اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم
صفحه 1 از 24 1234511 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 234
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,296 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    moteharak اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم








    اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ج 2

    اخلاق اسلامى در نهج البلاغه(خطبه متّقين)

    با استفاده از دروس نهج البلاغه استاد محقق


    آية اللّه مكارم شيرازى


    جلد دوم


    تأليف: اكبر خادم الذاكرين


    (خادمى اصفهانى)




    اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم

  2. تشكر

    مدير محتوايي (13-07-1391)

  3.  

  4. #2
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,296 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    moteharak پاسخ : اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم




    28 ـ 29 ـ ركوع و سجده هاى طولانى پرهيزگاران
    30ـ طلب آزادى از عذاب رستاخيز
    فلسفه آزادى
    شاخه هاى اسارت و آزادى
    31ـ 34 ـ برنامه روزانه
    31ـ حلم و بردبارى
    كارآئى و نقش بردبارى
    مراتب حلم
    ثمرات حلم
    نمونه هائى از سرگذشت بردباران (حلماء)
    نظر خواجه نصيرالدين طوسى در مسئله غضب
    32 ـ علماء
    نكاتى در مورد علم و جهل
    33ـ ابرار
    مقام ابرار
    اهميت آيات فوق
    ابرار چه كسانى هستند؟
    نشانه هاى ابرار
    34ـ أتقياء
    35ـ وجود خدا در تمام ذرات وجودشان
    ارزش خوف
    منشأ خوف
    ثمرات خوف
    علائم خائف
    انواع خوف
    36ـ قيافه پرهيزگاران
    نكته
    37 ـ 40 ـ ترس از مسئوليتها
    راضى نبودن به عمل كم و زياد نديدن عمل كثير
    39ـ فَهُم لاَنْفُسِهِم مُتَّهِمُون
    خوف از عمل
    41 ـ 42 ـ از ستايش ديگران بيمناكند
    43ـ نشانه هاى ديگر پرهيزگاران: قوّت در دين
    44ـ پرهيزگاران نرمخو و دور انديشند
    45ـ با ايمانى مملوّ از يقين
    نشانه هاى مؤمنِ بايقين
    46ـ پرهيزگاران در كسب دانش حريصند
    47ـ علمى آميخته با حلم
    48ـ ميانه روى در حال غنا
    49ـ خشوع در عبادت
    50ـ آراستگى در عين تهيدستى

    اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم

  5. تشكر

    مدير محتوايي (13-07-1391)

  6. #3
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,296 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    moteharak پاسخ : اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم





    81ـ كار زشت از او دور است
    داستانى عجيب از انسانى خودساخته
    82ـ گفته هاى او ملايم است
    83 ـ 84 ـ بديهاى پنهان و نيكيهاى آشكار
    معروف و منكر
    معروف در قرآن و روايات
    85 ـ 86ـ نيكى اش رو آورده و شرش رخ برتافته!
    87ـ خونسردى در شدائد و مشكلات
    88ـ در برابر ناگواريها شكيبا
    صبر در برابر شدايد و ناملايمات
    صبر در آئينه عرفان
    حكايتى عجيب
    حقيقت شكر
    علت عدم شكرگزارى مردم
    كيفر كفران نعمت
    90ـ به خاطر دشمنى ظلم نمى كند
    92ـ اعتراف به حق
    93ـ در امانت خيانت نمى كند
    94ـ فراموشكارِ دستورات الهى نيست
    95ـ كسى را با لقب زشت نمى خواند
    96ـ عدم ضرر به همسايه
    همسايه بد
    فوائد حُسن جوار (همسايگى خوب)
    97ـ مصيبت زده را شماتت نمى كنيد
    98-99- وارد باطل نمى گردد و از دايره حق بيرون نمى رود
    100ـ هرگز از سكوت غمگين نمى شود
    101ـ صدايش به قهقه بلند نمى شود
    عواقب زياد خنديدن
    102ـ انتقامجو نيست
    دو نامه تكان دهنده
    نامه حذيفه در پاسخ ابوذر
    103ـ نفس او در زحمت
    107ـ كناره گيرى اش از روى زهد است
    روح بى قرار همام به ملكوت پرواز كرد!
    تأثير موعظه بر قلوب مؤمنان
    «فهرست منابع»
    28 ـ 29 ـ ركوع و سجده هاى طولانى پرهيزگاران


    اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم

  7. تشكر

    مدير محتوايي (13-07-1391)

  8. #4
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,296 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    moteharak پاسخ : اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم




    51ـ صبر در شدائد
    فرهنگ صبر در اسلام
    فلسفه صبر
    52ـ پرهيزگاران طالب حلالند
    53ـ نشاط در مسير هدايت
    نشاط چگونه حاصل مى شود
    چرا در عبادت بى نشاطيم
    54ـ پرهيز از طمع
    55ـ در عين انجام اعمال نيك باز هم ترسانند
    56 ـ 57 ـ شب هنگام شكر خدا و صبحگاهان ياد او
    فضيلت شكر(1)
    «ذكر» و فضيلت دوام آن
    58 ـ 59 ـ شامگاهان هراسان و صبحگاهان خوشحال!
    عوامل غفلت
    عوامل بيدارى
    نشانه هاى افراد غافل
    عواقب غفلت
    60ـ پرهيزگاران در جهاد با نفس
    مشارطه، مراقبه، محاسبه، معاقبه، مجاهده، معاتبه
    مشارطه
    مراقبت
    محاسبه
    معاقبه
    مجاهدت
    معاتبه (توبيخ نفس)
    61 و 62 ـ توجه به باقى و زهد در فانى
    زهد در امورى كه باقى نيست
    علامات زاهد
    زهد مقدس اردبيلى
    63 و 64 ـ آميختن حلم با علم و گفتار با كردار
    هماهنگى گفتار با كردار
    آفات علم بى عمل
    آفات عمل بدون علم
    65 ـ كوتاهى آرزوها
    درمان طول آرزو
    قصر امل (كوتاهى آرزو)
    66ـ كمى خطا و لغزش
    عوامل خطا و لغزش
    فوائد مشورت
    خصوصيات شخص مشورت كننده (يا حدود مشورت)
    67ـ خشوع قلب
    علامت خاشع
    68ـ پرهيزگاران و قناعت طبع
    69ـ كم خورى و اعتدال در غذا
    مقدار كم خوراكى
    فوائد كم خورى و مضرات پرخورى
    70ـ سهولت در برخوردها
    71ـ محافظت از دين
    72ـ خاموش كردن شعله هاى شهوت
    73ـ مهار كردن قوه غضب
    علاج غضب
    74ـ 75 ـ همگان به خيرش اميدوار و از شرش در امانند
    تعريف خير و شرّ
    مصاديق شّر
    76ـ در ميان غافلان از ذاكران است
    فرق منزل تفكّر و تذكّر:
    فوائد ذكر
    78 ـ 80 ـ سه صفت پسنديده از صفات پرهيزگاران
    انتقام
    عفو و گذشت

    اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم

  9. تشكر

    مدير محتوايي (13-07-1391)

  10. #5
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,296 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    moteharak پاسخ : اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم




    28 ـ 29 ـ ركوع و سجده هاى طولانى پرهيزگاران


    «فَهُم حانُونَ عَلى اَوساطِهِم مُفْتَرِشُونَ لِجباهِهم وَ اَكُفّهِم و رُكَبِهم و اَطْرافِ اَقْدامِهِم»
    ترجمه: متّقين در پيشگاه الهى به ركوع مى روند و جبين و دست و پا به هنگام سجده بر خاك مى سايند.
    * * *
    شرح: وقتى آن گونه كه ذكر شد آيات خدا را تلاوت مى كنند و مى شنوند، بايد اين گونه نيز خضوع و خشوع كنند و به ركوع روند، و اعضاء بر خاك مالند، و گويا اين اعضاء را فرش زمين مى كنند. اينان براى خدا اين اعضاء را بر خاك مى گذارند و غير او را در اين عمل شريك او نمى گردانند؛ زيرا كه خود فرمود:
    «اَنَّ المَساجِدَ للّه فَلا تَدعُوا مَعَ اللهِ اَحَداً».(1)
    روايت است كه معتصم عباسى از امام جواد(عليه السلام) درباره اين آيه سؤال كرد و حضرت فرمود: «هِىَ الاَعْضاءُ السِّبْعَة الَتّى يَسْجُدُ عَلَيها»: آن (مساجد) اعضاء هفت گانه اى هستند كه سجده با آنها صورت مى گيرد.(2)
    به مناسبت ذكر ركوع و سجود رواياتى درباره فضيلت آنها ذكر مى كنيم:
    امام صادق(عليه السلام) فرمود:
    «عَلَيكُم بِطُولِ الرُّكوُع و السُّجود فَانَّ اَحَدَكُم اِذا اَطالَ الرّكوعَ و السُّجود هَتَف اِبْليسُ مِن خَلفِه فَقال يا وَيلَه اَطاعَ و عصيتُ وَ سَجَدَ وَ ابيتُ»: «بر شما باد به طولانى كردن ركوع و سجود؛ زيرا وقتى كه يكى از شما ركوع و سجده خود را طولانى كند، ابليس ندا دهد از پشت سر او، واى برمن، اطاعت كرد و عصيان كردم، سجده كرد و إبا نمودم».(3)
    امام باقر(عليه السلام) نيز فرمود:
    «مَن اَتَمَّ رُكُوعَه لَم يَدخُله وَحْشَةُ القبر»: «كسى كه ركوع خود را تماماً با جاى آورد و حق آن را ادا كند، وحشت قبر به او راه پيدا نكند».(4)
    بيش از همه شيطان به مسئله سجده حساس است، زيرا او به وسيله همين سجده رانده شد، و در روايتى از مولى على(عليه السلام) آمده كه سجده را طولانى كنيد كه عملى سنگين تر بر ابليس نيست كه ببيند انسانى در سجده است، زيرا او امر به سجده شد و عصيان كرد.(5)
    چنانكه در روايات آمده طولانى كردن سجده از آئين ائمه و سنّت توبه كنندگان است و سجده گناهان را مى ريزد، چنانكه باد برگ درختان را سجده نهايت مرتبه عبادت فرزندان آدم است.(6)
    در روايتى چنين آمده:
    «اَقْرَبُ مايَكُون العَبْدُ اِلى اللّه وَ هُوَ ساجِدٌ»: «نزديكترين حالت بنده به خدا وقتى است كه به سجده مى رود».(7)
    خاندانى كه ما را امر به طول سجده كرده اند، خود به قدرى در سجده فرو مى رفتند كه پيشانى و زانوهاى آنها پينه مى بست. امام باقر(عليه السلام) مى فرمايد: در مواضع سجده پدرم آثار سجده و برآمدگى و تورم نمايان بود و هر سال دو مرتبه آنها را قيچى مى كرد، در هر مرتبه پنج ثَفِنات بود و او صاحب ثفنات ناميده مى شد.(8)
    در جاى ديگر امام باقر(عليه السلام) فرمود: «پدرم هرگاه نعمتى ذكر مى شد، با آيه اى كه در آن سجده بود قرائت مى گرديد، يا خداوند دفع بلا و كيد از او مى كرد، يا از نمازش فارغ مى شد، يا اصلاح بين دو نفر مى كرد، در همه اينها سجده مى كرد و اثر سجود در تمام مواضع سجده اش نمايان بود؛ و از اين رو او را «سجّاد» مى ناميدند».(9)
    امام سجاد(عليه السلام) گاهى در بيابان به سجده مى رفت و هزار مرتبه مى فرمود
    : «لا اِلهَ اِلاّ اللّه حقّاً حقا لا اله الا اللّه تعبداًو رِقّا لا اِله الله ايماناً و تصدقاً».(10)
    اينها در مورد سجده جسمانى بود؛ البته سجده كامل، ضميمه شدن سجده جسمانى با سجده نفساى است. در روايتى از مولى على(عليه السلام) آمده: «سجود جسمانى قرار دادن اعضاء هفت گانه با خشوع قلب و اخلاص بر زمين است ولى سجود نفسانى فراغت و دورى قلب از امور فانى و روى آوردن با آخرين همّت به سوى امور باقى و كندن لباس كبر و خودپسندى و قطع علائق دنيوى و مزّين شدن به اخلاق نبوى(صلى الله عليه وآله) است».(11)
    پس اى عزيز! سعى كن لااقل از سجده جسمانى به معنى واقعى كه مولى فرمود محروم نشويم كه آن آب كننده وزر و وبال و گناهانى است كه بر پشت ما سنگينى مى كند. رسول گرامى(صلى الله عليه وآله) در خطبه اى كه به مناسبت ماه رمضان ايراد فرمودند، چنين گويند
    : «ظُهُورُكُم ثَقيلةٌ مِنْ اِوزارِكم فَخَففوا عنها بِطولِ سُجُودِكم»:(12) «پشتهاى شما از گناهان و اعمالى كه وزر و وبال است، سنگين شده، پس با طول سجده هايتان از آنها بكاهيد».

    اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم

  11. تشكر

    مدير محتوايي (13-07-1391)

  12. #6
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,296 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    moteharak پاسخ : اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم




    از اين روايات استفاده مى شود كه در نماز و عبادت خلوص و توجه لازم است، اصل عبادت حضور قلب است، نمازى كه با گفتن تكبيرة الاحرام، طوفان افكار و تندباد انديشه ها ذهن را مشوش كند، ميوه اى است كه به جز پوسته، بهره اى ندارد. اين چه نماز و حضور قلبى است كه در آن گمشده ها و فراموش شده ها را پيدا كرده و به ذهن مى آوريم! اين نماز گرچه اداء وظيفه و تكليف است ولى در مقبول بودنش جاى حرف است. اداء وظيفه تا نماز مقبول بسيار فاصله دارد. چه بسيار نمازهاى ما كه صحيح است ولى مقبول نيست! ظاهراً با تمام اركان و اجزاء و شرايط است ولى پوسته اى زيبا است كه مغزى در درون ندارد. نماز مى خوانيم و مى گوئيم چرا در خود تغييرى نمى بينيم، در حالى كه نمى دانيم نماز مؤثر و نمازى كه ما را از فحشاء و منكر دور مى كند و به خدا نزديك مى كند، نماز با لبّ و مغز است! «الصَّلاَةَ تَنْهَى عَنْ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ»(13)
    آيا نمازى كه آلوده به ريا است، نماز است! آيا نمازى كه به دنبال آن مى گويد عَجَب نمازى خواندم، عجب ركوعى، عجب خلوصى، نماز است! منشاء اين عَجَبْها، عُجْبْ است.
    آيا نماز ما نمازى است كه در روايت فرمود همچون نهرى است كه روزى پنج مرتبه خود را در آن شستشو مى دهيد و مسلماً اگر كثافتى در بدن شما بود مرتفع مى شود.«قال الصادق(عليه السلام): لَوْ كانَ عَلى بابِ اَحَدِكُم نهرٌ فَاغتَسَل منه كلَّ يوم خَمْسَ مَرّات هَلْ كانَ يَبقى على جَسَده مِنَ الدَّرَن شىءٌ؟ اِنَّما مَثَلُ الصّلاةِ مَثَلُ النَّهرِ الّذى يَنْقى، كُلَّما صَلّى صَلاةَ كانَ كفارةٌ لِذُنُوبه اِلاّ ذَنْبٌ اَخرَجَه مِن الايمان مِقيمٌ عَليه»:(14) امام صادق(عليه السلام) فرمودند: «اگر درب خانه يكى از شما نهرى بود كه هر روز پنج مرتبه خود را در آن مى شست (يعنى پنج مرتبه از خانه خارج مى شد و از درون نهر بايد مى گذشت) آيا چركى بر بدن او باقى مى ماند! همانا مَثَل نماز، مَثَل نهرى است كه پاك مى كند (كثافات روحى را) هرگاه نمازگزار، نماز بخواند، آن نماز كفّاره گناهان او است مگر گناهى كه بر او بماند و او را از ايمان خارج كند (مثل اين كه چيزى به بدن انسان باشد كه با درون آب رفتن زايل نمى شود و انسان را از تميز بودن خارج كرده است). آيا نماز ما چنين است، آيا نماز ما پاك كننده رذائل اخلاقى ما است يا موجب سياهتر شدن و دورى از خدا، چنانكه براى بعضى چنين است»!
    آيا متوجه هستيم كه اصل نماز خشوع و خضوع است، نزديكترين حالتى كه بنده به خدايش نزديكتر است، حالتى است كه بيشتر در خشوع است و آن سجده يعنى پائين ترين حالت در نماز است كه اين پائينى خود، بزرگى است، زيرا پائين آمدن براى خدا، بزرگى در نزد او است، آيا مى دانيم علت عظمت سجده، خضوع آن است؟! آيا مى دانيم چرا بايد بر زمين و خاك سجده كرد، هشام بن حكم از امام صادق(عليه السلام) پرسيد بر چه چيزى مى شود سجده كرد، فرمود: سجده جايز نيست مگر بر زمين يا آنچه از آن مى رويد، الاّ اين كه مَأكُول (خوردنى) و ملبوس (پوشيدنى) باشد»، گفتم فدايت شوم علّت چيست؟ فرمود: «سجود خضوع براى خداوند عزّوجل است، پس جايز نيست بر مأكول و ملبوس، زيرا فرزندان دنيا و دنياپرستان بنده و عبيد مأكول و ملبوسند (گويا بر آنها سجده كنند) و سجده كننده براى خدا، جايز نيست پيشانى خود را در سجده بر جاى سجده دنياپرستانى گذارد كه دنيا فريبشان داده است، و سجده بر زمين افضل است، زيرا نشان دهنده تواضع و خضوع بيشتر براى خداوند است.(15)

    آيا مى دانى مفهوم سجود چيست؟ سجودى كه تنها در نمازهاى و اجب يوميه 34 بار انجام مى دهيم اين سؤال را از مولى على(عليه السلام) كردند، فرمود: وقتى سر بر زمين مى نهى، يعنى (مِنْها خَلَقْتَنى) از اين خاك خلقم كردى وقتى سرت را برمى دارى، يعنى (اِلَيْها تُعيدُنى) به سوى همين خاك مرا باز مى گردانى، و وقتى از سجده دوم برمى دارى، يعنى (مِنها أخرجتَنی) از همین خاک بیرون آوردی و سجده دوم را که می کنی (وَ مِنها تَخْرُجُنى تارَة اُخْرى) از همين خاك يكبار ديگر مرا خارج مى كنى.(16)

    پس اى عزيز حال كه اين معارف آشكار شد، دقت كن در عظمت خداوند و كوچكى خود و اين كه نماز با خضوع و خشوع موجب استفاده تو است، نه افاده خدا، زيرا او خدائى است كه آسمانها و زمين و خورشيد و ماه و ستارگان و كوهها و اشجار و تمامى جنبندگان ساجد او هستند، حتى از نظر تكوين ملائكه و جن و انس سجده كننده براى اويند.
    (أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِى السَّماوَاتِ وَمَنْ فِى الاَْرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَكَثِيرٌ مِّنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ)(17)
    سجود، تفسير شده به غايت خضوع و ذلّت و اطاعت، خواه، بااراده و يا بدون اراده.
    موجودات به دو دسته تقسيم مى شوند: 1ـ موجوداتى كه داراى اراده و اختيار ناشى از تعقّل نيستند، مثل جمادات و گياهان و حيوانات (جمادات و گياهان اراده ندارند و حيوانات هم اراده و اختيار ناشى از تعقل، ندارند). اينها چون اراده ندارند كه مخالفت پروردگار كنند، همگى خاضع و مطيع او هستند.

    اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم

  13. تشكر

    مدير محتوايي (13-07-1391)

  14. #7
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,296 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    moteharak پاسخ : اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم






    الف) جهت غيرارادى: مثل جريان خون در قلب و رگها يا پالايش خون در كليه ها، قلب و كليه و دستگاه گوارش و امثال آن، از اين نظر كه موجودى تكوينى هستند، همانند جمادات و گياهان و حيوانات، با زبان حال تسبيح و اطاعت خداوند مى كنند، حتى كافر هم از اين نظر مطيع فرمان الهى است.
    ب) جهت ارادى: از اين جهت، ملائكه، باز مطيع هستند؛ چون در ساختار وجودى آنها شهوت و غضب نيست، سرپيچى از فرمان الهى ندارند؛ ولى انسانها چون داراى شهوت و غضب هستند، دو قسم مى شوند: عده اى مطيع و عده اى نافرمان. و به همين جهت در آيه اى كه ذكر شد مى فرمايد: بسيارى از مردم «كَثيرٌ مِنَ النّاس» مطيع و خاضع هستند و بسيارى (بواسطه سرپيچى) مستحق عذاب مى شوند «كثيرٌ حقَّ عَلَيه العَذابُ».
    در آيه 49 «سوره نحل» نسبت به ملائكه تصريح مى كند كه (وَللهِِ يَسْجُدُ مَا فِى السَّماوَاتِ وَمَا فِى الاَْرْضِ مِنْ دَابَّة وَالْمَلاَئِكَةُ وَهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ). البته جن ها هم مثل انسانها هستند، زيرا اراده داشته و مكلفّند و مطيع و عاصى دارند.
    حال به مناسبت اين كه اين فراز خطبه اشاره به نماز شب پرهيزگاران و در ركوع و سجود بودن آنها است اشاره اى هم به فضيلت نماز شب كنم، در فضيلت نماز شب همين بس كه صاحب ميزان الحكمه هفت آيه از آيات قرآن را ذكر كرده كه اشاره به نماز شب و فضيلت آن دارد، در كنار اين آيات، روايات معصومين(عليهم السلام) مملوّ از فضائل اين عبادت است، در وصاياى پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله) به مولانا على بن ابيطالب(عليه السلام) آمده كه چهار مرتبه فرمود: «عَلَيكَ بِصلاةِ اللّيل»:«بر تو باد نماز شب و لازم كن بر خود نماز شب را».(18)
    در جاى ديگر پيامبر(صلى الله عليه وآله) فرمودند: آنقدر جبرئيل مرا به نماز و عبادت شب و شب زنده دارى سفارش كرد كه گمان كردم بهترين افراد امت من هرگز نمى خوابند.(19) يا در حديث ديگر فرمود گمان کردم بهترين افراد امّت من شب را نمى خوابند مگر مقدار كمى را.(20)
    در روايتى امام صادق(عليه السلام) فرمودند: خداوند زينت حيات دنيوى را مال و فرزند قرار داد، و نماز شب كه هشت ركعت است و بنده مؤمن در آخر شب مى خواند، زينت آخرت است.(21)
    نماز شب شرف مؤمن و موجب مباهات و افتخار خداوند است، خداوند مباهات مى كند به كسى كه نماز به تنهائى در شب مى خواند،(22) و سجده مى كند و چه بسا در سجده به خواب مى رود، خداوند به ملائكه گويد: «اُنْظُروا الى عَبدى روُحُه عندى و جَسَدُه ساجدٌ لى»: «نگاه كنيد بنده مرا كه روحش نزد من و بدنش سجده كننده به من است».(23)
    ابن عباس گفت رسول خدا(صلى الله عليه وآله) در ضمن حديثى فرمود: هر مرد يا زنى موفق به اداى نماز شب شد براى خدا قيام كرد و وضوى شادابى گرفت، و نماز براى خدا به نيّت صادق و قلب سليم و بدن خاشع و چشم گريان خواند، خداوند پشت سر او هفت صف از ملائكه قرار دهد كه تعداد هر صفى را غير از خداوند احصاء نتواند كرد، يك طرف صف در شرق و طرف ديگر در مغرب است و زمانى كه از نماز فارغ شد، خداوند به عدد آن ملائكه درجات براى اين نمازگزار نويسد.(24) در روايتى ديگر انس گويد شنيدم از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) كه مى فرمود: «الرَّكعَتانِ فِى جَوفِ اللّيل اَحَبُّ اِلَىّ مِنَ الدُّنْيا وَ ما فيها»: «دو ركعت نماز در شب بهتر است، نزد من، از دنيا و هر آن چه در آن است».(25)
    جابر بن عبدالله انصارى گفت شنيدم از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) كه مى فرمود: «ما اتَّخَذَ اللّهُ اِبراهيمَ خليلا الاّ لاِطْعامِ الطَّعام و الصلاةِ بالليل و النّاسُ نيام»: «خداوند، ابراهيم(عليه السلام) را دوست و خليل نگرفت مگر براى اطعامِ طعام و نماز شب در حالى كه مردم در خواب بودند».(26)
    امام امّت در كتاب چهل حديث خود در ذيل اين حديث چنين گويند: «اگر نبود براى نماز شب جز اين يك فضيلت كفايت مى كرد، ولى براى اهلش و آن امثال من نيست، ماها نمى دانيم خَلعت خَلَّت چه خلعتى است، و دوست گرفتن حق تعالى بنده را چه مقامى است، تمام عقول عاجز است از تصوّر آن، تمام بهشت ها را اگر به خليل دهند، به آن ها نظر نكند، تو نيز اگر محبوب عزيز يا صدّيق محبوبى داشته باشى و بر تو وارد شود، از هر ناز و نعمتى غفلت كنى، و به جمال محبوب و لقاء صديق از آنها مستغنى گردى با آن كه اين مثل خيلى بى تناسب و فرق بين المشرقين است».(27)
    آرى بى خبران از اين حالات چه ادراكى و بهره اى دارند، بى خردان قيام در شب و با معشوق حقيقى راز و نياز كردن را بى خردى مى پندارند، آنها را با اين وادى چه كار، آنها در زندگى مادّى دنيوى غرقند و از راز عشق و رمز محبوب و جلوه دوست چه دانند، از آنها بگذريم و به سراغ خود آئيم، آيا ما درك نماز خليل الرحمن را مى توانيم بكنيم؟ آيا نماز او مثل نماز ما بود؟ او عرض حاجت به جبرئيل امين نفرمود و ما حاجات خود را از شيطان هم بشود مى طلبيم، ما وقتى با محبوب دنيوى سخن گوئيم از خود بى خود شويم، چگونه او با معشوق ازلى و ابدى از خود بى خود نشود، نماز شب به قدرى نزد خدا محبوب است كه ثواب آن را خود داند و بس، امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد:

    2ـ موجوداتى كه داراى اراده و اختيار ناشى از تعقّل، هستند مثل ملائكه و انسانها، اينها داراى دو جهت هستند:

    اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم

  15. تشكر

    مدير محتوايي (13-07-1391)

  16. #8
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,296 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    moteharak پاسخ : اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم





    «ما مِنْ عَمل حَسَن يَعْمَله العبدُ الاّ و له ثوابٌ فى القرآن الاّ صلاةَ الليل فانَّ اللّه لم يُبَيّن ثوابَها لعَظيم خَطَره عندَه فقال: تََتجا فى جُنُوبُهم عن المَضاجِع يَدْعُونَ رَبَّهُم خوفاً و طَمَعاً و ممّا رزَقناهُم يُنْفِقوُن فلا تَعلمُ نَفْسٌ ما اُخْفِىَ لَهُم مِنْ قُرّة اَعيُن جزاءً بما كانوا يعملون».
    (هيچ عمل نيكوئى نيست كه بنده آن را انجام دهد مگر اين كه ثواب آن در قرآن آمده، الاّ نماز شب، زيرا خداوند ثواب آن را به خاطر عظمت آن در نزد خودش بيان نفرمود و (در قرآن) فرمود: دور مى كنند پهلوهاى خود را از خوابگاهها (كنايه از اين كه از رختخواب برمى خيزند) و با ترس و اميد، پروردگار خود را مى خوانند، و از آنچه روزى آنها كرده ايم انفاق مى كنند، پس هيچ كسى نمى داند، چه سرور و روشنى چشمى براى آنها در نظر گرفته شده است، (اين) جزاى عملكرد آنها (و نماز و نيايش شب) آنها است».(28)
    اين «قرة العين» و روشنى ديده كه مايه سرور شب زنده دار است چيست كه خداوند ذكر نكرده، اگر از ثوابها و باغهاى بهشتى است، كه مى توانست مثل جاهاى ديگر و اعمال ديگر بيان كند، معلوم مى شود پاداش آن از سنخ اين پاداشها نيست كه گوشزد كسى توان كرد، خصوصاً براى اهل دنيا، فهم ما از درك نعمتهاى آنجا كوتاه است و تمام اين دنيا در مقابل تار موئى از حور العين بهشتى نيست، بلكه مقابل تارى از تارهاى حله هاى بهشتى كه براى اهلش مهيّا شده نيست.
    امام امت در ذيل اين روايت مى فرمايد: «اى واى به حال ما اهل غفلت كه تا آخر عمر از خواب برنمى خيزيم و در سُكر (و مستى) طبيعت باقى هستيم بلكه هر روز بر مستى و غفلت ما مى افزايد، جز مقام حيوانيّت و مأكل و مشرب و منكح آنها چيز ديگرى نمى فهميم، و هر چه مى كنيم گرچه از سنخ عبادات هم باشد باز براى اداره بطن و فرج مى كنيم... ولى باز نااميد نبايد شد، ممكن است پس از مدتى بيدارىِ شب و انس و عادت به آن، خداى تعالى كم كم دستگيرى فرمايد و با يك لطف خفىّ، خلفع رحمت بر تو بپوشاند، ولى از سرّ عبادت مجملا غافل مباش و همه را به تجويد قراءات و تصحيح ظاهر فقط مپرداز، اگر نمى توانى مُخَلَّص شوى، لااقل براى آن قرة العينى كه حق تعالى مخفى فرموده بكوش و يادى از فقير عاصىِ حيوان سيرت كه از همه درجات به حيوانيّت قناعت كرده ـ اگر مايل شدى ـ بكن، و با توجه به خلوص نيّت بخوآن«اللّهُمَ ارْزُقْنى التَّجافِىَ عَنْ دارِ الغُرُور وَ الاِنابَةَ اِلى دارِ الخُلودِ و الاِسْتِعْدادَ لِلموت قَبْلَ حُلُولِ الفَوت»: «خدايا دورى از دار فريب و (اين دنيا) را روزى من گردان و رجوع به سوى خانه هميشگى و آخرت و آمادگى براى مرگ را قبل از رسيدن فوت نصيب من گردان.(29)

    ********************************
    1. سوره جنّ، آيه 18.
    2. منهاج البراعة، جلد 12، صفحه 127.
    3. سفينة البحار، جلد 1، صفحه 534، ماده «ركع».
    4. سفينة البحار، جلد 1، صفحه 534، ماده «ركع».
    5. بحار الانوار، جلد 85، صفحه 161; ميزان الحكمه، جلد 4، صفحه 383.
    6. سفينة البحار، جلد 1، صفحه 598، ماده «سجد» اصل عبارت چنين است: «قد ورد ان طول السجود من دين الائمه(عليهم السلام)و انه من سنن الاوابين و انّه من اشدّ الاعمال على ابليس و يحط الذنوب كما يحطّ الريح ورق الشجر».
    7. سفينة البحار، جلد 1، صفحه 9 ـ 598.
    8. بحار الانوار، جلد 46، صفحه 6; ميزان الحكمه، جلد 4، صفحه 358 (ثفنات: مواضع پينه بسته در اثر سجده).
    9. بحار انوار، جلد 46، صفحه 6; ميزان الحكمه، جلد 4، صفحه 384.
    10. بحار الانوار، جلد 85، صفحه 166; ميزان الحكمه، جلد 4، ماده «سجد».
    11. غرر الحكم مولى على(عليه السلام) و ميزان الحكمه، جلد 4، ماده «سجد».
    12. الرسائل، جلد 4، صفحه 227.
    13. سوره عنكبوت، آيه 45.
    14. بحار الانوار، جلد 82، صفحه 237; ميزان الحكمه، جلد 5، صفحه 373.
    15. بحار الانوار، جلد 85، صفحه 147; ميزان الحكمه، جلد 4، صفحه 386.
    16. بحار الانوار، جلد 85، صفحه 139; ميزان الحكمه، جلد 4، صفحه 382.
    17. سوره حج، آيه 18.
    18. ميزان الحكمه، جلد 5، صفحه 417.
    19. بحار الانوار، جلد 76، صفحه 333; ميزان الحكمه، جلد 5، صفحه 417.
    20. كنز العمال، خير (21425); ميزان الحكمه، جلد 5، صفحه 417.
    21. بحار الانوار، جلد 83، صفحه 126.
    22. بحار الانوار، جلد 3، صفحه 488، از امام صادق(عليه السلام); ميزان الحكمه، جلد 5، صفحه 417.
    23. بحار الانوار، جلد 84، صفحه 259; ميزان الحكمه، جلد 5، صفحه 419، از رسول گرامى (صلى الله عليه وآله).
    24. وسائل الشيعه، جلد 5، كتاب الصلاة، حديث (10293).
    25. وسائل الشيعه، جلد 5، كتاب الصلاة، حديث 10295.
    26. وسائل الشيعه، جلد 5، كتاب الصلاة، حديث 10294.
    27. چهل حديث، صفحه 177.
    28. وسائل الشيعه، جلد 5، كتاب الصلاة، حديث 10318.
    29. چهل حديث (امام خمينى)، صفحه 179 ـ 178; دعاى آخر كلام اين عارف بزرگ مأخوذ از مفاتيح در اعمال شب 27 ماه مبارك رمضان است.
    اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم

  17. تشكر

    مدير محتوايي (13-07-1391)

  18. #9
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,296 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    moteharak پاسخ : اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم




    ▲30ـ طلب آزادى از عذاب رستاخيز

    «يَطْلُبُونَ اِلَى اللّهِ تَعالى فى فَكاكِ رَقابِهِم»
    ترجمه: از خداوند متعال آزادى خويش را (از عذاب رستاخيز) طلب مى كنند.
    * * *
    شرح: اين عبارت گوياى نتيجه اعمال و عبادات شبانه پرهيزگارن است كه همانا نجات و رهائى از آتش دوزخ و عذاب است، آنها اين همه مشقّت و رنج شبانه را براى وصول به حق و نجات از غضب و خشم الهى انجام مى دهند، در يكى از دعاهاى ماه مبارك رمضان نيز مى خوانيم: «وَ مُنَّ عَلَىَّ فِكاكَ رَقَبَتى مِنَ النّار» «و بر من رهائى از آتش دوزخ را منّت گذار» و اين لطفى است كه به هر بى سر و پائى نشود.
    در اينجا به مناسبت«فِكاك رَقَبَة يا فَكُ رَقَبَة» لازم است بحثى اجمالى از آزادى و رهائى از اسارتها و قيودِ در زندگى داشته باشيم. رهائى از اسارتهاى دنيوى كه مقدمه اى براى رهائى از اسارتهاى اخروى و در آتش گرفتار شدن است و به عبارت ديگر رهائى از آتش دوزخ نمايانگر رهيدن از چنگال گناه و هوى و هوس و شيطان و خرافات و آداب و رسوم غلط و ظلم و بيداد و استكبار است.
    در جاهاى بسياری از قرآن تعابير گوناگونى در رابطه با نفى اسارت و اثبات آزادى وجود دارد(1) كه همگى نشان دهنده اهتمام قرآن بر رهائى و آزادى انسانها است، درباره پيامبر(صلى الله عليه وآله) مى فرمايد: «وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالاَْغْلالَ الَّتِى كَانَتْ عَلَيْهِمْ»: «پيامبر بارهاى گران و زنجيرهائى كه بر (دوش و گردن) آنها است برمى دارد».(2)
    «اِصْر» در اصل به معنى حبس است و اگر به بار سنگين اطلاق شده براى اين است كه بار سنگين، انسان را حبس و مانع از فعّاليت او مى شود و اگر به عهد و پيمان و يا مجازات و كيفر (اصر) گفته مى شود به خاطر محدوديتى است كه براى انسان ايجاد مى كند.(3)
    پيامبران و جانشينان آنها آمدند، تا عوامل حبس و سلب آزادى را از بشر بردارند و با باز كردن غل و زنجير اسارتها، نسيم آزادى را بر روانهاى فسرده و فرسوده بدمند، و نغمه حرّيت را ساز كنند، زنجير جهل و نادانى، بت پرستى، تبعيضات و زندگى طبقاتى و غيره را از دست و پا و دوش و گردن اين انسان بردارند.
    «اَغْلال» جمع «غُلّ» و بنابر آنچه از موارد استعمال آن استنباط مى شود زنجيرها و قيدهائى بوده كه گاهى بر دست و پا و گردن مى گذاشته اند، در قرآن در موارد مختلف استعمال شده است: غُلّت اَيْديهم ـ اِذا الاَغلال فى اَعْناقهم ـ و لا تَجْعَل يَدَكَ مَغْلُولَةً اِلى عُنُقِك.
    در سروه بلد كه مواهب ظاهرى و باطنى خداوند را بيان مى كند مى فرمايد: «أَلَمْ نَجْعَلْ لَّهُ عَيْنَيْنِ * وَلِسَاناً وَشَفَتَيْنِ* وَهَدَيْنَاهُ النَّجْدَيْنِ * فَلاَ اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ * فَكُّ رَقَبَة * أَوْ إِطْعَامٌ فِى يَوْم ذِى مَسْغَبَة * يَتِيماً ذَا مَقْرَبَة * أَوْ مِسْكِيناً ذَا مَتْرَبَة»: «آيا براى او (انسان) دو چشم و يك زبان و دو لب قرار نداديم و او را به خير و شرّ هدايت نكرديم، ولى او (انسان ناسپاس) از آن گردنه مهم بالا نرفت، و تو نمى دانى آن گردنه چيست؟ آزاد كردن برده است، يا اطعام كردن در روز گرسنگى، يتيمى از خويشاوندان يا مستمندى به خاك افتاده را».(4)
    خداوند سه عضو مهم براى شناخت و معرفت را نام برده، و سپس به نعمت باطنى و وجدان و فطرات اشاره كرده كه به سبب آن از درون جان، خوبيها و بديها را درك مى كنيم، و وجدان انسان گواه است كه: «هديناه النجدين».
    از اين گردنه انسان با اين وسائل نگذشت، چه ميدانى منظور از گردنه «صعف العبور» چيست فكّ رقبه و آزاد ساختن گردنها از طوقهاست اين هدف انبياء (عليهم السلام) و اولياء الهى بوده است، رهائى از اين اسارتها و گردنه ها در دنيا، رهائى از گردنه آخرت را به دنبال دارد.
    در حديثى از پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله) آمده: «اِنَّ اَمامَكم عَقَبَة كَؤداً لا يَجوزها المُثَقَّلُون و اَنَا اُريدُ اَنْ اُخَفَّفَ عنكم تلك العَقَبَة»: «پيش روى شما گردنه صعب العبورى است كه افراد سنگين بار از آن نمى گذرند، و من مى خواهم بار شما را براى عبور از اين گردنه سبك كنم».(5)
    آيا اين فكّ رقبه در آيه فقط اشاره به بردگى است؟ ظاهر آيه چنانكه مفسّرين گفته اند، چنين است و جا دارد بگويم، چقدر بر ضد اسلام فرياد زدند كه بردگى و برده دارى را تجويز كرده، و پيامبر (صلى الله عليه وآله) بردگى را نفى نكرده است، چقدر بى اطلاعى است اگر كسى كلمات پيامبر (صلى الله عليه وآله) را در ترغيب به آزادى برده ها ننگرد، و چقدر بى شرمى است كه بنگرد و ساكت باشد، و يا انكار كند، كلمات پيامبر (صلى الله عليه وآله) و ائمه (عليهم السلام) مملوّ از امر به آزاد كردن برده است، حتى اسلام براى كفارات، آزادى برده را به عنوان كفاره ذكر كرده است و كسى كه در تاريخ تتبع كند، بر او پوشيده نمى ماند كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) از هر فرصتى براى برده زدائى و آزادى انسانها استفاده مى كرد كه او براى اين مبعوث شده بود.
    در مورد اين كه چرا پيامبر (صلى الله عليه وآله) در ابتداء برده دارى را ممنوع نكرد، وجوهى ذكر كرده اند، از جمله اين كه اقتصاد عربستان در آن زمان روى برده مى گشت، و اين امر به غير از مختل كردن وضع مردم چيزى را به دنبال نداشت، مصلحت ايجاب مى كرد يك مرتبه چنين نكند، بلكه به تدريج برده دارى را نفى كند و وجه ديگر اين كه اگر كسى شرايط عربستان را در آن زمان ملاحظه كند، هيچ راهى بهتر از عمل پيامبر (صلى الله عليه وآله) براى نگهدارى بردگان نمى يافت، فقر حاكم بر مسلمانان و كمبود كار اجازه نمى داد كه بردگان آزادانه عمل كنند، پيامبر (صلى الله عليه وآله) هر چند نفرى را در اختيار ثروتمندى قرار مى داد، تا به ازاى كار، بردگان اداره شوند، وجوه ديگرى نيز گفته شده كه اين مختصر گنجايش بحث گسترده را ندارد؛ اميد است دوستداران اين بحث به كتابهاى مبسوط و مستقلّى كه در اين زمينه نگاشته شده مراجعه كنند.
    البته اسلام نظرش به آزادى جسمى تنها نيست، اهتمام آن براى رهيدن از بردگى نفوس بسيار بيشتر از رهيدن از بردگى اشخاص است، برده هواى نفس بودن بسيار خطرناكتر از برده انسانى بودن، و رهيدن از آن مشكلتر از رهيدن از اين است.
    اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم

  19. تشكر

    مدير محتوايي (13-07-1391)

  20. #10
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    1500
    دلنوشته
    2
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 18,860      تشکر : 40,721
    48,296 در 15,282 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    moteharak پاسخ : اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم





    مولى علی (عليه السلام) در نامه 31 نهج البلاغه به فرزند خود امام حسن(عليه السلام) كه عصاره اخلاق را به تمامى معنا بيان مى كند چنين مى فرمايد: «و لا تَكُنْ عَبدَ غَيرِك و قَد جَعَلَكَ اللّهُ حُرّاً: «و بنده غير از خودت مباش در حالى كه خداوند تو را آزاد قرار داده است». اطلاق كلام مولى بندگى بت نفس را هم شامل مى شود كه بت نفس بسيار خطرناكتر از بت چوبى و سنگى است.
    هرچه مى كنيم خود به سر خود مى كنيم وگرنه خداوند ما را آزاد آفريده و مى خواهد آزاد باشيم و آزاد رويم، گذشتن از اين گردنه و عقبه ها راحت نيست، قرآن تعبير به «اقتحام» فرمود: «فَلا اقْتَحَمَ العَقَبَة» «اقتحام» در اصل به معنى ورود در كار سخت و خوفناک است (مفردات راغب) یا داخل شدن وگذشتن از چیزی با شدّت و مشقت است، (تفسير كشّاف) و اين تعبير خود گوياى سختى كار است و چه بايد كرد كه بهشت پيچيده به مشكلات است، و آتش دوزخ پيچيده به شهوات كه اين سخن مولى اميرالمؤمنين علی (عليه السلام) است كه مى فرمود پيامبر (صلى الله عليه وآله) مكرراً چنين مى گفتند«إنَّ الجنّة حُفَّتْ بِالْمَكارِهِ وَ إنَّ النارَ حُفَّت بِالشَّهوات».(6)
    در فرازهاى قبلى اشاره شد كه (ارادتهم الدنيا فلم يريدوها) «دنياى هوس براى آنها مى آيد و آنها با صبر پذيراى اويند» دنيا دام بر سر راه آنها گذارده و مى خواهد آنها را اسير كند ولى (فَفَدَوا اَنْفُسَهم) براى آزادى خود فدیه می دهند تا از بند اسارت نفس رهائی یابند آنها لحظ ای حریّت خود را، در زندان هوس نمى بينند نفس آنها در برابر هيچ ظالمى و بزرگترين ظالمها يعنى شيطان و نفس امّاره سرخم نمى كند گرچه جسم آنها به بردگى و زندان و اسارت كشيده شود، چنانكه ديديم با يوسف صديق (عليه السلام) ، آن پيامبر خدا چه كردند ولى تن به اسارت هوى و هوس نداد، و در چنگال گناه گرفتار نشد، بردگى و زندان و اسارت را پذيرفت، ولى اسير نشد و زبان حال و مقال وى چنين بود: «ربِّ السَّجنُ اَحَبُّ الىَّ ممّا يدَعونَنى اليه»(7) «خداى من زندان براى من بهتر است از آنچه مرا به آن دعوت مى كنند» (زيرا كه زندان بودن جسم راحت تر از زندانى بودن روح و حرّيت، در چنگال هوى و هوس زنى مثل زليخا است).
    براى توجه دادن به اهميّت آزادى در مكتب آزاديبخش اسلام، دو حديث از پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله) و پرچمدارى آزادى ذكر مى كنم:
    «اِنَّ اللّه غافِرُ كلّ ذنب اِلاّ مَنْ اَحْدَثَ دينا او اغْتَصَبَ اجيراً او باع حُرّاً؛ «خداوند هر گناهى را مى آمرزد، مگر كسى را كه دين جديدى از طرف خود بياورد، يا اجرت اجيرى را غصب كند يا فرد آزادى را بفروشد».(8)
    «اِنَّ اللّهَ غافِرُ كلّ ذنب اِلاّ مَنْ جَحَدَ مَهراً او اغتَصَبَ اَجيراً اَجَرَه اَو باعَ حُرّاً؛ «خداوند هر گناهى را مى آمرزد، مگر كسى كه انكار مهريه كند، يا غصب اجرت اجير و كارگرى كند يا فرد آزادى را بفروشد».(9)
    از ضميمه كردن اين دو روايت روشن مى شود كه اولا: خداوند هر گناهى را مى آمرزد، مگر اينكه حقّى از كارگر يا حق همسر يا حق آزادى از كسى گرفته شود، و ثانياً جُرم غصب اين حقوق به منزله جرم كسى كه دينى را از طرف خود بوجود آورده، و تشريع و بدعتی گذارد، و در برابر دين خدوند ابراز دينى كند. يعنى در نزد خداوند سلب حقوق و آزادى انسانها امرى نابخشودنى است.
    در روايت ديگرى از رسول گرامى (صلى الله عليه وآله) آمده كه خداوند فرمود سه نفرند كه روز قيامت دشمن آنها هستم، يكى از آنها كسى است كه انسان آزادى را بفروشد و از بهاى آن استفاده كند.(10)
    اين گونه روايات بهترين دليل بر اهميت مسئله آزادى و نفرت اسلام از سلب آزادى است، آرى پيامبر (صلى الله عليه وآله) به مردم حرّيت داد و آنها را از گرداب فساد به ساحل فلاح رسانيد، و كجايند آن كوردلانى كه آن اتهامات را به پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله) زدند، خواستند و مُهر برده دارى و ظلمت اسارت را بر صحيفه نورانى وى زنند!

    **********************
    1 . سوره البلد، آيه 13.
    2 . سوره الاعراف، آيه 157.
    3 . تفسير نمونه، جلد 6، صفحه 398.
    4 . سوره البلد، آيه 8 تا 16.
    5 . مجمع البيان و تفسير نمونه در ذيل اين آيات آورده اند.
    6 . نهج البلاغه، خطبه 176 صبحى و خطبه 175 فيض الاسلام.
    7 . سوره یوسف، آیه 33.
    8 . بحار الانوار، جلد 103، صفحه 166; ميزان الحكمه، جلد 1، صفحه 203.
    9 . مستدرك، جلد 2، صفحه 508.
    10 . ميزان الحكمه، جلد 1، باب الاجارة.

    اخلاق در نهج البلاغه -جلد دوم

  21. تشكر

    مدير محتوايي (13-07-1391)

صفحه 1 از 24 1234511 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •