ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 57
  1. #41
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღ ღ.• ღ اشعار مشهور ღ.• ღ ღ.• ღ




    جز وی چه باشد کز اجل اندر ربايد کل ما
    صد جان بر افشانم بر او گويم هنييا مرحبا
    رقصان سوی گردون شوم زان جا سوی بی چون شوم
    صبر و قرارم برده ای ای ميزبان زودتر بيا
    از مه ستاره می بری تو پاره پاره می بری
    گه شيرخواره می بری گه می کشانی دايه را
    دارم دلی همچون جهان تا می کشد کوه گران
    من که کشم که کی کشم زين کاهدان واخر مرا
    گر موی من چون شير شد از شوق مردن پير شد
    من آردم گندم نيم چون آمدم در آسيا
    در آسيا گندم رود کز سنبله زادست او
    زاده مهم نی سنبله در آسيا باشم چرا
    نی نی فتد در آسيا هم نور مه از روزنی
    زان جا به سوی مه رود نی در دکان نانبا
    با عقل خود گر جفتمی من گفتنی ها گفتمي
    خاموش کن تا نشنود اين قصه را باد هوا
    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. #42
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღ ღ.• ღ اشعار مشهور ღ.• ღ ღ.• ღ




    من از کجا پند از کجا؟ باده بگردان ساقيا
    آن جام جان افزای را بر ريز بر جان ، ساقيا
    بر دست من نه جام جان ، ای دستگير عاشقان
    دور از لب بيگانگان پيش آر پنهان ، ساقيا
    نانی بده نان خواره را ، آن طامع بيچاره را
    آن عاشق نانباره را کنجی بخسبان ، ساقيا
    ای جان جان جان جان ، ما نامديم از بهر نان
    برجه ، گدا رويی مکن در بزم سلطان ، ساقيا
    اول بگير آن جام مه ، بر کفه ی آن پير نه
    چون مست گردد پير ده رو سوی مستان ، ساقيا
    رو سخت کن ای مرتجا، مست از کجا شرم از کجا!!
    ور شرم داری يک قدح بر شرم افشان ، ساقيا
    بر خيز ای ساقی بيا ، ای دشمن شرم و حيا
    تا بخت ما خندان شود، پيش آی خندان ، ساقيا
    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. #43
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღ ღ.• ღ اشعار مشهور ღ.• ღ ღ.• ღ




    مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا
    مهمان صاحب دولتم که دولتش پاينده با
    بر خوان شيران يک شبی بوزينه ای همراه شد
    استيزه رو گر نيستی او از کجا شير از کجا
    بنگر که از شمشير شه در قهرمان خون می چکد
    آخر چه گستاخی است اين والله خطا والله خطا
    گر طفل شيری پنجه زد بر روی مادر ناگهان
    تو دشمن خود نيستی بر وی منه تو پنجه را
    آن کو ز شيران شير خورد او شير باشد نيست مرد
    بسيار نقش آدمی ديدم که بود آن اژدها
    نوح ار چه مردم وار بد طوفان مردم خوار بد
    گر هست آتش ذره ای آن ذره دارد شعله ها
    شمشيرم و خون ريز من هم نرمم و هم تيز من
    همچون جهان فانيم ظاهر خوش و باطن بلا
    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. #44
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღ ღ.• ღ اشعار مشهور ღ.• ღ ღ.• ღ




    ای طوطی عيسی نفس وی بلبل شيرين نوا
    هين زهره را کاليوه کن زان نغمه های جان فزا
    دعوی خوبی کن بيا تا صد عدو و آشنا
    با چهره ای چون زعفران با چشم تر آيد گوا
    غم جمله را نالان کند تا مرد و زن افغان کند
    که داد ده ما را ز غم کو گشت در ظلم اژدها
    غم را بدرانی شکم با دورباش زير و بم
    تا غلغل افتد در عدم از عدل تو ای خوش صدا
    ساقی تو ما را ياد کن صد خيک را پرباد کن
    ارواح را فرهاد کن در عشق آن شيرين لقا
    چون تو سرافيل دلی زنده کن آب و گلی
    دردم ز راه مقبلی در گوش ما نفخه خدا
    ما همچو خرمن ريخته گندم به کاه آميخته
    هين از نسيم باد جان که را ز گندم کن جدا
    تا غم به سوی غم رود خرم سوی خرم رود
    تا گل به سوی گل رود تا دل برآيد بر سما
    اين دانه های نازنين محبوس مانده در زمين
    در گوش يک باران خوش موقوف يک باد صبا
    تا کار جان چون زر شود با دلبران هم بر شود
    پا بود اکنون سر شود که بود اکنون کهربا
    خاموش کن آخر دمی دستور بودی گفتمی
    سری که نفکندست کس در گوش اخوان صفا
    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. #45
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღ ღ.• ღ اشعار مشهور ღ.• ღ ღ.• ღ




    ای نو بهار عاشقان داری خبر از يار ما؟
    ای از تو آبستن چمن و ای از تو خندان باغها
    ای بادهای خوش نفس عشاق را فرياد رس
    ای پاكتر از جان و جا آخر كجا بودي؟ كجا؟
    ای فتنهِ روم و حبش حيران شدم كين بوی خوش
    پيراهن يوسف بود يا خود روان مصطفي؟
    ای جويبار راستی از جوی يار ماستي
    بر سينها سيناستی بر جانهايی جان فزا
    ای قيل و ای قال تو خوش و ای جمله اشكال تو خوش
    ماه تو خوش سال تو خوش ای سال و مه چاکر ترا
    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. #46
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღ ღ.• ღ اشعار مشهور ღ.• ღ ღ.• ღ




    ای باد بی آرام ما با گل بگو پيغام ما
    کای گل گريز اندر شکر چون گشتی از گلشن جدا
    ای گل ز اصل شکری تو با شکر لايقتری
    شکر خوش و گل هم خوش و از هر دو شيرينتر وفا
    رخ بر رخ شکر بنه لذت بگير و بو بده
    در دولت شکر بجه از تلخی جور فنا
    اکنون که گشتی گلشکر قوت دلی نور نظر
    از گل برآ بر دل گذر آن از کجا اين از کجا
    با خار بودی همنشين چون عقل با جانی قرين
    بر آسمان رو از زمين منزل به منزل تا لقا
    در سر خلقان می روی در راه پنهان می روی
    بستان به بستان می روی آن جا که خيزد نقش ها
    ای گل تو مرغ نادری برعکس مرغان می پري
    کامد پيامت زان سری پرها بنه بی پر بيا
    ای گل تو اين ها ديده ای زان بر جهان خنديده ای
    زان جامه ها بدريده ای ای کربز لعلين قبا
    گل های پار از آسمان نعره زنان در گلستان
    کای هر که خواهد نردبان تا جان سپارد در بلا
    هين از ترشح زين طبق بگذر تو بی ره چون عرق
    از شيشه گلابگر چون روح از آن جام سما
    ای مقبل و ميمون شما با چهره گلگون شما
    بوديم ما همچون شما ما روح گشتيم الصلا
    از گلشکر مقصود ما لطف حقست و بود ما
    ای بود ما آهن صفت وی لطف حق آهن ربا
    آهن خرد آيينه گر بر وی نهد زخم شرر
    ما را نمی خواهد مگر خواهم شما را بی شما
    هان ای دل مشکين سخن پايان ندارد اين سخن
    با کس نيارم گفت من آن ها که می گويی مرا
    ای شمس تبريزی بگو سر شهان شاه خو
    بی حرف و صوت و رنگ و بو بی شمس کی تابد ضيا
    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. #47
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღ ღ.• ღ اشعار مشهور ღ.• ღ ღ.• ღ




    ای نوش کرده نيش را، بی خويش کن با خويش را
    با خويش کن بی خويش را، چيزی بده درويش را
    تشريف ده عشاق را، پر نور کن آفاق را
    بر زهر زن ترياق را، چيزی بده درويش را
    با روی همچون ماه خود، با لطف مسکين خواه خود
    ما را تو کن همراه خود، چيزی بده درويش را
    چون جلوه ی مه می کنی، وز عشق آگه می کني
    با ما چه همره می کني؟ چيزی بده درويش را
    درويش را چه بود نشان، جان و زبان دُر فشان
    نی دلق صد پاره کشان، چيزی بده درويش را
    هم آدم و آن دم تويی، هم عيسی و مريم تويي
    هم راز و هم محرم تويی، چيزی بده درويش را
    تلخ از تو شيرين می شود، کفر از تو چون دين می شود
    خار از تو نسرين می شود، چيزی بده درويش را
    جان من و جانان من! کفر من و ايمان من !
    سلطان سلطانان من! چيزی بده درويش را
    ای تن پرست بو الحزن، در تن مپيچ و جان مکن
    منگر بتن، بنگر بمن، چيزی بده درويش را
    امروز ای شمع آن کنم، بر نور تو جولان کنم
    بر عشق جان افشان کنم، چيزی بده درويش را
    امروز گويم: چون کنم؟ يک پاره دل را خون کنم
    وين کار را يکسو کنم، چيزی بده درويش را
    تو عيب ما را کيستي؟ تو مار يا ماهيستي؟
    خود را بگو تو چيستي؟ چيزی بده درويش را
    جانرا در افکن در عدم زيرا نشايد ای صنم
    تو محتشم او محتشم چيزی بده درويش را
    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. #48
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღ ღ.• ღ اشعار مشهور ღ.• ღ ღ.• ღ




    ای يوسف آخر سوی اين يعقوب نابينا بيا
    ای عيسی پنهان شده بر طارم مينا بيا
    از هجر روزم قير شد، دل چون کمان بد، تير شد
    يعقوب مسکين پير شد، ای يوسف بُرنا بيا
    ای موسی عمران که در سينه چه سينا هاستت!
    گاوی خدايی می کند، از سينه ی سينا بيا
    رخ زعفران رنگ آمدم، خم داده چون چنگ آمدم
    در گور تن تنگ آمدم، ای جان با پهنا بيا
    چشم محمد بانمت، واشوق گفته در غمت
    زان طرۀ اندر هم ات، ای سرّ ارسلنا بيا
    خورشيد پيشت چون شفق، ای برده از شاهان سبق
    ای ديدۀ بينا بحقّ، وی سينه ی دانا بيا
    ای جان تو و جانها چو تن، بی جان چه ارزد خود بدن
    دل داده ام دير است من، تا جان دهم جانا بيا
    تا بردۀ دلرا گرو، شد کشت جانم در درو
    اول تو ای دردا برو، و آخر تو درمانا بيا
    ای تو دوا و چاره ام، نور دل صد پاره ام
    اندر دل بيچاره ام چون غير تو شد لا بيا
    نشناختم قدر تو من، تا چرخ می گويد زِ فن
    دی بر دلش تيری بزن، دی بر سرش خارا بيا
    ای قاب قوس مرتبت و ان دولت با مکرمت
    کس نيست شاها مرحمت در قرب او ادنا بيا
    ای خسرو مه وش بيا ای خوشتر از صد خوش بيا
    ای آب و ای آتش بيا ای دُرّ و ای دريا بيا
    مخدوم جانم شمس دين! از جاهت ای روح الامين
    تبريز چون عرش مکين از مسجد اقصی بيا
    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. تشكر

    بیقرار ظهور (25-11-1391)

  10. #49
    مدیر افتخاری
    ملکوت آواتار ها

    تاریخ عضویت : مهر 1389
    نوشته : 3,144      تشکر : 3,634
    5,396 در 2,194 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ملکوت آنلاین نیست.

    پیش فرض چه کسی باور کرد ؟؟؟






    چه کسی خواهد دید
    ...................... مردنم را بی تو؟؟؟؟

    گاه می اندیشم
    .......خبر مرگ مرا چه کسی با تو می گوید؟؟؟؟

    آن زمان که خبر مرگ مرا می شنوی
    ................روی خندان تورا کاشکی می دیدم

    شانه بالا زدنت را بی قید
    .... و تکان دادن دستت که مهم نیست زیاد

    و تکان دادن سر را که عجب...

    ..........عاقبت مرد!

    "چه کسی باور کرد جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد.....؟؟؟؟؟ "
    میتوانی تو به من زندگانی بخشی
    ......یا بگیری از من آنچه را میبخشی


    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ

    رفتن دلیل نبودن نیست
    http://www.ayehayeentezar.com/galler...2332154524.gif
    در اوج نیزارهای پشیمانی ، به ابرهای سیاه و سرگردان که با من از یک طایفه اند سلام میگویم
    تو باور نکن اما من عاشقم

    رفتن دلیل نبودن نیست ...








  11. تشكرها 7

    **موعود** (24-12-1389), seyed yasin (24-12-1389), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (24-12-1389), محب فاطمه (24-12-1389), بیقرار ظهور (25-11-1391), رایکا (28-12-1389), شكوه انتظار (24-12-1389)

  12. #50
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض




    رفتن دلیل نبودن نیست ؟؟؟!!!عجب
    بالهاي اشتياقم شعر رفتن می سرود



    شعر رويابي شدن،غايي شدن،راهی شدن

    --------------------------------------------


    حالمان بد نیست غم کم می خوریم

    ( اگه پيدا كرديد اين شعرو بخونيد لطفا )
    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  13. تشكرها 4

    **موعود** (24-12-1389), ملکوت (25-12-1389), رایکا (28-12-1389), شكوه انتظار (24-12-1389)

صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •