سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 32

موضوع: از غسالخانه تا قبرستان -عکس

  1. Top | #21

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    مهر 1388
    شماره عضویت
    160
    نوشته
    1,009
    تشکر
    700
    مورد تشکر
    2,232 در 814
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    مصاحبه با یک غسال

    مرگ و زندگي هيچ نيست، در يک غسال خانه، دنياي اين طرف و آن طرف فقط يك درب فلزي با شيشه مشجر به ضخامت 2 سانتي‌متر فاصله دارد.
    دنياي اين سو دلگير همراه با شيون و زاري بازماندگان براي وداع آخر است و دنياي آن سو آغازي دوباره براي زندگي...
    به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) - منطقه خراسان، يك سو بوي بي تابي و آشفتگي مي دهد و سوي ديگر بوي كافور و آرامش از اين طرف صداي ناله و شيون می‌آید و از دیگرسو صوت قرآن و پرسش هايي از معاد و توحيد به گوش می‌رسد.
    غسالخانه بهشت بقيع کاشمر نقطه پايان تلاقي بازماندگان داغدار رفتگان است.
    در اين ميان افرادي هستند كه جسدهاي بي روح را مهياي سفر آخرت مي كنند؛ همان هايي كه سال هاي طولاني از عمرشان را همنشين لحظات اول مرگ افراد، اموات اند.
    ولي االله نجاتي پور مرده شور کاشمري در زمره نجيب ترين افراد اين شهر است که با شغل مرده شوري امرار معاش مي کند.
    وي که هم‌کنون 61 سال سن دارد و به عنوان تنها غسال شهر، مي گويد: متولد روستاي قوژد است و 25 سال قبل، به کار قالي بافي و قرائت قرآن در روستا مشغول بوده است.
    ***چه شد مرده شور شدی؟
    در صورت او آرامشي از جنس زندگي است و به نظر مي رسد تلخ و شيرين روزگار را خوب چشيده باشد، وقتي از او مي پرسم چه شد مرده شور شدي،گفت: يکي از دوستانم در سانحه تصادف جان خود را از دست داده وقتي براي غسل ميت او را به غسالخانه آورديم و با برخورد بد غسال با جسد بي جان دوستم مواجه شدم و حتي برخورد لفظي هم با او داشتم، پس از اين اتفاق تصميم گرفتم کار غسالي را انجام دهم.
    نجاتي پور که غسالي را از روستاي خود شروع کرده و در روستا در کنار غسالي به قرائت قرآن جهت اموات اقدام مي کرد، تصريح کرد: به دعوت شهرداري، 13 سال قبل براي کار غسالي به بهشت بقيع آمدم و تاکنون در اينجا مشغول به کار هستم.
    ***شست و شوی 21 مرده در یک شب!
    اين غسال با بيان اينکه در کارنامه خود در زمان حضور اشرار در منطقه، يک شب به تنهايي غسل و شستشوي 21 نفر را انجام داده است و در اين زمينه رکوردار است، خاطر نشان کرد: فرد غسال بايد يک فرد تميز و متعهد باشد تا مردم در صورت نياز، به گرفتاري و مشکل نيافتند.
    نجاتي پور که با تعهد در کارش، ترک شهر حتي براي چند روز، مسافرت مشهد، مکه و کربلا و همچنين استفاده از تعطيلات را برخود حرام کرده تا مردم درصورت نياز به مشکل بر نخورند.
    وي افزود: با علاقه اي که به اين کار دارم هيچ گاه با مخالفت همسر و فرزندانم مواجه نشده ام و هم اکنون در صورت نياز يک دختر و يک پسرم با من همکاري مي کنند.
    ***غسل میت مثل نماز واجب است
    نجاتي پور با بيان اينکه واجب است ميت مسلمان را سه غسل بدهند اولي با آبي که با سدر مخلوط باشد، دوم با آبي که با کافور مخلوط باشد و سوم با آب تنها، تصريح کرد: غسل ميت مثل نماز واجب است و با انجام آن دِين از گردن انسان بيرون مي رود.
    وي با بيان اينکه گاهي شب ها پس از غسل اموات براي آنها قرآن مي خوانم و در کنار آنها به خواب مي روم، بيان کرد: از مردن در کنار اموات هيچ گونه ترسي به خود راه نمي دهم.
    ***مرده شوری منفور ترین کار در بین مردم
    وي درادامه باتوجه به اينکه مرده شوري در بين مردم منفور ترين کار قلمداد مي شود، تصريح کرد: تاکنون در بيش از 20 سال کار مرده شوري جز احترام از مردم چيزي نديده‌ام.
    نجاتي پور با بيان اينکه از 6 سالگي مشغول به کار بوده و هيچ گاه غم دنيا را نخورده است و توانسته از زندگي خود به بهترين نحو لذت ببرد و فرزندانش نيز به وضعيت موجود عادت کرده اند.
    وي کار در اين حرفه را به نترسي و علاقه اش مرتبط دانست و افزود: اگرچه بنا به اعتقادات، مردم به شستن هفت ميت سفارش شده اند ولي کمتر آدمي اين کار را انجام مي دهد.
    نجاتي پور درادامه گفت: هم اکنون جواناني هستند که به من کمک مي کنند و برخي فوت و فن هاي مرده شوري را ياد مي گيرند تا بتوانند به روستاييان خدمتي کنند.
    وي با بيان اينکه در نگاه مردم، اين کار مورد پسند نيست، تصريح کرد: اگرچه غسالخانه غم انگيز است و جز گريه و زاري در آن چيزي نيست ولي مي دانم که خدا دوستم داشته تا بتوانم با اين کار به مردم خدمت کنم.
    نجاتي پور ابراز اميدواري مي کند در اين اندک عمر باقي مانده بازهم به خوبي به مردم خدمت کنم و رضايت آنها را توشه آخرت خود داشته باشم.
    ***تلخ‌ترین خاطره‌ام شستن پیکر نوه‌ام است
    وي در صورت نياز روستاها، براي شستن اموات، اقدام مي کند به تلخ ترين باري که مشغول کار بوده اشاره کرد و گفت: شستن جسد نوه ام و غسل دادنش که در سانحه‌اي در مشهد فوت کرده بود، بر من سخت تمام شد.
    نجاتي پور از زندگي‌هاي امروز که گرفتار تجملات شده گله کرد و بيان کرد: هم اکنون جوانان نه تنها به فکر فرداي آخرت خود نيستند بلکه به فکر آينده ي دنيا خود هم نيستند و جز باري بر دوش پدر مادر خدمت ديگري به آنها نمي رسانند.
    وي که با شهامت و با اعتقاد به قيامت به «مرده شوري» ادامه مي دهد.
    نجاتي پور ابراز کرد: براي اطمينان خاطر، قبري را درروستاي محل تولدم آماده کرده‌ام تا به هنگام فوت مرا، آنجا به خاک بسپارند.
    اين مرده شور کاشمر با انتقاد از شهرداري، بيان کرد: اين کار را به خاطر تحت پوشش بيمه قرار گرفتن از سوي شهرداري قبول کردم اما در اين 13 سال فقط 3 سال براي من بيمه رد شده و سهل انگاري عده اي موجب شده از حق و حقوق دوران بازنشستگي که مي بايست در دوران پيري و بيماري برخوردار شوم محروم باشم.
    امضاء
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی

  2. تشكرها 13


  3. Top | #22

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    مهر 1388
    شماره عضویت
    160
    نوشته
    1,009
    تشکر
    700
    مورد تشکر
    2,232 در 814
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    یک روز یک غسال

    زندگی یک غسال می تواند انقدر پاک و بی الایش باشد که حتی به مرگ هم طعنه بزند. اقای ' حسین مردانه ' ده سال است که به شغل غسالی یا همان مرده شوری در قبرستان بهشت رضای مشهد مشغول است. او قبلا کشاورز بوده ولی به دلیل بیماری تالاسمی دخترش مجبور به هاجرت به حاشیه مشهد شده و از همان زمان وارد این کار شده است. او دارای 2 دختر و 2 پسر است که یکی از دخترانش را به دلیل بیماری 3 سال پیش از دست داده. بزرگ ترین ارزوی اقای مردانه امرزیده شدن قبل از مردن است.

    امضاء
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


  4. Top | #23

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    مهر 1388
    شماره عضویت
    160
    نوشته
    1,009
    تشکر
    700
    مورد تشکر
    2,232 در 814
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    تصاویر واقعی از آخر دنیا

    قبرستان بهشت رضا(ع) در مشهد مقدس















































    امضاء
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


  5. Top | #24

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    مهر 1388
    شماره عضویت
    160
    نوشته
    1,009
    تشکر
    700
    مورد تشکر
    2,232 در 814
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    امضاء
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


  6. Top | #25

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    مهر 1388
    شماره عضویت
    160
    نوشته
    1,009
    تشکر
    700
    مورد تشکر
    2,232 در 814
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    «کل نفس ذائقه الموت ثم الینا ترجعون» ملک الموت در همین نزدیکی هاست؛ به حسابمان برسیم پیش از آنکه به حسابمان برسند ...


    امضاء
    اللهم ارزقنا حلاوت ذکرک و لقائک و الحضور عندک
    بمعرفة حججک سیما معرفة حجتک حجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه
    و معرفة اولیائک سیما معرفة ولیک نجم الدّین

    حسن حسن زاده آملی


  7. Top | #26

    عنوان کاربر
    عضو خودماني
    تاریخ عضویت
    مهر 1391
    شماره عضویت
    3886
    نوشته
    1,137
    تشکر
    10,151
    مورد تشکر
    8,197 در 1,452
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ.....





    تولد انسان روشن شدن کبریتیست


    و مرگش خاموشی آن

    بنگر در این فاصله چه کردی !؟


    گرمابخشیدی؟!

    امضاء


  8. Top | #27

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    12,740
    تشکر
    34,808
    مورد تشکر
    35,578 در 11,356
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض

    عاقبت پر میشود این حفره ها ...

    از من و تو، از من و ما ، از شما ...




    امضاء





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....



  9. Top | #28

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن دفاع مقدس
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    143
    نوشته
    18,953
    صلوات
    4413
    دلنوشته
    5
    اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍاَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّک
    تشکر
    41,292
    مورد تشکر
    48,533 در 15,350
    وبلاگ
    15
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    آخر دنیا








  10. Top | #29

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    284
    نوشته
    12,740
    تشکر
    34,808
    مورد تشکر
    35,578 در 11,356
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    امضاء





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....



  11. Top | #30

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    آبان 1391
    شماره عضویت
    4286
    نوشته
    743
    تشکر
    6,891
    مورد تشکر
    5,390 در 935
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض


    خواب دیدم خواب اینکه مرده ام


    خواب دیدم خسته و افسرده ام



    روی من خروارها از خاک بود



    وای قبر من چه وحشتناک بود



    تا میان گور رفتم دل گرفت



    قبر کن سنگ لحد را گل گرفت



    ناله می کردم ولیکن بی جواب



    تشنه بودم تشنه یک جرعه آب



    بالش زیر سرم از سنگ بود



    غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود



    خسته بودم هیچ کس یارم نشد



    زان میان یک تن خریدارم نشد



    هرکه آمد پیش حرفی راند و رفت



    سوره حمدی برایم خواند و رفت



    نه شفیقی نه رفیقی نه کسی



    ترس بود و وحشت و دلواپسی



    آمدند از راه نزدم دو ملک



    تیره شد در پیش چشمانم فلک



    یک ملک گفتا بگو نام تو چیست



    آن یکی فریاد زد رب تو کیست



    ای گنهکار سیه دل بسته پر



    نام اربابان خود یک یک ببر



    در میان عمر خود کن جستجو




    کارهای نیک و زشتت را بگو


    ما که ماموران حق داوریم


    نک تو را سوی جهنم می بریم




    دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود



    دست و پایم بسته در زنجیر بود



    نا امید از هر کجا و دلفکار



    می کشیدندم به خفت سوی نار



    ناگهان الطاف حق آغاز شد



    از جنان درهای رحمت باز شد




    مردی آمد از تبار آسمان



    نور پیشانیش فوق کهکشان



    چشمهایش زندگانی می سرود



    درد را از قلب آدم می زدود



    گیسوانش شط پر جوش و خروش



    در رکابش قدسیان حلقه بگوش



    صورتش خورشید بود و غرق نور



    جام چشمانش پر از شرب طهور



    لب که نه سرچشمه آب حیات



    بین دستش کائنات و ممکنات



    خاک پایش حسرت عرش برین



    طره یی از گیسویش حبل المتین



    بر سرش دستار سبزی بسته بود




    بر دلم مهرش عجب بنشسته بود




    در قدوم آن نگار مه جبین




    از جلال حضرت عشق آفرین




    دو ملک سر را به زیر انداختند



    بال خود را فرش راهش ساختند



    غرق حیرت داشتند این زمزمه




    آمده اینجا
    حسینفاطمه

    صاحب روز قیامت آمده



    گویی بهر شفاعت آمده




    سوی من آمد مرا شرمنده کرد




    مهربانانه به رویم خنده کرد




    گفت آزادش کنید این بنده را





    خانه آبادش کنید این بنده را




    اینکه اینجا این چنین تنها شده




    کام او با تربت من وا شده




    مادرش او را به عشقم زاده است




    گریه کرده بعد شیرش داده است





    بارها بر من محبت کرده است




    سینه اش را وقف هیئت کرده است




    اینکه می بینید در شور است و شین


    ذکر لالائیش بوده یا حسین(ع)



    دیگران غرق خوشی و هلهله



    دیدم او را غرق شور و هروله




    با ادب در مجلس ما می نشست




    او به عشق من سر خود را شکست



    چای ریز مجلس ما بوده است



    خویش را در سوز عشقم آب کرد



    عکس من را بر دل خودقاب کرد



    اسم من راز و نیازش بوده است



    خاک من مهر نمازش بوده است




    پرچم من را بدوشش می کشید



    پا برهنه در عزایم می دوید



    اقتدا به خواهرم زینب نمود



    گاه میشد صورتش بهرم کبود



    بارها لعن امیه کرده است




    خویش را نذر رقیه کرده است



    تا که دنیا بوده از من دم زده



    او غذای روضه ام را هم زده



    اینکه در پیش شما گردیده بد



    جسم و جانش بوی روضه می دهد


    حرمت من را به دنیا پاس داشت



    ارتباطی تنگ با عباس داشت



    نذر عباسم به تن کرده کفن


    روز تاسوعا شده سقای من



    گریه کرده چون برای اکبرم



    با خود او را نزد زهرا می برم



    هرچه باشد او برایم بنده است



    او بسوزد صاحبش شرمنده است


    در قیامتعطر و بویش میدهم



    پیش مردم آبرویش میدهم



    باز بالاتر به روز سرنوشت




    میشود همسایه من در بهشت



    آری آری هرکه پا بست من است



    نامه ی اعمال او دست من است
    امضاء


صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی