سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 10 از 24 نخستنخست ... 6789101112131420 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 100 , از مجموع 240

موضوع: ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

  1. Top | #91

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    تنیده یاد تو در تار و پودم، میهن، ای میهن!
    بود لبریز از عشقت وجودم، میهن، ای میهن!
    تو بودم کردی از نابودی و با مهر پروردی
    فدای نام تو بود و نبودم، میهن، ای میهن!
    اگر مستم اگر هوشیار، اگر خوابم اگر بیدار
    بسوی تو بود روز سجودم، میهن، ای میهن!
    به هر مجلس به هر زندان، به هر شادی به هر ماتم
    به هر حالت که بودم با تو بودم، میهن، ای میهن!
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. Top | #92

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    تو با منی، تو با منی، تو با منی
    چو روح من، چو قلب من تو در تنی
    ای دور ای محال، در عالم خيال
    تو با منی، تو با منی، تو با منی
    شبانگاهان که بر ياد تو من آهنگ ميسازم
    نهفته راز عشق تو، ميان پردۀ سازم
    ای دور ای محال، در عالم خيال
    بو با منی، تو با منی، تو بامنی
    چو روح من، چو قلب من تو در تنی
    ز شور عشق تو پر است، سرا پای وجود من
    سرا پای وجود من، تمام تار و پود من
    ای دور ای محال، در عالم خيال
    تو با منی، تو با منی، تو با منی
    چو روح من، چو قلب من، تو در تنی
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. Top | #93

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    تو برايم مقدسی، تو برايم مقدسی
    تو عزيزترين کسی، تو عزيزترين کسی
    بر گلها مثل آب، بر خسته مثل خواب
    مثل لبخند منی، بر حرف بی جواب
    تو برايم مقدسی
    تو عزيزترين کسی
    مثل باران به چمن، مثل بوی ياسمن
    مثل گلهای سفيد، بر صحرا و دمن
    تو برايم مقدسی، تو برايم مقدسی
    تو عزيزترين کسی، تو عزيزترين کسی
    مثل کوه های جنوب، رنگ مقبول غروب
    مثل مهتاب بهار، ای سراپا همه خوب
    تو برايم مقدسی، تو عزيزترين کسی
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. Top | #94

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    تو به یک دشت پر از گل
    تو به یک شهر طلایی
    تو به یک دست پر از مهر
    تو به یک عاطفه میمانی

    تو به یک شام دل انگیز
    تو به یک روز خجسته
    تو به یک کوچه ی پر حرف
    تو به یک عاطفه میمانی

    تو به یک دست پر از عشق
    تو به یک چشم پر از مهر
    تو به یک نور زرافشان
    تو به یک عاطفه میمانی
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. Top | #95

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    تو دانی تو، زچه جوهر آفريدی، دل داغدار ما را
    که هزاران لاله پوشد، پس ازين مزار ما را
    چه کنم جز اين که گويم، بنگر به لطف بنگر
    دل گرمسوز ما را، رخ شرمسار ما را
    ز سرشک نم فشاندم، به بنفشه زار دوری
    که زبوته ها بچينی، گل انتظار ما را
    چو نسيم آشنايی، ز کدام سو وزيدی
    تو که بيقرار کردی، همه لاله زار ما را
    منم آن شکسته سازی، که تو ام نمی نوازی
    چه فغانم کنم زدستی، که گسسته تار ما را
    ز کوير جان سيمين نه گل و نه سبزه رويد
    دل رنگ و بو پسندت، چه کند بهار ما را
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. Top | #96

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    تو گل ناز همه، سرو طناز همه
    همه مايل به تو اند چه چاره سازم
    مردم شهر به تو گفت که تو زيبای همه
    من با زيبای همه چه چاره سازم
    تو بيا در بر من، خوب سيمين بر من
    از کنار تو جدا چه چاره سازم
    من که مجنون شده ام، سخت افسون شده ام
    با فسون های شما چه چاره سازم
    به تو گفتند که، تويی مجلس آرای همه
    آه چه مغرور شدۀ چه چاره سازم
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. Top | #97

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    توبه، توبه، از شب هجران توبه
    از چشم گريان ، از قلب ويران
    از جور خوبان، از رنج ارمان، توبه
    زسوز و درد هجران، ناصح خبر نداری
    نديده يی داغ عشق، بدل شرر نداری
    تو از فراق کسی، خون در جگر نداری
    عشق بود روز و شب، جور و ستم کشيدن
    رو، رو، نديده يی تو، بخاک و خون تپيدن
    کجا بود شنيدن، ناصح به مثل ديدن
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. Top | #98

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    حاشا که من به موسم گل ترک می کنم
    من لاف عقل می زنم اين کار کی کنم
    مطرب کجاست تا همه محصول زهد و علم
    در کار بانگ بربط و آواز نی کنم
    از قال و قيل مدرسه حالی دلم گرفت
    يک چند نيز خدمت معشوق و می کنم
    کو پيک صبح تا گله های شب فراق
    با اين خجسته طلعت فرخنده پی کنم
    کی بود در زمانه وفا جام می بخواه
    تا من حکايت جم و کاووس و کی کنم
    از نامه ی سياه نترسم که روز حشر
    با فيض و لطف او صد از اين نامه طی کنم
    آن جان عافيت که به حافظ سپرد يار
    روزی رخش ببينم و تسليم وی کنم
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. Top | #99

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    حسنت رباید آب و تاب
    از آفتاب، ای ماهتاب
    برکن سحابی چون نقاب
    ای باحجاب، ای ماهتاب

    ای تاج زر اکلیل شب
    ای نقریان قندیل شب
    ای باعث تجلیل شب
    زرین حباب ای آفتاب

    حسنت رباید آب و تاب
    از آفتاب، ای ماهتاب
    برکن سحابی چون نقاب
    ای باحجاب، ای ماهتاب

    در پرتو ات می میزنم
    جام پیاپی میزنم
    بی تو قدح کی میزنم
    بر من بتاب ای ماهتاب

    برکن سحابی چون نقاب
    ای با حجاب ای ماهتاب

    ای کشتی زرینه پوش
    باشی روان لیکن خموش
    در بحر بی جوش و خروش
    بی اضطراب ای ماهتاب

    حسنت رباید آب و تاب
    از آفتاب، ای ماهتاب
    برکن سحابی چون نقاب
    ای باحجاب، ای ماهتاب
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  10. Top | #100

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    خال به کنج لب يکی، طُرۀ مشک فام دو
    وای به حال مرغ دل، دانه يکی و دام دو
    محتسب است و شيخ و من، صحبت عشق در ميان
    از چه کنم مجابشان؟ پخته يکی و خام دو
    از رخ و زلفت ای صنم روز من است همچو شب
    وای به روزگار من، روز يکی و شام دو
    ساقی ماهروی من از چه نشسته غافلی؟
    باده بيار و می بده، صبح يکی و شام دو
    مست دو چشم دلرُبا همچو قرابه پُر ز می
    در کف ترک مست بين، باده يکی و جام دو
    کُشتهء تيغ ابرويت گشته هزار همچو من
    بستهء چشم جادويت، ميم يکی و لام دو
    وعدۀ وصل می دهی ليک وفا نمی کنی
    من به جهان نديده ام، مرد يکی و کام دو
    گاه بخوان سگ درت، گاه کمينه چاکرت
    فرق نمی کند مرا، بنده يکی و نام دو
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 10 از 24 نخستنخست ... 6789101112131420 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی