ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
صفحه 1 از 6 12345 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 57
  1. #1
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    پیش فرض شعری از احمد شاملو








    شعری از احمد شاملو

    روزی ما دوباره کبوتران‌مان را پیدا خواهیم کرد
    و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت
    روزی که کمترین سرود بوسه است
    و هر انسان برای هر انسان برادری است.
    روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند
    قفل
    افسانه ایست
    و قلب
    برای زندگی بس است.
    روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
    تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی.
    روزی که آهنگ هر حرف زندگی است
    تا من به خاطر آخرین شعر رنج جست و جوی قافیه نبرم.
    روزی که هر لب ترانه ای ایست
    تا کمترین سرود، بوسه باشد.
    روزی که دوباره ما برای کبوترانمان دانه بریزیم...
    و من آن روز را انتظار می کشم
    حتی روزی
    که دیگر نباشم



    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  2. تشكر


  3.  

  4. #2
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض ღ.• ღ ღ.• ღ اشعار مشهور ღ.• ღ ღ.• ღ
















    ای یوسف خوش نام ما خوش می​روی بر بام ما

    ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما

    ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما

    ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما

    در گل بمانده پای دل جان می​دهم چه جای دل


    ای درشکسته جام ما ای بردریده دام ما

    جوشی بنه در شور ما تا می​شود انگور ما

    آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما


    پا وامکش از کار ما بستان گرو دستار ما

    وز آتش سودای دل ای وای دل ای وای ما
    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. تشكر


  6. #3
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღ ღ.• ღ اشعار مشهور ღ.• ღ ღ.• ღ






    ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما

    گر سیل عالم پر شود هر موج چون اشتر شود

    ما رخ ز شکر افروخته با موج و بحر آموخته

    ای شیخ ما را فوطه ده وی آب ما را غوطه ده

    این باد اندر هر سری سودای دیگر می​پزد

    دیروز مستان را به ره بربود آن ساقی کله

    ای رشک ماه و مشتری با ما و پنهان چون پری

    هر جا روی تو با منی ای هر دو چشم و روشنی

    عالم چو کوه طور دان ما همچو موسی طالبان

    یک پاره اخضر می​شود یک پاره عبهر می​شود

    ای طالب دیدار او بنگر در این کهسار او

    ای باغبان ای باغبان در ما چه درپیچیده​ای



    افتاده در غرقابه​ای تا خود که داند آشنا

    مرغان آبی را چه غم تا غم خورد مرغ هوا

    زان سان که ماهی را بود دریا و طوفان جان فزا

    ای موسی عمران بیا بر آب دریا زن عصا

    سودای آن ساقی مرا باقی همه آن شما

    امروز می در می​دهد تا برکند از ما قبا

    خوش خوش کشانم می​بری آخر نگویی تا کجا

    خواهی سوی مستیم کش خواهی ببر سوی فنا

    هر دم تجلی می​رسد برمی​شکافد کوه را

    یک پاره گوهر می​شود یک پاره لعل و کهربا

    ای که چه باد خورده​ای ما مست گشتیم از صدا

    گر برده​ایم انگور تو تو برده​ای انبان ما
    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
    ویرایش توسط محب فاطمه : 30-05-1389 در ساعت 17:25
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. تشكر


  8. #4
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღ ღ.• ღ اشعار مشهور ღ.• ღ ღ.• ღ






    یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا

    نوح تویی روح تویی فاتح و مفتوح تویی



    نور تویی سور تویی دولت منصور تویی

    قطره تویی بحر تویی لطف تویی قهر تویی

    حجره خورشید تویی خانه ناهید تویی

    روز تویی روزه تویی حاصل دریوزه تویی

    دانه تویی دام تویی باده تویی جام تویی

    این تن اگر کم تندی راه دلم کم زندی




    یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا

    سینه مشروح تویی بر در اسرار مرا

    مرغ که طور تویی خسته به منقار مرا

    قند تویی زهر تویی بیش میازار مرا

    روضه اومید تویی راه ده ای یار مرا

    آب تویی کوزه تویی آب ده این بار مرا

    پخته تویی خام تویی خام بمگذار مرا

    راه شدی تا نبدی این همه گفتار مر
    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. تشكر


  10. #5
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღ ღ.• ღ اشعار مشهور ღ.• ღ ღ.• ღ






    معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا

    ملکی که پریشان شد از شومی شیطان شد

    یاری که دلم خستی در بر رخ ما بستی

    هم باده جدا خوردی هم عیش جدا کردی

    زان طلعت شاهانه زان مشعله خانه

    زان خشم دروغینش زان شیوه شیرینش

    شب رفت صبوح آمد غم رفت فتوح آمدا


    از دولت محزونان وز همت مجنونان

    عید آمد و عید آمد یاری که رمید آمد

    ای مطرب صاحب دل در زیر مکن منزل

    درویش فریدون شد هم کیسه قارون شد

    آن باد هوا را بین ز افسون لب شیرین

    فرعون بدان سختی با آن همه بدبختی

    آن گرگ بدان زشتی با جهل و فرامشتی

    شمس الحق تبریزی از بس که درآمیزی

    از اسلم شیطانی شد نفس تو ربانی

    آن ماه چو تابان شد کونین گلستان شد

    بر روح برافزودی تا بود چنین بودی

    قهرش همه رحمت شد زهرش همه شربت شد

    از کاخ چه رنگستش وز شاخ چه تنگستش

    ارضی چو سمایی شد مقصود سنایی شد

    خاموش که سرمستم بربست کسی دستم


    کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا

    باز آن سلیمان شد تا باد چنین بادا

    غمخواره یاران شد تا باد چنین بادا

    نک سرده مهمان شد تا باد چنین بادا

    هر گوشه چو میدان شد تا باد چنین بادا

    عالم شکرستان شد تا باد چنین بادا

    خورشید درخشان شد تا باد چنین بادا

    آن سلسله جنبان شد تا باد چنین بادا

    عیدانه فراوان شد تا باد چنین بادا

    کان زهره به میزان شد تا باد چنین بادا

    همکاسه سلطان شد تا باد چنین بادا

    با نای در افغان شد تا باد چنین بادان

    نک موسی عمران شد تا باد چنین بادا

    نک یوسف کنعان شد تا باد چنین بادا

    تبریز خراسان شد تا باد چنین بادا

    ابلیس مسلمان شد تا باد چنین بادا

    اشخاص همه جان شد تا باد چنین بادا

    فر تو فروزان شد تا باد چنین بادا

    ابرش شکرافشان شد تا باد چنین بادا

    این گاو چو قربان شد تا باد چنین بادا

    این بود همه آن شد تا باد چنین بادا

    اندیشه پریشان شد تا باد چنین بادا
    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  11. تشكر


  12. #6
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღ ღ.• ღ اشعار مشهور ღ.• ღ ღ.• ღ




    زهی عشق زهی عشق که ماراست خدایا *چه نغزست و چه خوبست و چه زیباست خدایا


    چه گرمیم چه گرمیم از این عشق چو خورشید**چه پنهان و چه پنهان و چه پیداست خدایا

    زهی ماه زهی ماه زهی باده همراه**که جان را و جهان را بیاراست خدایا


    زهی شور زهی شور که انگیخته عالم**زهی کار زهی بار که آن جاست خدایا


    فروریخت فروریخت شهنشاه سواران**زهی گرد زهی گرد که برخاست خدایا


    فتادیم فتادیم بدان سان که نخیزیم**ندانیم ندانیم چه غوغاست خدایا


    ز هر کوی ز هر کوی یکی دود دگرگون**دگربار دگربار چه سوداست خدایا


    نه دامیست نه زنجیر همه بسته چراییم**چه بندست چه زنجیر که برپاست خدایا


    چه نقشیست چه نقشیست در این تابه دل​ها**غریبست غریبست ز بالاست خدایا


    خموشید خموشید که تا فاش نگردید**که اغیار گرفتست چپ و راست خدایا
    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  13. تشكر


  14. #7
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღ ღ.• ღ اشعار مشهور ღ.• ღ ღ.• ღ




    در هوایت بی قرارم ، بی قرارم روز و شب
    سر زکویت برندارم ، برندارم روز وشب
    در هوایت بی قرارم ، بی قرارم روز و شب
    سر زکویت برندارم ، برندارم روز و شب
    جان روز و ، جان شب ، ای جان تو
    انتظارم ، انتظارم روز و شب
    زان شبی که وعده کردی روز وصل
    زان شبی که وعده کردی روز وصل
    روز و شب را می شمارم روز وشب
    ای مهار عاشقان در دست تو
    ای مهار عاشقان در دست تو
    در میان این قطارم روز شب
    در میان این قطارم ، این قطارم روز و شب
    در هوایت بی قرارم ، بی قرارم روز و شب
    سر زکویت برندارم ، برندارم روز وشب
    در هوایت بی قرارم ، بی قرارم روز و شب
    سر زکویت برندارم ، برندارم روز و شب
    جان روز و ، جان شب ، ای جان تو
    انتظارم ، انتظارم روز و شب
    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  15. تشكر


  16. #8
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღ ღ.• ღ اشعار مشهور ღ.• ღ ღ.• ღ





    دل بردی از من به یغما

    ای ترک غارتگر من
    دیدی چه آوردی ای دوست
    از دست دل بر سر من ... ؟

    عشق تو در دل نهان شد

    دل زار و تن ناتوان شد
    رفتی چو تیر و کمان شد
    از بار غم پیکر من


    میسوزم از اشتیاقت

    در آتشم از فراغت
    کانون من ، سینه من
    سودای من ، آذر من


    بار غم عشق او را

    گردون نیارد تحمل
    چون میتواند کشیدن
    این پیکر لاغر من


    اول دلم را صفا داد

    آیینه ام را جلا داد
    آخر به باد فنا داد
    عشق تو خاکستر من


    عشق تو خاکستر من
    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  17. تشكر


  18. #9
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღ ღ.• ღ اشعار مشهور ღ.• ღ ღ.• ღ




    در دل و جان خانه کردی عاقبت
    هر دو را ديوانه کردی عاقبت
    آمدی کتش در اين عالم زنی
    وانگشتی تا نکردی عاقبت
    ای ز عشقت عالمی ويران شده
    قصد اين ويرانه کردی عاقبت
    من تو را مشغول می کردم دلا
    ياد آن افسانه کردی عاقبت
    عشق را بی خويش بردی در حرم
    عقل را بيگانه کردی عاقبت
    يا رسول الله ستون صبر را
    استن حنانه کردی عاقبت
    شمع عالم بود لطف چاره گر
    شمع را پروانه کردی عاقبت
    يک سرم اين سوست يک سر سوی تو
    دوسرم چون شانه کردی عاقبت
    دانه ای بيچاره بودم زير خاک
    دانه را دردانه کردی عاقبت
    دانه را باغ و بستان ساختی
    خاک را کاشانه کردی عاقبت
    ای دل مجنون و از مجنون بتر
    مردی و مردانه کردی عاقبت
    کاسه سر از تو پر از تو تهی
    کاسه را پيمانه کردی عاقبت
    جان جانداران سرکش را به علم
    عاشق جانانه کردی عاقبت
    شمس تبريزی که مر هر ذره را
    روشن و فرزانه کردی عاقبت
    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  19. تشكر


  20. #10
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.• ღ ღ.• ღ اشعار مشهور ღ.• ღ ღ.• ღ




    اين چنين پابند جان ميدان کيست
    ما شديم از دست اين دستان کيست
    عشق گردان کرد ساغرهای خاص
    عشق می داند که او گردان کيست
    جان حياتی داد کوه و دشت را
    ای خدايا ای خدايا جان کيست
    اين چه باغست اين که جنت مست اوست
    وين بنفشه و سوسن و ريحان کيست
    شاخ گل از بلبلان گوياترست
    سرو رقصان گشته کاين بستان کيست
    ياسمن گفتا نگويی با سمن
    کاين چنين نرگس ز نرگسدان کيست
    چون بگفتم ياسمن خنديد و گفت
    بيخودم من می ندانم کان کيست
    می دود چون گوی زرين آفتاب
    ای عجب اندر خم چوگان کيست
    ماه همچون عاشقان اندر پيش
    فربه و لاغر شده حيران کيست
    ابر غمگين در غم و انديشه است
    سر پرآتش عجب گريان کيست
    چرخ ازرق پوش روشن دل عجب
    روز و شب سرمست و سرگردان کيست
    درد هم از درد او پرسان شده
    کای عجب اين درد بی درمان کيست
    شمس تبريزی گشاده ست اين گره
    ای عجب اين قدرت و امکان کيست
    ღ.• ღ ღ.• ღ  اشعار مشهور  ღ.• ღ ღ.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  21. تشكر


صفحه 1 از 6 12345 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •