سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 15 از 24 نخستنخست ... 5111213141516171819 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 141 تا 150 , از مجموع 240

موضوع: ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

  1. Top | #141

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    شادی کنيد ای دوستان، من شادم و آسوده ام
    بوی جوانی بشنويد، از پيکر فرسوده ام
    شادم کنون، شادم کنون، از بند آزادم کنون
    فريادی شادی ميکشد، قلب خود را دادم کنون
    ای کودکان رهگذر، من چون شما آسوده ام
    هر چند راه عمر را، بيش از شما پيموده ام
    بازی کنيد ای کودکان، بازيست کار زندگی
    من هم خزان را ديده ام، هم نو بهار زندگی
    در کلبه ی ياران من، آرامش و شادی بود
    گر مرهمی خواهد دلم، گل بانگ آزادی بود
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. Top | #142

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    شب ظلمانيم امشب سياه از ديشب است، امشب
    اگر گويم شب يلدای عمرم امشب است، امشب
    بيا ساقی شرابم ده، شراب بی حسابم ده
    به رغم شيخ خوش آبم ده که جانم بر لب است امشب
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. Top | #143

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    شب چو در بستم و مست از می نابش کردم
    ماه اگر حلقه بدر کوفت جوابش کردم
    ديدی آن ترک ختا دشمن جانست مرا
    گر چه عمری به خطا دوست حسابش کردم
    منزل مردم بيگانه چو شد مردم چشم
    آن قدر گريه نمودم که خرابش کردم
    شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع
    آتشی در دلش افگنده و آبش کردم
    غرق خون بود و نمی مُرد زحسرت فرهاد
    خواندم افسانه شيرين و خوابش کردم
    دل که خونابه ی غم بود و جگر گوشه ی دهر
    بر سر آتش جور تو کبابش کردم
    زندگی کردن من مردن تدريجی بود
    آنچه جان کند تنم عمر حسابش کردم
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. Top | #144

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    شبهاي ظلمانی، ميان طوفان ها
    آواره قلب من در دشت و بيابانها
    با صد ارمان ها
    ابر ها سياه، بر رخ اختران
    اشک از چشم من روان شد چو بارانها
    با صد ارمان ها
    شور تو در سر من، عشق تو در دل من
    نقش تو جاودانی
    شبهاي تار بی تو، ريزم سرشک غم
    سرشک ارغوانی
    شام فراق سر رسيد، صبح اميد تيره شد
    به دل ستاره های شب، ز يأس و رنج خيره شد
    آرزو خاک شد، چشم در انتظار، در اميد وصال
    شرح جان سوز من بلند شد به آسمانها
    با صد ارمان ها
    ای خوش آن شبهای مهتاب که در کنار من بودی
    يا به گلزار و بستان ها، در اختيار من بودی
    گذشت آن زمانها، خزان شد آن بهار ها، به دل بماند داغ ها
    آرزو خاک شد، چشم در انتظار، در اميد بهار،
    زار شد پيکرم
    اشک از چشم روان شد چو باران ها
    با صد ارمان ها
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. Top | #145

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    شبهای روشن تنها نشينيم
    در پهلوی هم در نور مهتاب
    تا باد خيزد نالنده از کوه
    تا نور افتد لرزنده بر آب
    در کوه پيچد دلکش صدايی
    از دور آيد گلبانگ نايی
    غمهای دل را با هم بگوييم
    من با نيازی تو با ادايی
    زين آب خندان آئينه بندم
    تا صبح بينی روی چو ماهت
    از شاخ سنبل شب شانه سازم
    تا بر فشانی موی سياهت
    اين خلوت عشق اين شام زيبا
    اين لرزش موج اين رقص اختر
    من ديده پر خون تو گل بدامن
    من شعر بر لب تو شور بر سر
    باد بهاران از بعد مردن
    بر تربت من زين گل بکاری
    ای ابر نيسان بر مدفن من
    در پای اين کوه اشکی بباری
    با ناله زار با صوت محزون
    بر روی آن قبر بلبل تو هم باز
    چندان بنالی کاندر دل خاک
    از ناله تو نالم به آواز
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. Top | #146

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    شبی را با من ای ماه سحرخيزان سحر کردی
    سحر چون آفتاب از آشيان من سفر کردی
    هنوزم از شبستان وفا بوی عبير آید
    که چون شمع عبيرآگين شبی با من سحر کردی
    صفا کردی و درويشی بميرم خاک پايت را
    که شاهی محشتم بودی و با درويش سر کردی
    چو دو مرغ دلاويزی به تنگ هم شديم افسوس
    همای من پريدی و مرا بی بال و پر کردی
    مگر از گوشه‌ی چشمی وگر طرحی دگر ريزی
    که از آن يک نظر بنياد من زير و زبر کردی
    به ياد چشم تو انسم بود با لاله‌ی وحشی
    غزال من مرا سرگشته‌ی کوه و کمر کردی
    به گردشهای چشم آسمانی از همان اول
    مرا در عشق از اين آفاق گرديها خبر کردی
    به شعر شهريار اکنون سرافشانند در آفاق
    چه خوش پيرانه سر ما را به شيدائی سمر کردی
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. Top | #147

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    شبی ز شبها، من و تو تنها
    به موج دريا، خيره ميديديم
    تو زيبا، فريبی در صحرا
    من با تمنا، بی رنج و سودا
    آنشب که رفتی از من چه ديدی
    دلم شکستی، از من بريدی
    رفتی کجا تو، ای ديده جادو
    از من رميدی مانند آهو
    کجا؟
    شبی دگر هم، من و دل و هم
    به پای گلها، قصه ميکرديم
    چه شبها بيمار و تنها
    ناله سر دادم ، گريه ها کردم
    شبی سيه بود، نه نور ماه بود
    شبی که يارم ز من جدا بود
    چون او خبر شد، غمم بسر
    ستاره ها مرد، شبم سحر شد
    خدا!
    شبی ز شبها، من و تو تنها
    به موج دريا خيره می ديديم
    تو زيبا ، ای ديده شهلا
    من با تمنا، بی رنج و سودا
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. Top | #148

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    شد ابر پاره پاره، چشمک بزن ستاره
    کردی دل مرا شاد، تابان شدی دوباره
    ديدی که دارمت دوست، کردی به من اشاره
    در شب چراغ راهی، روشن به مثل ماهی
    تابنده و قشنگی، الماس تاج شاهی
    به به چی خوش نمايی، زيبا و خوش ادايی
    شد ابر پاره پاره، چشمک بزن ستاره
    من خوابم و تو بيدار، من بيخبر تو هشيار
    وقتی که راحتم من، تو کار ميکنی کار
    با هر اشاره خود، داری تو ناز بسيار
    شد ابر پاره پاره، چشمک بزن ستاره
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. Top | #149

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    شنيدم از اينجا سفر می کنی
    تو آهنگ شهری دگر می کنی
    خيال من از سر بدر می کنی
    همان لحظه ی آشنايی تو
    گمان برده بودم جدايی تو
    تو عشق آفرين بلبل گلشنی
    جدا از من و روز و شب با منی
    ز دوری بجانم شرر می زنی
    همان لحظه ی آشنايی تو
    گمان برده بودم جدايی تو
    بپاس صفاي سرشکم بيا
    حذر از سفر کن برای خدا
    کجا می روی آرزويم؟ کجا؟
    همان لحظه ی آشنايی تو
    گمان برده بودم جدايی تو
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  10. Top | #150

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    شکايت دارم
    حواله دار به تو ميگويم
    ز دست ديده و دل هر دو فرياد
    هر آنچه ديده بيند دل کند ياد
    بسازم خنجری نوکش ز فولاد
    زنم بر ديده تا دل گردد آزاد
    کمان ابرو کمانت را ببوسم
    سنان مژگان سنانت را ببوسم
    کمند افگن بگير آن گيسويت را
    صدف دندان، لبانت را ببوسم
    ز راه ديده در دل خانه کردی
    ز پستی خانه را ويرانه کردی
    نگويم ز آنچه کردی يا نکردی
    فقط يک گپ؛ مرا ديوانه کردی
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 15 از 24 نخستنخست ... 5111213141516171819 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی