*@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*
صفحه 11 از 12 نخستنخست ... 789101112 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 101 تا 110 , از مجموع 113
  1. #101
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*





    و به سند معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه صبر از ايمان به منزله سر است از بدن ، چنان چه به جدايى سر بدن بر طرف مى شود و بى جان مى گردد، همچنين با رفتن صبر ايمان بر طرف و ضايع مى شود و اين مضمون در احاديث بسيار وارد شده است .
    و به سند معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه بهشت محفوف (73) است به مكاره (74) و صبر بر مكاره ، پس هر كه صبر كند بر مكاره در دنيا داخل بهشت مى شود، و جهنم محفوف است به لذتها و شهوتها و خواهشها، پس هر كه به نفس بدهد لذتها و خواهشهاى او را داخل جهنم مى شود.
    و حضرت امام محمد باقر عليه السلام فرمود: پدرم در هنگام وفات مرا در برگرفت ، و گفت : اى فرزند! صبر كن بر حق هر چند تلخ باشد.
    و بدان كه يقين اعلا درجات ايمان است ، و يقين را بر چند معنى اطلاق مى كنند:
    اول : يقين به قضا و قدر است به حدى كه بر آن آثار ايمان مترتب شود، و مورث انقطاع به خدا و توكل و تفويض و رضا و تسليم گردد.
    چنان چه از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه هر چيز را اندازه و حدى هست ، راوى گفت : فداى تو شوم كدام است حد توكل / فرمود: اندازه و حد توكل يقين است ،و حديقين آن است كه از غير خدا نترسى .
    دوم : يقين به ثواب و عقاب آخرت است ، به حدى كه اثرش بر وجه كمال بر اعضا و جوارح ظاهر گردد، چنان چه از بعضى روايات حارثه ظاهر يم شود كه در وصف يقين خود گفت : گويا مى بينم كه عرش الهى را بر پا كرده اند براى حساب ، و گويا اهل جهنم را در جهنم مى بينم .
    سوم : يقين در جميع امورى است كه به آنها ايمان مى بايد آورد، و ايمان در هر چيز كه به حد كمال رسيد و اثرش بر اعضا و جوارح ظاهر گرديد و از شوايب خالص شد، آن را يقين مى گويند.
    چنان چه از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه ايمان افضل است از اسلام به يك درجه ، و تقوا افضل است از ايمان به يك درجه ، و يقين افضل است از تقوا به يك درجه ، و هيچ چيز در ميان بنى آدم كم تر از يقين قسمت نشده است .
    يا اءباذر استغن بغنى الله ك فقلت : ما هو يا رسول الله ؟ قال : غداء يوم و عشاء ليلة ، فمن قنع بما رزقه الله يا.باذر فهو اءغنى الناس .
    اى ابوذر مستغنى شو به غنا و توانگرى كه خدا به تو كرامت فرمايد، و به آن چه بدهد قانع شو، و خود را محتاج مردم مكن ، تا خدا تو را غنى و بى نياز گرداند. ابوذر پرسيد: غناى الهى كدام است يا رسول الله ؟ فرمود: چاشت يك روز و شام يك شب ، يعنى همين كه خدا اين را به تو مكن تا اين را دارى ، پس هر كه قانع شود به آن چه خدا به او روزى كرده است او غنى ترين مردم است .
    بدان كه غنا و بى نيازى بدون قناعت حاصل نمى شود، و غنا بى نيازى نفس است ، و بسيار است كه كسى به غناى نفس و قناعت با عدم مال غنى است و بر خدا توكل دارد، و طبعش مايل به مال و جمع مال نيست ، و از مردم ماءيوس است ، و بسيار است كه كسى مالك خزائن است ، و به اعتبار حرص عجز و تذلل به مردم بيش تر مى كند، و سعى در تحصيل مال بيش تر مى كند، و در خور خواهش و ميل نفسش از همه كس محتاج تر است ، بلكه غالب اوقات چنين است .
    دنيا از بابت آب شور درياست ، كه هر چند بيش تر مى خورند تشنه تر مى شوند، همچنين طالب دنيا هر چند بيش تر جمع مى كند حرصش بيش تر مى شود.
    و به سند معتبر منقول است كه حضرت اميرالمؤمنين صلوات الله عليه فرمود: هر كه راضى مى شود از دنيا به آن چه او را كافى است ، اندك چيزى از دنيا او را كافى است ، و كسى كه راضى نمى شود از دنيا به آن چه او را كافى است ، تمام او را كافى نيست .

    *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*

  2. #102
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*





    و از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم منقول است : هر كه از خدا به اندكى از معاش راضى شود، خدا از او به اندكى از عمل راضى مى شود.
    يا اءباذر ان الله عز و جل يقول : انى لست كلام الحكيم اءتقبل ولكن همه وهواه ، فان كان همه وهواه ، فيما اءحب و اءرضى ، جعلت صمته حمدا لى و وقارا و ان يتكلم .
    يا اباذر ان الله تبارك و تعالى لا ينظر الى صوركم و الى اءموالكم ، ولكن ينظر الى قلوبكم و اءعمالكم .
    يا اءباذر التقوى هاهنا، التقوى هاهنا؛ و اءشار الى صدره .
    اى ابوذر به درستى كه خداى تعالى مى گويد: من سخن حكيم را قبول نمى كنم كه به زبان كلمات حكمت گويد و دلش از آنها خبر نداشته باشد و به آنها عمل ننمايد، وليكن قصد او و خواهش او را قبول مى كنم اگر همت و خواهش او در چيزى است كه من دوست مى دارم و مى پسندم ، من خاموشى او را حمد خود مى گردانم ، و به حمد خود قبول مى كنم و وقار او را مى دانم هر چند سخن نگويد.
    اى ابوذر به درستى كه حق تعالى نظر نمى كند به صورتهاى شما، و نه به مالهاى شما، وليكن نظر مى كند به دلهاى شما و عملهاى شما.
    اى ابوذر تقوا در اين جاست ، تقوا در اين جاست ، و اشاره به سينه خود فرمودند.
    بدان كه مفاد اين كلمات شريفه همان است كه سابقا مكرر مذكور شد در تحقيق نيت و غير آن كه اصل در ذكر شكر و حمد و حكمت و معرفت و تقوا همه امرى است كه در دل آدمى قرار مى گيرد، و به محض زبان حكمتى را بيان كردن كه آدمى خود به آن متصف نباشد و دل از آن خبر نداشته باشد، ريا و خودنمايى است ، و از براى خدا نيست ، و هيچ نفعى به حال او و ديگران نمى كند.
    و اگر آدمى به آن كلمات حكمتى كه تكلم به آنها مى نمايد متصف باشد و جبلى (75) او شده باشد سخنش حكمت است ، و مردم منتفع مى شوند، و خاموشى اش حكمت است ، و افعال و اطوارش همه واعظ مردمند، و جميع اعضا و جوارحش به زبان حال به حكمت گويايند، و از دلش چشمه هاى حكمت مى جوشد، و به زبان و ساير اعضا و جوارحش جارى مى شود، و فيض آن چشمه ها به عالميان مى رسد، و از ديدنش عالمى هدايت مى يابند. چنان چه در احاديث معتبره وارد شده است كه شما داعيان (76) مردم باشيد به راه خدا به غير زبانهاى خود، بلكه با اعمال خود كه از براى خدا به جا آورديد مردم را راغب به خيرات گردانيد.
    و همچنين تقواى حقيقى آن است كه از دل ناشى شود، و كمال ايمان و تصديق بزرگوارى خدا و امور آخرت و نهايت درجه خوف و رجا موجب پرهيزگارى او شده باشد از براى خدا در آشكار و پنهان ، و اگر خود تشنيع خلق يا اغراض فاسده دنيا باعث ترك معاصى يا فعل طاعات گردد، آن محض شرك و رياست نه پرهيزگارى و تقوا، و حق تعالى تقوا را به دل نسبت داده است ، و فرموده است كه تعظيم شعاير الهى از تقواى دلهاست .
    يا اباذر اربع لا يصيبهن الا مؤمن : الصمت و هو اءول العبادة ، و التواضع لله سبحانه ، و ذكر الله تعالى على كل حال ، و قلة الشى ء يعنى قلة المال .
    يا اباذر هم بالحسنة و ان لم تعملها، لكيلا تكتب من الغافلين .
    يا اباذر من ملك ما بين فخذيه و ما بين لحييه دخل الجنة ، قلت : يا رسول الله انا لنؤ خذ بما تنطق به اءلسنتا، قال : يا اباذر و هل يكب الناس ‍ على مناخرهم فى النار الا حصائد اءلسنتهم ، انك لا تزال سالما ما سكت ، فان تكلمت كتب لك او عليك .
    يا اباذر ان الرجل يتكلم بالكلمة فى المجالس ليضحكهم بها، فيهوى فى جهنم ما بين السماء والارض .
    با اباذر ويل للذى يحدث فيكذب ليضحك به القوم ويل له .
    يا اباذر من صمت نجا، فعليك بالصدق ، لا تخرجن من فيك كذبة اءبدا، قلت : يا رسول الله فما توبه الرجل الذى يكذب متعمدا؟ فقال : الاستغفار و الصلوات الخمس تغسل ذلك .
    *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*

  3. #103
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*





    اى ابوذر چهار خصلت است كه نمى يابد آنها را و متصف به آنها نمى گردد مگر مؤمن كاملى : خاموشى و آن اول عبادتهاى خداست ، و تواضع و شكستگى نزد خدا، يا از براى خدا نزد خدا و خلق ، و ذكر و ياد خدا كردن بر هر حالى ، و كمى چيزى ؛ يعنى كمى مال و فقر و درويشى .
    اى ابوذر قصد كن حسنه را و كار خير را، هر چند كه آن را به عمل نياورى ، تا نوشته نشوى از جمله غافلان .
    اى ابوذر كسى كه مالك شود و حفظ نمايد آن چه در ميان دو ران اوست ، يعنى فرجش را از حرام ، و آن چه در ميان دو لحيه اوست ، يعنى زبانش را از لغو و باطل ، داخل بهشت ميشود. ابوذر پرسيد: يا رسول الله آيا ما را مؤ اخذه مى نمايند به آن چه گويا مى شود به آن زبانهاى ما؟
    حضرت فرمود: اى ابوذر مگر مردم را مى اندازد بر رو در آتش جهنم چيزى به غير از درو كرده هاى زبانهاى ايشان ، به درستى كه تو پيوسته به سلامتى از شر زبان ، مادام كه ساكتى ، پس چون سخن گفتى اگر سخن خيرى مى گويى از براى تو ثواب نوشته مى شود، و اگر سخن بد مى گويى بر تو گناه نوشته مى شود.
    اى ابوذر به درستى كه شخصى در مجلسى تكلم مى نمايد به كلمه اى كه اهل آن مجلس را بخنداند، پس به سبب آن فرو مى رود در طبقات جهنم به قدر ما بين آسمان و زمين .
    اى ابوذر واى بر كسى كه سخن دروغ گويد براى آن كه جماعتى بخندند، واى بر او واى بر او؛ و جهنم از براى اوست .
    اى ابوذر هر كه خاموش شد نجات يافت ، و اگر سخن گويى ، بر تو باد به راستگويى ، و از دهان خود بيرون مكن دروغى را هرگز، ابوذر گفت : يا رسول الله چه چيز است توبه كسى كه عمدا دروغ گويد؟ فرمود: استغفار نمودن ، و نمازهاى پنجگانه لوث اين گناه را مى شويند.
    بدان كه صدق و راستگويى از جمله صفات جامعه است كه بر اكثر صفات و اعمال حسنه اشتمال دارد؛ زيرا كه صدق در گفتار و در كردار هر دو مى باشد. راستى گفتار آن است كه با خدا و خلق در هيچ سخنى دروغ نگويد، و كردارش مخالف گفتارش نباشد. پس ‍ يكى از لوازم صدق آن است كه هرگز مرتكب هيچ گناهى نشود، و ترك هيچ طاعتى نكند؛ زيرا كه مؤمن دعوى مى كند كه من بزرگى خدا را مى دانم ، و يقين به بهشت و دوزخ دارم ، راستى اين سخن مقتضى آن است كه هرگز معصيت نكند؛ زيرا كه هر معصيتى منافات با يقين به بزرگوارى خداى تعالى و يقين به بهشت و دوزخ دارد.
    و يكى ديگر از لوازم صدق آن است كه مستحبى را ترك نكند. و مكروهى را به فعل نياورد؛ زيرا كسى نيست كه دعوى اين نكند كه ما تابع رضاى الهى هستيم و از بديها گريزانيم .
    و ايضا تصديق به بهشت و عظمت الهى و اطلاع او بر دقايق امور، مقتضى آن است كه چنان چه در خدمت عظيمان مخلوقين از براى رعايت عظمت ايشان و توقع نفع قليلى از ايشان مرتكب خلاف آداب و ترك اولى نمى شوند، پس در حضور پادشاه پادشاهان و اعظم عظما بايد مرتكب هيچ ترك اولايى نشوند تا قرب او بيش تر حاصل شود، و فوايد و منافع نامتناهى بيش تر عايد گردد. پس هر ترك اولايى ، بلكه متوجه غير جناب مقدس او شدن ، منافات با اين تصديق دارد.

    *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*

  4. #104
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*





    و ايضا آدمى در هر روزى اقلا ده مرتبه در نمازها نزد خدا مى گويد: تو را عبادت مى كنيم و بس ، و استعانت از تو مى جوييم و بس ، پس اگر يك معصيت بكند كه عبادت شيطان است ، يا در يك امر متوجه غير خدا شود و يارى از غير خدا بجويد، در آن قول كاذب است ، و همچنين اظهار ورع نمودن به ريا، و عبادت را در حضور مردم به شرايط به جا آوردن ، و در خلوت روش ديگر بودن و ساير افعالى كه اخلاص در آنها نباشد. دروغ فعلى است ، زيرا كه آدمى به اين فعل اظهار حالى از براى خود مى كند كه متصف به آن نيست ، و اگر كسى از اين راه ملاحظه نمايد ميداند كه جميع اخلاق و افعال حسنه به صدق و راستى بر مى گردد، و حق تعالى مدح صادقان بسيار نموده . و فرموده است كه خدا با راستگويان است .
    و همچنين كذب و دروغ اصل اكثر صفات ذميمه است ، و ظاهر بسيارى از اخبار و قول بعضى از اصحاب آن است كه از گناهان كبيره است ، و از بسيار از اخبار ظاهر مى شود كه دروغ را به جد و به خوش طبعى و هزل گفتن هر دو حرام است ، اما بعضى از افراد صدق هست كه بد است ، و بعضى از افراد كذب هست كه خوب است ، بلكه واجب مى شود گاهى ، مانند راستى كه باعث ضررى شود به مؤمنى ، و موجب كشتن نفس محترمى شود، اين چنين راستى را حرام است گفتن ، و دروغى كه باعث نجات مؤمنى شود از كشتن يا از ضررى واجب است گفتن .
    و همچنين اگر مالى را مؤمنى به ما به امانت سپرده است ، و ظالمى از ما مى طلبد، ما را واجب است كه انكار كنيم ، بلكه قسم هم مى توانيم خورد كه مالى از آن مرد نزد ما نيست ، و در چنين جاها اگر تو ريه توان كرد لازم است ، به اين كه قصد كند مالى كه مرا به تو بايد داد نزد من نيست و مانند اين .
    و همچنين نزد عشارى يا ظالمى يا حاكمى كه به اقرار او مؤ اخذه كند و مالى از او فوت شود جايز است دروغ گفتن ، و در اصلاح ميان دو مؤمن دروغ گفتن جايز است ، مثل آن كه به هر يك نقل كنيم كه ديگرى حرف خير شما مى گفت و تعريف شما مى كرد، هر چند او مذمت كرده باشد و دشنام داده باشد.
    و همچنين تجويز دروغ كرده اند در خلف وعده كردن با زنان كه توقعات زياد از اين كس كنند، هر چند اطلاق دروغ بر اين معنى مجاز است .
    و به سند معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه حق تعالى براى بديها قفلها مقرر فرموده است ، و شراب را كليد آن قفلها گردانيده است ، و دروغ بدتر است از شراب .
    و در حديث ديگر فرمود: دروغ باعث خرابى ايمان است .
    و از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه دروغ بر خدا و رسول صلى الله عليه و آله و سلم از گناهان كبيره است .
    و از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است : اول كسى كه دروغگو را تكذيب مى نمايد خداست ، ديگر دو ملكى كه بر او موكلند و با او مى باشند، ديگر خود مى داند كه دروغ مى گويد.
    و به سند معتبر از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام منقول است كه هيچ بنده اى مزد ايمان را نمى يابد تا ترك نكند دروغ را، جدش را و هزلش را.
    يا اباذر اياك و الغيبة فان الغيبة اشد من انزنا، قلت : يا رسول الله و لم ذلك بابى انت و امى ؟ قال : لان الرجل يزنى فيتوب الله عليه ، و الغيبة لا تغفر حتى يغفرها صاحبها.
    يا اباذر سباب المسلم فسوق ، و قتاله كفر، و اكل لحمه من معاصى الله ، و حرمة ماله كحرمة دمه ، قلت : يا رسول الله و ما الغيبة ؟ قال : ذكرك اءخاك بما يكره ، قلت : يا رسول الله فان كان فيه ذاك الذى يذكر به ؟ قال : العم اءنك اذا ذكرته بما هو فيه فقد اغتبته ، و اذا ذكرته بما ليس فيه بهته .
    يا اباذر من ذب عن اخيه المسلم الغيبة ، كان حقا على الله عزوجل ان يعتقه من النار.
    يا اباذر من اغتيب عنده اخوه المسلم ، و هو يستطيع نصره فنصره ، نصره الله عزوجل فى الدنيا و الاخرة ، و ان خذله و هو يستطيع نصره ، خذله الله فى الدنيا و الاخرة .

    *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*

  5. #105
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*




    اى ابوذر حذر نما از غيبت كردن ، پس به درستى كه غيبت بدتر است از زنا، گفتم : يا رسول الله چرا چنين است ؟ پدر و مادرم فداى تو باد، فرمود:
    براى آن كه مردى زنا مى كند پس توبه مى كند به سوى خدا، پس خدا توبه او را قبول مى نمايد، و غيبت آمرزيده نمى شود تا بيامرزد صاحب غيبت .
    اى ابوذر دشنام دادن مسلمان گناه بزرگ است ، و با او جنگ و قتال كردن در مرتبه كفر است ، و گوشتش را خوردن به غيبت از معصيتهاى خداست ، و حرمت مال او مانند حرمت خون اوست ،
    گفتم : يا رسول الله غيبت چيست ؟
    فرمود: آن است كه ياد كنى برادر مؤمن خود را به چيزى كه او را بد آيد، گفتم : يا رسول الله اگر در او باشد آن عيب كه ياد كرده مى شود به آن ، فرمود:
    بدان به درستى كه اگر او را ياد كنى به آن چه در او هست ، پس به تحقيق كه او را غيبت كرده اى ، و اگر ياد كنى او را به آن چه در او نيست ، بهتان بسته اى بر او.
    اى ابوذر هر كه دفع كند از برادر مسلمان خود غيبت را، لازم است براى خدا عزوجل كه او را آزاد گرداند از آتش جهنم .
    اى ابوذر هر كه غيبت كرده شود نزد او برادر مسلمان او و او را تواند يارى كند، پس يارى كند او را، خداى عزوجل او را يارى كند در دنيا و آخرت ، و اگر او را يارى نكرد و تواند او را يارى كند، خدا او را يارى نكند در دنيا و آخرت .

    *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*

  6. #106
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*




    مذمت و حرمت غيبت
    بدان كه در خرمت غيبت مسلمانان در ميان علما خلافى نيست ، و آيه و احاديث متواتره بر حرمت آن دلالت دارد، و ظاهر بعضى از احاديث آن است كه از جمله گناهان كبيره است ، و جمعى از علما نيز كبيره مى دانند و ظاهر اين حديث شريف كه حضرت فرمود از زنا بدتر است ، دلالت مى كند بر آن كه از اكبر كباير است ، و از جميع گناهان شيوعش بيش تر است .
    زيرا صفات ذميمه اى كه باعث غيبت مى باشد، از حسد و كينه و عداوت ، در اكثر خلق بر وجه كمال مى باشند، و خصوصيتى به پير و جوان ، و عالم و جاهل ، و شريف و وضيع (77) ندارد، چه ظاهر است كه هر كس را دشمنى و هم چشمى و همكارى مى باشد و مانعى كه در گناهان ديگر مى باشد در اين جا نيست ، زيرا كه مانع اكثر ناس در عدم ارتكاب گناهان يا قباحت عرفى است يا عدم قدرت ، و در اين گناه قباحت بالكليه بر طرف شده است ، بلكه يك جزو از اجزاى استعداد در اين زمانها اين است كه كسى خوش نقل و شيرين زبان و چرب و نرم باشد، و غيبت را بر وجه كمال تواند كرد.
    و ايضا شيطان لباسها براى تجويز اين عمل پيدا كرده است كه اهل علم و صلاح در آن لباسها پخته و ناصحانه و مشفقانه غيبت مى كنند از روى نهايت محبت و ديندارى و خداترسى ، و عدم قدرت نيز در اين گناه نيست ، زيرا كه احتياج به زرى و پولى و معينى و آلاتى ندارد، و سخن گفتن در نهايت آسانى است ، و به اين سببها شيوعش از جميع گناهان ديگر بيش تر است . با آنكه تهديد و تحذير در اين گناه زياده از گناهان ديگر وارد شده است .
    چنانچه در قرآن فرموده (يا ايها الذين امنوا اجتنبوا كثيرا من الظن ان بعض الظن اثم و لا تجسسوا و لا يغتب بعضكم بعضا ايحب احدكم ان ياكل لحم اخيه ميتا فكر هتموه و اتقوا الله ان الله تواب رحيم) . (78)
    اى گروه مومنان اجتناب نماييد و ترك كنيد بسيارى از گمانها را، به درستى كه بعضى از گمانها گناه است ، و تجسس و تفحص عيبهاى مردم مكنيد و غيبت نكنند بعضى از شما بعضى را، يعنى يكديگر را غيبت مكنيد و به بدى ياد مكنيد، آيا دوست ميدارد احدى از شما كه گوشت مرده برادر مؤمن خود را بخورد، به تحقيق از خوردن گوشت مرده برادر مؤمن خود كراهت داريد، پس از غيبت نيز كراهت داشته باشيد كه در آن مرتبه است ، و بترسيد، و بپرهيزيد از عقوبات الهى ، به درستى كه خدا بسيار قبول كننده توبه هاست ، و بسيار مهربان است به بندگان .
    و به سند معتبر از امام صادق عليه السلام منقول است هر كه بگويد در شاءن مؤمنى چيزى را كه چشمش ديده و گوشهايش شنيده باشد، پس آن داخل است در آن جماعت كه خدا مذمت ايشان فرموده است (ان الذين يحبون ان تشيع الفاحشة فى الذين آمنوا لهم عذاب اليم). (79)
    يعنى : آنان كه دوست مى دارند فاش شود خصلتهاى بد و عيبها در شاءن جماعتى كه ايمان آورده اند، عمر ايشان را است عذابى دردناك .
    و در روايت ديگر منقول است كه از آن حضرت پرسيدند از تفسير اين حديث كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمودند كه عورت مؤمن بر مؤمن حرام است ، فرمود: تنها مراد آن نيست كه عورت ظاهرش را ببينى ، بلكه مراد آن است كه سرش را فاش كنى و عيبش را تفحص كنى و نقل كنى كه او را رسوا كنى .
    و به سند معتبر از حضرت رسول صلى الله عليه و آله منقول است : هر كه ايمان به خدا و روز قيامت داشته باشد، ننشيند در مجلسى كه در آن مجلس امامى را دشنام دهند، يا مسلمانى را غيبت كنند.
    و به سند معتبر منقول است كه شخصى به حضرت على بن الحسين عليه السلام گفت : فلان شخص ، شخص شما را نسبت مى دهد به اينكه گمراهيد و صاحب بدعتيد، حضرت فرمود: حق همنشينى آن شخص را رعايت نكردى كه سخن او را به ما نقل كردى ، و حق ما را رعايت نكردى كه از برادر ما چيزى به ما نقل كردى كه ما نمى دانستيم ، به درستى كه مرگ همه را در خواهد يافت ، و در روز بعث همه در يك جا حاضر خواهيم شد، و وعده گاه همه قيامت است ، و خدا در ميان همه حكم خواهد كرد، و زينهار احتراز كن از غيبت ، كه آن نان و خورش سگان جهنم است ، و بدان كسى كه ذكر عيوب مردم بسيار مى كند، اين بسيار گفتن گواهى مى دهد كه در او عيب بسيار هست .

    *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*

  7. #107
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*





    مذمت بهتان و متهم ساختن مؤمنان و گمان بد بردن به ايشان
    و به سند معتبر از حضرت رسول صلى الله عليه و آله منقول است : هر كه بهتان زند بر مؤمنى يا مؤمنه اى ، و بگويد در حق او چيزى كه در او نباشد، خدا او را روز قيامت بر تلى از آتش نگه دارد تا از عهده سخن خود به در آيد.
    و در حديث ديگر فرمود: زينهار بپرهيزيد از گمان بد به مردم بردن ، كه گمان بد بدترين دروغهاست .
    و به سند معتبر منقول است كه از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام پرسيدند ميان حق و باطل چه قدر فاصله است ؟ حضرت فرمود: چهار انگشت ، بعد از آن چهار انگشت را گذاشتند بر ميان چشم و گوش و بعد از آن فرمود: هر چه را به چشم خود مى بينى حق است ، و آن چه را به گوش خود مى شنوى اكثرش باطل است .
    و به سند معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است : تعجيل مكنيد در حكم كردن به بدى شيعيان ما كه اگر يك قدم ايشان مى لغزد قدم ديگر ايشان ثابت مى ماند.
    و به سند معتبر از حضرت رسول صلى الله عليه و آله منقول است كه فرمود: اى گروهى كه به زبان مسلمان شده ايد، و ايمان به دل شما نرسيده است ، مذمت مكنيد مسلمان را، و تتبع عيبهاى ايشان مكنيد، كه هر تتبع عيبهاى مخفى مسلمانان بكند خدا عيبهاى او را تتبع كند، و او را رسوا كند؛ اگر چه در ميان خانه اش باشد.
    و به سند معتبر از حضرت رسول عليه السلام منقول است : هر كه گناه مؤمنى را فاش كند، چنان باشد كه خود آن گناه را كرده باشد، و هر كه مؤمنى را بر گناهى سرزنش كند، نميرد تا مرتكب آن بشود.
    يا اباذر لا يدخل الجنة قتات ، قلت ، و ما القتات ؟ قال : النمام .
    يا اباذر صاحب النميمة لا يستريح من عذاب الله عزوجل فى الاخرة .

    اى ابوذر داخل بهشت نمى شود قتات ، ابوذر پرسيد: كيست قتات ؟ فرمود: نمام و سخن چين كه سخن هاى مردم را نزد ديگران نقل كند تا در ميان ايشان عداوت پيدا كند.
    اى ابوذر صاحب نميمه و سخن چين راحت نمى يابد از عذاب خدا در آخرت .
    به سند صحيح از حضرت رسول صلى الله عليه و آله منقول است كه به صحابه فرمودند: مى خواهيد خبر دهم شما را به بدترين شما؟ گفتند: بلى يا رسول الله ، فرمود: جماعتى اند كه راه مى روند در ميان مردم به سخن چينى ، و جدايى مى افكنند ميان دوستان ، و طلب مى كنند عيبها براى جماعتى كه برى اند از عيب .
    و به سند معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه بهشت حرام است بر سخن چينانى كه در ميان مردم نمّامى مى كنند.
    يااباذر من كان ذاوجهين و لسانين فى الدنيا، فهو ذولسانين فى النار.
    اى ابوذر هر كه صاحب دو رو و دو زبان باشد در دنيا، پس او صاحب دو زبان يا دو رو خواهد بود در آتش جهنم .
    بدان كه از جمله منافقان آن است كه با مردم به زبان نيك و روى خوش ملاقات نمايند، و اظهار محبت كنند، و در غيبت ايشان در مقام عداوت باشند، و مذمت ايشان كنند، و اين خسيس ترين صفات ذميمه است .
    و به سند معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه بد بنده اى است بنده اى كه مصاحب دو رو و دو زبان باشد، و در حضور مبالغه نمايد در مدح ، و در غيبت گوشت او را خورد، و اگر عطايى به او كنند حسد برد، و اگر به بلايى مبتلا شود او را واگذار و يارى او نكند.
    *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*

  8. #108
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*





    و به سند معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است : هر كه ملاقات كند مسلمانان را به دو رو و دو زبان . چون در صحراى محشر حاضر شود دو زبان از آتش داشته باشد.
    يا اباذر المجالس بالامانة ، و افشاء سر اخيك خيانة ، فاجتنب مجلس العشيرة .
    اى ابوذر مجالس مى بايد به امانت باشد، و حرفى كه در آن جا مذكور شود و احتمال ضررى نسبت به صاحبان مجلس داشته باشد نقل كردن آن حرف ، نبايد در جايى نقل كنند، و افشا كردن سرى كه برادر مؤمن در پنهانى به تو گفته باشد و راضى به نقل آن نباشد خيانت است ، پس اجتناب كن در فاش كردن راز برادر خود، و اجتناب كن از مجلسى كه خويشان با يكديگر مى نشينند و بد مردم را مى گويند، يا افتخار به پدران مى كنند، يا به نفاق با يكديگر مى نشينند، و چون جدا شدند راز يكديگر را فاش مى كنند.
    بدان كه از آداب مجالس و مصاحبتها آن است كه رازهاى آن مجلس را فاش نكنند كه مفاسد عظيمه بر اين مترتب مى شود، و حرفهاى مخفى در ميان مصاحبان بسيار مى گذرد كه اعتماد بر دوستى و آشنايى كرده از يكديگر مخفى نمى دارند، و گاه باشد كه ذكرش موجب قتل نفوس و تلف اموال و احداث عداوتهاى عظيم شود، و اين نيز قسمتى است از سخن چينى .
    و همچنين سرى كه برادر مؤمنى به اين كس بسپارد امانتى است از او، و آن را نقل كردن بدترين خيانتهاست ؛ زيرا چنان چه تو سر برادر خود را نگاه نداشتى ، آن ديگر هم سر تو را نگاه نخواهد داشت ، و آن دوست را هم دوستى است ، و دوست گاه باشد كه دشمن اين كس باشد، و در اندك زمانى سخن فاش مى شود. بلى اگر غرض دينى متعلق باشد به ذكر كردن آن چه در آن مجلس ‍ گذشته است ، جايز است نقل كردن .
    چنان چه از حضرت رسول صلى الله عليه و آله منقول است كه آن چه در مجالس مى گذرد امانت است مگر سه مجلس : مجلسى كه در آن خونى به حرام ريخته شود، و مجلسى كه در آن فرج حرامى را حلال كنند، و مجلسى كه در آن مالى را به ناحق و حرام ببرند.
    يا اباذر تعرض من اءعمال اهل الدنيا على الله من الجمعة الى الجمعة فى يومين الاثنين و الخميس فيغفر كل عبد مؤمن الا عبدا كانت بينه و بين اءخيه شحناء، فيقال : اتركوا عمل هذين حتى يصلحا.
    يا اباذر اياك و هجران اخيك ، فان العمل لا يتقبل مع الهجران .
    يا اباذر انهاك عن الهجران ، و ان كنت لا بد فاعلا فلا تهجره ثلاثة ايام كاملا، فمن مات فيها مهاجرا لاخيه كانت النار اولى به .

    اى ابوذر عرض مى كنند اعمال اهل دنيا را بر خدا آن چه كرده اند از جمعه تا جمعه در هر روز دوشنبه و روز پنجشنبه ، پس مى آمرزند گناه هر بنده مؤمنى را مگر بنده اى كه ميان او و برادر مؤمنش كينه و عداوتى بوده باشد، پس مى گويند: واگذاريد عمل اين دو مؤمن را تا با يكديگر صلح كنند، و كينه از ميان ايشان بر طرف شود.
    اى ابوذر بپرهيز از دورى كردن از برادر مؤمن خود به آزردگى ، به درستى كه با هجران و دورى از برادر مؤمن عملى مقبول نمى شود.
    اى ابوذر تو را نهى مى كنم از هجران از برادر مؤمن ، و اگر به ناچار دورى كنى ، تا سه روز تمام مكن ، و كسى كه سه روز از برادر خود به خشم و غضب كناره كند، و در آن سه روز به آن حال بميرد، آتش جهنم اولاست به او.
    و به سند معتبر منقول است كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: مى خواهيد خبر دهم شما را به بدترين مردم ؟ گفتند: بلى يا رسول الله ، فرمود: بدترين مردم كسى است كه مردم را دشمن دارد و مردم او را دشمن دارند.

    *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*

  9. #109
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*





    و به سند ديگر منقول است كه اميرالمؤمنين عليه السلام به فرزندان خود فرمود: اى فرزندان زينهار بپرهيزيد از دشمنى كردن با مردم ؛ زيرا كه ايشان از دو قسم بيرون نيستند: يا عاقلى است كه مكر مى كند به شما و شما را به مكر مغلوب مى گرداند، يا جاهلى است كه به زودى در برابر، معارضه و سفاهت مى كند.
    و در حديث ديگر وارد است كه چهار چيزند كه اندك آنها بسيار است : آتش اندكى از آن بسيار است ، و خواب اندكى از آن بسيار است و بيمارى اندكى از آن بسيار است ، و عداوت اندكى از آن بسيار است .
    و به سند معتبر از حضرت رسول صلى الله عليه و آله منقول است : هر كه هم و اندوه او بسيار است بدنش پيوسته بيمار است ، و هر كه خلقش بد است خودش پيوسته در عذاب است ، و هر كه با مردم منازعه بسيار مى كند مروت و انسانيتش بر طرف مى شود، و كرامت و عزتش زائل مى گردد، بعد از آن فرمود: پيوسته جبرئيل مرا نهى مى كرد از منازعه كردن با مردم ، چنانچه نهى مى كرد از شراب خوردن و بت پرستيدن .
    و به سند معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است : هر كه عداوت در دل مردم مى كارد، آن چه مى كارد مى درود. و در حديث ديگر فرمود حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود: جبرئيل مرا وصيتى كرد كه زينهار با مردم مخاصمه و منازعه مكن كه عيبها را ظاهر مى كند، و عزت را برطرف مى كند.
    و به سند معتبر از حضرت رسول صلى الله عليه و آله منقول است كه هجرت و دورى بيش از سه روز نمى باشد.
    يا اباذر من احب ان يتمثل له قياما، فليتبوء مقعده فى النار.
    يا اباذر من مات و فى قلبه مثقال ذره من كبر لم يجد رائحة الجنة ، الا ان يتوب قبل ذلك ، فقال رجل : يا رسول الله انى ليعجبنى الجمال حتى وددت ان علاقة سوطى و قبال تعلى حسن ، فهل يرهب على ذلك ؟ قال : كيف تجد قلبك ؟ قال : اجده عارفا للحق مطمئنا اليه ، قال : ليس ذلك بالكبر، و لكن الكبر ان تترك الحق ، و تتجاوزه الى غيره ، و تنظر الى الناس ، و لاترى ان احدا عرضه كعرضك و لا دمه كدمك .
    يا اباذر اكثر من يدخل النار المستكبرون ، فقال رجل : و هل ينجو من الكبر احد يا رسول الله ؟ قال : نعم من لبس الصوف ، و ركب الحمار، و حلب العنز، و جالس المساكين ،
    يا اباذر من حمل بضاعتة ، فقد برى ء من الكبر، يعنى ما يشترى من السوق .
    يا اباذر من جر ثوبه خيلاء لم ينظر الله عزوجل اليه يوم القيامة .
    يا اباذر من رفع ذيله و خصف نعله و عفر وجهه ، فقد برى ء من الكبر.
    يا اباذر من كان له قميصان ، فليلبس احدهما و ليلبس فى الاخر اءخاه .
    يا اباذر سيكون ناس من امتى يولدون فى النعيم و يغذون به ، و همتهم اءلوان الطعام و الشراب ، و يمد حون بالقول ، اولئك شرار امتى .
    يا اباذر من ترك لبس الجمال و هو يقدر عليه تواضعا لله عزوجل ، فقد كساه حلة الكرامة .
    يا اباذر طوبى لمن تواضع لله تعالى فى غير منقصة ، و اذل نفسه فى غير مسكنة ، و اءنفق مالا جمعه فى غير معصية ، و رحم اهل الذل والمسكنة ، و خالط اهل الفقه و الحكمة ، طوبى لمن صلحت سريرته ، و حسنت علانيته ، و عزل عن الناس شره ، طوبى لمن عمل بعلمه ، و اءنفق الفضل من ماله ، و اءمسك الفضل من قوله .
    يا اباذر البس الخشن من اللباس ، والصفيق من الثياب لئلا تجد الفخر فيك مسلكا.

    *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*

  10. #110
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,486 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*





    اى ابوذر هر كه دوست دارد كه مردم در برابرش بايستند، پس جاى خود را در آتش جهنم مهيا كند، و بداند كه از اهل جهنم است .
    اى ابوذر هر كه بميرد و در دلش به قدر سنگينى ذره اى از كبر باشد، نشنود بوى بهشت را، مگر آن كه پيش از مردن توبه كند، شخصى گفت : يا رسول الله مرا خوش مى آيد جمال و دوست مى دارم زينت را، حتى آن كه مى خواهد علاقه (80) تازيانه ام و بند نعلم نيكو باشد، آيا به سبب اين حال بر من خوف اين هست كه تكبر داشته باشم ؟ حضرت فرمود: دل خود را چگونه مى يابى ؟ گفت : دل خود را عارف و دانا مى يابم به حق ، و اطمينان و قرار دارد به سوى حق ، و از قبول حق ابا ندارد، و شك و تزلزل در آن نيست ، فرمود: پس اين حال كبر نيست ، و ليكن كبر آن است كه حق را ترك كنى ، و از حق در گذرى به سوى غير حق ، و نظر كنى به مردم و چنين دانى كه هيچ كس عرضش مثل عرض تو نيست ، و خونش مثل خون تو نيست ، يعنى خود را در هر باب بر مردم زيادتى دهى ، و مردم را حقير شمارى .
    اى ابوذر اكثر جماعتى كه داخل آتش جهنم مى شوند متكبرانند، پس شخصى عرض كرد كه آيا از كبر كسى نجات دارد يا رسول الله ؟ فرمود: بلى ، كسى كه پشم بپوشد، و بر الاغ سوار شود، و بز را به دست خود بدو شد، و با مسكينان و فقيران همنشينى كند.
    اى ابوذر هر كه بضاعت خود را يعنى چيزى كه از بازار براى عيال خود مى خرد خود ببرد برى ء (81) مى شود از تكبر.
    اى ابوذر هر كه جامه خود را بر زمين بكشد از روى خيلا و تكبر، حق تعالى نظر رحمت به سوى او نكند در قيامت .
    اى ابوذر هر كه دامن جامه اش را بر دارد به اين كه جامه را كوتاه بدوزد، يا اگر بلند باشد بر زند و بر زمين نكشد، چنان كه متكبران عرب مى كرده اند، و نعلش را پينه بزند، و رويش را نزد خدا بر خاك بمالد. برى ء مى شود از كبر.
    اى ابوذر هر كه دو پيراهن داشته باشد، بايد يكى را خود بپوشد، و يكى را به برادر مؤمن خود بپوشاند.
    اى ابوذر زود باشد كه جمعى در ميان امت من به هم رسند كه در نعمت و لذت متولد شوند، و به غذاهاى لذيذ و نعمتها نشو و نما كنند، و همت ايشان مصروف باشد بر تحصيل كردن و خوردن الوان طعامها و شربتها، و مردم ايشان را به سخنان و اشعار مدح نمايند، ايشان بدان امت منند.
    اى ابوذر هر كه ترك نمايد جمال و زينت را، و حال آن كه قدرت بر آن داشته باشد از روى تواضع و فروتنى از براى خداوند عزيز جليل ، خدا بر او حله كرامت بپوشاند.
    اى ابوذر خوشا حال كسى كه تواضع و شكستگى كند از براى خدا نزد مردم بى آنكه او را منقصه اى باشد، و نقص دنيايى باعث آن شكستگى شده باشد، يا بدون آن كه در آن تواضع نقصى در دين او به هم رسد، يا بدون آن كه مذلتى در آن شكستگى براى او باشد، يا بدون آن كه خيانتى كرده باشد و به آن سبب تذلل نمايد و ذليل گرداند نفس خود را، نه مذلتى كه از راه مسكنت و احتياج باشد، و انفاق كند و صرف نمايد مالى را كه جمع كرده باشد در طاعت خدا، و رحم كند بر اهل مذلت و خوارى و مسكنت ، و مخالطه و مصاحبت كند با اهل فقه و دانش و حكمت ، خوشا حال كسى كه به صلاح و نيكى باشد پنهان او و نيكو باشد علانيه او، دور گرداند از مردم شر و بدى و ضرر خود را، خوشا حال كسى كه عمل نمايد به علم خود، و انفاق نمايد زيادتى مال خود را در راه خدا، و نگاه دارد زيادتى سخن خود را.
    اى ابوذر لباسهاى درشت بپوش ، و جامه هاى گنده در بر كن تا فخر و تكبر به تو راه نيابد.

    *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*

صفحه 11 از 12 نخستنخست ... 789101112 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •