توضیحی از جهان اسلام در قرن چهارم سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
توضیحی از جهان اسلام در قرن چهارم
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    محب فاطمه آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    نوشته : 9,293      تشکر : 2,655
    6,967 در 3,863 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    محب فاطمه آنلاین نیست.

    پیش فرض توضیحی از جهان اسلام در قرن چهارم




    تصويري از جها ن اسلام در قرن چهارم
    ابتدا لازم است تصويري کلي از جهان اسلام در قرن چهارم داشته باشيم تا بحث در تاريخ اجتماعي شيعه واضح تر باشد.

    در اين قرن با اينکه بخش اعظم جهان اسلام بظاهر داخل در قلمرو خلافت عباسي بود ، اما حاکمان مناطق و نواحي اغلب با قدرت و نيروي خود بر ولايات تسلط مي يافتند و آنگاه اگر خراج را براي خليفه مي فرستادند و اسم او را در خطبه مي بردند ، خليفه نيز او را به عنوان امير و والي آن ديار مي پذيرفت و برايش لوا و خلعت مي فرستاد. حکام در تعيين سياست ها و صلح ها و جنگ ها استقلال کامل داشتند و خليفه بر آن ها هيچگونه سلطه ونفوذي نداشت.

    در ابتداي اين قرن ، سامانيان بر خراسان و ماوراء النهر و آل زيار بر بخش هاي مرکزي ايران و حمدانيان و اخشيديان بر نواحي موصل وشام حکومت مي کردند. در اواخر اين قرن قسمت شرقي مملکت پهناور اسلامي يعني خراسان , بدست غزنويان افتاد که به زودي تا قلب ايران هم پيشروي کردند. و در قسمت مغرب ، فاطميان سر کار آمده بودند و هرروز رو به پيشروي و ترقي بودند بحدي که تا اواخر قرن چهارم علاوه بر مصر بر حجاز نيز تسلط يافتند . قرمطيان نيز بر بخشهايي از شبه جزيره عربستان حکومت داشته و براي خلافت عباسي و عموم مسلمانان مزاحمت هايي را ايجاد مي کردند. دراين قرن هرکس نيروي جنگيي داشت ابراز وجود کرده و بخشي از سرزمين پهناور اسلامي را به تصرف در مي آورد و واليان نيز اغلب سعي داشتند از تحت سلطه خلافت و حکومت مرکزي خارج گرديده و استقلال پيدا کنند. به همين جهت سراسر اين قرن مملو از نبرد ها وجنگهاي ريز و درشت است که حاکمان ولايات باهم يا با حکومت مرکزي داشته اند.

    حمدانيان که شيعه اثني عشري بودند منسوب به قبيله بزرگ بني تغلب بودند که در قسمت هايي از عراق سکونت داشتند و نخستين کسي که از اين خاندان به حکومت دست يافت ، عبدالله ابو الهيجا بود که در سال 293 هجري با حکم خليفه به حکومت موصل منصوب گرديد. پسرش حسن بن عبدالله بن حمدان (ناصر الدوله) پس از مدت ها درگيري و نبرد با عموهايش درسال 329 هجري به فرمان خليفه الراضي به حکومت موصل وجزيره (ديار بکر ، ديار ربيعه و ديار مضر) رسيد و برادرش علي سيف الدوله نيز او را در حفظ اين قلمرو ها ياري داد . ناصر الدوله از مرکز قدرت خود فعالانه در سياست هاي بغداد مداخله مي کرد و سرانجام در سال 330 از سوي خليفه به وزارت منصوب گرديد. اما پس از يکسال وزارت با شورش يکي از سردارانش بنام توزون مواجه گرديد و او مجبور شد براي حفظ قلمرو اصلي حکومت خود به موصل عقب نشيني کند.

    امارت حمدانيان حلب را سيف الدوله بنيان نهاد که در 333 وارد حلب شد و حمص و ساير شهر هاي آن را فتح کرد و برجاي اخشيديان به فرمانروايي پرداخت. او تا 336 نواحي شمال شام و باتلاقهاي مرزي و ديار مضر و ديار بکر را زير فرمان خود درآورد و به کسب استقلال از امارت موصل و آل بويه توفيق يافت . سيف الدوله با اينکه قدرتش در شام تثبيت نشده بود و رقيبان زيادي حکومت او را تهديد مي کرد اما به جنگ روميان شتافت که گاهي پيروز مي شد و گاهي شکست مي خورد و سرانجام پايتختش توسط مسيحيان اشغال گرديد. وي همزمان در طول حکومت خود گاهي در شمال با سپاهيان روم وگاهي در غرب با فاطميان مصر و در شرق با آل بويه درگيري و نبرد داشت. اما سرا نجام در زمان عضد الدوله جانشينش سعد الدوله مجبور گرديد اقتدار آل بويه را به رسميت بشناسد . پيش از آن ناصرالدوله نيز در زمان معز الدوله ، پس از شکست و از دست دادن قدرت خود ، به حکومت آل بويه گردن نهاده بود و خراج گذار آل بويه شده بود.

    اما آل بويه که جنگاوران ديلمي را رهبري مي کردند ، سه برادر بنام هاي علي ، حسن و احمد بودند که ابتدا در خدمت ماکان بن کاکي و از زمره لشکريان او بود که در شرق ايران و قسمت هايي از جبال حکومت مي راند . پس از شکست ماکان از مرداويج، آل بويه به مرداويج پيوستند و مرداويج علي را به فرمانروايي کرج که در اراک فعلي قرار داشت ، گمارد اما پس از مدتي پشيمان شد و علي را عزل کرد بنابر اين پسران بويه بطرف اصفهان و سرانجام شيراز رفته و آن شهر را تسخير کردند و از آن شهر کم کم قدرت خود را به سمت مرکز ايران و قلمرو آل زيار و سپس اهواز و عراق گسترش دادند.

    رهبري آل بويه در دست علي برادر ارشد بود و هنگامي که او شيراز و شهرهاي مجاور را بدست آورد ، حسن برادرش را به سمت ايالات مرکزي ايران گسيل داشت و او اصفهان و ري را تحت فرمان در آورد و در آن مناطق مشغول حکمراني گرديد . علي همچنين برادر کوچکتر را به سمت کرمان فرستاد و باعدم توفيق او در کرمان سپس او را به سمت اهواز گسيل نمود . احمد موفق گرديد اهواز را تسخير کرده و از آنجا به گسترش قلمرو خود بپردازد تا اينکه در سال 334 هجري بغداد را هم به تصرف در آورد. با تسلط احمد بر بغداد ، وي از خليفه المستکفي لقب عماد الدوله را براي علي و معزالدوله را براي خود و رکن الدوله را براي حسن اخذ کرد. از آن پس خليفه بيش از پيش قدرت خود را از دست داد و تنها به عنوان يک مقام تشريفاتي باقي ماند.

    آل بويه از سال 322 که برشيراز تسلط يافتندتا سال 447 بمدت صد و بيست و هفت سال بر بخش غربي و مرکزي ايران و عراق و شام حکومت کردند و حکومت آنان بزرگترين حکومت زمان خود به شمار مي رفت . اما آل بويه موفق نشدند يک دولت واحد و متمرکزي تشکيل دهند و حاکميت آنان به سه قلمرو مجزا تحت سرپرستي سه برادر تقسيم گرديده بود و تازمانيکه اين سه برادر زنده بودند ، بخاطر همبستگي برادران و همکاري ايشان باهمديگر قدرت شان رو به فزوني بود. اما پس از آنان بخاطر رقابت ها و درگيري هاي خانوادگي قدرت شان روبه ضعف نهاد و مناطق مرکزي ايران را سلطان محمود غزنوي در سال 420 از چنگ مجدالدوله بيرون آورد و بغداد را سلطان طغرل سلجوقي در سال 447 تصرف کرد و در سال بعد شيراز را از دست آل بويه خارج کرد و بدين ترتيب حکومت آل بويه منقرض گرديد.

    موقعيت شيعيان اثني عشري درقرن چهارم : در نيمه اول قرن چهارم ، پيش از به قدرت رسيدن آل بويه ،تشيع امامي مهم ترين مذهب شيعي مورد حمايت ميانه رو ها بود ؛ يعني کساني که از دست زدن به اعمال انقلابي براي براندازي نظام حاکم سني اجتناب مي ورزيدند . غيبت امام دوازدهم و عدم حضور او در ميان جامعه اين امکان را براي پيروانش فراهم مي کرد تا خود را به دستگاه خلافت نزديک کرده و مناصبي را در اختيار بگيرند. در صورتي که زيديه و اسماعيليه بخاطر آنکه امام حاضر داشتند و آنان نمي توانستند با خلافت عباسي سازش کنند ، اين فرصت را نداشتند.






    مهم ترين توفيق شيعيان در زمان آل بويه ، اجازه تظاهر علني به عقايد شان بدون نياز به تقيه بود . در اين دوره تشيع امامي بدون آنکه مذهب رسمي حکومت اسلامي گردد ، مرسوم شد و اشخاص بافرهنگي از جمله باذرگانان و دولتمندان و عمال دولتي ساکن در محله کرخ و دارالحکومه و حتي محدوده دارالخلافه را بخود جذب کرد . تشيع امامي ياور ساير مذاهب شيعي نيز بود . ازجمله اسماعيليه که در اين دوران شخصيت هاي ممتازي را شيفته خود کرده بود.




    توضیحی از جهان اسلام در قرن چهارم

  2. تشكرها 2

    خراباتي (10-07-1388), رایکا (13-07-1388)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •