خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام" سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"
صفحه 12 از 46 نخستنخست ... 2891011121314151622 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 111 تا 120 , از مجموع 454
  1. #111
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"








    روزی على (عليه السلام ) كفش خود را وصله مى كرد

    به ابن عباس فرمود ارزش اين كفش چقدر است ابن عباس گفت قيمتى ندارد على (عليه السلام )

    فرمود:

    سوگند به خدا همين كفش بى ارزش براى من دوست داشتنى تر از حكومت است مگر اينكه بتوانم در پرتو حكومت حقى را زنده كنم و باطلى را نابود نمايم .


    ((نهج البلاغه ، خطبه 33 و 104)).





    لباس على (عليه السلام ) هيچ قيمتى ندارد در حالى كه هستى عالم به وجود اوست آن وقت در آن شوراى شش نفرى بايد عمروعاص خليفه مسلمين باشد و على بن ابى طالب را كافر خوانند.

    كوتاه سخن آنكه جنگ نهروان در سال 38 هجرى رخ داد چهار هزار نفر از خوارج براى جنگ با على (عليه السلام ) خروج كردند


    حضرت على (عليه السلام ) با سپاه خود در برابر آنها مقاومت كرد جنگ شديد رخ داد در نتيجه همه خوارج (چهار هزار نفر) جز ده نفر كه آنها فرار كردند همه آنها به دست سپاه على (عليه السلام ) كشته شدند و از سپاه على (عليه السلام ) تنها نه نفر به شهادت رسيدند.







    ((تتمه المنتهى ، ص 21)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  2. #112
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"








    آخرين سخن اين جانب درباره خلافت على (عليه السلام ) است .



    پس از آنكه عمر بن خطاب در بستر مرگ قرار گرفت و از دنيا رفت عثمان روز چهارم محرم الحرام سال 24 هجرى بر مسند خلافت نشست حدود 12 سال خلافت كرد و در اواخر سال 35 هجرى (نيمه ماه ذى حجه در مدينه در خانه خود كشته شد).


    در اين هنگام برنامه ديگرى به روى مسلمانان گشوده شد و فصل ديگرى آغاز گرديد.


    نظر مسلمانان براى خليفه جديد مختلف بود اكثريت مردم به انتخاب حضرت امير المؤ منين (عليه السلام ) نظر داشتند. ولى عده اى از طلحه و عده اى از زبير و بنى اميه از معاويه و مروان نام مى بردند.


    در اين بحران حساس و طوفان - مسلمانان بر جسته همچون عمار ياسر و مالك اشتر ابو الهيثم و ابو ايوب غير از على (عليه السلام ) هيچ كس را براى مقام رهبرى لايق تر و برتر نمى دانستند.



    دانشمند معروف اهل تسنن ابن ابى الحديد مى نويسد: هنگامى كه عثمان كشته شد طلحه به خلافت طمع كرد و اصرار داشت كه به اين مقام برسد.



    اگر تلاش مالك اشتر و همدستان او از شخصيت هاى شجاع عرب براى خلافت على (عليه السلام ) نبود هرگز اين مقام به آن حضرت نمى رسيد.



    سپس مى نويسد وقتى كه با انتخاب خلافت على (عليه السلام ) طلحه و زبير از دست يابى به خلافت محروم شدند تصميم بر مخالفت با على (عليه السلام ) گرفتند و عايشه را دستيار خود قرار داده و به بصره روانه شدند و در آنچه به آشوب و فتنه دست زدند و جنگ جمل را به وجود آوردند و آن جنگ مقدمه جنگ صفين گرديد.




    ((شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 9، ص 29)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  3. #113
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"








    سه روز يا پنج روز بعد از كشته شدن عثمان همه مهاجران و انصار و افراد ديگر از مسلمانان عراق و مصر و يمن و غيره با امير المؤ منين على (عليه السلام ) بيعت كردند

    اين واقعه در روز جمعه هيجدهم يا نوزدهم ذى حجه سال 35 هجرى رخ داد، و آن حضرت بعد از 25 سال دورى از متن رهبرى زمام امور رهبرى را به دست گرفت و مدت خلافت ظاهرى و رهبرى آن امام مظلوم چهار سال و نه ماه و چند روز طول كشيد.



    در آغاز تمام نيروها و امكانات خود را براى اصلاح امور و پاكسازى تباهى هاى عصر عثمان به كار گرفت و با اقدام هاى انقلابى به سامان دادن شئون مختلف پرداخت نخستين خطبه او در نهج البلاغه خطبه 16، آمده بيانگر اهداف او در به دست گرفتن زمان امور حكومت است

    در فرازى از اين خطبه آمده فرمود:

    آگاه باشيد تيره روزى ها همچون عصر بعثت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) بار ديگر به شما روى آورده عبارت نهج البلاغه :


    و الذى بعثه بالحق لتبلبلن بلبله و لتغربلن غربله و لتساطن سوط القدر حتى يعود اسفلكم اعلاكم و اعلاكم اسفلكم .


    سوگند به كسى كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) را به حق مبعوث كرد به سختى مورد آزمايش قرار مى گيريد و غربال مى شويد و همانند محتويات ديك هنگام جوشش زير و رو خواهيد شد

    به گونه اى كه بالا نشينان در پايين و پايين نشينان در بالا قرار خواهند گرفت .


    آنان كه به راستى در اسلام پيشگام هستند و به كنار رفته بودند بار ديگر سر كار خواهند آمد و كسانى كه با نيرنگ خود را به پيش انداخته بودند عقب زده خواهند شد.





    ((نهج البلاغه ، خطبه 16)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  4. #114
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"








    يكى از دوستان على (عليه السلام ) به نام ضرار بن ضمره به شام رفت . (البته اين قضيه بعد از رحلت على (عليه السلام ) بود) و در جلسه اى با معاويه ملاقات كرد

    معاويه كه او را مى شناخت گفت مقدارى از شاءن على (عليه السلام ) برايم تعريف كن او تا اسم على على (عليه السلام ) را شنيد منقلب شد و بى اختيار قطرات اشك از چشمانش سرازير گرديد و گفت از اين تقاضا بگذر و معافم كن .



    معاويه اصرار كرد و گفت از تو دست بر نمى دارم تا مقدارى از فضائل على (عليه السلام ) برايم بگوئى او به مطالبى از شاءن امير مؤ منان على (عليه السلام ) اشاره كرد و در ميان اين مطلب دو جمله اى گفت كه بسيار بلند معنى است گفت :


    لا يخاف الضعيف من جوره و لا يطمع القوى فى مثله ؛


    مستضعفان و مستمندان ترس آن نداشتند كه از ناحيه او به آنها ظلم بشود و زورمندان در نيل به اهداف باطل خود در او راه نداشتند.





    ((سفينه البحار، ج 2 قديم ، ص 72، دو جلدى )).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  5. #115
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    چند نمونه از برخوردهاى على (عليه السلام ) در جنگ جمل





    در درگيرى شديد جنگ جمل حضرت على (عليه السلام ) پرچم را به دست پسرش محمد حنفيه داد و به او فرمود:



    تزول الجبال و لا تزل غض على ناجذك اعرالله جمجمتك تد فى الارض ‍ قدمك ارم بصرك اقصى القوم و غض بصرك و اعلم ان النصر من عند الله سبحانه ؛


    اگر كوه ها متزلزل شوند تو تكان نخور دندانهايت را به هم فشار دهيد جمجمه خود را به خدا عاريه بده قدم هايت را بر زمين ميخكوب كن هميشه نگاهت به پايان لشكر دشمن باشد كه تا آنجا پيشروى كنى كاملا مراقب باش و از آنچه باعث ترس مى شود چشم بپوش بدان كه پيروزى از جانب خداوند سبحان است .








    ((نهج البلاغه ، خطبه 11)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  6. #116
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    نمونه اى از شجاعت على (عليه السلام )




    در يكى از ساعات جنگ حضرت على (عليه السلام ) به پرچمدار لشكرش ‍ يعنى فرزندش محمد حنفيه فرمود: به لشكر مقابل حمله كن .



    محمد به پيش رفت ولى در برابر باران تيرها اندكى توقف كرد تا پس از كم تر شدن تيرها حمله كند حضرت على (عليه السلام ) فرياد زد بين نيزه حمله كن و به پيش برو و بدان كه وقت تعيين شده مرگ سپرى براى تو است .

    يعنى تا وقتش نرسيده به سراعت نمى آيد،

    محمد حمله كرد ولى در ميان تيرها و نيزه هاى دشمن توقف نمود حضرت على (عليه السلام ) نزد او آمد و با پشت شمشيرش به محمد زد و فرمود:

    رگى از مادرت تو را فرا گرفته است (يعنى از مادرت ارث برده اى اگر از پدرت ارث مى بردى با كمال شجاعت به پيش مى رفتى ).


    سپس حضرت على (عليه السلام ) پرچم را از محمد گرفت حمله عظيمى به دشمن كرد مانند تندبادى كوبنده كه خاكستر را ببرد لشگر دشمن را از پيش مى راند و بسيارى از دشمن را به خاك هلاكت افكند.









    ((تتمه المنتهى ، ص 12)).

    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  7. #117
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"








    ابو درداء يكى از اصحاب پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى گويد: على ابن ابى طالب (عليه السلام ) در مدينه با جمعى از آزاد كرده ها و غلامانش ‍ در منطقه باغ هاى بنى النجار بود من هم آنجا حضور داشتم شب فرا رسيد و هوا تاريك شد او از ديگران كناره گرفت و از نزديكانش پنهان شد و خود را پشت درختان انبوه مخفى كرد و او را نيافتم من گمان كردم ايشان به خانه اش ‍ رفته است .



    ناگهان صداى دلخراش و نواى غم انگيزى به گوشم رسيد در آن دل شب كسى با خداى خود راز و نياز مى كرد و مى گفت : پروردگارا چه بسيار از گناهان مهلكم را با حلم و بردبارى خود از آن درگذشتى و مجازات نكردى .


    و چه بسيار از گناهانم كه به لطف و كرمت بر آنها پرده پوشيدى و آشكار نكردى خدايا اگر چه عمرم در نافرمانى و معصيت تو گذشته و گناهانم نامه اى اعمالم را سياه كرده ولى من جز به آمرزش تو اميدوار نيستم و به غير از مغفرت و خشنودى تو به چيز ديگرى اميد ندارم .



    اين صداى دلنواز چنان مرا مجذوب خود ساخت كه بى اختيار به سمت آن حركت كردم تا به صاحب صدا رسيدم ناگهان چشمم به على بن ابى طالب (عليه السلام ) افتاد كه خود را در ميان انبوه درختان مخفى كرده و با خداى خود مشغول راز و نياز است من از پشت درختان نظاره گر بودم آن حضرت در آن خلوت شب به نماز ايستاد و دو مرتبه به دعا و گريه و زارى و ناله پرداخت و از جمله دعاها و مناجات هايش اين بود پروردگارا: چون به عفو و كرمت مى انديشم گناهانم در نظرم كوچك و ناچيز مى شود و چون به شدت عذاب و نقمت تو فكر مى كنم مصيبت و گرفتارى من بزرگ مى شود.


    آه اگر در نامه ى اعمالم گناهانى را ببينم كه خود آن را فراموش كرده ام ولى تو آن را ثبت كرده باشى پس فرمان دهى كه او را بگيريد واى به حال آن گرفتارى كه خويشان او را نجات نتوانند داد و بستگانش براى او سودى نخواهند داشت و فرشتگان به حال وى ترحم نخواهند كرد. آه از آتشى كه دل و جگر آدمى را مى سوزاند اعضاى بيرونى انسان را از هم جدا مى كند واى از شدت سوزندگى شراره هاى آتش كه از جهنم بر مى خيزد


    ابو دردا گفت : سپس بسيار گريست و پس از مدتى خاموش شد نه صدايى از او شنيده مى شد و نه حركتى از او ديده مى شود با خود گفتم حتما در اثر شب زنده دارى خواب رفته منتظر ماندم نزديك طلوع فجر خواستم ايشان را براى نماز صبح بيدار كنم


    بر بالين حضرت رفتم ناگهان ديدم ايشان مانند يك قطعه چوب خشك بر زمين افتاده است تكانش دادم حركت نكرد صدايش زدم پاسخى نداد گفتم : انا لله و انا اليه راجعون ؛ به خدا على بن ابى طالب (عليه السلام ) از دنيا رفته است .

    سپس براى اينكه خبر مرگ او را به فاطمه (عليها السلام ) بدهم با سرعت به خانه على (عليه السلام ) روانه شدم و به آنها تسليت گفتم . فاطمه (عليها السلام ) پرسيد: او را چگونه و در چه حالتى يافتى من داستان را براى او نقل كردم .


    فاطمه فرمود: اى ابو دردا به خدا قسم اين همان غشى است كه از خوف و خشيت خدا بر او عارض مى شود بستگان آب آوردند و به صورت آن حضرت پاشيدن و او به هوش آمد و چشمانش را باز كرد و به من كه به شدت مى گريستم نگاهى كرد و گفت ابو دردا چرا گريه مى كنى ؟ گفتم : به خاطر آنچه به خودت روا مى دارى گريه مى كنم .


    فرمود: پس چگونه خواهى بود هنگامى كه ببينى مرا براى حسابرسى فرا خوانند و در حالى كه گناهكاران به كيفر الهى يقين دارند و فرشتگان سختگير اطرافم را احاطه كرده اند و ملائكه ى عذاب منتظر فرمان اند و من در پيشگاه خداوند قهار حاضر باشم و دوستان مرا تسليم دادگاه عدل الهى نمايند و اهل دنيا بر من ترحم كنند و دل سوزانند.



    البته در آن وقت بيش تر به حالم ترحم خواهى كرد زيرا در برابر خدايى قرار مى گيرم كه هيچ چيز از او پنهان نيست . ابو دردا سپس گفت : به خدا قسم من چنين حالتى را براى هيچ يك از اصحاب رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) نديدم .







    ((ره توشه ماه رمضان ، سال 1423 قمرى و 1381 شمسى ، ص 320، نقل از بحار الانوار، ج 41، ص 11 و 12)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  8. #118
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    ارتباط و انس حضرت امام على (عليه السلام ) با مردگان




    حبه عرنى كه يكى از ياران مخصوص امام على بن ابى طالب (عليه السلام ) بود مى گويد:

    من در حضور امام على (عليه السلام ) در كوفه بودم با آن حضرت به پشت كوفه (نجف اشراف ) رهسپار شديم آن حضرت در وادى السلام توقف كرد ديدم آن حضرت در حالى است كه گويا با اقوامى ارتباط برقرار نموده است و با آنها گفت و گو مى كنند

    من به پيروى از او ايستاده بودم تا اينكه خسته شدم و نشستم به قدرى كه ملول و كوفته گشتم و بار ديگر ايستادم به قدرى كه باز خسته شدم و باز نشستم به قدرى كه ملول و كوفته شدم

    امام على (عليه السلام ) همچنان ايستاده بود و با افرادى نامرئى گفت و گو مى كرد برخاستم و ايستادم و روپوش خود را جمع كرد و عرض ‍ كردم اى امير المؤ منين دلم به حال شما كه آن قدر ايستادن شما به طول كشيد مى سوزد آخر ساعتى استراحت كنيد.


    سپس رداى خود را به روى زمين پهن كردم تا آن حضرت بر روى آن بنشيند.


    امام على (عليه السلام ) فرمود:

    اى حبه اين ايستادن طولانى نبود مگر به خاطر گفت و گو با مؤ منى و انس با او عرض كردم اى امير مؤ منان آيا مردگان نيز گفت و گو و انس دارند.


    فرمود: آرى اگر پرده از جلو چشم تو برداشته شود آنها را مى بينى كه حلقه حلقه نشسته و با عمامه خود يا چيز ديگر پشت و ساق هاى پاى خود را به هم بسته و اين گونه نشسته اند و با همديگر گفت و گو مى نمايند.



    عرض كردم آيا آنها ارواح هستند يا اجسام ؟


    فرمود: آنها ارواح هستند و هيچ مؤ منى در زمين از زمين هاى دنيا نمى ميرد مگر اينكه به روح او گفته مى شود كه به وادى السلام پيوندد. آنگاه فرمود همانا وادى السلام سرزمين از سرزمين بهشت عدن است .





    ((كتاب عالم برزخ نقل از فروع كافى ، ج 3، ص 243)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  9. #119
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    سخن گفتن على (عليه السلام ) با جنازه كعب و طلحه




    پس از جنگ جمل كه در عصر خلافت امام على (عليه السلام ) با سپاه طلحه و زبير در بصره رخ داد امام على (عليه السلام ) در ميان كشته ها عبور مى كرد

    ناگاه چشمش به جنازه كعب بن سوره قاضى گمراه بصره افتاد همان كسى كه قرآن به گردن خود آويزان كرد و با بستگان خود در صف دشمن به جنگ با سپاه على (عليه السلام ) پرداخت و سرانجام در همين جنگ به هلاكت رسيد.


    امام على (عليه السلام ) به حاضران فرمود:

    كعب را بنشانيد او را نشاندند امام على (عليه السلام ) خطاب به او فرمود:

    اى كعب من آنچه را كه خداوند به من وعده داده بود به حق يافتم آيا تو نيز به آنچه خدايت وعده داده بود به حق يافتى .



    سپس فرمود: جنازه كعب را بخوابانيد. از آنجا اندكى عبور كردند ناگاه چشم امام على (عليه السلام ) به جنازه طلحه افتاد فرمود او را بنشانيد او را نشاندند امام على (عليه السلام ) همان سخن را به او نيز فرمود سپس دستور داد جنازه او را نيز به زمين خواباندند.


    يكى از حاضران عرض كرد اى امير مؤ منان به دو كشته اى كه نمى شنوند چه مى گفتى ؟


    امام على (عليه السلام ) به او فرمود: سوگند به خدا آنها سخن مرا شنيدند چنان چه كشته شدگان افتاده در ميان چاه بدر سخن رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) را شنيدند.









    ((كتاب عالم برزخ ص 166 نقل از بحار الانوار، ج 6، ص 255)).

    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  10. #120
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"





    مكافات ابن ملجم در عالم برزخ




    راويان حديث از ابن رقا نقل مى كنند كه گفت در مكه كنار مسجد الحرام بودم ديدم گروهى از مردم در كنار مقام ابراهيم اجتماع كرده اند گفتم چه خبر است گفتند يك نفر راهب (عالم و عابد مسيحى ) مسلمان شده و راز مسلمان شدنش را تعريف مى كند.



    به ميان جمعيت رفتم و سر كشيدم ديدم پير مردى لباس پشمينه و كلاه پشمينه پوشيده و قد بلندى دارد در مقابل مقام ابراهيم نشسته است و سخن مى گويد

    شنيدم مى گفت روزى در صومعه خود نشسته بودم و به بيرون صومعه نگاه مى كردم ناگاه پرنده بزرگى ماند باز شكارى (لاشخور) ديدم روى سنگى كنار دريا فرود آمد چيزى را غى كردم ديدم 4/1 انسان از دهانش بيرون آمد سپس رفت و ناپديد شد و بازگشت 4/1 انسانى را غى كرد و براى با چهارم نيز پريد و رفت .


    سپس بازگشت 4/1 انسانى را غى كرد و يك انسان به وجود آمد. پس ديدم همان پرنده رفت و ناپديد شد و سپس بازگشت و بر آن انسان منقار زد و 4/1 او را ربود و رفت بار ديگر آمد و همين كار را كرد، بار سوم و سپس بار چهارم آمد و به ترتيب قبل بر آن منقار زد و همه او را ربود و رفت .



    در تعجب فرو رفتم كه خدايا اين شخص كيست كه اين گونه عذاب مى شود متاءثر بودم كه چرا نرفتم از او بپرسم طولى نكشيد ديدم همان پرنده آمد و در همان محل قبل غى كرد و 4/1 يك انسان از دهانش بيرون آمد

    سپس رفت بار دوم و سوم و چهارم آمد و در هر بار 4/1 او را غى كرد وقتى كه آن چيز غى شد انسان كامل شد با شتاب نزدش رفتم و گفتم تو كيستى و چه كرده اى ؟


    گفت : من ابن ملجم هستم على بن ابى طالب (عليه السلام ) را كشتم خداوند اين پرنده را ماءمور من ساخته كه هر روز اين گونه مرا مى كشد و زنده مى كند.

    گفتم : على بن ابى طالب كيست ؟

    گفت : پسر عموى رسول خدا پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) همين حادثه عجيب باعث شد كه به حقانيت اسلام پى بردم مسلمان شدم .








    ((عالم برزخ ، محمدى اشتهاردى ، ص 178، نقل از الخرائج و الجرائح ، قطب راوندى ، ص 18 و 19 و بحار الانوار، ج 42، ص 307)).

    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

صفحه 12 از 46 نخستنخست ... 2891011121314151622 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آشنايي با حديث مشهور ""سلسلة الذهب""
    توسط seyed yasin در انجمن علوم حديث
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 04-11-1391, 22:11
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 28-07-1391, 23:27
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-06-1391, 19:32
  4. آیا بهائیت یك "اقلیت دینی" یا "تفكر متفاوت" است؟
    توسط سابحات در انجمن اديان ، فرق و مكاتب غير آسماني
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 21-04-1390, 05:14
  5. •*"۞"*•توجه ...کلید زندگی موفق: بگویید...•*"۞"*•
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن خانواده
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 24-08-1389, 01:16

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •