اکسیر دعا سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
اکسیر دعا
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 13 , از مجموع 13
  1. #11
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اکسیر دعا




    توسّل به اولیای خدا؛ اکسیر اعظم در دعا
    مطلبی که من در گذشته مطرح کردم و الآن فقط تذکری می‏دهم برای اینکه وارد توسلم شوم، این است که توسل به اولیای خدا، اکسیر اعظم است در باب دعا؛ یعنی نقش سازندگی آن تا این حد مهم است. سال گذشته این بحث را مطرح کردم و گفتم که این توسل به دو نحو هم هست که البته نمی‏خواهم اینجا تکرار کنم. لذا من جلسه گذشته هم عرض کردم که در وادی اولیای خاصّ خدا چه‌ بسا مسأله به گونه دیگری است و دیگر نیازی به این عوامل کمکی نیست. مثلاً ممکن است با یک توجّه ولیّ‌ الله ‌الأعظم همه این سیرها، به طور سریع انجام شود؛ چه در بحث مقتضی، چه در بحث به فعلیت رساندن و چه در بحث سرعت اجابت. این حقیقت هست و ما هم این را می‏بینیم.

    اکسیر دعا
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. #12
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اکسیر دعا




    معنای مصباح الهدی و سفینة النجاة

    یکی از اموری را که من می‏توانم به عنوان مثال نقل کنم ـ‌ که واقعاً حسین (علیه السلام) در این واقعه غوغا کرده و این حقیقت را عملاً نشان داده است‌ـ ماجرای وهب نصرانی و همسرش است. البته حسین (علیه السلام) در جاهای متعددی همین معنا را نشان داده که چه دست‏گیری‏هایی که کرده است. این تعبیری که از پیغمبر اکرم (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وس ّم) راجع به امام حسین (علیه السلام) وارد شده است، بی‌جهت نیست؛ «إنَّ الحُسَیْنَ مِصْبَاحُ الهُدَی وَ سَفِینَةُ النَّجَاة».
    امام حسین (علیه السلام) هم «ارائه طریق» می‏کند و هم «ایصال به مطلوب» می‏کند. پیغمبر هر دو مورد را می‏گوید. «مصباح الهدی» یعنی چراغی روشنی‌بخش است و راه را از چاه تشخیص می‏دهد، اما خودت باید بروی. معنای «مصباح الهدی» این است؛ چراغ راهنما است. معنای چراغ راهنما این است که او راه را به تو نشان می‌دهد، اما خودت باید راه بروی. ولی «سفینة النجاة» ایصال به مطلوب است. این همان دستگیری‏هایی است که حسین (علیه السلام) می‌کند. «سفینة النجاة» یعنی قایق نجات است. کار قایق نجات چیست؟ کارش این است که تا می بیند کسی دارد غرق می‌شود، دست می اندازد و او را از مهلکه بیرون می کشد. معنای سفینه نجات همین است. به کسی که در حال غرق شدن است، نمی‏گوید از آن طرف برو؛ بلکه دستش را می‏گیرد و نجاتش می‌دهد.
    اکسیر دعا
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  3. #13
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : اکسیر دعا




    حماسه وهب و همسرش
    جوانی است که ظاهراً هفده روز از ازدواج او گذشته است؛ هم خودش، هم مادرش و هم همسرش، هر سه نصرانی بودند و به دست حسین (علیه السلام) مسلمان می شوند. روز عاشورا هم در کربلا هستند. اینها در بارگاه حسین (علیه السلام) نبودند؛ در گوشه‌ای برای خودشان خیمه زده‌اند و نشسته اند و دارند صحنه را تماشا می‏کنند. این جوان بلند می‏شود که به میدان برود؛ در تاریخ می‏نویسند، مرحوم مجلسی (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) هم در بحارالأنوار دارد که همسرش مانع او می‏شد و می‏گفت من نمی‏گذارم بروی. هر چه می‌گفت، همسرش اجازه نمی‌داد. از یک طرف مادرش اصرار می‌کرد که برو، از آن طرف همسرش می‏گوید نرو. سرانجام مصالحه بر این شد که همسرش گفت با هم می رویم پیش حسین (علیه السلام) و من حرف ‏هایم را آنجا می‏زنم؛ بعد اگر خواستی بروی، برو.
    این دو جوان نصرانی که تازه اسلام آورده‌اند، می‏روند نزد حسین (علیه السلام)؛ همسر وهب به امام حسین (علیه السلام) عرض می‏کند یابن رسول الله، وهب می‏خواهد به میدان برود و من نمی‏گذارم؛ جهت آن هم این است که شما دو چیز را باید برای من ضمانت کنید تا من بگذارم او به میدان برود. اوّل اینکه، من یقین دارم اگر وهب برود، شهید می‏شود؛ شبهه‌ای هم ندارم؛ اما من در این بیابان زن جوانی هستم؛ شما ضمانت کنید که بعد از اینکه او شهید شد، من اجازه داشته باشم که بیایم پیش این بی‏بی‏ها و خواهرتان باشم و سرپرستی در این بیابان داشته باشم. دوم این است که من یقین دارم وهب که شهید شد، روز قیامت به بهشت می‏رود؛ شما ضمانت کنید که او تنها نرود و من را هم با خودش ببرد. می‏نویسند: «فَبَکَی الحُسَینُ (علیه السلام)». امام حسین (علیه السلام) شروع کرد به گریه کردن و فرمود هر دو مورد را من برای تو ضمانت می‏کنم...
    وهب به میدان رفت و مقداری جنگید؛ یک وقت همسرش دید یک دست وهب از بدنش جدا شده است و با یک دست دارد می‏جنگد؛ این زن جوان عمود خیمه را برداشت و خودش به وسط میدان آمد. وهب دید عجبا! این زن جوان آمده بین این همه مرد؛ هرچه کرد که او برگردد، گفت من برنمی‏گردم. وهب گفت آخر چرا تو؟ تو که نمی‏گذاشتی من بیایم؟ همسرش گفت مگر نمی‏شنوی حسین چه می‏گوید؟ می‏گوید: «وَا غُربَتاه، وَا قِلَّةَ نَاصِراه، وَا وَحدَتَاه، هَلْ مِنْ ذَابٍّ یَذُبُّ عَن حَرَمِ رَسُولِ الله»...
    اکسیر دعا
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •