سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 7 از 24 نخستنخست ... 3456789101117 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 240

موضوع: ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

  1. Top | #61

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    بـرويـد ای حـريـفـان بکشيد يـار مـا را
    بـمـن آوريد آخـر صـنـم گـريـز پـا را
    بترانه های شـيـريـن بـبـهـانـه هـای زرّيـن
    بکشيد سوی خانه مه خوب خوش لـقـا را
    وگـر او بوعده گـويـد کـه دمـی دگـر بـيـايـم
    هـمـه وعـده مکر بـاشـد بفريبد او شـمـا را
    دم سخت گرم دارد که بجادوی و افـسـون
    بـزنـد گـره بر آب او و بـبـنـدد او هـوا را
    بـمـبـارکـی و شـادی چـو نـگـار مـن در آيـد
    بنشين نـظـاره مـی کـن تو عجايب خـدا را
    چو جـمـال او بتابد چه بود جـمـال خوبان؟
    کـه رخ چـو آفـتـابـش بـکُـشــد چـراغـهـا را
    بـرو ای دل سـبک رو بـيـمـن بـدلـبـر مـن
    برسان سلام و خدمت تو عقيق بی بها را
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. Top | #62

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    بسکه جفا ز خار و گل ، ديده دل رميده ام
    همچو نسيم از اين چمن ، پای برون کشيده ام
    شمع طرب زبخت ما ، آتش خانه سوز شد
    گشت بلای جان ما ، عشق بجان خريده ام
    حاصل دور زندگی ، صحبت آشنا بود
    تا تو زمن بريدۀ ، من زجهان بريده ام
    تا بکنار من بودی ، بود به جا قرار من
    رفتی و رفت راحت از خاطر رميده ام
    تا تو مراد من دهی ، کشته مرا فراق تو
    تا تو بداد من رسی ، من بخدا رسيده ام
    چون به بهار سر کند لاله زخاک من برون
    ای گل تازه ياد کن از دل داغديده ام
    يا ز ره وفا بيا ، يا ز دل رهی برو
    سوخت در انتظار تو ، جان بلب رسيده ام
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. Top | #63

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    بمان ای شب که تاريکی و بيداری ، دلم خواهد
    برو ای مه که اندوه شب تاری ، دلم خواهد
    بيا ای غم ، بيا ای مونس شبهای تار من
    که امشب از تو همدردی و همکاری ، دلم خواهد
    بسوز ای جان که جانی آتش افروز آرزو دارم
    بکاه ای تن که رنجوری و بيماری دلم خواهد
    برنجان و بنالانم ، بگريان و بسوزانم
    که سوز و اشک و آه و ناله و زاری ، دلم خواهد
    کنار و بوس و آغوش تو ارزانی به بی دردان
    که من دنيای دردم عاشق آزاری ، دلم خواهد
    غم عشقی کرامات کردۀ جان و دل ما را
    که حق نشناسم ار يک ذره غمخواری ، دلم خواهد
    بجز روی تو و موی تو و چشم نکوی تو
    ز هر چه در دو عالم هست بيزاری دلم خواهد
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. Top | #64

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    بنازم قلب پاکت ، مادر من
    بگردم دور خاکت ، مادر من
    سياه شد روزگار من سياه شد
    خدايا مادرم از من جدا شد
    فلک با من چرا اين نا روا کرد
    که يکدم مادرم از من جدا کرد
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. Top | #65

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    به آسمان بگوييد، به دلبران رسانيد
    احوال قلب ما را به عاشقان رسانيد
    دلم برای ديگر، رود خبر باش
    برای يار ديگر، رود خبر باش
    نميگويم که چرا ترکم نمودی
    نميخواهم بسويم ، تو باز گردی
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. Top | #66

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    به جز تو مونس ديگر درين ديار ندارم
    بيا که بيش ازين تاب انتظار ندارم
    نميروی تو ز يادم اگر چه ميدانی
    که غير بوسه ی چند از تو يادگار ندارم
    مرنج ز اين که من بر تو بدگمان شده ام
    که من به زندگی خويش اعتبار ندارم
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. Top | #67

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    به ساغر نقل کرد از خم، شراب آهسته آهسته
    برآمد از پس کوه آفتاب آهسته آهسته
    فریب روی آتشناک او خوردم، ندانستم
    که خواهد خورد خونم چون کباب آهسته آهسته
    ز بس در پرده‌ی افسانه با او حال خود گفتم
    گران گشتم به چشمش همچو خواب آهسته آهسته
    سرايی را که صاحب نيست، ويرانی است معمارش
    دل بی‌عشق، می‌گردد خراب آهسته آهسته
    به اين خرسندم از نسيان روزافزون پيريها
    که از دل می‌برد ياد شباب آهسته آهسته
    دلی نگذاشت در من وعده‌های پوچ او صائب
    شکست اين کشتی از موج سراب آهسته آهسته
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. Top | #68

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    به سنگ غم زدی پيمانه ام را
    به سيل اشک دادی خانه ام را
    کنون کز خانه ام چون بخت رفتي
    کجا بردی دل ديوانه ام را؟
    ميان پاک بازانش قطاران
    به افسون و جنون افسانه ام را
    بيا ای شمع شام آرزو ها
    بسوزان هستی و ويرانه ام را
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. Top | #69

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم
    بهار توبه شکن ميرسد ، چه چاره کنم
    سخن درست بگويم ، نمی توانم ديد
    که ميخورند حريفان و من نظاره کنم
    به دور لاله دماغ مرا علاج کنيد
    که از ميانه بزم طرب کناره کنم
    ز روی دوست مرا چون گل مراد شگفت
    حوالت سر دشمن به سنگ خاره کنم
    به تخت گل بنشانم بسی چو سلطانی
    ز سنبل و سمنش طوق و پاره کنم
    گدای ميکده ام ليک وقت مستی بين
    که ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم
    چو غنچه با لب خندان به ياد مجلس شاه
    پياله گيرم و از شوق جامه پاره کنم
    مرا که نيست ره و رسم فتنه پرهيزی
    چرا ندمت رند شراب خواره کنم
    زباده خوردن پنهان ملول شد حافظ
    به بانگ بربط و نی رازش آشکاره کنم
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  10. Top | #70

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ღ.•.• ღ اشعار احمد ظاهر ღ.•.• ღ

    تو گر هستی به پاکی شُهرۀ شهر
    مرا رسوا و بدنام آفريدن
    اگر می خواره و مستم به کس چی؟ به کس چی؟
    اگر آواره و مستم به کس چی؟ به کس چی؟
    اگر پيمانه بشکستم به کس چی؟ به کس چی؟
    اگر آواره و مستم به کس چی؟ به کس چی؟
    اگر باشی تو امشب ليلی من، به کس چی؟ به کس چی؟
    چو مجنون عاشقت هستم به کس چی؟ به کس چی ؟
    اگر باشی توامشب ساقی من به کس چی؟ به کس چی؟
    دهی پيمانه به دستم به کس چی؟ به کس چی؟
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 7 از 24 نخستنخست ... 3456789101117 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی