سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: |*|جوانان شیفته فرمان امام صادق(علیه‎السلام)|*|

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    12,740
    تشکر
    34,808
    مورد تشکر
    35,578 در 11,356
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    parbane |*|جوانان شیفته فرمان امام صادق(علیه‎السلام)|*|



    جوانان شیفته فرمان امام صادق(علیه‎السلام)




    مفضل بن عمرو نماینده امام صادق(علیه‎السلام) در شهر كوفه بود. او از طرف امام موظف بود به مشكلات دینی، مالی و اجتماعی مردم كوفه رسیدگی كند و در این رابطه با جوانان شهر ارتباط صمیمانه و مستحكمی برقرار كرده بود، برای همین عده‏ای این دوستی را نتواستند تحمل كنند، ناچار به شایعه و افتراء روی آوردند و مفضل و یارانش را به شرابخواری، ترك نماز، كبوتربازی و حتی به سرقت و راهزنی متهم كردند.
    این گروه، كه ابوالخطاب معزول و طرفدارانش از فعالان آن شمرده می‏شدند، شایع كردند كه مفضل افراد بی مبالات و لاابالی را پیرامونش گرد آورده است. وقتی این شایعات به اوج رسید، گروهی از مومنان و مقدسان كوفه به محضر امام صادق(‏علیه‎السلام) چنین نوشتند: «مفضل با افراد رذل و شرابخوار و كبوترباز همنشین است، شایسته است دستور دهید این افراد را از خود دور سازد.»
    امام صادق(علیه‎السلام) بدون این كه با آنان در این باره سخن بگوید، نامه‏ای برای مفضل نوشته، مُهر كرد و به آنان سپرد تا به مفضل برسانند. حضرت تصریح كرد كه نامه را خودشان شخصا به مفضل تحویل دهند.
    آنان به كوفه برگشتند و دسته جمعی به خانه مفضل رفتند و نامه امام صادق(علیه‎السلام) را به دست مفضل دادند. وی نامه را گشود و متن آن را قرائت كرد. امام‏ به مفضل دستور داده بود كه: چیزهایی بخرد و به محضر امام ارسال كند. در این نامه اصلا اشاره‏ای به شایعات نشده بود.
    مفضل نامه را خواند و آن را به دست همه حاضران داد تا بخوانند. سپس از آنان پرسید: اكنون چه باید كرد؟ گفتند: این اشیاء خیلی هزینه دارد. باید بنشینیم، تبادل نظر كنیم و از شیعیان یاری جوییم. در واقع هدفشان این بود كه فعلا خانه مفضل را ترك كنند. مفضل گفت: تقاضا می‏كنم برای صرف غذا در اینجا بمانید. آنان به انتظار غذا نشستند.
    مفضل افرادی را به سراغ همان جوانانی كه از آنها بدگویی شده و به كارهای ناروا متهم شده بودند فرستاد و آنان را احضار كرد. وقتی نزد مفضل آمدند، نامه حضرت صادق(‏علیه‎السلام) را برای آنان خواند. آنان، با شنیدن كلام امام صادق(‏علیه‎السلام) برای انجام فرمان حضرت از خانه خارج شدند و پس از مدت كوتاهی بازگشتند. هر كدام به اندازه وسع خویش روی هم نهاده و در مجموع دو هزار دینار و ده هزار درهم در برابر مفضل نهادند.
    آنگاه مفضل به شكایت كنندگان كه هنوز از صرف غذا فارغ نشده بودند نگریست و گفت: شما می‏گویید این جوانان را از خودم برانم و گمان می‏كنید خدا به نماز و روزه شما نیازمند است؟!


    برگرفته از معجم رجال الحدیث، ج 19، ص 325.
    گروه دین و اندیشه تبیان، مهری هدهدی











    امضاء





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  2. تشكر

    صافات (17-06-1391)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی