خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام" سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"
صفحه 43 از 46 نخستنخست ... 333940414243444546 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 421 تا 430 , از مجموع 454
  1. #421
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    مسلمان شدن قيصر روم از پاسخ امام هادى (عليه السلام )



    قيصر روم براى يك از خلفاى بنى عباس در ضمن نامه اى نوشت ما در كتاب انجيل ديده ايم كه هر كس از روى حقيقت سوره اى بخواند كه خالى از هفت حرف باشد خداوند جسدش را بر آتش دوزخ حرام مى كند و آن هفت حرف عبارت است از :

    (ث ) (ج ) (خ ) (ز) (ش ) (ظ) (ف ) ما هر چه بررسى كرديم چنين سوره اى را در كتاب هاى تورات و زبور و انجيل نيافتيم آيا شما در كتاب آسمانى خود چنين سوره اى ديده ايد؟



    خليفه عباسى دانشمندان را جمع كرد و اين مسئله را با آن ها در ميان گذاشت آن ها از جواب آن درماندند سرانجام اين سئوال را از امام هادى (عليه السلام ) پرسيدند

    آن حضرت در پاسخ فرمود:

    آن سوره سوره حمد است كه اين حروف هفت گانه در آن نيست

    پرسيدند فلسفه نبودند اين هفت حرف در اين سوره چيست فرمود:

    (ث ) به ثبور (هلاكت )

    حرف (ج ) اشاره جحيم نام يكى از دركات دوزخ

    و حرف (خ ) اشاره به خبيث ناپاك

    و حرف (ز) اشاره به زقموم اغذاى بسيار تلخ دوزخ

    و حرف (ش ) اشاره به شقاوت بدبختى

    و حرف (ظ) اشاره به ظلمت تاريكى


    و حرف (ف ) اشاره به افت است .



    خليفه اين پاسخ را براى قيصر روم نوشت پس از دريافت نامه بسيار خوشحال شد و به اسلام گرويد و در حالى كه مسلمان بود از دنيا رفت .






    ((سيره چهارده معصوم ، ص 888)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  2. #422
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    دعاى امام هادى (عليه السلام ) در حق غير



    يونس نقاش يكى از دوستان و شيعيان امام هادى (عليه السلام ) بود

    يك رو زلرزان و پريشان نزد امام هادى (عليه السلام ) آمد و گفت اى آقاى من در مورد خانواده به شما سفارش مى كنم از آن ها سرپرستى كنيد

    امام (عليه السلام ) فرمود چه شده يونس گفت آماده مرگ شدم

    امام هادى (عليه السلام ) فرمود در حالى كه خنده بر لب داشت چرا اى يونس

    ايشان گفت موسى بن بغا (سرلشگر متوكل ) نگين گران قيمت را به من داده روى آن نقاشى كنم نگين در دستم شكست و دو نيمه شد فردا وقت پرداخت آن است اگر موسى ببيند اين نگين گران قيمت را شكسته ام يا مى كشد و يا هزار تازيانه به من مى زند


    امام هادى (عليه السلام ) فرمود:

    به خانه ات برو تا فردا حادثه اى جز خير پيش نمى آيد يونس كه بسيار مضطرب بود بازگشت و آن شب را با هزار زحمت به سر آورد صبح زود با پريشانى ونگرانى شديد به محضر امام هادى (عليه السلام ) آمد و عرض كرد فرستاده موسى آمده نگين را از من مى طلبد چه كنم

    امام هادى (عليه السلام ) فرمود برو خانه موسى جز خيرى نخواهى ديد يونس گفت اى آقاى من به موسى چه بگويم امام هادى (عليه السلام ) در حالى كه خنده بر لب داشت فرمود:

    نزد موسى برو و آن چه را گفت بشنو و آن جز خير نمى باشد، يونس به خانه موسى رفت و سپس در حالى كه شادمان و خندان بود نزد امام هادى (عليه السلام ) بازگشت

    به امام (عليه السلام ) عرض كرداى آقاى من نزد موسى رفتم به من گفت دختران كوچك در مورد اين نگين با هم دعوان دارند اين نگين را دو نيمه كن كه به هر كدام از دو دخترم يكى از آن ها برسد اگر چنين كنى تو را از مال دنيا بى نياز مى سازم

    امام هادى (عليه السلام ) به يونس ‍ فرمود: تو به موسى چه گفتى يونس گفت گفتم به من مهلت بده تا فكر كنم چگونه درست كنم

    امام هادى (عليه السلام ) فرمود: جواب خوبى دادى .









    ((بحار، ج 50، ص 136)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  3. #423
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    امام دهمين شد كشته از زهر جفا
    به جنت فاطمه از بهر او دارد عزا


    خليفه شادمان عسگرى در نامه و افغان
    امام افتاده در بسر ز جور اشقيا



    شيعيان سامرا غرق عزا شد
    كشته شد از زهر كين ابن الرضا شد




    گاهى پياده بردند با محنت عذابش
    گاهى شبانه بردند در مجلس شرابش


    جگرم از اثر زهر جفا مى سوزد
    قلبم از آتش بيداد و بلا مى سوزد


    متوك ز جفا سوخت سرا پايم را
    او ندانست كه در شعله چرا مى سوزد



    در حقيقت به جنان قلب على و زهرا
    از ستم كارى اين خصم خدا مى سوزد



    دهمين حجت حق لاله باغ على
    نور چشمان نقى جان رضا مى سوزد


    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  4. #424
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    نگاهى به زندگى امام حسن عسگرى (عليه السلام )





    اسم شريف آن حضرت حسن است

    و كنيه اش ابو محمد

    و لقبش زكى و عسگرى است و ابن الرضا هم مى گفتند

    نام مادرش (حديث ) و قولى ديگر آمده نام مادرش (سليل ) يا سوسن

    محل تولد امام عسگرى در مدينه بوده است ،

    محل شهادت در سامرا


    در سن 22 سالگى به امامت رسيد مدت امامت آن بزرگوار شش سال شد

    و در سن 28 سالگى به دستور معتمد عباسى مسموم شده به شهادت رسيد.




    بعد از امام جواد (عليه السلام ) جوان ترين امامان بود يعنى 28 بهار از عمر شريفش نگذشته به شهادت رسيد

    يكى از پسران امام هادعى (عليه السلام ) محمد نام داشت كه اكنون به امام زاده سيد محمد معروف است مرقد شريفش در هست فرسخى شهر سامرا قرار دارد.




    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  5. #425
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"







    ابن بابويه به سند معتبر از ابوالاديان روايت كرده است كه من خدمت حضرت امام حسن عسگرى (عليه السلام ) را مى كردم و نامه هاى آن جناب را به شهرها مى بردم

    پس روزى در بيمارى كه در آن مرض به عالم بقا رحلت فرمود مرا طلبيدند و نامه اى چند نوشتند بهمداين و فرمودند كه بعد از پانزده روز باز داخل سامره خواهى شد و صداى شيون از خانه من خواهى شنيد و مرا در آن وقت غسل دهند


    ابوالاديان گفت اى سيد من هرگاه اين واقعه روى دهد مرا امامت باكيست فرمود هر كه جواب نامه مرا از تو طلب كنداو امام است بعد از من گفتم ديگر علامتى بفرما فرمود هر كه بر من نماز بخواند او جانشين من خواهد بود گفتم ديگر بفرما گفت هر كه بگويد كه در هميان چه چيز است او امام شماست

    ابوالاديان گفت مهابت حضرت مانع شد كه بپرسم كدام هميان پس بيرون آمدم و نامه ها را به اهل مداين رساندم و جواب هاى آن ها را گرفتم برگشتم چنان چه فرمود روز پانزدهم داخل سامره شدم صداى نوحه و شيوه از منزل مدود آن امام (عليه السلام ) بلند شده بود


    چون به در خانه خانه آمدم جعفر كذاب را ديدم كه به در خانه نشسته و شيعيان بر گرد او آمده اند و او را تعزيت به وفات برادر و تهنيت به امام خود مى گويند پس من در خاطر خودم گفتم كه اگر اين امام است امامت نوع ديگر شده اين فاسق كى اهليت امامت دارد زيرا كه بيش تر او را مى شناختم كه شراب مى خورد و قمار مى باخت

    پس پيش رفتم و تعزيت و تهنيت گفتم و هيچ سئوال از من نكرد در اين حال (عقيد) خادم بيرون آمد و به جعفر خطا ب كرد كه برادرت را كفن كرده اند بيا و او را نماز بخوان

    جعفر برخاست و شيعيان با او همراه شدند چون به صحن خانه رسيديم ديديم كه حضرت امام حسن عسگرى را كفن كرده برروى نعش گذاشته اند پس جعفر پيش ايستاد نماز بخواند


    چون خواست تكبير بگويد طفلى مانند پاره ماه بيرون آمد و رداى جعفر را كشيد و گفت اى عمو عقب برو كه من سزاوار ترم به نماز بر پدرم از تو

    پس جعفر عقب ايستاده و رنگش متغير شد.



    آن طفلى پيش ايستاد و بر پدر بزرگوار خود نماز خواند و آن جناب را در پهلوى امام على نقى (عليه السلام ) دفن كرد متوجه من شد و گفت اى بصرى بده جواب نامه را كه با تو است

    پس تسليم كردم و در خاطر خود گفتم كه دو نشان ها كه حضرت امام حسن عسگرى (عليه السلام ) فرموده بيرون آمد پس (حاجز) به جعفر گفت كى بود آن طفل جعفر گفت كه و الله من او را هرگز نديده بودم و نمى شناختم

    پس در اين حالت جماعتى از اهل قم آمدند و سئوال كردند از احوال حضرت امام حسن عسگرى (عليه السلام ) چون دانستند كه وفات كدره است پرسيدند امامت باكيست مردم اشاره كردند به سوى جعفر پس نزديك رفتند و تعزيت و تهنيت گفتند با مانه ماه و مالى هست بگو كه نامه ها از چه جماعت است و مال ها چه مقدار است ما تسليم كنيم

    جعفر برخاست و گفت مردم از ما علم غيبت مى خواهند در آن حال خادم بيرون آمد از جانب حضرت صاحب الامر (عليه السلام ) و گفت با شما نامه فلان شخص و فلان و فلان هست و هميانى هست كه در آن هزار اشرفى هست و در آن ميان ده اشرفى هست كه طلا را روكش كرده اند

    آن جماعت نامه ها و مال ها را تسليم كردند و گفتند هر كه تو را فرستاده است كه اين نامه ها و مال ها را بگيرى او امام زمان است و مراد امام حسن عسگرى (عليه السلام ) همين هميان بود


    پس جعفر كذاب رفت نزد معتمد كه خليفه به ناحق آن زمان بود و اين واقعه را نقل كرد


    معتمد خدمت كاران خود را فرستاد كه صيقل كنيز امام حسن عسگرى (عليه السلام ) را گرفتند كه آن طفل را به ما نشان بده او انكار كرد.








    ((كمال الدين ، ص 475)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  6. #426
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    امام عسگرى (عليه السلام ) به زبان هاى مختلف







    نصير خادم مى گويد بارها شنيدم كه امام عسگرى (عليه السلام ) با غلامان ترك و رومى و صقالبى (صقالبى ها مردمى بودنده زبان مخصوص دارند و آن محلى است بين بلغار و قسطنطنيه )

    امام (عليه السلام ) به زبان خودشان سخن مى گفت من تعجب مى كردم و با خود مى گفتم امام حسن (عليه السلام ) در مدينه متولد شده و تا هنگام رحلت پدرش به جايى نرفته و كسى او را نديده پس چگونه به زبان هاى مختلف سخن مى گويد

    و در همين فكر بودم كه ناگاه آن حضرت به منن متوجه شد و فرمود :


    همانا خداوند حجت خود را در همه چيز به ساير مردم امتياز داده و آگاهى به زبان ها شناخت نسب ها مرگ ها و حوادث آينده را به او عطا فرموده است اگر چنين بود بين حجت و ساير مردم فرقى نبود.







    ((اصول كافى ، ج 1، ص 509)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  7. #427
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"







    شاهد عرضم كه رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) و ائمه (عليهم السلام ) داراى علم اولين و آخرين هستند اين روايت را بشنويد:

    عن ابى عبد الله (عليه السلام ) قال خطب رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ) الناس ثم رفع يده اليمنى قابضا عليكفه ثم قال اتدرون ايها الناس ما فى كفى قالوا الله و رسوله اعلم فقال فيها اسماء اهل الجنه و اسماء آبائهم و قبائلهم الى يوم القيامه ثم رفع يده الشمال فقال ايها الناس اتدرون ما فى كفى قالوا الله ورسوله اعلم فقال اسماء اهل النار و اسمائهم و قبائلهم الى يوم القيامه ثم قال حكم الله و عدل حكم الله و عدل حكم الله وعدل حكم الله و عدل فريق فى الجنه و فريق فى النار.


    حضرت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) خطاب به مردم كرد بعد دست راستش را بلند كرد در حالى كه بسته بود بعد فرمود آيا مى دانيد در دست من چه چيز است گفتند خدا و رسولش داناتر است فرمود:

    اسماء اهل بهشت و اسماء پدرانشان و قبائلشان تا روز قيامت بعد بلند كرد دست چپ خود در حالى كه بستر بود فرموداى مردم آيا مى دانيد در دست چپ من چه چيزى است گفتند خدا و رسولش داناتر و آگاه است

    فرمود: اسمم هاى اهل بهشت و پدرانشان و قبائلشان تا روز قيامت بعد فرمود حكم كرده خداوند او عادل است اين مطلب و جمله آخرى را سه مرتبه تكرار كرد كه خدا در حالى كه عادل است حكم كرده است اهل بهشت در بهشت و اهل جهنم در آتش ائمه اطهار (عليهم السلام ) در گذشته و آينده آگاه مى باشند.



    اسماعيل بن محمد مى گويد سر راه اما حسن عسگرى (عليه السلام ) نشستم وقتى كه از نزديك من عبور مى كرد به پيش رفتم و از فقر و نياز خود شكايت كردم و درخواست كمك نمودم و گفتم به خدا يك درهم بيش تر ندارم صبحانه و شام نيز ندارم


    آن حضرت فرمود: به نام خدا سوگند دروغ مى گوئى تو دويست دينار زير خاك پنهان كرده اى من اين سخن را به خاطر اين كه چيزى به تو نبخشم نمى گويم سپس به غلامش فرمود: هر چه همراه دارى به اسماعيل بده غلامش صد دينار به او داد


    سپس امام حسن عسگرى (عليه السلام ) به من فرمود: اين را بدان كه هر گاه احتياج بسيار به آن دينارهايى كه زير خاك نهاده اى پيدا كردى از آن ها محروم خواهى شد اسماعيل مى گويد همان گونه كه امام حسن عسگرى (عليه السلام ) فرموده بود همان طور شد



    زيرا دويست دينار در زير خاك پنهان نموده بودم تا براى آينده ام پس انداز باشد مدتى گذشت نياز شديدى به آن پيدا نمودم رفتم تا آن را از زير خاك بيرون آورم خاك را كنار زدم ديدم پول ها نيست معلوم شد پسرم اطلاع پيدا كرده و آن پول ها را از آن جا برداشته و فرار كرده است ، چيزى از آن پول ها به دستم نرسيد و طبق فرموده امام حسن (عليه السلام ) در حال شدت نياز از آن پول ها محروم شدم .









    ((بحار، ج 17، ص 152)).
    ((اصول كافى ، ج 1، ص 509)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  8. #428
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    سفر پر بركت اما حسن عسگرى (عليه السلام ) به گرگان ايران





    يكى از شيعيان گرگانى به نام جعفر بن شريف در سفر حج به شهر سامرا رفت و به محضر امام حسن عسگرى (عليه السلام ) رسيد پول و اموالى از جانب شيعيان ديگر آورده بود تا به آن حضرت برساند در اين فكر بود كه تحويل چه كسى دهد امام حسن (عليه السلام ) بدون مقدمه فرمود هر چه دارى به خادم بده .



    جعفر به دستور امام (عليه السلام ) عمل كرد آن گاه سلام شيعيان گرگان را به آن حضرت ابلاغ نمود امام حسن (عليه السلام ) از او پرسيد شما قصد داريد پس از انجام حج به گرگان باز گرديد جعفر گفت آرى


    امام حسن (عليه السلام ) فرمود: شما بعد از 170 روز ديگر طرف صبح روز جمعه سوم ربيع الثانى به گرگان خواهى رسيد شيعيانم به ديدارت مى آيند سلام ما را به آن ها برسان و به آن ها بگو همان روز عصر به حضور شما خواهم آمد در مورد اين سفر نگران نباش كه به سلامتى به گرگان ميرسى سپس با خبر مى شوى كه پسرت شريف داراى نوزاد پسر شده است نام او را صلت بگذار او از مبلغان حقيقى دين و از دوستان ما خواهد شد


    جعفر عرض كرد در گرگان يكى از شيعيان شما به نام ابراهيم بن اسماعيل زندگى مى كند او ثروتمند است و هر سال صد هزار درهم به شيعيان مشاكمك مى كند


    امام حسن (عليه السلام ) فرمود خدا به او پاداش فروان عطا كند و گناهان را بيامرزد و فرزند پسر به او عطا فرمايد از طرف من به او بگو نام آن پسر را احمد بگذار جعفر بن شريف با امام حسن عسگرى (عليه السلام ) خداحافظى كرد و به مكه براى انجام مراسم حج رفت و سپس به گرگان بازگشت


    در همان صبح جمعه سوم ربيع الثانى همان گونه كه امام حسن عسگرى (عليه السلام ) فرموده بود به گرگان رسيد دوستان و آشنايان به ديدارش آمدند او سلام امام حسن عسگرى (عليه السلام ) را و پيام هاى آن حضرت را به آن ها ابلاغ كرد و به آن ها بشارت داد، كه همين امروز طرف عصر امام حسن (عليه السلام ) به اين جا خواهد آمد

    شيعيان شاد شده و براى استقبال آماده شدند و همه آن ها در خانه جعفر بن شريف بودند كه ناگاه امام حسن (عليه السلام ) وارد شد و به همه شيعيان سلام كرد شيعيان به سوى امام (عليه السلام ) رفتند و دستش را بوسيدند آن حضرت فرمود نماز ظهور و عصر را در سامرا خواندم و سپس به اين جا آمدم تا با شما ديدار را تازه كنم اينك در حضور شما هستم هر چه سئوال داريد بپرسيد و بخواهيد


    نخستين كسى كه سئوال كرد شخصى به نام نضربن جابر بود كه گفت اى پسر رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) پسرم مردت يكماه است عارضه اى در چشمانش پيدا شده و هر دو چشم او كور گرديد از درگاه خدا بخواه كه چشمانش را به او برگداند.




    امام حسن عسگرى (عليه السلام ) فرمود: او را به اين جا بياور آن پسر را نزد امام (عليه السلام ) آوردند آن حضرت دست بر چشمان او كشيد و او همان دم بينا گرديد سپس يك يك حاضران به پيش آمدند و سئوالات و نيازهايشان را مطرح نمودند


    امام (عليه السلام ) به همه سئوال هايشان پاسخ داد و نيازهايشان را بر آورده نمود و براى همه دعاى خير كرد و سپس همان وقت به سامرا بازگشت .









    ((بحار، ج 50، ص 263)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  9. #429
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    لطف و عنايت امام عسگرى (عليه السلام ) نسبت به غير شيعه



    محمد بن على بن ابراهيم ابن موسى بن جعفر (عليه السلام ) مى گويد مبتلا با فقر و تهى دستى روبرو شديم پدرم گفت نزد اين مرد برويم (امام عسگرى ) گفتيم آيا او را مى شناسى پدرم گفت نه و هيچ وقت او را نديدم با هم حضور آن حضرت حركت كرديم در مسير راه پدرم گفت نياز داريم كه آن حضرت دستور پانصد درهم را براى ما بهد تا دويست درهم آن را صرف در پشاك و دويست درهم ديگر را صرف بدهكارى كنيم و صد درهمش را براى مخارج زندگى به مصرف رسانيم .



    من با خود گفتم كاش سيصد درهم نيز به من بدهد صد درهم آن را براى پوشاك و صد درهمش را براى مخارج زندگى به مصرف برسانم و با صد درهم آن نيز الاغى خريدارى كنم تا به كوهستان بروم وقتى كه به درب خانه امام حسن عسگرى (عليه السلام ) رسيديم خدمتكار آن حضرت بيرون آمد و گفت على بن ابراهيم و پسرش محمد وارد گردد

    ما به محضر آن حضرت شرفياب شديم و سلام كرديم و جواب سلام ما را داد و به پدرم فرموداى على چرا تاكنون نزد ما نيامده اى پدرم در پاسخ گفت اى آقاى من خجالت مى كشم با اين وضع به حضورتان بيايم پس از ساعتى از محضر امام حسن (عليه السلام ) مرخص شديم


    غلامش آمد كيسه پول به پدرم داد و گفت اين كيسه حاوى پانصد درهم است دويست درهم آن براى پوشاك دويست درهم ديگر براى بدهكارى و صد درهمش براى مخارج زندگى شماست و كيسه ديگرى به من داد و گفت اين كيسه حاوى سيصد درهم است صد درهمش براى پوشاك و صد درهمش براى مخارج زندگى و باصد درهمش ‍ الاغى براى خود خريدارى كن

    ولى به كوهستان نرو بلكه سوراء برو (محلى است كه كوهستان نيست ) محل مسكونى است محمد بن على بن ابراهيم به سوراء رفت و در آن جا با زنى ازدواج كرد و داراى ثروت هاى زيادى شد واملاكى خريدارى كرد كه قيمت محصول آن معادل هزار درهم است و در عين حال پيرو مذهب واقفى است و معتقد است كه بعد امام موسى بن جعفر امامى وجود ندارد.










    ((اصول كافى ، ج 1، ص 506)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  10. #430
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"







    اين داستان هم بيان گر آگاهى امام حسن عسگرى (عليه السلام ) به نهايت لطف آن بزرگوارى است حتى در حق غير شيعه دوازده امامى و هم شيوه صله رحم را به ما مى آموزد زيرا على بن ابراهيم محمد بن على بن ابراهيم نوه هاى حضرت امام كاظم (عليه السلام ) بودند.




    امام حسن عسگرى (عليه السلام ) غالبا در زندان به سر مى بردند از جانب طاغوت زمان (معتمد) امام حسن عسگرى (عليه السلام ) را دستگير و به زندان بردند كه زندانيان آن (على بن نارمش ) دشمن ترين و خشن ترين افراد نسبت به آل على (عليه السلام ) بود و به زندان بان دستور دادند كه هر چه مى خواهى بر حسن بن على (عليه السلام ) سخت بگير


    ولى زندان بان آن چنان تحت تاءثير جذبه معنوى و سيماى ملكوتى امام حسن (عليه السلام ) قرار گرفت كه بيش يك روز در برابر امام (عليه السلام ) به گونه اى خاضع شد كه چهره اش را بر خاك زمين مى نهاد و ديده از زمين بر نمى داشت تا امام (عليه السلام ) از نزد او خارج گردد


    على بن (نارمش ) با اين كه از سرسخت ترين دشمنان خاندان رسالت بود در همين ملاقات اندك با امام (عليه السلام ) آن چنان شيفته آن حضرت شد كه بصير تر از همه نسبت به ايشان گرديد و از همه بيش تر آن حضرت را مى ستود.








    ((اصول كافى ، ج 1، ص 508)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

صفحه 43 از 46 نخستنخست ... 333940414243444546 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آشنايي با حديث مشهور ""سلسلة الذهب""
    توسط seyed yasin در انجمن علوم حديث
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 04-11-1391, 22:11
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 28-07-1391, 23:27
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-06-1391, 19:32
  4. آیا بهائیت یك "اقلیت دینی" یا "تفكر متفاوت" است؟
    توسط سابحات در انجمن اديان ، فرق و مكاتب غير آسماني
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 21-04-1390, 05:14
  5. •*"۞"*•توجه ...کلید زندگی موفق: بگویید...•*"۞"*•
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن خانواده
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 24-08-1389, 01:16

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •