سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 6 از 7 نخستنخست ... 234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 62

موضوع: ★*★*★ ويژه نامه ولادت نازدانه شهيده كربلا ، حضرت رقيه(س) ★*★*★

  1. Top | #51

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پاسخ : ★*★*★ ويژه نامه ولادت نازدانه شهيده كربلا ، حضرت رقيه(س) ★*★*★






    یا رقیــــــــــــه
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. تشكرها 3


  3. Top | #52

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    moteharak پاسخ : ★*★*★ ويژه نامه ولادت نازدانه شهيده كربلا ، حضرت رقيه(س) ★*★*★





    كرامات حضرت رقيه(س)

    كرامت حضرت رقيه (س) به سيد ابراهيم دمشقی

    مرحوم«آيت ‌الله حاج‌ ميرزا هاشم خراساني» در كتاب«منتخب التواريخ» مي‌نويسد :

    «عالم جليل، شيخ محمد علي شامي» كه از جمله علماء و محصلين نجف اشرف است به حقير فرمود : «جدّ امي بلا واسطة من، جناب آقاي«سيدابراهيم‌دمشقي»كه نسب او به«سيدمرتضي علم‌الهدي» منتهي مي‌شود، سن شريفش بيش از نود سال بود ، و مردي محترم و شريف بود . او صاحب سه دختر بود ، و فرزند پسر نداشت .

    يك شب دختر بزرگ او حضرت رقيه(س) ، دختر امام حسين(ع) را در خواب مي بيند.

    حضرت رقيه (س) به او مي‌فرمايند :

    « به پدرت بگو به والي خبر دهد كه بين قبر و لحد من آب افتاده ،

    به همين خاطر بدن من در اذيت است ، بيايد و قبر و لحد مرا تعمير كند . »

    دختر خوابش را براي پدر تعريف مي‌كند . اما سيد از ترس اهل تسنن به خواب او ترتيب

    اثر نمي‌دهد . شب دوم دختر دومي سيد ، در عالم خواب حضرت رقيه (س) را مي بيند كه همين سخنان را به او مي‌گويد . او خواب خود را براي پدرش تعريف مي كند .

    اما باز سيد از ترس اهل تسنن به خواب او ترتيب اثري نمي‌دهد . شب سوم دختر كوچك سيد اين خواب را مي‌بيند و براي پدرش بازگو مي‌كند . باز هم پدر آنها كاري نمي‌كند تا اينكه در شب چهارم خود سيد حضرت رقيه (س) را در خواب مي‌بيند .

    حضرت رقيه (س) با حالت سرزنش‌ باري به او مي‌فرمايد : «چرا
    والي را خبردار نكردي ؟!»

    صبح شد . سيد پيش والي شام آمد و خواب خود را بازگو كرد.

    والي به دانشمندان و افراد شايسته و صالح سني و شيعه شهر شام دستور داد كه غسل كرده، لباسهاي تميز بپوشند، سپس قفل در به دست هر كسي كه باز شد ، همان شخص برود و قبر مقدس حضرت رقيه (س) را نبش كند و پيكر مطهره او را درآورد تا قبر را تعمير كنند . بزرگان شيعه و سني شهر شام غسل كاملي را به جاي آوردند، لباسهاي تميز پوشيدند. قفل در به دست هيچكدام از آنها باز نشد ، مگر به دست سيد ابراهيم . بعد از باز شدن قفل در همه آنها به حرم حضرت رقيه(س) مشرف شدند. اما هر كسي كه به مزار شريف آن حضرت كلنگ مي‌زد ، كلنگ اثر نمي‌كرد . تا اينكه سيد ابراهيم كلنگ را برداشت و بر زمين زد ، قبر كنده شد . سپس حرم را خلوت كردند و لحد را شكافتند . مشاهده كردند كه بدن نازنين حضرت رقيه (س) ميان لحد قرار دارد و كفن آن مخدره سالم مي‌باشد . لكن آب زيادي در لحد او جمع شده است . سيد ابراهيم بدن شريف حضرت رقيه (س) را از ميان لحد بيرون آورد و بر روي زانوي خود گذاشت . او سه روز به همين صورت بدن پاك و مطهر حضرت رقيه (س) را بر روي پا نهاده بود و اشك مي‌ريخت تا اينكه سرانجام لحد حضرت رقيه (س) را از نو تعمير كردند . هنگام وقت نماز ، سيد ابراهيم بدن حضرت رقيه (س) را بر روي جاي نظيف و پاكي مي‌گذاشت و نماز مي‌خواند. بعد از خواندن نماز دوباره بدن حضرت رقيه(س) را بر روي پاي خود مي‌گذاشت تا اينكه كار تعمير لحد حضرت تمام شد . در اين هنگام بود كه سيد ابراهيم بدن حضرت رقيه (س) را به درون مزارش نهاد ، و از كرامت حضرت رقيه (س)يكي اين بود كه در طي اين سه روز سيد ابراهيم نه آبي خواست و نه نيازي پيدا كرد كه تجديد وضو كند . هنگامي كه مي‌خواستند بدن حضرت رقيه (س) را دفن كنند ، سيد از خداوند خواست كه پسري به او بدهد . خداوند نيز پسري به سيد ابراهيم داد كه نام او را سيد مصطفي گذاشت . (1)


    اين قضيه در سال هزار و دويست و هشتاد هجري رخ داد .






    1- منتخب التواريخ ، صفحه 776 . مقتل جامع ، صفحه 208 . منهاج الدموع ، صفحه 395.


    اجساد جاويدان ، صفحه 67 . سحاب رحمت ، صفحه 776
    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. تشكرها 3


  5. Top | #53

    عنوان کاربر
    عضو حرفه‌ ای
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    753
    نوشته
    2,027
    تشکر
    4,554
    مورد تشکر
    7,554 در 1,896
    وبلاگ
    6
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض ▐●●*^*●● ▐ولادت حضرت رقیه(س)▐●●*^*●● ▐




    حضرت رقیّه (علیها السلام)

    کلمه رقیّه ، در اصل از ارتقاء به معنى صعود به طرف بالا و ترقّى است .
    این نام قبل از اسلام نیز وجود داشته ، مثلا نام یکى از دختران هاشم جد دوم پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) رقیّه بوده است ، که عمه پدر رسول خدا رقیّه مى شود.
    نخستین کسى که در اسلام ، این نام را داشت ، یکى از دختران رسول خدا (صلى الله علیه و آله) از حضرت خدیجه است . پس از آن ، یکى از دختران امیرالمؤ منین على علیه السلام نیز رقیه نام داشت ، که به همسرى حضرت مسلم بن عقیل درآمد.در میان دختران امامان دیگر نیز چند نفر این نام را داشتند، از جمله یکى از دختران امام حسن مجتبى و دو نفر از دختران امام موسى کاظم که به رقیّه و رقیّة صغرى خوانده مى شدند.
    اکثر محدّثان دو دختر به نامهاى سکینه و فاطمه براى امام حسین ذکر کرده اند؛ اما علّامه ابن شهر آشوب ، و محمّدبن جریر طبرى شیعى ، سه دختر به نامهاى سکینه ، فاطمه و زینب را براى آن حضرت برشمرده اند.
    در میان محدّثان قدیم ، تنها على بن عیسى اربلى ـ صاحب کتاب کشف الغمّه (که این کتاب را در سال ۶۸۷ هـ.ق تألیف کرده است ) ـ به نقل از کمال الدین گفته است که امام حسین شش پسر و چهار دختر داشت ؛ ولى او نیز هنگام شمارش دخترها، سه نفر به نامهاى زینب ، سکینه و فاطمه را نام مى برد و از چهارمى ذکرى به میان نمى آورد. احتمال دارد که چهارمین دختر، همین رقیّه بوده باشد.
    علامه حائرى در کتاب معالى السبطین مى نویسد: بعضى مانند محمّدبن طلحة شافعى ودیگران از علماى اهل تسنّن و شیعه مى نویسند: امام حسین داراى ده فرزند، شش پسر و چهار دختر بوده است . سپس مى نویسد: دختران او عبارتند از: سکینه ، فاطمه صغرى ، فاطمه کبرى ، و رقیّه (علیهن السلام .)


    امضاء




  6. تشكرها 3


  7. Top | #54

    عنوان کاربر
    عضو حرفه‌ ای
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    753
    نوشته
    2,027
    تشکر
    4,554
    مورد تشکر
    7,554 در 1,896
    وبلاگ
    6
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    ghalbha


    پاسخ به یک سؤال
    مى پرسند: آیا نبودن نام حضرت رقیّه در میان فرزندان امام حسین (علیه السلام) در کتابها و متون قدیم – مانند: ارشاد مفید، اعلام الورى ، کشف الغمّه و دلائل الامامه طبرى – بر نبودن چنین دخترى براى امام حسین (علیه السلام) دلالت ندارد؟
    پاسخ : با توجّه به مطالب زیر، پاسخ این سؤ ال روشن مى شود:
    ۱٫ در آن عصر، به دلیل اندک بودن امکانات نگارش از یک سو، تعدّد فرزندان امامان از سوى دیگر، و سانسور و اختناق حکومت بنى اُمیّه که سیره نویسان را در کنترل خود داشتند و بالا خره عدم اهتمام به ضبط و ثبت همه امور و جزئیات تاریخ زندگى امامان موجب شده که بسیارى از ماجراهاى زندگى آنان در پشت پرده خفا باقى بماند، بنابراین ذکرنکردن آنها دلیل بر نبود آنها نخواهد شد.
    ۲٫ گاهى بر اثر همنام بودن ، وجود نام رقیّه در یک خاندان موجب اشتباه در تاریخ شده و همین مطلب ، امر را بر تاریخ نویسان اندک آن عصر، با امکانات محدودى که داشتند، مشکل مى نموده است .
    ۳٫ گاهى بعضى از دختران دو نام داشتند، مثلاً طبق قرائنى که خاطرنشان مى شود به احتمال قوى همین حضرت رقیّه را فاطمه صغیره مى خواندند، و شاید همین موضوع ، باعث غفلت از نام اصلى او شده باشد.
    ۴٫ چنانکه قبلاً ذکر شد و بعد از این نیز بیان مى شود، بعضى از علماى بزرگ از قدما، از حضرت رقیّه به عنوان دختر امام حسین یاد کرده اند و شهادت جانسوز او را در خرابه شام شرح داده اند. پس باید نتیجه گرفت که باید کتابها و دلایلى در دسترس آنها بوده باشد که بر اساس آن ، از حضرت رقیّه سخن به میان آورده اند؛ کتابهایى که در دسترس دیگران نبوده است ، و در دسترس ما نیز نیست .
    بنابراین ذکر نشدن نام حضرت رقیّه در کتب حدیث قدیم هرگز دلیل نبودن چنین دخترى براى امام حسین (علیه السلام) نخواهد بود، چنانکه عدم ثبت بسیارى از جزئیات ماجراى عاشورا و حوادث کربلا و پس از کربلا در مورد اسیران ، در کتابهاى مربوطه ، دلیل آن نمى شود که بیش از آنچه درباره کربلا و حوادث اسارت آن نوشته شده وجود نداشته است .بنابراین، نیامدن نام حضرت رقیه (علیهاالسلام)، در کتاب‏های تاریخی، اگر چه شکدر وجود تاریخی او را بسیار تقویت می‏کند، اما هرگز دلیل بر نبودن چنین شخصیتی درتاریخ نیست.

    امضاء




  8. تشكرها 4


  9. Top | #55

    عنوان کاربر
    عضو حرفه‌ ای
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    753
    نوشته
    2,027
    تشکر
    4,554
    مورد تشکر
    7,554 در 1,896
    وبلاگ
    6
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    ghalbha


    پدر حضرت رقیّه
    پدر بزرگوار حضرت رقیّه (علیها السلام) امام عظیم ، حسین بن على معروفتر از آن است که نیاز به توصیف و معرّفى داشته باشد.مادر حضرت رقیه علیه السلام
    مادر حضرت رقیه علیه السلام ، مطابق بعضى از نقلها (ام اسحاق) نام داشت که قبلاً همسر امام حسن (علیه السلام) بود، و آن حضرت در وصیت خود به برادرش امام حسین (علیه السلام) سفارش کرد که با ام اسحاق ازدواج کند و فضایل بسیارى را براى آن بانو بر شمرد.
    و به نقلى ، مادر رقیه (علیها السلام) (ام جعفر قضاعیه) بوده است ولى دلیل مستندى در این باره ، در دسترس نیست .
    شیخ مفید در کتاب ارشاد ام اسحاق بنت طلحه را مادر فاطمه بنت الحسین معرفى مى کند.سن حضرت رقیه (علیه السلام)
    سن مبارک حضرت رقیه (علیها السلام) هنگام شهادت ، طبق پاره اى از روایتها سه سال ، و مطابق پاره اى دیگر چهار سال بود. برخى نیز پنج سال و هفت سال نقل کرده اند.
    در کتاب وقایع الشهور و الایام آمده است که ، دختر کوچک امام حسین (علیه السلام) در روز پنجم ماه صفر سال ۶۱ هـ.ق وفات کرد، چنانکه همین مطلب در کتاب ریاض القدس نیز نقل شده است .


    امضاء




  10. تشكرها 4


  11. Top | #56

    عنوان کاربر
    عضو حرفه‌ ای
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    753
    نوشته
    2,027
    تشکر
    4,554
    مورد تشکر
    7,554 در 1,896
    وبلاگ
    6
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    ghalbha


    دو شاهد قوي نيز بر اثبات وجود ايشان در تاريخ ذکر شدهاست. ابتدا گفتگويي که بين امام و اهل حرم در آخرين لحظات نبرد حضرت سيدالشهدا (عليه‏السلام) هنگام مواجهه با شمر، رخ مي‏دهد. امام رو به خيام کرده و فرمودند:

    "اَلا يا زِينَب، يا سُکَينَة! يا وَلَدي! مَن ذَا يَکُونُ لَکُم بَعدِي؟ اَلا يارُقَيَّه وَ يا اُمِّ کُلثُومِ! اَنتم وَدِيعَةُ رَبِّي، اَليَومَ قَد قَرَبَالوَعدُ"؛

    اي زينب، اي سکينه! اي فرزندانم! چه کسي پس از من براي شما باقي مي‏ماند؟اي رقيه و اي ام‏کلثوم! شما امانت‏هاي خدا بوديد نزد من، اکنون لحظه ميعاد منفرارسيده است.(11)


    هم چنين در سخني که امام براي آرام کردن خواهر، همسر و فرزندانش به آنانمي‏فرمايد، آمده است:

    «يا اُختَاه، يا اُم کُلثُوم وَ اَنتِ يا زَينَب وَ اَنتِ يارُقَيّه وَ اَنتِ يا فاطِمَه و اَنتِ يا رُباب! اُنظُرنَ اِذا أنَا قُتِلتُ فَلاتَشقَقنَ عَلَيَّ جَيباً وَ لا تَخمُشنَ عَلَيَّ وَجهاً وَ لا تَقُلنَ عَليَّهِ جراً»؛

    خواهرم ،ام کلثوم و تو اي زينب! تو اي رقيه و فاطمه و رباب! سخنم را درنظر داريد [و به ياد داشته باشيد] هنگامي که من کشته شدم، براي من گريبان چاک نزنيدو صورت نخراشيد و سخني ناروا مگوييد.(12)


    در مورد تشابه اسمي رقيه (عليهاالسلام) و فاطمه صغيره به يک جريان تاريخي اشاره مي‏کنيم. مسلم گچ‏کار از اهالي کوفه مي‏گويد:
    «وقتي اهل بيت (عليهم‏السلام) را واردکوفه کردند، نيزه داران، سرهاي مقدس شهيدان را جلوي محمل زينب (عليهاالسلام) مي‏بردند. حضرت با ديدن آن سرها، از شدت ناراحتي، سرش را به چوبه محمل کوبيد و باسوز و گداز شعري را با اين مضامين سرود:


    اي هلال من که چون بدر کامل شدي و در خسوف فرورفتي! اي پاره دلم! گمان نمي‏کردمروزي مصيبت تو را ببينم. برادر! با فاطمه خردسال و صغيرت، سخن بگو که نزديک است دلشاز غصه آب شود. چرا اين قدر با ما نامهربان شده ‏اي؟ برادرجان! چقدر براي اين دخترکوچکت سخت است که پدرش را صدا بزند، ولي او جوابش را ندهد.»(13)


    حضرت زينب (عليهاالسلام) در اين شعر از رقيه (عليهاالسلام) به فاطمه صغيره يادمي‏کند و اين مسأله را روشن مي‏کند که فاطمه صغيره که در بعضي از کتاب‏ها از او يادشده، همان دختر خردسالي است که در خرابه شام جان داده است.


    امضاء




  12. تشكرها 4


  13. Top | #57

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,544
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,567
    مورد تشکر
    177,616 در 52,433
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض




    پریوشی كه غزل خوان مهربانی هاست

    سه ساله دخترك خـانـواده ی زهراست

    شــب ولـادت او روز مـرگــــ نــومــیـدی
    شروع لحظه ی تحویل سال خورشیدی

    شكوفه های بهاری مُرید خنده ی او
    شـكفتن گـل مریـم نـویـد خنده ی او

    چه انعكاس شگرفی نگاه او دارد!
    از آسمان نگاهش ستاره می بارد

    نماز پنجره ها سمت كعبه ی چشمش
    حواس آینه ها پـَرت جذبـه ی چشمش

    ستاره ها به رقیه سلام می كردند
    بـرای دیـدن او ازدحـام می كردند


    رجال اهل كهف، خواب ناز امشب را
    به پلك منـتـظر خـود حرام می كردند

    زنان پاك سـرشـت قـبیله ی مریم
    به احترام مقامش؛ قیام می كردند

    و شاعران علی دوست تمام جهان
    قصیده گفتن خود را تمام می كردند

    فرشته ها به قامتش دخیل می بندند
    فقیرهای بهـشـتـی چـه آبـرومـنـدند !

    طواف قاصدكان گرد او تماشایی ست
    شكوه فاخر اعمال حج شیدایی ست

    به پای بوسی خاكش هزار سرو بلند
    بـر آسـتانـه ی گهواره سـر فـرود آرنـد

    چكیده شهد گل از غنچه ی تبسم او
    مسـیـر بـاد صـبـا كـوچـه ی تبـسم او

    نسیم، شانه ی صبح حریر گیسویش
    عقـاب قـلـب اباالفضل گیر گیسویش

    گلِ سرِ شب این كودك شكر شیرین
    ستاره های درخشان خوشه ی پروین

    صدای گریه ی او شرح آیه های بهشت
    رسد ز پیرهنـش عـطر جانفزای بهشت

    نـگـاه فاطـمی اش ، باغ خاطرات حسین
    سرشك دیده ی او، باده ی حیات حسین

    عقیله آمد و قنداقه را به دستش داد
    حسین ذوق كنان یـاد مادرش افـتـاد

    به گریه گفت: غم از دیده ی تَرَم رفته
    نـگـاه كـن چـقـدر او بـه مـادرم رفته !

    شاعر : وحید قاسمی




    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 11-04-1392 در ساعت 15:57
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  14. تشكرها 4

    مليکه (02-05-1390), بیقرار ظهور (23-04-1391), خادم کریمه اهل بیت (20-06-1390), خراباتي (04-05-1390)

  15. Top | #58

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,544
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,567
    مورد تشکر
    177,616 در 52,433
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102




    از کوچيکيم تو ماه محرم ،
    توي خونه ذکر روضه داريم

    مادرم نذر کرده آخه هر سال ،
    سفره ي حضرت رقيه داريم


    خدا مي دونه که شيرين زبونه

    عمه کوچولوي صاحب زمونه

    ورد لب من لعن اميه است
    دل ديوونم دست رقيه است

    خدا رو قلبم: نوشته نوشته نوشته
    زندگي با تو: بهشته بهشته بهشته

    خوش آمدي عشق اربابم



    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 11-04-1392 در ساعت 15:48
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  16. تشكرها 3

    بیقرار ظهور (23-04-1391), خادم کریمه اهل بیت (20-06-1390), خراباتي (04-05-1390)

  17. Top | #59

    عنوان کاربر
    کاربر عادی
    تاریخ عضویت
    تیر 1390
    شماره عضویت
    1512
    نوشته
    4
    تشکر
    0
    مورد تشکر
    23 در 7
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    شعر حضرت رقیه
    واژه ی رویایی
    شهبانوی ملک دل شیدایی رقیه
    سر چشمه ی زیبایی دنیایی رقیه
    در هر ورق دفتر عشاق حسینی
    شعر غزل و واژه ی رویایی رقیه
    جان علی اکبر طپش قلب ابالفضل
    دردانه ای و کوثر بابایی رقیه
    شش ماهه علی می شود آرام روی دستت
    گرمایی ترین نغمه ی لالایی رقیه
    با اذن خداوند به دمت مرده ی بی جان
    احیا بشود چون که مسیحایی رقیه
    بیدل شده ایم و متوسل به شماییم
    قبله گه حاجات دل مایی رقیه
    هر مشکل لاینحل ما جمله شود حل
    گر یک نظر لطفی بفرمایی رقیه
    با آه شما نرگس غم لبریز شبنم
    فانوس دل شبهای تنهایی رقیه

    شد کشتی صبرت به یم رنج و بلا غرق
    بشکسته دل از طعنه ی اعدایی رقیه
    سپیده زده سر به شب تاریک مویت
    طفلی و ولی کوهی زغمهایی رقیه
    ای یاس سه ساله به تنت جامه ی لاله
    سر تا به قدم شبیه زهرایی رقیه
    سیلی پیاپی که رخت کرده نوازش
    برده ز کفت قوت بینایی رقیه
    ای زائر بیتاب سر حضرت ارباب
    هم ناله ی با زینب کبرایی رقیه
    شعر از حمیدرضا گلرخی

  18. تشكرها 5

    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (11-04-1392), قیام (04-05-1390), بیقرار ظهور (23-04-1391), خادم کریمه اهل بیت (20-06-1390), خراباتي (04-05-1390)

  19. Top | #60

    عنوان کاربر
    عضو صمیمی
    تاریخ عضویت
    امرداد 1390
    شماره عضویت
    1584
    نوشته
    330
    تشکر
    822
    مورد تشکر
    1,524 در 322
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    joheh1

    در میان گیرو و دار عاشقی دختری آخر نجاتم میدهد...
    من که خود باب الحوائج منصب ام مشک او آب حیاتم میدهد...
    یا رقیه(س).

  20. تشكرها 4

    مدير اجرايي (23-04-1391), بیقرار ظهور (23-04-1391), خادم کریمه اهل بیت (05-05-1390), خراباتي (04-05-1390)

صفحه 6 از 7 نخستنخست ... 234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی