خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام" سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"
صفحه 9 از 46 نخستنخست ... 567891011121319 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 454
  1. #81
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"





    كشتى گرفتن على بن ابى طالب (عليه السلام ) در كودكى و جوانى



    ابو طالب (عليه السلام ) ورزش كشتى را دوست داشت از اين رو پسران و پسر عموهاى خود را به گرد هم جمع مى كرد و به آنها مى گفت دو نفر دو نفر كشتى بگيريد

    در آن وقت على (عليه السلام ) كودكى بود و كم تر از ده سال داشت ابو طالب مى ديد پسرش حضرت على (عليه السلام ) با هر كسى كشتى مى گيرد بر او پيروز مى شود

    هنگامى كه منظره پيروز على (عليه السلام ) را مى ديد با احساسات پرشور مى گفت على (عليه السلام ) غالب شد جالب اينكه حضرت على (عليه السلام ) هنگامى كه بزرگ شد مانند زمان كودكى ورزش كشتى را دوست داشت .



    با دليران و قهرمانان كشتى مى گرفت و بر آنها پيروز مى شد و هميشه برنده بود.







    ((مناقب آل ابى طالب ، ج 1، ص 9)).

    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  2. #82
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    پيوستن على (عليه السلام ) به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در ده سالگى






    در آغاز بعث روزى ابوطالب (عليه السلام ) ديد كه پسرش على (عليه السلام ) كه در آن هنگام ده ساله بود با پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) هم عقيده شده و با او نماز مى خواند

    با نگاه مهر انگيز به على (عليه السلام ) گفت اين دينى را كه بر گزيده اى چگونه است

    على (عليه السلام ) در پاسخ فرمود:

    اى پدر ايمان آورده ام به خدا و رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) و پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) را در آنچه آورده تصديق نموده ام و همراه او براى خدا نماز مى خوانم و از او پيروى مى كنم .


    ابو طالب نه تنها فرزندش على (عليه السلام ) را نهى نكرد بلكه او را تشويق كرد

    و به او گفت : اما انه لم يدعك الا الى خير فالزمه ؛ آگاه باش محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) تو را جز به خير و سعادت دعوت نمى كند پس به او بپيوند و ملازم او باش .






    ((سيره ابن هشام ، ج 1، ص 364)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  3. #83
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    زبردستى عجيب على (عليه السلام ) برا حفظ پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )






    ابو لهب عموى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) مانع بزرگى براى گسترش اسلام بود و تا مى توانست كارشكنى مى كرد

    اما به حساب خويشاوندى با پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) از قتل او مانع مى شد


    روزى قريشيان به فكر توطئه اى افتادند و آن اين بود كه روز معينى ام جميل (همسر ابو لهب ) ابولهب را در خانه نگهدارد تا در غياب ابولهب پيامبر (صلى الله عليه و آله ) را به قتل رسانند

    ام جميل قوى همكارى داد - روز موعود فرا رسيد ام جميل در آن روز در خانه را محكم بست و در ميان اطاق شوهرش سرگرم كرد و از هر درى با او سخن مى گفت تا او را از بيرون خانه كاملا بى خبر نگهدارد.



    ابو طالب از ماجرا آگاه شد در فكر چاره جوئى فرو رفت سرانجام چاره عجيبى انديشيد و آن اينكه به فرزندش على (عليه السلام ) (كه در آن وقت نوجوان بود) گفت برو منزل عمويت ابولهب اگر در بسته بود دق الباب كن تا باز كنند اگر باز نكردند آن را بشكن و باز كن و خود را به ابولهب برسان


    و بگو پدرم گفت :


    شخصى كه عموى همانند تو و رئيس قوم داشته باشد خوار نمى گردد.


    على (عليه السلام ) به خانه ابولهب رفت دق الباب كرد او در را باز نكرد على (عليه السلام ) آن را فشار داد و شكست و باز كرد و خود را به ابولهب رساند و سخن فوق را گفت .


    ابولهب گفت پدرت راست گفته مگر چه شده على (عليه السلام ) ماجراى توطئه دشمن در مورد قتل پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) را در غياب او توضيح داد. ابولهب كه جمله فوق احساساتش را برانگيخته بود.


    برخاست شمشيرش را به دست گرفت و حركت كرد ام جميل سر راه ابو لهب را گرفت تا او را بر گرداند

    ولى او آن چنان خشمگين بود كه سيلى محكمى به صورت ام جميل زد كه چشمش آسيب سختى ديد به طورى كه بر اثر آن بعدا ام جميل مرد ام جميله كنار رفت و ابولهب سراسيمه خود را به قوم رسانيد

    قريش متوجه او شدند، ديدند آثار خشم از چهره او آشكار است .

    ابولهب فرياد زد، من با شما هم پيمان شده ام كه مسلمان نشوم و جلوگسترش اسلام را بگيرم ولى شما در غياب من براى قتل برادر زاده ام توطئه چيده ايد به لات و عزى (دو بت بزرگ ) سوگند اگر از اين توطئه دست نكشيد مسلمان مى شوم

    آنها ديدند مسلمان شدن ابولهب خيلى گران تمام مى شود از در پوزش وارد شده و از تصميم خود اظهار پشيمانى كردند آن گاه ابولهب خاموش شد.







    ((بحار الانوار، ج 22، ص 265)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  4. #84
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    همراهى على (عليه السلام ) با پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در دو هجرت موقت






    هنگامى كه ابوطالب پدر بزرگوار على (عليه السلام ) در سال دهم بعثت در مكه از دنيا رفت آزار مشركان نسبت به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) بيش تر شد

    چرا كه ديگر ابوطالب نبود تا از آنها جلوگيرى نمايد پيامبر (صلى الله عليه و آله ) براى حفظ جان خود دو بار از مكه هجرت موقت كرد

    يك بار به سوى طائف رفت و در آنجا ده روز به گفته بعضى چهل روز ماند و مردم را به اسلام دعوت كرد

    ولى هيچ كس دعوت آن حضرت را نپذيرفت بلكه به تحريك مزدوران مغرور آن حضرت سنگباران كردند و آن حضرت با پاى خون آلود از طائف بيرون آمد

    در اين سفر خطير حضرت على (عليه السلام ) و زيد بن حارثه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) را همراهى مى كردند.



    ((شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 14، ص 96)).




    ايضا نقل شده كه آن حضرت پس از وفات ابوطالب به هجرت ديگر باز دست زد - او وحى شد از مكه بيرون برو زيرا ياور تو از دنيا رفته است

    رسول گرامى همراه حضرت على (عليه السلام ) از مكه خارج شد و به ميان قبيله بنى عامر بن صعصعه رفت و خود را به آنها معرفى كرد و از آنها درخواست يارى نمود و آيات قرآن را براى آنها خواند


    ولى آنها دعوت آن حضرت را نپذيرفتند آن حضرت ده روز به اين هجرت كه نخستين هجرت آن حضرت بود ادامه داد.




    ((شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 4، ص 128)).






    در تاريخ آمده ابن ابى الحديد دانشمند معروف اهل تسنن در ضمن گفتارش ‍ و اشعارى كه سرود مى گويد:



    اگر ابوطالب و پسرش على (عليه السلام ) نبودند ستون دين اسلام بر پاشد آنها هر دو براى استوارى دين قيام كردند.








    ((شرح نهج البلاغه ، ج 14، ص 84)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  5. #85
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    نگاهى به زندگى على (عليه السلام )









    خوابيدن على (عليه السلام ) در بستر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم )




    در شب هجرت يكى از افتخارات زندگى حضرت على (عليه السلام )




    اينكه آن حضرت در شب هجرت پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به مدينه



    در بستر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) خوابيد.








    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  6. #86
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    شرح كوتاه براى خوانندگان عزيز





    مشركان از هر راهى وارد شدند نتوانستند از پيشروى پيامبر جلوگيرى كنند سرانجام سران آنها در مجلس شوراى خود (دار الندوه ) به گرد هم نشستند و هر كسى چيزى گفت سرانجام راءيشان بر اين شد كه از هر قبيله اى يك نفر شجاع انتخاب شود.



    انتخاب شدگان شبانه خانه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) را محاصره كنند و به بسترش حمله كرده و او را بكشند. (25 نفر بودند آنها از 25 قبيله با 15 نفر از 15 قبيله بودند).


    ((بحار الانوار، ج 19، ص 54 و 72)).






    و اگر بنى هاشم خون بهاى او را مطالبه كردند خون بهاى او را همه قبايل بپردازند آن شب فرا رسيد 25 نفر از جلادان و مزدوران خون آشام مشركان كه تعدادشان زياد بود اطراف خانه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) را محاصره نمودند جبرئيل از طرف خداوند ماجرا را به پيغمبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) خبر داد و آن حضرت را ماءمور به هجرت كرد.


    پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) على (عليه السلام ) را طلبيد و ماجرا را به او گفت و به او فرمود امشب در بستر من بخواب (خوابيدن على (عليه السلام ) در بستر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) موجب آن مى شد كه مشركان گمان برند كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در بستر خوابيده و پيامبر با اين تاكتيك هجرت نمايد و از گزند مشركان نجات يابد و نيز على (عليه السلام ) در غياب پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) امانت هاى مردم را كه در حضور پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) بود به صاحبانش ‍ رد كند.



    هنگامى كه على (عليه السلام ) از توطئه مشركان باخبر شد از اينكه پيامبر مهربان (صلى الله عليه و آله و سلم ) در چنين خطرى قرار گرفته گريه كرد و هنگامى كه شنيد پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به او مى فرمايد: در رختخواب من بخواب آرامش يافت و عرض كرد:



    او تسلم انت يا رسول الله ان فديتك بنفسى ؛ يعنى اى رسول خدا آيا اگر من جانم را قربانت كنم تو سالم مى مانى .


    ((الائمه الاثنى عشر، ج 1، ص 165)).






    پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: بلى پروردگارم چنين به من وعده داده است على (عليه السلام ) شاد شده و هر گونه پريشانى از وجودش بر طرف گرديد.


    در روايت ديگر آمده على (عليه السلام ) عرض كرد:

    او تسلمن بمبيتى هناك يا نبى الله ؛


    اى پيامبر خدا آيا خوابيدن من در بستر تو قطعا سالم مى مانم پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: آرى در اين هنگام على (عليه السلام ) از خوشحالى خنديد و با اشاره به طرف زمين سجده شكرى به جا آورد.


    ((بحار الانوار، ج 19، ص 60 و 54)).






    على (عليه السلام ) در اين هنگام با كمال شجاعت و قوت قلب در بستر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) خوابيد و روپوش سبز رنگ پيامبر را به روى خود كشيد.



    جوانان قلدر و انتخاب شده مشركان اطراف خانه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) را محاصره نمودند و درز به داخل خانه نگاه مى كردند در ظاهر ديدند كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در بسترش خوابيده است ولى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) قبل از محاصره آنها از خانه خارج شده بود.



    هنگامى كه وقت هجوم فرا رسيد دست جمعى با شمشيرهاى كشيده وارد خانه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) شدند و در كنار بستر آن حضرت آمدند،


    ناگاه ديدند على (عليه السلام ) از بستر برجهيد، مشركان تا چهره على (عليه السلام ) را ديدند حيران شدند و گفتند محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) كجا است ؟


    على (عليه السلام ) فرمود: مگر او را به من سپرده بوديد كه از من سراغ او را می گيرند.






    ((تاريخ طبرى ، ج 2، ص 47)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  7. #87
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    درگيرى شديد على (عليه السلام ) با مهاجمان




    مطابق بعضى از روايات آن شب همچنان خانه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در محاصره بود تا آن گاه كه سفيده سحر دميد،

    آنها ديدند با روشن شدن هوا شناخته و رسوا مى شوند، به طرف بستر پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) حمله كردند

    على (عليه السلام ) ديد جمعى شمشيرها از نيام بركشيده اند و در پيشاپيش آنها (خالد بن وليد) با شمشيرى بران به پيش ‍ مى آيد،

    حضرت على (عليه السلام ) با سرعتى عجيب به سوى خالد پريد و خالد را غافلگير كرد و دستش را گرفت و آن چنان فشار داد كه نعره و فغان خالد بلند شد

    على (عليه السلام ) شمشير خالد را گرفت و به يورشيان حمله كرد كه آنها همچون رميدن حيوانات به وسط حياط رميدند


    ناگاه ديدند على (عليه السلام ) به آنها حمله كرده است گفتند ما به تو كارى نداريم رفيق تو (محمد) كجاست ؟ على (عليه السلام ) پاسخ داد من از او خبرى ندارم .



    ((بحار الانوار، ج 19، ص 61 و 62)).




    مباهات خدا به فرشتگان در مورد جانبازى على (عليه السلام ) آن شب خداوند به دو فرشته بزرگ ميكائيل و جبرئيل چنين وحى كرد من شما را برادر يكديگر نمودم و عمر يكى از شما را بر ديگر طولانى تر نمودم كدام يك از شما مرگ زودتر را بپذيرد.

    و زندگى خود را فداى پيامبر نموده است آنها به زمين فرود آمدند و كنار بستر على (عليه السلام ) رفتند و او را از دشمنانش حفظ نمودند ميكائيل در كنار پايش ايستاد و جبرئيل در كنار سرش خطاب به على (عليه السلام ) گفتند: بخ بخ من مثلك يابن ابى طالب يباهى الله بك الملائكه ؛



    به به و آفرين به تو چه كسى مثل تو است اى پسر ابوطالب كه خداوند به وجود تو در ميان فرشتگان مباهات مى كند در اين هنگام خداوند اين آيه
    (18)
    را در شاءن على (عليه السلام ) نازل و من الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضاه الله ؛


    بعضى از (با ايمان و فداكار همچون على (عليه السلام ) به هنگام خوابيدن در بستر پيامبر) جان خود را در برابر خشنودى خدا فروشند.





    ((بحار الانوار، ج 19، ص 39)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  8. #88
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"







    على (عليه السلام ) همراه با رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) هنگامى كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) از مكه خارج شد در مسير راه ابوبكر را ديد و با هم به غار ثور كه در نقطه جنوب مكه قرار گرفته است رفتند و سه شب در آنجا پنهان شدند

    مشركان براى يافتن پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) بسيج شدند و براى يابنده صد شتر را به عنوان جايزه تعيين نمودند.



    در چنين شرايطى حضرت على (عليه السلام ) شبانه به غار ثور رفت و آمد مى كرد و براى پيامبر آب و غذا مى برد و در مورد فراهم كردن وسايل هجرت به مدينه با هم سخن مى گفتند.


    على (عليه السلام ) در استدلال خود در ماجراى شورا بعد از فوت عمر به اين سابقه درخشان خود اشاره كرده و مى
    فرمايد به خدا قسم مى دهم شما را آيا جز من هيچ كس هست در آن هنگام كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در غار بود براى او غذا ببرد و اخبار مكه را به آن حضرت گزارش دهد همه حاضران اقرار كردند كه نه جز تو كسى اين كار را نكرد.


    ((احتجاج طبرى ، ج 1، ص 204)).





    در يكى از شب ها كه على (عليه السلام ) پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) در غار ملاقات كرد پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به على (عليه السلام ) دستور داد

    كه دو شتر براى حركت به سوى مدينه فراهم كند و فردا در روز روشن در مكه با صداى بلند اعلام كند كه هر كس نزد محمد امانتى دارد يا از او است بيايد و پس بگيرد.


    سپس مقدمات سفر:

    1. فاطمه بنت اسد مادر على (عليه السلام )؛

    2. فاطمه زهرا (عليه السلام )؛


    3. فاطمه دختر زبير بن عبدالمطلب و كسانى از بنى هاشم را كه به هجرت تمايل دارند فراهم نمايد.



    ((تاريخ طبرى ، ج 2، ص 104؛ بحار الانوار، ج 19، ص 57)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  9. #89
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"







    حضرت على (عليه السلام ) در آن شرائط سخت همه اين دستورها را با كمال شجاعت و دلاورى انجام داد و در آن سه روز و سه شب از خاندان پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) سرپرستى نمود

    پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) جلوتر با همراهان به سوى مدينه حركت نمود و در روز دوشنبه 12 ماه ربيع الاول به دهكده قبا كه در آن وقت در دو فرسخى مدينه قرار داشت رسيد در آنجا تا آخر هفته به انتظار ورود حضرت على (عليه السلام ) باقى ماند.



    حضرت على (عليه السلام ) در دل شب از طريق ذى طوى با همراهان از مكه به سوى مدينه حركت كردند جاسوسان قريش هجرت دسته جمعى على (عليه السلام ) و همراهانش را به مشركان خبر دادند

    گروهى از مشركان براى برگرداندن على (عليه السلام ) و همراهان حركت نمودند و در محل ضجنان با آن حضرت رو به رو شدند سخنان زيادى بين آنها رخ داد و سرانجام دشمن مى خواست حمله كند حضرت على (عليه السلام ) چاره اى جز دفاع نديد و با قاطعيت اعلام كرد هر كس مى خواهد قطعه قطعه شود نزديك آيد.


    ماءموران قريش هشدار على (عليه السلام ) را جدى گرفتند از راهى كه آمده بودند بازگشتند حضرت على (عليه السلام ) و همراهان به راه خود ادامه دادند و آن راه طولانى بين مكه مدينه را به سختى بپيمودند


    به طورى كه وقتى به دهكده قبا رسيدند پاهايش مجروح و خون آلود شده بود پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) به استقبال على (عليه السلام ) شتافت و او را در آغوش گرفت و هنگامى كه پاهاى مجروح على (عليه السلام ) را ديد چشمانش پر از اشك شد


    به اين ترتيب على (عليه السلام ) و همراهانش ‍ پس از سه روز به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) ملحق شدند.




    ((كامل ابن اثير، ج 2، ص 75؛ اعلام الورى ، ص 192)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

  10. #90
    عضو خودماني
    ساجده آواتار ها

    تاریخ عضویت : خرداد 1389
    نوشته : 1,785      تشکر : 1,289
    2,012 در 773 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ساجده آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"




    مختصرى از حادثه خيبر كه به دست على (عليه السلام ) رخ داد




    خيبر در 32 فرسخى شمال مدينه مى باشد داراى هفت قلعه بود هر كدام يك اسم مخصوص دارد كه نياز به ذكر آن نيست

    و بيست هزار نفر از يهوديان در آن قلعه ها سكونت داشتند آنها هيچ گاه از كار شكنى و دشمنى با اسلام دست بر نمى داشتند و همواره به دشمنان كمك مى كردند و قلعه هاى آنها (همچون كشور اسرائيل در عصر حاضر) كانونى بر ضد حكومت اسلامى بود


    پيامبر با هزار و ششصد نفر از سپاه اسلام براى سركوبى آنها به سوى خيبر حركت كردند جنگ جويان خيبر كه حدود دو هزار نفر بودند و سليم حكومت اسلامى نشدند

    سپاه اسلام قلعه هاى آنها را يكى پس از ديگرى فتح كردند ولى نگرفتند در اين مدت هر روز سپاه اسلام تحت فرماندهى يكى از اصحاب براى گشودن اين دو قلعه مى رفتند

    ولى بى نتيجه باز مى گشتند يك روز ابوبكر فرمانده لشگر شد روز ديگرى عمر فرمانده شد ولى يهوديان به فرماندهى (مرحب از لشگر جلوگيرى نمودند و به اين ترتيب سپاه شكست مى خورد و به پايگاه خود باز مى گشت ).


    پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) و سرداران اسلام از اين وضع بسيار ناراحت بودند

    تا اينكه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) سران لشگر را به حضور طلبيد و فرمود فردا اين پرچم را به دست مردى مى دهم كه خدا و رسولش را دوست دارد و خداوند اين مشكل را به دست او مى گشايد او كسى است كه پشت به دشمن نمى كند،

    شب فرا رسيد همه در انتظار فردا به سر مى بردند تا ببينند اين افتخار نصيب كدام رادمردى مى شود فردا رسيد سپاه اسلام با سكوتى بر انتظار به پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) توجه داشتند

    ناگاه شنيدند كه آن حضرت فرمود:

    على (عليه السلام ) كجاست ؟ گفته شد درد چشم شديدى گرفته است و در گوشه اى استراحت نموده است

    فرمود او را بياوريد على (عليه السلام ) را آوردند پيامبر دستى بر چشمان على (عليه السلام ) كشيد و براى او دعا كرد درد چشم او همان دم بر طرف شد

    آن گاه سپاه اسلام را به فرماندهى على (عليه السلام ) روانه ميدان كرد امير مؤ منان على (عليه السلام ) شتابان به سوى قلعه خيبر حركت كرد پرچم اسلام را در كنار در خيبر بر زمين نصب نمود

    در اين هنگام در خيبر باز شد دلاور مردان يهود از قلعه بيرون آمدند درگيرى شديدى رخ داد حارث برادر (مرحب ) قهرمان دشمن به ميدان آمد و با نعره هاى وحشت انگيز خود رجز خواند حضرت على (عليه السلام ) مثل كوهى استوار به او حمله كرد و همان دم او را بر خاك هلاكت افكند.


    در اين لحظه مرحب يكه تاز يهود به ميدان آمد و رجز خواند مضمون رجز اين است كه گفت : در و ديوار خيبر مى داند كه من مرحب هستم ، مجهز به اسلحه و قهرمان آزموده جنگى مى باشم . حضرت على (عليه السلام ) هماندم در برابر او قرار گرفت و چنين رجز خواند.


    من همان كه مادرم مرا حيدر (شير) خواند؛ مرد دلاور و شير بيشه هاى شجاعت مى باشم ، درگيرى شديد شروع شد ولى طولى نكشيد كه ضربت على (عليه السلام ) بر سر مرحب فرود آمد اين ضربت به قدرى شديد بود كه كلاه خود و سنگ و بر سر مرحب را شكست و تا دندان او را دو نيم ساخت مرحب كشته شد و همراهان او گريختند.





    ((بحار الانوار، ج 21، ص 15 و 16؛ تاريخ طبرى ، ج 2، ص 94)).
    خلاصه مصائب جانسوز چهارده معصوم"عليهم السلام"

صفحه 9 از 46 نخستنخست ... 567891011121319 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آشنايي با حديث مشهور ""سلسلة الذهب""
    توسط seyed yasin در انجمن علوم حديث
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 04-11-1391, 22:11
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: 28-07-1391, 23:27
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 12-06-1391, 19:32
  4. آیا بهائیت یك "اقلیت دینی" یا "تفكر متفاوت" است؟
    توسط سابحات در انجمن اديان ، فرق و مكاتب غير آسماني
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 21-04-1390, 05:14
  5. •*"۞"*•توجه ...کلید زندگی موفق: بگویید...•*"۞"*•
    توسط خادمه صدیقه طاهره(س) در انجمن خانواده
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 24-08-1389, 01:16

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •