خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام" سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"
صفحه 39 از 46 نخستنخست ... 29353637383940414243 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 381 تا 390 , از مجموع 454
  1. #381
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"






    پشت بند روايت اين چنين است كههنگامى كه يحيى بن اكثم سئوالاتى از حضرت جواد نمودند (حضرت جواد شروع كرد به سئوالكردن فروعات ) آن مسئله يحيى از شنيدن اين فروعات در تحير ماند و هوش از سرش رفت .



    آن وقت ماءمونيه آن حضرت عرضه داشت فدايت شوم اگر ميل داشته باشيد جواب مسائلمحرم را بفرمائيد.
    پس حضرت شروع كرد به جواب دادن و هر يك شقوق مسئله را بيانفرمود: صداى احسنت ماءمون بلند شد آن گاه خدمت آن حضرت عرض ‍ كرد كه شما هم سئوالىاز يحيى بفرمائيد،

    حضرت به يحيى فرمود بپرسم عرض كرد كه شما هم سئوالى از يحيىبفرمائيد، حضرت به يحيى فرمود بپرسم عرض كرد كه هر چه ميل شما باشد اگر دانستم جوابمى دهم اگر ندانستم از شما ياد مى گيرم حضرت فرمود:

    بيان كن جواب اين مسئله را كهمردى نظر كرد به زنى در اول روز نظرش حرام بود چون روز بلند شد به او حلال شد چونظهر شد حرام شد چون عصر شد بر او حلال شد چون آفتاب غروب كرد حرام گشت چون وقت عشارسيد حلال شد چون نصف شب شد حرام گشت چون فجر طالع گرديد حلال شد بر او؟



    بگوبراى چه بوده كه اين زن گاهى حرام بود بر آن مرد و گاهى حلال ؟ يحيى گفت :

    به خداسوگند كه من جواب اين مسئله را نمى دانم شم بفرمائيد تا ياد بگيرم فرمود: اين زنكنيزى بود و آن مرد اجنبى بود.



    وقت صبح كه نگاه كرد بر او نگاهش حرام بود روز كهبلند شد او را خريد بر او حلال شد وقت ظهر او را آزاد كرد حرام شد عصر او را تزويجكرد حلال شد وقت مغرب او را مظاهره كرد حرام شد وقت عشا كفاره ظهار داد حلال شد نصفشب او را يك طلاق داد حرام شد وقت فجر رجوع كرد حلال شد.



    آن وقت ماءمون گفت آيادر ميان شما كسى هست كه اين مسئله را اين طور بتواند جواب بدهد.






    ((بحار، ج 50، ص 76)).

    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  2. #382
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"






    پس از آن كه مجلس خلوتشد و تنها عده اى از نزديكان ماندند ماءمون از امام جواد (عليه السلام ) تقاضا كردتا احكام شاخه هاى يازده گانه فوق را در مورد محرم بيان كند اما جواد (عليه السلام ) پاسخ هر كدام را به تريتب بيان فرمود:



    اول : اگر محرم در بيرون از حرم شكاركند و شكارش پرنده باشد كفاره آن يك گوسفند است .

    دوم : اگر جوجه پرنده را دربيرون حرم بكشد كفاره اش يك بره است .

    سوم : اگر همان جوجه پرنده را در داخل حرمبكشد كفاره اش يك بره است و به علاوه قيمت آن جوجه پرنده را بايد بپردازد.

    چهارم : هر گاه شكار از حيوانات وحشى باشد اگر گورخر بود كفاره اش يك گاو است اگر آن شكارشتر مرغ باشد كفاره اش يك شتر است
    .
    پنجم : اگر آن شكار آهو باشد كفاره اش يكگوسفند است .

    ششم : چنان چه هر كدام از اين ها (يعنى گورخر - شتر مرغ و آهو - ووحشى را در حرم بكشد كفاره اش دو برابر خواهد شد.

    هفتم : هرگاه شخص محرم كارى كهموجب و جوب قربانى است انجام دهد اگر در احرام بود بايد قربانى رادر منى ذبح كند واگر در احرام عمره باشد بايد آن را در مكه ذبح نمايد
    .
    هشتم : كفاره شكار برىآگاه به مسئله و ناآگاه به مسئله يكسان است ولى اگر ازروى عمد باشد هم كفاره دارد وهم گناه كرده است ولى در صورت خطا گناه از او برداشته شده است .

    نهم : آن كسى كهآزاد است كفاره بر عهده خودش مى باشد ولى كفاره برده بر عهده صاحبش مى باشد.
    دهم : كفاره بر صغر غير مكلف نيست بلكه بر كبير مكلف واجب است .

    يازدهم : كيفر آخرتبر آن كسى كهتوبه كند برداشته مى شود و گرنه در آخرت كيفر خواهد بود (در اين وقت ) ماءمون فرياد زد احسن آفرين بر تواى ابو جعفر.












    ((احتجاج طبرسى ، ج 2، ص 242)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  3. #383
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"







    ماءمون گرچه در برابر عباسيان فضائلو كمالات امام جواد (عليه السلام ) را آشكار مى ساخت تا به اعتراض آن ها جواب دهد وخود را به امام جواد (عليه السلام ) نزديك مى كرد تا علويان را از خود راضى نگهدارد ولى در حقيقت اين است كه كارهاى ماءمون توطئه سياسى براى حفظ خودشبود.

    از اين رو در بعضى از موارد مى خواست امام جواد (عليه السلام ) را دنيا طلب معرفى نمايد غافل از اين كه چراغى را كه ايزد برفروزد هر آنكس پف كندريشش بسوزد.



    در اين راستا نظر شما را به يك ماجراى عجيب از خنثى شدن توطئه ماءمون توسط امام جواد (عليه السلام ) جلب مى كنم :




    ماءمون هنگام جسن عروسى امامجواد (عليه السلام ) با دخترش امام الفضل دويست دختر از زيباترين كنيزان خود راطلبيد و به هر كدام جامى كه در داخل آن گوهر گران بهايى بود (مثل يك سكه طلا) تاوقتى كه حضرت جواد (عليه السلام ) بر روى صندلى دامادى نشست آن دختران يكى يكى بهپيش آيند و آن گوهر را به آن حضرت نشان دهند تا او بردارد به اين ترتيب حضرت جواد (عليه السلام ) بدام بيفتد.



    آن بانوان زيبا چهره بالباس هاى مخصوص از كنار امامجواد (عليه السلام ) گذشتند ولى اما جواد (عليه السلام ) به آن ها و گوهر آن ها هيچتوجه و اعتنا نكرد.



    ماءمون در همان مجلس آوازه خوان تا زنى به نام مخارق را كهريش بلندى داشت ماءمور كرده بود تا با ساز و آواز خود امام جواد (عليه السلام ) رااز آن حالت ملكوتى بيرون آورده و دلش را به امورى مادى مشغول سازد.
    مخارق براىاجراى ماءموريت خود به محل جشن وارد شد

    و در كنار امام جواد (عليه السلام ) نشستنخست مانند الاغ عر عر كرد سپس به ساز آواز پرداخت و همه اهل مجلس را به خود جلبكرد ولى امام جواد (عليه السلام ) هيچ گونه توجهى به او نكرد و به جانب چپ و راستنيز نگاه ننمود وقتى كه ديد آن تارزن بى حيا دست بردار نيست بر سر او فرياد كشيد وفرمود:اى ريش دراز از خدا بترس .



    مخارق آن چنان از فرياد امام (عليه السلام ) وحشت زده شد كه سازوتار از دستش افتاد و دستش فلج گرديد و تا آخر عمر خوبنشد.



    ماءمون مخارق را طلبيد و ماجرا را از او پرسيد مخارق گفت هنگامى كه امامجواد (عليه السلام ) بر سرم فرياد كشيد آن چنان وحشت زده و هراسان شدم كه هنوز وحشتو هراس وجودم را فراگرفته است . و هيچ گاه اين حالت از وجود خارج نمىگردد.







    ((سيره چهارده معصوم ، ص 788 نقل از اصول كافى ، ج 1،ص 494 و 495)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  4. #384
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    نگاهى بر زندگى جواد الائمه (عليه السلام )




    شيخ كلينى و ديگران روايت كرده اند كه گروهى از اهل نواحى رخصت خواستند وارد شدند بر حضرت جواد (عليه السلام ) و سئوال كردند از آن حضرت در يك ملجس از سى هزار مسئله حضرت جواب داد همه را و در آن وقت حضرت ده سال داشت .




    ((اقتباس از منتهى الامال ، ج 2، ص 468)).





    در مدينه المعاجز نقل كرده كه عمر بن فرج گفت به حضرت جواد (عليه السلام ) گفتم شيعيان تو ادعا مى كنند كه تو مى دانى هر آبى كه در دجله هست وزن آن را حضرت امام محمد تقى (عليه السلام ) فرمود:

    حق تعالى قدرت دارد كه تفويض كند علم اين را بر پشه اى از مخلوقات خود يا قدرت ندارد

    گفتم قدرت دارد

    فرمود من گرامى ترم بر خداوند تعالى از پشه اى از مخلوقات خود يا قدرت ندارد

    گفتم قدرت دارد

    فرمود من گرامى ترم بر خداوند تعالى از پشه و از بيش تر خلق خدا.













    ((عيون المعجزات ص 113 و مدينه المعاجز، ج 1، ص 42 و بحار ج 50 ص 38، بحار چاپ جديد)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  5. #385
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    معجزه ديگری از حضرت امام جواد (عليه السلام )






    شيخ مفيد و طبرسى و ديگران روايت كرده اند از (على بن خالد) كه گفت زمانى در سر من راى بودم شنيدم كه مردى را از شام آورده اند در اين جا حبس نمودند و مى گويند او ادعاى نبوت و پيغمبرى كرده

    گفت من رفتم در آن جائى كه او را حبس كرده بودند از پاسبانان اجازه گرفتم و مرا نزد او بردند چون با او صحبت كردم ديدم مردى عاقل و فهميده است


    سئوال كردم قصه تو چيست گفت من در شام در كنار راءس الحسين عبادت ميكردم تا اين كه يك شبى در محراب عبادت مشغول به ذكر خدا بودم كه ناگاه شخصى را ديدم كه آمد پيش من و به من گفت برخيز همراه من بيا پس من برخاستم و مرا كمى راه برد ناگاه ديدم در مسجد كوفه هستم گفت اين مسجد را مى شناسى گفتم بلى اين مسجد كوفه است پس باهم نماز خوانديم .



    پس بيرون رفتيم و مراكمى راه برد ديدم كه در مسجد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى باشم پس سلام كرد بر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) و با هم نماز خوانديم پس با هم بيرون آمديم

    پس قدر كمى راه رفتيم ديديم كه در همان جاى اولى در محراب عبادت خود در شام مى باشد و آن شخص از نظر من غايب شد پس من در تعجب ماندم تا يك سال چون سال ديگر شد

    باز آن آقا را ديدم كه پيش من آمد من از ديدن او مسرور شدم بس مرا خواند و با خود بر به همان موضعى كهدر سال گذشته برده بود چون مرا برگرداند به شام و خواست از من مفارقت كند به او گفتم كه تو را قسم مى دهم به خدائى كه اين قدرت را به تو داده بگو تو كيستى فرمود: من محمد بنعلى ابن موسى الرضا هستم (يعنى امام جواد (عليه السلام )).



    پس من اين حكايت را براى شخصى نقل كردم اين خبر كم كم به گوش وزير معتصم (محمد بن عبد الملك ) رسيد فرستاد مرا دست بسته آوردند به عراق و حبس كردند چنان چه مى بينى و به من تهمت زدند و گفتند ادعاى پيغمبرى كرده ايد

    گفتم حالا ميل دارى كه من قصه تو را براى وزير معتصم بنويسم تا او از وضع شما با خبر گردد و تو را رها كند گفت بنويس پس من نامه اى به محمد بن عبد الملك نوشتم حال جريان را چون جواب آمد ديدم همان نامه خودم است در پشت آن نوشته كه به آن مرد محبوس بگوئيد كه بگويد به كسى كه او را در يك شب از شام به كوفه و مدينه و مكه برده و از مكه به شام برگردانيده بيايد او را از زندان بيرون برد.



    راوى گفت من خيلى ناراحت شدم از جواب اين نامه روز ديگر صبح زود گفتم بروم از جواب نامه او را خبر بدهم و امر به صبر نمايم .



    چون به در زندان رسيدم پاسداران زندان و لشگريان و مردمان بسيار به سرعت تمام گردش مى كنند و جست و جو مى نمايند

    گفتم مگر چه خبر است گفتند آن مردى كه ادعاى نبوت مى كرد در زندان بود ديشب مفقود شده و هيچ اثرى از او نيست نمى دانيم به زمين فرو رفته يا مرغ هوا او را ربوده

    على بن خالد گفت فهميدم كه امام جواد (عليه السلام ) به اعجاز او را بيرون برده است و من در آن وقت زيدى مذهب بودم چون اين معجزه را ديدم امامى مذهب شدم و ايمان آوردم .










    ((ارشاد، ج 2، ص 289، روضه الواعظين ، ص 243)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  6. #386
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"









    در روايت آمده يكى از شيعيان كه بسيار خوشحال به نظر مى رسيد به حضور امام جواد (عليه السلام ) آمد حضرت به او فرمود چرا اين گونه تورا شاد مى بينم

    او عرض كرداى پسر رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) از پدرت شنيدم مى فرمود سزاوارترين روز براى شادى كردن آن روزى است كه خداوند به انسان توفيق نيكى كردن و انفاق نمودن بر برادران دينى دهد امروز ده نفر از برادران دينى كه فقير بودند نزد من آمدند و من به همه آن ها پول و خواربار دادم از اين رو خوشحال هستم .



    امام جواد (عليه السلام ) فرمود سوگند به جانم سزاوار است كه تو خوشحال باشى .


    اگر عمل خود را پوچ نساخته باشى و يا بعدا حبط و پوچ نكنى .


    او عرض كرد با اين كه من از شيعيان خالص شما هستم چگونه عمل نيك خودم را حبط و پوچ مى كنم

    امام جواد (عليه السلام ) فرمود همين سخنى كه گفتى كارهاى نيك خود را حبط و پوچ نمودى (يعنى ادعاى شيعه خالص بودن كارى ساده اى نيست )

    اوعرض كرد توضيح بدهيد،


    امام جواد (عليه السلام ) فرمود: اين آيه را بخوان :


    ياالها الذين آمنوا لاتبطلوا صدقاتكم بالمن والاذى .




    ((بقره آيه 264)).




    اى كسانى كه ايمان آورده ايد بخشش هاى خودتان با منت و آزار باطل نسازيد.



    او عرض كرد من به آن افرادى كه صدقه دادم منت بر آن ها نگذاشتم و آن ها را آزار ننمودم .
    امام جواد (عليه السلام ) فرمود: خدا فرموده بخشش هاى خود را با منت و آزار باطل و پوچ نسازيد.


    نه فرموده تنها منت و آزار بر آنان كه بخشش كردى بلكه خواه منت و آزار بر آنان باشد يا ديگران آيا به نظر تو آزار به آنان كه بخشش كرديد شديدتر است يا ا زار به فرشتگان مراقب اعمال تو و فرشتگان مقرب الهى و يا آزار به ما.



    او عرض كرد بكله آزار به فرشتگان و آزار به شما شديدتر است .


    امام جواد (عليه السلام ) فرمود: تو فرشتگان و مرا آزار دادى بخشش خود را باطل نمودى .


    او عرض كرد چرا باطلكردم و شما را آزار دادم ؟


    امام جواد (عليه السلام ) فرمود: اين كه گفتى چون باطل نمودم با اين كه من از شيعيان خالص شما هستم (همين ادعاى بزرگ به اضافه ما را آزار داد).


    سپس فرمود: واى بر تو آيا مى دانى شيعه خالص ما كيست ؟

    شيعه خالص ما سلمان است و ابوذر است مقداد و عمار حبيب نجار هستند تو خود را در صف اين افراد برجسته قرار دادى و با اين ادعا فرشتگان و ما را آزردى .


    آن مرد به گناه و تقصير خود اعتراف كرد و استغفار كرد و توبه نمود و عرض ‍ كرد اگر نگويم شيعه خالص شما هستم پس چه بگويم

    امام (عليه السلام ) فرمود بگو من از دوستان شما هستم دوستان شما را دوست دارم و دشمنان شما را دشمن دارم


    او چنين گفت و از گفته قبل استغفار كرد

    امام جواد (عليه السلام ) فرمود:


    اكنون پاداش بخشش هاى تو به تو بازگشت نمود و حبط و بطلان آن ها بر طرف گرديد.








    ((حبار، ج 68، ص 159)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  7. #387
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    امام جواد (عليه السلام ) و دلدارى مريض




    يكى از شاگردان امام جواد (عليه السلام ) بيمار شده بود در حدى كه بسترى شده بود و اميد زنده ماندن نداشت امام جواد (عليه السلام ) با خبر شد همراه جمعى از اصحاب به عيادت او رفت وقتيكه در بالين او نشست و احوال او را پرسيد او زارزار گريه كرد و مى گفت مى ترسم چه كنم مرگ در كار است .



    امام جواد (عليه السلام ) به او فرمود:

    اى بنده خدا تو كه از مرگ مى ترسى از اين جهت است كه نمى دانى مرگ چيست براى تو مثالى بزنم اگر بدنت آلوده به چرك و كثافات باشد و موجب زخم هاى پوستى بدن گردد وناراحت شوى و بدانى كه اگر حمام بروى و شستشو كنى همه اين چرك ها و آلودگى ها و زخم ها از بين مى رود آيا ميل دارى كه به حمام بروى يا ميل ندارى ؟

    بيمار عرض كرد البته دوست دارم كه هر چه زودتر به حمام بروم و خود را از همه ناپاكى هاى پاك نمايم

    امام جواد (عليه السلام ) فرمودمرگ براى مؤ من همان حمام است و آن آخرين منزلگاه و مرحله شستشو و پاكسازى از آلودگى هاى گناه مى باشد بنابراين اگر به سوى مرگ رفتى در حقيقت از همه اندوه ها و رنج ها نجات يافتى و به سوى شادى رو آوردى پس هيچ غم را به خود راه نده .



    بيانات گرم و پرمهر امام جواد (عليه السلام ) روحى تازه در كالبد آن بيمار بخشيد قلب و اعصاب او آرام شد و اندوهش به شادى و نشاط تبديل گرديد.













    ((داستان هاى شنيدنى از چهارده معصوم محمدى اشتهارد، ص ‍ 174)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  8. #388
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"







    امام جواد (عليه السلام ) هنگامى كه ديده به جهان گشود حضرت رضا (عليه السلام ) فرمود:




    هذا المولود الذى لم يولد مولود اعظم بركه على شيعتنا منه .



    ((سيره چهارده معصوم ، ص 749 نقل از بحار ج 50، ص 15)).


    فرمود اين نوزادى است كه مولودى براى شيعيان ما پر بركت تر از او به دنيا نيامده است .



    ((بحار، ج 50، ص 15)).




    مادر امام جواد (عليه السلام ) (خيزران ) نام داشت او را به نام هاى ديگرى مانند ريحانه ، سبيكه مرسيه نيز مى خواندند اين بانو در عصر خود از برترين بانوان بود.


    مطابق بعضى از روايات نام اصلى او سبيكه بود حضرت رضا (عليه السلام ) نام او را خيزران گذاشت .


    پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) در مورد اين بانوى با فضيلت و قهرمان پرور فرزندش امام جواد (عليه السلام ) چنين پيشگويى كرد پدرم به فداى پسر برترين كنيزان كه از اهالى نوبه و پاك سرشت است .



    ((سيره چهارده معصوم ، ص 751 نقل از اصول كافى ، ج 1، ص 323 و بحار ج 50، ص 7 و 13)).



    خيزران از اهالى نوبه (يكى از نقاط آفريقا نزديك مصر) از طايفه ماريه قبطيه بود.


    ماريه قبطيه همان بانوى باكمال است كه نجاشى پادشاه حبشه او را به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) اهدا نمود. و پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) از او داراى فرزندى به نام ابراهيم گرديد كه در دوران كودكى از دنيا رفت .


    ((بحار، ج 18، ص 419)).




    روايت ديگر درباره تولد حضرت جواد (عليه السلام ) هم عرض كردم يك قول ديگر در روز دهم ماه رجب سال 195 هجرى در مدينه متولد شد و حضرت رضا (عليه السلام ) در سال 200 به دعوت ماءمون از مدينه به سوى خراسان هجرت كرد نتيجه مى گيريم كه حضرت جواد حدود پنج سال در مدينه زير سايه پدر بودند.







    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  9. #389
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    يك معجزه از امام جواد (عليه السلام ) در سن كودكى





    محمد بن سنان مى گويد از درد چشم به امام رضا (عليه السلام ) شكايت كردم حضرت كاغذى را برداشت و براى حضرت جواد (عليه السلام ) كه در آن وقت كم تر از سه سال داشت نامه نوشت و آن را به خدمت كار داد تا به حضرت جواد برساند و به من فرمود همراه خدمتكار نزد حضرت جواد برو و اين موضوع رامخفى بدار (يعنى معجزه اى را كه از او مى بينى پنهان كن )



    من همراه خدمتكار به حضور حضرت جواد (عليه السلام ) رسيدم خادمى او را در آغوش گرفته بود آن خادم نامه را در برابر چشم حضرت جواد بازكرد حضرت جواد (عليه السلام ) به آن نگاه مى كرد و سر را به سوى آسمان بلند كرد و چند بار گفت

    خدايا نجت بده

    هماندم همه دردهاى چشم برطرف گرديد و به قدرى ديد چشم هاى من خوب شد كه چشم هيچ كس اين گونه ديد نداشت

    به حضرت جواد گفتم خداوند تو را سرور و رهبر اين امت قرار داد چنان كه عيسى (عليه السلام ) را سرور و رهبر بنى اسرايل نمود

    آن گاه باز گشتم و قبلا امام رضا (عليه السلام ) به من فرموده بود پنهان كن هم چنان مدت ها گذشت كه چشمانم سالم و خوب بودند تا اين كه اين معجزه را براى مردم نقل كردم دوباره درد چشم بر من عارض ‍ گرديد.












    ((سيره چهارده معصوم ، ص 754)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  10. #390
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"









    امام رضا (عليه السلام ) حضرت جواد را به عنوان مولود پر بركت براى شيعيان ياد مى كرد.



    چرا كه او با آن وسعت علم و حلم مى توانست تمام توطئه هاى دشمنان را خنثى كرده و پيروز گرداند حتى كار به جايى رسيد بعضى القاء كردند كه چهره حضرت جواد نشان مى دهد كه فرزند امام رضا نيست بعضى از افراد فريب خورد و در شباهت حضرت جواد (عليه السلام ) به امام رضا (عليه السلام ) القاء شبهه كردند حضرت رضا (عليه السلام ) به آن ها فرمود حضرت جواد پسر من است .


    آن ها گفتند ميان ما و تو قيافه شناسى داور باشد زيرا رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در بعضى موارد به حكم قيافه شناسى داورى مى فرمود.


    بنابراين بين ما و شما قيافه شناس داورى كند حضرت رضا (عليه السلام ) فرمود من به دنبال قيافه شناسى نمى فرستم شما آن ها را دعوت كنيد ولى به آن ها نگوئيد كه براى چه دعوتشان مى كنيد.


    جمعى از بستگان امام رضا (عليه السلام ) درباغى قرار گرفته امام رضا (عليه السلام ) لباس كشاورزان را پوشيد ودر گوشه اى از باغ به صورت باغبان مشغول بيل زدن شد.


    سپس حضرت جواد (عليه السلام ) را آوردند او در كنار گروهى از بستگان نشست در اين هنگام قيافه شناسى را آوردند وارد باغ كردند حاضران به آن ها گفتند اين پسر (حضرت جواد (عليه السلام ) را به پدرش منسوب كنيد).


    بگوئيد پدر اين پسر در ميان اين جمعيت كيست ؟


    قيافه شنسان قيافه را ديدند و سپس گفتند پر اين پسر در ميان اين گروه حاضر نيست ولى اين مرد و آن مرد عموى او هستند و آن خانم عمه او است سپس قيافه شناسان به آن باغبان كه در چند قدمى مشغول بيل زدن بود از دور نگاه كردند آن گاه گفتند اگر اين پسر (حضرت جواد (عليه السلام )) در اين جا پدرى داشته باشد همين باغبان است كه قدم هاى او با قدم هاى اين پسر يكسان است .


    چند لحظه بعد حضرت رضا (عليه السلام ) نزد آنان آمد قيافه شناسان تا چهره آن حضرت را ديدند بى درنگ گفتند هذا ابوه اين پسر هيمن شخص ‍ است على بن جعفر عموى حضرت رضا (عليه السلام )) مى گويد در اين هنگام برخاستم و لب حضرت جواد (عليه السلام ) را بوسيدم و به او عرض كردم گواهى مى دهم كه تو در پيشگاه خدا امام من هستى .











    ((سيره چهارده معصوم ، ص 756 اقتباس از اصول كافى ، ج 1، ص ‍ 323)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

صفحه 39 از 46 نخستنخست ... 29353637383940414243 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آشنايي با حديث مشهور ""سلسلة الذهب""
    توسط seyed yasin در انجمن علوم حديث
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 04-11-1391, 22:11
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 28-07-1391, 23:27
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-06-1391, 19:32
  4. آیا بهائیت یك "اقلیت دینی" یا "تفكر متفاوت" است؟
    توسط سابحات در انجمن اديان ، فرق و مكاتب غير آسماني
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 21-04-1390, 05:14
  5. •*"۞"*•توجه ...کلید زندگی موفق: بگویید...•*"۞"*•
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن خانواده
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 24-08-1389, 01:16

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •