خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام" سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"
صفحه 23 از 46 نخستنخست ... 1319202122232425262733 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 221 تا 230 , از مجموع 454
  1. #221
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    انتقام دهشتناك




    ابن رياح مى گويد:



    مرد نابينا و كورى را ديدم كه ين شخص (در روز عاشورا) شاهد شهادت امام حسين (عليه السلام ) بوده از او پرسيدند چرا چشمت كور شده است

    او گفت من از جمله ده نفرى بودم كه در روز عاشورا شاهد كشته شدن حسين (عليه السلام ) بودم اما شمشير و تير و نيزه اى به كار نبردم هنگامى كه امام حسين (عليه السلام ) به شهادت رسيد من به خانه بازگشته پس از خواندن نماز عشا خوابيدم در عالم خواب ديدم شخصى آمده و به من مى گويد برخيز رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) تو را احضار كرده و مى خواند مى گفتم من با آن حضرت كارى ندارم .


    اويعه مرا گرفت و كشان كشان خدمت آن حضرت برد ديدم پيامبر در بيابانى نشسته آستين خود را بالا زده و حربه اى در دستش مى باشد در مقابل آن جناب فرشته اى ايستاده بود كه شمشيرى آتشين در دست داشت و با آن نه نفر دوستان مرا كشت به هر يك از آنها كه شمشير مى زد سر تا پاى آن ها را آتش فرا گرفت

    نزديك حضرت رفتم و در مقابلش زانو زدم و گفتم السلام عليك يا رسول الله حضرت (صلى الله عليه و آله و سلم ) پاسخ مرا نداد پس از مدتى سر مبارك را بلند نموده و فرموداى دشمن خدا حرمت مرا شكستى و خاندان و عترت مرا به قتل رسانيدى و حقى كه بر گردنت داشتم را رعايت نكرديو هر چى خواستى انجام دادى .


    عرض كردم يا رسول الله به خدا سوگند مى خوردم كه من (در ظهر عاشورا) نه شمشيرى زدم و نه نيزه اى پرتاب كردم و نه تيرى انداختم .


    حضرت (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود درست است اما تو بر سياهى لشكر ابن سعد افزودى جلوتر بيا من نزديك رفتم طشتى پر از خون مقابل آن حضرت (صلى الله عليه و آله و سلم ) بود به من فرمود اين خون خون فرزندم حسين است پس از همان خون بر چشمان من كشيدمن از خواب برخاستم و پس از دچار كورى شدم و تا امروز چيزى را نمى بينم .










    ((لهوف سيد بن طاووس ، ج 187 - 189؛ بحار، ج 45، ص 306)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  2. #222
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    كرامات حضرت امام حسين (عليه السلام )





    در روايت آمده كه يك نفر عربباديه نشين در مورد امامت حسين (عليه السلام ) شك داشت تصميم گرفت به محضر امامحسين (عليه السلام ) برسد و با مطرح كردن سئوالاتى آن حضرت را در مورد امامتشامتحان كند


    در حالى كه جنب بود (با همان حال جنابت به محضر امام حسين (عليه السلام ) آمد) امام حسين (عليه السلام ) به او فرمود:

    اى اعرابى حيا نميكنى كه در حالجنابت بر امام خود وارد مى شوى

    اعرابى گفت به مقصودم رسيدم و دريافتم كه تو امامهستى كه از پشت پرده خبر مى دهى آن گاه از محضر امام بيرون آمد و رفت غسل كرد سپسبه حضور امام رسيد و آن چه را در خاطرش بود از آن حضرت پرسيد و جواب آن ها رادريافت .


    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  3. #223
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    كرامات حضرت امام حسين (عليه السلام )





    روايت شده كه امام حسين (عليه السلام ) در مدينه در عصر امامتخود هر گاه غلامان خود را به سفر و به دنبال كارى مى فرستاد براى آن كه آن ها ازدست غارت گران در امان بمانند به آن ها مى فرمود فلان روز بيرون برويد فلان ساعتحركت نكنيد و اگر با دستور من مخالفت كنيد با خطر مواجه خواهيد شد.

    يكبار آن ها برخلاف دستور رفتار كردند و روزى را كه اما از حركت آن ها نهى كرده بود حركت كردند درمسير راه دزدان غارتگر به آنها رسيدند و اموال آنها را غارت نمودند و همه آن ها راكشتند اين خبر ناگوار به امام حسين (عليه السلام ) رسيد آن حضرت فرمود: من به آن هاهشدار دادم ولى پذيرفته نشد و در نتيجه گرفتار شدند.



    آن گاه همان ساعت امام برخاست و نزد حاكم مدينه آمد حاكم به امام عرض كرد به من خبر رسيده كه غلامان تو راكشته اند تسليت عرض مى كنم .

    امام حسين (عليه السلام ) فرمود: من قاتلان را به تومعرفى مى كنم حاكم پرسيد آيا آن ها را مى شناسى ؟


    امام فرمود: آرى همان گونه كه توآن ها را ميشناسى يكى از آن ها هيمن مرد است كه در برابر تو ايستاده است آن مرد بهامام حسين (عليه السلام ) گفت چرا مرا هدف قرار داده اى از كجا ميدانى من يكى ازقاتلان هستم

    امام حسين (عليه السلام ) به او فرمود اگرمن همه ماجرا را بگويم مراتصديق خواهى كرد

    او عرض كردآرى به خدا قسم تو را تصديق مى كنم


    امام حسين (عليهالسلام ) فرمود تو فلان ساعت از خانه خارج شدى و فلانى و فلانى با تو بودند چهارنفر از شما از غلامان آزاد شده مدينه و بقيه از اطراف مدينه بودند.



    حاكم كه ازتوضيح امام حسين (عليه السلام ) از ماجرا با خبر شد به آن مرد گفت سوگند به قبررسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) حقيقت را بگو و گرنه با تازيانه گوشت بدنترا مى سوزانم .



    آن مرد گفت سوگند به خدا حسين (عليه السلام ) دروغ نمى گويد بلكهراست مى گويد گوى او همراه ما بوده و به همه جزئيات خبر دارد

    در اين هنگام حاكمدستور داد همه آن غارتگران قاتل را دستگير كردند همه آن ها در حضور حاكم به قتل وغارت خود اقرار نومدند و حاكم فرمان داد گردن همه آن ها را زدند و به اين ترتيبدزدان جنايت كار به كيفر اعمال دنيوى خود رسيدند.




    ((بحار، ج 44، ص 181 و 182)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  4. #224
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    نشاندادن صحنه كربلا به ام سلمه







    هنگامى كهامام حسين (عليه السلام ) تصميم گرفت از مدينه خارج شود ام سلمه به حضور امام حسين (عليه السلام ) آمد گفت اى نور چشمانم مرا با خارج شدن خود از مدينه به سوى عراقغمگين نكن زيرا از جدت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) شنيدم كه فرمود حسينمدر كربلا به تيغ ظلم و جفا كشته مى شود.




    امام حسين (عليه السلام ) فرمود اى مادرمن نيز مى دانم كه كشته مى شوم ولى چاره اى جز رفتن به سوى عراق نيست سوگند به خدامى دانم كه در چه روزى كشته مى شوم و چه كسى از بستگانم و دوستانم با من كشته مىشوند،اى مادر اگر بخواهى كربلا و صحنه كشته شدن خود و ياران و محل دفنم را به تونشان مى دهم


    در اين هنگام امام حسين (عليه السلام ) با دست خود به سوى كربلا اشارهكرد به اعجاز آن حضرت زمين هاى بين مدينه تا كربلا پايين آمد و زمين كربلا بلند امسلمه صحراى كربلا را مشاهده كرد


    امام حسين (عليه السلام ) لشكر خود و لشكرگاه وياران خود و محل رفت و ياران به ميدان و محل شهادت خود را به ام سلمه نشان داد


    و اوهمه آن صحنه ها را ديد گريه ام سلمه بلند شد آن چنان ناله مى كرد گوى اين كه در وديوار با او مى گريند و مى لرزند امام حسين (عليه السلام ) او را دلدارى داد وفرموداى مادر اين گونه مقدر شده كه در راه خدا كشته شوم و فرزندان و بستگانم بهشهادت برسند و زنان و كودكان من و يارانم را به عنوان اسير شهر به شهر حركت دهند وآن ها هر چه گريه و استغاثه كنند كسى از آن ها يارى نكنند.




    ام سلمه عرض كرد جدترسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) وقوع اين حادثه جان سوز را به من خبر دادهاست و خاك تربت محل دفنت را به من سپرده و من آن ها را در شيشه اى قرار دادم .




    در اين هنگام امام حسين (عليه السلام ) ستش را به سوى كربلا دراز كرد و مقداراز خاك كربلا را برداشت و آن را به ام سلمه داد و فرموداى مادر اين خاك را نيز درشيشهاى قرار بده و كنار آن شيشه كه جدم به تو سپرده بگذار هر گاه ديدى آن دو خاكميان شيشه ها به خون تبديل يافته بدان كه من به شهات رسيده ام


    امام حسين از مدينهبه سوى مكه سپس از مكه به سوى كوفه حركت نمودند تا اين كه دوم محرم سال 61 به صحراىكربلا رسيدند ام سلمه از آن پس همواره به آن شيشه ها نگاه مى كرد تا اين كه روزعاشورا فرا رسيد آن روز پس از اندكى خواب قبل از ظهر بيدار شد و به سوى شيشه ها رفتنگاه كرد و ديد خون از آن ها مى جوشد دريافت كه امام حسين (عليه السلام ) در حال شهادت است .









    ((رياحين الشريعه ، ج 2، ص 303 و 304 و بحار، ج 44، ص ‍ 331)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  5. #225
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    ماجراى كربلا










    روايت شده امام حسين (عليه السلام ) در روز عاشورا سوار بر اسب به سوى فرات حركت كرد تا از آب آن بهره مند شود يكى ازدشمنان از بنى دارم كه به نام زرعه خوانده ميشد فرياد زد واى بر شما بين حسين (عليهالسلام ) و آب مانع شويد دشمنان حركت كردند و بين حسين و آب فرات فاصله انداختند وحائل شدند.




    در اين هنگام زرعه تيرى در جله كمان گذاشت و امام را مورد هدف قرارداد تير به گلوى امام اصابت كرد آن حضرت تير را از گلويش خارج نمود و دست هايش راكنار زخم تير آورد كف دست هايش پر از شد عرض كرد خدايا به درگاهت از اين قوم كه پسردختر پيامبرت چنين رفتار كنند شكايت مى كنم سه بار گفت اين شخص را تشنه گردان طولىنكشيد كه او (زرعه ) بهدرد عطش شديد مبتلا شد.




    از قاسم بن اصبغ نقل شده گفت رزعهرا ديدم از ناحيه پشت احساس ‍ سرماى شديد مى كرد واز ناحيه شكم احساس داغى و حرارتمى نمود و او از شدت سرماى پشت و داغى شديد شكم به خود مى پيچيد و فرياد مى زد بهمن آب برسانيد كه تشنگى شديد مراكشت .




    بستگان اوآتش دان كوره در نزديك پشت اونهاده بودند و آب سرد و يخ در جلوى شكمش گذاشته بودند او پى در پى آب مى آشاميد درعين حال فرياد مى زد از تشنگى مردم به من آب بدهيداسقونىاهلكنى العطشآب بدهيد تشنگى شديد مرا كشت شكمش همانند شكم شتر باد كرد وسخت ترين عذاب در چنگال مرگ قرار گرفت و به دوزخ واصل شد.








    ((بحار، ج 45، ص 311)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  6. #226
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    نفرين امام حسين (عليه السلام )






    يكى از دشمنان امام حسين (عليه السلام ) محمد بن اشعث مى باشد او در روز عاشورا به ميدان آمد و پرسيد حسين كجاست ؟



    امام حسين صداى او را شنيد و فرمود من اين جا هستم او گفت تو را به آتش ‍ دوزخ بشارت باد كه پس از ساعتى تو را فرا خواهد گرفت

    امام حسين (عليه السلام ) فرمود بلكه من به رحمت پروردگار مهربان و پيامبر شفيع بشارت داده مى شوم تو كيستى

    او گفت من محمد بن اشعث هستم امام حسين (عليه السلام ) عرضكرد خدايا اگر اين شخص دروغگو است او را با آتش قهرت بگير و همين ساعت آن را نشانه عبرت اصحابش قرار بده .


    ناگاه در همان لحظه افسار اسبش گسيخته شدو آن اسب چنان رميد كه او از پشت اسب بر زمين واژگون گرديد و يك پاى او در ركاب است گير كرد هم چنان مى دويد دستها و سر و گردن او به شدت بر زمين مى خورد به گونه اى كه متلاشى شد



    راوى گفت سوگند به خدا از سرعت استجابت دعاى امام شگفت زده شدم نظير اين هم در روايت ديگر وجود دارد كه ديگر گنجايش ‍ ندارد.






    ((بحار، ج 45، ص 31)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  7. #227
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    نفرين امام حسين (عليه السلام )





    يكى از افرادى كه از مدينه همراه امام حسين (عليه السلام ) بهكربلا آمد و روز عاشورا به شهادت رسيد غلام ابوذر غفارى بود بنام جون كه پس ازشهادت ابوذر در خدمت خاندان پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) بود تا وقتى كهماجراى كربلا رخ داد.



    روز عاشورا نزد امام حسين (عليه السلام ) آمد و اجازه رفتنبه ميدان جنگ طلبيد امام به او فرمود تو به خاطر عافيت همراه ما بودى اينكه آزادىهرمى خواهى برو جون از اين سخن منقلب شد و با چشمى گريان دست و پاى امام را بوسيد وگفت آيا من هنگام آسايش در كنار سفره شما باشم ولى هنگام سختى شما را تنها بگذارمنه هرگز چنين نمى كنم من سه عيب دارم

    1. بدنم بد بو است

    2. در خاندان پست هستم

    3. رنگ و چهره ام سياه است


    آيا مى خواهى بهشت نروم تا بوى بدنم خوش و خاندانم بزرگ ورنگ بدنم سفيد گردد، سوگند به خدا از شما جدا نخواهم شد تا خون سياه من با خوندرخشان شما مخلوط گردد.



    امام حسين (عليه السلام ) به او اجازه داد او به ميدانرفت و قهرمانانه جنگيد تا به شهادت رسيد امام به بالين او آمد و درباره او چنين دعاكرد:



    اللهم بيض وجهه و طيب ريحه .
    خدايا چهره اشرا سفيد و بوى بدنش را خوش كن و بين او و محمد و آلش ‍ پيوند و آشناى قرار بده .



    دعاى امام در حق او به استجابت رسيد نشانه استجابت اين بود كه بوى خوشى پيداكرد هر كس از كنار جنازه اش عبور مى كرد مى گفت يافت كه بوى خوش آن از بوى مشكپاكتر و بهتر است امام باقر (عليه السلام ) از پدرش نقل مى كند كه بنى اسد بعداز ده روز از شهدات جون بدن او را يافتند كه نسيم بوى خوش از آن مى وزيد.











    ((نفس المهموم ، ص 150 و بحار، ج 45، ص 23 و مقتل الحسين (عليهالسلام )، ص 311 ولهوف ، ص 148)).

    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  8. #228
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    نفرين امام حسين (عليه السلام )




    از حضرت امام زينالعابدين (عليه السلام ) روايت شده كه فرموده است هنگامى كه سر بريده امام حسين (عليه السلام ) را پيش يزيد آوردند او مجلس شرابخوارى تشكيل داده سر مبارك حسين رادر برابر روى خود نهاده و مشغول نوشيدن شراب مى شد.



    روزى فرستاده و سفير پادشاهروم كه شخصى بزرگ و از اشراف بود در مجلس يزيد حضور داشت به يزيد گفت اى فرمانرواىاعراب اين سر متعلق به كيست يزيد گفت تو چه كار دارى كهاين سر براى كيست سفير گفتهنگامى كه من به كشور خويش ونزد پادشاه خود باز مى گردم از چيزهايى كه ديده ام ازمن سئوال مى كند دوست دارم كه جريان اين سر و صاحب آن را بدانم تا برايش تعريف كنمو به اين صورت او نيز در شادى و سرور تو شريك شود.




    يزيد ملعون گفت اين سر متعلقبه حسين پسر على بن ابى طالب مى باشد سفير رومى پرسيد مادرش چه كسى است يزيد پاسخداد فاطمه دختر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) آن نصرانى گفت نفرين و اف برتو و بر دين تو - دين و آيين من بسيار بهتر از دين تو است چرا كه پدر من يكى ازنوادگان حضرت داود مى باشد ميان آن حضرت و من نسل هاى زيادى وجود دارند


    اما با وجوداين مسيحيان به من احترام گذاشته و مرا تعظيم مى كنند و خاك پاى مرا به سبب اين كهاز نوادگان داود پيامبرم براى تبرك برمى دارند ولى شما فرزند ولى شما فرزند دخترپيامبرتان را مى كشيد در صورتى كه بين او و پيامبرتان يك مادر بيش تر فاصله نيستاين چه دينى است كه شما داريد.



    پس آن مرد نصرانى به يزيد گفت اى يزيد آيا ماجراىكليساى حافر را شنيده اى يزيد گفت بگو تا بشنوم نصرانى گفت ميان سرزمين عمان و چيندريايى است كه يكسال را مسافت دارد و در آن جا هيچ شهر و ديارى نيست جز يك شهر كهآن هم هشتاد فرسخ است و بزرگترين شهر روى زمين مى باشد صادرات آن شهر ياقوت و كافورمى باشد درختانش همه عود و عنبر است و اين جا ملك و سرزمين مخصوص به پادشاهاننصرانى است


    در اين شهر كليساهاى زيادى وجود دارد كه بزرگترين آن ها كليساى (حافر) مى باشد در محراب اين كليسا حقهاى از طلا آويخته شده و در ميان آن حقه ناخنى وجوددارد كه مى گويند اين ناخن متعلق به الاغى است كه حضرت عيسى (عليه السلام ) بر روىآن سوار مى شد مسيحيان اطراف آن حقه را با حرير تزيين كرده اند و هر ساله عدهبسيارى از مسيحيان به كليسا آمده و اطراف آن حقه طواف مى كنند آن را بوسيده و حاجاتخود را از خداوند در آن جا مى طلبند.



    آرى نصارى اين گونه رفتار مى كنند و نسبتبه ناخن الاغى كه تصور مى كنند الاغ پيامبرشان است اين گونه اعتقاد دارند ولى شماپسر دختر پيامبرتان را مى كشيد خداوند بركت را از شما و از دين شما بردارد.



    يزيد گفت اين مسيحى را بكشيد زيرا امكان دارد كه او آبروى ما را در مملكتخويش ببرد نصرانى هنگامى كه ديد يزيد قصد كشتن او را دارد گفت آيا مى خواهى مرابكشى يزيد گفت آرى

    نصرانى گفت يزيد آگاه باش و بدان كه من شب گذشته پيامبر شما رادر خواب ديدم كه به من مى فرموداى نصرانى تو بهشتى هستى من از اين سخن شگفت زده شدماما اينك شهادت مى دهم كه خداى جز خداى يگانه نيست و محمد فرستاده و رسول اوست

    سپساز جاى برخاست سر حسين (عليه السلام ) برداشت به سينه چسبانيد و شروع به بوسيدن كردو پيوسته اشكهايش جارى بود تا آن كه به شهادت رسيد.







    ((لهوفسيد بن طاووس ، ص 357))
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  9. #229
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    نفرين امام حسين (عليه السلام )




    اين مطلب روشن است كه عمر سعد ازطرف ابن زياد امر لشكر دشمن در كربلا بود و همه ظلم ها به دستور او انجام مى شدامام حسين (عليه السلام ) در روز عاشورا جهاد گونه عمر سعد را نفرين كرد

    وقتى كهامام حسين (عليه السلام ) در كربلا اوضاع را وخيم ديد و كثرت جمعيت دشمن را مشاهدهكرد كه همه كمر قتل آن حضرت را بسته اند به عنوان اتمام حجت براى عمر سعد پيامفرستاد كه مى خواهم خصوصى با تو گفت و گويى داشته باشم

    عمر سعد پس از آن دريافتپيام آماده مذاكره با امام شد جلسه محرمانه مذاكره برقرار گرديد پس از گفت و گوامام حسين (عليه السلام ) دريافت كه عمر سعد بر تصميم خود مصمم است و گوش شنواندارد

    در مورد او چنين نفرين كرد:

    اميدوارم كه از گندم عرق جز اندكى نخورى (يعنى رىو عراق ) عمر سعد از روى استهزا گفت اگر گندمش نخورم جو آن كفايت مى كند

    نفرين دوم امام حسين (عليه السلام ) فرمود: خدا در روى بسترت سرت را از بدن جدا كند و تو رادر روز قيامت نيامرزد.


    نفرين سوم هنگامى كه امام حسين (عليه السلام ) فرزندش على اكبر (عليه السلام ) روانه ميدان كرد خطاب به عمر سعد چنين فرياد زد:

    قطع الله رحمك كما قطعت رحمى
    ؛ خداوند ريشه خاندان تو را نابود كند همان گونه كه رشته بستگانم را قطع كرد.









    ((مقتلخوارزمى ، ج 2، ص 30)).


    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  10. #230
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    نفرين امام حسين (عليه السلام )






    نفرين چهارم امام حسين (عليه السلام )


    پس از مذاكره با عمر سعد و مخالفت عمر سعد با امام خطاب به او سخنى فرمود كه چنين بود گوى اين كه



    سر بريده تو را بر روى نى مى نگرم كه در كوفه بر آن نصب شده و كودكان با سنگ و تير آن را مورد هدف قرار داده و بازيچه بازى خود نموده اند.









    ((بحار، ج 45، ص 8)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

صفحه 23 از 46 نخستنخست ... 1319202122232425262733 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آشنايي با حديث مشهور ""سلسلة الذهب""
    توسط seyed yasin در انجمن علوم حديث
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 04-11-1391, 22:11
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 28-07-1391, 23:27
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-06-1391, 19:32
  4. آیا بهائیت یك "اقلیت دینی" یا "تفكر متفاوت" است؟
    توسط سابحات در انجمن اديان ، فرق و مكاتب غير آسماني
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 21-04-1390, 05:14
  5. •*"۞"*•توجه ...کلید زندگی موفق: بگویید...•*"۞"*•
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن خانواده
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 24-08-1389, 01:16

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •