*^*خاطرات و حکایتها - جلد ششم*^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^*خاطرات و حکایتها - جلد ششم*^*
صفحه 2 از 13 نخستنخست 12345612 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 124
  1. #11
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد ششم*^*





    اين يك فريب سياسى است ، اگر چه زير نام انجمن اسلامى باشد
    اگر ديديم يك تشكل دانشجويى وجود دارد، ولو اسم دينى بر روى خودش ‍ گذاشته ، اما حركت او در جهت كيفيت بخشيدن به ارزشهاى دين و انقلاب نيست ، مطلقا جزو مخاطبان ما نيست و در اين مجموعه هم جا نمى گيرد؛ ولو اسمش انجمن اسلامى باشد؛ دروغ است ، انجمن اسلامى نيست .
    فلان آقا به عنوان قلمزنى روشنفكرى بر مى دارد فرضا راجع به دموكراسى مطلب مى نويسد و آه و حسرت دموكراسى آمريكايى و غربى را در اين كشور مى كشد! اين يك فريب سياسى و يك غلط فكرى است . حال اگر فرض كنيم كه يك نفر با نام اسلامى زير نام فلان مجموعه اى اسلامى دانشجويى يا غير دانشجويى ، چنين جهتگيرى اى پيدا كرده است اين كه ديگر نمى شود به آن انجمن اسلامى گفت . اين حركت ، حركت غلطى است .
    (10)


    *^*خاطرات و حکایتها - جلد ششم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #12
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد ششم*^*





    سوابق داغى نداشت ، تحت تاثير جو قرار گرفته بود.
    من كسانى را ديده ام كه بر خلاف عقيده شان ، همصدا با بچه هاى دانشجو در دانشگاهها، راءيها و نظراتى داده اند، من يكى از مسؤ ولان دانشگاه ها را - كه مرد مسنى هم بود - ديدم و از كارش تعجب كردم . ديدم او اين قدر نسبت به افراد حاد قضاوت مى كند، كه گويى جوان بيست و دو ساله يى است كه الان به تظاهرات رفته و بر گشته است ! در باره او تحقيق كردم تا ببينم آيا سوابق داغى نداشته ؛ بلكه تحت تاثير جو قرار گرفته است ... چنين مساءله يى را شما مواظب باشيد و مو را از ماست بكشيد. بگذاريد به شما ليبرال بگويند، حجتيه بگويند؛ اشكالى ندارد؛ حق مهمتر از همه است . انسان بايد حق را ملاحظه كند.(11)


    *^*خاطرات و حکایتها - جلد ششم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #13
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد ششم*^*





    طلبكارند كه چرا آنها را به بازى نمى گيريم
    احزاب و گروههاى مبارزى كه سالها مبارزه ى سياسى كرده بودند و عاقبت مبارزه ى سياسى بايد چنين چيزى مى شد، حالا كه آن چيز را به چشم خودشان ديدند، تخطئه كردند و كنار كشيدند بعضى ها گوش خواباندند ببينند چه مى شود؛ بعضيها تخطئه هم كردند. در همان اوقات غوغاى سالهاى 56 و 57، به نظرم در همين دانشگاه تهران يا شايد در دانشگاه كنونى شريف بود كه چند نفر از آقايان روشنفكر سخنرانى كردند؛ روشنفكرانى كه الان از همه زمين و زمان طلبكارند، بعضيهايشان فرارى اند، بعضيهايشان هم كه در ايران هستند، از جناب عالى و بنده و همه اين ملت طلبكارند كه چرا همه آنها را به بازى نمى گيريم ! صريحا گفتند مشت است و درفش . يعنى حرفى را كه ما از پدران پيرمان شنيده ايم و آنها را تخطئه مى كرديم و برايشان استدلال مى آورديم تا ذهن پدر پير و مادر پير را برگردانيم كه نه ، مشت و درفش نيست ، و بعلاوه مشت و درفش مى تواند پيروز بشود، و اگر آن پيرمردان و پيرزنان قبول نمى كردند، رويمان را از آنها بر مى گردانديم و در دوران مبارزه ، بى اعتنا كار خودمان را ادامه مى داديم ، اين حرف را جوانان مدعى ، روشنفكران حرفه اى و قلم به دستان پرگو و ياوه گو صريحا گفتند!(12)


    *^*خاطرات و حکایتها - جلد ششم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #14
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد ششم*^*





    در مقابل امام چه كشورى قرار داشت و امام چگونه آنرا ساخت
    او اين ميدان را طى كرد، تا به منطقه ى نزديك پيروزى - يعنى سال 1375 - رسيد. اما حالا در مقابل حادثه ى عجيبى قرار گرفته است و آن پيروزى ، نهضت اسلامى به پشتيبانى يك ملت با همه ى وجودش است . آن پيروزى ، نه فقط پيروزى بر يك رژيم فاسد و ارتجاعى بود، بلكه آن رژيم فاسد چون از پشتيبانى تقريبا همه ى قدرتهاى استكبارى آن روز برخوردار بود، اين پيروزى ، پيروزى بر همه ى آن قدرتهاى استكبارى به حساب مى آمد. او مى خواهد اين مملكت را با سليقه و نظر و نسخه اسلام اداره كند. در مقابل او چيست ؟ كشورى كه نزديك به دويست سال است از جوانب گوناگون بر آن فشار آورده اند، تا همه خصوصيات ممتاز يك ملت بزرگ را در آن بكوبند و ضعيف و سركوبش كنند. اگر به تاريخ اين دويست سال اخير توجه كنيد عظمت كار امام را بهتر در مى يابيد من تاكيد مى كنم كه جوانان اين مقطع تاريخى را بخوانند. دستگاههاى تبليغى هم حقايقى را كه در اين مدت بر سر اين كشور آمده است ، براى مردم تبيين كنند؛ به نظر من در اين خصوص ‍ كار كمى شده است .
    از اوايل قرن نوزدهم ميلادى كه مامور انگليسى - ((سرجان ملكم )) - از مرز هندوستان وارد ايران شد؛ يعنى از زمان حكومت فتحعلى شاه قاجار كه با هداياى اغوا كننده و گران قيمت براى رجال دربارى و سياستمداران فاسد وارد ايران شدند و استعمار انگليسى و به عبارت ديگر نفوذ ويرانگر انگليس - چون استعمار به معناى متداولش در ايران پيش نيامد؛ اما بدتر از استعمار پيش آمد - حكومتهاى ايرانى را به شدت در مشت گرفتند و هر كار كه خواستند كردند و به وسيله آنها انجام دادند، از آن روز تا روزى كه انقلاب پيروز شد، در حدود صدوهفتاد، هشتاد سال طول كشيده است . در تمام اين مدت همه عوامل قدرت - قدرتهاى بزرگ جهانى ، عوامل قدرت نظامى ، سياسى ، اقتصادى ، فرهنگى ، اخلاقى - كار كرده بودند، براى اين كه اين ملت ريشه دار تاريخى و بافرهنگ شجاع بزرگ را آن چنان ضعيف و خرد و نااميد و ماءيوس كنند كه هيچ خطرى از ناحيه او، قدرتهاى بزرگ را تهديد نكند، امام در مقابل چنين واقعيتى قرار گرفتند. البته از اين صدوهفتاد، هشتاد سال ، عمده ى مدتش دولت انگليس ، از سال 32 به بعد به دولت امريكا، در اواسط هم نفوذ دولت روس و انگليس در ايران بود؛ در دوران قاجاريه يك طور، در دوران رژيم پهلوى به مراتب خطرناك تر و سخت تر.

    *^*خاطرات و حکایتها - جلد ششم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #15
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد ششم*^*





    وابسته و تابع سياسى
    هر كارى كه توانسته بودند، با اين ملت كرده بودند نتيجه اين شد كه در مقابل امام كشورى وجود داشت كه از لحاظ سياسى وابسته و تابع بود. هر كارى كه دولت آمريكا در آن برهه اراده مى كرد در ايران انجام مى شد، هر كارى كه مى خواستند، مى توانستند بكنند؛ در زمينه اقتصادى ، در زمينه نفت ، در زمينه اقتصابات ، در زمينه دولتها - فلان دولت برود، فلان دولت بيايد - در زمينه ارتباطات بين الملل در زمينه عادات و رفتارى كه بر مردم تحميل مى شد، در زمينه ى دانشگاهها؛ بنابراين ، هر كار مى خواستند در ايران بكنند، مى توانستند.
    کنفرانس تهران : روزولت - استالين - چرچيل


    *^*خاطرات و حکایتها - جلد ششم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #16
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد ششم*^*





    مصرف كننده و فقير
    ما كاملا تابع و وابسته شده بوديم . از لحاظ اقتصادى كاملا مصرف كننده و فقير بوديم ؛ همه چيز را بايد وارد مى كرديم من يك وقتى گفتم ، اما بعضى ها باور نمى كردند اما باور كنيد در كشور ما دسته بيل وارد مى كردند؛ سوزن وارد مى كردند؛ انواع و اقسام خوراكى ها را وارد مى كردند؛ انواع و اقسام محصولات صنعتى وارد مى كردند! همه چيز مصرفى بود؛ يعنى اين ملت ، اين استعدادها، اين مغزها و اين جوانان قدرت و يا فرصت اين را نداشتند كه بتوانند بگويند ما به خارج احتياجى نداريم و بخشى از نيازهاى خودشان را خودشان توليد كنند. اگر صنعتى را هم به داخل كشور مى آوردند - مثل صنعت اتومبيل سازى ، يا ذوب آهن و امثال اينها كه به شكل بسيار ناقصى وارد كشور شده بود - سر تا پاى آن صنعت وابستگى بود. وسائل پيشرفته و مدرنى را هم كه مى فروختند - مثل هواپيماهاى جنگى - اجازه تعمير آنها را حتى به داخل نمى دادند؛ تعميرش هم بايد در خارج انجام مى شد، از لحاظ اقتصادى صددرصد وابسته و مصرف كننده ؛ از لحاظ علمى ، تقريبا صفر؛ اين ملت هيچ حرف تازه اى در بازار علم و دانش نوى جهانى نداشت . در دانشگاهها - كه البته از لحاظ كميت بسيار كم بودند؛ كه در آخرين سالهاى رژيم پهلوى در حدود يك دهم وضع فعلى دانشجو در كشور بود - اگر درسى در كلاسى گفته مى شد - در هر زمينه اى ؛ چه علوم انسانى ؛ چه علوم فنى و صنعتى ؛ چه علوم طبيعى - همان حرفهاى ديگران بود؛ نفت را مى بردند، معادن را مى بردند، همه چيز را مى بردند؛ با هر قيمتى كه خودشان مى خواستند از لحاظ اجتماعى و وضعيت فقير و غنى ، كشور به شدت مفلوك بود. هزاران ، بلكه دهها هزار روستا در اين كشور بود كه برق و آب تصفيه شده و امثال اينها را نديده بودند، نه اميدش را داشتند! فقط به تهران و چند شهر بزرگ مى رسيدند؛ آن هم به آن شكلى كه همان روز تهران يكى از كثيف ترين و زشت ترين پايتخت هاى دنيا محسوب مى شد! فقط به خودشان مى رسيدند؛ هر جا خودشان جا پايى داشتند، آن جا فرودگاه هم بود، وسائل راحتى هم بود؛ اما آنجايى كه مربوط به خودشان نبود، بكلى رها شده بود! شكاف طبقاتى در اعلى درجه ى خود بود.



    *^*خاطرات و حکایتها - جلد ششم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #17
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد ششم*^*





    گرفتار انواع و اقسام آسيبهاى اخلاقى
    از لحاظ اخلاقى ، ترويج فساد بود. در دوره پيش از انقلاب - همان سالهاى اوليه دهه چهل و اوايل دهه پنجاه - بارها در سخنرانى هايى كه براى جوانان تشكيل مى شد، از روى شواهد و قرائن مى گفتم اين وضعيتى كه ما از لحاظ بى بند و بارى و بى حجابى و فحشا در كشورمان داريم ، در كشورهاى اروپايى نيست ؛ واقعا هم نبود؛ من اطلاع داشتم . البته در كشورهاى اروپايى ممكن بود فلان مركز فسادى وجود داشته باشد؛ اما عرف زندگى مردم در آن جا - مثلا وضع و پوشش و رفتار زنان - بهتر از آن چيزى بود كه انسان به خصوص در بعضى از شهرهاى ما ملاحظه مى كرد و مى ديد. از لحاظ اخلاقى ، مردم دچار انواع و اقسام آسيبهاى اخلاقى بودند؛ نه فقط اخلاق شهوانى . توسط آنها، ارتباطات مردم ، مراودات مردم ، تكيه و اعتماد مردم ، همه اش آفت زده شده بود؛ اين طورى پيش برده بودند و اداره كرده بودند؛ بحث تعمد بود.
    مردم را بى حال و حوصله و نااميد مى خواستند. اخلاقهاى پيشبرنده ى يك ملت ، اميد و تحرك و جديت است ، ملتى كه نا اميد باشد، ملتى كه از آينده خود مايوس باشد، ملتى كه خود را تحقير كند، پيشرفت نخواهد كرد. هر جنسى كه گفته مى شود در داخل توليد شده است ، خود اين داخلى بودن ، معنايش اين بود كه ارزشى ندارد! خود افراد، تحصيل كرده ها، ديگران ، به هم مى گفتند كه ايرانى يك لولهنگ - آن آفتابه هاى گلى قديمى - را نمى تواند بسازد! يعنى نسل پيشرفته علمى هم نسبت به آينده علمى اين كشور نااميد بود؛ اين ، آن مشكل اخلاقى است .



    *^*خاطرات و حکایتها - جلد ششم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #18
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد ششم*^*





    داراى مرتجع ترين حكومتها
    ما از قافله علم و تمدن دنيا عقب بوديم . از لحاظ نظام حكومتى و حكامى كه بر اين كشور حكومت مى كردند، يكى از مرتجع ترين حكومتها را داشتيم ، سلطنت موروثى بود؛ يك نفر بميرد، مردم مجبور باشند فرزند او را در هر سنى ، با هر شرايطى و با هر خصوصياتى ، به حاكميت مطلق خودشان قبول كنند؛ نه معيارى و نه علمى ، نه تقوايى ، نه عقلى هيچ چيز ملاك نباشد! چنين رژيمى را در ايران و در قانون اساسى اى كه زير چكمه هاى رضاخان و زير برق نگاههاى ماموران رضاخانى در همين تهران تصويب شده بود. ايران در دنيا ذليل شده بود در مجامع جهانى نامى از ايران به عنوان صاحب يك نظر، صاحب يك راى ، صاحب يك شخصيت وجود نداشت . صدقه بگير و محل آزمايش ديگران شده بود! تا ببينند چگونه جواب مى دهند از لحاظ معنوى ، فقير؛ از لحاظ مادى ، فقير؛ از لحاظ سياسى ، فقير، از لحاظ شخصيتى ، فقير! امام در مقابل چنين جامعه و كشورى قرار گرفته بود.
    البته نكته بسيار مهمى در اين جا وجود داشت ، و آن هم اين بود كه ملت ايران ، ملت بزرگ و با استعدادى است . آن حالتى كه به وجود آورده بودند، يك حالت عارضى بود وقتى فرياد امام بلند شد، ملت خود را تكان داد. البته از روزى كه امام شروع كرد تا روزى كه اين اقيانوس عظيم تموج پيدا كرد و به خروش افتاد، پانزده سال طول كشيد - پانزده سال پر رنج - اما ملت ، ملتى اصيل ، ريشه دار، با استعداد، با فرهنگ ، با غيرت و با دين بود و توانست خود را از آن حالت تخديرى و خواب آلودگى نجات بدهد و بلند شود؛ توانست شخصيت خود را در دوران مبارزه - بخصوص در يكى دو سال اخير - نشان بدهد، اين ، آن نقطه ى قوت بود؛ اما آن واقعيت ها كه در طول سالهاى متمادى بر اين كشور تحميل شده بود و آثارش را در زندگى گذاشته بود، در مقابل امام بود.


    *^*خاطرات و حکایتها - جلد ششم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #19
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد ششم*^*





    امام براى ساختن اين جامعه ، چه كرد؟
    حالا امام مى خواهد اين جامعه را به شكل مطلوب و آرمانى بسازد؛ چه كار بايد بكند؟ ببينيد چه قدر اين مهم است ؛ شوخى نيست . مثلا شما به نقطه اى رفته ايد كه مصالح هست ، امكانات هست ، فضا هست ، اما ساختمان ويرانه و درهم ريخته است ؛ مى خواهيد از اين مصالح و از اين فضا يك بناى شامخ و با عظمت و ماندگار درست كنيد؛ هر مهندسى نمى تواند اين كار را انجام دهد امام به اين ملت و به اين كشور و به اين صحنه و به اين مصالح نگاه كرد. او اسلام را مى شناخت ، آرمانهاى اسلامى و احكام اسلامى را هم مى دانست و مى خواست با مصالح اسلامى و به دست اين مردم بناى شامخ يك حكومت عظيم اسلامى ، مستقل ، سربلند، خوشبخت كننده ، پيشرونده و جبران كننده ضعفهاى گذشته را به وجود آورد در اين مردم چه چيز را بايد بيش از همه چيز دنبال بكند؟ اولويت چيست ؟
    امام اولويت ها را تشخيص داد و انتخاب و دنبال كرد به نظر من اين اولويت ها در درجه اول دو چيز بود. ما كه از روزهاى اول خيلى از فرمايشها و افكار و قضاوتها و نحوه برخورد امام با قضايا را از نزديك شاهد بوديم ، مى توانستيم درست بفهميم . امروز شما هم اگر به بيانات امام نگاه كنيد رفتار امام را مى بينيد و آنچه را كه از امام مى دانيد، جلويتان بگذاريد، همين دو چيز را به طور برجسته مشاهده مى كنيد:



    *^*خاطرات و حکایتها - جلد ششم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #20
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*خاطرات و حکایتها - جلد ششم*^*





    احياى روح خودباورى و استقلال در مردم
    اول ، احياى روح خود باورى و استقلال در مردم در طول ساليان دراز به مردم تفهيم شده بود كه شما نمى توانيد. هرچه افراد از همه ى طبقات - روحانى ، غير روحانى ، دانشگاهى ، عالم ، جاهل - مى گفتند، پاسخ مى دادند كه نمى شود و فايده يى ندارد. اين روحيه بايد عوض مى شد. اين گونه خلقيات اجتماعى ، مثل خلقيات فردى نيست . خلقيات فردى هم به آسانى عوض نمى شود اما خلقيات اجتماعى خيلى دشوارتراست . امام بايد اين را به روح خودباورى و اتكا به نفس و مشى مستقل تبديل مى كرد. براى خاطر اين خصوصيات امام بايد هيچ گونه دخالت و نفوذى را غير از ملت بر اين ملت تحمل نكند، و نكرد. اين كه مى بينيد امام اينگونه در مقابل امريكا و در مقابل شوروى آن روز مى ايستاد؛ به خاطر اين بود. امريكاييها بيست و پنج سال تمام ، سرشان را پايين انداخته بودند و به اين جا آمده بودند سفره ى گسترده يى بود كه اينها و يك مشت مزدور هر كار خواسته بودند، كرده بودند؛ تا ماههاى اول انقلاب هم هنوز قطع اميد نكرده بودند! من قضايايى را در ذهن دارم كه حالا وقت نيست آنها را بگويم . امام ، بكل نوك همه ى اين پرمدعاها را چيد. اگر اندك غفلتى از امام سر مى زد از طريق مختلف و از پنجره هاى متعدد، همان كسانى كه از در بيرون شده بودند، دوباره وارد مى شدند. امام قرص و محكم جلوى نفوذ و تسلط بيگانه را به هر كيفيتى بست و ايستاد؛ اين اولين نقطه بود.


    *^*خاطرات و حکایتها - جلد ششم*^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 2 از 13 نخستنخست 12345612 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •