*@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*
صفحه 4 از 12 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 113
  1. #31
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*




    و به سند صحيح از معاوية بن وهب منقول است كه از حضرت صادق عليه السلام سؤ ال كردم : كدام عمل است كه بيش تر باعث قرب بنده به خدا مى شود و نزد خدا محبوب تر است ؟ فرمود: عملى را بعد معرفت اصول دين بهتر از نماز نمى دانم ، نمى بينى كه بنده صالح عيسى بن مريم گفت : خدا مرا وصيت كرده است به نماز و زكات مادام كه زنده باشم .
    و در حديث ديگر فرمود: محبوب ترين عملها نزد حق تعالى نماز است ، و نماز آخر وصيتهاى پيغمبران است .
    و حضرت صادق عليه السلام از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم روايت فرموده كه مثل نماز نسبت به ايمان از بابت عمود خيمه است ، اگر عمود برپاست نفع مى كند طنابها و ميخها و پرده خيمه ، و چون عمود شكست آنها هيچ نفع نمى دهد، و اگر نماز نيست عملهاى ديگر چندان فايده نمى بخشد.
    و حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: روز قيامت كه بنده را به مقام حساب مى دارند، اول چيزى كه از او سؤ ال مى نمايند نماز است ، پس اگر تمام به جا آورده است نجات مى يابد، والا او را در آتش فرو مى برند.
    رهبانيت در اين امت نمى باشد و رهبانيت بدعت است
    بدان كه رهبانيت امرى است مركب از ترك زنان ، و عزلت اختيار نمودن از مردمان ، و ترك مطعومات (30) و مشروبات لذيذه و ملبوسات (31) فاخره ، و در امت حضرت عيسى اكثر اين ها ممدوح بوده است ، و خود را خصى (32) مى كرده اند، و ذر غارها و كوهها جا مى گرفته اند، و لباسهاى خشن و گنده مى پوشيدند. و سنت پيغمبر ما بر خلاف اين ها جارى گرديده ، و رهبانيت مذموم است ، و نكاح كردن و زنان داشتن سنت مؤ كد است .
    چنان چه اين بابويه در كتاب خصال به سند معتبر از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم روايت كرده است كه در امت من رهبانيت و خاموشى نيست .
    و در حديث ديگر فرمود: رهبانيت امت من جهاد در راه خداست ، و خصى كردن امت من روزه داشتن است .
    و كلينى به سند معتبر از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است : كه زن عثمان بن مظعون به خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم آمد، و گفت : يا رسول الله ! عثمان (شوهرم) روزها روزه مى دارد، و شبها همه شب عبادت مى كند، حضرت نعلين خود را برداشتند و غضبناك به خانه عثمان بن مظعون آمدند، ديدند او نماز مى كند، چون فارغ شد، حضرت فرمود: اى عثمان ! خدا مرا به رهبانيت نفرستاده است ، و به دين مستقيم آسان فرستاده است ، من روزه مى دارم ، و نماز مى كنم ، و با زنان نزديكى مى كنم ، پس هر كه خواهد بر فطرت اسلام باشد بايد به سنت من عمل نمايد، و از سنتهاى من نكاح زنان است .
    و به سند معتبر ديگر از جعفر بن محمد الصادق عليه السلام روايت كرده است كه سه زن به خدمت حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم آمدند، يكى از ايشان گفت : شوهر من گوشت نمى خورد، و ديگرى گفت : شوهر من بوى خوش نمى كند، و ديگرى گفت : شوهرم با زنان نزديكى نمى كند، پس رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از خانه بيرون آمد، و رداى مبارك را از غضب بر زمين مى كشيد، تا آن كه بر منبر رفتند، و بعد از حمد و ثناى الهى فرمودند: چه چيز باعث شده است كه جمعى از اصحاب من گوشت نمى خورند، و بوى خوش نمى بويند، و به نزد زنان خود نمى روند، من گوشت مى خورم و بوى خوش مى بويم ، و به نزد زنان مى روم ، هر كه سنت مرا نخواهد و ترك كند از من نيست .
    و حضرت صادق عليه السلام فرمود: از اخلاق پيغمبران است محبت زنان . و فرمود: گمان ندارم كسى را كه در ايمان خير او زياده گردد، مگر آن كه محبت او به زنان بيش تر مى شود.
    و ابن بابويه روايت كرده است كه پسرى از عثمان بن مظعون فوت شد، و بسيار محزون و غمگين شد، حتى آن كه در خانه مسجدى براى خود قرار داد تا در آن جا عبادت كند، چون اين خبر به حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم رسيد، او را طلبيد و فرمود: اى عثمان ! خدا بر ما رهبانيت ننوشته است ، و رهبانيت اين امت جهاد در راه خداست .

    *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*

  2. #32
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*




    اعتزال از خلق
    بدان كه چنان چه از احاديث متواتره ظاهر مى شود اعتزال از عامه خلق در اين امت ممدوح نيست ، و احاديث بسيار در فضيلت ديدن برادران مؤمن ، و ملاقات ايشان ، و عيادت بيماران ايشان ، و اعانت محتاجان ايشان ، و حاضر شدن به جنازه مرده هاى ايشان ، و قضاى حوائج ايشان وارد شده است ، و هيچ يك از اين ها با عزلت جمع نمى شود.
    و ايضا به اجماع و احاديث متواتره جاهل را تحصيل مسائل ضروريه واجب است ، و بر عالم هدايت خلق و امر به معروف و نهى از منكر واجب است ، و هيچ يك از اين ها با عزلت جمع نمى شود.
    چنان چه كلينى به سند معتبر روايت كرده كه شخصى به خدمت حضرت صادق عليه السلام عرض كرد: شخصى هست كه مذهب تشيع را دانسته ، و اعتقاد خود را درست كرده ، و در خانه خود نشسته است و بيرون نمى آيد، و با برادران خود آشنايى نمى كند، حضرت فرمود: اين مرد چگونه مسائل دين خود را ياد مى گيرد.
    و به سند معتبر از آن حضرت روايت كرده است كه بر شما باد به نماز در مساجد، و با مردم نيكو مجاورت كردن ، و گواهى براى ايشان دادن ، و به جنازه ايشان حاضر شدن ، به درستى كه ناچار است شما را از معاشرت مردم ، و تا آدمى زنده است از مردم مستغنى نيست ، و مردم همگى به يكديگر محتاجند.
    و حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: كسى كه صبح كند، و اهتمام به امور مسلمانان نداشته باشد، او مسلمان نيست ، و كسى كه بشنود كسى استغاثه (33) مى كند، و از مسلمان اعانت مى طلبد، و اجابت او نكند، او مسلمان نيست .
    و از آن حضرت پرسيدند كه محبوب ترين مردم نزد خدا كيست ؟ فرمود: كسى كه نفعش به مسلمانان بيش تر برسد.
    و به سند معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه مسلمان را بر مسلمان هفت حق واجب هست ، كه هر يك از آنها را كه ترك كند از دوستى خدا و طاعت او به در مى رود، و خدا را در او نصيبى و بهره اى نيست ، بعد از آن فرمود: كم تر حقى كه او را بر تو هست آن است كه از براى برادر مؤمن بخواهى آن چه از براى خود مى خواهى ، و از براى او نخواهى آن چه از براى خود نمى خواهى . و حق دوم آن است كه از آزردگى و خشم او احتراز نمايى ، و پيروى خشنودى او و اطاعت امر او بكنى . حق سوم آن است كه او را اعانت كنى به نفس و مال و زبان و دست و پاى خود. حق چهارم آن است كه چشم او و راهنماى او و آينه او باشى . حق پنجم آن است كه تو سير نباشى و او گرسنه باشد، و تو سيراب نباشى و او تشنه باشد، و تو پوشيده نباشى و او عريان باشد. حق ششم آن كه اگر تو خادمى داشته باشى و او خادم نداشته باشد. خادم خود را بفرستى جامه او را بشويد، و طعام او را مهيا كند، و رختخواب از براى او بگستراند. حق هفتم آن است كه قسمش را قبول كنى ، و دعوتش را اجابت كنى ، و بيمارش را عيادت كنى ، و به جنازه اش حاضر شوى ، و اگر بدانى كه حاجتى دارد پيش از آن كه از تو سؤ ال كند حاجتش را برآورى ، پس اگر اين ها همه را بكنى ولايت و دوستى ايمانى در ميان تو و او استوار خواهد بود.
    و در حديث ديگر فرمود: هر كه زيارت برادر مؤمن خود از براى خدا بكند، خداوند عالميان هفتاد هزار ملك را موكل گرداند كه او را ندا كنند: خوشا به حال تو، و گوارا باد بهشت براى تو.
    و به سند معتبر از خيثمه روايت كرده است ، كه به خدمت حضرت امام محمد باقر عليه السلام رفتم كه آن حضرت را وداع كنم ، فرمود: اى خيثمه هر كس از شيعيان و دوستان ما را كه ببينى سلام من به ايشان برسان ، و ايشان را از جانب من وصيت كن به پرهيزگارى خداوند عظيم ، و اين كه نفع رسانند اغنياء شيعيان به فقراء ايشان ، و اعانت نمايند اقوياء ايشان ضعفا را، و حاضر شوند زندگان ايشان به جنازه مردگان ، و در خانه ها يكديگر را ملاقات كنند، به درستى كه ملاقات ايشان و صحبت داشتن ايشان باعث احيائ امر تشيع مى شود، خدا رحم كند بنده اى را كه مذهب ما را زنده دارد.
    *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*

  3. #33
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*




    و حضرت صادق عليه السلام فرمود به اصحاب خود كه با يكديگر برادر باشيد، و از براى خدا دوستى و مهربانى كنيد، و بر يكديگر رحم كنيد، و يكديگر را ملاقات نماييد، و در امر دين مذاكره كنيد، و احياء مذهب حق بكنيد.
    و در حديث ديگر فرمود: سعى كردن در حاجت برادر مؤمن نزد من بهتر است از اين كه هزار بنده آزاد كنم ، و هزار كس را بر اسبان زين لجام كرده سوار كنم و به جهاد فى سبيل الله فرستم .
    ظاهر است كه عزلت موجب محرومى از اين فضايل است ، و بعضى از اخبار كه در باب عزلت وارد شده است مراد از آنها عزلت از بدان خلق است كه معاشرت ايشان موجب هدايت نشود، و ضرر دينى به اين كس رسانند، و اگر نه معاشرت با نيكان و هدايت گمراهان شيوه پيغمبران است ، و از افضل عبادات است ، بلكه آن عزلتى كه ممدوح است در ميان مردم نيز ميسر است ، و آن معاشرتى كه مذموم است در خلوت نيز مى باشد، زيرا كه مفسده معاشرت خلق ميل به دنيا و تخلق به اخلاق ايشان ، و تضييع عمر به معاشرت اهل باطل و مصاحبت ايشان است . و بسيار است كسى كه معتزل او خلق است ، و شيطان در آن عزلت جميع حواس او را متوجه تحصيل جاه و اعتبار دنيا كرده است ، و هر چند از ايشان دور است اما به حسب قلب با ايشان معاشرت دارد، و اخلاق ايشان را در نفس خود تقويت مى كند، و چه بسيار كسى كه در ميان مجالس اهل دنيا باشد، و از اطوار ايشان مكدر باشد، و آن معاشرت باعث زيادى آگاهى و تنبه او و نفرت او از دنيا شود، و در ضمن آن معاشرت چون غرض او خداست از هدايت ايشان يا غير آن از اغراض ‍ صحيحه ، ثوابهاى عظيم حاصل كند.
    چنان چه به سند صحيح از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه خوشا حال بنده خاموش گمنامى كه مردم زمانه خود را شناسد، و با ايشان به بدن مصاحبت كند و با ايشان در اعمال ايشان به دل مصاحبت ننمايد، پس او را به ظاهر شناسند، و او ايشان را در باطن شناسند.
    پس آن چه مطلوب است از عزلت آن است كه دل معتزل باشد از اطوار ناشايسته خلق ، و بر ايشان در امور اعتماد نداشته باشد، و پيوسته توكل به خداوند خود داشته باشد، و از فوايد ايشان منتفع گردد، و از مفاسد ايشان در حذر باشد، و اگر نه پنهانى از خلق چاره كار آدمى نمى كرد، بلكه اكثر صفات ذميمه را قوى تر مى كند؛ مانند عجب .
    همچنين ريا در نفس آن گوشه گير مخفى است ، و چون كسى را نمى بيند كه عبادت خود را به او بفروشد، گمانش اين است كه عبادتش خالص شده است ، و از خيالهاى مخفى نفس خود خبر ندارد، و از آن رمزها غافل است ،
    كه شيطان بر گوش دلش مى خواند در شبهاى تار كه مردم مى دانند تو به اين گوشه آمده اى و ترك خلق كرده اى ، البته عبادت مى كنى ، و خوش شهرتى در آفاق كردى ، و تو را در همه عالم به نيكى ياد مى كنند، و عن قريب خاك پايت را به تبرك برمى دارند. و آن بيچاره كه در ميان معركه است ، چون بسيار از نفس خود اين ها را ديده است پاره اى نفس خود را شناخته است ، و چون در ميان مردم مى باشد بسيار هم عمل او را مدح نمى كنند، بلكه مذمتش مى كنند، و رباكار و سالوسش مى گويند، و از اين جهت از ريا فارغ تر است .
    و همچنين در باب توكل و عدم توكل ، معاشرت مردم اين فايده دارد كه به معاشرت مردم و تفكر در احوال ايشان بيچارگى مردم بر او بيش تر ظاهر مى گردد، و ياءس از ايشان بيش تر حاصل مى شود.
    و همچنين در جميع صفات اگر كسى تاءمل كند، و به چشم بصيرت نظر كند، مى داند كسى كه در مقام اصلاح نفس باشد و به خدا توسل نمايد به فضل الهى ، در ضمن معاشرت خلق ، نفس او به كمالات بيش تر متصف مى شود. مگر نمى دانى معاشرت نيكان و ديدن اطوار ايشان ، و شنيدن پندهاى پسنديده ايشان ، چه دوايى است براى دردهاى نفس ، قطع نظر از آن كه بنده را با اين ها كار نيست ، و مطيع خداوند خود مى بايد باشد، و آن چه فرموده اند بايد عمل كند، و به تصرف خود كار نداشته باشد.

    *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*

  4. #34
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*




    طلب مال از حلال نمودن و قدر انفاق كردن
    چنان چه از احاديث معتبره ظاهر مى شود طلب مال از راه حلال كردن خوب است ، بلكه واجب و لازم است ، اما طلب را مانع عمل به سنتهاى پيغمبر كردن ، يا اعتماد بر طلب خود كردن خوب نيست ، بلكه بايد عمل به فرايض و سنن الهى بكند، و چنان كه فرموده اند قدرى از سعى بكند، و بداند كه با وجود سعى ، معطى (34) خداست ، و از او طلب نمايد، و به سبب اين سعى از ياد او غافل نشود، چنان چه حق تعالى مدح كرده است ايشان را: مردانى كه غافل نمى كند ايشان را تجارت و بيع از ياد خدا و از اقامه صلات و دادن زكات .
    و بعد از تحصيل به آن چه به هم رسد، بايد قناعت كرد، و اگر از حلال كم به هم رسد بر خود مشقت مى بايد گذاشت ، و در اين صورت ترك لذتها كردن و جامه هاى درشت و كهنه پوشيدن خوب است ، كه متوجه حرام نشود، و اگر خدا وسعت و فراخى در رزق دهد، بعد از اداى حقوق واجبه الهى توسعه و خود و عيال و مؤمنان و اعانت فقرا و مساكين بايد كرد.
    و در همه باب حد وسط را رعايت مى بايد كرد، آنقدر به فقرا ندهد كه خود محتاج شود، و زياده از قدرت ضرورت و احتياج خود هم نگاه ندارد، و آن چه را نگاه دارد هم تعلق به آن نداشته باشد، و روزى خود را منحصر در آن نداند، و آن چه از براى خود صرف كند بر عيال تنگ نگيرد، و طعامهاى لذيذ بخورد و بخوراند به مؤمنان ، و جامه هاى نفيس بپوشد و بپوشاند، اما به قدرى كه به حد اسراف نرسد، اما اگر قدرى از مال داشته باشد كه به آن طعام لذيذ تواند خريد، و فقيرى را محتاج داند و خود به قليلى قناعت كند و زيادتى را به او دهد ايثار كرده است ، و ايثار درجه مقربان است .
    و حاصل آن است كه اصل ترك لذتها را فى نفسه كمال دانستن خوب نيست ، كه در مجلسى وارد شوند و به طعام لذيذى ايشان را دعوت نمايند نخورند، كه ما رياضت مى كشيم ، و اين ها را نمى خوريم ، اين مذموم است ، اما اگر براى فقر و بى چيزى يا اعانت مؤمنى بر خود تنگ گيرد خوب است ، و همچنين در مركب و خانه و غير اين ها از مايحتاج خود.
    چنان چه كلينى به سند معتبر روايت كرده است كه سفيان ثورى به خدمت حضرت امام جعفر صادق عليه السلام آمد، ديد كه آن حضرت جامه اى در نهايت سفيدى و نزاكت پوشيده اند، مانند پرده اى كه در زير پوست تخم مرغ مى باشد، سفيان گفت : اين جام جامه ى تو نيست كه پوشيده اى و جامه اى به اين نفاست نبايد بپوشى .
    حضرت فرمودند: بشنو از من ، و آن چه مى گويم حفظ كن ، كه در دنيا و آخرت براى تو خوب است اگر بر سنت پيغمبر بميرى و ترك بدعتها بكنى . بدان كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در زمان خشكى بودند كه در ميان مسلمانان تنگى بسيار بود، به آن نحو كه شنيده اى سلوك مى كردند، اما وقتى كه دينار و گندم و فراخى در روزى به هم رسد سزاوارترين مردم به صرف كردن نعمتها ابرار و نيكوكارانند نه فجار و بدان ، و مؤمنانند نه منافقان ، و مسلمانند نه كافران ، پس چرا جامه مرا انكار و مذمت كردى اى ثورى ! والله با اين لباس و اين حال كه از من مى بينى از روزى كه خود را شناخته ام هيچ صبح و شامى بر من نگذشته است كه خدا را در مال من حقى مانده باشد و نداده باشم ، يا به مصرفش صرف نكرده باشم .
    و به سند معتبر از معلى بن خنيس مروى است كه حضرت صادق عليه السلام از احوال شخصى سؤ ال فرمود، گفتند: پريشان است ، فرمود: به چه كار مشغول است ؟ گفتند: برادران مؤمنش به او مى رسانند، فرمود: آن هايى كه او را قوت مى دهند عبادتشان بيش تر و بهتر از اوست كه در خانه عبادت مى كند.

    *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*

  5. #35
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*




    تجمل و زينت
    كلينى به سند معتبر از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام روايت كرده است كه خداوند عالميان جميل و نيكوست و جمال و زينت را دوست مى دارد، و دوست مى دارد كه اثر نعمت او بر بنده اش ظاهر باشد.
    و از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه هر گاه خدا نعمتى كرامت فرمايد به بنده اى ، پس آن نعمت را ظاهر نمايد و خود را به آن بيارايد، ملائكه مى گويند: دوست خداست ، و بيان نعمت خدا كرده است ، و اگر بر خود ظاهر نكند مى گويند دشمن خداست ، تكذيب نعمت خدا كرده است .
    و حضرت امام رضا عليه السلام فرمود: حضرت على بن الحسين عليه السلام دو جامه مى پوشيدند در تابستان كه پانصد درهم قيمت آنها بود.
    و به سند معتبر از يوسف بن ابراهيم روايت كرده است كه به خدمت حضرت صادق عليه السلام رفتم ، و جبه خزى پوشيده بودم ، و كلاه خزى بر سر داشتم ، گفتم : فداى تو گردم جبه و كلاه من خز است چه مى فرماييد؟ فرمود: قصور ندارد، گفتم : اگر تراش ابريشم باشد چون است ؟ فرمود: قصور ندارد، و فرمود: چون حضرت امام حسين عليه السلام شهيد شد جبه خزى پوشيده بودند.
    آن گاه فرمود: چون حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام عبدالله بن عباس را به نزد خوارج فرستادند كه بر ايشان حجت تمام كند، عبدالله بهترين جامه هاى خود را پوشيد، و به بهترين بوهاى خوش خود را خوشبو كرد، و بر بهترين اسبان سوار شد، و رفت در برابر ايشان ايستاد، خارجيان گفتند: يابن عباس تو بهترين ماها بودى ، حالا رخت جباران را پوشيده اى ، و بر اسب ايشان سوار شده اى ، عبدالله بر ايشان اين آيه را خواند (قل من حرم زينة الله التى اخرج لعباده و الطيبات من الرزق) (35) . بگو اى محمد كى حرام كرده است زينت خدا را كه براى بندگان بيرون آورده و خلق فرموده است ، و چيزهاى پاكيزه و حلال از روزى را. پس حضرت فرمود: بپوش و زينت كن كه خدا جميل و نيكو است ، و جمال و زينت را دوست مى دارد، اما بايد از حلال باشد.
    و به سند معتبر روايت كرده است كه سفيان ثورى در مسجد الحرام مى گذشت . حضرت امام جعفر صادق عليه السلام را ديد جامه هاى نفيس با قيمت پوشيده اند، گفت : مى روم و او را بر پوشيدن اين جامه ها سرزنش مى كنم ، پس به نزديك حضرت آمد، و گفت : والله يابن رسول الله پيغمبر مثل آن جامه ها نپوشيد، و على به ابى طالب عليه السلام و هيچ يك از پدرانت چنين لباس ‍ نپوشيدند.
    حضرت فرمود: حضرت رسول در زمانى بودند كه در ميان مسلمانان تنگى بود، لهذا بر خود تنگ مى گرفتند، و بعد از آن وسعت به هم رسيد، پس سزاوارترين اهل دنيا به صرف كردن نعمتهاى خدا نيكوكارانند، و اين آيه را خواندند (قل من حرم زينة الله) پس ما سزاوارتريم از ديگران به اين ها.
    بعد از آن فرمود: اى ثورى ! اين جامه ها كه مى بينى از براى لذت نفس نپوشيده ام ، از براى مردم پوشيده ام ، و دست سفيان را گرفتند به نزد خود كشيدند، و جامه اى كه بر بالا پوشيده بودند دور كردند و به او نمودند جامه اى را كه ملاصق (36) بدن ايشان بود، جامه بسيار گنده بود، فرمود: اين جامه گنده را از براى خود پوشيده ام ، و آن جامه نفيس را براى زينت نزد مردم . پس دست انداخت و جامه گنده اى كه سفيان بر بالاى جامه ها پوشيده بود دور كردند. جامه ملاصق بدنش بسيار نرم بود، فرمود: اين جامه بالا را تو براى رياى مردم پوشيده اى ، و جامه نفيس را براى لذت در زير پوشيده اى .

    *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*

  6. #36
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*





    حضرت فرمود: حضرت رسول در زمانى بودند كه در ميان مسلمانان تنگى بود، لهذا بر خود تنگ مى گرفتند، و بعد از آن وسعت به هم رسيد، پس سزاوارترين اهل دنيا به صرف كردن نعمتهاى خدا نيكوكارانند، و اين آيه را خواندند (قل من حرم زينة الله) پس ما سزاوارتريم از ديگران به اين ها.
    بعد از آن فرمود: اى ثورى ! اين جامه ها كه مى بينى از براى لذت نفس نپوشيده ام ، از براى مردم پوشيده ام ، و دست سفيان را گرفتند به نزد خود كشيدند، و جامه اى كه بر بالا پوشيده بودند دور كردند و به او نمودند جامه اى را كه ملاصق (36) بدن ايشان بود، جامه بسيار گنده بود، فرمود: اين جامه گنده را از براى خود پوشيده ام ، و آن جامه نفيس را براى زينت نزد مردم . پس دست انداخت و جامه گنده اى كه سفيان بر بالاى جامه ها پوشيده بود دور كردند. جامه ملاصق بدنش بسيار نرم بود، فرمود: اين جامه بالا را تو براى رياى مردم پوشيده اى ، و جامه نفيس را براى لذت در زير پوشيده اى .
    و منقول است از حماد بن عثمان كه نزد حضرت صادق عليه السلام بودم ، شخصى به آن حضرت گفت : شما فرموديد على بن ابى طالب جامه هاى درشت مى پوشيد، و پيراهنى به چهار درهم مى خريدند، و مى بينم شما جامه هاى نيكو مى پوشيد، حضرت فرمود: على بن ابى طالب رد زمانى بودند كه آن جامه بد نمى نمود، اگر در چنين زمانى مى پوشيدند به آن جامه مشهور مى شد، پس بهترين لباس هر زمانى لباس اهل آن زمان است ، اما چون حضرت صاحب الامر عجل الله تعالى فرجه ظهور نمايد جامه را به روش ‍ حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام خواهد پوشيد، و به سيرت آن حضرت عمل خواهد كرد.
    و كلينى به سند معتبر روايت كرده است كه معلى بن خنيس به حضرت صادق عليه السلام گفت : اگر خلافت با شما باشد به رفاهيت تعيش (37) خواهيم كرد، حضرت فرمود: هيهات هيهات اى معلى ، اگر با ما باشد مدار بر سياست و تدبير در شب يا عبادت در شب و سياحت و حركت در روز به جهاد خواهد بود، و پوشش ما جامه هاى درشت ، و خورش ما طعامهاى غير لذيذ خواهد بود، پس ‍ خلافت ظاهرى را از ما غصب كردند، و گمانشان اين است كه بر ما ستم كرده اند، وليكن ما را به رفاهيت انداخته اند.
    اى عزيز! بدان كه احاديث در اين ابواب بسيار است ، و احاديث بسيار نيز در فضل سوارى اسبان نفيس ، و نگاه داشتن غلامان ، و زينت ايشان واقع شده است ، و احاديث نيز در مدح فقر و فقرا، و جامه هاى كهنه پوشيدن ، و بر روى فرشها سهل نشستن وارد شده ، و حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم بر الاغ سوار يم شدند، و جامه هاى زبون مى پوشيدند.
    و اگر بصيرتى دارى از اخبارى كه نقل شد، و از معارضات و گفتگوها كه در ميان ائمه عليه السلام و صوفيه آن زمانها شده است ، حق را مى يابى ، و مى دانى كه اصل اين ها را كمال دانستن و مقيد به اين ها بودن خوب نيست ، و همچنين مقيد به زينتها بودن خوب نيست ، بلكه اگر خدا توسعه دهد توسعه بر خود و مؤمنان خوب است ، و اگر فقير باشد، و هر لباسى كه ميسر شود بپوشد، و آن چه حاضر باشد بخورد، و همه را از جانب خداوند خود داند.
    و اگر خواهد تكبر را علاج كند، و گاهى براى آن رخت هاى زبون بپوشد خوب است ، اما در صورتى كه آن رخت زبون باعث زيادتى تكبر او نشود. مثلا در زمانى كه اعتبار در شال پوشى باشد، علاج تكبر به ترك شال پوشى است ، و در صدر اسلام كه نخوت و عصبيت باب بود، و اين چيزها را اعتبار نمى كردند، تواضع و فروتنى در شال و كهنه پوشى بود.

    *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*

  7. #37
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*




    فضيلت پاكيزه بودن و بوى خوش كردن
    به سند معتبر از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام منقول است كه شستن سر دفع كثافت و چرك مى كند، و درد چشم را دور مى گرداند، و شستن جامه غم و حزن را برطرف مى كند، و پاكيزگى است براى نماز.
    و فرمود: خود را با آب پاكيزه كنيد از بوهاى بدى كه مردم به آنها متاءذى مى شوند، و در مقام اصلاح پاكيزه كردن بدن خود باشيد، و به احوال خود بپردازيد، به درستى كه خدا دشمن مى دارد از بندگانش آن قاذوره (38) كثيف بد بويى را كه در پهلوى هر كس نشيند از او متاءذى شود.
    و حضرت امام رضا عليه السلام فرمود: سزاوار اين است كه آدمى هر روز بوى خوش بكند، و اگر قادر نباشد يك روز بكند و يك روز ترك كند، و اگر قادر نباشد هر جمعه يك بار بكند، و البته ترك نكند.
    و حضرت صادق عليه السلام فرمود: خدا را حق لازمى هست بر هر بالغى كه در هر جمعه شارب بگيرد، و به قدرى از بوى خوش ‍ خود را خوشبو كند. و حضرت امام رضا عليه السلام فرمود: بوى خوش از اخلاق پيغمبران است ،
    و حضرت صادق عليه السلام فرمود: بوى خوش باعث قوت دل است .
    و فرمود: يك نماز با بوى خوش بهتر است از هفتاد نماز بى بوى خوش .
    و فرمود هر چيز كه در بوى خوش صرف مى نمايى اسراف نيست .
    و فرمود: حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم در بوى خوش زياده از طعام مال صرف مى كردند.
    و احاديث در فضيلت طيب و انواع آن و فضل روغن هاى خوشبو بر خود ماليدن بسيار است ، و در اين رساله به همين اكتفا مى نماييم .

    *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*

  8. #38
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*




    مدح مطعومات لذيذه و مذمت ترك گوشت نمودن
    كلينى و غير او به سندهاى معتبر از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم و ائمه عليه السلام روايت كرده اند كه سيد و بهتر طعام هاى دنيا و آخرت گوشت است .
    و به سند معتبر از عبدالاعلى منقول است كه به حضرت صادق عليه السلام گفت :
    روايت به ما رسيده است از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم كه دشمن مى دارد خانه پر گوشت را،
    حضرت فرمود:
    دروغ مى گويد. حضرت مذمت گوشت نفرمود، مذمت خانه اى كرد كه در آن خانه گوشت مردم را به غيبت خورند، و پدرم گوشت را دوست مى داشت ، و بسيار تناول مى فرمود.

    و به سند صحيح از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه گوشت خوردن در بدن گوشت مى روياند، و كسى كه چهل روز گوشت را تركند كج خلق مى شود.
    در مدح شيرينيها و انواع ميوه ها و اصناف گوشت ها و ساير ماءكولات و مشروبات و نعمتها احاديث بسيار وارد شده است ، اما كم خوردن بسيار ممدوح است ،
    و اخبار بسيار در مذمت بسيار خوردن كه آدمى سنگين شود و از عبادت بازماند، و آن كه با سير طعام خورد وارد عمر شريف خود را همه صرف تحصيل اين ها نمودن بد است ، اما مقيد به ترك اين ها بودن هم خوب نيست ،
    و ترك طعامهاى مقوى كردن كه بدن و عقل و قوا ضعيف شود خوب نيست ؛ زيرا بدن آلت و مركب نفس است در جميع احوال و در تحصيل هر كمال ، و بدن كه ضعيف شد معطل مى شود.


    *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*

  9. #39
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*




    حرمت غنا
    بدان كه در حرمت غنا ميان علماى شيعه خلافى نيست ، و شيخ طوسى و علامه و ابن ادريس رحمة الله همه نقل اجماع كرده اند بر حرمتش ، و هميشه از مذهب شيعه معلوم بوده است حرمت غنا. و در ميان سنيان خلاف است : بعضى از ايشان بلكه اكثر ايشان هم حرام مى دانند، و بعضى از صوفيه ايشان و بعضى از علماى ايشان حلال دانسته اند، و احاديث رد باب حرمت آن بسيار است ، و ظاهر بعضى احاديث آن است كه از گناهان كبيره است .
    چنان چه به سند صحيح و سند حسن از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده است در تفسير اين آيه كه حق تعالى مدح مى فرمايد: جمعى را كه حاضر نمى شوند نزد قول زور (يعنى گفتار باطل)، فرمود: مراد غناست .
    و به سند حسن از امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه غنا از جمله گناهانى است كه خدا بر آنها وعيد آتش فرموده است ، و بعد از آن اين آيه را خواندند (و من الناس من يشترى لهو الحديث ليضل عن سبيل الله بغير علم و يتخذها هزوا اولئك لهم عذاب مهين) (39) ترجمه اش اين است : از مردمان كسى هست كه مى خرد سخن لهو و باطل و غافل كننده از خدا را تا گمراه سازد مردم را از ره خدا به نادانى ، و استهزا مى كند به راه خدا و دين حق ، براى آن گروه مهيا شده است عذابى خوار كننده .
    و در احاديث ديگر وارد شده است : گناه كبيره آن است كه خدا وعيد آتش بر آن كرده باشد. پس معلوم مى شود غنا از گناهان كبيره است .
    و به سند معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه حضرت فرمود: غنا داخل است در آن چه فرموده است (و من الناس ‍ من يشترى لهو الحديث ليضل عن سبيل الله) .
    و به سند صحيح از حضرت صادق عليه السلام به منقول است كه خانه اى كه در آن غنا مى كنند ايمن نيست از نزول بلاهاى دردناك ، و دعا در آن جا مستجاب نمى شود، و ملك داخل آن خانه نمى گردد.
    و على بن ابراهيم به سند صحيح از عاصم بن حميد روايت كرده است كه به حضرت صادق عليه السلام گفتم : مى خواهم سوالى بكنم حيا مانع مى شود، آيا در بهشت غنا خواهد بود؟ فرمود: در بهشت درختى هست كه خدا بادهاى بهشت را امر مى فرمايد مى وزد، و آن درخت را به نغمه اى چند مترنم مى سازد، كه خلايق به خوبى آن نغمه ها هرگز صدايى نشنيده باشند، بعد از آن فرمود: آن عوض ‍ ثواب كسى است كه ترك شنيدن غنا در دنيا از ترس خدا كرده باشد.


    *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*

  10. #40
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    نرگس منتظر آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    نوشته : 18,972      تشکر : 41,292
    48,487 در 15,341 پست تشکر شده
    وبلاگ : 15
    دریافت : 0      آپلود : 0
    نرگس منتظر آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*




    ذكر
    در لغت ياد كردن است ، و ياد كردن خدا انواع دارد:
    اول : ياد خداست در هنگام معصيتى كه خواهد مرتكب آن شود خدا را به ياد آورد، و براى خدا ترك آن نمايد.
    دوم : ياد خداست در وقت طاعت كه خدا را به ياد آورد، و به سبب آن مشقت طاعت بر او آسان شود و به جا آورد.
    سوم : ياد خداست در هنگام رفاهيت و نعمت ، كه وفور نعمت ، او را از ياد خدا غافل نكند، و شكر آن به جا آورد.
    چهارم : ياد خداست در هنگام بلا و محنت ، كه در آن حالت به خدا تضرع نمايد، و بر آن بلا صبر كند.
    پنجم : ذكر الهى است به دل كه تفكر در صفات كماليه الهى و در آلاء و نعماى او بكند، و تفكر در دين و معانى قرآن و احاديث رسول و اهل بيت عليهم السلام ، و تفكر در امور آخرت و مكارم اخلاق و عيوب نفس ، و ساير امورى كه خدا فرموده است ، اين ها همه ذكر الهى است .
    ششم : ذكر به زبان است ، و آن انواع دارد، مثل مذاكره علوم حق و آيات و اخبار و درس گفتن ، و فضايل اهل بيت را بيان كردن ، و قرآن خواندن ، و دعا خواندن ، اما بايد با آدابى باشد كه پسنديده شارع است ، و به عنوان بدعت نباشد، و دل آگاه باشد از آن چه بر زبان جارى مى گردد، و بر اين مضامين احاديث متواتره وارد شده است .
    چنان چه به سند معتبر از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم منقول است : هر كه اطاعت خدا مى كند ياد خدا بسيار كرده است ، هر چند نماز و روزه و تلاوتش كم باشد، و هر كه معصيت خدا مى كند خدا را فراموش كرده است ، هر چند نماز و روزه و تلاوتش بسيار باشد.
    و به سندهاى معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه فرمود: دشوارترين اعمال سه چيز است : انصاف دادن براى مردم از نفس خود: كه از براى مردم از نفس خود نپسندى مگر چيزى را كه براى خود از مردم مى پسندى ، و با برادران مؤمن مواسات (40) نمودن در مال ، و برادرانه در ميان خود و ايشان قسمت نمودن ، و ذكر خدا بر همه حال نمودن ، نه سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اكبر گفتن و بس ، بلكه وقتى چيزى بر تو وارد شود كه خدا نهى فرموده باشد ترك نمايى .
    و در حديث ديگر فرمود: در تورات نوشته است : اى فرزند آدم مرا در موقع غضب خود ياد كن تا تو را ياد كنم در هنگام غضب خود.
    و حضرت امام موسى عليه السلام فرمود: هيچ چيز شيطان و لشكر او را مجروح و خسته نمى كند مثل زيارت برادران مؤمن از براى خدا، و به درستى كه دو مؤمن كه با يكديگر ملاقات مى كنند، و خدا را ياد مى نمايند، و بعد از آن فضايل ما اهل بيت را ياد مى كنند، گوشتهاى روى شيطان تمام مى ريزد و از بسيارى غمى كه به او مى رسد به فرياد مى آيد.
    و به سند معتبر از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام منقول است كه صبر دو صبر است : يكى صبر در هنگام معصيت ، و آن نيكو و جميل است ، و بهتر از آن صبر بر ترك چيزهايى است كه خدا حرام كرده است . و ذكر خدا دو ذكر است : يكى ذكر در هنگام مصيبت ، و بهتر از آن ياد خداست در وقتى كه حرامى رو دهد كه مانع از ياد خدا شود.
    و حضرت صادق عليه السلام فرمود: هر قومى كه در مجلسى مجتمع شوند، و خدا را ياد نكنند، و ما را ياد نكنند، آن مجلس در قيامت باعث حسرت ايشان خواهد بود، پس فرمود: ياد ما از جمله ذكر خداست ، و ياد دشمنان ما از جمله ذكر شيطان است .

    *@*گزيده عين الحياة‌در اخلاق*@*

صفحه 4 از 12 نخستنخست 12345678 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •