خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام" سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"
صفحه 33 از 46 نخستنخست ... 2329303132333435363743 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 321 تا 330 , از مجموع 454
  1. #321
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    سختى مرگ




    حضرت يحیى پسر زكريا از پيامبران عصر حضرت عيسى (عليه السلام ) بود با حضرت عيسى انس داشتحضرت يحيى از دنيا رفت پس از مدتى حضرت عيسى (عليه السلام ) بالاى قبر او آمد ازخدا خواست او را زنده كند


    دعايش به استجابت رسيد و يحيى زنده شد و از ميان قبربيرون آمد و به عيسى (عليه السلام ) گفت از من چه مى خواهى حضرت عيسى (عليه السلام ) فرمود مى خواهم با من همان گونه كه در دنيا ماءنوس بودى اكنون نيز دوست باشى و بامن انس بگيرى



    حضرت يحى گفت هنوز تلخى مرگ در وجودم از بين نرفته است و تو مى خواهىمرا دوباره به دنيا برگردانى و در نتيجه بار ديگر مرا گرفتار تلخى مرگ كنى آن گاهعيسى (عليه السلام ) را رها كرد و به قبر خود بازگشت .









    ((فروغ كافى ، ج 1، ص 72)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  2. #322
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"








    عبد الله ديصانى از دانشمندان عصر امام صادق (عليه السلام ) است ولىطبيعى مسلك بود و اعتقاد به وجود خدا نداشت او نام امام صادق (عليه السلام ) راشنيده بود روزى با راهنمائى دوستان خودش نزد آن حضرت آمد و گفت مرا به معبودمراهنمايى كن .



    امام (عليه السلام ) به جايى اشاره كرد و فرمود در آن جا بنشينعبد الله نشست در همين هنگام يكى از كودكان امام كه تخم مرغى در دست داشت و با اوبازى مى كرد به آن جا آمد.



    امام (عليه السلام ) فرمود آن تخم مرغ را به من بدهكودك تخم مرغ را به امام (عليه السلام ) داد امام صادق (عليه السلام ) آن را به دستگرفت و به عبد الله نشان داد فرمود: اى ديصانى اين تخم مرغ را نگاه كن كه سنگرىپوشيده است كه داراى چند چيز است

    يك پوست كلفت دوم پوست نازكى زير پوست كلفت سوم زيرا آن پوست نازك ماده اى هم چو نقره روان است (سفيده ) چهارم سپس طلايى است روانآب شده (زرده ) كه نه طلاى آب شده با آن نقره روان بياميزد و نه آن نقره روان با آنطلاى روان مخلوط گردد و به همين وضع باقى است

    نه سامان دهنده اى از ميان آن بيرون آمده كه بگويد من آن را آن گونه ساخته ام و نه تباه كننده اى از بيرون به درونشرفته كه بگويد من آن را تباه ساختم

    و روشن نيست كه براى توليد فرزند نر درست شده يابراى توليد فرزند ماده ناگاه پس از مدتى شكافته مى شود و پنده اى مانند طاووسرنگارنگ از آن بيرون مى آيد آيا به نظر تو چنين تشكيلات داراى تدبير كننده اى نيست؟


    عبد الله ديصانى در برابر اين سئوال مدتى سر به زير افكند سپس (در حالى كه نورايمان بر قلبش تابيده بود) سر بلند كرد و گفت گواهى مى دهم كه معبودى جز خداى يكتانيست و او يكتا و بى همتا است و گواهى مى دهم كه معبودى جز خداى يكتا نيست و اويكتا و بى همتا است و گواهى مى دهم كه محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) بنده ورسول خدا است و تو امام و حجت از طرف خدا بر مردم هستى و من از عقيده باطل و كرده خود توبه و پشيمان هستم .








    ((اصول كافى ، ج 1، ص 80)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  3. #323
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    ايها الناس جهان جاى تن آسائى نيست



    مرد دانا به جهان داشتن ارزانى نيست






    خفتگان را خبر از زمزمه مرغ سحر




    حيوان را خبر از عالم انسانى نيست






    سجده بر آن نيست كه بر خاك نهى پيشانى




    صدق پيش آر كه اخلاص به پيشانى






    داروى تربيت از پير حقيقت بستان




    كادمى را بدتر از علت نادانى نيست






    عارف و عابد و صوفى همه طفلان رهند




    مرد اگر هست به جز عالم ربانى نيست


    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  4. #324
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    فرزندان حضرت امام صادق (عليه السلام )




    امام صادق (عليه السلام ) داراى ده فرزند (هفت پسر و سه دختر) از همسران متعدد بود.

    پسران او عبارتند 1. حضرت امام كاظم 2. حضرت اسماعيل 3. عبد الله 4. محمد 5. اسحاق 6. عباس 7. على و دختران او عبارتند ازام فروه ، اسماء و فاطمه .


    اولين فرزند امام صادق (عليه السلام ) حضرت اسماعيل بود كه امام (عليه السلام ) او را بسيار دوست مى داشت گروهى از شيعيان معتقد بودن كه امام بعد از حضرت امام صادق (عليه السلام ) اسماعيل است

    اسماعيل در عصر زندگى امام صادق (عليه السلام ) از دنيا رفت امام صادق (عليه السلام ) از مرگ او بسيار غمگين شد هنگاميكه جنازه او را حمل مى كردند امام صادق (عليه السلام ) به طور مكرر آن را به زمين مى نهاد و پارچه كفن را از صورت او در مى كرد و او را به مردم نشان مى داد

    تا آنان كه به امامت او بعد از امام صادق (عليه السلام ) اعتقاد داشتند يقين كنند كه اسماعيل از دنيا رفته است .


    در عين حال گروهى از آن ها پسر او محمد بن اسماعيل را امام دانستند و گروهى مرگ اسماعيل را باور نكردند و اسماعيل را زنده دانستند در نتيجه فرقه اسماعيليه به وجود آمد.









    ((ترجمه ارشاد مفيد، ج 2، ص 200 و 202))
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  5. #325
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    نگاهى بر زندگى امام كاظم (عليه السلام )


    نام شريف آن بزرگوار امام موسى (عليه السلام ) القاب عبد صالح كاظم باب الحوائج صابر امين هر انسانى داراى اسمكنيه و لقب است امام كاظم (عليه السلام ) داراى پنج القاب است كنيه آن بزرگوارابوالحسن و ابو ابراهيم پدرش حضرت امام صادق (عليه السلام ) مادرش حميده .



    تولدآن حضرت روز 7 ماه صفر سال 128 هجرى قمرى در روستاى (ابواء) واقع در بين مكه ومدينه وقت و محل شهادت 25 رجب سال 183 هجرى قمرى در زندان هارون در بغداد در سن 55سالگى به دستور هارون مسموم شده و به شهادت رسيد.



    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  6. #326
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    طريق ولادت امام موسى بن جعفر (عليه السلام ) با ين نحوه بوده توجه شما را به آن جلب مىكنم :







    ابن عكاشه به امام باقر (عليه السلام ) عرض كرد يابن رسول الله چرا براى جعفر زن نمى گيرى كه وقت ازدواج اوشده است در برابر آن حضرت يك كيسه پول مهر شده بود فرمود به زودى يك بنده فروشى ازبربر مى آيداز مهاجر اندلس است در دار ميمون منزل مى كند و با اين كيسه پل براى اويك دخترى مى خريم .



    از اين موضوع مدتى گذشت و يك روز ما خدمت امام باقر (عليهالسلام ) رسيديم فرمود: به شما گزارش آن بنده فروشى را كه گفتم ندهم او آمده اتسبرويد با اين كيسه پول يك دخترى از او بخريد.



    ابن عكاشه بن محصن الاسدى مى گويدما نزد آن بنده فروش آمديم گفت هر چه داشتيم فروختيم جز دو دخترك بيمار كه يكى ازآن آنها از ديگرى بهتر است گفتم آن ها را بياور تا ببينيم آن ها را بيرون آورد

    گفتماين خوش ‍ اندام تر را به چند مى فروشى گفت به 70 اشرفى گفتيم ملاحظه كنيد گفت از 70 اشرفى كم نمى كنم به او گفتم ما آن را به اين كيسه سربسته مى خريم هر چه باشد مانمى دانيم در ميان آن چند اشرفى است .



    پير مردى نزد او بود گفت كيسه را باز كنيدصاحب دختر گفت باز نكنيد كه اگر يك نخود از 70 اشرفى كم باشد من آن را به شمانفروشم آن پير مرد گفت جلو بيائيد جلو رفتم و مهر را برداشتيم و اشرفى ها را كشيدمبه ناگاه آن 70 دينار بود نه كم و نه زياد و آن دخترك را گرفتيم و آورديم خدمت امامباقر (عليه السلام )

    و جعفر نزد آن حضرت ايستاده بود و به امام از آن چه شده بودگزارش داديم خدا را سپاس گفت سپس به آن دخترك فرمود چه نام دارى گفت حميده فرمود دردنيا و آخرت پسنديده اى به من بگو دوشيزه اى يا بيوه گفت دوشيزه فرمود چه طور با آنكه هيچ چيز به دست بنده فروشى ها نمى رسد جز اين كه او را تباه مى كنند

    گفت هر وقتكه نزد من مى آمد و به حال در آميختن با من مى نشست و خداوند مردى را بر او مسلط مىكرد به او سيلى مى زد تا از نزد او بر مى خواست و مى رفت چند بار با من اين كار راكرد و يك شيخ هم با او همان كار را كرد (يعنى آن پيرمرد مانع مى شد از خيانت آن

    امام فرمود: اى جعفر او را براى خود برگير و آن دخترك بهترين اهل زمين است كه حضرتموسى بن جعفر را زائيد.






    ((اصول كافى ، ج 3، ص 383 از چاپجديد)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  7. #327
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    در اين بخش حالات و فرزندان موسى بن جعفر (عليه السلام ) بيان مى شود





    عصر امامت حضرت امام صادق (عليه السلام ) بود روزى ابوحنيفه به خانهامام صادق (عليه السلام ) وارد گرديد حضرت كاظم را كه در آن وقت كودك بود در دالانخانه با خود گفت اين ها (امامان ) گمان مى كنند در كودكى به آن ها علم دانش دادهشده است خوب است اين موضوع را امتان كنيم

    بر همين اساس ابوحنيفه قبل از آن كه بهمحضر امام صادق (عليه السلام ) برسد در همان دالان خانه به حضرت كاظم ع رو كرد واين مسئله را مطرح كرده و پرسيد:

    اى پسر اگر غريبى خواسته باشد براى قضاى حاجتبه دستشويى برود كجا برود حضرت كاظم (عليه السلام ) ناراحتى فرموداى شيخ بى ادبىكردى چرا سلام نكردى ؟

    ابو حنيفه شرمنده شد و از خانه بيرون رفت و سپس بازگشت وسلام كرد در حالى كه شكوه امام (عليه السلام ) در قلبش پرتو افكنده بود سئوال خودرا تكرار كرد، حضرت كاظم (عليه السلام ) در پاسخ فرمود: از كنار نهرها و گوشه هاىرودخانه كه محل آب بردن است ،

    و سايه هاى ديوار كه جاى ورود افراد است و در محلافتادن ميوه ها از درخان در پشت ديوار خانه ها در معابر عمومى و در آب هاى جارىراكد دور كند (يعنى همه اين ها راكه حضرت بيان كرد جايز نيست و همچنين ) و رو بهقبله و پشت به قبله نباشد از اين امور كه گذشت در هرجا بخواهد قضاى حاجتكند.


    ابو حنيفه مى گويد وقتى كه حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام ) اين پاسخ راداد، در چشمم و قلبم بزرگ جلوه كرد، پرسيدم اى پسر رسول الله (صلى الله عليه و آلهو سلم ) بشر كه گناه مى كند گناهش را چه كسى انجام مى دهد؟

    او به من نگاه كرد وفرمود: بنشى تا به تو خبر دهم نشستم فرمود: آن كس كه گناه مى كنند از سه حال خارجنيست : يك خدا گناه مى كند، دو خود او گناه مى كند سه هر دو گناه مى كنند.

    اگربگوئم خدا گناه مى كند خداوند با انصاف تر و او عادل تر از آن است كه خود گناه كندسپس بنده اش را به خاطر گناه مجازات نمايد، و ارگ (بگوييم ) گناه را هر دو (خدا وبنده ) انجام دهند در اين صورت خدا در گناه كردن با بنده اش شريك است و چون خدانيرومندتر از شريك خود است بايد سزاوارتر به مجازات گناه باشد.


    در صورتى كه خداوند مجازات گناه را سزاوار بنده گناهكار مى دانند نيرومند سزاوارتر به انصافنمودن به ناتوان مى باشد و اگر گناه را نسبت به بنده گناهكار بدهيم در اين صورت امرو نهى خدا متوجه او مى شود هر گاه گناه نكرد سزاوار پاداش الهى و بهشت است و گرنه سزاوار مجازت و دوزخ مى باشد اگر خدا او را بخشيد بر اساس فضل و گرمش بخشيده اگرمجازات نمود بر اساس عدالتش مجازات نموده است ،

    بنابراين گناه را بنده كرده است .

    پاسخ حضرت كاظم (عليه السلام ) ابوحنيفه را آن چنان تحت تاءثير قرار داده كه چشمانش پر از اشك شد، و اين آيه را خواند:


    ذريه بعضها من بعض والله سميع عليم ؛ آن ها فرزندانى بودند كه كمالات را از همديگر به ارث برده اند خداوند شنوا و داناست .







    ((سوره آل عمران ، آيه 30، انوار البهيه ، ص 279)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  8. #328
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    امام كاظم (عليه السلام ) و حفظ دوستانخدا

    على بن يقطين يكى ازشاگردان مورد اعتماد امام هفتم موسى بن جعفر (عليه السلام ) بود امام (عليه السلام ) به او اجازه داد كه بهعنوان يكى از كارگزاران هارون الرشيد باشد و در اين دستگاهدر مواقع حساس در حفظ اولياى خدا (به طور محرمانه ) بكوشد.

    خود على بن يقطين مىگويد امام كاظم (عليه السلام ) به من فرمود خداوند در دستگاه سلطان دوستانى را داردكه از حريم اولياء خود به وسيله آن ها دفاع مى كنند، على بن يقطين از مدافعيناولياء خدا بود، در عين حال در ظاهر به عنوان يكى از وزاراى هارون الرشيد در دستگاههارون كار مى كرد
    در يكى از روزها هارون الرشيد لباس هايى به عنوان قدردانى و گرامىداشت على بن يقطين براى او فرستاد كه از جمله آن ها لباس فاخر و سياه رنگ از نوعطلا بافى و گران بها بود، على بن يقطين مطابق معمول كه خمس ‍ اموالش را نزد امامكاظم (عليه السلام ) مى برد آن لباس ها را همراه خمس ‍ اموالش توسط غلامش به خدمتامام كاظم (عليه السلام ) فرستاد و تقديم كرد
    امام كاظم (عليه السلام ) آنها راقبول كرد و سپس آن لباس فاخر شاهانه و طلاباف را توسط فرد ديگرى به على بن يقطينبازگردانيد و در نامه اى براى وى نوشت كه اين لباس مخصوص را نزد خود نگهدار و ازدستت خارج نكن كه روزى جريانى پيش مى آيد كه وجود آن نياز شديد پيدا مى كنى ، علىبن يقطين حيران شد كه چه رازى در پشت پرده است
    ولى طبق دستور امام آن لباس را درجاى مورد اطمينان نگه داشت ، مدتى از اين جريان گذشت بين على بن يقطين و خادممخصوصش كدورتى پيش آمد و آن خادم از خانه او بيرون آمد تا اين كه در فرصتى مناسبخود را به هارون الرشيد رسانيد و از على بن يقطين سعايت و سخن چينى كرد و به هارونالرشيد گفت على بن يقطين به امامت موسى بن جعفر (عليه السلام ) اعتقاد دارد و خمسمالش را در هر سال براى او مى فرستد و از جمله فلان لباس فاخر طلاباف را كه شماامير مؤ منان به او داده بوديد آن را در فلان وقت براى موسى بن جعفر (عليه السلام ) فرستاده است .

    هارون الرشيد سخت خشمگين شد و بى درنگ على بن يقطين را جلب كرد وبا تندى به او گفت آن لباس خز سياه را چه كردى على بن يقطين گفت آن را در كيف مخصوصگذاشته ام و خوش بو نموده ام و سبح و شام به عنوان تبرك آن را باز مى كنم و به آنمى نگرم و سپس به جاى خود مى گذارم هارون گفت هم اكنون آن را به اين جابياور.
    على بن يقطين گفت بسيار خوب همان دم يكى از غلامان را فرستاد و به او گفتبه فلان خانه برو و فلان صندوق را باز كن و كيف مخصوص را به اين جا بياور غلام رفتهمان را يافت و نزد هارون آورد هارون آن را باز كرد و آن لباس فاخر مخصوص را درميان آن ديد كه بوى خوبى و در جاى بسيار خوبى نگه دارى مى شود خشمش فرو نشست و بهعلى بن يقطين گفت آن را به جاى خود برگردان و ديگر هرگز سعايت (و گزارش ناجوانمردانه افراد را درباره تو قبول نمى كنم
    علاوه بر آن دستور داد جايز به على بنيقطين دادند و مقدر داشت كه هر سال اين جوايز را به او بدهند و سپس دستور داد تا به آن غلام سعايت كنند هزار شلاق بزنند كه وقتى او زير شلاق قرار گرفت در پانصد شلاق جان سپرد.











    ((اعلام الورلى ، ص 293)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  9. #329
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"






    على بن جعفر برادر امام كاظم (عليه السلام ) است كه مرقدشريفش در قم مى باشد.

    محل زيارت عامه قرار گرفته است ، مى گويد براى عمره ماهرجب در مكه بوديم كه محمد بن اسماعيل (برادرزاده امام كاظم (عليه السلام )) نزد منآمد و گفت عمو جان تصميم دارم به بغداد مسافرت كنم دوست دارم با عمويم موسى بن جعفر (عليه السلام ) خداحافظى كنم مى خواهد تو نيز همراه من باشى .

    من با او به حضورامام كاظم (عليه السلام ) رفتيم ديدم امام كاظم (عليه السلام ) پارچه رنگ كرده بهگردنش بسته بود و پايين آستانه درب نشست و من خم شدم و سرش را بوسيدم و عرض كردمبرادرزاده محمد بن اسماعيل مى خواهد به مسافرت برود اينك آمده تا باشما خداحافظىكند.

    فرمود بگو بيايد من او را كه در كنارى ايستاده بود صدا زدم نزديك آمد و سرحضرت را بوسيد و گفت قربانت گردم مرا سفارشى كن و به من موعظه بفرما فرموداوصيك ان تتقى الله فى دمىامام كاظم به او فرمود: به توسفارش مى كنم كه درباره خون من از خدا بترسى محمد گفت هر كس درباره تو بدى كند بهخودش مى رسد سپس براى بدخواه امام كاظم (عليه السلام ) نفرين كرد.

    بار ديگر محمدبن اسماعيل سر عمويش امام كاظم (عليه السلام ) را بوسيد و گفت مرا موعظه كن امام (عليه السلام ) بار ديگر فرمود: اوصيك ان تتقى الله فىدمىتو را سفارش مى كنم كه درباره خون من از خدا بترسى او باز همان سخن راتكرار كرد و براى بار سوم سر امام كاظم (عليه السلام ) را بوسيد و گفت اى عمو مراموعظه كن ،

    امام كاظم (عليه السلام ) براى سومين بار به او فرمود: تو را درباره خونخودم سافرش مى كنم كه از خدا بترس ، محمد بن اسمعيل باز بر بدخواه امام (عليهالسلام ) نفرين كرد على بن جعفر مى گويد در اين هنگام برادرم امام كاظم (عليهالسلام ) به من فرمود: اين جا باش من ايستادم حضرت به اندرون رفت و مرا صدا زد نزدشرفتم كيسه اى كه محتوى صد دينار بود به من داد و فرمود اين پول را به پسر برادرت (محمد بن اسماعيل ) بده تا كمك خرجش در سفر باشد دو كيسه ديگر نيز داد و فرمود همهرا به او بده عرض كردم اگر طبق آن چه فرمودى از او مى ترسى پس چرا او را بر ضد خودكمك مى كنى ؟

    فرمود: هر گاه من صله رحم كنم ولى او قطع رحم نمايد خدا رشته عمرشرا قطع مى كند سپس سه هزار درهم ديگر كه در همان هميانى بود داد و فرمود: به او بدهعلى بن جعفر مى گويد من نزد محمد بن اسماعيل رفتم كيسه اول (صد دينار) را دادمبسيار خوشحال شد

    و براى عمويش امام كاظم (عليه السلام ) دعا كردم كيسه دوم و سوم رادادم به گونه اى خوشحال شد كه گمان كردم ديگر به بغداد نمى رود باز سيصد درهم به اودادم ولى در عين حال او به بغداد نزد هارون رفت و گفت گمان نمى كردم در روى زمين دوخليفه باشد تا اين كه ديدم مردم به عمويم موسى بن جعفر (عليه السلام ) به عنوانخلافت سلام مى كنند (و به اين ترتيب سخن چينى كرد و هارون را بر ضد امام كاظم (عليهالسلام ) برانگيخت ).

    هارون صدهزار درهم براى او فرستاد ولى خداوند او را بهبيمارى (درد شديد گلو شبيه ديفترى ) گرفتار كرد كه نتوانست به يك درهمش بنگرد و آنرا به مصرف برساند به ترتيب مرد.










    ((اصول كافى ، ج 1، ص 485)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  10. #330
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    دوران زندانى بودن امام كاظم (عليه السلام ) امام كاظم (عليه السلام ) در زندان هاى مختلف

    امام كاظم (عليه السلام ) يكسال در بصره در زندان عيسى بن جعفر به سر برد پس از يكسال عيسى براى هارون چنين نوشت :

    موسى بن جعفر (عليه السلام ) را از من تحويل بگيريد و به دست هر كسى مى خواهى بسپار و گرنه او را آزاد ميكنم

    كوشش بسيار كردم تا حجتى بر او بيابم ولى چيزى به دستم نيامد تا آن جا كه هنگام دعا كرد او مخفيان گوش ‍ فرا دادم تا ببينم آيا براى تو با من نفرين مى كند چيزى نشنيدم جز اين كه براى خود دعا مى كرد و از درگاه خدا طلب رحمت و مغفرت مى نمود.


    هارون پس از دريفت نامه عيسى ماءمورى به بصره فرستاد و امام كاظم (عليه السلام ) را از عيسى تحويل گرفت و به بغداد آورد


    و در آن جا به فضل بن ربيع (يكى از كارگزاران سطح بالاى رژيم ) تحويل داد امام (عليه السلام ) مدتى طولانى در زندان او به سر مى برد.












    ((بحار، ج 48، ص 233)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

صفحه 33 از 46 نخستنخست ... 2329303132333435363743 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آشنايي با حديث مشهور ""سلسلة الذهب""
    توسط seyed yasin در انجمن علوم حديث
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 04-11-1391, 22:11
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 28-07-1391, 23:27
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-06-1391, 19:32
  4. آیا بهائیت یك "اقلیت دینی" یا "تفكر متفاوت" است؟
    توسط سابحات در انجمن اديان ، فرق و مكاتب غير آسماني
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 21-04-1390, 05:14
  5. •*"۞"*•توجه ...کلید زندگی موفق: بگویید...•*"۞"*•
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن خانواده
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 24-08-1389, 01:16

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •