خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام" سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"
صفحه 30 از 46 نخستنخست ... 2026272829303132333440 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 291 تا 300 , از مجموع 454
  1. #291
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    يكى از معجزات امام باقر (عليهالسلام )


    روايت از محمد بن مسلماست مى گويد مردى آمد خدمت امام باقر (عليه السلام ) آن حضرت در مسجد رسول گرامى (صلى الله عليه و آله و سلم ) بودند اعرابى شترش بست داخل مسجد شد

    حضرت سئوال كرداز كجا مى آيى اى اعرابى او در جواب گفت از دورترين شهرها حضرت باقر (عليه السلام ) فرمودند شهر زياد است از كدام شهر آمده اى گفت از سرزمين قوم عاد، حضرت فرمود راستگفتى بعد حضرت باقر (عليه السلام ) فرمود ديدى درخت هاى سدر كه تجار زير آن درختهاى سدر مى نشينند واز سايه آن درخت ها بهره مند مى شوند اعرابى عرض كرد از كجا مىدانى فدايت شوم حضرت فرمودهمه علم ها پيش ما است هر چه بخواهيم مى انيم .




    اعرابىگفت بيابانى را ديدم تاريك و درآن بيابان پرنده ها و بوم فراوانى بود كه آخر آن هاديده نمى شد از كثرت آن پرنده ها امام باقر (عليه السلام ) فرمودند دانستى آن چهوادى است اعرابى گفت قسم به خدا من ندانستم حضرت فرمود: آن جا برهوت است جايگاهكفار است بعد امام باقر فرمود به كجا رسيدى اعرابى گفت رسيدم به يك قومى نشستم باآن قوم براى آن ها غير از شير گوسفند طعام ديگرى وجود نداشت .




    امام باقر (عليهالسلام ) نظر كرد به آسمان فرمود خدايابر آن ها لعنت تو باشد رفقاى اعرابى سئوالكردند فدايت شوم آنها چه كسانى هستند حضرت فرمودند: قابيل كه عقاب مى شود به گرمىآفتاب و سردى زمهرير.




    در اين وقت مردى وارد شد حضرت سئوال كرداز او جعفر را ديدىاعرابى گفت جعفر چه كسى است كه از آن مرد سئوال مى كنى عده اى كه آن بودند گفتندحضرت پسرش را سئوال مى كند از آن مرد آن اعرابى كه از راه دور آمده بود گفت سبحانالله عجب از اين مرد

    (يعنى امام باقر (عليه السلام )) به ما از آسمان خبر مى دهداما خبر از پسرش ندارد (به اين معنى كه هر چه بخواهد مى داند).









    ((بحار، ج 46، ص 243)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  2. #292
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    معجزه ديگرى از امام باقر (عليه السلام )

    ابوبصير راوى حديث است ، مى گويدمردى از اهل خراسان وارد شد در مدينه خدمت امام باقر (عليه السلام ) حضرت از آن مردخراسانى سئوال كرد حال پدرت چه طور است مرد خراسانى عرض كرد خوب است حضرت فرمود شماكه به شهر جرجان (گرگان ) رسيدى پدرت از دنيا رفت .




    سپس حضرت پرسيد برادرت در چهحال است عرض كرد حالش خوب بو حضرت فرمود همسايه او به نام صالح او را به قتل رسانيددر فلن روز و در فلان ساعت مرد خراسانى به گريه افتاد و گفت انا لله و انا اليهراجعون

    حضرت امام باقر (عليه السلام ) فرمود او اهل بهشت است و بهشت بهتر است براىاو از اين حال كه داشت مرد خراسانى به حضرت عرض كرد فرزندى دارم و او را در حالمريضى گذاشتم آمدم آيا سئوال از آن فرزندم نمى كنى امام باقر (عليه السلام ) فرمودند او ازكسالت بهبودى حاصل كرد و ازدواج كرد دختر عمويش را عقد كرد و شما كهبر مى گردى او را داراى يك فرزند پسر مى يابى و او اسمش على نام مى باشد و او ازشيعه هاى ما است و اما فرزند تو شيعه ما نيست بله او از دشمنان ما است لكن فرزند اوشيعه و مؤ من است .


    پايان








    ((بحار، ج 46، ص 247)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  3. #293
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    نگاهى مختصر به حالات امام صادق (عليهالسلام )


    مختصرى از حالات امام صادق (عليه السلام )

    بخش اول : ولادت آن حضرت

    بخش دوم: شهادت

    بخش سوم: اخلاق و معجزات آن بزرگوار






    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  4. #294
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    نگاهى مختصر به حالات امام صادق (عليهالسلام )





    اسم مبارك جعفر، لقب آن حضرت صادق است . كنيه اش ابو عبدالله .
    پدرآن بزرگوار حضرت امام باقر (عليه السلام ) است مادرش (ام فروه ) و يافاطمه استمشهور ام فروه است محل تولد 17 ربيع الاول سال 83 هجرى در مدينه منوره محل و وقتشهادت 25 شوال سال 148 به دستور منصور دوانيقى مرقد شريفش قبرستان بقيع در مدينهطيبه در سن 65 سالگى به شهادت رسيد.
    آن بزرگوار در دوران خود چهار هزار شاگردداشت

    جعفر نام نهرى است در بهشت از اين رو پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و امام باقر (عليه السلام ) نام او را جعفر نهادند چرا كه وجود پر بركت او هم چونآب زلال نهر بهشت حيات بخش و پر ثمر است و لذا امام صادق (عليه السلام ) توصيهفرمودند كه نام بچه هايتان را نام نيك بگذاريد و معنى دار باشد انتخابكنيد.

    محمد بن مسلم (كه يكى از شاگردان امام صادق (عليه السلام ) است مى گويدروزى در محضر امام باقر (عليه السلام ) بودم ناگاه پسرش جعفر (امام صادق ) وارد شدامام باقر (عليه السلام ) پسرش را به سينه اش چسباند و فرمود پدر و مادرم به فدايتآن گاه به من رو كرد و فرمود بعد از من امام تو اين (پسر) است از دين او پيروى كنواز علم او بهره بگير سوگند به خدا اين پسر همان صادق است كه رسول خدا (صلى اللهعليه و آله و سلم ) او را براى ما توصيف فرمود كه پيروان او در دنيا و آخرت اهلنجات است .


    در اين هنگام خنده اى بر لب هاى امام صادق (عليه السلام ) نشست وچهره اش سرخ شد، امام باقر (عليه السلام ) به من رو كرد و فرمود سئوال هاى خود رااز اين فرزند بپرس من به امام صادق (عليه السلام ) (كه در آن وقت هنوز به امامتنرسيد بود) عرض كردم اى فرزند رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) خنده از (كدامعضو) نشاءت مى گيرد

    آن حضرت در پاسخ سئوال من فرموديا محدالعقل من القلب و الحزن من الكبد و النفس من الريه و الضحك من الطحال .

    اى محمد بن مسلم عقل از قلب (روح ) است حزن و اندوه از ناحيه جگر است نفس ازناحيه ريه و شش است و خنده از ناحيه طحال (سپرز) مى باشد.
    برخاستم و سر مبارك آنحضرت را بوسيدم .










    ((بحار، ج 47، ص 14 و 15)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  5. #295
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    سئوال حضرت خضر از امام صادق (عليهالسلام ) و پاسخ او

    روايت شدهامام باقر (عليه السلام ) با پسرش حضرت صادق (عليه السلام ) براى انجام مراسم حج درمكه بودند مردى ناشناس به محضر امام باقر (عليه السلام ) آمد و در پيش روى آن حضرتنشست و عرض كرد آيا اجازه مى دهى مسئله اى دارم سئوال كنم

    امام باقر (عليه السلام ) فرمود از پسر جعفر (عليه السلام ) بپرس




    آن مرد ناشناس متوجه حضرت صادق (عليهالسلام ) شد و عرض كرد آيا اجازه هست سئوال كنم حضرت صادق (عليه السلام ) فرمودندنچه مى خواهى بپرس ،


    مرد ناشناس گفت سئوال من اين است مردى گناه بزرگ كرده حضرتصادق (عليه السلام ) فرمود آيا روز خود را در ماه رمضان از روى عمد خورده است ، مردناشناس گفت بلكه بزرگ تر از اين گناه انجام داده است ،



    حضرت صادق (عليه السلام ) فرمود آيا در ماه رمضان زنا كرده ؟ مرد ناشناس گفت بلكه گناه بزرگ ترى انجام دادهاست ، حضرت صادق (عليه السلام ) فرمود: آيا انسانى را كشته است ؟ مرد ناشناس گفتگناهى بزرگتر از آن مرتكب شده است ،


    حضرت صادق (عليه السلام ) فرمود اگر او ازشيعيان على (عليه السلام ) است به سوى خانه خدا كعبه برود و در آن سوگند ياد كند كهديگر آن گناه را تكرار نخواهد كرد در اين صورت گناهش بخشيده مى شود زيرا شرط قبولىتوبه اعتقاد به ولايت على (عليه السلام ) و اولاد على (عليه السلام ) است .





    مردناشناس كه پاسخ خود را دريافت كرده بود و به مقصود رسيده بود از حضرت صادق (عليهالسلام ) تقدير و تشكر كرد و سه بار گفت اى فرزند فاطمه (عليها السلام ) خداوند شمارا رحمت كند همان گونه كه فرمودى عين آن را از رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) شنيدم آن گاه آن مردناشناس از آنجا رفت

    امام باقر (عليه السلام ) به فرزندش حضرتصادق (عليه السلام ) فرمود آيا اين مرد ناشناس را شناختى او عرض كرد نه امام باقر (عليه السلام ) فرمودند آن مرد ناشناس خضر پيامبر بود كه من خواستم تورا به اوبشناسانم از اين رو پاسخ سئوال او را به تو واگذاردم .








    ((بحار، ج 47، ص 21)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  6. #296
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    بخش دوم زمان امامت حضرت صادق (عليه السلام )

    چند داستان و معجزه ذكر مىشود




    پيام امام صادق (عليه السلام ) براى بخشيدن غلام رفيد فرزند يزيد بن عمرو بنهبيره (معروف به ابن هبيره ) بود.




    اين هبيره به خاطر موضوعى سوگند خورد كه غلامشرا بكشد رفيه براى حفظ جان خود فرار كرد و به امام صادق (عليه السلام ) پناهنده شدو جريان را به عرض حضرت رسانيد امام صادق (عليه السلام ) به رفيد فرمود نزد ابنهبيره برو و سلام مرا به او برسان و از قول من به او بگو غلامت رفيد را پناه دادمبا خشم به او آسيب نرسان .




    رفيد به امام عرض كرد ارباب من از مردم شام است وعقيده باطل دارد معتقد به امامت شما نيست تا پيام شما را گوش كند امام صادق (عليهالسلام ) فرمود همان گونه كه به تو گفتم همان را انجام بده رفيد نزد ارباب خودبازگشت در مسير راه با مرد عربى ملاقات كرد مرد عرب گفت كجا مى روى من چهره مردى راكشته مى شود مى بينم آن گاه گفت دستت را بيرون كن دستم را نشان دادم مرد عرب گفتاين دست مردى است كه كشته مى شود سپس گفت پايت را نشان بده پايم را نشان دادم .




    مرد عرب گفت پاى مردى را كه كشته مى شود مى بينم سپس گفت تنت را ببينم تنم رانشان دادم وقتى كه تنم را ديد گفت مردى است كه كشته مى شود.




    سپس گفت زبانت را بهمن نشان بده زبانم را نشان دادم گفت برو كه هيچ صدمه اى به تو نمى رسد زيرا در زبانتو پيغامى است اگر آن را به كوه هاى سخت ابلاغ كنى آن ها پيرو تو گردند (اين مردعرب از اولياء خدا مانند حضرت خضر (عليه السلام ) و يا فرشته اى به صورت انسان بودهاست).




    من هم چنان به راه ادامه دادم تا نزد اربابم ابن هبيره رسيدم اجازه فرودطلبيدم وقتى كه وارد خانه اش شدم همين كه چشمش به من افتاد گفت خيانت كار با پاىخود نزدم آمد آن گاه فرياد زداى غلام (جلاد) هم اكنون سفره چرمى و شمشير را بياوربه فرمان او شانه و سرم را بستند و جلاد بالاى سرم ايستد تا گردنم را بزند به اربابگفتم تو كه با زور مرا به اين نياوردى من با پاى خود به اين جاى آمدم من پيغامىدارم اجازه بده آن را بگويم سپس هر چه خواستى انجام بده
    .




    ارباب گفت آن پيغامىچيست ؟ گفتم مجلس را خلوت كن تا بگويم او حاضران را از آن جا بيرون كرد گفتم جعفربن محمد (عليه السلام ) (امام صادق (عليه السلام )) سلام رسانيد و فرمود من بهغلامت رفيد پناه دادم با خشم خود به او آسيب نزن .




    ارباب گت تو را به خدا راستمى گوئى آيا جعفر بن محمد بن محمد (عليه السلام ) به من سلام رسانيد من سوگنديادكردم كه راست مى گويم اربابم سه بار گفت راست مى گويى گفتم آرى همان دم شانههايم را گشود و گفت من به اين مقدار كفايت نمى كنم بايد همان رفتارى كه من با توكردم با من انجام دهى گفتم من چنين كارى نمى كنم اصرار كرد سرانجام دست و شانه هاىاو را به سرش بستم و قصاص كردم سپس دست و شانه اش را باز كردم به من گفت اختيار منبا تو است هر كار مى كنى انجام بده .










    ((باب مولد ابى عبدالله جعفر بن محمد (عليه السلام )، ص 473، حديث سوم جلد 1)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  7. #297
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"







    (به اين ترتيب پيام امام صادق (عليه السلام ) اثر گذاشت نهتنها از مرگ حتمى نجات يافتم بلكه صاحب اختيار اربابم شدم ).



    مطلب كه به اين جارسيد اينجانب داستانى دارم جدا شنيدنى است كه به عرض شما عزيزان خواننده مى رسانمتا ببينيد حضرت امام صادق (عليه السلام ) با يكى از دوستانش چه كرد بنده در سال 1381 يك پيش آمدى رخ داد آن چنان شديد بود كه صبر من تمام شد

    اين موضوع نه با پولحل مى شد نه با شخص اصلا هيچ انسانى عادى يا انسان هاى عادى قادر حال اين مسئلهنبود و ميلياردها تومان هم بود حل نمى شد گفتنى هم نبود كه به كسى بگويم از محلاتبود تا اين كه اواخر ماه صفر در يك روستائى مشغول تبليغ بودم يك شب رفتم مسجد گفتمامشب مى خواهم در مسجد باشم مقدارى از شب گذشت رو كردم به قبرستان بقيع امام صادق (عليه السلام ) را مخاطب قرار دادم .



    عرض كردم يابن رسول الله (صلى الله عليه وآله و سلم ) تو رفت پيش ‍ منصور دوانيقى براى فرد شراب خوار هديه گرفتى آوردى و بهاو دادى و بعد فرمودى فلانى بگير اين هديه منصور را ليكن از اين به بعد شراب نخورحالا اگر تو در منزل حاضر بوديد من از قم مى آمدم مدينه درب خانه شما را مى زدم ومى گفتم يابن رسول الله مشكلى يا حاجتى دارم حل او در دست شماست آيا مشكل مرا حلنمى كردى يقينا مشكل ما را بر طرف مى كردى

    بعد از اين جمله گفتم يابن رسول الله منامشب در همين مسجد خواب نمى روم تا اين كه تمام قرآن را براى شادى روح تو ختم نمايمبه لطف خداوند از اواخر شب شروع كردم صبح ساعت حدود 8 تمام كردم شايد چهارده ساعتطول كشيد البته توسل شديد در قبالش بوده بعد از يك ماه به طور كلى مشكل حل شد البتهاز حضرت امام جواد (عليه السلام ) نظير اين را دارم كه در وقت خود عرض مى نمايم .



    خلاصه اين خانواده طورى هستند در خانه هر كدام برويد يقينا نا اميد برنمىگرديد به شرط اين كه عمدا به انسان گناه مرتكب نشود كه آن گناه جلو استجابت دعا رامى گيرد شب هاى جمعه دعاى كميل (ره ) را مى خوانىاللهم اغفرلى الذنوب التى تحبس الدعا؛ خدايا ببخش ‍ گناهانى كه مانع قبول دعاهايم مىشود.



    خدایا ببخش آن گناهانى را كه پرده عصمتم را مى درد لطف امام صادق (عليهالسلام ) بيش از اين ها است كه من بگويم .




    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  8. #298
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    لطف ديگرى ازامام صادق (عليه السلام )


    ابوبصير (يكى از شاگردان برجسته امام صادق (عليه السلام )) مى گويدهمسايه اى داشتم از گماشته هاى طاغوت عصر بود و از اين راه ثروت بسيار براى خودانباشته بود مجلس عيش و نوش و ساز و آواز تشكيل مى داد زنان آوازه خوان از دعوت مىكرد و شراب مى نوشيد و با اين كارها مرا كه همسايه اش بودم آزار مى داد


    چند بار اورا نهى از منكر كردم نپذيرفت بسيار اصرار كردم كه دست از اين كارها بردار سرانجامبه من گفت فلانى من كى شخص گرفتارى هستم ولى تو يك انسان شريف و دور از آلودگى هاهستى اگر مرا به مولايت امام صادق (عليه السلام ) معرفى كنى اميد آن دارم كه بهوسيله تو و راهنمايى هاى آن امام از اين گرفتارى نجات يابم

    گفتار او در قلبم اثركرد وقتى كه به حضور امام صادق (عليه السلام ) رفتم ماجراى آن همسايه را به عرض آقارساندم امام صادق (عليه السلام ) به من فرمود هنگامى كه به كوفه بازگشتى خود را ترككن و آن چه بر گردنت هست ادا كن من براى تو ضامن بهشهت مى گردم .




    هنگامى كه بهكوفه بازكشتم عده اى از جمله آن همسايه به ديدارم آمدند وقتى كه خانه خلوت شد پيامامام صادق (عليه السلام ) را به او رساندم او تا اين سخن را شنيد گريست و گفت تو رابه خدا امام صادق (عليه السلام ) به تو چنين گفت :




    گفتم آرى و برايش سوگند يادكردم كه امام صادق (عليه السلام ) چنين گفت او گفت همين (كمك در مورد من ) براى توكافى است سپس از نزد من رفت بعداز چند روزى براى من پيام داد كه نزدش بروم نزدشرفتم ديدم در پشت خانه اش برهنه است گفتم چرا در اين وضع هستى گفت اى ابوبصير سوگندبه خدا آن چه در خانه از ثروت و اموال بود همه را در كردم به صاحبانش ‍ دادم وقسمتى از آن ها را كه صاحبش را نشناختم صدقه دادم اينك مى بينى كه برهنه هستم و هيچچيزى ندارم .




    ابوبصير مى گويد من نزد برادران دينى رفتم و براى او لباس تهيهنمودم و پس از چند روز براى من پيام فرستاد كه نزد من بيا بيمار شده ام نزد او رفتمو از او پرستارى مى كردم ولى بيمارش شديد شد ديدم در حال جان دادن است در بالينشنشسته بودم ديدم گاهى بى هوش مى شود و گاهى به هوش ‍ مى آيد در آخرين بار كه به هوشآمد به من گفت اى ابوبصير مولاى تو امام صادق (عليه السلام ) به هعد خود در موردضمانت بهشت براى من وفا كرد سپس جان سپرد خدايش رحمت كند.




    ابوبصير مى گويد درسفر حج به حضور امام صادق (عليه السلام ) رسيدم هنوز در راهرو بودم و نشسته بودم وسخن نگفته بودم به من فرمود ما در مورد رفيقت آن چه را وعده داده بودم وفا كردم .







    ((باب مولد ابى عبد الله جعفر بن محمد (عليه السلام )، ج 1، ص 474، حديث 5)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  9. #299
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    زندگى امام صادق (عليه السلام ) در بخشدوم


    چرا امام صادق (عليه السلام ) قيام نكرد كه حقوق خود را بگيرد دو نمونه سدير صرفى يكى از شاگردان امام صادق (عليه السلام ) مى گويد به محضر امام صادق (عليه السلام ) رفتم و گفتم به خدا خانهنشينى براى شما روانيست فرمود چرا اى سدير.



    گفتم به خاطر ياران و دوستان بسياركه دارى سوگند به خدا اگر امير المؤ منين على (عليه السلام ) همه يار و ياور داشتنمى گذاشت طايفه تميم وعدى (دودمان عمر و ابوبكر) به مقام او طمع كنند و حق او رابگيرند.



    فرمود اى سدير به نظر تو من چه انازه يار و ياور دارم گفتم صد هزارفرمود صد هزار گفتم بلكه دويست هزار فرمود دويست هزار گفتم بلكه نصف دنيا حضرت پساز اندكى سكوت به من فرمود اگر مايل باشى و برايت سخت نباشد هماره من به مزرعه اى (در نزديكى مدينه ) برويم گفتم آماده ام امام (عليه السلام ) دستور فرمود لاغ واشترى را زين كردند من سبقت گرفتم و بر الاغ سوار شدم تا احترام كرده باشم و آنحضرت سوار بر شتر گردد.



    فرمود: اگر بخواهى الاغ را در اختيار من بگذار گفتم اشتربراى شما مناسب تر و زيباتر است فرمود: الاغ براى من راهوارتر است من از الاغ پيادهشدم و بر شتر سوار شدم و آن حضرت بر الاغ سوار شد و با هم حركت كرديم تا وقت نمازرسيد فرمود پياده شويم تا نماز بخوانيم سپس فرمو اين جا زمين شوره زار است و نمازدر اين جا روانيست (مكروه است ) از آن جا رفتيم و به زمين خاك سرخى رسيديم و آمادهنماز شديم در آن جا جوانى بزغاله مى چراند حضرت به او و بزغاله ها را نگاه كردند وبه من فرمود.



    به خدا سوگنداى سدير اگر شيعيان من به اندازه تعداد اين بزغاله هابودند خانه نشينى برايم روا نبود (يعنى قيام مى كردم ) سپس پياده شديم و نمازخوانديم پس از نماز كنار بزغاله ها رفتم و شمردم كه هفده عدد بودند.










    ((اصول كافى ، ج 2، ص 242)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  10. #300
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    نمونه دوم :

    شخصى به نام تسهل به امام صادق (عليه السلام ) عرض كرد چرا نشسته اى با اين كهصد هزار شمشير زن يار و ياور دارى امام صادق (عليه السلام ) دستور داد در تنور خانهآتش افروختند آن گاه به سهل فرمود به درون آتش ‍ تنور برو و در آتش بنشين .



    سهلعرض كرداى آقاى من مرا در آتش نسوزان مرا رها كن تا من نيز حرفم را پس بگريم امام (عليه السلام ) فرمود تو را رها ساختم در همين هنگام هارون مكى كه يكى از يارانراستين امام صادق (عليه السلام ) بود وارد شد

    امام (عليه السلام ) به او فرمود برودر درون آتش تنور بنشين او بى درنگ رفت و در درون آتش نشست امام صادق (عليه السلام ) درباره اوضاع خراسان با سهل به گفت و گو پرداخت به گونه اى كه گويا در خراسانبوده و همه اوضاع آن جا را از نزديك ديده است

    سپس به سهل خراسانى فرمود: برخيز وببين چه كسى در ميان تنور آتش است او برخاست و كنار تنور آمد ديد هارون مكى چهارزانو در ميان آتش نشسته است امام (عليه السلام ) به سهل فرمود در خراسان چند نفرمانند اين شخص هست .



    سهل گفت سوگند به خدا حتى يك نفر مثل اين شخص نيست امامصادق (عليه السلام ) فرمود من خروج و قيام نمى كنم در زمانى كه (حتى ) پنج نفر يارراستين براى ما پيدا نشود ما به وقت قيام آگاه تر هستيم








    ((سفينه البحار، ج 2، ص 714)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

صفحه 30 از 46 نخستنخست ... 2026272829303132333440 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آشنايي با حديث مشهور ""سلسلة الذهب""
    توسط seyed yasin در انجمن علوم حديث
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 04-11-1391, 22:11
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 28-07-1391, 23:27
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-06-1391, 19:32
  4. آیا بهائیت یك "اقلیت دینی" یا "تفكر متفاوت" است؟
    توسط سابحات در انجمن اديان ، فرق و مكاتب غير آسماني
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 21-04-1390, 05:14
  5. •*"۞"*•توجه ...کلید زندگی موفق: بگویید...•*"۞"*•
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن خانواده
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 24-08-1389, 01:16

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •