سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 24 از 24 نخستنخست ... 142021222324
نمایش نتایج: از شماره 231 تا 240 , از مجموع 240

موضوع: ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

  1. Top | #231

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    کاش که، کاش که، مرا با خود داشتی
    کاش که، کاش که، تنهايم نگذاشتی
    از تو زمانه دورم کرد
    بر دوريت مجبورم کرد
    در آرزوی وصل تو
    گريه نموده کورم کرد
    من هم ز غمت بيمارم
    عشق تو را در دل دارم
    با ياد رويت روز و شب
    از ديده ام خون می بارم
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. Top | #232

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    کامی نرانده ايم و دل از دست داده ايم
    گمراه سر بر سينه صحرا نهاده ايم
    چون گوهر رميده به درگاه ساحليم
    در حسرت نوازش دستی فتاده ايم
    محروم از نياز رفقيان شب نشين
    چون شمع مرده يی به مزاری فتاده ايم
    در انتظار گرمی اندام همدمی
    آغوش را به عجز و تمنا گشاده ايم
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. Top | #233

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    کجکی ابرويت نيش گژدم است
    چه کنم افسوس مال مردم است
    دو چشمان خمارت را که دارد
    دو ابروی دمب مارت را که دارد
    بگردم کوه بکوه صحرا بصحرا
    بپرسم اختيارت را که دارد
    دو ابروی ترا پيوسته گفتم
    دهان دلکشت را پسته گفتم
    چو سخت گرد آمدی شد غنچه ات وا
    به آب گل دهن را شسته گفتم
    کمان ابرو کمانت را ببوسم
    سنان مژدگان سنانت را ببوسم
    کباب از غم بگيرم گيسويت را
    صدف دندان لبانت را ببوسم
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. Top | #234

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    کرده ام ناله بسی، در پی همنفسی
    بشنوم نيمه شبان، ناله های جرسی
    چرا شور و فغان دارم
    شکايت ز آسمان دارم
    نه زين گريم، نه زان نالم
    بُت نا مهربان دارم
    گر چه بيمار دلم، خسته و زار دلم
    ميکشد ياد تو شب، پنجه بر خواب دلم
    بيا ای ماه کنعانم، بيا لعل بدخشانم
    رها کی ميکند يک شب، تب عشقت گريبانم
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. Top | #235

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    کيستم من؟ رهنورد آواره و ديوانه يی
    داغ مجنونم ز دست بی کسی افسانه يی
    نی قبول زاهدم من، نی ز پير می فروش
    نی به مسجد راه دادند، نی در آن ميخانه يی
    برگ خشکم از درخت آرزو افتاده ام
    نی بگلشن راه دادند نی در آتشخانه يی
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. Top | #236

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    کی باشد و کی؟
    چنگ باشد و نی
    من باشم و وی
    وی باشد و می
    کی باشد و کی؟
    کی باشد و کی؟
    شبی باشد که نور ماهتاب باشد به گلشن
    می ناب باشد و تنها فقط او باشد و من
    من و او دست به گردن تا سحرگاه
    به هر سو شرشر آب باشد و گلها سوسن
    کی باشد و کی؟
    کی باشد و کی؟
    چنگ باشد و نی
    من باشم و وی
    وی باشد و می
    کی باشد و کی؟
    کی باشد و کی؟
    در آن شب من بر و دوش و لب نوشش ببوسم
    گهي روی و گهی موی و بناگوشش ببوسم
    چو چشمش همره ام صد راز گويد
    گهی چشم و گهی لبهای خاموشش ببوسم
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. Top | #237

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    کی رفته يی ز دل که تمنا کنم ترا؟
    کی بوده يی نهفته که پيدا کنم ترا؟
    غيبت نکرده ای که شوم طالب حضور
    پنهان نگشته يی که هويدا کنم ترا
    با صد هزار جلوه برون آمدی که من
    با صد هزار ديده تماشا کنم ترا
    چشمم بصد مجاهده آينه ساز شد
    تا من بيک مشاهده شيدا کنم ترا
    بالای خود در آينه ی چشم من ببين
    تا با خبر از عالم بالا کنم ترا
    مستانه کاش در حرم و دير بگذری
    تا قبله گاۀ مؤمن و ترسا کنم ترا
    خواهم شبی نقاب ز رويت بر افگنم
    خورشيد کعبه ماه کليسا کنم ترا
    طوبی و سدره گر بقيامت به من دهند
    يکجا فدای قامت رعنا کنم ترا
    زيبا شود به کارگه عشق، کار من
    هر گه نظر بصورت زيبا کنم ترا
    رسوای عالمی شدم از شور عاشقی
    ترسم خدا نخواسته رسوا کنم ترا
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. Top | #238

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    گاه در آغوش اين، گاه در آغوش آن
    دل شده از دست من، تنگ به بر ديگران
    تو به بر ديگری، کور شوم ، کور به
    از تو و بزم تو گر، دور شوم دور به
    با همه اينها به من، لاف وفا ميزنی
    وای که ای بيوفا، باز تو مال منی
    اشک به چشمم نشست، دوش چو بر خواستی
    رقص کنان با رقيب، جان مرا کاستی
    با همه اينها به من، لاف وفا ميزنی
    وای که ای بيوفا، باز تو مال منی
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. Top | #239

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    گر زلف پُريشانت در دست صبا افتد
    هر جا که دلی باشد در دام هوا افتد
    هر کس به تمنايی فال از رخ او گيرد
    بر تخته ی فيروزی تا قرعه که را افتد
    آن باده که دلها را از غم دهد آزادی
    پر خون جگر گردد چون دور به ما افتد
    ما کشتی صبر خويش در بحر غم افگنديم
    تا آخر از اين طوفان هر تخته کجا افتد
    احوال دل حافظ از دست غم هجران
    چون عاشق سرگردان کز دوست جدا افتد
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  10. Top | #240

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    گر چه مستيم و خرابيم چو شب های دگر
    باز کن ساقی مجلس سر مينای دگر
    امشبی را که در آنيم غنيمت شمريم
    شايد ای جان نرسيديم به فردای دگر
    مست مستم مشکن قدر خود ای پنجه غم
    من به ميخانه ام امشب تو برو جای دگر
    چه به ميخانه چه محراب حرامم باشد
    گر بجز عشق توام هست تمنای دگر
    تا روم از پی يار دگری ميبايد
    جز دل من دگری و جز تو دلارای دگر
    شنيده است گلی بوی تو ای غنچه ناز
    بوده ام ورنه بسی همدم گلهای دگر
    تو سيه چشم چو آيی به تماشای چمن
    نگذاری به کسی چشم تماشای دگر
    باده پيش آر که رفتند از اين مکتب را
    استادان فرزند معمای دگر
    اين قفس را نبود روزنی ای مرغ پريش
    آرزو ساخته بستان طرب زای دگر
    گر بهشتی است رخ تست نگارا که در آن
    ميتوان کرد به هر لحظه تماشای دگر
    از تو زيبا صنم اين قدر جفا زيبا نيست
    گيرم اين دل نتوان داد به زيبای دگر
    می فروشان همه دانند عمادا که بود
    عاشقان را حرم و دير و کليساي دگر
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 24 از 24 نخستنخست ... 142021222324

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی