قرب به خدا سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
قرب به خدا
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 23
  1. #11
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : قرب به خدا




    راه رسيدن به قرب الهى(1)

    اشاره
    در نهاد انسان، نوعى ميل فطرى، به سوى كمال مطلق و تقرب‏به ذات مقدس الهى، وجود دارد كه مى‏توانيم آن را تمايل فطرى به‏عرفان يا "حس مذهبى" بناميم و هدف انبيا و پيشوايان دينى اين‏بوده‏است كه مقدمات وصول به اين مقصد را براى انسان فراهم كرده واو را هرچه بيشتر، به اين هدف، نزديك كنند.
    ميل فطرى نيازمند راهنمايى و هدايت است.
    بعضى گمان مى‏كنند كه اگر تمايل فطرى در نهاد انسان باشد،خود به خود، راه خويش را پيدا مى‏كند و احتياجى به راهنمايى‏ندارد; ولى اين گمان، صحيح نيست. بسيارى ميلها در وجود ماهست‏كه بدون شك، ميلهايى خدادادى وفطرى‏است نه‏اكتسابى;اما كيفيت تحقق بخشيدن به آن، احتياج به تعليم و ارشاد دارد.
    ميل به تغذيه، كه ابتدايى ترين ميل غريزى است كه در آدمى‏به وجود مى‏آيد، فطرى و خدادادى است، اما اين‏كه كدام‏خوردنى مفيد وكدام مضراست واز چه غذاهايى بايداستفاده كردو از كدام يك بايد پرهيز نمود، آدمى، خودبه خود، اينها رانمى‏داند و تدريجا بايد به وسيله تجربه، خوردنيهاى مفيد را ازمضر باز شناسد يااز راه ديگرى،از قبيل راه وحى،به او تعليم داده‏شود. بنابراين، چنين نيست كه‏اگر ميلى، فطرى بود، راه ارضاء آن‏نيز براى شخص معلوم باشد;به خصوص كه ميل به سوى كمال‏مطلق، با ساير ميلهاى فطرى، تفاوتهايى نيز دارد و آن اين كه‏ساير ميلها، آگاهانه در وجود آدمى پديد مى‏آيند،اما اين ميل،نوعى ميل مبهم و مرموز است.عموم مردم، خودبه خود، متوجه‏مقصود اصلى خود نمى‏شوند وبه درستى، درك نمى‏كنند كه اين‏نيرويى كه در نهادشان هست و آنها را به سوى گمشده‏اى، سوق‏مى‏دهد چه نيرويى است وگم شده اصلى آنان چيست.طبعا هنگامى كه مقصد اين ميل، آگاهانه نباشد، راه رسيدن‏به آن نيز روشن نخواهد بود.
    قرب به خدا
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. #12
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : قرب به خدا




    به هرحال، شكى نيست كه براى رسيدن به مقصد نهايى، كه‏ عاليترين كمال انسانى است، آدمى احتياج به راهنمايى دارد وهركسى مى‏تواند به حكم وجدان، در خود، بيايد كه راه شناخته‏شده‏اى كه‏تمام خصوصياتش مشخص باشد،در فطرت اونيست‏و فطرتا راه مشخصى رابراى رسيدن به خدا سراغ ندارد و اين‏همه اختلافاتى كه وجود دارد، دليل بر اين است كه شناخت اين‏راه، فطرى نيست وگرنه اين همه اختلاف، در آن پديد نمى‏آمد.
    پس ما براى اين‏كه راه رسيدن به آن مقصد اعلا را بشناسيم‏احتياج به تعليم انبيا داريم.
    قبلا گذشت كه: همان‏طور كه اساس همه اديان الهى، برتوحيد بوده ولى در طول تاريخ، دچار تحريفات و انحرافاتى‏شده‏اند، محتواى عملى اديان نيز از انحرافات و تحريفات‏مصون نمانده است. در اين جا اين سؤال پيش مى‏آيد كه آيادينهاى هندويى و بودايى، دينهاى توحيدى و فطرى‏اند؟ درجواب،بايد گفت اگر منظوراين‏است كه اين اديان را،بامحتواى‏فعلى آن، ازطرف خداوند بدانيم،جواب منفى است. زيرا هرچندكه اين اديان، در ابتدا، اديان‏الهى بوده‏انداماپس‏ازمدتى، تحريف‏شده وبه صورت آيين‏هاى شرك‏آميز در آمده‏اند.اساس اين اديان‏بر بت‏پرستى است و يكى از مهمترين وظايف انبيا، مبارزه بابت‏پرستى‏بوده‏است كه در سراسر قرآن، نمونه‏هاى آن، مشهود است.
    پس اديانى كه پايه‏شان بربت‏پرستى است، نمى‏توانند دينى‏آسمانى و الهى باشند، ولى ممكن است كه همه اين اديان، ريشه ‏صحيحى در اعماق تاريخ داشته‏باشند كه بعدها از توحيد، به‏شرك و بت‏پرستى‏تبديل شده‏باشند. قرآن كريم مى‏فرمايد: «و ان ‏من امة‏ الا خلا فيها رسول‏» هيچ امتى نيست مگر اين‏كه پيامبرى‏داشته است. و در آيه‏اى ديگر مى‏فرمايد: «ولقد بعثنا فى كل امة‏ رسولا ان اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت‏» ما درميان هر امتى، پيامبرى را مبعوث كرديم كه سرلوحه دعوتش اين بود كه خداى‏يگانه را پرستش كنيد و از طاغوت به پرهيزيد.
    قرب به خدا
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. #13
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : قرب به خدا




    افكار خرافى و انحرافى موجود در اديان، بعدها به آنهاضميمه شد.پس چگونه ممكن است در چنين دينى كه نمى‏توان‏آن را دين الهى ناميد، عناصر حق و صحيحى وجود داشته‏باشد؟ به عنوان قاعده‏اى كلى، بايد گفت كه ما در عالم، باطل‏صرف نداريم، و اگر چيزى، باطل صرف باشد دوام پيدا نمى‏كند.هر چيزى كه در عالم، بقا و دوامى داشته باشد، مرهون عضوى‏كوچك يابزرگ از حق است كه در آن وجود دارد; اما بايد ديد كه‏اين حقها چگونه وارد مذهب باطل مى‏شود؟
    اولا بايد توجه داشت كه همه اينها انبيايى بوده‏اند كه اديان وشريعت‏هايشان تحريف شده است; خوب امكان دارد عناصرحقيقى از دينهاى حقى باقى مانده باشد. اگر دينى تحريف شد،دليل براين نيست كه تمامش باطل است. از جمله، دين يهود ومسيحيت. هنوز، در همين كتاب تورات، كه سراسر آن، خرافات‏است، مطالب حقى وجود دارد، كه عينا با آيات قرآن تطبيق‏مى‏كند. آيه معروفى در قرآن هست كه مى‏فرمايد: «لاجل ذلك‏كتبنا عليهم فيها ان النفس بالنفس و العين بالعين والاذن ...» اين‏مطلب، عينا، در تورات كنونى موجود است كه قصاص، به اين‏ترتيب است كه چشم در مقابل چشم،گوش در مقابل گوش،دست در مقابل دست، پا در مقابل پا و جان در مقابل جان. اگرشخصى چشم شخصى ديگر رانابينا كرد، او حق دارد از دادگاه‏درخواست كند كه چشم فرد مجرم را نابينا كند، به همان ترتيبى‏كه جنايت انجام گرفته‏است، خدا مى‏فرمايد:ما درتورات، اين‏مطلب را نوشتيم، اكنون نيز، در اسلام همين حكم معتبراست.تورات فعلى نيز، خبر مى‏دهد كه چنين چيزى بوده است.
    با وجوداين، نمى‏توان گفت كه شما چگونه مى‏گوييد كه اين‏تورات، تحريف شده‏است‏با اين كه مطلبى در آن وجود دارد كه‏قرآن نيز، آن را تاييد مى‏كند؟ تحريف شدن، معنايش اين نيست‏كه همه‏اش زير و رو شده‏است،به طورى كه هيچ جمله صحيحى‏در آن يافت نمى‏شود، بلكه عناصرى باطل، با او مخلوط شده‏است، و يا دراديان مختلفى كه در روى زمين هست و اساسش‏شرك و بت‏پرستى است،حقايق،اعتقادات و رفتارهاى صحيحى‏وجود دارد. اين گونه نيست كه تمام آنها باطل صرف باشد.صرفابه دليل‏اين كه مذهبى، مذهب بوداست، بااين شكلى كه‏هست،مجسمه بودا را مى‏پرستندوآداب و رسومى خاص دارند،نمى‏توان گفت كه اصلا هيچ چيز آنها صحيح نيست.يا چون آنهابراى راستگويى،ارزش قائل‏اند; پس ما بگوييم: راستگويى، بداست. يا اين كه بگوييم: چون آنها راستگويى را خوب مى‏دانند،پس دين بودا، حق است.
    قرب به خدا
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. #14
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : قرب به خدا




    شعار مذهب زرتشتى، سه چيز است: گفتار نيك، رفتار نيك،پندار نيك. اين مطلب درستى است و كسى با اينها مخالف‏نيست;اما اين، دليل نمى‏شود كه پس زرتشتيها دين درستى‏دارند. و از طرف ديگر، نمى‏توان گفت: حالا كه دين زرتشتى،باطل است، پس هر چيز كه گفته، حتى اين شعارشان نيز باطل‏است; نه، منظور از اين‏كه دينى باطل است اين است كه مطالب‏باطلى به آن ضميمه شده و اساس آن را مشوش كرده است.ديگر نمى‏توان مجموعه حقى را به عنوان اساس دين، در آن‏مذهب، معرفى كرد. پس اگر مطالب صحيحى در دين بودا وجودداشته باشد كه مطابق با مطالب اسلامى باشد، ما آنها را معتبرمى‏دانيم.اما نه از آن جهت كه مربوط به دين بوداست، بلكه از آن‏جهت كه قرآن، آن مطالب را تاييد مى‏كند يا از آن جهت كه دليل‏عقلى قطعى در تاييد آن مطالب، داريم; فعلا، لازم نيست كه‏تعبدا راستگويى را از قرآن بپذيريم; زيرا عقل هم مى‏گويد كه‏راستگويى خوب است، وفاى به عهد خوب است. اين احكام درهر مذهبى كه باشد خوب است اما اين، بدان معنا نيست كه آن‏دين، خوب است.
    اين عنصر ضعيف كه در آن دين وجود دارد، از دو راه ممكن‏است آمده باشد: يكى،از راه اصل دين و آن چيزى كه دراصل‏دين، وجود داشته و بعدها تحريف شده است. يكى هم از راه‏عقل. اما ادعاى اين‏كه «تمامى دستورهاى اخلاقى بودا، موردتصديق دين اسلام است‏» را به صورت كلى نمى‏توانيم بپذيريم،بايد هريك از دستورات آن دين را جداگانه بررسى كنيم و ببينيم‏كه به چه دستوراتى سفارش مى‏كند،آيا همه آنها بااسلام وفق‏دارند، يا نه؟ اگر وفق داشتند، مى‏پذيريم; چون عقل و شرع، آن‏را تاييد مى‏كند نه به خاطر اين كه بودا گفته است.
    همه امتها داراى پيامبرى از طرف خداوند بوده‏اند. مامعتقديم كه يك صدوبيست و چهارهزار پيامبر از طرف خدامبعوث شده‏اند، ازميان آنان با نام بيست و پنج‏يا شش نفرشان‏آشنايى داريم، اماباقى پيامبران، در ميان اقوام و زمانهايى كه‏براى ما نامعلوم است مبعوث شده‏اند. هيچ بعدى ندارد كه درهندوستان، چين، ژاپن و يا در ساير اقطار عالم، پيامبرانى درهزاران سال قبل مبعوث شده‏باشند كه همگى، دين توحيد ويگانه‏پرستى داشته‏اند و در اثر تحريفات، تبديل به آيين‏هاى‏بت‏پرستى ودينهاى شرك‏آلود شده‏اند; چنان‏كه در دين مسيحيت‏چنين بوده است.
    قرب به خدا
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  5. #15
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : قرب به خدا




    راه رسيدن به قرب الهى
    بعد از رسيدن به اين نتايج، كه راهى صحيح براى رسيدن به‏هدف اعلاى‏ انسانى، يعنى قرب به خداى متعال، وجود دارد و اين چيزى است كه فطرت بشر،طالب آن است و تمامى انبيا، دراين راه، سعى و تلاش كرده‏اند;اين سؤال پيش مى‏كند كه: اين‏راه، چيست و چه ويژگيهايى دارد؟ جواب كلى‏اين سؤال، اين ‏است كه راه، همان است كه خداوند، به آن امر فرموده و پيامبران ‏را براى نشان دادن اين راه مبعوث گردانيده ‏است.
    بايد به اين مطلب توجه داشت كه خداى متعال،بيش از خود ما، كمال و سعادت ما را مى‏خواهد و او از هر انسانى نسبت‏به‏ما نزديكتراست. محبت‏ خداى متعال به مخلوقات از محبت مابه فرزند خويش، بيشتر است. محبت مادر به فرزند، پرتويى‏اندك از محبت‏بى‏نهايت الهى است. خداوند متعال به خاطر شدت محبتى كه به انسانها داشته، پيامبران رامبعوث فرموده‏است.اين محبت،اقتضا مى‏كند كه‏ نزديك‏ترين راه رسيدن به كمال را به بهترين وجه ممكن، براى مردم بيان كند و در اختيار آنان‏ قرار دهد.اگر محبت ‏خدا اقتضا كرد كه براى هدايت انسانها، عزيزترين بندگانش رامبعوث كند وآنها هر گونه خطرى را به جان‏ بخرند، طبيعى‏ است كه انبيا نيز، براى حمايت انسانها بهترين ونزديكترين راهها را به بشر معرفى كرده‏ باشند. آيا مى‏توان تصوركرد كه خداى متعال باآن رحمت‏بى‏نهايت و محبت ‏بى‏كرانى كه‏به بندگان خويش دارد،از نشان دادن بهترين و كوتاه‏ترين راه به‏سوى مقصد، بخل ورزيده‏باشد؟ چه مساله‏اى مانع ازاين مى‏شود كه خدا بهترين و نزديكترين راه را به بندگانش نشان ندهد؟
    چنين احتمالى وجود ندارد كه خدا مضايقه كرده و يا بخل ‏ورزيده و آن اسرار را براى مردم بيان نكرده و آنها را براى بعضى‏افراد به خصوص ذخيره كرده‏باشد.
    قرب به خدا
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. #16
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : قرب به خدا




    ذو مراتب بودن معارف الهى
    معارف الهى داراى مراتب مختلفى‏است و هركسى ظرفيت‏درك هرمعرفتى راندارد. اين درجاى خودش محفوظ است، ولى‏كسانى كه ظرفيت رسيدن به كمال را داشته‏باشند، بايد اين راه،در اختيارشان قرار گيرد. خداوند متعال، بخلى در نشان دادن راه وهدايت انسانها ندارد. تمامى انبيا نيز كه از طرف او مبعوث‏شده‏اند، معصوم‏اند و در رساندن پيامهاى الهى، تقصيرى انجام‏نداده‏اند. اين گونه نبوده‏است كه بعضى از پيامهاى الهى را به‏خاطر روابط دوستانه و خويشاوندى، به بعضى افراد اختصاص‏داده و ديگران را محروم كرده‏باشند. البته انبيا، نمى‏توانستند هرمعرفتى را در اختيار هر فردى قرار دهند و خود فرموده‏اند: «نحن‏معاشر الانبياء، نكلم الناس بقدر عقولهم‏» ولى چنين نيست كه‏نشان دادن راههاى تقرب را از مردم دريغ كرده باشند، بلكه‏مطالب را به صورتى بيان كرده‏اند كه هر كسى به اندازه فهم خود،از آنها استفاده كند. به عبارت ديگر، راه را به صورتى نشان‏داده‏اند كه هركسى بتواند چندقدمى، در آن بردارد. هركس كه‏ همت ‏بيشترى دارد، در آن راه، بيشتر پيش مى‏رود و به نتايج‏مهمترى مى‏رسد و آنهايى كه همت كمترى دارند، به كمالات‏كمترى نايل مى‏شوند. سر اين كه درقرآن، آيات متشابه و درروايات، روايات داراى بطون، وجود دارد همين است كه افرادى‏كه صلاحيت دارند و اهل دقت هستند، به توانند از آن معارف‏عميق و ژرف استفاده كنند و كسانى كه در كشان ضعيفتر است ازظواهر استفاده كنند و راههايى راكه مناسب باخودشان است، فراگيرند; ولى به هرحال، چنان نيست كه خداى متعال، انبيا واولياى دين، از نشان دادن كوتاهترين و بهترين راه وصول به‏مقصد نهايى، كوتاهى كرده باشند و يا بخل ورزيده باشند.
    راه شناسايى تفصيلى قرآن
    قرآن، راه شناخت تفضيلى خويش رااين‏گونه بيان كرده‏است: «ونزلنا اليك الذكر لتبين الناس مانزل اليهم‏» ماقرآن را برتو نازل‏كرديم تا تو براى مردم، آنچه را برايشان نازل شده تعيين كنى.قرآن كريم، پيامبراكرم صلى‏الله عليه و آله را به عنوان تبيين ومفسر قرآن معرفى فرموده است. آنچه كه پيامبراكرم صلى‏الله‏عليه و آله به عنوان تبيين مطالب قرآن بيان كند به نص خودقرآن، حجت است.
    سخنى كه‏ازلبهاى مبارك پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه و آله در ميان احكام و معارف قرآن خارج مى‏شود، كانه‏خود قرآن است‏ يعنى چون قرآن فرموده‏ است كه: آنچه كه او (پيامبر) مى‏فرمايد، حق است و بايد پيروى كنيد، اعتبارش دردرجه دوم، مانند اعتبار خود قرآن خواهدبود و همچنين وقتى‏طبق اعتقاد شيعه، ائمه معصومين عليهم‏السلام به عنوان‏پيشوايان معصومى كه خطا نمى‏كنند مبين و مفسر قرآن شناخته‏شده‏اند، كلمات آنها نيز، مانند كلمات پيامبراكرم صلى‏الله عليه‏و آله براى ما حجت‏خواهدبود.
    قرب به خدا
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  7. #17
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : قرب به خدا




    باتوجه به اين نكات است كه ماادعا مى‏كنيم اسلام تمام نيازمنديهاى بشر را تا روز قيامت، بيان‏فرموده است و اگر بخواهيم فقط از قرآن استفاده كنيم و از سنت‏پيامبر و ائمه اطهار عليهم‏السلام صرفه نظر كنيم، خواهيم فهميدكه حتى در دستورات روزانه هم نمى‏توانيم از قرآن استفاده كنيم،حتى چگونگى انجام ساده‏ترين وظيفه، يعنى نماز را نيزنمى‏توانيم از قرآن فراگيريم چه رسد به احكام دقيق و پيچيده‏اى‏كه بايد در كتب دقيق فقهى، بيان شوند. پس ادعاى ما مبنى‏براين‏كه دين اسلام، عهده‏دار تمامى نيازمنديهاى بشر، تا روزقيامت است‏براين اساس استوار است كه در كنار قرآن، كلام‏پيامبر صلى‏الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم‏السلام را نيزمعتبر مى‏دانيم. آنها مفسر حقيقى قرآن هستند و سخنشان مثل‏سخن قرآن، براى ما معتبر است.
    فلسفه احتياج به امام
    اگر تنها كلام خدا و سخنان پيامبر صلى‏الله عليه و آله بود ولى‏امام معصومى نداشتيم ،آن چنان كه برادران اهل تسنن‏مى‏پندارند، باز هم نيازهاى بشر به وسيله كتاب و آنچه از سنت‏ پيامبراسلام به دست مردم رسيده‏است، رفع نمى‏شد. تمامى‏ رواياتى كه اهل تسنن از پيامبر اكرم صلى‏الله عليه و آله نقل‏كرده‏اند، به هزار روايت نمى‏رسد و اگر بنابود كه ما فقط از كتاب‏و رواياتى كه آنها دارند، استفاده كنيم آن گاه، در رفع نيازهاى‏خود، دچار همان اشكال مى‏شديم كه آنها شده‏اند.
    اما ما شيعيان معتقديم كه پس از پيغمبراكرم، دوازده امام‏معصوم،درطول دويست وپنجاه سال به هدايت مردم پرداختند،پايه‏هاى دين را محكم كرده و اصول احكام راتدوين نمودند، دركورانهاى مختلف،اهل‏بيت عليهم‏السلام با تدبيرهاى الهى، اين‏احكام را در ميان مردم رواج دادند و به وسيله اصحاب خاصشان‏حفظ كردند. ازاين رو، اكنون گنجينه‏هاى هنگفتى از سرمايه‏هاى‏وحى را، در اختيار داريم كه منحصر به رواياتى كه از پيغمبر اكرم‏صلى‏الله عليه و آله نقل شده، نيست، بلكه روايات ائمه‏معصومين عليهم‏السلام نيز به آنها ضميمه شده‏است. ما به چنين‏ منابع سرشارى دسترسى داريم; پس مى‏توانيم نيازمندى‏هاى‏جامعه را بر اساس اين مبانى و منابع رفع كنيم; اما ساير فرق، ازتعاليم دويست و پنجاه ساله ائمه معصومين عليهم‏السلام‏محروم‏اند و همان روايات معدودى كه از پيغمبر اكرم صلى‏الله‏عليه و آله نقل شده‏است نيز ضمانت صحيحى ندارد. ملاحظه‏كرده‏ايد كه خودآنها نيز در نقل بسيارى از مطالب، بايكديگر،اختلاف دارند. مثلا مردم، بيش از بيست‏سال، چگونگى وضوگرفتن پيامبر صلى‏الله عليه و آله را ديده بودند ولى پس از وفات‏ايشان، دراين‏كه پيغمبر، چگونه وضو گرفته‏است اختلاف پيداشد. همچنين،بيش از بيست سال، پيامبر اكرم صلى‏الله عليه وآله در ميان مردم، نماز خواندند ولى بعد از وفاتش اختلاف شدكه در نماز بايد دستها را ببندند يا رها كنند. اينها مسايلى بود كه‏مردم، هر روز مى‏ديدند، ولى نتوانستند آنها را درست، حفظكنند و مشخص نمى‏شود كه سنت پيغمبر صلى‏الله عليه و آله‏چه بوده‏است و رفتار او چگونه بوده‏است، چه رسد به آن كه جزمتخصصين واهل فن، به ذهنشان نمى‏رسيد و معارفى كه بايدذهنهاى نقاد و استعدادهاط فوق‏العاده، آنها را دريافت كند.
    قرب به خدا
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. #18
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : قرب به خدا




    اهميت وجود امام معصوم، در واقع از اين نظراست كه متمم‏ وظيفه نبوت است. اگر امام معصوم نبود، رسالت پيامبر اكرم‏ صلى‏الله عليه وآله خدشه‏دار مى‏شد. ائمه معصومين عليهم‏السلام، چون معصوم بودند،در نقل و فهم كلمات پيامبر اكرم‏ صلى‏الله‏عليه وآله اشتباه نمى‏كردند و علاوه بر علوم خدادادى ‏كه خودشان داشتند، مى‏توانستند اساس دين را تحكيم بخشند تابراى هزاران سال، سنت پيامبر صلى‏الله عليه و آله در ميان مردم‏باقى بماند. البته، بالاخره دستهاى شياطين، كارى را كه‏مى‏خواستند، انجام دادند و اختلافات و روايات جعلى به‏ وجود آوردند. ولى چنان نبود كه اساس دين، لطمه بخورد و از مسيراصلى، منحرف شود. اگر اشتباهاتى وجود دارد و نقصها و كمبودهايى هست در مسائلى جزيى، كه چندان اهميتى نداردبوده است و اساس دين را مختل نمى‏كند.
    اگر بخواهيم بهترين راه تقرب بسوى خداى متعال را بيابيم،بايد از كتاب و سنت استفاده كنيم. هرراه ديگرى را كه در مسيردين شناسى بپيماييم به بن‏بست ‏خواهيم رسيد و يا به انحراف‏كشيده مى‏شويم. وقتى‏كلمات‏نورانى‏اماما معصوم عليهم‏السلام‏ و آيات نورانى قران كريم، در اختيار آدمى باشد ديگر، جايى‏براى استناد به سخن فلان دانشمند يا فلان تاريخ نويس يا فلان‏فردى كه احيانا هم با اسلام دشمنى داشته‏است، باقى نمى‏ماند ونوبت آن نمى‏رسد كه براى اسلام شناسى، از منابع بيگانه‏استفاده كنيم; ولى متاسفانه على رغم اين‏كه مطلب، بسيار واضح و آشكار است غفلتهايى بين مسلمانان پديد آمد كه دست‏از اين راه روشن و صراط مستقيم برداشتند.
    اين سؤال مطرح مى‏شود كه: با اين‏كه پيامبراكرم صلى‏الله‏عليه و آله بارها ائمه اطهار را معرفى كردند، چراباز مردم منحرف‏شدند؟و به تعبير ديگر، با اين‏كه دين حق و آيين صحيح را به‏مردم نشان دادند، چرا اين همه، اختلافات، پديد آمد؟
    مثال محسوسى مى‏زنيم:مردم ما پس از پيروزى انقلاب‏اسلامى، بيش از ده سال، با سخنان امام امت، رضوان‏الله تعالى‏عليه تماس داشتند و حداقل، هفته‏اى يك بار، به مناسبتى،سخنرانى ايشان را مى‏شنيدند،اما بارها اتفاق افتاد كه حضرت‏ امام، جمله‏اى را مى‏فرمودند و فردا در بين مردم، همين جمله،تحريف مى‏شد، يا قسمتى‏از آن نقل مى‏شد و يا در تفسير كلامشان،بين صاحب‏نظران‏ اختلاف پيدامى‏شد;حتى‏نمايندگان مجلس نيز در اين موضوع، با يكديگر اختلاف پيدا مى‏كردند،يكى مى‏گفت:مقصود امام،اين‏ است; و ديگرى مى‏گفت : مقصود امام،آن است.
    علت تمامى‏انحرفاتى كه در عالم،از بدو پيدايش تا پايان،عالم واقع مى‏شود، دو مساله است:نادانى و هواپرستى.
    عده‏اى نمى‏فهمند و دسترسى‏به واقعيات ندارند (جاهلان)و عده‏اى نيز عمدا و به دلخواه خود، تحريف و تفسير غلطى‏مى‏كنند (هواپرستان).اميرالمومنين، على عليه‏السلام مى‏فرمايد:«انما بدء وقوع الفتن اهواء تتبع و آراء تبتدع‏» يعنى منشا همه‏فتنه‏ها دو چيز است: يكى،آنكه كسانى از پيش خود، آراء و نظرهايى را مطرح مى‏كنند و به دلخواه، راهى را پيشنهاد، و بدعتهايى ايجاد مى‏كنند ،كسانى كه منافعشان را در آن بدعت‏ديده و ميلها و هواها و تمايلاتشان موافق با آن بدعت مى‏باشد.دوم، كسانى هستند كه نمى‏دانند، هرچند نيتهايشان خير است. نمى‏خواهند انحراف پيدا كنند، اما به حقيقت، دسترسى ندارند و جاهل‏اند.
    هيچ امتى، از اين دوعامل" جهل و هواپرستى" مصون نبوده‏و تا روز قيامت نيز مصون نخواهدبود; چون اين دنيا، محل‏آزمايش است، بايد افراد، بر سر دو راهيها قرار گيرند و خودشان‏گزينش كنند. پس بايد هميشه بساط آزمايش گسترده باشد، هميشه دو راه وجود داشته باشد وامكان انحراف براى بشروجود داشته باشد تا راه حق را بشناسد و آن را انتخاب كند و يا در راه باطل، قدم گذارد.
    قرب به خدا
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  9. #19
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : قرب به خدا




    راه رسيدن به قرب الهي(2)

    درجات معرفت و همت مؤمنان
    مى‏دانيم كه ايمان مراتبى دارد; معرفت افراد نسبت‏به حقايق دين متفاوت است، همت افراد نيز ذاتا با يكديگر تفاوت دارد.ما براى نيل به هدف عالى و بلندى كه به دنبال آن هستيم بايد اولا، آن هدف را درست‏بشناسيم و به وجود آن ايمان داشته باشيم و ثانيا، همت و تلاش لازم براى رسيدن به آن هدف بلند را نيز داشته باشيم. افرادى كه معرفت و ايمانشان ضعيف است، در صورت تقويت معرفت‏خود، اين آمادگى و همت را پيدا خواهند كرد كه با تلاش بيش‏تر به اهداف بلند خود نائل آيند.اما كسانى كه همتشان ضعيف است و حتى در امور دنيايى هم همت‏بلندى ندارند - صرف نظر از اين‏كه امور دنيا نسبت‏به آخرت چه موقعيتى دارد - هر قدر هم كه زمينه معرفت و ايمان برايشان فراهم باشد، هيچ‏گونه ترقى و پيشرفتى نخواهند داشت.به اين افراد بايد هشدار داد تا با تقويت همت‏خود، براى رسيدن به اهداف عاليه، راه صحيح را انتخاب كنند.البته، مؤمنان، هم از نظر مرتبه ايمان و هم ازنظر همت، با يكديگر تفاوت‏هايى دارند.
    در اين بخش از روايت، امام صادق‏عليه السلام در مقام يك مربى مى‏خواهند با ايجاد انگيزه در شيعيان، همت مؤمنان را تعالى بخشند; يعنى آن‏ها را متوجه اين مساله نمايند كه فقط به فكر رهايى از عذاب جهنم نباشند، بلكه همتشان بيش از اين باشد.كسانى كه به معاد ايمان دارند متوجه اين نكته هستند كه انجام بعضى از كارها موجب عذاب ابدى مى‏گردد، لذا سعى مى‏كنند آن گناهان را مرتكب نشوند تا ايمانشان محفوظ بماند.اين افراد اگر عذاب‏هايى هم در عالم برزخ داشته باشند، نهايتا به واسطه شفاعت هم كه شده نجات پيدا مى‏كنند. اين پايين‏ترين مرتبه ايمان است.ولى كسانى كه از همت‏بالاترى برخوردارند سعى مى‏كنند در اين دنيا به گونه‏اى عمل نمايند كه هم در موقع جان كندن، هم در شب اول قبر و هم در عالم برزخ مبتلا به عذاب نشوند.كسانى هم هستند كه همتشان از اين هم بالاتر است; ايشان تنها به رهايى از عذاب و نجات از جهنم اكتفا نمى‏كنند، بلكه دلشان مى‏خواهد از مقامات عالى‏تر و درجات بلندترى در بهشت و نيز از نعمت‏هاى بيش‏ترى در آخرت بهره‏مند شوند. درجات بهشت‏بسيار زياد است‏به‏گونه‏اى كه‏قابل‏شمارش‏نيست.دربرخ ى از روايات، تعداد درجات بهشت‏برابر با تعداد آيات قرآن ذكر شده است; يعنى بيش از شش هزار درجه، البته به اين بستگى دارد كه فاصله درجات را چقدر حساب كنيم.از اين‏رو، مؤمنان بهشتى هم، از نظر مقام و مرتبه تفاوت زيادى با يكديگر دارند.
    قرب به خدا
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  10. #20
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : قرب به خدا




    دسته آخر كسانى هستند كه نه تنها به دنيا، بلكه به لذايذ و نعمت‏هاى بهشت هم پشت‏پا مى‏زنند.آن‏ها تنها دل به خدا مى‏دهند و رضايت او را مى‏طلبند; آن‏ چنان محبت‏ خدا در دلشان جاى گرفته است‏كه‏ جز رضايت‏ او به‏ چيزى‏ نمى‏انديشند. البته هيچ كس از عذاب خوشش نمى‏آيد، همه مردم نعمت‏هاى بهشت را دوست دارند، ولى آن‏ها آن‏قدر معرفتشان بلند است و لذت لقاى الهى و رضوان الهى را مى‏دانند كه هيچ چيز ديگرى برايشان ارزش ندارد. تمام هم آن‏ها اين است كه بيش‏تر به خدا نزديك شوند.تعبيرى هم كه همسر فرعون در دعاى خود به كار مى‏برد و در قرآن نيز آمده است، اشاره به همين مطلب دارد.وقتى فرعون او را تهديد كرد كه اگر دست از ايمان به حضرت موسى‏عليه السلام بر ندارد كشته خواهد شد، خطاب به خداوند عرض مى‏كند: «رب ابن لى عندك بيتا فى الجنة‏» (تحريم: 11) ; پروردگارا براى من خانه‏اى در نزديك خودت در بهشت قرار بده.او انواع شكنجه‏ها و سختى‏ها را به جان خريد براى اين كه ايمانش محفوظ بماند.او نجات از عذاب جهنم و يا بهره‏مندى از نعمت‏هاى بهشت را از خداوند درخواست نمى‏كند، بلكه به خدا مى‏گويد مى‏خواهم در جوار تو باشم; اين همان مقام قرب است.البته خدا جسم نيست كه - العياذ بالله - يك خانه جسمانى داشته باشد، ولى رابطه معنوى بنده عاشق با خدا مى‏تواند آن قدر زياد باشد كه مثل دو همسايه به يكديگر نزديك باشند.
    همه انسان‏ها چنين همتى ندارند كه از همه چيز چشم بپوشند و وقتى هم دعا مى‏كنند بگويند خدايا من تنها قرب تو را مى‏خواهم و دوست دارم در جوار تو باشم.البته در جوار خدا بودن يعنى داشتن همه چيز، ولى توجه بنده عاشق اصلا به آن‏ها نيست، بلكه فقط مى‏خواهد فاصله‏اى با خدا نداشته باشد; مثل عاشقى كه براى رسيدن به محبوبش همه مشكلات و سختى‏ها را تحمل مى‏كند تا هميشه در كنار او باشد، او اصلا متوجه نيست كه در آن‏جا چه به او مى‏گذرد; زيرا همين كه به محبوبش نزديك باشد، همه چيز برايش فراهم است.البته براى رسيدن به اين مقام، همتى بلند لازم است تا آدمى به جاى اين‏كه تمام توجه‏اش معطوف به رهايى از عذاب الهى و آتش جهنم و رسيدن به نعمت‏هاى بهشتى از قبيل حورالعين و قصرهاى مجلل و غذاهاى لذيذ و مانند آن باشد، توجه‏اش به اين باشد كه آيا به خدا نزديك است‏يا خير.
    قرب به خدا
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •