ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 57
  1. #31
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღ ღ.• ღ اشعار مشهور ღ.• ღ ღ.• ღ




    يکی لحظه از او دوری نبايد
    کز آن دوری خرابی ها فزايد
    تو می گويی که بازآيم چه باشد
    تو بازآيی اگر دل در گشايد
    بسی اين کار را آسان گرفتند
    بسی دشوارها آسان نمايد
    چرا آسان نمايد کار دشوار
    که تقدير از کمين عقلت ربايد
    به هر حالی که باشی پيش او باش
    که از نزديک بودن مهر زايد
    اگر تو پاک و ناپاکی بمگريز
    که پاکی ها ز نزديکی فزايد
    چنانک تن بسايد بر تن يار
    به ديدن جان او بر جان بسايد
    چو پا واپس کشد يک روز از دوست
    خطر باشد که عمری دست خايد
    جدايی را چرا می آزمايی
    کسی مر زهر را چون آزمايد
    گياهی باش سبز از آب شوقش
    مينديش از خری کو ژاژ خايد
    سرک بر آستان نه همچو مسمار
    که گردون اين چنين سر را نسايد
    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. #32
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღ ღ.• ღ اشعار مشهور ღ.• ღ ღ.• ღ




    ز خاک من اگر گندم برآيد
    از آن گر نان پزی مستی فزايد
    خمير و نانبا ديوانه گردد
    تنورش بيت مستانه سرايد
    اگر بر گور من آيی زيارت
    تو را خرپشته ام رقصان نمايد
    ميا بی دف به گور من ای برادر
    که در بزم خدا غمگين نشايد
    زنخ بربسته و در گور خفته
    دهان افيون و نقل يار خايد
    بدری زان کفن بر سينه بندی
    خراباتی ز جانت درگشايد
    ز هر سو بانگ جنگ و چنگ مستان
    ز هر کاری به لابد کار زايد
    مرا حق از می عشق آفريدست
    همان عشقم اگر مرگم بسايد
    منم مستی و اصل من می عشق
    بگو از می بجز مستی چه آيد
    به برج روح شمس الدين تبريز
    بپرد روح من يک دم نپايد
    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. #33
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღ ღ.• ღ اشعار مشهور ღ.• ღ ღ.• ღ




    ز رويت دسته ی گل می توان کرد
    ز زلفت شاخ سنبل می توان کرد
    ز قد پر خم من در ره عشق
    بر آب چشم من پل می توان کرد
    ز اشک خون همچون اطلس من
    براق عشق را جل می توان کرد
    ز هر حلقه ازان زلفين پر بند
    پی گردنکشان غل می توان کرد
    تو دريايی و من يک قطره ای جان
    وليکن جزو را کل می توان کرد
    دلم صد پاره شد هر پاره نالان
    که از هر پاره بلبل می توان کرد
    تو قاف قندی و من لام لب تلخ
    ز قاف و لام ما قل می توان کرد
    مرا همشيره است انديشه ی تو
    ازين شيره بسی مل می توان کرد
    رهی دورست و جان من پياده
    ولی دل را چو دلدل می توان کرد
    خمش کن زانکه بی گفت زباني
    جهان پر بانگ و غلغل می توان کرد

    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. #34
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღ ღ.• ღ اشعار مشهور ღ.• ღ ღ.• ღ




    دل با دل دوست در حنين باشد
    گويای خموش همچنين باشد
    گويم سخن و زبان نجنبانم
    چون گوش حسود در کمين باشد
    دانم که زبان و گوش غمازند
    با دل گويم که دل امين باشد
    صد شعله ی آتش است در ديده
    از نکته دل که آتشين باشد
    خود طرفه تر اين که در دل آتش
    چندين گل و سرو و ياسمين باشد
    زان آتش باغ سبزتر گردد
    تا آتش و آب همنشين باشد
    ای روح مقيم مرغزاری تو
    کان جا دل و عقل دانه چين باشد
    آن سوی که کفر و دين نمی گنجد
    کی ما و من فلان دين باشد
    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. #35
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღ ღ.• ღ اشعار مشهور ღ.• ღ ღ.• ღ




    ای رستخيز ناگهان وی رحمت بی منتها
    ای آتشی افروخته در بيشه ی انديشها
    امروز خندان آمدی، مفتاح زندان آمدي
    بر مستمندان آمدی چون بخشش و فضل خدا
    خورشيد را حاجب تويی، اميد را واجب تويي
    مطلب تويی، طالب تويی، هم منتها، هم مبتدا
    در سينه ها برخاسته، انديشه را آراسته
    هم خويش حاجت خواسته، هم خويشتن کرده روا
    ای روح بخش بی بدل وی لذت علم و عمل
    باقی بهانه ست و دغل، کين علت آمد وان دوا
    ما زان دغل کژ بين شده، با بی گنه در کين شده
    گه مست حورالعين شده، گه مست نان و شوربا
    اين سُکر بين هل عقل را وين نقل بين هل نقل را
    کز بهر نان و بقل را چندين نشايد ماجرا
    تدبير صد رنگ افکنی، بر روم و بر زنگ افکني
    وندر ميان جنگ افکنی فی اصطناع لايُري
    می مال پنهان گوش جان، می نه بهانه بر کسان
    جان رب خلصنی زنان والله که لاغست ای کيا
    خامش که بس مستعجلم، رفتم سوی پای علم
    کاغذ بنه بشکن قلم، ساقی در آمد الصلا
    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. #36
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღ ღ.• ღ اشعار مشهور ღ.• ღ ღ.• ღ




    ای طايران قدس را عشقت فزوده بالها
    در حلقه سودای تو روحانيان را حالها
    در لا احب افلين پاکی ز صورتها يقين
    در ديدههای غيب بين هر دم ز تو تمثالها
    افلاک از تو سرنگون خاک از تو چون دريای خون
    ماهت نخوانم ای فزون از ماهها و سالها
    کوه از غمت بشکافته وان غم به دل درتافته
    يک قطره خونی يافته از فضلت اين افضالها
    ای سروران را تو سند بشمار ما را زان عدد
    دانی سران را هم بود اندر تبع دنبالها
    سازی ز خاکی سيدی بر وی فرشته حاسدی
    با نقد تو جان کاسدی پامال گشته مالها
    آن کو تو باشی بال او ای رفعت و اجلال او
    آن کو چنين شد حال او بر روی دارد خالها
    گيرم که خارم خار بد خار از پی گل ميزهد
    صراف زر هم مينهد جو بر سر مثقالها
    فکری بدست افعالها خاکی بدست اين مالها
    قالی بدست اين حالها حالی بدست اين قالها
    آغاز عالم غلغله پايان عالم زلزله
    عشقی و شکری با گله آرام با زلزالها
    توقيع شمس آمد شفق طغرای دولت عشق حق
    فال وصال آرد سبق کان عشق زد اين فالها
    از رحمه للعالمين اقبال درويشان ببين چون
    مه منور خرقهها چون گل معطر شالها
    عشق امر کل ما رقعهای او قلزم و ما جرعهاي
    او صد دليل آورده و ما کرده استدلالها
    از عشق گردون متلف بيعشق اختر منخسف
    از عشق گشته دال الف بيعشق الف چون دالها
    آب حيات آمد سخن کايد ز علم من لدن
    جان را از او خالی مکن تا بردهد اعمالها
    بر اهل معنی شد سخن اجمالها تفصيلها
    بر اهل صورت شد سخن تفصيلها اجمالها
    گر شعرها گفتند پر پر به بود دريا ز در
    کز ذوق شعر آخر شتر خوش ميکشد ترحالها
    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. #37
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღ ღ.• ღ اشعار مشهور ღ.• ღ ღ.• ღ




    ای يوسف خوش نام ما، خوش می روی بر بام ما
    ای در شکسته جام ما، ای بر دريده دام ما
    ای نور ما، ای سور ما، ای دولت منصور ما
    جوشی بنه در شور ما تا می شود انگور ما
    ای دلبر و مقصود ما، ای قبله و معبود ما
    آتش زدی در عود ما، نظاره كن در دود ما
    ای يار ما عيّار ما، دام دل خمّار ما
    پا وا مكش از كار ما، بستان گرو دستار ما
    در گل بمانده پای دل، جان می دهم چه جای دل!
    وز آتش سودای دل، ای وای دل ای وای ما

    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. #38
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღ ღ.• ღ اشعار مشهور ღ.• ღ ღ.• ღ




    آن شکل بين وان شيوه بين وان قد و خد و دست و پا
    آن رنگ بين وان هنگ بين وان ماه بدر اندر قبا
    از سرو گويم يا چمن از لاله گويم يا سمن
    از شمع گويم يا لگن يا رقص گل پيش صبا
    ای عشق چون آتشکده در نقش و صورت آمده
    بر کاروان دل زده يک دم امان ده يا فتی
    در آتش و در سوز من شب می برم تا روز من
    ای فرخ پيروز من از روی آن شمس الضحی
    بر گرد ماهش می تنم بی لب سلامش می کنم
    خود را زمين برمی زنم زان پيش کو گويد صلا
    گلزار و باغ عالمی چشم و چراغ عالمی
    هم درد و داغ عالمی چون پا نهی اندر جفا
    آيم کنم جان را گرو گويی مده زحمت برو
    خدمت کنم تا واروم گويی که ای ابله بيا
    گشته خيال همنشين با عاشقان آتشين
    غايب مبادا صورتت يک دم ز پيش چشم ما
    ای دل قرار تو چه شد وان کار و بار تو چه شد
    خوابت که می بندد چنين اندر صباح و در مسا
    دل گفت حسن روی او وان نرگس جادوی او
    وان سنبل ابروی او وان لعل شيرين ماجرا
    ای عشق پيش هر کسی نام و لقب داری بسی
    من دوش نام ديگرت کردم که درد بی دوا
    ای رونق جانم ز تو چون چرخ گردانم ز تو
    گندم فرست ای جان که تا خيره نگردد آسيا
    ديگر نخواهم زد نفس اين بيت را می گوی و بس
    بگداخت جانم زين هوس ارفق بنا يا ربنا
    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. #39
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღ ღ.• ღ اشعار مشهور ღ.• ღ ღ.• ღ




    بگريز ای مير اجل از ننگ ما از ننگ ما
    زيرا نمی دانی شدن همرنگ ما همرنگ ما
    از حمله های جند او وز زخم های تند او
    سالم نماند يک رگت بر چنگ ما بر چنگ ما
    اول شرابی درکشی سرمست گردی از خوشي
    بيخود شوی آنگه کنی آهنگ ما آهنگ ما
    زين باده می خواهی برو اول تنک چون شيشه شو
    چون شيشه گشتی برشکن بر سنگ ما بر سنگ ما
    هر کان می احمر خورد بابرگ گردد برخورد
    از دل فراخی ها برد دلتنگ ما دلتنگ ما
    بس جره ها در جو زند بس بربط شش تو زند
    بس با شهان پهلو زند سرهنگ ما سرهنگ ما
    ماده است مريخ زمن اين جا در اين خنجر زدن
    با مقنعه کی تان شدن در جنگ ما در جنگ ما
    گر تيغ خواهی تو ز خور از بدر برسازی سپر
    گر قيصری اندرگذر از زنگ ما از زنگ ما
    اسحاق شو در نحر ما خاموش شو در بحر ما
    تا نشکند کشتی تو در گنگ ما در گنگ ما

    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  10. #40
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღ ღ.• ღ اشعار مشهور ღ.• ღ ღ.• ღ




    بنشسته ام من بر درت تا بوک بر جوشد وفا
    باشد که بگشايی دری گويی که برخيز اندرآ
    غرقست جانم بر درت در بوی مشک و عنبرت
    ای صد هزاران مرحمت بر روی خوبت دايما
    ماييم مست و سرگران فارغ ز کار ديگران
    عالم اگر برهم رود عشق تو را بادا بقا
    عشق تو کف برهم زند صد عالم ديگر کند
    صد قرن نو پيدا شود بيرون ز افلاک و خل
    ای عشق خندان همچو گل وی خوش نظر چون عقل کل
    خورشيد را درکش به جل ای شهسوار هل اتی
    امروز ما مهمان تو مست رخ خندان تو
    چون نام رويت می برم دل می رود والله ز جا
    کو بام غير بام تو کو نام غير نام تو
    کو جام غير جام تو ای ساقی شيرين ادا
    گر زنده جانی يابمی من دامنش برتابمی
    ای کاشکی درخوابمی در خواب بنمودی لقا
    ای بر درت خيل و حشم بيرون خرام ای محتشم
    زيرا که سرمست و خوشم زان چشم مست دلربا
    افغان و خون ديده بين صد پيرهن بدريده بين
    خون جگر پيچيده بين بر گردن و روی و قفا
    آن کس که بيند روی تو مجنون نگردد کو بگو
    سنگ و کلوخی باشد او او را چرا خواهم بلا
    رنج و بلايی زين بتر کز تو بود جان بی خبر
    ای شاه و سلطان بشر لا تبل نفسا بالعمی
    جان ها چو سيلابی روان تا ساحل دريای جان
    از آشنايان منقطع با بحر گشته آشنا
    سيلی روان اندر وله سيلی دگر گم کرده ره
    الحمدلله گويد آن وين آه و لا حول و لا
    ای آفتابی آمده بر مفلسان ساقی شده
    بر بندگان خود را زده باری کرم باری عطا
    گل ديده ناگه مر تو را بدريده جان و جامه را
    وان چنگ زار از چنگ تو افکنده سر پيش از حيا
    مقبلترين و نيک پی در برج زهره کيست نی
    زيرا نهد لب بر لبت تا از تو آموزد نوا
    نی ها و خاصه نيشکر بر طمع اين بسته کمر
    رقصان شده در نيستان يعنی تعز من تشا
    بد بی تو چنگ و نی حزين برد آن کنار و بوسه اين
    دف گفت می زن بر رخم تا روی من يابد بها
    اين جان پاره پاره را خوش پاره پاره مست کن
    تا آن چه دوشش فوت شد آن را کند اين دم قضا
    حيفست ای شاه مهين هشيار کردن اين چنين
    والله نگويم بعد از اين هشيار شرحت ای خدا
    يا باده ده حجت مجو يا خود تو برخيز و برو
    يا بنده را با لطف تو شد صوفيانه ماجرا
    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •