اخلاق در خانواده و تربیت فرزند سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
اخلاق در خانواده و تربیت فرزند
صفحه 34 از 34 نخستنخست ... 243031323334
نمایش نتایج: از شماره 331 تا 338 , از مجموع 338
  1. #331
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اخلاق در خانواده و تربیت فرزند




    3 - همنشين موسى عليه السلام در بهشت







    گويند: روزى حضرت موسى عليه السلام در مناجات ، از خداوند متعالخواست كه همنشين خود را در بهشت به او نشان دهد،



    جيرئيل عليه السلام نزد موسىعليه السلام آمد و گفت : اى موسى همنشين شما در بهشت فلان مرد قصاب است و نشانى اورا داد.



    حضرت موسى عليه السلام به درب مغازه مرد قصاب آمد، ديد جوانى است شبيهشبگردان و مشغول فروختن گوشت است ، از دور نظاره گر اعمال او شد و كارهاى مرد قصابرا كنترل مى كرد تابيند چه عمل فوق العاده انجام داده كه چنين استحقاقى پيدا كردهاست ؟



    همينكه شب شد مرد جوان مقدارى گوشت برداشت و به طرف منزل روانه شد، حضرتموسى عليه السلام نيز به دنبال او رفت و بدون آنكه خود را معرفى كند از او خواستتايك شب ميهمان او باشد! مرد جوان با آغوش ‍ باز پذيرفت و با كمال ادب مهمان را بهدرون منزل برد.



    حضرت موسى عليه السلام مشاهده كرد كه جوان غذائى تهيه نموده بهسراغ پير زنى فرتوت و كهنسال رفت كه او را درون زنبيلى جاى داده بود، او را بيرونآورد و شستشو داد، لباسهاى او را عوض كرد و با دست خود غذا در دهان او گذارد، حضرتموسى عليه السلام مشاهده كرد كه اين پيرزن در ميان اين كارها، كلماتى مى گويد كهبراى حضرت موسى عليه السلام نامفهوم بود، بعد از آنكه آن جوان از ميهمان نيزپذيرائى كرده مشغول خوردن غذا شدند،


    حضرت موسى عليه السلام پرسيد: اين پيرزن كيست ؟جوان عرض كرد: مادر من است و چون توان ندارم كه براى او كنيزى (خدمتكار) تهيه كنمبه ناچار خودم كارهايش را انجام مى دهم و به او خدمت مى كنم .



    حضرت پرسيد: كلماتى كه مادرت مى گفت چه بود؟ جوان گفت : هر وقت او را شستشوى مى دهم و غذا به اومى خورانم مى گويد: خداوند ترا ببخشد و همنشين موسى در درجه او در بهشت قراردهد،



    حضرت موسى عليه السلام در اين هنگام ، خود را معرفى كرد و فرمود: اى جوان ،بر تو مژده باد كه خداوند متعال دعاى مادرت را مستجاب گردانيد، از خداوند خواسته امكه همنشين خودم را در بهشت به من نشان دهد و خداوند متعال هم تو را معرفى كرد، منتمام اعمال تو را كنترل كردم و هيچ عملى نيافتم (كه ترا مستحق اين مقام كند) مگراينكه ديدم از مادرت تجليل و احترام كردى و نسبت به او احسان نمودى(357)














    357-منقول از پاداشها و كيفرها ص 75.


    اخلاق در خانواده و تربیت فرزند

  2. #332

  3. #333
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اخلاق در خانواده و تربیت فرزند




    5 - لبخند رضايت سيد الشهداء عليه السلام






    شهيد بزرگوار آيت الله دستغيب قدس سره مى فرمايد:



    يكى از افرادمورد اعتماد از اهل علم در نجف اشرف از عالم زاهد شيخ حسن مشكور نقل نمود:



    درخواب ديدم كه در حرم مطهر حضرت سيد الشهداء عليه السلام هستم ، جوان عربى وارد حرمشد، با لبخند به حضرت سلام كرد، حضرت نيز با لبخند پاسخ داد!



    از خواب بيدار شدم، فردا شب كه شب جمعه بود به حرم مطهر مشرف شدم گوشه اى ايستاده بودم كه ناگاه همانجوان عرب را كه در خواب ديده بودم مشاهده كردم !

    وارد حرم شد و چون مقابل ضريح رسيدبا لبخند به آن حضرت سلام كرد، ولى من حضرت سيد الشهداء عليه السلام را نديدم ، آنجوان را زير نظر داشتم تا وقتى از حرم بيرون آمد دنبالش رفتم و خواب خود را نقلكردم و پرسيدم چه كرده اى كه امام عليه السلام با لبخند به تو جواب مى دهد؟



    گفت : من پدر و مادر پيرى دارم و در چند فرسخى كربلا ساكن هستيم ، شبهاى جمعه كه براىزيارت مى آئيم ، يك هفته پدرام را سوار بر الاغ كرده مى آورم و هفته ديگر مادرم را،در يك شب جمعه كه نوبت پدرم بود وقتى او را سوار كردم ، مادرم گريه كرد و گفت : بايد مرا هم ببرى ، شايد تا هفته ديگر من زنده نباشم .



    گفتم : هوا سرد است ،باران مى بارد، مشكل است ، اما مادرم قبول نكرد به ناچار پدرم را سوار كردم و مادررا به دوش كشيدم و با زحمت بسيار به حرم مطهر آمديم ، وقتى با آن حال همراه پدر ومادر وارد حرم شدم ،

    حضرت سيد الشهداء عليه السلام را ديدم و سلام كردم ، آنبزرگوار به رويم لبخند زد و جواب مرا داد، از آن زمان تا به حال هر شب جمعه كه مشرفمى شوم : حضرت را مى بينم و با تبسم به من جواب مى دهد(359)













    359-داستانهاى شگفت ص 177.

    اخلاق در خانواده و تربیت فرزند

  4. #334
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اخلاق در خانواده و تربیت فرزند







    گويند ابراهيم خليل عليه السلام براى ديدار پسرش اسماعيل ، از شام بهمكه آمد، اما پسرش در خانه نبود (در سفر بود) لذا ابراهيم عليه السلام (بدون ديدنپسر) به سوى شام بازگشت ،

    وقتى كه حضرت اسماعيل از سفر برگشت ، همسرش آمدن پدرشحضرت ابراهيم خليل عليه السلام را به او اطلاع داد (طبيعى است كه اسماعيل از اينجريان بسيار ناراحت گرديده باشد)


    لذا اسماعيل (كه موفق به زيارت پدر نشده بود براىاداى احترام به پدر خويش ) جاى پاى پدرش ابراهيم عليه السلام را پيدا كرد و بهعنوان احترام پدر، جاى پاى پدر را بوسيد(360)











    360-منقول از حكايتهاى شنيدنى ج 4 ص 41.
    اخلاق در خانواده و تربیت فرزند

  5. #335
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

  6. #336
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اخلاق در خانواده و تربیت فرزند




    - 1 گلستان سوخته




    شهيد بزرگوار آيت الله دستغيبقدس سره از مؤ من متقى ملا على كازرونى كه از نيكان و صاحب خوابهاى صحيح و مكاشفاتدرست بود و در سفر حج ملاقات او نصيب ايشان شده بود نقل مى نمايد كه گفت : شبى درعالمى خواب ، باغ وسيعى كه چشم آخر آنرا نميديد مشاهده كردم و در وسط آن قصر باشكوهو عظيمى ديدم و در حيرت بودم كه صاحب اين قصر كيست ؟



    از يكى از دربانان سوالكردم و گفت : اين قصر متعلق به (شخصى بنام ) حبيب نجار شيرازى است ، من او را مىشناختم و با او رفاقت داشتم ، و در آن حال غطبه او را مى خوردم كه ناگاه صاعقه اىاز آسمان فرود آمد و يكباره تمام قصر و باغ آتش گرفت و از بين رفت ،



    از وحشت وشدت ترس آن منظره هولناك از خواب بيدار شدم و دانستم كه گناهى از او سرزده كه موجبنابودى مقام او شده است .



    فردا به ملاقاتش رفتم و گفتم : شب گذشته چه كار كردهاى ؟



    گفت : هيچ كارى نكرده ام او را قسم دادم ، و گفتم رازى است كه بايد كشفشود؟ گفت : شب گذشته در فلان ساعت با مادرم گفتگويم شد و بالاخره (در اثر عصبانيت ) بر روى مادرم دست بلند كردم !!



    ايشان گفت : من خواب خود را براى او نقل كردم وگفتم : به مادرت اذيت كردى و چنين مقامى را از دست دادى(361)










    361-داستانهاى شگفت ص 107.
    اخلاق در خانواده و تربیت فرزند

  7. #337
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اخلاق در خانواده و تربیت فرزند




    2 - نگفتم شاه نمى شوى گفتم آدم نمى شوى !






    گويند پدرى از شرارت و اذيت پسرش نسبت به همسايگان و يا اهالى محله وديگر كارهاى زشت ، كلافه شده بود.
    يك روز كه پسرش به خانه آمد، حسابى او را دعواكرد و در حاليكه او را از خانه بيرون مى كرد به او گفت :



    تو آدم نمى شوى ! جوانكه اوضاع را چنين ديد با عصبانيت گفت : من آدم نمى شوم ! به تو ثابت مى كنم .



    بعد از خود را گرفت و رفت ، از قضا در همان ايام جنگ بزرگى ميان كشورش ‍ وكشور ديگر برپا بود، جوان به جنگ شتافت و در اثر لياقت و فعاليت بسيار، به تدريج بهدرجات بالاترى رسيد، به طوريكه سالهاى بعد به سمت فرمانده اى لشگر انتخاب شد وسرانجام در يك فرصت مناسب باكودتا شاه را بركنار كرد و بر تخت پادشاهى نشست .



    يكروز در كاخ به فكر دوران گذشته اش افتاد و حرفى را كه پدر او به او زده بو بيادآورد، از روى خشم لشگرى فراهم كرد و به سوى شهر خود و خانه پدر روان شد،



    دربخانه را بالگد باز كرد و با كمال تكبر با اسب وارد اتاق شد، پدرش با حيرت به سوارنگاه كرد، ولى پسر قهقه اى زد و گفت : مرا مى شناسى ؟ من پسر تو هستم ، يادت هست كهبه من گفتى تو آدم نمى شوى ؟!



    پدر كه تازه متوجه جريان شده بود گفت : آرى يادمهست ، پسر گفت : ولى حالا مى بينى كه من پادشاه شده ام !



    پيرمرد كه فهميد پسرش هنوز گستاخ و خام است با خونسردى گفت :



    من نگفتم شاه نمى شوى گفتم تو آدم نمى شوى !!





    اخلاق در خانواده و تربیت فرزند

  8. #338
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اخلاق در خانواده و تربیت فرزند







    به اميد آنكه خداوند همه جوانان ما را در خدمت به پدر و مادر و خدمت بهفرزندان خويش در راه اطاعت خود و پيشرفت مادى معنوى جامعه اسلامى ، هر چه بيشترموفق به گرداند.









    الحمدالله ربالعالمين




    اخلاق در خانواده و تربیت فرزند

صفحه 34 از 34 نخستنخست ... 243031323334

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •