خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام" سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"
صفحه 24 از 46 نخستنخست ... 1420212223242526272834 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 231 تا 240 , از مجموع 454
  1. #231
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    نفرين امام حسين (عليه السلام )






    پس ازعاشورا عمر سعد خود را به كوفه نزد ابن زياد رسانيد و گزارش ‍ ماجراى كربلا را دادو منتظر جايزه كلان و گرفتن حكم استان دارى ملك رى بود ابن زياد گفت به من خبررسيده كه تو در هنگام جنگ از پيران قريش حيا داشتى و عذر خواهى مى كردى و اشعارى كهحاكى از شك و ترديد است مى خواندى


    بنابراين نزد ما چيزى ندارى عمر سعد گفت سوگند بهخدا هيچ كس از ماجراى قتل حسين (عليه السلام ) از كربلا مانند من سرشكسته برنگشتچرا كه هم آخرت از دستم رفت و هم دنيا.



    عمر سعد از نزد ابن زياد بيرون آمدسرانجام در كوفه سكونت نمود در حالى كه بسيار مغموم و اندوهگين بود مكرر مى گفتسوگند به خدا هيچ انسانى از سفرى مانند من دماغ سوخته و سرشكسته بر نگشته است .




    حتى مقدار پولى كه راهب براى نگهدارى سر به او داده بود آن را صورت سفال يافتاين ماجرا به هيمن بود تا آن هنگام كه در سال 66 و 67 ه‍ ق مختار بر اوضاع مسلط شدهو روى كار آمد. عبد الله بن جعد به عنوان واسط نزد مختار آمد و براى عمر سعد اماننامه گرفت مختار نيز در ظاهر امان نامهاى به او داد ولى امان نامه در باطن به قدرىسست بود كه اگر عمر سعد يك بار به بيت الخلاء مى رفت امان نامه باطل مى شد چون كهنوشته بودانت فى حل و امان مالم يحدث عنك حدث؛ توآزاد و در امان هستى تا هنگامى كه حدث از تو سر نزند.




    عبد الله آن امان نامه رانزد عمر سعد آورد عمر سعد آن را خواند و آرام گرفت خيال كرد منظور مختار اين است كهاگر او جنگ و شورش نكند در امان است ولى اين آرامش عمر سعد متزلزل بود او با آن همهجناياتى كه انجام داده بود احساس ترس و وحشت مى كرد هر لحظه سايه مختار را در كنارشمى ديد كه ناگزير او را مى كشد

    از اين رو تصميم گرفت شبانه به طور مخفى از كوفه بهسوى شام خارج گردد او شبانه از كوفه خارج شد.


    مختار از ماجراى خروج عمر سعد از كوفهبا خبر شد گفت الله اكبر ما به او وفا كرديم ولى او با ما حيله نمود ولى از براىخدا در گردن عمر سعد زنجيرهاى محكم و زر و بال است كه او هر چند تلاش كند هرگز نمىتواند آن زنجيرها را پاره كند تا به خواست خدا او را به زودى بكشم .






    ((بحار، ج 45، ص 378)).


    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  2. #232
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    نفرين امام حسين (عليه السلام )






    از عجائب اينكه عمر سعد كه از كوفه خارج شده و به سوى شام حركت مى كرد شب ها حركت مى كردوروزها مخفى مى شد در مسير راه بر پشت شترش كه سوار بود خواب و را فرا گرفت آن شترراه راگم كرد و به سوى كوفه روانه شد هنگامى كه صبح شد عمر سعد چشم گشود ناگاه خودرا در كوفه در كنار خانه اش ديد از شتر پياده شد ووارد خانه اش گرديد
    پسرش ‍ حفص رامحرمانه طلبيد و به او گفت نزد مختار برو و ببين از بيرون رفتن من از كوفه خبر دارديا نه حفص نزد مختار رفت و سلام كرد و گفت اى امير پدرم سلام مى رساند و مى گويدآيا به امان نامه ات نسبت به من وفا مى كنى يا نه ؟


    مختار گفت مگر پدرت شب گذشته ازكوفه به سوى شام فرار نكردهاست حفص گفت نه پدرم در خانه خود مى باشد مختار گفت تو وپدرت هر دو دروغگو هستيد همين جا بنشين تا پدرت را باين جا بياورند.



    در اين هنگام مختار يكى از سركردگان شجاع لشكرش به نام ابو عمره را طلبيد و با او خصوصى ومحرمانه صحبت كرد و به او گفت به خانه عمر سعد برو وقتى كه وراد خانه او شدى اوغلامش را صدا مى زند كه لباده مرا بياور منظورش لباس نيست بلكه شمشيراست هماندم اورا بكش .


    ابو عمره با شتاب به خانه عمر سعد رفت او را روى بسترش يافت و به اوگفت مختار شما را جلب كرده است او برخست و به غلامش گفت لباده مرا بياور همان دمابو عمره شمشير بر گردن او زد و سر از بدن او جدا كرد و بى درنگ سر را نزد مختارآورد حفص پسر عمر سعد تا سر پدر را ديد گفتانا لله و انا اليهراجعونمختار به او گفت آيا صاحب اين سر را مى شناسى حفص گفت آرى پس از اوزندگى برايم خير ندارد.



    مختار گفت تو بعد از او زندگى نخواهى كرد آن گاه فرمانداد او را نيزد گردن زدند سپس مختار گفت عمر سعد به جاى حسين و حفص به جاى على اكبر (عليه السلام ) ولى بى درنگ گفت نه اين مقايسه درست نيست اگر سه چهارم قريش را بكشمبه اندازه سر يك انگشت از انگشتهاى امام حسين (عليه السلام ) تلافى نكرده ام .



    سپس به فرمان مختار سر نحس عمر سعد و پسرش حفص را از بدن جدا كردند و بدنناپاك آنها را واژگونه بر روى دار آويزان نمودند و سر آنها را نصب كردند به طورى كهكودكان مى آمدند و با سنگ و تير كمان به سر نصب شده عمر سعد مى زدند سپس به دستورمختار نفت آوردند و بر بدن ها ريختند و آن ها را سوزاندند و خانه آن دو را نيز بهآتش ‍ كشيدند.




    آن گاه به دستور مختار سر عمر سعد و حفص را به مدينه براى محمدحنفيه فرستادند.









    ((بحار، ج 45، ص 378)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  3. #233
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    سرنوشت به درك رفتن يزيد





    يزيد روزى با خواص از اصحاب خود به قصد شكار به صحرا رفت به اندازه دو روز يا سه روز از شهر شام به سمت وادى شام بيرون رفت

    ناگاه آهويى ظاهر شد يزيد به اصحابش گفت خودم مى خواهم به تنهايى در صيد اين آهو اقدام كنم كسى با من نبايد آن گاه سوار بر اسب شد و آهوى دنبال مى كرد آهو او را از اين وادى به وادى ديگر برد

    اصحابش هر چى در پى او گشتند اثرى از او نيافتند در آن صحرا تشنگى سختى بر يزيد غلبه كرد به صحرا نشينى برخورد كه از چاه آب مى كشد مقدارى آب به او داد ولى رفتار صحرانشين احترام ملوكانه باو نكرد،

    يزيد گفت اگر من را بشناسى كه من كيستم بيش تر مرا احترام مى كنى آن عرابى گفت اى برادر عرب تو كيستى ؟

    گفت من امير المؤ منين يزيد پسر معاويه هستم اعرابى گفت سوگند به خدا تو كشنده حسين بن على (عليه السلام ) هستى اى دشمن خدا و رسول خدا اعرابى خشمناك شد و شمشير يزيد را گرفت بر سر يزيد زد


    شمشير بر سر اسب رسيد اسب در اثر شدت ضربت فرار كرد و يزيد از پشت اسب آويزان شد اسب سرعت مى گرفت و يزيد را بر زمين مى كشيد آن قدر او را بر زمين كشيد كه پاره پاره شد


    اصحاب يزيد در پى او آمدند اثرى از يزيد نديدند مگر اين كه به اسب او رسيدند فقط ساق پاى يزيد روى ركاب آويزان بود آنرا ديدند با تاءسف و اندوه به شهر شام برگشتند.








    ((مقتل مفيد، ص 202 ولهوف ، ص 295 و كرامت امام حسين (عليه السلام )، ص 105، نقل از محجه البيضاء، ج 4، ص 230)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  4. #234
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    ابن زياد چگونه به درك واصل شد




    ابراهيم بن مالك شتر ابن زياد را دستگير نمود او را محكم بست به شخص ‍ مطمئن سپرد و دويست سواره را نگهبان او كرد آنان ابن زياد را بردند و با افسار بستند و با طناب محكم كردند و صدا مى زدند (يالثارات الحسين (عليه السلام )).



    هنگام صبح ابراهيم سفره چرمى طائفى انداخت روى آن ها پرده هاى زيبا گسترانيد و سپس خود و اصحابش پياده شدند در حالى كه هزار اسير با خود داشتند اصحاب ابراهيم از زيادى خون گوئى لباسشان را رنگ خون زده بودند

    ابراهيم امر كرد اسيرها را آوردند اول كسى كه جلو آوردند ابن زياد ملعون بود كه كتف هايش را بسته بودند آنها پاهايش را بستند و سپس ‍ ابراهيم دستور داد آتش روشن كردند،


    خنجر خود را برداشته از گوشته هاى ابن زياد مى بريد و آن را به طور نيم پخت سرخ كرده به خود ابن زياد مى خورانيد هر بار كه ابن از خوردن گوشت خود ابا مى كرد



    خنجر را به بدنش فرو مى برد و او را زجر مى داد تا آن كه گوشت هاى ران خود را خود، وقتى ابراهيم فهميد در حال مردن است خنجر را بر حلقش گذارد و سر او را از گوش تا گوش بريد ودر آن حال صدا مى زد يالثارت الحسين و بعد جسدش را آتش زدند.









    ((اولين تاريخ كربلا، ص 279، و لهوف ، ص 311)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  5. #235
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    كيفر ساربان و كرامتى امام حسين (عليه السلام )




    يكى از حوادث بسيار ناروا مصائب جگر سوز كه بر امام حسين (عليه السلام ) وارد شد جنايت ساربان است كه فشرده آن اين چنين است


    سعيد بن مسيب از اصحاب امام سجاد (عليه السلام ) مى گويد يكسال بعد از شهادت امام حسين (عليه السلام ) براى شركت در مراسم حج به مكه رفتم ناگاه هنگام طواف مردى را ديدم كه دست هايش قطع شده و صورتش ‍ مانند پاره شب تاريك سياه است و پرده كعبه را گرفته و چنين دعا مى كنداى خداى كعبه مرا بيامرز كه گمان ندارم مرا بيامرزى گر چه ساكنان آسمان ها و زمين همه مخلوقات شفاعت كنند زيرا گناهم بسيار سنگين است .



    سعيد گويد من
    و جمعى كنار او اجتماع كرديم و به او گفتيم واى بر تو اگر تو ابليس باشى شايسته نيست كه نا اميد از رحمت خدا شوى تو كيستى و گناهت چيست او گريهكرد و گفت من خودم و گناهم را مى شناسم گفتم گناه خود را براى ما بيان كن كه چيست ؟



    گفت من ساربان شتران امام حسين (عليه السلام ) بودم همراه آن حضرت از مدينه به سوى عراق آمديم من اطلاع يافته بودم كه بند شلوار آن حضرت گران قيمت است (نقل مى كنند كه اين بند گران قيمت هنگام ازدواج امام حسين (عليه السلام ) با شهربانو دختر يزدگرد سوم از دربار ساسانى به مدينه رسيده بود) آرزو مى كردم روزى آن بند شلوار گران قيمت به دست من برسد تا اين كه به كربلا رسيديم و جريان شهادت امام حسين (عليه السلام ) پيش آمد

    من خود را پنهان كرده بودم تا اين كه شب يازدهم شد به طمع آن بند قيمتى از تاريكى شب استفاده كرده كنار بدنها پاره پاره شهدا آمدم به جست و جو پرداختم تا اين كه پيكر سر بريده امام حسين (عليهم السلام ) را يافتم آن بند قيمتى را از شلوار آن حضرت بيرون آوردم با دستم آن بند را پيدا كرده دريافتم كه گره بسيار خورده است

    يكى از آن گره ها را گشودم ناگاه دست راست امام حسين (عليه السلام ) حركت كردو آن قسمت از لباس را محكم گرفت هر چه توان داشتم خواستم دست او راكنم نتوانستم هواى نفس من مرا بر آن داشت تا وسيله اى پيدا كنم و دست او را از مچ قطع نمايم

    شمشير شكسته اى يافتم و دست راست و او را قطع كردم دستم را دراز كردم تاگره بند را بگشايم ناگاه دست چپش امام حركت كرد و آن قسمت از لباس را محكم گرفت دست چپ آن حضرت را نيز از مچ بريدم آن گاه دست بردم كه بند را بيرون بياورم ناگهان ديدم زمين لرزيد و هو دگرگون شد شنيدم شخصى گريه جانسوز مى كند و مى گويد:


    وا ابتا مقتولا وا ذبيحاه وا حسيناه وا غريباه يا بنى قتلوك و ما تحرفوك و من شرب الماء منعوك ؛


    آه پدر جان واى از اين كشته و سر بريده واى حسين جان اى غريب پسرم تو را بالب تشنه و مقامت را نشناختند در اين هنگام من خود را بين كشته ها انداختم نا گاه سه نفر را با يك زن و جمعيت بسيار ديدم و فرشتگان همه جا را پر كرده بودند آن سه نفر و يك زن پيامبر و على و فاطمه و حسن (عليهم السلام ) بودند آن ها گريه مى كردند و مطلبى مى گفتند ناگاه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) مرا ديد و به من فرمود:



    يا اخسس الانام لعنك الله الملك العلام فعلت هكذا بولدى تسود الله و جهك و قطع بديك فى الدنيا قبل الاخره .


    اى پست ترين انسان ها لعنت خداوند قادر و آگاه بر تو باد با فرزند من چنين رفتار نمودى خدا صورتت را سياه كند و دست هايت را در دنيا قبل از آخرت قطع نمايد.



    هنوز نفرين آن حضرت تمام نشده بود كه دست هايم خشك شد و چهره ام هم چون پاره شب تاريك سياه گرديد و به اين وضع گرفتار شدم اكنون خانه خدا آمده ام و از خدا مى خواهم به من لطف كند و مى دانم كه هرگز خدا مرا نمى آمرزد حاضران و هر كس كه اين موضوع را شنيد او را لعنت كرد.










    ((معالى السبطين ، ج 2، ص 61 و بحار، ج 45، ص 311)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  6. #236
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    دنيادار مكافات است





    با اهل بيت پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) چه كردند و در مكافات عمل چه ديدند يكسره مردى ز عرب هوشمند گفت به عبد الملك از روى پند:




    روى همين مسند و اين تكيه گاه


    زير هيمن قبه و اين بارگاه




    بودم و ديدم بر ابن زياد


    آه چه ديدم كه دو چشمم مباد





    تازه سرى چون پسر آسمان


    طلعت خورشيد ز رويش نهان





    بعد ز چندى سر آن خيره سر


    بود بر مختار بروى سپر





    بعد كه مصعب بر سر دار شد


    دست كش او سر مختار شد





    اين سر مصعب به تقاضاى كار


    تا چه كند با تو دگر روزگار










    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  7. #237
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    مكافات عمل حرمله





    قاسم بن اصبغ مى كند هنگامى كه پس از ماجراى عاشورا در كربلا سرهاىشهيدان را به كوفه آوردند ناگاه سواره زيبا چهره اى را ديدم كه بر اسبى سوار شدهبود و سر بريده جوانى نورانى كه هم چون ماه شب چهارده مى درخشيد را به قسمت جلوگردن اسبش بسته -

    هرگاه اسب سرش را به زمين نزديك مى كرد آن سر بريده به زمين مىخورد از او پرسيدم اين سر كيست گفت سر بريده عباس فرزند على بن ابيطالب است .



    پرسيدم تو كيستى گفتى من حرمله بن كاهل اسدى هستم پس از چند روز حرمله را ديدمكه چره اش سياه تر از قير شده است به او گفتم من چند روز قبل كه سر بريده عباس (عليه السلام ) را حمل مى كردى تو را زيبا و سفيد روى ديدم كه در ميان عرب بى نظيربودى

    ولى اينك كسى نيست كه چهره اش سياه تر و زشت تر از چهره تو بشد، او گريه سختىكرد و گفت سوگند به خدا از آن وقتى كه آن سر بريده را حمل كردم تا كنون هر شب دونفر نزد من مى آيند و بازوى مرا مى گيرند و مرا به سوى آتشى كه زبانه مى كشد مىبرند و در درون آن مى افكنند و من بر اثر عذاب آن به اين شكل در آمده ام كه مى بينى


    حرمله در اين حال بود تا اين كه مختار روى كار آمد دستور داد حرمله را دستگير كردندو آوردند دست ها و پاهايش را بريدند و او را به آتش سوزاندند.



    در عبارت لهوفدارد حضرت امام زين العابدين (عليه السلام ) اين چنين نفرين كرد فرمود:

    اللهم اذقه حر النار و الم الحديديعنى خدايا او را تيزى آهنو تيزى آتش بچشان .



    راوى گفت ديدم كه حرمله را دست بسته آوردند پيش مختار او گفتالحمد الله خداى تعالى مرا بر تو مسلط گردانيد و رو كرد به حرمله فرمود

    و اى بر توآيا بس نبود آن چه كه انجام دادى تا اين كه طفل خردسال را كشتى و با تيرت او را ذبحكردى اى دشمن خدا آيا نمى دانستى او فرزند پيامبر است بعد دستور داد او را تيرباران نمود و بعد در ميان آتش عظيم افروختند و در ميان آتش آن لعين راانداختند.





    از مكافات عمل غافل مشو
    گندم از گندم برويد جو ز جو







    ((كرامات امام حسين (عليه السلام )، ص 94 و لهوف، ص 317 و حديقه الشيعه ، ج 2، ص 671)).

    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  8. #238
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    توجه شما را به يك نابينايى خبيث جلب ميكنم




    ابن رياح روايت كند مرد نابينايىرا ديدم كه شاهد كشته شدن حسين (عليه السلام ) بودم اما شمشير و تير و نيزه اى بهكار نبردم هنگامى كه امام حسين (عليه السلام ) به شهادت رسيد

    من به خانه بازگشته پساز خواندن نماز عشا خوابيدم در عالم خواب ديدم شخصى آمده و به من مى گويد برخيزرسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) تو را احضار كرده و مى خواند مى گفتم من باآن حضرت كارى ندارم .



    اويعه مرا گرفت و كشان كشان خدمت آن حضرت برد ديدم پيامبردر بيابانى نشسته آستين خود را بالا زده و حربه اى در دستش مى باشد در مقابل آنجناب فرشته اى ايستاده بود كه شمشيرى آتشين در دست داشت و با آن نه نفر دوستان مراكشت به هر يك از آن ها كه شمشير مى زد سر تا پاى آن ها را آتش فرا گرفت


    نزديك حضرترفتم و در مقابلش زانو زدم و گفتم السلام عليك يا رسول الله حضرت (صلى الله عليه وآله و سلم ) پاسخ مرا نداد پس از مدتى سر مبارك را بلند نموده و فرمود اى دشمن خداحرمت مرا شكستى و خاندان عترت مرا به قتل رسانيدى و حقى كه بر گردنت داشتم را رعايتنكردى و هر چه خواستى انجام دادى .


    عرض كردم يا رسول الله به خدا سوگند مى خورمكه من (در ظهر عاشورا) نه شمشيرى زدم و نه نيزه اى پرتاب كردم و نه تيرى انداختم .



    حضرت (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود درست است اما تو بر سياهى لشكر ابنسعد افزودى جلوتر بيا من نزديك رفتم طشتى پر از خون مقابل آن حضرت (صلى الله عليه وآله و سلم ) بود به من فرمود اين خون خون فرزندم حسين است پس از همان خون بر چشمانمن كشيد

    من از خواب برخاستم و پس از آن دچار كورى شدم و تا امروز چيزى را نمى بينم .








    ((لهوف ، ص 305)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  9. #239
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    تربت امام حسين (عليه السلام ) شفا است





    عصر خلافت هارون الرشيد بود يكى از بستگان او به نام موسى بن عيسى از درباريان مغرور به شمار مى آمد.



    يك روز شخصى از بنى هاشم با او صحبت مى كرد در ضمن گفت و گو گفت به بيمارى سخت مبتلا بودم هر چه مداوا كردم نتيجه نگرفتم تا اين كه رفيق من گفت از تربت امام حسين (عليه السلام ) اندكى بخور تا شفا پيدا كنى من چنين كردم و شفا يافتم .



    موسى با شنيدن اين سخن ناراحت شد و به او گفت آيا از آن تربت چيزى دارى او گفت آرى موسى گفت اندكى به من بده او مقدارى تربت به او داد موسى از روى عداوتى كه با خاندان على (عليه السلام ) داشت آن تربت را گرفت به مقصد خود ماليد و اين گونه جسارت كرد.


    هماندم اندرونش سوخت و فريادش به النار النار سوختم سوختم بلند؛ به بستگانش گفت طشتى بياوريد آن ها طشتى حاضر كردند اسهال سخت گرفت رودهايش در ميان طشت ريخت و از حال رفت و بسترى شد و بى درنگ شاپور خادم هارون الرشيد به سراغ يوحنا نصرانى طبيب معروف آن عصر رفت و او را براى معالجه موسى آورد

    يوحنا وقتى كه حال وخيم موسى را ديد پرسيد چرا او چنين شده است ماجرا را براى او تعريف كردند و گفتند موسى بن عيسى بزم پر نشاطى داشتند ناگهان حال او تغيير كرد و به اين روزگار افتاد كه مى بينى .



    در اين هنگام شاپور از يوحنا پرسيد آيا براى درمان موسى راه چاره اى هست يوحنا گفت جز حضرت عيسى (عليه السلام ) كه مرده را زنده مى كرد كسى نمى تواند موسى را درمان كند.



    شاپور گفت راست مى گويى اكنون در همين جا باش و به معالجات خود ادامه بده تا ببينم حالش به كجا منتهى مى شود يوحنا در بالين موسى به پرستارى و درمان پرداخت ولى لحظه به لحظه حال او خيم تر مى شد تا اين كه ! كمال ذلت جان سپرد.









    ((كرامات امام حسين (عليه السلام ) ص 99 نقل از اثبات الهده ، ج 5، ص ‍ 182))
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  10. #240
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    عبيدالله بن زياد نماينده يزيد در عراق







    جنايات عبيد الله كم تر از جنايات يزيد نبود هنگامى كه در سال 66 و 67 مختار به روى كار آمد لشكرى به جنگ لشكر ابن زياد فرستاد عبيد الله بن زياد دركنار شهر موصل به دست ابراهيم بن مالك اشتر كشته شد ابراهيم سر بريده او را براىمختار فرستاد


    گفت حمد و سپاس خداوند را كه سر مقدس حسين (عليه السلام ) را هنگمى كهابن زياد غذا مى خورد نزدش ‍ آوردند اكنون سر نحس ابن زياد را در اين هنگام كه غذامى خوردم نزد من آوردند


    در اين هنگام ديدند مار سفيدى در ميان سرها پيدا شد و واردسوراخ بينى ابن زياد شد واز سوراخ گوش او بيرون آمد و اين عمل چندين بار تكرارگرديد.




    مخار پس از صرف غذا برخاست با كفشى كه در پايش بود به صورت نحس ‍ ابنزياد زد سپس كفشش را نزد غلامش انداخت و گفت اين كفش را بشوى كه آن را به صورت كافرنجس نهادم .




    مختار سرهاى نحس دشمنان را براى محمد حنفيه در حجاز فرستاد محمدحنفيه سر ابن زياد را نزد امام سجاد (عليه السلام ) فرستاد امام سجاد (عليه السلام ) در آن وقت غذا مى خورد فرمود روزى سر مقدس پدرم را نزد ابن زياد آوردند او غذا مىخورد



    عرض كردم خدايا مرا نميران تا اين كه سر بريده ابن زياد را در كنار سفره ام كه غذا مى خورم بنگرم حمد و سپاس خدا را كه دعايم را اكنون به استجابت رسانيده است .








    ((بحار، ج 45، ص 334)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

صفحه 24 از 46 نخستنخست ... 1420212223242526272834 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آشنايي با حديث مشهور ""سلسلة الذهب""
    توسط seyed yasin در انجمن علوم حديث
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 04-11-1391, 22:11
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 28-07-1391, 23:27
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-06-1391, 19:32
  4. آیا بهائیت یك "اقلیت دینی" یا "تفكر متفاوت" است؟
    توسط سابحات در انجمن اديان ، فرق و مكاتب غير آسماني
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 21-04-1390, 05:14
  5. •*"۞"*•توجه ...کلید زندگی موفق: بگویید...•*"۞"*•
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن خانواده
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 24-08-1389, 01:16

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •