل)) گردآورى کرده، یعنى اسنادى که آنها را به طور متصل به امیر المومنین على بن ابى طالب علیه‏السلام برساند ذکر نکرده است، و همین ارسال و حذف اسناد خطبه‏ها سبب شده که برخى در آن تشکیک کنند مخصوصا آنها که تصور مى‏کردند وجود ((نهج البلاغه)) به خاطر محتواى مستدل و بسیار عالى آن ممکن است سندى بر حقانیت مذهب شیعه و دلیلى بر فضیلت و برترى امام على علیه‏السلام بر تمام صحابه گردد و این را بهانه و دستاویزى براى منزوى ساختن این کتاب ارزشمند در افکار عمومى مسلمانان قرار دادند.
    ولى از آنجا که ((نهج البلاغه)) داراى متنى قوى و محتوائى عالى است، خوشبختانه این وسوسه‏ها تاثیرى در افکار اندیشمندان اسلامى نگذاشته و علماى اسلام (اعم از شیعه و سنى) زبان به توصیف و ستایش آن گشوده و اسرار و دقائق آن را تبیین کرده‏اند، و همچنانکه قرآن کریم را مفسران زیادى تفسیر کرده و مترجمان بسیارى آن را به زبانهاى گوناگون ترجمه نموده‏اند، ((نهج البلاغه)) را نیز بسیارى از علماى شیعه و اهل سنت شرح داده‏اند و به زبانهاى متعددى ترجمه شده است. هر کس در خطبه‏ها، نامه‏ها و کلمات قصار نهج البلاغه دقت کند و در مضامین آن بیندیشد و به گوشه‏اى از اسرار آن آگاه شود، اعتراف خواهد نمود که اینها سخن یک انسان معمولى نیستند، اینها سخنانى است شبیه سخنان پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه و آله و یا شخصیتى همانند او، و به همین جهت درباره آن گفته شده :
    ((برتر از کلام مخلوق و پائین‏تر از کلام خالق است)).
    از آنچه گذشت به این نتیجه مى‏رسیم که:
    * محتواى عالى و قوت مضامین نهج البلاغه دلیل روشن بر صدور آن از حجت خدا و ولی خدا ، امیر المومنین على بن ابى طالب علیه‏السلام است، و به مقتضاى ((آفتاب آمد دلیل آفتاب)) در صحت انتساب آن به آن حضرت هیچگونه شک و تردید نخواهیم کرد.
    * چه کسى احتمال مى‏دهد که یک فرد عادى یا دانشمندى توانا آنها را جعل کرده و به آن حضرت نسبت داده باشد؟!
    زیرا اگر آن شخص اهل تقوى باشد این کار حرام و خلاف شرع را هرگز مرتکب نخواهد شد، و اگر اهل تقوى نباشد، در این کار چه سودى عائد او مى‏گردد؟!!
    بلکه اگر کسى توانائى انجام چنین کار مهمى را داشته باشد قطعا آن را به خودش نسبت مى‏دهد که افتخارى بس بزرگ براى خود و فرزندانش خواهد بود!! و بدین وسیله بر تمام خطبا و فصحاى عالم برترى خواهد جست.
    * از آن گذشته با شناختى که از شخصیت و وثاقت و تقوا و بزرگى مقام سید رضى قدس سره داریم مى‏دانیم تا او ((خطبه‏ها، نامه‏ها و کلمات قصار)) را در منابع معتبر ندیده و یا از اشخاص موثق و مورد اعتماد نشنیده باشد محال است اینگونه قاطعانه آنها را به امیر المومنین على بن ابى طالب علیه‏السلام نسبت دهد!!!
    او در سرتاسر نهج البلاغه به طور قطع و یقین مى‏گوید: (و من خطبه له علیه‏السلام) از خطبه‏هاى آن حضرت است (و من کتاب له علیه‏السلام) از نامه‏هاى آن حضرت است (و من کلام له علیه‏السلام) از سخنان آن حضرت است.
    چگونه ممکن است دانشمندى پارسا و متقى و عالمى بزرگوار همچون سید رضى قدس سره سخنانى را به جد بزرگوارش و امام معصومش نسبت دهد بدون اینکه اسناد معتبر و موثقى براى آن پیدا کرده باشد؟!!!

    اسناد نهج البلاغه از دیدگاه ابن ابى الحدید معتزلى
    ابن ابى الحدید معتزلى ،یکى از بزرگان علماى سنی ، در کتاب شرح نهج البلاغه (جلد 10 صفحه 128) مى‏گوید:
    بسیارى از سران اهل هوا و هوس ادعا مى‏کنند که قسمتی از خطبه‏هاى نهج البلاغه سخنانى است که توسط برخى از فصیحان شیعه از جمله سید رضى قدس سره انشا گردیده و به امام على علیه‏السلام نسبت داده شده و در حقیقت سخن او نمى‏باشد!!!
    اینگونه افراد کسانى هستند که چشمانشان در اثر عصبیت و عناد کور گشته و از صراط مستقیم منحرف شده‏اند و هیچگونه اطلاع و آشنائى با شیوه‏هاى سخن گفتن ندارند و من با مختصر سخنى اشتباه آنان را روشن مى‏نمایم و مى‏گویم:
    شما که در نهج البلاغه تشکیک مى‏کنید، از دو حال خارج نیست یا اینکه مى‏گوئید تمام نهج البلاغه ساخته دیگران است، یا برخى از آن:
    (صورت اول) قطعا باطل است چونکه صحت اسناد بعضى از آن به امیر المومنین علیه‏السلام به تواتر ثابت شده است و ما به آن یقین داریم و تمام یا اکثر محدثان و تاریخ نویسان، غیر شیعه بسیارى از خطبه‏هاى نهج البلاغه را نقل کرده‏اند و چونکه شیعه نیستند نمى‏توانیم آنها را در معرض اتهام غرض ورزى خاص قرار دهیم.
    (و اما صورت دوم) و ادعاى اینکه بخشى از نهج البلاغه گفته‏هاى امام على علیه‏السلام نیست، این احتمال نیز نادرست است زیرا کسى که با سخنرانى و خطابه مانوس باشد و ذوق ادبیات عربى داشته و از علم بیان چیزى بداند حتما میان کلام فصیح و غیر آن و همچنین میان کلام فصیح و فصیح‏تر فرق مى‏گذارد، و اگر کتابى به دستش رسد که در آن سخنان جمعى از گویندگان مشهور با سخنان فقط دو نفر از آنان نوشته شده باشد حتما میان آن دو سخن فرق مى‏گذارد و شیوه سخن گفتن هر کدام را مى‏شناسد، مثلا اگر در لابه لاى دیوان شعر ابى تمام کسى ابیاتى را از پیش خود اضافه کند، افراد با ذوق و شعر شناس به راحتى آن اشعار دخیل را تشخیص مى‏دهند، و اگر شما در نهج البلاغه دقت کنید خواهید دید تمام آن همچون آب زلال واحد و با یک شیوه و یک نفس گفته شده و همانند جسم بسیطى است که ماهیت تمام اجزاء آن یکسان است.
    نهج البلاغه نظیر قرآن عزیز اول آن همانند وسطش و وسط آن همچون آخرش و هر آیه‏اى از آن در فن فصاحت و راه و روش و نظم سخنرانى همچون دیگر آیات و سوره‏ها است، و اگر برخى از خطبه‏هاى نهج البلاغه ساختگى و فقط قسمتى از آن سخنان على علیه‏السلام بود هرگز اینگونه یکنواخت نبود.
    بنابراین با این دلیل واضح و روشن ثابت شد کسانى که گمان مى‏کنند تمام نهج البلاغه یا بخشى از آن ساختگى است، در گمراهى به سر مى‏برند.
    از آن گذشته اگر ما این معنى را بپذیریم و در نهج البلاغه تشکیک کنیم دیگر هیچ اطمینان به هیچ حدیثى پیدا نخواهیم کرد و در همه چیز و هر نقلى این احتمال خواهد آمد که نادرست باشد و ساخته شخصى یا اشخاص دیگرى بوده و به پیامبر یا یکى از خلفا به دروغ نسبت داده شده است و هر پاسخى را که این گوینده نسبت به احادیث پیامبر صلى الله علیه و آله و یا یکى از اصحاب مى‏دهد، و یاوران على علیه‏السلام مى‏توانند به همان دلیل استدلال کنند در نسبت دادن نهج البلاغه و غیر آن به امیر المومنین علیه‏السلام و این مطلب بسیار واضح و آشکار است)).

    اسناد نهج البلاغه از دیدگاه شیخ محمد عبده مفتى مصر
    شیخ محمد عبده یکى دیگر از علماى بزرگ سنی و مفتى مصر در مقدمه شرحش بر ((نهج البلاغه)) به طور قطع تمام آن را از سخنان امیر المومنین علیه‏السلام مى‏شمارد و مى‏گوید : ...
    ذلک الکتاب الجلیل، هو جمله ما اختاره السید الشریف الرضى رحمه الله من کلام سیدنا و مولانا امیر المومنین على بن ابى طالب کرم الله وجهه جمع متفرقه، و سماء هذا الاسم نهج البلاغه و لا اعلم اسما الیق بالدلاله على معناه منه، و لیس فى وسعى ان اصف هذا الکتاب بازید ممادل علیه اسمه و لا ان آتى بشى‏ء فى بیان مزیته فوق ما اتى به صاحب الاختیار :
    ((... آن کتاب ارزشمند برگزیده ایست که آن را سید شریف رحمه الله از سخنان آقا و مولایمان امیر المومنین على بن ابى طالب - کرم الله وجهه - گزینش و انتخاب نموده و در یکجا جمع کرده و پراکندگى آنها را بر طرف ساخته و آن را ((نهج البلاغه)) نامیده است و هیچ نامى را سزاوارتر از آن سراغ ندارم که دلالت بر معانى و محتواى آن کند، و من از توصیف این کتاب و بیان ویژگیهاى آن - بیش از آنچه نامش بر آن دلالت دارد و جز آنچه را که گرد آورنده آن گفته است - عاجز و ناتوانم!!)).

    اسناد نهج البلاغه از دیدگاه ابن خلکان
    ابن خلکان در کتاب ((وفیات الاعیان)) جلد 3، صفحه 313، در بیان حالات سید مرتضى رحمه الله (برادر سید رضى رحمه الله) مى‏گوید : ((... مردم در اینکه چه کسى مجموعه (خطبه‏ها، نامه‏ها و کلمات قصار) نهج البلاغه را گردآورى کرده اختلاف کرده‏اند آیا سید مرتضى این کار رإ؛ کرده و یا برادرش سید رضى؟ و گفته شده ((نهج البلاغه)) سخنان على علیه‏السلام نیست بلکه ساخته و پرداخته همان کسى است که آن را جمع آورى کرده و به على نسبت داده است و خدا به حقیقت امر داناتر است (والله اعلم).
    و ظاهرا ابن خلکان اولین کسى است که باب اعتراض بر نهج البلاغه را گشوده و بذر تشکیک در انتساب آن به امیر المومنین علیه‏السلام را فشانده است، و پس از او صفدى در ((الوافى بالوفیات)) و یافعى در ((مراه الجنان)) جلد 3، صفحه 55، و ذهبى در ((میزان الاعتدال)) جلد 1، صفحه 101، و ابن حجر در ((لسان المیزان)) جلد 4، صفحه 223، و برخى دیگر از او پیروى کرده‏اند، و شبهاتى بسیار ضعیف و نادرست مطرح کرده‏اند، و علماى شیعه و بزرگان سنی در گذشته و حال با ادله علمى و براهین منطقى پاسخ آنها را داده‏اند.
    و در پاسخ به ابن خلکان مى‏گوئیم: او در حقیقت نسبت به نهج البلاغه دو شبهه را مطرح ساخته است:
    (الف) اینکه مردم اختلاف کرده‏اند که آیا سید مرتضى نهج البلاغه را جمع آورى کرده یا سید رضى؟!!!
    (ب) آیا این مجموعه سخنان امیر المومنین على بن ابى طالب علیه‏السلام مى‏باشد یا سخنان کسى است که آنها را جمع آورى کرده؟ خواه سید مرتضى باشد یا سید رضى!!!

    و هر دو اشکال او نادرست است، زیرا:
    اولا: هیچ کس نهج البلاغه را به سید مرتضى نسبت نداده، و اى کاش ابن خلکان یک نفر از آن کسانى را که چنین اختلافى کرده‏اند نام مى‏برد!! و بإ؛ اینکه کتابهاى زیادى قبل از ((وفیات الاعیان)) نوشته شده احدى از این اختلاف نام نبرده است.
    و ثانیا: مسلما کتابهاى ((المجازات النبویه)) و ((حقائق التاویل)) و ((خصائص الائمه)) از تالیفات سید رضى است و او در این کتابها مکرر یادآور شده است که خودش ((نهج البلاغه)) را جمع آورى کرده است.
    - از جمله در ((المجازات النبویه)) ص 40 ذیل حدیث اغبظ الناس عندى مومن خفیف الحاذ ذوحظ من صلاه و صفحات 60 و 153 و 188 و 284، و همچنین در ((حقائق التاویل)) صفحه 167 و ... گفته که خودش ((نهج البلاغه را جمع آورى کرده است.
    و همچنین سید شریف رضى رحمه الله بعد از بسیارى از خطبه‏هاى ((نهج البلاغه)) مطالبى را با جمله قال الرضى ... بیان کرده و اگر ابن خلکان حتى یک مرتبه این کتاب شریف را مطالعه کرده بود دیگر این شبهه را مطرح نمى‏نمود، بلکه کسى که کتابى را اصلا ندیده و از اهل اطلاع درباره آن چیزى نپرسید، چگونه مى‏تواند در آن تشکیک کند؟!!!
    و ثالثا: کتابهاى بسیارى قبل از سید رضى رحمه الله تالیف شده که به طور پراکنده بخشى از خطبه‏ها و نامه‏ها و کلمات قصار را ((نهج البلاغه)) با غالب آنها در آن کتابها موجود است و کلا از امیر المومنین علیه‏السلام روایت شده، و این به خوبى نشان مى‏دهد که این کلمات قبل از سید رضى رحمه الله نیز در میان مردم بویژه دانشمندان و راویان حدیث، مشهور و معروف بوده و به عنوان سخنان آن حضرت نقل مى‏شده. و شاید به‏- برخى از محدثین قبل از سید رضى رحمه الله خطبه‏هاى امیر المومنین علیه‏السلام را گردآورى کرده‏اند از جمله:
    (1) ابراهیم بن حکم فزارى ((فهرست طوسى، ص 4)) (2) اسماعیل بن مهران ((الفهرست نجاشى، ص 19 و فهرست طوسى، ص 11)) (3) زید بن وهب ((فهرست طوسى، ص 83، و المعالم تالیف ابن شهر آشوب، ص 51 و جامع الرواه، ج 1، ص 344))، (4) عبدالعظیم حسنى ((الفهرست نجاشى، ص 173)) (5) سعده بن صدقه ((الفهرست نجاشى، ص 259)) (6) مدائنى ((فهرست ابن الندیم، ص 114)) (7) عبدالعزیز جلودى ((الفهرست نجاشى، ص 167)) ولى متاسفانه این کتابها به دست ما نرسیده است، و ظاهرا حارث اعور همدانى - یکى از یاران خاص امیر المومنین علیه‏السلام - اولین کسى بود که خطبه‏هاى آن حضرت را به رشته تحریر درآورده، مرحوم کلینى در (اصول کافى، ج 1، ص 141) و مرحوم صدوق در (التوحید، ص 31) به اسناد خود از ابو اسحاق سبیعى و او از حارث اعور روایت کرده که گفت: امیر المومنین علیه‏السلام روزى بعد از نماز عصر خطبه فصیح و بلیغى را ایراد فرمود، مردم از آن خطبه تعجب کردند، (ابو اسحاق) گوید به حارث گفتم آیا این خطبه را حفظ کردى؟ پاسخ داد، آن را نوشتم (ابو اسحاق) گوید: سپس آن خطبه را از کتابش بر ما املا نمود.
    به همین جهت سید رضى رحمه الله اسناد آن را حذف کرده است، و حتى به نظر برخى از مورخان آنچه از سخنان امیر المومنین علیه‏السلام در میان مردم شهرت داشته خیلى بیش از آن مقدارى است که سید رضى رحمه الله آنها را گلچین و انتخاب نموده و در کتاب نهج البلاغه گردآورى کرده است. و لذا در ابتداى کتاب گفته است
    المختار من خطب امیر المومنین علیه‏السلام
    گزیده‏اى از خطبه‏هاى امیر المومنین علیه‏السلام.
    ((جاحظ)) دانشمند معروف اهل سنی در کتاب ((البیان و التبیین)) جلد 1، صفحه 83 مى‏گوید: خطبه‏هاى على - کرم الله وجهه - مدون و محفوظ و مشهور بوده است.
    ((مسعودى)) که یکى از مورخین معروف است و حدود یک قرن قبل از سید رضى مى‏زیسته در ((مروج الذهب)) جلد 2، ص 419 درباره خطبه‏هاى امیر المومنین علیه‏السلام مى‏گوید : ...
    والذى حفظ الناس عنه من خطبه فى سائر مقاماته اربع ماه و نیف و ثمانون خطبه ...
    ((آنچه مردم از خطبه‏هاى آن حضرت در موارد مختلف حفظ کرده‏اند چهار صد و هشتاد و اندى خطبه است)).
    ((سبط ابن جوزى)) که یکى از علماى معروف سنی است در ((تذکره الخواص)) صفحه 128، از سید مرتضى رحمه الله نقل مى‏کند که فرموده است: ((چهارصد خطبه از خطبه‏هاى امیر المومنین علیه‏السلام به دست من رسیده است ... )).
    سید عبدالزهراء الحسینى الخطیب قدس سره یکى از علما و محققان نجف اشرف در کتاب ارزشمند خود ((مصادر نهج البلاغه و اسانیده)) یا بررسى دقیق در این کتاب آنچه در نهج البلاغه آمده است از (114) کتاب دیگر گردآورى کرده که بیش از بیست کتاب از آنها مربوط به دانشمندانى است که قبل از سید رضى مى‏زیستند، و حتى برخى از آنان قبل از آنکه سید رضى به دنیا آمده باشد آن کتابها را نگاشته‏اند.
    ناگفته نماند خود سید رضى نیز در نهج البلاغه در برخى از موارد مستند خود را ذکر مى‏کند، و جمعا از (15) ماخذ نام مى‏برد. بنابراین این هر دو- 1 -
    (1) التاریخ، تالیف ((طبرى)) (2) البیان و التبیین، تالیف ((جاحظ)) (3) الجمل، تالیف ((واقدى)) (4) حکایه ابى جعفر محمد بن على الباقر علیه‏السلام (5) حکایه ثعلب از ابن العرابى (6) خبر ضرار ضیایى (7) روایت ابى جحیفه (8) روایت کمیل بن زیاد نخعى (9) روایت مسعده بن صدقه ((خطبه اشباح)) از امام صادق جعفر بن محمد علیه‏السلام (10) روایت ذوف بکالى (11) روایت ابو عبید قاسم بن سلام ((درباره غریب الحدیث)) (12) از خط هشام بن کلبى (13) المغازى، تالیف ((سعد بن یحیى اموى)) (14) المقامات تالیف ((ابو جعفر اسکافى)) (15) المقتضب تالیف ((مبرد)).
    لذا : اشکال ابن خلکان نابخردانه ، نادرست و بى ارزش است.

    اسناد نهج البلاغه از دیدگاه ذهبى
    چنانکه گفتیم بذر تشکیکى را که ابن خلکان افشاند پس از سالها ثمره‏اش نمایان گشت و برخى از دانشمندان متعصب سنی تحقیق نکرده همان اشتباه را مرتکب شدند. از آن جمله ذهبى در ((میزان الاعتدال)) (جلد 1، ص 101 - 102) در شرح حال سید مرتضى مى‏گوید : ((على بن الحسین موسوى (الشریف المرتضى المعتزلى) صاحب تصانیف بسیار در سال (430 ه) در سن 80 سالگى فوت کرد و او متهم است که کتاب ((نهج البلاغه)) را وضع کرده، و در بسیارى از علوم به طور جدى شرکت داشته، و کسى که کتاب او ((نهج البلاغه)) را مطالعه کند یقین پیدا خواهد کرد که آن به دروغ به امیر المومنین علیه‏السلام نسبت داده شده است)).

    پاسخ
    تمام اشکالهایى را که در پاسخ به ابن خلکان گفتیم، بر ذهبى نیز وارد است و از گفته او نیز معلوم مى‏شود که کتاب ((نهج البلاغه)) را ندیده و مطالعه نکرد و ندانسته آن را به سید مرتضى نسبت داده است، و با بى شرمى و به دروغ ، سید شریف مرتضى را متهم به دروغ و جعل و تزویر ساخته و عجولانه در قضاوت نادرست را انجام داده است:

    1 - آنجا که گفته : ((او (سید مرتضى) متهم است که کتاب ((نهج البلاغه)) را وضع کرده)).
    و حال آنکه این کتاب هیچ ارتباطى به سید مرتضى ندارد و کسى که آن را جمع آورى کرده است سید رضى است!!!
    2 - آنجا که گفته : ((کسى که کتاب او ((نهج البلاغه)) را مطالعه کند یقین پیدا خواهد کرد که آن به دروغ به امیر المومنین علیه‏السلام نسبت داده شده است)).

    پاسخ
    تمام اشکالهایى را که در پاسخ به ابن خلکان گفتیم، بر ذهبى نیز وارد است و از گفته او نیز معلوم مى‏شود که کتاب ((نهج البلاغه)) را ندیده و مطالعه نکرده و ندانسته آن را به سید مرتضى نسبت داده است، و با بى شرمى و به دروغ ، سید شریف مرتضى را متهم به دروغ و جعل و تزویر ساخته و عجولانه در قضاوت نادرست را انجام داده است:
    1 - آنجا که گفته : ((او (سید مرتضى) متهم است که کتاب ((نهج‏البلاغه)) را وضع کرده)).
    و حال آنکه این کتاب هیچ ارتباطى به سید مرتضى ندارد و کسى که آن را جمع آورى کرده است سید رضى است!!!
    2 - آنجا که گفته : ((کسى که کتاب او ((نهج البلاغه)) را مطالعه کند یقین پیدا خواهد کرد که آن به دروغ به امیر المومنین علیه‏السلام نسبت داده شده است)).
    این قضاوت نیز نادرست است زیرا هزاران نفر از اندیشمندان و بزرگان شیعه و اهل سنت ((نهج البلاغه)) را خوانده‏اند و حتى یک نفر از آنها ادعا نکرده که چنین یقینى برایش حاصل شده باشد.
    بلکه چنانکه گذشت ابن ابى الحدید آن دانشمند بزرگ سنی در شرح خطبه الهاکم التکاثر - 221 مى‏گوید : ((من سوگند مى‏خورم به همان کسى که تمام امتها به او سوگند یاد مى‏کنند، من این خطبه را از پنجاه سال قبل تاکنون بیش از هزار بار خوانده‏ام و هر زمان آن را خوانده‏ام، ترس و وحشت و بیدارى عمیقى تمام وجود مرا در بر گرفت، و در قلب من اثر عمیقى گذاشت، و در اعضاى پیکرم لرزش انداخت ... )).
    - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید معتزلى، ج 11، صفحه 153.
    از ذهبى متعصب باید سوال شود چگونه ابن ابى الحدید با خواندن نهج البلاغه یقین نکرده که آن خطبه‏ها به دروغ به امیر المومنین علیه‏السلام نسبت داده شده است، بلکه آیا اینگونه تاثیر معنوى عمیق جز از سخنان حجت خدا و جانشین و وصی و وزیر رسول خدا شخصیتى همچون على بن ابى طالب علیه‏السلام امکان‏پذیر است؟!!!

    برگرفته از کتاب آشنایی با نهج البلاغه امام علی علیه السلام اثر سید جعفر حسینی




    سند نهج البلاغه در خود نهج البلاغه
    ما را ز جام باده ی گلگون خراب کن (khoc)زان پیشتر که عالم فانی شود خراب
    -------------------------------------------------------------


  2. تشكرها 2

    شميم يار (11-05-1389), عاشورا (11-05-1389)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •