واگذارى امور به خداوند سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
واگذارى امور به خداوند
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 8 , از مجموع 8
  1. #1
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض واگذارى امور به خداوند




    باب هشتاد و ششم : واگذارى امور به خداوند



    امام صادق (ع) فرمود:
    آن كه كار خويش به خدا واگذارد، در آسايش ابدى وعيش وخوشى دايم باشد وكسى به حقيقت ، داراى اين صفت است كه برترين مقصد او خدا باشد.


    اميرمؤمنان (ع) [با اشاره به اين معنا] مى فرمايد:
    به آنچه كه خداى نصيبم كرد راضى شدم


    وامر خويش به آفريدگارم وانهادم چنان كه خدا گذشته ام را نيك آورد

    همان سان ، آينده ام را نيك آورد
    وخداى - عزّ وجلّ - درباره مؤمن آل فرعون چنين فرمود: ((وامر خويش به خداى واگذار، كه خداوند نسبت به بندگان بيناست . پس ، خداوند او را از نقشه هاى سوء آنان نگاه داشت و عذابى شديد بر آل فرعون وارد شد)).

    وكلمه تفويض (واگذارى كار خويش به خدا) پنج حرف باشد و هر حرفى را حكمى است . پس آن كس كه احكام آن را مراعات كند، به مرتبه تفويض ‍ رسيده است :

    1- حرف ((تاء)) ترك تدبير [امور] دنيا باشد؛
    2- ((فاء)) فناى هر مقصودى كه به غير خدا معطوف كند؛
    3- ((واو)) وفاى به عهد و صدق وعد است ؛
    4- ((ياء)) تو را از خود ماءيوس و به پروردگارت موقن كند؛
    5- ((ضاد)) ضمير و باطنى را فراهم مى آورد كه براى خداوند، خالص ‍ وپاك باشد و ضرورت را در پيوستن به حق ببيند.

    شخص مفوّض شبى را صبح نكند، مگر آن كه از همه آفات سالم باشد وصبحى را شام نكند، مگر آن كه دين او به سلامت باشد.

    واگذارى امور به خداوند

  2. تشكر

    رایکا (13-07-1388)

  3.  

  4. #2
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : واگذارى امور به خداوند




    باب هشتاد و هفتم : يقين


    امام صادق (ع) فرمود:

    يقين به مبداء و معاد، آن گونه كه گويى آن را مى بيند، بنده را به هر مقامى رفيع و مرتبه والايى مى رساند.

    در محضر رسول خدا (ص) گفته شد كه حضرت عيسى (ع) بر آب راه مى رفت . پيامبر (ص) به بيانِ عظمت و جايگاه والاى يقين پرداخته و فرمود: اگر يقينش بيش از اين مى بود، در هوا نيز راه مى رفت .
    پس با اين سخن ، رسول خدا (ص) گواهى داد كه انبيا را على رغم عظمت ايشان نزد خدا، به حسب يقين -ونه جز آن - درجاتى است متفاوت ، ويقين را هرگز انتهايى نيست .

    ومؤمنان نيز در قوّت و ضعفِ يقين دگرگون هستند. پس نشانه كسى كه يقينش قوى باشد، آن است كه حول و قوّه اى جز براى خدا نداند و بر امر وعبادت خداوند - چه در ظاهر و چه در باطن - استقامت كند؛ به شكلى كه داشتن و نداشتن ، كمى و فراوانى ، مدح و ذمّ و عزّت و ذلّت ، او را يكسان باشد؛ چرا كه او چيز را از يك منشاء و سرچشمه مى داند.

    از علايم ضعف يقين ، دنبال اسباب رفتن و آزاد گذاشتن نفس در رسيدن به آن و تبعيت از عادت و گفته هاى مردم است ، بدون ره يافتن به حقيقت آن ها و[نيز] كوشش در امور دنيا و جمع نمودن و حفظ آن هاست و در حالى كه به زبان اقرار مى كند كه كسى جز خداوند، مانع يا باعث روزى و امور دنيوى نتواند باشد
    و بنده را جز روزى مقدّر تفسيم شده چيز ديگرى نيست و جهد وكوشش ، روزى كسى را فزونى ندهد، ولى او به عمل و قلب خويش ، اين حقايق را منكر باشد.

    خداوند تعالى فرمايد: ((با زبان آنچه را كه در دل هاى شان نيست گويند وخداوند بدانچه (در دل ) پنهان مى دارند، آگاه است )).

    خداى تعالى بر بندگانش لطف بنمود كه آنان را رخصت فرمود تا به كسب وحركت در امر زندگانى بپردازند، به شرط اين كه از حدود الهى تجاوز نكنند وفرايض و واجبات و سنّت هاى پيامبرش را در همه فعاليت هاى شان ترك نگويند و از حقيقت توكل عدول نكنند و در ميدان حرص وطمع سكنا نگزينند؛ چرا كه اگر اين امور را فراموش كنند و به خلاف آنچه كه مقرّر فرموده بروند، از هالكان باشند؛ از مردمى كه آنان را چيزى جز (نتيجه ) ادعاهاى دروغين حاصل نشود.

    هر كسى كه بدون توكل در پى كسب است ، به جز حرام و شبهه ، چيزى عايد خويش نكند، و نشانه متوكل آن است كه آنچه را كه به دست آورد، در راه دين ايثار كند و خود گرسنه بماند.

    آن كسى (از سوى خدا) مجاز به كسب است كه به ظاهر كسب كند و به باطن متوكل باشد و چنانچه دارايى او بسيار شد، چونان امانتدار با آن رفتار مى كند (حق را به صاحبان آن مى رساند و خود را مالك نمى داند) و بود ونبودِ اين مال را يكى مى داند. اگر امساك كند، براى رضاى خداوند از انفاق آن خوددارى مى كند، و اگر انفاق كند، در امتثال امر خداوند - عزّ وجلّ - انفاق كرده و بخشش و امساك او براى خداى تعالى است .


    واگذارى امور به خداوند

  5. تشكر

    رایکا (13-07-1388)

  6. #3
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : واگذارى امور به خداوند




    باب هشتاد و هشتم : بيم و اميد





    امام صادق (ع) فرمود:
    بيم ، نگهبان قلب است و اميد، شفاعت كننده نفس ؛ و آن كسى كه به خداوند عارف باشد، از او خائف است و بدو اميدوار.

    بيم و اميد، دو بال ايمانند كه بنده حقيقى به واسطه آن ها به سوى رضوان خداوند پر مى كشد و دو چشم عقل او هستند كه وعد و وعيد خداى تعالى را نظاره مى كند و انسان بيمناك ، نظر به عدل خدا و اميد به فضلش ‍ دارد.
    اميد، قلب را زنده مى كند و بيم ، نفس را مى ميراند.

    رسول خدا (ص) فرمود:
    مؤمن [همواره ] ميان دو بيم باشد: بيم از گذشته وترس از آينده .

    در مرگ نفس ، حيات قلب نهفته و در حيات قلب ، نيل به استقامت قرار داده شده است . كسى كه خداى تعالى را با معيار بيم و اميد بندگى كند، گم راه نشود و به آرزوى خويش رسد.

    چگونه بنده نهراسد، در حالى كه نمى داند فرجام نامه عملش چه خواهد بود. آيا او سعادتمند است يا تيره روز و شقى ؟ و هيچ عملى ندارد كه به وسيله آن به پاداشى رسد، و هيچ قدرتى بر هيچ چيزى ندارد و او را گريزگاهى نيست ؟!

    وچگونه اميدوار نباشد، در حالى كه خود را ناتوان مى داند و هميشه غرقه اقيانوس رحمت و نعمت هاى الهى - كه شماره آن ممكن نباشد - بوده است .
    (فرقى است ميان عاشق بى قرار و عابد كه ) شخصِ محبّ، خدايش را به اميد و با چشمانى بيدار عبادت كند و زاهد، خدايش را از سر بيم بندگى مى كند.

    اويس ، هرم بن حيان را گفت : مردمان با رجا عمل كنند، بيا تا ما بيم (كه مقتضاى احتياط است ) او را بندگى كنيم .

    بيم ، دو گونه است :
    1- بيم پايدار؛
    2- بيم متغير.
    بيم پايدار، اميد، به ارمغان آورد و خوف متغير كه گاهى به اميد تبديل مى شود.

    اميد نيز دو گونه است :
    1- اميد پايا؛
    2- اميد گذرا.
    اميد پايا، خوف ثابت را موجب شود كه محبّت (به خداى تعالى ) را تقويت مى كند و اميد گذرا، آرزويى است كه دست يافتن بدان ، اظهار عجز و تقصير به درگاه احديت است .




    واگذارى امور به خداوند

  7. تشكر

    رایکا (13-07-1388)

  8. #4
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : واگذارى امور به خداوند




    باب هشتاد و نهم : رضا


    امام صادق (ع) فرمود:

    صفت رضامندى آن است كه از امر خوشايند و امر ناخوشايند رضايت داشته باشد و رضا، پرتو نور معرفت است ، و شخص راضى از اختيار به تمام و كمال فانى است ، و راضى حقيقى ، آن است كه از او رضايت حاصل شود.

    رضا اسمى است كه معانى عبوديت در آن گرد آم ده
    (و تفسير و معناى رضا، شادىِ دل به هر چه كه پيش آيد).

    از امام محمّد باقر (ع) شنيدم كه فرمود: دل بستن به آنچه موجود است ، شرك باشد و به مفقود (كه بدان دسترسى نباشد) كفر؛ چرا كه اين دو چيز، از شيوه (رضامندان و) رضا بيرون است .

    در شگفتم از كسى كه مدّعى بندگى خداوند است و در مقدّرات ، به منازعه با خدا بر مى خيزد و به تقدير حضرت احديّت رضايت نمى دهد كه اين خصلت نه در خور راضيان عارف باشد!

    واگذارى امور به خداوند

  9. تشكر

    رایکا (13-07-1388)

  10. #5
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : واگذارى امور به خداوند




    باب نودم : بلا



    امام صادق (ع) فرمود:
    بلا، زيور مؤمن و كرامت الهى است براى كسى كه تعقل كند (بينديشد)، زيرا صبورى و ثباتِ قدم در هنگام رسيدن بلا، ايمان را درست كند و كمال بخشد.

    پيامبر (ص) فرمود: ما پيامبران ، بيش از همه مردم ، گرفتار بلا مى شويم ومؤمنان بر حسب مرتبت و كمال بلا بينند و آن كه قربش به خدا بيشتر باشد، بلاى او افزون تر است .

    هر بنده اى كه طعم بلا را چشيد و آن را درك نمود (ودانست كه از سوى كيست ) و صبر پيشه كرد، از آن ، بيش تر از نعمت ، لذّت مى برد و چون آن را از دست بدهد، بدان مشتاق مى گردد؛ چرا كه در پسِ بلا و محنت ، انوار نعمت ، پرتوافكن است و زير انوار نعمت ، بلا و محنت نهفته است (هر كس ‍ قرب خدا خواهد، بلا را تحمل مى كند).

    بسيارند كسانى كه از بلا جان سالم به در مى برند و به وسيله نعمت به هلاكت مى افتند.

    خداوند بنده اى را، از آدم (ع) تا محمّد (ص) مدح نفرمود، مگر آن كه او را به بلا و مصيبت آزمود
    و او را در بندگى حق ، پايدار ديد.
    وكرامت خداوند (در قيامت ) از آن كسانى است كه به بلا گرفتار آمده (وبه اراده او تن در داده )اند و عزّت (دنيوى كه رضايت خداوند در آن نباشد) بلاى آخرت را در پى دارد. و هر كس كه از بوته بلا (آزمون ) سربلند بيرون برآيد، او را چراغ روشنايى بخش مؤمنان ، مونس مقربان و راهنماى روندگان قرار دهند و او هادىِ مردم به سوى مقاصد (خير و الهى ) باشد.

    هر بنده اى در محنتى كه هزاران نعمت بر آن مقدم بوده و هزاران آسايش در پى دارد شكايت نمايد، حقِ صبر در بلا را ادا نكرده و شكرِ نعمت را ضايع كند، خيرى نباشد. همچنين كسى كه حق شكر را در نعمت ادا نكند، از پاى بندىِ به صبرِ در بلا محروم شود و كسى كه از اين مواهب محروم شود، در زمره طرد شدگان باشد.

    وايوب (ع) در دعاى خويش مى گفت : بار خدايا! هفتاد سال آسايش ‍ وفراخى بر من گذشت [در انتظارم ] تا هفتاد سال همراه بلا فرا رسد.

    وهب بن منبّه گفت : بلا براى مؤمن ، چون بستن و مهار كردن چهار پا و بستن زانوى شتر است .

    (مراد آن است كه مؤمن را از گرفتار شدن در دام هواى خود باز مى دارد).

    حضرت على (ع) فرمود: صبر براى ايمان ، چون سر است براى بدن ، و سرِ صبر، بلاست و جز عالمان نتوانند آن را تعقل و درك كنند.

    واگذارى امور به خداوند

  11. تشكر

    رایکا (13-07-1388)

  12. #6
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : واگذارى امور به خداوند




    باب نود و يكم : صبر



    امام صادق (ع) فرمود:
    صبر، نور و صفاى باطن ، و جزع (بى تابى در سختى ها) ظلمت و وحشت باطن بندگان را برملا مى سازد.

    همه مدعى صبورى اند، ولى جز آنان كه به خدا اطمينان دارند، بر صبر استوار نباشند و جزع را منكرند.
    جزع ، در منافق آشكارتر است ، زيرا نزول محنت و مصيبت ، خبر از صدق وكذبِ ادّعاى شخص مى دهد.

    تفسير صبر، تلخى مدام ، همراه با آرامش باشد و آنچه همراه اضطراب وناآرامى است ، نشايد كه صبر ناميد.
    وتفسير جزع ، اضطراب قلب است و اندوه شخص و تغيير رنگ و حال است ، كه اين نشانه صابران نيست .
    هر بلايى كه آغازش همراه با اطمينان به خدا و تضرّع به درگاه او نباشد، صاحب آن ، جزوع باشد و غير صابر.

    وصبر آن است كه براى بعضى آغازش تلخ است و پايانش شيرين و براى بعضى ديگر، آغاز و پايانش شيرين است . پس كسى كه از اواخرش آن را وارد شود، به راستى كه در زمره صابران داخل شده و كسى كه از آغاز آن داخل شود در آغاز، تلخ كام و سپس شيرينى صبر را بچشد. و كسى كه قدر صبر بداند، از دورى آنچه بر او وارد شده (بلا و محنت )، صبر نتواند بكند.

    خداوند تعالى در قصّه موسى بن عمران و خضر - عليهما السّلام - فرمايد: ((چگونه توانى بر آنچه كه از رموزش آگاه نيستى ، صبر كنى ؟))

    پس كسى كه بر امر ناخوشى صبر كند و به خلق شكايت نبرد و بى تابى نكند، در مرتبه عموم باشد، نه در رتبه خواصِّ از صابران ؛ و بهره او همان است كه خداوند - عزّ وجلّ - فرمود: ((وصابران را بشارت ده ))؛ يعنى به بهشت و مغفرت .

    وآن كسى كه باآغوش باز به استقبال بلا رود و سكون و وقار خويش را حفظ كند، از خاصّان مى باشد و نصيبش همان است كه خداى تعالى فرمود: ((خداوند، با صابران (همنشين ) است )).


    واگذارى امور به خداوند

  13. تشكر

    رایکا (13-07-1388)

  14. #7
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : واگذارى امور به خداوند




    باب نود و دوم : حزن و اندوه



    امام صادق (ع) فرمود:
    اندوه از جمله شعارهاى عارفان است ، چرا كه عارف ، به اسرار خلقت وعظمت خالق پى برده و پيوسته از خداوند ترسان است و قدرت او را بر خود حاكم مى بيند.
    محزون ، ظاهرش گرفته و غمين و باطنش گشاده و شاد است . در معاشرت با خلق ، بى ميل است و با خداوند انس و نزديكى دارد.

    محزون ، غير از متفكر است ، زيرا متفكر، در تكلّف و سختى مى باشد ومحزون در خوشى و راحتى . و حزن از باطن برخيزد و بر ظاهر اثر كند، وتفكر از ديدن رخدادها به درون رسد و ميان اين دو فرق است .

    خداوند متعالى در داستان يعقوب فرمايد: ((من غم و اندوهم را تنها به خدا گويم و از خدا چيزهايى مى دانم كه شما ندانيد)).

    ربيع بن خُثَيم را گفتند: تو را چه شده كه پيوسته محزونى ؟ گفت : از آن روست كه باز خواست كننده اى مرا مى خواهد.

    بدان كه سمتِ راست حزن ، شكستگى دل و سمت چپ آن ، سكوت است . حزن ، ويژه كسانى است كه به خداوند، عارف اند، ولى تفكر هم در خاص ‍ وهم در عام مشترك است . اگر لحظه اى قلب عارفان از اندوه تهى شود، دست به استغاثه بلند كنند و اگر در قلب غير آنان كه به خدا چندان اعتقادى ندارند وارد شود بى تابى كنند و آن را نپسندند.پس حزن اوّلى است كه دوم آن امن است . و بشارت به بهشت و تفكر، دومى است كه اوّلش استحكام ايمان به خداوند است و سومِ آن ، اظهار نياز به حضرت اوست براى طلب نجات و رستگارى .

    فرد محزون متفكر است و متفكر، عبرت آموز؛ و هر كدام را حالى و علمى وطريقى و حلمى و مشربى است (كه ديگران را نباشد و هر يك از اين صفات با يكديگر تفاوت دارد).

    واگذارى امور به خداوند

  15. تشكر

    رایکا (13-07-1388)

  16. #8
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : واگذارى امور به خداوند




    واگذارى امور به خداوند

  17. تشكر

    رایکا (13-07-1388)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •