سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 12 از 24 نخستنخست ... 2891011121314151622 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 111 تا 120 , از مجموع 240

موضوع: ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

  1. Top | #111

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    دست از طلب ندارم تا کام من بر آيد
    يا تن رسد به جانان يا جان ز تن بر آيد
    بگشای تُربتم را بعد از وفات بنگر
    کز آتش درونم دود از کفن بر آيد
    بنمای رو که خلقی واله شوند و حيران
    بگشای لب که فرياد از مرد و زن بر آيد
    از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم
    خود کام تنگ دستان کی زان دهن بر آيد
    بر بوی آنکه در باغ يابد جلا ز رويد
    آيد نسيم و هر دم گرد چمن بر آيد
    گويند ذکر خيرش در خيل عشق بازان
    هر جا که نام حافظ در انجمن بر آيد
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. Top | #112

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    دل ز سودای دو چشم تو به ميخانه کند رقص
    لعل می گون تو در گرمی پيمانه کند رقص
    محتسب هر چه کنی منع ازين بادۀ نابم
    که از اين بيخود و هوشيار چو ديوانه کند رقص
    نيست بنياد ريا غير فريب و سالوس
    آمد عشق و بپيوست و به پيمانه کند رقص
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. Top | #113

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    دل ما هر چه ريش و خسته، بهتر
    در اين ويرانه غم بنشسته، بهتر
    پر و بالم شکسته، خدايا پر و بالم شکسته
    ز بيداد فلک سنگ حوادث
    پر و بال مرا بشکسته بهتر
    ز دست چرخ کج رفتار اکنون
    در شادی برويم بسته بهتر
    چنين عمری که با غم يار باشد
    به مستی بگذرد پيوسته بهتر
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. Top | #114

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    دلبرا گر تو یار من باشی
    مونس شام تار من باشی
    آنقدر می شوی عزیز بر دل
    کفر گویم خدای من باشی

    ای دلبرم! ماه پیکرم!

    هدف تیر دشمنان گردم
    کز ره صدق یار من باشی

    چه شد خطا از من ای پری پیکر
    که پر نمودی ز خون دل ساغر

    دلبرا گر تو یار من باشی
    مونس شام تار من باشی...
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. Top | #115

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    دلت ميخواد برای تو خود را فدايی کنم
    هميشه احساس کمی و بينوايی کنم
    دلت ميخواد غرور من جام دو دستت باشد
    وقتی که فرياد ميزنی من بيصدايی کنم
    حس ميکنم خسته ام عزيز خودخواه من
    نگذار که جدا شود راه تو و راه من
    دلت ميخواد کوه باشی، دلت ميخواد کاه باشم
    تو بر سر زبان و من قصه کوتاه باشم
    کاشکی ميشد ترک تو و اين آشنايی کنم
    به خاطرات پشت سر بی اعتنايي کنم
    دلت ميخواد دلهره سايش در (توی) قلبم باشد
    هميشه وحشت از زمان های جدايی کنم
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. Top | #116

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    دلم در عاشقی آواره شد، آواره تر بادا
    تنم از بی دلی بيچاره شد، بيچاره تر بادا
    به تاراج عزيزان زلف تو عياريی دارد
    به خون ريز غريبان چشم تو عياره تر بادا
    رُِِِخت تازه است و بهر مردن خود تازه تر خواهم
    دلت خاره ست و بهر کشتن من خاره تر بادا
    گر ای زاهد دعای خير می گویی مرا، اين گو
    که آن آواره از کوی بتان، آواره تر بادا
    همه گويند کز خونخواريش خلقی بجان آمد
    من اين گويم که بهر جان من خونخواره تر بادا
    دل من پاره گشت از غم، نه زان گونه که به گردد
    و گر جانان بدين شادست، يارب! پاره تر بادا
    چو با تر دامنی خو کرد خسرو با دو چشم تر
    به آب چشم پاکان، دامنش همواره تر بادا
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. Top | #117

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    دلکم، ای دلکم، ای دلکم
    مرغک تير جفا خورده گکم
    ترا از دور می بينم چه حاصل
    به پهلويت نمی نشينم چه حاصل
    درخت حسن تو گلزار کرده
    از آن گلها نمی چينم چه حاصل
    سياه چشمک به دل بند تو باشد
    بقای جان ز پيوند تو باشد
    سفر کردم به گلشن های دنيا
    ندیدم کس که مانند تو باشد
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. Top | #118

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    دوستت دارم هميشه، هميشه
    عاشق تر از من کجا پيدا ميشه
    کاکل تو پريشه، پريشه
    وقتی که کوتاه کنی زيبا ميشه
    هميشه، هميشه
    عاشق زارت منم، مونس و يارت منم
    گر مرا ايلا کنی، دلبر من ميزنم
    مانند فرهاد خودمه به تيشه
    عاشق تر از من کجا پيدا ميشه
    همره من رنگ مزن، با من گپ از جنگ نزن
    من دل نازک دارم، به شيشه ام سنگ نزن
    قلب من است دلبر من چو شيشه
    عاشق تر از من کجا پيدا ميشه
    شاخه شمشاد من، تو هستی بنياد من
    تا دم مردن تو کی، ميروی از ياد من
    کرده به دل عشق تو شاخ و ريشه
    عاشق تر از من کجا پيدا ميشه
    نميشه، نميشه
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. Top | #119

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    دوستت دارم، والله! بالله!
    از مه ميشی انشاالله
    اگر چه هستيم جدا
    عاقبت ای دلربا
    عاشق و معشوقه را
    به هم رساند خدا
    کجا ز کف ميدهم
    دامن وصل ترا
    مه و تو هستيم هميش
    دو روح به يک تن بُتا
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  10. Top | #120

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    ديدم نگار خود را می گشـت گـرد خانه
    بـرداشـتـه ربـابـی مـيـزد يـکـی تـرانـه
    بـا زخمه چـو آتش ميزد ترانه ای خوش
    مسـت و خراب و دلکش از باده شـبانه
    در پـرده عـراقـی مـیـزد بـنـام سـاقـی
    مقصـود باده بودش سـاقـی بـُدش بهانه
    سـاقـی ماهروئی در دسـت او سـبوئی
    از گـوشـه ای در آمـد بـنـهـاد در مـيـانـه
    پُـر کـرد جـام اوّل زان بـاده مُـشـعّـل
    از آب هـيـچ ديـدی کـاتـش زنـد زبـانـه
    بـر کـف نـهـاد آنـرا از بـهـر عـاشـقـانـرا
    آنـگـه بـکـرد سـجـده بـوسـيـد آسـتـانـه
    بسـتـد نـگـار از وی اندر کشـيد آن می
    شد شعله ها از آن می بر روی و سر دوانه
    می ديد حسن خود را می گفت نيک و بد را
    نی بود و نـی بيايد چـون مـن در ايـن زمـانـه
    شـمـس الحـق جهانم مـعـشـوق عاشـقانم
    هر دم بود به پيشـم جـان و روان روانه
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 12 از 24 نخستنخست ... 2891011121314151622 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی