خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام" سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"
صفحه 37 از 46 نخستنخست ... 27333435363738394041 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 361 تا 370 , از مجموع 454
  1. #361
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    يكى ديگر از معجزه هاى امام رضا (عليه السلام )


    شيخ صدوق و ابن شهر آشوب ازابوالصلت روايت كرده اند چون به سناباد رسيد پشت مبارك خود را گذاشت به كوهى كه ديگها را از آن كوه مى تراشند و گفت خداوندا نفع به بخش به اين كوه و بركت بده در هرچه در ظرفى گذارند كه از اين كه تراشند.

    بعد فرمود كه از برايش ديگ ها از سنگتراشند و فرمودند كه طعام آن حضرت را نريزند مگر در آن ديگ ها.



    و آن حضرت خفيفالاكل و كم غذا بوده پس از آن روز مردم ديگ ها و ظرف ها از آن سنگ مى تراشند و بركتيافتند (تا حال كه اهل خراسان از همان ديزى سنگى استفاده مى كنند).






    ((منتهى الامال ، ج 2، ص 405)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  2. #362
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    عنايت مخصوص به مقروضدرمانده



    يكى از شيعيان مدينه به نام عبد الله بن ابراهيم غفارى مى گويد مردى از خاندان ابو رافع به نام (طيس ) ازمن طلبى داشت و آن را از من طلب مى كرد و اصرار مى كرد.




    ديدم او دست بردار نيست نماز صبح را در مسجد مدينه خواندم تصميم گرفتم به حضرت امام رضا (عليه السلام ) كه در آن وقت در (غريض ) روستاى نزديك مدينه بود پناه ببرم به غريض رفتم وقتى كه به نزديك خانه آن حضرت رسيدم ديدم آن حضرت بر الاغى سوار است و خجالت كشيدم به محضرش بروم .




    حضرت به طرف من آمد وقتى كه به من رسيد ايستاد و نگاه كرد سلام كردم ماه رمضان بود. عرض كردم قربانت گردم غلام شما از من طلبى دارد و در دريافت آن پافشارىمى كند و مرا رسوا كرده است من پيش خود گفتم حضرت رضا (عليه السلام ) به غلامش طيس مى گويد به غفارى مهلت بده و اصلا نگفتم كه طيس چقدر پول از من مى خواهد امام رضا (عليه السلام ) به من فرمود: بنشين تا برگردم .




    مغرب شد نماز مغرب را خواندم روزه بودم و هنوز افطار نكرده بودم سينه ام تنگ شده بود و خواستم برگردم كه ديدم امام رضا (عليه السلام ) در حالى كه مردم در گردش بودند و گداها راهش نشسته بودندآمد و آن ها را انفاق كرد تا اين كه از آن ها گذشت و وارد خانه شد و سپس بيرون آمد،مرا طبيد به حضورش رفتم با هم وارد خانه شديم و در كنار هم نشستيم و درباره اوضاع گفت و گو كرديم .




    سپس فرمود گمان ندارم كه هنوز افطار كرده باشيد گفتم نه افطارنكرده ام براىم غذا طلبيد. غذا آوردند خورديم بعد از غذا به من فرمود تشك را بلند كنو زير تشك هر چه هست براى خود بردار تشك را بلند كردم دينارهاى در آن جا بود همه آنها را برداشتم


    امام (عليه السلام ) چهار نفر همراه من دستور داد آمدند من قبول نكردم تنها ا مدم غلامان مقداد از راه مرا بدرقه كرد ند. من آمدم منزل و چراغ راروشن كردم ديدم پولى را كه زير تشك برداشته ام 48 دينار است طلب (طيس 28 ديناربود).




    در بين آن دينارها يكى از آن ها نظرم را جلب كرد ديدم بسيار زيبا و خوشرنگ است آن را برداشتم ديدم به طور آشكار بر روى آن نوشته شده (28) دينار طلب آنمرد است و بقيه مال خودت است.


    سوگند به خدا به امام رضا (عليه السلام ) نگفته بودم كه طلب طيس چقدر است .












    ((سيره چهارده معصوم ، ص 699 واصول كافى ، ج 1، ص 478 و 488)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  3. #363
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"








    يكى از ياران امام رضا (عليه السلام ) يونس بن عبد الرحمن كه در سن 73 سالگى در مدينه وفات كرد يونس يكىاز آن چهار نفرى است كه به عنوان حامل علوم اسلام در سطح بالا معرفى شده اند كهعبارتند از سلمان جابر سيد حميرى و يونس بن عبد الرحمن حضرت رضا (عليه السلام ) سهبار بهشت را براى يونس بن عبد الرحمن ضامن شد.

    ((قاموسالرجال ، ج 9، ص 490)).





    يونس داراى تاءليفات ارزنده بود وبا بيان و قلم از حريم ولايت و امامت دفاع مى كرد به گفته فضل بن شاذان يونس هزاركتاب در در مخالفين تاءليف كرد.




    ((سيره چهارده معصوم ، ص 703)).






    حضرت رضا (عليه السلام ) هنگام حركت و خروج از مدينهبه سوى خراسان افراد خانواده و بستگانش را به دور خود جمع كرد در آن زمان فرزندانشحضرت جواد 7 سال داشت و به آن ها فرمود هم اكنون براى من گريه كنيد تا صداى گريهشما را بشنوم و من ديگر از اين سفر بر نمى گردم آنگاه دوازده هزار دينار بين آن هاتقسيم نمود در آن سالى كه امام رضا (عليه السلام ) عازم خراسان بود همراه پسرش حضرتجواد (عليه السلام ) براى انجام حج عمره به مكه رفتند حضرت رضا (عليه السلام ) گريان در كنار كعبه ايستاد بود و با خانه خدا وداع مى كرد و پس از طواف به مقامابراهيم (عليه السلام ) رفت و در آن جا به نماز ايستاد.


    موفق غلام حضرت رضا (عليه السلام ) مى گويد حضرت جواد (عليه السلام ) را كنار حجر اسماعيل ديدم نشسته وبه راز و نياز مشغول است نشستن آن حضرت به طول كشيد به او عرض كردم فدايت شوم برخيز، فرمود:


    نمى خواهم از اين جا برخيزم مگر اين كه خدا بخواهد او در اين هنگامبسيار غمگين بود نزد حضرت رضا (عليه السلام ) رفتم و ماجرا را گفتم امام رضا (عليهالسلام ) نزد حضرت جواد (عليه السلام ) آمد و فرمود:اى محبوب دل من برخيز عرض كردنمى خواهم از اين مكان برخيزم .



    امام رضا (عليه السلام ) فرمود: چرا بر نمى خيزم او عرض كرد چگونه برخيزم با اين كه شما را مى بينم به گونه اى با خانه خدا وداع مىكنى كه گويى ديگر به اين جا باز نمى گردى .





    ((سيره چهاردهمعصوم ، ص 712)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  4. #364
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    نگاهى به زندگىحضرت امام رضا (عليه السلام )

    پس از ماجراى ولايتعهدى امام رضا (عليه السلام ) مدتى باران نيامدبعضى از اطرافيان ماءمون كه دلى ناپاك داشتند گفتند باران نيامدن به خاطر ولايتعهدىآن حضرت است .



    اين مطلب به گوش ماءمون رسيد بسيار ناراحت شد از حضرت رضا (عليهالسلام ) تقاضا كرد براى طلب باران دعا كند حضرت رضا (عليه السلام ) روز دوشنبه رابراى دعا استسقاء تعيين كرد و فرمود شب رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) رادر عالم خواب ديدم همراه امير المؤ منين على (عليه السلام ) نزد من آمد و فرمودپسرم تا روز دوشنبه صبر كن سپس در آن روز از درگاه خدا طلب باران كن خداوند بارانمى فرستد و مردم به عظمت مقام تو در پيشگاه خدا پى مى برند.



    روز دوشنبه فرا رسيدآن حضرت به صحرا رفت مردم از خانه ها بيرون آمدند امام رضا (عليه السلام ) بر بالاىمنبر رفت و پس از حمد و ثنا گفت خدايا مردم طبق فرمان تو به ما متوسل شده اند واميد به فضل رحمت احسان و نعمت تو دارند باران سودمند و فراوان و بى ضرر بر آن هابفرست ولى اين باران را پس از بازگشت مردم به خانه ها خود نازل كن


    راوى مى گويدسوگند به خدا همان لحظه حرکت ابرها در هوا شروع شد و رعد و برق پديد آمد و مردم بهجنب و جوش افتادند كه تا باران نيامده به خانه هاى خود برگردند

    امام رضا (عليهالسلام ) به آن ها فرمود: آرام باشيد اين ابرمال شما نيست بلكه براى فلان منطقه استآن ابر رفت و ابر ديگر با رعد و برق آمد مردم به خواستند حركت كنند امام رضا (عليهالسلام ) فرمودند اين ابر نيز مربوط به فلان منطقه است به همين ترتيب ده بار ابرآمد و از فضاى آن جا عبور كرد و امام رضا (عليه السلام ) در هر بار به مردم مىفرمود اين ابر براى شما نيست .



    هنگامى كه يازدهمين ابر آمد امام رضا (عليهالسلام ) به مردم فرمودند اين ابر را خداوند براى شما فرستاده است در برابر فضل وكرم خدا شكر كنيد و به سوى خانه ها و قرارگاه هايتان باز گرديد كه تا به خانه هانرسيده ايد باران نمى بارد، سپس آن چه كه شايسته كرم خدا است باران مى بارد.

    آن گاهامام رضا (عليه السلام ) از فراز پائين آمد و مردم به خانه هاى خود رفتند در همانوقت باران شديد باريد به طورى كه حوض ها و گودال ها و نهرها پر از آب گرديد مردم بااحساسات پاك مى گفتند كرامت هاى خدا بر فرزند رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) مبارك باد.



    سپس امام رضا (عليه السلام ) نزد جمعيت آمد و آن ها را موعظه كرد وبه سپاسگذارى از درگاه خداوند در برابر نعمت هايش فرا خواند.







    ((عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 167 - 170)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  5. #365
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    معجزه ديگر از امام رضا (عليه السلام )

    عظمت حادثه باريدن باران موجب ذلتو رسوايى بد خواهان و حسد ورزان شد آن ها به ماءموران هشدار دادن كه اين حادثه عجيبموجب مى شود كه پايگاه مردمى حضرت رضا (عليه السلام ) اوج گيرد و مقام خلافت ازخاندان شما بيرون رود.

    كار به جائى رسيد كه يكى از آن ها به نام (حميد بن مهران ) كه يكى از رجال دربار ماءمون بود به امام رضا (عليه السلام ) گفت اى پسر موسى تواز مرز و حريم خود تجاوز كردى خداوند كه باران را در وقت تقدير شده اش فرستاد آن رامربوط به دعاى خود و دليل شكوه و عظمت خود در پيشگاه خدا دانستى خيال مى كنى مثلمعجزه ابراهيم (عليه السلام ) را آورده اى كه پرندگان را به اذن خداوند زنده كرد

    اگر تو راست مى گوئى به اين دو صورت شيرى را كه بر مسند ماءمون نفس بسته فرمان بدهتا زنده شوند و سپس آن هاا بر من مسلط ساز در اين صورت چنين چيزى معجزه اى براى توخواهد شد نه بارانى كه طبق معمول در وقتش مى بارد.




    در اين جا بود كه امام رضا (عليه السلام ) خشمگين شد و فرياد زد: اى شيرها اين شخص پليد را بگيريد.




    همان دمآن دو صورفت شير به دو شير حقيقى تبديل شدند و به حميد بن مهران حمله كرده و او رادريدند و هيچ چيزى از او باقى نگذاشتند و حتى خون ناپاكش را ليسيدند پس از فراغت دوصورت شير به امام (عليه السلام ) متوجه شده و عرض كردند : اى ولى خدا هر گونه فرمانبدهى اطاعت مى شود اگر فرمان دهى اين شخص (اشاره به ماءمون ) را نيز بدريم .

    ماءمونبا شنيدن اين سخن بى هوش شد امام رضا (عليه السلام ) به آن دو شير فرمود به جايگاهخود برگريد آن ها به تصوير قبلى روى مسند همان صورت قبل بازگشتند وقتى كه ماءمون بههوش آمد گفت حمد و سپاس ‍ خداوندى را كه ما را از شر حميد بن مهران كفايت نمود سپسبه امام رضا (عليه السلام ) عرض كرد: اى پسر رسول خدا چنين حادثه اى از اختيارات جدشما رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) سپس از اختيارات شما است .









    ((عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 171 و 172)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  6. #366
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    چگونگى شهادت امام رضا (عليه السلام )

    شهادت حضرت امام رضا (عليه السلام ) را مختلف نقل كرده اند چون دست هاى مرموزى در كار بوده كه خواسته اند حقيقت شهادتكشف نشود و يا مقصر اصلى شناخه نشود.




    مرحوم شيخ مفيد چنين نقل مى كند:




    حضرترضا (عليه السلام ) در مورد انحارف دو برادر فضل بن سهل و برادرش حسين ين سهل كهنقش و نفوذ بسيار در اركان دولتى داشتند با ماءمون بر ضد آن حضرت تحريك نمودند وراءى ماءمون را در مورد آن حضرت دگرگون ساختند تا اين كه او را به تصميم بر قتلامام رضا (عليه السلام ) وادار كردند.




    به طورى كه روزى حضرت رضا (عليه السلام ) با ماءمون غذا خوردند و حضرت بر اثر آن غذا بيمار شد ماءمون خود را به بيمارى زد تاوانمود كند كه دستى در كار نبوده بلكه آن به طور طبيعى نامناسب بوده و هر دو رابيمار كرده است .


    و همين موجب شهادت حضرت رضا (عليه السلام ) گرديد.




    سپسمرحوم شيخ مفيد مى نويسد:


    محمد بن على بن حمزه از منصور بن بشير از برادرش عبد اللهبن بشير روايت كرده كه گفت ماءمون به من دستور داد ناخن هاى خود را بلند كنم و اينكار را براى خود عادى نمايم و براى كسى درازى ناخن خود را آشكار ننمايم من نيز چنانكردم سپس مرا خواست و چيزى بمن داد كه به تمرهندى شباهت داشت و به من گفت اين را بههمه دو دست خود بمال من چنان كردم سپس برخاست و مرا به حال خود گذارد و پيش حضرترضا (عليه السلام ) رفته گفت حال شما چگونه است حضرت فرمود اميد بهبودى دارم .




    ماءمون گفت من نيز بحمد الله امروز بهترم آيا هيچ كدام از پرستاران و غلامانامروز نزد شما آمده است حضرت فرمود نه .




    ماءمون خشمگين شد بر سر غلامانش فريادكشيد كه چرا به حال آن حضرت رسيدگى نكرده سپس ماءمون گفت هم اكنون آب انار بگير وبخور كه براى رفع اين بيمارى چاره اى جز خوردن آن نيست .




    عبد الله بشير مى گويد

    : ماءمون به من گفت براى ما انار بياور من چند عدد انار حاضر كردم ماءمون گفت يا دستخود آن را فشار بدهيد من فشردم . ماءمون آن آب انار فشرده را به دست خود به حضرت رضا (عليه السلام ) خورانيد و همن سبب وفات آن حضرت شد و از اين ماجرا دو روز بيشتر نگذشت كه آن حضرت وفات كرد.












    ((سيره چهارده معصوم ، ص 735نقل از ترجمه ارشاد شيخ مفيد، ج 2، ص ‍ 260 و 261)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  7. #367
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"








    حضرترضا (عليه السلام ) مى فرمایند:

    صديق كل امرء عقله و عدوهجهله


    دوست هر انسانى عقل اوست و دشمن آن انسان جهل و نادانى اوست .







    ((كشف الغمه ، ج 3، ص 125)).







    از بعضى ازروايات استفاده مى شود كه امام رضا (عليه السلام ) مدتى در شهر سرخش زندانى و تحتنظر بوده است از جمله ابا صلت هروى مى گويد:
    در سرخس به كنار خانه اى كه امام هشتم (عليه السلام ) در آن زندانى بود رفتم از زندانيان اجازه خواستم تا با امام (عليهالسلام ) ملاقات كنم آن ها گفتند نمى توانى با امام (عليه السلام ) ملاقات كنى گفتمچرا؟


    گفتند امام رضا (عليه السلام ) نوعا شبانه روز مشغول نماز است و در يك شبانهروز هزار ركعت نماز مى خواند فقط ساعتى در آغاز روز و قبل از ظهر و ساعتى هنگامغروب نماز نمى خواند ولى در آن ساعت نيز در محل نماز خود به مناجات و راز و نياز باخدا مشغول است .








    ((بحار، ج 49، ص 170 و عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 183 و 184)).






    ابن ضحاك مى گويد:

    امام رضا (عليه السلام ) سه روز يك بار تمام قرآن را تلاوت مى كرد و مى فرمود اگر خواسته باشم كه در كم تراز سه روز قرآن را ختم كنم مى توانم ولى هرگز هيچ آيه اى را نخواندم مگر اين كه درمعنى آن انديشيدم و درباره اين كه آن آيه در چه موضوع و در چه وقت نازل شده .










    ((سيره چهارده معصوم ، ص 740)).



    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  8. #368
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"









    جمعى از شيعيان در آن هنگام كه امام رضا (عليه السلام ) درخراسان بود از بلاد دور به خراسان رفته تا به محضر امام رضا (عليه السلام ) برسنداين گروه در عين اين كه شيعه بودند به گناهانى آلوده بودند


    آن ها يك ماه در خراسانماندند و هر روز 3 بار به درب خانه امام رضا (عليه السلام ) مى آمدند ولى درباناجازه ورود به آن ها نمى داد سرانجام آن ها توسط دربان به امام رضا (عليه السلام ) پيام دادند ما از راه دور آمده ايم اگر شما را ملاقات نكنين روسياه خواهيم شد وهنگام مراجعت به وطن در نزد مردم شرمنده و سرافكنده مى گرديديم به ما اجازه ملاقاتبده .



    دربان پيام آن ها را به امام رضا (عليه السلام ) رساند امام (عليه السلام ) اجازه ورود به آن ها دد گله كردند امام رضا (عليه السلام ) به آن ها فرمود اين كهاجازه به شما ندادم از اين رو است كه شما ادعامى كنيد شيعه حضرت على (عليه السلام ) هستيد ولى دروغ مى گوييد شيعه على (عليه السلام ) حسن و حسين (عليهم السلام ) وسلمان و ابوذر و مقداد و عمار بودند شما مدعى هستيد كه شيعه امير المؤ منين على (عليه السلام ) هستند ولى در بيش تر اعمال با آن حضرت مخالفت مى نماييد.



    آن هاهماندم استغفار و توبه حقيقى كردند آن گاه امام (عليه السلام ) با آغوش باز از آنها پذيرائى كرد و با آن ها گرم گرفت و به دربان فرمود: آن ها چند بار به درب خانهما آمدند دربان عرض كرد شصت بار امام (عليه السلام ) به او فرمود: اينك شصت باز نزدآن ها بيا و برو آن ها سلام كن و سلام مرا به آن ها ابلاغ نما دربان دستور امام رضا (عليه السلام ) را اجرا نمود.







    ((بحار، ج 68، ص 158 و 159)).






    روزى امام رضا (عليه السلام ) بر ماءمون وارد شد ديداو وضو مى گيرد و غلامش به دست او آب مى ريزد امام (عليه السلام ) به او فرمود:



    اى رئيس ‍ مؤ منان هيچ كس را در عبادت خدا شريك قرار نده (البته طبق آيه شريفه استسوره كهف آخرين آيه كه خداوند مى فرمايدولا يشرك بعباده ربهاحدا

    ماءمون غلام را در كرد و خود وضويش را به پايان رسانيد



    همين تذكر امام (عليه السلام ) بر كينه و خشم باطنى ماءمون نسبت به امام (عليه السلام ) افزود.















    ((سيره چهارده معصوم ، ص 742)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  9. #369
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    امام رضا و نشان دادن قدرت الهى بهمردم

    محمد بن قاسم از امام عسگرى (عليه السلام ) از پدرش از جدش از على بن موسى الرضا (عليه السلام ) روايت كرده گفت چون ماءمن على بن موسى الرضا (عليه السلام ) را وليعهد خويش قرار داد مدتى باران نيامد بعضى از اطرافيان ماءمون مخالفين حضرت رضا (عليه السلام ) شروع به ياوه گوئى كرده گفتند

    اين (نيامدن باران ) از على بن موسى الرضا (عليه السلام ) است از زمانى كه ايشان به اين سرزمنى قدم نهاده باران از آسمان نباريده و خداوند از فرستادن باران دريغ فرموده اينخبر به ماءمون رسيد و بر او گران آمد


    نزد حضرت آمده تقاضا كرد كه ايشان نماز استسقاء (طلب باران ) بخواند و گفتاى كاش (حضرت ) دعا مى كرد و خداوند باران مى فرستاد امام (عليه السلام ) فرمود خوب ماءمون سئوال كرد در چه روز آن روز روز جمعه بود، اين كار را انجام مى دهى

    امام فرمود روز دوشنبه چون من جدم رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) را در خواب ديدم كه جدم امير المؤ منين على (عليه السلام ) با او بود به من فرمود پسر جانم تا روز دوشنبه صبر كن آن گاه به صحرا رو و از خداوند طلب باران كن خداوند متعال براى مردم باران خواهد فرستاد و به آنان خبر ده آن چه را خداوند عزيز بتو نماياند كه مردم بدان آگاه نيستند از موقعيت وجود تو در ميان آنان تا تو را بشناسند و علمشان درباره تو زياد شود و به فضل و مقام و اعتبار تو در نزد خداوند عزوجل آگاه كردند

    چون روز دوشنبه رسيد حضرت روى به صحار نهاد و مردمان جمله بيرون آمدند آن جناب منبر رفت و حمد و ثناى الهى را به جاى آورد و آن گاه گفت اى پروردگار من تو كه حق ما اهل بيت را عظيم مقرر داشتى تا مردم به امر تو دست به دامن ما شوند و از ما يار طلبند.



    و اميدوارم كرم تو باشند و حرمتت را بجويند و به احساس تو چشم دوزند پس سيراب كن ايشان را به يارانى پر سود فراگير بى وقفه و بى درنگ و بى ضرر و زيان .


    ابتدايش پس از بازگشتن ايشان از اين صحرا بمنازلشان باشد.


    راوى گفت قسم به آن كس كه محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) را به حق به نبوت مبعوث كرد ناگاه بادعا وزيدن گرفت ابرها به وجود آورد و آسمان به رعد و برق افتاد و مردم به جنبش افتادند گويا قصد گريزان از باران داشتند.


    حضرت رضا (عليه السلام ) فرموداى مردم آرام باشيد اين ابرها از شما نيست به سوى فلان بلد مى روند ابرها همه رفتند و نباريدند سپس ابرى ديگر آمد كه شامل رعد و برق بود باز مردم ازجا حركت كردند امام فرمود بر جاى خود آرام باشيد اين ابر نيز براى شما نيست به فلان بلد مى رود و براى اهل آن جا مى بارد و پيوسته ابرها آمدند و رفتند تا ده قطعه ابر و حضرت رضا (عليه السلام ) هر كدام را مى گفت اين مربوط به شما نيست اين از اهل فلان شهر است شما حركت نكنيد و برجاى خود آرام بمانيد.



    تا اين كه براى با يازدهم ابرى پديد آمد در اين بار امام (عليه السلام ) فرمود اين ابر را خداوند عزوجل به سوى شما برانگيخته پس او را به جهت تفضلى كه بر شما كرده سپاس گوييد اكنون برخيزيد و به قرارگاه و منزل هاى خود برويد و اين ابر بالاى سر شما است و نمى بارد تا به خانه و منازل خود برسيد آن گاه باريدن مى گيرد آن مقدار بر شما خير مى بارد كه شايسته كرم خداوندى است


    و ابر هم چنان بود و نمى باريد تا همگان نزديك منازل خود شدند آن گاه به شدت شروع به باريدن نمود و رودخانه ها و استخرها و گودال ها و صحراها راهمگى آب فرا گرفت و مردم شروع كردند به تبريك گفتن به فرزند رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به سبب كرامتى كه خداوند عزوجل به او مرحمت فرموده است


    و مى گفتند گوارا باد او را اين كرامت آن گاه حضرت ميان جمعيت آمد و مردم بسيار حاضر شدند آن گاه فرمود ايها الناس از خدا بترسيد و نعمت هاى او را قدر بدانيد و بنافرمانى كردن نعمت ها را از خو گريزان ننمائيد تا خودتان را به بهشت برسانيد.



    آرى هر كس چنين كند يعنى برادران دينى خود را يارى كند بى شك از خاصان خداوند تبارك و تعالى شمرده مى شود همانا رسول خدا را در اين باب كلام اين است به رسول خدا گفتند فلانى هلاك شد زيرا گناهانش چنين و چنان است ،


    حضرت فرمود: اين طور نيست بله نجات يافت و خداوند عملش رز ختم به خير مى كند و به زودى همه گناهان او را خواهد بخشيد آن ها را به حسنات مبدل خواهد نمود چرا كه او در راهى مى گذشت و مؤ منى عورتش ‍ نمايان شده بود خودش نمى دانست پس اين مرد بدون اين كه او متوجه شود عورت او را پوشانيد از ترس اين كه اگر مطلع شود خجالت مى كشد و با يكديگر مى رفتند تا در ميان دره اى مرد فهميد كه او چنين كارى كرده است گفت اى مرد خداوند ثواب ترا جزيل و عاقبت تو را به خير كند و در حساب تو سخت نگيرد.




    خداوند دعاى آن مرد را در حق وى مستجاب كرد و اين مرد را خداود عاقب به خير نمود به سبب دعاى آن مؤ من .



    و اين كلام رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به نا مرد كه درباره اش ‍ گفته بودند هلاك شد رسيد و توبه كرد.









    ((عيون اخبار الرضا (عليه السلام )، ج 2، ص 387)).

    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  10. #370
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    دعاى امام هشتم بعد از باريدن باران





    امام محمدبن على بن موسى (عليه السلام ) فرمود خدوند عزوجل به سبب دعاى حضرت رضا (عليهالسلام ) بركت را بر بلاد افزود يكى از وابستگان ماءمون اميد داشت او را بهولايتعهدى انتخاب بشود نه حضرت رضا (عليه السلام ) را و جماعتى در اطراف ماءمونبودند كه همگى بر امام (عليه السلام ) حسد مى ورزيدند


    يكى از آنان به ماءمون گفت ياامير المؤ منين به خدا پناهت مى دهم مبادا با اين كارت تاريخ خلافت عباسى شوى و اينعمل عظيم تو را آيندگان ماده تاريخ قرار دهيد و خود پايان بخش خلفاى عباسى باشى چراكه خلافت شرف موجب سربلندى و افتخار بسيار بزرگى است براى بنى عباس

    و تو موجب بيرونبردن آن از خاندان ايشان به خاندان على خواهى بود و در اين صورت به خود و خاندانتستم كرده اى كه اين مرد ساحر (امام رضا (عليه السلام )) ساحر زاده را با اين كهگمنام بود روى كار آورده و با اين كه خوار بود او را وزين و عزيز ساخته اى فراموششده بود او را شهرت داد و ناچيز بود آوازه اش را در همه اى دنيا بلندى نمودى به سبباين بارانى كه به دعاى او نازل شد سخت بيم دارم از اين كه اين مرد خلافت را ازفرزندان عباس براى فرزندان على بيرون برد و باز چقدر ترس وجود مرا گرفته است كهمبادا اين مرد با سحر خود نعمت خلافت از تو بستاند و در مملك رخنه كند و آن را برتو بشوراند در اين صورت آيا احدى مثل جنايت را بر خود و سلطنت خود مى كند كه توكرده اى ؟




    ماءمون گفت اين مرد در خفا از ما مردم را به امارت خود مى خواند ماخواستيم او را وليعهد خود قرار دهيم تا اين كه دعوتش براى ما باشد و ملك و پادشاهىرا از آن ما داند و كسانى كه گول او را خورده و مفتون او شده اند بدانند و اعتمادپيدا كنند كه آن درست نبوده و امر خلافت به مضاى ضمنى او از براى ما و مخصوص ما استنه براى او و ما ترسيديم كه اگر او را بر آن حال رها كنيم به نحوى بر ما رخنه كند ونوعى شكاف ايجاد كند نتوانيم آن را جلوگيريم و از ناحيه او بلائى به سر ما بيايد


    آنمرد گفت يا امير المؤ منين او را به من واگذار من او و طرفدارانش را ساكت مى كنم ودر جاى خود مى نشانم ماءمون گفت چيزى بهتر اين نيست در زند من مرد گفت از بزرگانجماعتى را حاضر نمائيد و از سران ولشگريان و قاضيان و برگزيدگان از فقها تا مننقصان او را در حضور جمع روشن كرده و به اثبات رسانم .





    راوى گفت ماءمون شخصيتهاى بزرگى را در مجلس حاضر ساخت و خود در آن منزل حضرو داشت و حضرت رضا (عليهالسلام ) را در مقابل خود نشاند آن گاه آن مرد شروع كرد به سخن گفتند (من جمله ) گفت مردم خيلى چيزها از مشا حكيات مى كنند و به قدر در وصف شما تند روى مى كنند كهاگر خودت بر آن اطلاع بيابيد از آن بيزارى خواهيد جست .





    اولين چيزى كه بايدبگويم نماز استسقاء شما است كه دعا كردى و باران آمد و حال آن كه بدون دعاى شمامرتبو به حسب عادت هر سال بدون هيچ دعائى باران مى باريد و اين سنت و عادت اان استو آن را براى شما معجزه اى دانسته اند و با اين معجزه و علامت ثابت كرده اند كه تونظيرى ندارى و مانند تو احدى در دنيا نيست در صورتى كه اين امير المؤ منين (ماءمون ) كه خداوند پايدارش بدارد مقابل نشود با احدى كه شما مى شناسى و مى دانى .


    پس از سزاورا نيست كه آن چه به دروغ درباره تو گفته اند آن را تجويز كنى اگر راست مى گوئى در آن چه پنداشته اى پس زنده كن اين شير را كه در پرده نقش هست در مسند ماءمون بود كه اگر اين كار را انجام دادى آن وقت مى توانى آن را معجزه به حساب آورى زيرا بارانى كه عادت بباريدن دارد تو سزاوارتر از ديگران نيستى كه به سبب تنها دعاى تو باران ريخته باشد

    ديگران نيز با تو دعا كردند همان طورى كه تو دعا مى كردى و اشاره كرد به نقش دو شيرى كه رو به روى هم بر تخت ماءمون كشيده بودند


    حضرت در غضب شد و صيحهاى بر آن دو صورت زد و فرمود:

    نه خداوند را درباره او تدبيرى است كه خود انجام خواهد داد گفتند پس ما چه كنيم فرمود: به جاى خود باز گرديد آن دو شير به سوى تخت باز گشته به همان صورت اوليه به صورت شير بر آن نقش شدند حديث مفصل است بش از اين گنجايش ندارد.











    ((عيون اخبار الرضا، ج 2، ص 383 - 394)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

صفحه 37 از 46 نخستنخست ... 27333435363738394041 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آشنايي با حديث مشهور ""سلسلة الذهب""
    توسط seyed yasin در انجمن علوم حديث
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 04-11-1391, 22:11
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 28-07-1391, 23:27
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-06-1391, 19:32
  4. آیا بهائیت یك "اقلیت دینی" یا "تفكر متفاوت" است؟
    توسط سابحات در انجمن اديان ، فرق و مكاتب غير آسماني
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 21-04-1390, 05:14
  5. •*"۞"*•توجه ...کلید زندگی موفق: بگویید...•*"۞"*•
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن خانواده
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 24-08-1389, 01:16

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •