خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام" سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"
صفحه 8 از 46 نخستنخست ... 45678910111218 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 71 تا 80 , از مجموع 454
  1. #71
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"







    مرحوم شيخ مفيد اولاد حضرت على (عليه السلام ) را بيست و هفت تن شمرده است :

    4 فرزند از آنها حضرت امام حسن و امام حسين (عليهم السلام ) و حضرت زينب كبرى و زينب صغرى ملقب به ام كلثوم
    مادر اين چهار فرزند حضرت فاطمه زهرا (عليها السلام ) است

    شوهر حضرت زينب (عليها السلام ) عبد الله ابن جعفر ابن ابى طالب است و از عبد الله دو فرزند بود يك به نام محمد دو به نام عون كه در كربلا شهيد شدند رحمه الله عليها.



    ام كلثوم را عمر بن خطام عقد كرد پيش از آنكه با او همبستر شود از دنيا رفت .

    فرزند پنجم محمد كنيه او ابو القاسم بود.

    محمد پسر على (عليه السلام ) در زمان عمر بن خطاب متولد شد و در ايام عبد الملك بن مروان وفات كرد سن او را 65 گفته اند قبر او بنابر قولى در بقيع مى باشد.

    فرزند ششم عمر،

    هفتم : رقيه كبرى است مادر اين دو ام حبيب دختر ربيع است .


    هشتم : عباس ؛

    نهم جعفر؛

    دهم : عثمان ؛

    يازدهم : عبد الله اكبر است هر چهار تا در كربلا شهيد شدند. مادر اين چهار تا ام البنين است .


    دوازدهم محمد؛

    سيزدهم اصغر و اين دو در كربلا شهيد شدند مادر اين دو ليلى بنت مسعود و ارميه است

    چهاردهم يحى ; مادر او اسماء بنت عميس است

    پانزدهم ام الحسن است

    شانزدهم رمله ; مادر اين دوام سعيد بنت عروه بن مسعود ثقفى است و اين رمله رمله كبرى است و زوجه ابى الهياج و عبد الله ابى سفيان بن حارث بن عبدالمطلب بوده .


    هفده نفيسه ؛
    هجده زينب صغرى ؛
    نوزده رقيه صغرى است ،
    بيست ام هانى ،
    بيست و يكم ام الكرام ،
    بيست و دوم جمانه ،
    بيست و سوم امامه ،
    بيست و چهارم ، ام سلمه ،
    بيست و پنجم ميمونه ،
    بيست و ششم خديجه
    و بيست و هفتم فاطمه خاتمه .


    بعضى از بزرگان اولاد آن حضرت را سى و شش نفر شمرده اند. هجده تن ذكور و هفده تن اناث به اضافه عبد الله و عون كه مادرشان اسماء بنت عميس بوده .



    ((اقتباس از منتهى الآمال ، ص 225)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  2. #72
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    ملاقات اصبغ بن نباته با على (عليه السلام )



    اصبغ بن نباته از ياران خاص على (عليه السلام ) مى گويد پس از ضربت خوردن حضرت على (عليه السلام ) مردم از هر سو آمده بودند و در كنار خانه آن حضرت اجتماع نموده و در انتظار كشتن ابن ملجم بودند.



    امام حسن (عليه السلام ) از خانه بيرون آمد و گفت اى گروه مردم پدرم وصيت فرمود كه كار ابن ملجم را تا پس از وفات او تاءخير بيندازيم اگر از دنيا رفت اختيارش با ماست وگرنه خودش درباره او تصميم مى گيرد به خانه هاى خود باز گرديد خدا شماها را بيامرزد. پدر ممنوع الملاقات است و حال مزاجى او اقتضاى ملاقات با شما را ندارد.

    مردم بازگشتند و من ماندم امام حسن (عليه السلام ) فرمود: اى اصبغ مگر سخنى را كه از پدرم نقل كردم نشنيدى گفتم : آرى شنيدم ولى من دوست دارد امام على (عليه السلام ) را ملاقات كنم و از او حديثى بشنوم براى من اجازه ورود بگيريد.



    امام حسن (عليه السلام ) به خانه بازگشت سپس بيرون آمد و به من فرمود داخل شو من وارد شدم كنار بستر امير مؤ منان (عليه السلام ) ديدم دستمال زرد رنگى به سر بسته ولى زردى رنگش از زردى دستمال بيش تر است و آن حضرت بر اثر شدت ناراحتى و ضعف و از اثر زهر از اين زانو به آن زانو مى شد در عين حال حديثى براى من بيان فرمود.


    ((انوار البهيه ، ص 62 و 63)).


    روايت شده بر اينكه براى حضرت على (عليه السلام ) شير خوب است دوستان حضرت ظرف ها را پر از شير كرده براى آن حضرت آوردند. امام حسن (عليه السلام ) ظرف شيرى نزديك آورد و به پدر شير داد آن حضرت كمى از آن خورد و فرمود بقيه آن را براى اسيرتان (ابن ملجم ) ببريد.


    و به حسن (عليه السلام ) فرمود به حقى كه بر گردن تو درام در لباس و غذا آنچه مى پوشيد و مى خوريد به ابن ملجم نيز بپوشانيد و بخورانيد امام حسن عمل كرد شير داد به اين ملجم و او خورد.





    ((بحار الانوار، ج 42، ص 289)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  3. #73
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    خطاب امام حسن (عليه السلام )




    سراسر كوفه غرق در عزا بود مردم از هر طرف گروه گروه مى آمدند و با امام حسن و به امام حسين (عليهم السلام ) و ساير برادران و بستگان تسليت گفتند مردم به مسجد كوفه آمدند

    امام حسن (عليه السلام ) روحى له الفداه براى مردم سخنرانى كرده بعد از حمد و ثنا فرمود اى مردم در اين شب مردى از دنيا رفت كه پيشينيان بر او سبقت نگرفتند و آيندگان به او نمى رسند او پرچمدار رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) بود كه جبرئيل در طرف راست و ميكائيل در طرف چپش بودند از ميدان برگشت جز اينكه خداوند فتح و پيروزى را نصيب او مى ساخت

    سوگند به خدا او از درهم و دينار دنيا جز هفتصد درهم باقى نگذاشت آن هم از سهميه خودش بود و مى خواست با آن خدمتگزارى براى خانواده اش خريدارى كند به خدا او در شبى وفات كرد كه يوشع بن نون وصى موسى (عليهم السلام ) وفات كرد همان شبى كه عيسى (عليه السلام ) به آسمان رفت شبى كه قرآن فرود آمد.



    ((اصول كافى ، ج 1، ص 457)).




    جان دادن بينواى نابينا در كنار قبر على (عليه السلام ) روايت شده هنگامى كه امام حسن و امام حسين (عليهم السلام ) از دفن پدر باز مى گشتند نزديك دروازه شهر كوفه كنار ويرانه اى يك بيمار نابينائى را ديدند كه خشتى زير سر نهاده و ناله مى كند از او پرسيدند كيستى و چرا اين گونه گريه و ناله مى كنى ؟


    او گفت غريبى بينوا و نابينا هستم نه مونسى دارم نه غمخوارى يك سال است كه من در اين شهر هستم هر روز مردى مهربان و غمخوارى دلسوز نزد من مى آمد و احوال مرا مى پرسيد و غذا به من مى رسانيد و مونسى مهربان بود ولى اكنون سه روز است او نزد من نيامده است و از حال من جويا نشده است .


    گفتند آيا نام او را مى دانى ؟ گفت : نه . گفتند: آيا از او نپرسيدى كه نامش ‍ چيست ؟

    گفت : پرسيدم ولى فرمود تو را با نام من چه كار. من براى خدا از تو سرپرستى مى كنم . گفتند: اى بنده خدا رنگ شكل او چگونه بود. گفت : من نابينايم نمى دانم رنگ شكل او چگونه بود.


    گفتند: آيا هيچ نشانى از گفتار و كردار او دارى . گفت : پيوسته زبان او به ذكر خدا مشغول بود وقتى كه او تسبيح و تهليل مى گفت زمين و زمان و در و ديوار با او هم صدا مى شدند وقتى كه كنار من مى نشست مى فرمود مسكين جالس مسكينا، غريب جالس غريبا؛ درمانده اى با درمانده اى نشسته و غريبى همنشين غريبى شده است .


    حسن و حسين (عليهم السلام ) و محمد حنفيه و عبد الله بن جعفر آن مهربان دلسوز ناشناخته را شناختند به روى نگاه كردند و گفتند اى بينوا اين نشانه ها كه بر شمردى نشانه هاى باباى ما امير مؤ منان على (عليه السلام ) است .


    آن بينوا گفت پس او چه شده كه در اين سه روز نزد ما نيامده گفتند اى غريب بينوا او را ضربتى زدند و شهيد شد و دنيا را وداع نمود و ما هم اكنون از كنار قبر او مى آئيم .


    شخص نابينا وقتى كه از جريان آگاه شد ناله جانسوزش بلند شد خود را بر زمين مى زد و خاك زمين را بر روى خود مى پاشيد و مى گفت مرا چه لياقت كه امير مؤ منان (عليه السلام ) از من سرپرستى كند چرا او را كشتند امام حسن و امام حسين (عليهم السلام ) هر چه او را دلدارى دادند آرام گرفت و دامن حسن و حسين (عليهم السلام ) را چسبيد و گفت شما را به حدتان سوگند شما ره به روح پدر عاليقدرتان مرا كنار قبر او ببريد.


    امام حسن (عليه السلام ) دست راست او را و امام حسين (عليه السلام ) دست چپ او را گرفت و او را كنار مرقد امام على (عليه السلام ) آوردند او خود را بر روى قبر افكند و بسيار گريه كرد و گفت خدايا: من طاقت فراق اين پدر مهربان را ندارم تو را به حق صاحب اين قبر جان مرا بستان .


    دعاى او قبول و به استجابت رسيد و همان دم در همان جا جان سپرد. امام حسن و امام حسين (عليهم السلام ) از اين حادثه جانسوز بسيار گريستند و خود آن حضرت شخصا جنازه آن بينوا سوخته دل را غسل داده و كفن كرده و نماز بر آن خواندند و او را در حوالى همان روضه پاك به خاك سپردند.

    ((روضه الشهداء ، ص 172 و 173)).


    على (عليه السلام ) در كنار يك مسكين قرار مى گيرد مى فرمايد: در مانده اى در كنار درمانده نشسته است از يك طرف نگاه مى كنيم مى بينيم در تمام غزوات على (عليه السلام ) پرچمدار رسول خدا بوده يعنى پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) در تمام غزوات پرچم را به دست سردار جوان سپاه على (عليه السلام ) مى سپرد.


    ((سيره النبى ، ج 6، ص 116)).


    مالك بن دينار از سعيد بن جبير در پيرامون پرچمدار رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) سؤ ال كرد و ايشان در پاسخ على (عليه السلام ) را صاحب راست و پرچم حضرت كردند گويند در احد دست راست على (عليه السلام ) آسيب ديد و پرچم از دست او افتاد.


    پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) دستور داد كه پرچم را به دست چپ على (عليه السلام ) بسپارند و سپس اين جمله را فرمود على علمدار من است در دنيا و آخرت .







    ((تاريخ الخميس ، ج 1، ص 434)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  4. #74
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    فداكارى امير المؤ منين (عليه السلام )





    امام محمد باقر (عليه السلام ) درباره فداكارى حضرت على (عليه السلام ) مى فرمايد:

    امير المؤ منين (عليه السلام ) در روز احد شصت و يك زخم بر بدن داشت

    پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) ام سليم و ام عطيه را دستور داد كه به معالجه جراحات آن حضرت بپردازند چيزى نگذشت كه آنها با نگرانى به خدمت پيامبر عرضه داشتند وضع بدن على (عليه السلام ) طورى است كه ما هر زخمى را مى بنديم ديگر گشوده مى شود و زخم هاى بدن آن بسيار خطرناك است كه ما از حيات او نگران هستيم

    پيامبر و جمعى از مسلمانان براى عيادت به منزل على (عليه السلام ) وارد شدند در حالى كه بدن او يك پارچه زخم و جراحات بود پيامبر با دست مبارك خود بدن او را مسح كرد و فرمود كسى كه در راه خدا اين چنين شود آخرين درجه مسئوليت خود را انجام داده است و زخم هاى كه پيامبر بر آنها دست كشيد به زودى التيام مى يافت

    على (عليه السلام ) در اين هنگام گفت الحمد الله كه با اين همه فرار نكردم و پشت به دشمن ننمودم .

    مؤ لف خداوند از كوشش هاى او قدردانى كرده و در دو آيه از قرآن به آن اشاره كرده است :



    در يك مورد مى فرمايد: و سيجزى الله الشاكرين (15)
    ؛ زود است خداوند جزا مى دهد شكر گزاران را.
    در يك مورد ديگر مى فرمايد: و سنجزى الشاكرين (16)؛ به زودى جزا مى دهم شكرگزاران را.





    ((تفسير نمونه ، ص 141؛ نقل از تفسير مجمع البيان )).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  5. #75
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    على (عليه السلام ) شخص پرهيزكار را چگونه توصيف مى كند




    روايت دارد كه يكى از پيروان حضرت امير المؤ منين (عليه السلام ) كه نام او را همام مى گفتند و او مردى بود عابد به آن حضرت گفت يا امير المؤ منين (اوصاف ) پرهيزكاران را براى من بيان فرمائيد مانند آنكه آنان را ببينم .





    امام (عليه السلام ) در پاسخ او مقدارى صبر كرد (مصلحت را گويا در تاءخير جواب ديد).



    بعد از آن به طور اجمال فرمود: اى همام تو خود از خدا بترس ‍ و نيكوكار باش كه خدا با پرهيزكاران است . (هر زمانى كه اين دل را از همه مردم قطع كرديد علت تامه را خدا دانستى و گفتى همه چيز دست خداوند است عزت و ذلت فقر غنى علم فضيلت فقط دست خداست اين را گفتى و اعتقاد هم پيدا كردى آن وقت دنيا و آخرت شما به طور قطع درست خواهد بود. شخص بنده تجربه كردم ديدم خداوند همه كارم درست كرد).




    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  6. #76
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    خداوند تبارك و تعالى از عبادت





    جميع بنده هايش بى نياز است على (عليه السلام ) مى فرمايد:

    خداوند سبحان هنگام خلقت انسان از طاعت بندگانش بى نياز است و از معصيت و نافرمانى آنها ايمن است براى اينكه گناه كردن معصيت كاران خداوند را ضرر نمى رساند و اطاعت فرمانبر داران سودى به خداوند نمى رساند (بلكه سود و ضرر كلا بر مى گردد به خود انسان ).


    بعد در همان خطبه فرمايد:



    پرهيزكار در دنيا داراى فضيلت ها هستند گفتار آنها راست مى باشد پوشاك آنها ميانه روى آست يعنى نه افراط و نه تفريط مى كنند. (بلكه متوسط هستند در همه امور) رفتارشان (بين مردم به فروتنى است (انسان پرهيزكار در وجودش تكبير پيدا نمى شود) از آنچه كه خداوند بر آنها روا نداشته چشم پوشيده اند و به علمى كه آنان را سود مى دهد گوش فرا مى دهند.


    بعد از جملاتى مى فرمايد:

    پرهيزكار كسانى هستند خداوند در نظرشان بزرگ است و غير خدا در نظر آنها كوچك است يقين و باورشان به بهشت مانند يقين و باور كسى است كه آن را ديده است .


    و ايمانشان به آتش مثل ايمان كسى است كه آن را ديده كه اهل آن در آن آتش گرفتار عذاب هستند (همچو كسى پرهيزكار ناميده مى شود).






    ((خطبه 184، به نام خطبه همام )).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  7. #77
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    على بن ابى طالب چه كسى است






    مى فرمايد: كنت وليا و آدم ين الماء و الطين ، اسرار ولايت مطلقه ، ص ‍ 16؛

    من ولى بودم در حال كه آدم در بين آب و گل بوده ، رسول خدا مى فرمايد: خلق الله روحى و روح على بن ابى طالب قبل ان يخلق بالفى عام ؛ خداوند روح مرا و روح على بن ابى طالب (عليه السلام ) را دو هزار سال قبل از آنكه موجودات را بيافريند آفريد.



    ((اسرار ولايت مطلقه ، ص 16)).



    حضرت على (عليه السلام ) بسيار مى فرمود:

    من از طرف خدا قسمت كننده بهشت و دوزخم .


    به من خصلت هائى عطا شده كه هيچ كس نسبت به آنها بر من پيشى نگرفته است مرگ مردم و بلاها و نژادها را مى دانم آنچه پيش از من بود از دستم نرفته و آنچه نزدم حاضر نيست (از امور آينده ) بر من پوشيده نيست به اجازه خداوند بشارت مى دهم و از جانب (و اداى وظيفه مى كنم همه اينها از طرف خدا است كه او به علم خود مرا نسبت به آنها توانا ساخته است ).


    ((اسرار ولايت مطلقه ، ص 29)).



    از حضرت امام زين العابدين روايت شده كه آن حضرت هنگامى كه قرآن تلاوت مى كرد. به اين آيه مباركه رسيدند: فلما تجلى ربه للجبل جعله دكا و خر موسى صعقا(17)
    ؛ شديدا گريه كردند.


    راوى عرض كرد: فدايت شوم باعث گريه در حال رسيدن به اين آيه چيست ؟ فرمود: چون تجلى و نور خدا بر كوه تابش كرد كوه را متلاشى كرد و مانند خاك و سرمه كرد و حضرت موسى غش كرد

    و در آن حالى مى دهد كه يكصد و بيست و چهار هزار كوه طور است و يكصد و بيست و چهار هزار موسى بر آن كوه ها بر آمده و مى گويند رب ارنى جواب آمد لن ترانى ولكن انظر الى الجبل فان الستقر مكانه فسوف تراين از حق تعالى مى شنوند بعد نور خدا بر كوهها تجلى كرد كوه ها متلاشى شدند .../124 هزار موسى ها افتادند روى زمين و همه غش كردند.


    بعد حضرت فرمود: آنها در حال اغماء ملائكه بسيار بر ايشان نازل شدند بعضى از برف بعضى از آتش و بعضى مركب از برف و آتش يعنى نصف بدن آتش و نصف ديگر از برف خاموش نمى كرد برف آتش را خطاب به موسى شد تو طاقت ديدن ما را ندارى چگونه مى خواهى خداى قديم را ببينيد.


    راوى عرض كرد فدايت شوم باعث گريه شما چه بود حضرت فرمود: چون تجلى كرد بر آن يكصد و بيست و چهار هزار كوه بر هم پاشيدند

    و از هيبت آن تجلى يكصد و بيست و چهار هزار موسى غش كرده اين نبود مگر يك ذره از يك خردلى و از يك مثقال از نور مقدس مبارك حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام ) كه همه آنها را متلاشى كرد و همه آنها را خاك كرد.


    قال على (عليه السلام ): انا النور الذى اقتبس منه موسى فهدى ؛ منم نور آن چنان كه اقتباس كرد و گرفت يك پاره از آن موسى نبى هدايت يافت .







    ((اسراسر ولايت مطلقه ، ص 16)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  8. #78
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    على بن ابى طالب منشاء موجودات است



    روايت دارد روزى جبرئيل امين از خداوند تبارك و تعالى در خواست كرد خداوندا مرا آگاه فرمائيد مبداء نهرها و چشمه ها از كجا است

    وحى شد يا جبرئيل برو در فلان بستان و نظر كن (منشاء چشمه ها و نهرها را خواهى ديد)



    جبرئيل چون در آن بستان آمد يك عمارتى در وسط آن بستان مشاهده كرد و ديد در اطراف آن عمارت نهرها و چشمه ها جارى مى شود و جريان دارد به امر خداوند داخل آن قصر و يا عمارت شد ديد يك شخصى بزرگ در آنجا خوابيده و از انگشتان دو دست مبارك او نهرهاى متعدد جارى است از خداوند تقاضا كرد كه او را بشناسد كه اين شخص عظيم كه باشد

    وحى آمد كه اين شخص حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام ) خليفه من و وصى حضرت خاتم انبياء است .





    كل هم و غم سينجلى



    بولايتك ياعلى ياعلى ياعلى





    ((اسرار ولايت مطلقه ، ص 95)).



    قال على (عليه السلام ) انا مفجر العيون انا مطرد الانهار؛ فرمود: من هستم منفجر سازنده چشمه هاى آب ظاهر را در اين عالم و ساير عوالم هاى بى نهايت امكان و ظهور. منم جارى نماينده نهرهاى عوالم كون را.


    ((ولايت مطلقه ، ص 90)).







    قال على (عليه السلام ) انا داجى الارضين انا سماك السماوات ؛ (همان كتاب ، ص 97) يعنى منم پهن كننده زمين ها و منم آن كسى كه به واسطه من بلند شده است آسمان هاى هفتگانه .
    قال على (عليه السلام ) انا ترجمان وحى الله انا معصوم من عند الله .

    ((اسرار ولايت ، ص 105)).









    فرمود منم ترجمان و تفسير وحى الهى در عالم امكان بر هر نبى و هر ولى از انبياء و اوصياء و اولياء حتى بر زنبور عسل و بر زمين و بر آسمان و بر جبال و بر ذى روحى كه قابل وحى و الهام الهى باشد.


    قال على (عليه السلام ):



    انا الصيحه بالحق يوم الخروج الذى لا يكتم عنه خلق السماوات و الارض .



    ((اسرار ولايت مطلقه ، ص 126)).





    منم صيحه آواز بلندى به حق در روز خروج حضرت صاحب الامر (عليه السلام ) آن چنان صيحه اى كه پوشيده نمى ماند بر اهل زمين و آسمان ها يعنى صداى مرا تمامى اهل زمين و آسمان به حق مى شنوند.


    قال على (عليه السلام ) انا هادم القصور.


    اسرار ولايت ، ص 164.








    منم ريزاننده قصرها، روايت در رجعت ائمه (عليهم السلام ) و ظهور قائم حضرت مهدى (عليه السلام ) تمامى قصور و عمارات عاليه كه در مكه و مدينه و كوفه و شام و غيره مى باشند

    آن حضرت خراب مى فرمايد حتى خانه كعب بيت الله را خراب مى نمايد تا حدود سابقه آن كه بنا حضرت خليل الرحمن است

    و همچنين مسجد كوفه را خراب مى فرمايد تا حدود و سابقه آن كه در عصر جدش حضرت امير المؤ منين على (عليه السلام ) بوده و آن حضرت مسجدى تازه بنا مى گذارد كه يك حد آن از كربلاى معلى است و يك حد آن از كوفه و يك حد آن در شام است .



    و دوازده هزار باب دارد و قناديل آن به سبب ارتفاعش در بلاد شام و بصره ديده مى شود و به روشنائى مى دهد.








    ((همان كتاب ، ص 164)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  9. #79
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    على (عليه السلام ) منجى پيغمبران است باطنا







    قال (عليه السلام ):
    انا صاحب نوح و منجيه ، انا صاحب ايوب المبتلى و منجيه و شافيه ، و انا صاحب يونس و منجيه
    .




    ((ولايت مطلقه ، ص 177)).





    منم صاحب نوح در كشتى و غيره و نجات دهنده او و منم صاحب ايوب مبتلا به بليه شديده و نجات دهنده او از بلا و شفا دهنده او از مرضش به واسطه آن چشمه كه بر او ظاهر كردم و خود را در آن شست و شو كرد و زخمهايش التيام يافت و صحت پذيرفت .


    منم صاحب يونس و نجات دهنده او از شكم ماهى و روياننده درخت كدو و به جهت حفظ او از گرما و سرما به جاى لباس او.


    قال على (عليه السلام ):
    انا الذى خدمنى جبرئيل و ميكائيل انا الذى ردت على الشمس مرتين ، انا الذين خص الله تعالى جبرئيل و ميكائيل بالطاعه لى
    .


    ((ولايت مطلقه ، ص 306)).





    منم آن كسى كه خدمت مى نمايند مرا جبرائيل و ميكائيل منم آن كسى كه برگشت نمود آفتاب از براى من دو مرتبه تا آنكه نماز خود را ادا نمايم .


    منم آن كسى كه مخصوص فرمود خداوند تبارك و تعالى جبرئيل و ميكائيل را به اطاعت كردن به من .
    در احاديث وارد است كه جبرئيل دفعات عديده با ميكائيل خدمت كردند آن حضرت را از آن جمله يك دفه جنبانيدن گهواره فرزندان آن حضرت را چون حضرت زهرا مشغول خمير كردن بودند كه گريه اطفال ظاهر شد براى حضرت زهرا (عليها السلام ) ممكن نبود كه گهواره را حركت دهند ناگاه ديدند گهواره خود به خود به حركت در آمده و كلامى هم مى شنوند.


    انا فى الجنه نهرا من لبن لعلى و لزهرا و حسين و حسن .


    اين كيفيت را خدمت رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) عرض كردند آن حضرت فرمود: خداوند به جهت احترام اهل بيت من جبرئيل را بر خدمت تو و على و ذريه ات ماءمور فرمود و اين شهر هم از جبرئيل است .



    و يك دفعه ديگر آنكه در ليله المبيت كه على (عليه السلام ) در جاى رسول خدا خوابيد و جان خود را فداى حضرت رسول كرد و بعد حضرت رسول فرمود يا على خداوند افتخار فرمود به تو و من كه برادر هستيم به جبرئيل و ميكائيل زيرا كه آنها را هم در آسمان با يكديگر برادر فرمود و عمر يكى بيشتر از ديگر است

    حق تعالى امر فرمود كه به تسويه عمر آنها كه از هر كدام زياد است آن زيادى را به برادرش ببخشد تا عمر هر دو مساوى باشد او قبول نكرد حق تعالى فرمود نظر كنيد به سوى دو حبيب من كه چگونه على (عليه السلام ) جان خود را فداى برادر خود حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى نمايد و لهذا حكم فرمود كه جبرئيل و ميكائيل هر دو زمين آيند موكل و مستحفظ تو بشوند.


    و ملائكه عرش و كرسى و سماوات و ارض و كوه و دريا را امر فرمود كه به حكم تو باشند كه اگر بخواهى امر كنى آنها را بر هلاك مشركان قريش كه دور مرا گرفته اند و آن حضرت على (عليه السلام ) را در بستر خوابانيد و به غار تشريف بردند.








    ((ولايت مطلقه ، ص 360، نقل از بحار الانوار)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  10. #80
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    بت شكنى على (عليه السلام ) در دوران كودكى







    روزى ابو طالب پسرش على (عليه السلام ) را كه در آن هنگام كودك بود ديد كه بت ها را مى شكست با توجه به اينكه در آن عصر همه مردم جز اندكى بت پرسى بودند و جرم بت شكنى مساوى با اعدام بود.



    ابو طالب سراسيمه به خانه آمد و به همسرش فاطمه (عليها السلام ) گفت امروز على (عليه السلام ) را ديدم كه بت ها را مى شكند ترسيدم بزرگان قريش با خبر شوند و به او آسيب برسانند.


    فاطمه گفت : من خبرى عجيب ترى از اين به تو بدهم . آن هنگام كه على (عليه السلام ) بچه بود و در رحم من قرار داشت كنار كعبه رفتم و به قصد عبادت به خداوند يكتا به طواف كعبه پرداختم وقتى كه در طواف كعبه به رو به روى محل بتها مى رسيديم احساس مى كردم على (عليه السلام ) در رحم آن چنان دو پاى خود را فشار مى داد كه من از نزديك شدن به جايگاه بت ها ناتوان مى شد.


    و احساس مى كردم كه فرزندم نسبت به بت ها اظهار بيزارى مى كند.




    ((بحار الانوار، ج 42، ص 18)).

    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

صفحه 8 از 46 نخستنخست ... 45678910111218 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آشنايي با حديث مشهور ""سلسلة الذهب""
    توسط seyed yasin در انجمن علوم حديث
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 04-11-1391, 22:11
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 28-07-1391, 23:27
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-06-1391, 19:32
  4. آیا بهائیت یك "اقلیت دینی" یا "تفكر متفاوت" است؟
    توسط سابحات در انجمن اديان ، فرق و مكاتب غير آسماني
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 21-04-1390, 05:14
  5. •*"۞"*•توجه ...کلید زندگی موفق: بگویید...•*"۞"*•
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن خانواده
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 24-08-1389, 01:16

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •