خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام" سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"
صفحه 17 از 46 نخستنخست ... 713141516171819202127 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 161 تا 170 , از مجموع 454
  1. #161
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"





    داستان هاى از كودكى و نوجوانى امام حسن (عليه السلام )




    در روايت دارد حسن و حسين (عليهم السلام ) در حضور پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و فاطمه كشتى گرفتند

    در اين ميان پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) حسن را تشويق مى كرد و مكرر مى فرمود بر پا خيز اين حسن ، حسين را محكم بگير و به زمين بيفكن

    فاطمه (عليها السلام ) عرض كرد اى پدر حسن را بزرگتر است بر حسين كه كوچكتر است ترجيح مى دهى

    پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود اينك اين جبرئيل است كه حسين را تشويق مى كند من هم در برابر او حسين را تشويق مى نمايم .








    ((بحار ج 43، ص 265 و 268)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  2. #162
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"





    فراز ديگرى از امام مجبتى (عليه السلام )




    عصر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) بود از سن امام حسن (عليه السلام ) هفت سال بيش تر نگذشته بود

    فاطمه (عليها السلام ) او را به مسجد مى فرستاد تا آنچه را از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى شنود به خاطر بسپارد تا وقتى به خانه بازگشت مى كند شنيده هاى خود را براى مادرش زهرا (عليها السلام ) بازگو كند

    حسن (عليه السلام ) باكمال نظم و ادب همين كار بزرگ را انجام مى داد سپس به خانه بازگشته و با سخنرانى شيرين خود مادرش را از گفتار پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) با خبر مى نمود


    در آن روزها هر وقتى على (عليه السلام ) به خانه مى آمد مى ديد حضرت زهرا (عليها السلام ) آياتى از قرآن را كه تازه بر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) نازل شده بود از حفظ مى خواند از او مى پرسيد اين آيات و علم تازه را از كجا آموختى حضرت زهرا (عليها السلام ) پاسخ مى داد از پسرم حسن آموختم .




    روزى على (عليه السلام ) در خانه مخفى شد حسن (عليه السلام ) طبق معمول وارد خانه گرديد و آن چه از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) شنيده بود در ضمن سخنرانى براى مادر بيان مى نمود

    ولى اين بار هنگام سن گفتن زبانش گير مى كرد فاطمه (عليها السلام ) تعجب كرد


    ولى حسن (عليه السلام ) پرده از راز برداشت و به مادر گفت :

    مادر تعجب نكن شخص ‍ بزرگى سخنم را مى شنود از اين رو زبانم گير مى كند


    در همين لحظه على (عليه السلام ) از مخفيگاه بيرون آمد و پسرش حسن (عليه السلام ) را بوسيد.









    ((بحار ج 43، ص 338)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  3. #163
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    پيامبر در شاءن امام مجتبى چنين فرموده است :




    امام حسن (عليه السلام ) او پسر و فرزندم است و از من مى باشد او نور چشم من و روشنى قلبم ميوه دلم و آقاى جوانان اهل بهشت است او حجت خدا بر امت بوده امر او امر من و سخن او سخن من است

    هر كس از او پيروى كند از من است و كسى كه از او نافرمانى نمايد از من نيست من هر گاه به چهره حسن مى نگرم به ياد حوادث تلخى كه بعد از من به او مى رسد مى افتم او از روى ستم با زهر دشمنان كشته مى شود


    در اين هنگام فرشتگان و همه موجودات حتى پرندگان هوا و ماهيان دريا براى او مى گريند آن كشمى كه براى مصائب او بگريد در قيامت كه چشم ها كور مى شوند كور نمى شود.


    و آن دلى كه براى مصائب او غمگين گردد در قيامت كه قلبها غمگين شوند غمگين نگردد و كسى كه مرقد او را زيارت كند پاهايش روى صراط در آن هنگام كه پاها مى لغزند نمى لغزد.












    ((امالى شيخ صدوق مجلسى 24 حديث 2)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  4. #164
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"





    نمونه اى از كمالات معنوى امام حسن (عليه السلام ) در كودكى




    حذيفه بن يمان (يكى از اصحاب گرانقدر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم )) ميگويد من با جمعى از مهاجران و انصار در يكى از كوه هاى مكه همراه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) بوديم ناگاه حسن (عليه السلام ) را ديديم كه با شكوه و با وقار مخصوصى به سوى ما مى آيد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به او نگاه كرد و در شاءن او چنين فرمود:




    جبرئيل راهنماى حسن (عليه السلام ) و ميكائيل استوار كننده او است او فرزند من و پاك سرشت از خودم و يكى از دنده هاى پيكرم مى باشد اين كودك نبيره و نور چشم من است به زودى حسن (عليه السلام ) بعد از من رهبر و راهنماى مردم خواهد شد او هديه خدا اتس كه به من عنايت كرده هنوز سخن پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) تمام نشده بود كه ديديم يك نفر اعرابى در حالى كه چوب دستى خود را در زمين مى كشانيد به پيش ‍ مى آيد پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به ما فرمود آن مرد بسوى ما مى آيد وقتى به ما رسيد با گفتار درشت و ناپسندى كه پوست بدنشان را جمع خواهد كرد با ما سخن خواهد گفت سپس از امورى سئوال خواهد كرد و سخنانش تند و خشن است .




    او به پيش آمد و گفت محمد در ميان شما كيست ؟ گفتيم به محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) چه كار دارى ؟ پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به او فرمود آرام باش (با اين جمله خود را بر او نشان داد) در اين هنگام آن عرب تند خو به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) گفت تا تو را نديده بودم دشمن تو بودم اينك كه تو را ديدم بر دشمنيم افزوده شد پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) لبخند زد.



    ما خواستيم آن عرب تند خو را تربيت كنيم ولى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) اشاره كرد ساكت باشيد در اين هنگام بين آن عرب بد اخلاق و پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) چنين گفتگو شد اعرابى گفت اى محمد تو گمان مى كنى پيامبر هستى تو به پيامبران دروغ بستى و براى اثبات ادعاى خود هيچ گونه برهان و دليلى ندارى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند چه خبرى را به تو بدهم ؟



    اعرابى گفت از برهان و دليل بر اثبات پيامبرى خودت به من خبر بده پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند اگر بخواهى يكى از اعضاى من برهان مرا به تو خبر مى دهد و چنين خبر دادن برهانم را محكم تر خواهد نمود اعرابى گفت آيا عضو سخن مى گويد؟


    پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود آرى آن گاه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به حسن فرمود اين حسن بر خيز اعرابى به حسن (عليه السلام ) نگاه كرد و او را پيش خود كوچك شمرد و گفت اين پسرك را توان سخن گفتن با من نيست .


    رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمودند به زودى او را به آنچه بپرسى شخصى آگاه بيابى در اين هنگام حسن (عليه السلام ) به اعرابى گفت آرام باش و توجه كن سپس اشعارى خواند و آن گاه فرمود تو زبان درازى كردى و از حد و مرز خود خارج شدى و خود را فريب دادى ولى اميد آن است كه اسلام را بپذيرى .


    اعرابى خنده تمسخر آميزى كرد و بالحن تحقير آميز گفت اين را ببين حسن (عليه السلام ) به او فرمود شما با قوم بت پرست خود نشستيد و از روى جهل و انحراف گستاخى ها درباره پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) نموديد و گفتيد محمد ابتر است (بى نسل ) و همه اعراب با او دشمنند و اگر كشته شود كسى خون او را طلب نمى كند و پنداشتى كه هر گاه او را بكشى قومت معاش تو را تاءمين مى كنند


    از اين رو با اسلحه به اينجا آمده اى ولى در تنگناى سخت افتادى و چشمانت تيره و تار شدند و اينك با ترس و وحشت به اينجا آمده اى من هم اكنون از مسافرت تو خبر مى دهم تو در شبى ظلمانى در ميان طوفانى شديد حيران كشته مى شوى و اگر عقب باز مى گشتى باز به هلاكت مى رسيدى هم چنان در ميان هيولاى تاريك مرگ و وحشت به سر مى بردى كه نگاه چشم باز كردى و خود را در نزد ما ديدى در اين هنگام چشمت روشن شد و آرامش يافتى .



    اعرابى گفت اى پسر تو اين گفتار را از كجا مى گويى از تيرگى قلبم پرده برداشتى و در همه جا همراه و شاهد كارهاى مخفى من بوده اى و بهره اى از علم غيب دارى .


    (سخنان امام حسن (عليه السلام ) آن چنان در آن اعرابى اثر كرده بود كه روح و روانش مجذوب اسلام شده بود از اين رو از اسلام جويا شد تا پس از آگاهى آن را بپذيرد).


    پرسيد اسلام چيست ؟ حسن (عليه السلام ) فرمودند اسلام عبارت است از تكبير و گواهى به يكتايى و بى همتايى خدا و اين كه محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) بنده و رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) است .


    اعرابى همان دم مسلمان شد و در راه اسلام پا برجا بود و پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) آياتى از قرآن را به او آموخت او از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) اجازه خواست تا به ميان قوم خود برگردد و ماجراى خود را به آن ها خبر دهد پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به او اجازه داد او نزد قوم خود بازگشت و ماجراى عجيب ملاقات با پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و نبيره آن حضرت حسن بن على (عليه السلام ) و گفتار معجزه آسا و شيرين حسن (عليه السلام ) را براى قوم خود تعريف كرد...



    جماعتى از قومش تحت تاءثير قرار گرفته و همراه او نزد پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) آمده و مسلمان شدند پس از اين ماجرا هنگامى كه مردم حسن (عليه السلام ) را مى ديدند مى گفتند خداوند مقام ارجمندى به حسن (عليه السلام ) داده كه به هيچ كس چنين مقامى نداده است .






    ((بحار ج 43، ص 333 و 335)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  5. #165
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"







    عمار ياسر ره مى گويد پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) مكرر فرمود:




    الحسن و الحسين سيد شباب اهل الجنه هما ريحانتى من الدنيا.




    عمار ياسر مى گويد: رسول گرامى (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرموده است حسن (عليه السلام ) و حسين (عليه السلام ) دو آقاى جوانان اهل بهشتند آن ها دو گل خوشبوى من در دنيا مى باشد.



    هنگامى كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در بستر رحلت قرار گرفت در ساعات آخر حسن و حسين (عليهم السلام ) به بالين پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) آمدند در حالى كه سخت گريه مى كردند خود را به روى رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) افكندند


    حضرت على (عليه السلام ) خواست آن ها را از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) جدا سازند پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) او را نهى كرد و فرود اى على بگذار من آن ها را ببويم و آنان مرا ببويند من از ديدار آن ها توشه برگيرم و آن ها نيز از ديدارم توشه برگيرند بدان كه اين دو فرزند بعد از من ستم ها خواهند ديد و مظلومانه كشته شوند - خدا لعنت كند آنان را كه به اين ستم مى نمايند اين سخن را سه بار فرمود.






    ((سيره چهارده معصوم ص 243 نقل از فصول ابن صباغ ، ص 134)).
    ((سيره چهارده معصوم ص 245، نقل از كحل البصر، ص 194)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  6. #166
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    اما حسن (عليه السلام ) در عصر امامت خود




    پس از شهادت امير مؤ منان على (عليه السلام ) امام حسن زمام امور امامت و رهبرى را به دست گرفت و مدت امامتش 10 سال يعنى از سال 40 تا 50 هجرى ادامه يافت در اين مدت حوادث تلخ و شيرين بسيار رخ داد.



    روز 21 ماه رمضان سال 40 هجرى سراسر كوفه غرق در عزا بود مردم گروه گروه به محضر حضرت امام حسن (عليه السلام ) و برادرانش براى عرض ‍ تسليت مى آمدند

    امام حسن (عليه السلام ) در اجتماع مردم خطبه اى خواند و پس از حمد و ثنا فرمود:


    اى مردم شب گذشته مردى از دنيا رفت كه پيشينيان بر او سبقت نگرفتند و آيندگان بر او نرسند او پرچمدار رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بود كه جبرئيل در طرف راست و ميكائيل در طرف چپ او بودند او از ميدان بر نمى گشت مگر آنكه خداوند پيروزى را نصيبش مى ساخت او در شبى وفات كرد كه يوشع بن وصى حضرت موسى (عليه السلام ) وفات نمود همان شبى كه عيسى (عليه السلام ) در چنان شبى به آسمان رفت و قرآن نازل شد به خدا قسم او از درهم و دينار دنيا جز هفتصد در هم باقى نگذاشت آن هم از سهميه خودش بود كه مى خواست با آن خدمتگزارى براى خانواده بخرد.



    در اين هنگام بغض گلويش را گرفت و گريست مردم نيز گريه كردند آن گاه به معرفى خود پرداخت و بخشى از سوابق درخشان و فضايل خود را بر شمرد و خطبه ايراد فرمود ترجمه به فارسى
    فرمود


    ما از حزب خدا هستيم كه رستگارانند ما از عترت پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) و نزديكان او ميباشيم ما اهل بيت پاك و پاكيزه هستيم كه پيغمبر به جاى خود معرفى فرمود ما ثانى كتاب خدا هستيم كه تفصيل هر چيز است و باطل بآن راه ندارد از هر شش جهت به حق و عدالت و پناه هر كس و هر چيز است ما كسانى هستيم كه در تاءويل و تفسير به خطا نمى رويم و يقين داريم به حقايق قرآن .



    پس اى مردم ما را اطاعت كنيد كه پيروى ما بر شما واجب عينى است اگر در اطاعت خدا و رسول و اولى الامر هستيد ما همان ولى امر مى باشيم كه اطاعت ما مقرون به اطاعت خدا و رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) است و در قرآن فرمود اگر در امرى نزاع و اختلاف داريد به خدا و رسول و اولى الامر مراجعه كنيد كه علم آن ها از علم حق سرچشمه گرفته پس در امور عقايد و اصول و فروع بايد به ما مراجعه كنيد و بپرهيزيد از الاحن شيطانى كه بزرگترين دشمن شماست مبادا از آن دسته باشيد كه فريب شيطان را خوردند و روزيكه پشيمان شدند ديگر سودى نداشت .


    و شيطان پس از گمراهى از پيروانش تبرى جست و آن ها را به هلاكت انداخت .


    شيطان است كه شما را از نيزه و شمشير جنگ مى ترساند براى آن كه از سعادت دور سازد ولى شما خود تفكر كنيد ايمان و سعادت و خير و حيات ابدى شما در جهاد و اطاعت از ماست . پايان







    ((زندگانى امام حسن مجتبى (عليه السلام )، ص 153)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  7. #167
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"









    در زمان خلافت امام حسن مجتبى (عليه السلام ) كوفه پايتخت امير المؤ منين (عليه السلام ) است

    اين شهر در آن زمان بالغ بر يك ميليون جمعيت داشته چهار صد هزار ايرانى در اين شهر بود 12 هزار خانه از موالى و عجم بود.






    ((زندگانى امام حسن مجتبى (عليه السلام )، ص 173)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  8. #168
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"







    يكى ديگر از خطبه هاى امام حسن (عليه السلام ) در تمايل به صلح پس از حمد و ثنا و ستايش پروردگار فرمود:




    اى مردم بدانيد كه ما از جنگ روى اصل ترس با قتل لشگر صرف نمى كنيم بلكه براى آن است كه شما دنيا را گرفتيد و دين را از دست داديد گاهى با ما آهنگ جنگ نموديد و امروز دنيا را بر دين اختيار كرديد زمانى ما براى شما بوديم و شما براى ما امروز دگرگون شده ايد و آه و ناله بلند است .


    بر كشته گان صفين گريان هستيد و بر كشته گان نهروان خونخواه شديد آنها كه به اين بهانه گريان هستند خوار و مخذول اند اى مردم معاويه شما را به بيعت خود دعوت مى كند اما در اين كار شرط پيشوائى كه عزت و عدالت باشد در او نيست او تقوى و پارسائى ندارد


    اما اگر شما زندگى خود را مى خواهيد ما سخنى نداريم از آن چه از او مى خواهد ما پلك چشم بر خار فرو مى بريم و تحمل هر گونه زحمت و رنج و تعصب را مى نمائيم و مرگ را بر حيات اختيار مى كنيم تا در راه خدا بذل جان كنيم و اين داورى را به خدا واگذاريم .



    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  9. #169
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"








    به كام مجتبى زهر جفا شد

    برايش نوحه گر خير النساء شد

    دوباره ماتم ديگر به پاشد

    زمين و آسمان ماتم سرا شد

    به كامش چون زهر حلاهل

    فتادش آتش سوزنده بر دل

    بگفتا سوگ من سيلى به پاشد

    به كام مجتبى زهر جفا شد

    برايش نوحه گر خير النسا شد

    بيائيد اين عزيزانم بيائيد

    در اين دم ديدنى از من نمائيد

    در اين بستر آشفته حالم

    از اين درد گران بسى بنالم

    همى دائم كه در دم بى روا شد

    به كام مجتبى زهر جفا شد

    برايش نوحه گر خير النساء شد

    مرا بر دل شرار ستم فزون است

    مرا پايان دگر دار فنا شد

    حسينم زينبم روز جدائى است

    مرا ظاهر كنون حكم خدائى است

    برادر خاطرم كرببلا شد

    به كام مجتبى زهر جفا شد

    برايش نوحه گر خير النساء شد



    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  10. #170
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"






    عالم بزرگ شيخ مفيد (كه وفات يافته سال 413 هجرى ) در كتاب ارشاد خود وضع روحى ياران امام حسن (عليه السلام ) را به پنج دسته مشخص ‍ كرده است :

    1. يك دسته از شيعيان امام حسن (عليه السلام ) و پدرش بودند 2. يك دست خوارج بودند كه هدفشان جنگ با معاويه بود گرچه به امام (عليه السلام ) بى علاقه بودند

    2. يك دسته خوارج بودند كه هدفشان جنگ با معاويه بود گرچه به امام (عليه السلام ) بى علاقه بودند

    3. يك دسته فتنه بودند و به طمع غنائم جنگى به جبهه مى رفتند

    4. بعضى در حال ترديد و شك به سر مى بردند و حيران بودند كه چه بايد بكنند

    5. و بعضى پيرو و قبيله و رئيس قبيله خود بودند دين ايمان نداشتند بلكه به ميل رؤ ساى قبيله خود رفتار مى نمودند.




    امام حسن (عليه السلام ) با لشگر كه از چنين مجموعه اى تركيب يافته بود به راه افتادند تا به محلى به نام (حمام عمر) رسيدند و سپس از آن جا به دير كعب و از آن جا به ساباط (مدائن ) رسيده و در كنار پل ساباط فرود آمدند (الى آخر تاريخ گنجايش ندارد پيش از اين بپردازيم بقيه تاريخ )






    ((ترجمه ارشاد مفيد، ج 2، ص 7)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

صفحه 17 از 46 نخستنخست ... 713141516171819202127 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آشنايي با حديث مشهور ""سلسلة الذهب""
    توسط seyed yasin در انجمن علوم حديث
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 04-11-1391, 22:11
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 28-07-1391, 23:27
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-06-1391, 19:32
  4. آیا بهائیت یك "اقلیت دینی" یا "تفكر متفاوت" است؟
    توسط سابحات در انجمن اديان ، فرق و مكاتب غير آسماني
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 21-04-1390, 05:14
  5. •*"۞"*•توجه ...کلید زندگی موفق: بگویید...•*"۞"*•
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن خانواده
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 24-08-1389, 01:16

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •