ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ
صفحه 21 از 24 نخستنخست ... 111718192021222324 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 201 تا 210 , از مجموع 240
  1. #201
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ




    هر جا که سفر کردم، تو همسفرم بودی
    وز هر طرفی رفتم، تو راهبرم بودی
    با هر که سخن گفتم، پاسخ ز تو بشنفتم
    بر هر که نظر کردم، تو در نظرم بودی
    هر شب که قمر تابيد، هر صبح که سر زد شمس
    در گردش روز و شب، شمس و قمرم بودی
    در صبحدم عشرت، همدوش تو ميرفتم
    در شامگه ی غربت، بالين سرم بودی
    در خندۀ من چون ناز، در کنج لبم خفتی
    در گريه ی من چون اشک، در چشم ترم بودی
    چون طرح غزل کردم، بيت الغزلم گشتی
    چون عرض هنرم کردم، زيب هنرم بودی
    آواز چو ميخواندم، سوز تو به سازم بود
    پرواز چو ميکردم، تو بال و پرم بودی
    هرگز دل من جز تو، يار دگری نگزيد
    ور خواست که بگزيند، يار دگرم بودی
    سرمد به ديار خود، از راه رسيده گفت
    هر جا که سفر کردم تو همسفرم بودی
    ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. #202
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ




    هر چند که دور از تو و پيش دگرانم
    هر جا که روم نام تو آيد به زبانم
    آری بخدا بی تو سر زيستنم نيست
    نا ديدن روی تو تحمل نتوانم
    احوال تو از خط قشنگ تو بجويم
    هر روزه براه منتظر نامه رسانم
    هر جا که روم ياد تو را ميکند اين دل
    در قلب منی گر چه ميان ديگرانم
    ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. #203
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ




    هرگز، هرگز، هرگز بی تو نمی خندم
    بی تو عشقی بر دل هرگز نمی بندم
    خدا، خدا، خدایا! اگر به کام من
    جهان نگردانی جهان بسوزانم
    منم که در دل ز نامرادی فسانه ها دارم
    منم که چون گل شگفته بر لب ترانه ها دارم
    ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. #204
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ




    همش درد و همش رنج و همش غم
    همين قسمت من بود از عالم
    همش گوشه ی تنهايی نشستن
    همش شاخه اميدو شکستن
    بچه نشو ای دل، عشقه فراموش کن
    تا نشوی گمراه، حرف مره گوش کن
    بسه دگه سوختن، شعله ره خاموش کن
    عشقه فراموش کن
    همه حرفای عشق غم، محبت پايانش غم
    ديگر بر نمی گرده، دلم لانه ی درده
    بچه نشو ای دل، عشقه فراموش کن
    تا نشوی گمراه، حرف مره گوش کن
    بسه دگه سوختن ، شعله ره خاموش کن
    عشقه فراموش کن
    همش درد و همش رنج و همش غم
    همين قسمت من بود از عالم
    همش گوشه ی تنهايی نشستن
    همش شاخه اميدو شکستن
    بچه نشو ای دل، عشقه فراموش کن
    تا نشوی گمراه، حرف مره گوش کن
    بسه ديگه، بسه ديگه سوختن
    شعله ره خاموش کن
    ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. #205
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ




    همه روز از تو به قهرم
    همه شب با تو به جنگم
    همه لبریز فغانم
    به فغان از دل تنگم
    ره دل باز نمودم
    پر پرواز گشودم
    پر و بالم تو شکستی
    زدی از بس که به سنگم
    دل من این دل شیدا
    ز تو هم تنگ شده رسوا
    که دگر منکر نامم
    که دگر دشمن ننگم
    ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. #206
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ




    همه يارانم به پريشانی
    که سيه شام و سحری دارم
    دل من اين نکته تو ميدانی
    که به تاريکی قمری دارم
    همه گويندم که رهايش کن
    دل اگر داری بخدايش کن
    دل و دين فارغ ز جفايش کن
    چه کنم من گوش کری دارم
    چه خطا ديدی، چه جفا ديدی؟
    چه بغير از مهر و وفا ديدی؟
    همه شب ورد دهنم بودی
    که به شيرينی شکری دارم


    ******


    همه یارانم به پریشانی که سیه شام و سحری دارم
    دل من! ین نکته تو میدانی که بتاریکی قمری دارم
    چمنی دارم، سمنی دارم، گل سرخ و یاسمنی دارم
    بتک سیمیینه تنی دارم، زبتان تابنده تری دارم
    بخدا ای لعبت افسونگر! بخدا ای شوخ پری پیکر
    بخدا ای دختر سیمین بر! که مهی در هر سحری دارم
    بخیالت داده جمالت را، به نهان بوسیده خیالت را
    زلبش بشنفته مقا لت را ، خود از این ره با تو دری دارم
    سمنم بودی ، چمنم بودی ، گل یاس و سمنم بودی
    همه شب ورد دهنم بودی ، که بشیرینی شکری دارم
    تو اگر ماهی ، تو اگر شاهی ، تو اگر زیبنده دلخواهی
    زغمت با مرغ سحر گاهی ، به نهان سئری و سری دارم
    چه خطا دیدی؟ چه جفا دیدی؟ چه بغیر از مهر و و فا دیدی؟
    که چو گل بشکفتی و خند یدی چو بدیدی چشم تری دارم
    تو و دلبازی ، تو و غمازی ، تو و طنازی تو و ناسازی
    من و در عشق تو سخن سازی ، که بتی سیمینه بری دارم
    خبرم زاسرار نهان کردی ، سخن خود ورد زبان کردی
    دل و دین در پای خسان کردی ، بتو دعوی مختصری دارم
    چه شد آن چشمان گهر ریزت؟ چه شد آن فریاد سحر خیزت؟
    چه شد آن پیغام دل انگیزت؟ چه از آنها بار و بری دارم؟
    همه گویند که رهایش کن ، گله گرداری بخدایش کن
    دل و دین فارغ ز جفایش کن ، چکنم؟ من گوش کری دارم
    ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. #207
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ




    همچو نی مينالم از سودای دل
    آتشي در سينه دارم جای دل
    من که با هر داغ پيدا ساختم
    سوختم، از داغ ناپيدای دل
    همچو موجم يک نفس آرام نيست
    بسکه طوفان زا بود دريای دل
    دل اگر از من گريزد، وای من
    غم اگر از دل گريزد، وای دل
    ما ز رسوايی، بلند آوازه ايم
    نامور شدی، هر که شد رسوای دل
    خانه مور است و منزلگاه بوم
    آسمان، با همت والای دل
    گنج منعم، خرمن سيم و زر است
    گنج عاشق، گوهر يکتای دل
    در ميان اشک نوميدی، رهی
    خندم از اميدواری های دل
    ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. #208
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ




    هنوز بر لب من، جای بوسه های تو است
    هنوز موج زنان، در دلـم هـوای تو اســـت
    هـنـوز گــمـشــده دلــدار آشــنـای مـنـی
    که نـيسـتـی تـو ولی ياد تو بجای تو است
    به باغ رفتم از آن ره که با تـو رفـتم دوش
    هنوز گويی که انـدر فـضـا صـدای تو است
    ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. #209
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ




    هوای عشق تو از سر بدر نخواهد رفت
    کسی که بر درت آمد دگر نخواهد رفت
    به وعده گاه همان شب که گريه ميکرديم
    مگر نگفت که بی ما سفر نخواهد رفت
    مران ز ميکده ساقی مرا فرصت ده
    کسی که نيمشب آمد سحر نخواهد رفت
    ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  10. #210
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ




    وای من بيهوده ام، بيهوده در کار ها
    وای من افتاده ام، افتاده چون ديوار ها
    خاليم خالی تر از يک خاک يا از يک سکوت
    ای شما از زندگی لبريز ها سرشار ها
    روزهايم در سرايت، سالهايم چيست؟ چيست؟
    داستان کهنه يا تقليد ها تکرار ها؟
    ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 21 از 24 نخستنخست ... 111718192021222324 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •