سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 4 از 24 نخستنخست 1234567814 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 240

موضوع: ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

  1. Top | #31

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    ای به ديده ام تاريک، ماه آسمان بی تو
    سينه چاک چاکم من، همچو کهکشان بی تو
    جام ها همه خالی، ساز ها همه خاموش
    بی نمک بود امشب، بزم عاشقان بی تو
    لاله خون دل نوشد، نسترن کفن پوشد
    سخت ماتم انگيز است، سير بوستان بی تو
    غنچه های اميدم، نا شگفته يک روزی
    رحم کن که می ميرد، قلب يک جوان بی تو
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. Top | #32

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    ای بيخبر از درد من، بر آسمان شد گرد من
    ديدی چو رنگ زرد من، ما را رها کردی و رفتی
    عشق مرا نشناختی، با ديگران پرداختی
    ما را پريشان ساختی، دل باختی دل باختی
    روزم سياه کردی و رفتی
    بيتو به تنها ساختم، با رنج شبها ساختم
    با چشم دريا ساختم، يعنی سراپا ساختم
    تو ترک ما کردی و رفتی
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. Top | #33

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    ای بُت بی رحم، شکار افگنم!
    رشته بيانداز تو در گردنم
    تير بيانداز که من در هوا
    گيرم و در سينه کنم جا
    تير تو را بر دل و جان جا دهم
    تا تسلی دل شيدا کنم
    چشم فتانت که فسون ميکند
    اين دلکم غرقه خون ميکند
    آن لب لعلت که ز ميخانه ها
    ميگه به گوشم دوصد افسانه ها
    جان منی پيش رقيبان مرو
    يکه و تنها به گلستان مرو
    پيش من آ تا که فدايت شوم
    کشته ی يک لحظه نگاهت شوم
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. Top | #34

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    ای بُلبُل خوش الحان، با گل بودت پيمان
    برخيز بهار آمد، با گلبن گل خو کن
    ای بلبل شور انگيز، شور تو شرر بار است
    بر خيز بهار آمد، کشور ز تو گلزار است
    ای بلبل شور انگيز، من عشق تو را نازم
    بر خيز بهار آمد، بر عشق تو جان بازم
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. Top | #35

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    ای جان من اسيرت، ای عمر من فدايت
    عمرم به آخر آمد، بی لعل جان فزايت
    تو ميروی خرامان من با دو چشم گريان
    آشفته و پريشان، چون کاکل از قفايت
    نی بخت آن که يک شب، دستم کشد به زلفت
    نی پای آنکه روزی بگريزم از جفايت
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. Top | #36

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    ای دل تو گريه کم کن تا چشم تر نباشد
    خونابه ها ببنديد تا کس خبر نباشد
    کاری بکن دل من تا عظمت طپش ها
    در پيش مه رويان دل بی ثمر نباشد
    عمری بخاکساری بگای دل تو گريه کم کن تا چشم تر نباشد
    خونابه ها ببنديد تا کس خبر نباشد
    کاری بکن دل من تا عظمت طپش ها
    در پيش مه رويان دل بی ثمر نباشد
    عمری بخاکساری بگذشت در خرابات
    از عمر رفته ی من شايد اثر نباشد
    ای دام مرغ بازان رحمی به حال دل کن
    مرغيست بی بضاعت بی بال و پر نباشدذشت در خرابات
    از عمر رفته ی من شايد اثر نباشد
    ای دام مرغ بازان رحمی به حال دل کن
    مرغيست بی بضاعت بی بال و پر نباشد
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. Top | #37

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    ای دل،ای دل، دل ديوانه
    بر عشقش شدی افسانه
    در دامش شدی زولانه
    ای دل، ای دل
    تو را از دور می بينم چه حاصل
    به پهلويت نمی شينم چه حاصل
    درخت حُسن تو گلزار کرده
    از آن گلها نمی چينم چه حاصل
    بيا که در بغل تنگت بگيرم
    بلای کاکل چنگت بگيرم
    مرا که سيصد و شصت بوسه دادی
    بيا که از لب قندت بگيرم
    سيه چشمک به دل بند تو باشد
    به پای جان ز پيوند تو باشد
    سفر کردم به گلشن های دنيا
    نديدم کس که مانند تو باشد
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. Top | #38

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    ای رشک گلها، دادی فريبم
    ای وای و ای وا، دادی فريبم
    عمريست خواهم يک بوسه زان لب
    امروز و فردا، دادی فريبم
    گفتم که نامت ديگر نگيرم
    کردی دل آسا، دادی فريبم
    گفتی به عشقت، بی پا و سر من
    ديدم سراپا، دادی فريبم
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. Top | #39

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    ای ساربان آهسته رو کارام جانم می‌رود
    وان دل که با خود داشتم با دلستانم می‌رود
    من مانده‌ام مهجور از او بيچاره و رنجور از او
    گويی که نيشی دور از او در استخوانم می‌رود
    گفتم به نيرنگ و فسون پنهان کنم ريش درون
    پنهان نمی ‌ماند که خون بر آستانم می‌رود
    محمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان
    کز عشق آن سرو روان گويی روانم می‌رود
    او می‌رود دامن کشان من زهر تنهايی چشان
    ديگر مپرس از من نشان کز دل نشانم ميیرود
    برگشت يار سرکشم بگذاشت عيش ناخوشم
    چون مجمری پرآتشم کز سر دخانم می‌رود
    با آن همه بيداد او وين عهد بی ‌بنياد او
    در سينه دارم ياد او يا بر زبانم می‌رود
    بازآی و بر چشمم نشين ای دلستان نازنين
    کاشوب و فرياد از زمين بر آسمانم می‌رود
    شب تا سحر می‌نغنوم و اندرز کس می‌نشنوم
    وين ره نه قاصد می‌روم کز کف عنانم می‌رود
    گفتم بگريم تا ابل چون خر فروماند به گل
    وين نيز نتوانم که دل با کاروانم می‌رود
    صبر از وصال يار من برگشتن از دلدار من
    گر چه نباشد کار من هم کار از آنم می‌رود
    در رفتن جان از بدن گويند هر نوعی سخن
    من خود به چشم خويشتن ديدم که جانم می‌رود
    سعدی فغان از دست ما لايق نبود ای بی‌وفا
    طاقت نميارم جفا کار از فغانم می‌رود
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  10. Top | #40

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    ای سرود واپسينم، جز تو پناهی ندارم
    ای آرزوی آخرين، جز تو آغوشی ندارم
    آتش عشق تو همچون، ميکشد مرا چو مجنون
    در آغوش ات پناه من، در نگاهت اميد من
    ستاره عشق من مرد، اميد هستی من رفت
    ای ناله ی شبهای من، ای يار بی همتای من
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 4 از 24 نخستنخست 1234567814 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی