اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم
صفحه 23 از 24 نخستنخست ... 13192021222324 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 221 تا 230 , از مجموع 234
  1. #221
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم




    ▲102ـ انتقامجو نيست

    «اِنْ بُغِىَ عَليه صَبَرَ حَتّى يكونَ اللّه هو الذّى يَنْتَقِمُ لَه»
    ترجمه: اگر ظلمى به پرهيزگار شود صبر مى كند تا خداوند انتقام او را بگيرد.
    * * *
    شرح: اگر به او ستمى شود شكيبائى كرده و مقابله به مثل نمى كند و به فكر انتقام نمى افتد، البته اين نسبت به دوستان يا دشمنانى است كه عدم انتقام تأثير مثبت روى آنها مى گذارد، يا در مقابل ظالمانى است كه قدرت انتقام از آنها نيست، يعنى جزع و فزع و ناراحتى نمى كند، بلكه انتقام را به خدا وامى گذارد و قبلا بحث درباره انتقام و صبر مشروحاً گذشت.
    اولياء بزرگ خدا و پرهيزگاران واقعى كسانى بودند كه زندگى آنها آميخته با اين گونه صبر بود، از خود مولى على(عليه السلام) تا امام حسن عسكرى(عليه السلام) و حتى امام زمان(عليه السلام) دچار ظلم طواغیت و ستمگران بودند و با صبر و واگذارى انتقام به خداوند به وظائف الهى خود عمل كردند. شيعيان واقعى آن بزرگواران، همچون ابى ذرها نيز چنين كردند، در اينجا نامه اى كه ابوذر غفارى اين مبارز بزرگ و صبور دوران، براى «حُذَيفه بن يمان» دوست قديمى خود كه از اصحاب رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و از شيعيان على(عليه السلام) بود و در زمان عثمان در پست فرماندارى بصره قرار گرفته بود، نوشته است، مى آوريم، نامه اى كه نشان ظلمهائى است كه به او روا داشته شده و صبرى است كه در برابر ظالمان و ظلم آنها كرده است، و او شكايت خود را به خداوند كرده و انتقام را به او واگذاشته است. اين نامه را وقتى ابوذر به دستور عثمان به «ربذة» آن بيابان خشك و سوزان تبعيد شده، نوشته است. و در مقابل، حذيفة هم جوابى داده كه ما هر دو نامه را در اينجا ذكر مى كنيم به اين اميد كه از روح بلند و استوار دوستداران حق الهام گرفته و هر چه بيشتر موفق باشيم.

    ▲دو نامه تكان دهنده

    نامه ابوذر به حُذيفه
    «به نام خدا، بَعد، اى برادرم طورى از خدا بترس كه چشمان تو اشك زياد بريزد و هميشه مواظب قلب خويش باش! شب زنده دارى و بدن خود را در اطاعت خداوند قرار بده!
    كسى كه مى داند سرانجام غضب خداوند آتش است، سزاوار است آن را در نظر داشته باشد و تا وقتى كه ندانسته است كه خداوند از او راضى شده است، گريه وى ادامه داشته باشد و (در عبادت خدا) شبها بيدار بماند.
    كسى كه مى داند عاقبت رضايت خداوند بهشت است سزاوار است از حق استقبال نمايد تا بوسيله آن سعادتمند گردد و در راه خدا از اهل و مال گذشتن، شب زنده دارى كردن، روزه گرفتن، با دست و زبان با ستمگرانى كه دين ندارند، نبرد و مبارزه كردن، براى او آسان و كوچك گردد.
    تا وقتى كه نفهميده است خداوند از او راضى شده است بايد به اين اعمال ادامه دهد و به طور حتم تا از دنيا نرود اين مطلب را درك نمى كند!
    هر كسى مايل است در پناه خدا باشد و به رفت و آمد با پيغمبران نائل گردد، بايد همين روش را داشته باشد.
    اى برادرم تو در آن مكان دور راحت هستى و من هم مصيبتها و غمهاى خود را به خدا واگذار مى كنم و شكوه اين كه ستمگران بر من غالب شده اند، به خدا مى نمايم.
    من ستمگريها و جناياتى كه مى شد با چشم خود ديدم و با گوش شنيدم (و روى احساس مسئوليت دينى كه كردم) بر ضد آنها به مبارزه برخاستم و در نتيجه از بهره خويش محروم شدم، مرا به شهرها بردند و از خويشان و برادران و حرم پيغمبر(صلى الله عليه وآله) دورم كردند و اينك در اينجا غريب شده ام.
    به خداى بزرگ پناه مى برم از اين كه خواسته باشم در مورد امورى كه برايم پيش آمده است اظهار نارضايتى (از خدا) نمايم، بلكه به تو اطلاع مى دهم كه به آنچه خداوند دوست دارد و برايم مقدور كرده است راضى هستم، من اين مطلب را براى تو نوشتم تا براى من و عموم مسلمانان دعا كنى و نجات و راحتى را از خداوند مسئلت نمائى و خير پايان و حسن عاقبت را از او خواستار باشى! والسلام.


    اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم

  2. #222
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم




    ▲نامه حذيفه در پاسخ ابوذر

    «بنام خدا، نامه تو كه در آن مرا بيم داده بودى و از عواقب خويش ترسانده و به مواظبت به جان خود تأكيد كرده بودى، به من رسيد!
    اى برادرم تو از زمانهاى پيش نسبت به من و مردمان با ايمان، خيرخواه مهربان و دلسوز بودى و راهنمائى نمودى به رضاى خداوندى كه غير از او خدائى نمى باشد و به غير از فضل و رحمت و منّت بزرگ او چيزى نيست و جز او كسى نيست، كه انسان را از غضب وى بازدارد!
    بنابراين آمرزش عمومى و رحمت با وسعت خداوند را از براى خود و خويشان و غيرخويشان و براى جمعيت مسلمانان مسئلت دارم!
    اى برادر، من از آنچه نوشته و بيان كرده بودى در مورد حركت و غربت و تبعيد خويش با اطلاع شدم! به خدا سوگند اي برادر مصيبتها و ناراحتيهايى كه به تو وارد شده است برمن بسيار گران تمام شد! و اگر امكان داشت كه آنها با پول برطرف گردد، من با كمال ميل حاضر بودم مال خود را در اين راه خرج كنم تا خداوند مصيبتهاى شما را برطرف نمايد...»
    تا اين كه مى نويسد:
    «اى برادر بر آنچه از دست تو رفته است تأسف نخور و در مقابل مصيبتهائى كه به تو وارد شده است اندوهگين مباش و آنها را براى خود خير و خوبى بدان و در انتظار پاداش نيك خداوند باش!
    اى برادر! من مرگ را از براى خود و تو بهترين اندرزگو مى دانم، براى اين كه فتنه هائى بر ما سايه افكنده كه همانند پاره هاى شب تاريك روى هم انباشته شده و همه را در كام خود فرو برده است!
    شمشيرها در اين آشوبها ظاهر گشته و مرگها در آن مى رسد، هر كس بر آنها آگاه شود ـ و از آنها انتقاد نمايد ـ و در آنها داخل شود و حركتى داشته باشد ـ كه با آنها مبارزه كند ـ كشته مى گردد!
    اين فتنه ها و نكبتها تمام جمعيتها و قبائل عرب را فرا گرفته است، در اين زمان هر كس ستمگرتر باشد، عزيزتر است و هر كس پرهيزگارتر باشد، ذليل تر مى باشد، خداوند ما و تو را از شر زمانه اى كه مردمش چنين هستند حفظ كند!
    من در هر حال و هر وقت از دعا خوددارى نمى كنم، چه خداوندى كه وعده او خلاف نمى شود مى فرمايد: «مرا بخوانيد تا براى شما اجابت كنم، آنانكه از عبادت من تكبر مى نمايند به زودى وارد دوزخ خواهند شد».(1)
    پناه مى برم به خدا از اين كه عبادت او تكبر نمائيم و از اطاعت او رو گردان باشيم، خدا را به رحمت او سوگند مى دهم، كه به زودى من و تو را از اين بلاها نجات دهد و سعادتمند گرداند، والسلام عليكم».(2)
    آرى پرهيزگاران واقعى زندگى تلخ خود را با صبر شيرين مى كنند و با واگذارى انتقام به خداوند به آن آرام
    ش مى بخشند.
    مرحوم الهى، در ذيل اين فراز «و ان بغى عليه صبر حتى يكون اللّه هو الذى ينتقم له» چنين گويد:
    شكيبد گر ز مردم بيند استم *** كه خواهد داد او سلطان عالم
    كه چون قهرش ستمگر را زبون كرد *** بسا طش همچو گردون سرنگون كرد
    ستمگر را به كيفر دست بندد *** كه بروى ابر گريد برق خندد
    جهان دار المجاز است هشدار *** چو گردون زير دستان را ميازار
    بترس از برق آه بى گناهى *** كه سوزد آهى از مه تا به ماهى
    رقيب ارجور كرد اى جان صبورى *** كه شد بيداد را كيفر ضرورى
    جفا بينى وفا كن ايزدى هست *** كه گر از پا درافتى گيردت دست

    * * *

    دو گونه است اين سخن هشدار و بنيوش *** يكى گوهر بر از گنجينه هوش
    ستم بر شخص اگر رفت از ستمكار *** روا باشد كه بگذارد به دادار
    وگر بر خلقى آن جور افكند تير *** دليرى شخص را بايست چون شير
    كه بخشايش ستم بر ديگران را *** قوى پنجه كندا ستمگران را
    ستمگر را قوى سر پنجه كردن *** ضعيفان را بود دل رنجه كردن

    1. سوره مؤمن، آيه 62.
    2. سفينة البحار، جلد 1، صفحه 236 و 237، به نقل از مرد خسيس، صفحات 206 تا 211.


    اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم

  3. #223
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم




    ▲103ـ نفس او در زحمت

    103ـ نفس او در زحمت
    «نَفْسُه منه فى عَناء و النّاس مِنه فى راحة اَتْعَبَ نَفْسَه لاِخرته و اَراح النّاس مِن نفسه»
    ترجمه: نفس او در سختى، و مردم از او در آسايشند، نفس خود را براى آخرت خويش به تعب افكنده و مردم را از خود در راحتى قرار مى دهد.
    * * *
    شرح: پرهيزگار وقتى ببيند مردم مشكل دارند، خود را به زحمت مى اندازد و چه بسا بى خوابى را بر خود تحمل مى كند تا مشكل آنها را حل كند. چنان عمل كرده كه وقتى مردم دچار مشكلى مى شوند، خود به سوى او مى آيند و گوئى او باز كننده گره و حلاّل مشكلات است، دائماً به دنبال كارهاى مردم است، تا مردم راحت باشند، گرچه خود ناراحت باشد، ولى اين ناراحتى نه به خاطر امور دنيوى و وجهه پيدا كردن است، بلكه براى خدا و توشه برگرفتن براى آخرت است.
    او به بقاء مى انديشد و بقاء در آخرت است.
    بينش و انديشه او چنين عملى را به او توصيه مى كند، زيرا بينش او بينشى توحيدى است كه خدمت به خلق را بعد از عبادت خالق افضل چيزها مى شمارد. در روايتى از امام عسكرى(عليه السلام)رسيده كه «دو خصلت است كه بالاى آن چيزى نيست. يكى ايمان به خداوند و دوّمى نفع رساندن به برادران دينى و انسانى» «خصلتان ليس فوقهما شىء الايمان باللّه و نفع الاخوان».
    پرهيزگار مى داند نفس او امر كننده به پليديها است (امّاره به سوء) و دشمنى شناخته شده است و از اين رو توجه به خواهشهاى آن نمى كند، تا به سختى افتد، سختى او مايه راحتى مردم و راحتى او مايه ناراحتى مردم است، او ظلم به احدى نمى كند و جز آسايش خلق به چيزى نمى انديشد.
    از امام صادق(عليه السلام) روايت شده كه از پدران خود نقل كردند، در وصيت و سفارش نبى اكرم(صلی الله علیه و آله) به على(عليه السلام) است كه فرمودند: «يا على اَفضل الجهاد مَنْ اصبَحَ لايَهُمّ بِظُلم اَحَد»: «اى على با فضيلت ترين جهاد اين است كه فرد صبح كند و اهتمام به ظلم اَحَدى نداشته باشد».
    نظر پرهيزگاران به آخرت است زيرا آن سراى باقى و محل استقرار ابدى است (وَإِنَّ الاْخِرَةَ هِىَ دَارُ الْقَرَارِ)(1) و هر عاقلى خانه اقامت خود را آباد مى كند، نه منزلگاههاى ميان راه را، مولى على(عليه السلام) مى فرمايند: «مَنْ عَمَر دارَ اقامته فهو العاقل»: «كسى كه خانه اقامتى خود را بنا كند و آباد سازد، او عاقل است».(2)
    در جاى ديگر مى فرمايند: «انّك مخلوق للاخرة فاعمل لها، انّك لم تُخْلَق للدنيا فازهد فيها»:
    «تو اى انسان، براى آخرت آفريده شده اى، (تا آنجا سكونت كنى) پس براى آنجا عمل انجام بده و براى دنيا و سكونت در آن آفريده نشده اى، پس در آن زاهد باش و براى آن كار مكن (هدف را آخرت قرار بده!)(3)» آرى به فرموده مولى على(عليه السلام) هر كس همت خود را براى آخرت قرار داد، به آرزوى خود رسيد «مَنْ جعل كلّ همّه لاَخرته ظفر بالمأمول» و هر كس براى دنيا و به قصد دنيا فعاليت كرد دچار خسارت شد.(4)
    مرحوم الهى، در ذيل «نفسه منه فى عناء و الناس منه فى راحة» چنين گويد:

    به خلق آسايش آرد خويش را رنج *** كه جويد در خراب خويشتن گنج
    تو نيز ايجان چو مردان وفا كيش *** جهان را نوش باش و خويش را نيش
    (الهى) جهد كن تا مى توانى *** كه مردم را به آسايش رسانى

    104ـ مردم از او در راحت 105ـ خود را براى آخرت به سختى مى اندازد 106ـ مردم را در آسايش قرار مى دهد

    اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم

  4. #224
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم





    و در ذيل «اتعب نفسه لاخرته» گويد:
    كشد رنج سفر آن جان آگاه *** كه يابد ملك جاويدان در اين راه
    تن آسائى رها كرد آن دل آزاد *** كه آسايد در اقليم روان شاد
    فرو ماندن به چاه تن پرستى *** روان را جاودان دارد به پستى
    * * *
    دو روزى رنج بر دَرِ دانش و دين *** پرستش كن وصال دوست بگزين
    سفرگاهيست گيتى، باش هشيار *** كز اينجا رفت بايد تا بَر يار
    ترا رنج سفرگر باشدت هوش *** به منزل چون رسى گردد فراموش
    نماند رنج و ماند شادمانى *** در آن دولت سراى جاودانى
    و در ذيل «و اراح الناس من نفسه» گويد:
    ز رنج آرد به راحت مردمان را *** نشاند فتنه دور زمان را
    همه راحت بود بر خلق بى رنج *** وجودش خلق را شاديست چون گنج
    بكوش اى جان كه بر بيگانه و خويش *** وجودت نوش شايد بود نِى نيش
    چو بتوان شد دواى دردمندان *** نشايد گشت درد مستمندان
    به رنج مردم از خورسند گردى *** به زنجير ستم پابند گردى
    و اگر خوشنودى از آسايش خلق *** تو را آسيب دوران نفشُرَد حلق
    ز من بنيوش و جاى بد، نكوئى *** به كار خلق كن گر پاك خوئى
    1. سوره غافر، آيه 39.
    2. غررالحكم (ميزان الحكمه، جلد 1، بحث آخرت، صفحات 31 تا 40).
    3. غررالحكم (ميزان الحكمه، جلد 1، بحث آخرت، صفحات 31 تا 40).
    4. غررالحكم (ميزان الحكمه، جلد 1، بحث آخرت، صفحات 31 تا 40).

    اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم

  5. #225
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم




    ▲107ـ كناره گيرى اش از روى زهد است

    108ـ معاشرتش توأم با مهربانى است
    109ـ دورى اش از روى تكبر نيست
    110ـ نزديكى اش به خاطر مكر و خدعه نيست

    «بُعدُه عَمّن تَباعَدَ عنه زُهدٌ و نَزاهَةٌ و دُنُوّه ممّن دَنا منه لينٌ و رحمة، لَيسَ تَباعُدُه بِكِبر و عَظَمة و لا دُنُوّه بِمَكر و خَديعة»
    ترجمه: دورى او از كسى كه از او دورى مى كند از روى زهد و به خاطر پاك ماندن است و معاشرتش با كسى كه به او نزديك مى شود توأم با نرمش و مهربانى است، دورى كردن او از روى تكبر و بزرگى نيست و نزديك شدن او نيز از روى مكر و نيرنگ نمى باشد.
    * * *
    شرح: پرهيزگار بر طبق ديدگاه توحيدى خود به افرادِ حق گرا منعطف و از افراد باطل گرا دور مى شود، اين دور شدن و كناره گيرى از فرد يا گروهى خاص نه به عنوان تكبر و بزرگى و فخرفروشى است، بلكه به خاطر پاك ماندن و آلوده نشدن به صفات اهل باطل است و نزديك شدن و تمايل به فرد و گروهى خاص نه به خاطر فريفتن و سوء استفاده باشد، بلكه به خاطر برخورد نرم و آميخته با مهربانى است، به خاطر اين است كه آنها همسفران او در كوى حقّند، ملاك دورى و نزديكى آنها از كسى از روى فساد اخلاق مثل تكبر و مكر و حيله نيست؛ بلكه از روى ارزشهاى بالنده اخلاقى مثل كناره گيرى از فساد و براساس رحمت و عطوفت است.
    اساساً فردى كه داراى نظم و انضباط است نمى تواند، در همه احوال و با همه متمايل و يا از همه كناره گيرى كند اگر كسى با همه نرمى نشان داد و به هر دسته و فرقه اى متمايل شد بايد رگه هاى نفاق را در او جستجو كرد. مگر مى شود انسان با اين همه انسانها و اين همه افكار جور واجور هماهنگ شود. و اگر با همه تندى كرد، او بيمار است و تعادل روحى ندارد.
    بعضى فقط براى پول كسى رفيق او مى شوند، تا وقتى مثل گاو شيرده، مى شود او را دوشند، او را مى دوشند و تا وقتى مثل شتر، سوارى دهد، سوارى مى كشند، وقتى ديگر بهره نداد مثل تفاله كه در دهان است او را دور مى اندازند.
    پرهيزگاران از زمره اين افراد نيستند كه ملاك رفاقت آنها بهره كشى باشد، پرهيزگاران مانند منافقين نيستند، كه وقتى به مؤمنان مى رسند، بگويند ايمان آورديم و وقتى با دوستان شيطان صفت خود خلوت كردند، بگويند ما با شمائيم و آنها را مسخره كرديم (وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ ءَامَنُوا قَالُوا ءَامَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِءُونَ)(1) در صفات اخلاقى آنها مكر و حيله راه ندارد، زيرا مكر و حيله تاريكى است كه با نورانيت درون آنها سازگار نيست.
    مرحوم الهى قمشه اى، اين بلبل گلزار عشق و عرفان در ذيل «بعد عمّن تباعد عنه زهد و نزاهه و دنوه ممن دنى منه لين و رحمة ليس تباعده بكبر و عَظَمَة و لا دُنُوُّه بمكر و خديعه» چنين مى سرايد:


    چو دور از خلق گردد در تفرّد *** نزاهت خواهد و زهد و تجرّد
    نى از مردم بكبر و ناز دور است *** چنان كز طبع ارباب غرور است
    و اگر نزديك گردد آن وفادار *** بجز اشفاق و رحمت نيستش كار
    شود نزديك با مردم كه شايد *** درى از عشق بر دلها گشايد
    نى از مكر و فريب آيد به نزديك *** سخن اينجا رسيد اى عقل ناهيك
    گريز اى عقل كامد عشق خونريز *** و يا پروانه شو، ز آتش مپرهيز
    روان بگذار و تن بسپار جانسوز *** دل از شمع جمال شه بيفروز
    بر آتش زن که شمع بزم لاهوت *** روزد جان و سوزد جسم ناسوت
    بيفشان بال و پركان طرفه صياد *** بگيرد جسم و جان را سازد آزاد

    1. سوره بقره، آيه 14.

    اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم

  6. #226
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم





    ▲روح بى قرار همام به ملكوت پرواز كرد!

    قال: فَصَعِقَ همّام صعقَة كانتَ نَفْسُه فيها
    ترجمه: (راوى مى گويد): هنگامى كه سخن به اينجا رسيد، ناگهان همّام ناله اى از جان بركشيد كه روحش همراه آن از كالبدش خارج شد.
    * * *
    شرح: آرى اهل معرفت و پرهيزگاران واقعى گاهى به جائى مى رسند كه تأثير موعظه در آنها اين گونه نمودار مى شود، همّام گرچه مردى عابد و زاهد و اهل رياضت بوده چنانكه در روايت كافى آمده «كانَ عابِداً ناسِكاً مُجْتهداً»[1] و گرچه اهل تقوى و قلبش مملوّ از حكمت و روحش سرشار از زيركى و ذكاوت بوده، چنانكه از سؤالش پيدا است، ولى هر چه قلب او وسيع باشد، در مقابل قلب على(عليه السلام) كه چون دريا است، قابل مقايسه نيست، مسلماً قلب كوچك همّام تاب تحمل فشار آن معلومات را نداشت، چون استخر كوچك تحمل آب دريا ندارد و جاى تعجب نيست كه همّام صيحه اى زند و از هوش رود(2) آن هم از هوش رفتنى كه جان خود را روى آن بگذارد!
    تجلّى اين حقايق بر قلب همّام، همانند تجلّى الهى بر كوه طور براى موسى(عليه السلام) بود كه از عظمت آن مدهوش شد (فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكّاً وَخَرَّ مُوسَى صَعِقاً)(3) نه فقط موسى(عليه السلام) مدهوش شد كه كوه طور با آن سختى و عظمت نيز منهدم شد.
    مرحوم الهى در ذيل اين فراز چنين مى سرايد:

    چون سلطان سخن در سوز و در ساز *** به لحن عشق كرد اين قصّه آغاز
    سرانجام آن حريف عشق بنياد *** بزد فرياد و رفت از هوش و جان داد
    نمود آن عاشق اسرار ازل گوش *** به پاى شمع شد پروانه مدهوش
    شنيد از گوش دل آواى معشوق *** فكند از شوق سر در پاى معشوق
    بلى رسم و ره عشاق اين است *** طريق جان فشانيشان چنين است

    [1] . در اصول کافی جلد 3 صفحه 32 داستان همام و سئوال او از حضرت به صورت دیگری نقل شده است و عبارت (کان عابداً ناسکاً مجتهداً درهمان مدرک آمده است.
    2. همان مدرك، صفحه 324 (فَصاح همامُ صيحةً ثم وقع مغشيا عليه).
    3. سوره اعراف، آيه 143.


    اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم

  7. #227
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم




    تأثير موعظه بر قلوب مؤمنان

    فقال اميرالمؤمنين(عليه السلام) «اَما و اللّه لقد كُنتُ اَخافها عليه ثمّ قال(عليه السلام): هكذا تصنع المواعظ البالغة باهلها».
    ترجمه: اميرالمؤمنين على(عليه السلام) فرمود: «به خدا قسم من از اين پيشامد مى ترسيدم سپس فرمود: مواعظ و پند و اندرزهاى بليغ و رسا به آنان كه اهل موعظه اند چنين مى كند».
    شرح: حضرت سوگند مي خورند كه از اين پيش آمد بر همّام مى ترسيدند و لذا در ابتدا از جواب تفصيلى اجتناب كردند و به جواب مختصر قناعت كردند «يا همّام اتّق اللّه و اَحِسن فان اللّه مع الذين اتّقوا و الذين هم محسنون»: «اى همّام از خدا بترس و نيكى كن، زيرا خداوند با افراد تقوا پيشه و كسانى است كه احسان مى كنند». ولى او به اين جواب راضى نشد و اصرار ورزيد تا اين كه امام(عليه السلام) براى او تفصيلا اين خطبه را انشاء فرمودند و چه بسا اگر او هنوز هم تحمل مى داشت حضرت به سخنان خود ادامه مى دادند ولى مرگ او حضرت را ساكت و آن درياى معلومات را كه متلاطم شده بود، آرام كرد.
    آرى موعظه اى كه از دل برخيزد اينگونه بر دل نشيند، ولى مهم اين است كه خود را اهل «مواعظ بالغة» كنيم، تا در ما تأثير گذارد قلبى كه از سخنى همچون سنگ شده و قساوت رذائل اخلاقى بر آن حاكم است، موعظه در آن مؤثر نيست، قلبِ رام، پذيرش دارد وگرنه قلب وحشى، گريزان است و از موعظه و پند بيزار!
    مرحوم الهى در ذيل اين فراز «فقال اميرالمؤمنين(عليه السلام): اَما و اللّه لقد كُنت اَخافُها عليه» چنين گويد:

    از آن پس گفت شه زان داشتم بيم *** كه دل بازد، كند جان نيز تسليم
    گران بودم سخن گفتن در اين باب *** كه تابد مهر و گردد ماه بى تاب
    برون از پرده افتد راز جانش *** بياسايد ز قيد تن روانش

    و در ذيل «ثم قال(عليه السلام) هكذا تصنع المواعظ البالغة باهلها» چنين مى گويد:

    پس آنكه شاه فرمود از سرناز *** كه راز اين سان كند با محم راز
    اگر سرّ ازل، مَحرم كند گوش *** در افتد تا ابد سرمست و مدهوش
    ز دام تن پرد مرغ روانش *** بياسايد ز درد هجر جانش
    سخن اين بود و پند اين بود و راز اين *** حق اين بود و حقيقت بى مجاز اين

    سپس مرحوم الهى داستان فضيل بن آياز را كه از سران دزدان بود و مردم بسيار از او وحشت داشتند و در اثر شنيدن آيه «أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللهِ»: «آيا وقت آن نرسيده كسانى كه ايمان آوردند، قلبشان براى ذكر خداوند خاشع شود» (1) در نيمه شب در وقت دزدى منقلب شده و توبه كرد را به نظم درآورده است تا تأثير پند را روشن كند.

    حكايت
    شنيدستم فضيل نيك فرجام *** شبى برشد به دزدى بر در و بام
    شنيد از خانه اى آواز قرآن *** بزد راه دل او راز قرآن
    دل شب داشت مرد پارسائى *** بدين خوش نغمه از قرآن نوائى
    ز شورانگيز آه عاشقانه *** (الم يأن) همى زد در ترانه
    كه پوئى(2) تا به كى راه خطا را *** دل آگه شو به ياد آور خدا را
    فضيل آن ناله جانسوز بشنيد *** پشيمان گشت و راه عشق بگزيد
    به كنج مسجد آن شب تا سحرگاه *** برآورد از دل افغان وز جگر آه
    از آن پس راه و رسم عشق دريافت *** به جانش پرتو توفيق برتافت
    سخن كز دل برآيد همچو تيرى *** نشيند بر دل روشن ضميرى
    * * *



    اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم

  8. #228
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم




    فَقالَ له قائلٌ فَما بالُكَ يا اَميرالمؤمنين فَقال(عليه السلام) وَيْحَك اِنَّ لِكلّ اَجَل وَقْتاً لا يَعْدُوه و سَبَباً لا يَتَجاوَزه
    ترجمه: گوينده اى به حضرت عرض كرد حال و شأن شما چيست اى اميرمؤمنان؟! (اگر موعظه در همّام اثر كرد چرا در شما اثر نكرد كه اين گونه غش كنيد، و يا اگر بر او ترسان بوديد، چرا براى او اين گونه سخن گفتيد؟) مولاى متقيان علی(علیه السلام) فرمودند: واى بر تو، براى هر اَجل و مرگى وقت مشخصى و سبب معينى است كه از آن تجاوز نمى كند.
    * * *
    شرح: كلام حضرت كه به اينجا رسيد، فردى (كه گفته اند «عبداللّه بن كوّاء» يكى از خوارج بود) از روى اعتراض گفت: «فما بالك يا اميرالمؤمنين» مراد اين شخص يكى از اين دو چيز بود:
    حضرت يك جواب اقناعى كه در حدّ فهم شنوندگان و سؤال كننده باشد، فرمودند و حاصل آن جواب اين است كه هر انسانى اَجلى حتمى دارد كه مقدّر شده و از وقت خود نه مقدم نه مؤخر مى شود! و نيز علت و سبب مشخصى دارد كه قابل تبديل و تغيير نيست، چنان كه خداوند متعال مى فرمايد: «وَمَا كَانَ لِنَفْس أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللهِ كِتَاباً مُؤَجَّلا»: « هيچ نفسى نمى تواند بميرد مگر به اذن خداوند كه اَجَل هر كس در لوح قضاى الهى به وقت معين ثبت است».(3)
    پس مقدر بوده همّام در اين وقت و در اثر چنين موعظه اى جان دهد، و اين اجل در لوح محفوظ اُمّ الكتاب ثبت بوده است.
    ولى من (على(عليه السلام)) هنوز وقت مرگم فرا نرسيده (و سبب آن كه ضربت ابن ملجم مرادى است هنوز نرسيده است).
    ابن ابى الحديد در شرح خود مى گويد: براى حضرت ممكن نبود، فرق بين نفس خود و نفوس آنها را ذكر كنند (كه بزرگى نفس من و تحمل آن موجب شد من به حال غشوه نيفتم، ولى نفوس شما مثل من نيست) و آن حال نيز مقتضى ذكر اين فرق نبود (زيرا موجب تفضيل نفس و برترى نفس او مى شد) از اين رو جوابى اسكاتى دادند كه خصم را ساكت كند.
    به عبارت ديگر:
    جواب وجه اول كه چرا خود مولى بى هوش و دچار غشوه نشدند؟ اين است كه نفوس بشر داراى استعداد و ظرفيت مختلف است، و اولياء خدا مخصوصاً اميرالمؤمنينعلی(عليه السلام) در حد اعلاى آن قرار گرفته اند، پيدا است كه نيروى نفس قدسى على(عليه السلام) در برابر واردات. الهيه تحمّل بسيار دارد، و با رياضت و تمرين به درجه وقار و طمأنينه رسيده است، علاوه بر آن كه امام(عليه السلام) آن صفات را كه براى مؤمنان و متقيان بيان فرمودند، به حدّ اعلا از بركت فيض خداى تعالى در خود مى بيند، از اين رو از فقدان آنها متأثر و متألم نمى شود، چون واجد همه آنها است به خلاف همّام كه اولا نسبت به مولى ضعف نفس و كمى حوصله دارد و ثانياً فقدان اين صفات در او موجب اندوه و افسوس كشنده مى شود و به قول ابن ابى الحديد وسيله اى كه گِل را با آن سوراخ مى كنند، با آن سنگ را نمى شود سوراخ كرد، وسيله اول تأثيرى بسزا و مؤثر در سنگِ استوار نمى كند؛ موعظه اى كه قلب همّام را سوراخ مى كند، توان تأثير بر قلب محكم و استوار مولى را ندارد. و اين سبب قريب براى مرگ همّام بود و آنچه مولى جواب دادند كه وقت و سبب معينى براى مرگ همّام بود گرچه صحيح است ولى سبب بعيد مرگ او بود.
    جواب وجه دوم كه اگر مولى ترسان بر همّام بودند، كه دچار اين پيش آمد شود، چرا جواب تفصيلى دادند؟ بايد عرض كنم چنانكه شارح بزرگ نهج البلاغه ابن ميثم بحرانى مى گويد: حضرت بى تابى او را تا حدّ بى هوشى و غشوه توقع و گمان داشتند، ولى اين گمان را نداشتند كه، در اين غشوه مرگ او محقق مى شود(4) و يا چنانكه دانشمند محترم آقا سيد جواد مصطفوى در شرح خطبه همام در شرح كتاب شريف كافى بعد از آوردن جواب ابن ميثم، جواب ديگرى مى دهد كه هر كس اجلى و مرگى مقدور دارد و امام آگاه به اين سبب بودند و طبق قضاء و قدر الهى نسبت به همّام رفتار كردند، پس نظير كشتن جوان در داستان خضر و موسى(عليهما السلام) است كه قرآن كريم بيان مى كند.(5)
    الهى، اين سوخته و سوته دل در ذيل اين فراز (فقال له قائِلٌ فَما بالكُ يا اميرالمؤمنين(عليه السلام)وَيْحَك اِنَّ لِكُلّ اَجَل وَقْتاً لا يَعْدُوه وَسَبَباً لا يَتَجاوَزُه) چنين مى سرايد:

    فضولى گفت شه را، در تو چون بود *** كه آواى تو اين تأثير ننمود
    شه از گفتار آن نادان برآشفت *** به پاسخ بهر تعليمش چنين گفت
    كه بر بخت سياهت واى و صد واى *** ز خواب جهل زين پس ديده بگشاى
    كه هر مرگى ز فرمان ازل خواست *** بهنگامى و شرطى بى كم و كاست

    * * * 2ـ چرا اين موعظه را به همّام فرموديد با آن كه نسبت به او ترسان بوديد؟!
    1ـ اين موعظه و اندرزهاى بليغ چرا در خود شما اثر نكرد و بى هوش نشديد. پس واقعيت ندارد وگرنه خود مى بايستى در همان راه برويد.


    اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم

  9. #229
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم






    فَمَهلا لا تَعُد لِمِثلِها فانّما نَفَثَ الشيطان على لسانك

    ترجمه: پس آرام باش و ديگر اينگونه سخن مگوى اين حرفى بود كه شيطان بر زبانت نهاد.
    * * *
    شرح: حضرت پس از جواب آن معترض، او را نهى مى كنند كه ديگر چنين اعتراض مكن زيرا اين سخن برخاسته از شيطان است و شيطان با زبان تو اين گونه سخن مى گويد، اعتراض بر امام از القائات شيطان است و اى كاش اعتراضى در مورد خود بود، اين اعتراض در جاى خود نبود و نسبت به امام جا نداشت.
    و اين فرمايش امام درسى است كه ببينيم در كجا سخن گوئيم و در كجا اعتراض كنيم و مخاطب را ارزيابى كنيم كه كيست، شايد او احاطه به مسائلى دارد كه ما آگاه نسبت به آنها نيستيم، پس نسنجيده سخن مگوئيد، زيرا چه بسا سخنانى كه به عنوان بلندگوى شيطان از زبان ما خارج مى شود و خداوند ما را از شرور او محافظت فرمايد.
    الهى اين بلبل گلشن راز در ذيل اين فراز آخر (فمهلا لا تَعُد لمثلها فانّما نفث الشيطان على لسانك) چنين گويد:

    از اين پس بو الفضولى را زبان سوز *** ز شيطان، زشت گفتارى مياموز
    مبادا ديگر اين ناخوش بيانت *** كه ديو افكند بى شك بر زبانت
    بسا كازرده گوش مستمندان *** نواى دلخراش خود پسندان
    بسا خاموش گردد بلبل باغ *** چو آهنگ مخالف بركشد زاغ
    * * *
    خداوند ما را در رسيدن هر چه بيشتر به صفات متقيان يارى فرمايد و ما را از نصيب آنها بهره مند گرداند.
    بحمداللّه شرح اين خطبه شريف پس از قريب دو سال و نيم در شامگاه ولادت رسول گرامى(صلی الله علیه و آله) و امام صادق(عليه السلام) در كنار مرقد منوّر حضرت معصومه(عليها السلام) به پايان رسيد.

    اللّهم وَفِّقْنا لِما تُحِبُّ و تَرضى وَ السَّلام على مَن اتَّبَعَ الهُدى

    اكبر خادم الذاكرين (خادمى) ـ قم

    17 ربيع الاول 1411 برابر با 16 مهرماه 1369
    1. سوره حديد، آيه 16.
    2. دونده، رونده، جستجو كننده.
    3. سوره آل عمران، آيه 145.
    4. شرح ابن ميثم، جلد 3، صفحه 414.
    5. اصول كافى، با شرح و ترجمه مصطفوى، جلد 3، صفحه 325، جوابهاى هر دو وجه را آورده و به نظر حقير جواب اخير قابل تأمل است.

    اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم

  10. #230
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    parandeh پاسخ : اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم




    «فهرست منابع»
    1. آداب النفس ـ عارف حكيم محمد عيناثى
    2. السيرة النبوية ـ ابن هشام
    3. الكامل ـ مبرّد
    4. المفردات فى غريب القرآن ـ راغب اصفهانى
    5. المنطق المقارن ـ محمدعلى گرامى
    6. اخلاق محتشمى ـ محتشم السلطنة (حسن اسفنديارى)
    7. اعلام القرآن ـ دكتر محمد خزائلى
    8. الغارات ـ ابواسحاق ابراهيم بن محمد ثقفى كوفى
    9. الجعفريات ـ قاضى ابى المحاسن الرويانى
    10. الاختصاص ـ شيخ مفيد
    11. اخلاق حسنه ـ فيض كاشانى
    12. الاخلاق ـ سيد عبدالله شُبّر
    13. المنجد ـ بولس المعلوف اليسوعى
    14. احياء العلوم ـ غزالى
    15. الحقائق ـ فيض كاشانى
    16. ارزشها و ضدارزشها در قرآن ـ ابوطالب تجليل
    17. اقبال الاعمال ـ سيد رضى الدين الطاووس (سيدبن طاووس)
    18. اخلاق فلسفى ـ محمدتقى فلسفى
    19. اُسد الغابة ـ جَزَرى
    20. اسرار الحكم ـ حاجى سبزوارى
    21. الكنى و الالقاب ـ محدّث قمى
    22. ارشاد ـ شيخ مفيد
    23. ايمان و وجدان ـ....
    24. الحياة ـ محمدرضا، على، محمد حكيمى
    25. الامامة و التبصرة ـ ابى الحسن على بن الحسين بن بابويه قمى (پدر شيخ صدوق)
    26. المعجم المفهرس لالفاظ نهج البلاغه ـ دشتى، محمدى
    27. الترغيب ـ ابى جعفر البرقى
    28. امالى ـ صدوق
    29. المحاسن ـ ابى اجعفر البرقى
    30. اَمالى ـ شيخ طوسى
    31. اثناعشريه فى المواعظ العددية ـ آية الله مشكينى
    32. بداية الحكمة ـ علامه طباطبائى
    33. باب حادى عشر ـ علامه حلى
    34. بيدادگران اقاليم قبله ـ محمدرضا حكيمى
    35. باغ اپيكيور ـ آناتول فرانس ـ ترجمه كاظم عمادى
    36. بحث در آثار و افكار و احوال حافظ ـ...
    37. پاسدار اسلام ـ (مجله)
    38. تفسير كبير ـ فخررازى
    39. تفسير قرطبى ـ محمد الانصارى القرطبى
    40. تفسير روح المعانى ـ آلوسى بغدادى
    41. تفسير ابوالفتوح رازى
    42. تفسير عياشى ـ محمدبن مسعود بن عياشى السمرقندى
    43. تفسير صافى ـ ملا محسن فيض كاشانى
    44. تفسير المنار ـ محمدرشيد رضا
    45. تفسير طبرى (جامع البيان) ـ محمدبن جرير طبرى
    46. تفسير البصائر ـ يعسوب الدين رستگارى
    47. تفسير الميزان ـ علامه طباطبائى
    48. تفسير جوامع الجامع ـ مرحوم طبرسى
    49. تفسير اَطَيب البيان ـ آية الله عبدالحسين طيّب
    50. تفسير برهان ـ سيد هاشم برهانى

    اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم

صفحه 23 از 24 نخستنخست ... 13192021222324 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •