موزو انشا : عزدواج سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
موزو انشا : عزدواج
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    عضو آشنا
    ezdevaj آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1389
    نوشته : 26      تشکر : 4
    32 در 16 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ezdevaj آنلاین نیست.

    koodak موزو انشا : عزدواج




    هر وقت من يک کار خوب مي کنم مامانم به منمي گويد بزرگ که شدي برايت يک زن خوب مي گيرم.تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام ومامانم قول پنج تايش را به من داده است.حتمن ناسرادين شاه خيلي کارهاي خوب ميکرده که مامانش به اندازه استاديومآزادي برايش زن گرفته بود. ولي من مؤتقدمکه اصولن انسان بايد زن بگيرد تا آدم بشود ، چون بابايمان هميشه مي گويد مشکلاتانسان را آدم مي کند.در عزدواج تواهم خيلي مهم است يعني دو طرفبايد به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خيلي به هم مي خوريم. از لهازفکري هم دو طرف بايد به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به منبخورد ولي مامانم مي گويد اين ساناز از تو بيشتر هاليش مي شود.در عزدواج سن و سال اصلن مهم نيست چهبسيار آدم هاي بزرگي بوده اند که کارشان به تلاغ کشيده شده و چه بسيارآدمهاي کوچکي که نکشيده شده. مهم اشقاست!اگر اشق باشد ديگر کسي از شوهرش سکه نميخواهد و دايي مختار هم از زندان در مي آيد.من تا حالا کلي سکه جم کرده ام و مي خواهمهمان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زنداننروم.مهريه وشير بلال هيچ کس را خوشبخت نميکند.همين خرج هاي ازافي باعث مي شود که زندگيسخت بشود و سر خرج عروسي دايي مختار با پدر خانومش حرفش بشود.دايي مختار مي گفت پدر خانومش چتر بازبود.خوب شايد حقوق چتر بازي خيلي کم بودهکه نتوانسته خرج عروسي را بدهد. البته منو ساناز تفافق کرده ايم که بجاي شام عروسي چيپس و خلالي نمکي بدهيم. هم ارزان تراست ، هم خوشمزه تراست تازه وقتي مي خوري خش خش هم مي کند!اگر آدم زن خانه دار بگيرد خيلي بهتر استو گرنه آدم مجبور مي شود خودش خانه بگيرد. زن دايي مختار هم خانه دار نبود و داييمختار مجبور شد يک زير زميني بگيرد. مي گفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اندپايين! اما خانوم دايي مختار هم مي خواست برود بالا! حتمن از زير زميني مي ترسيد . ساناز هم از زير زميني مي ترسد براي همين هم برايش توي باغچه يک خانهدرختيدرست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد ودستش شکست. از آن موقه خاله با من قهر است.قهر بهتر از دعواست.آدم وقتي قهر مي کندبعد آشتي مي کند ولي اگر دعوا کند بعد کتک کاري مي کند بعد خانومش مي رود دادگاهشکايت مي کند بعد مي آيند دايي مختار را مي برند زندان!البته زندان آدم را مرد مي کند.عزدواج همآدم را مرد مي کند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خيلي بهتر است!اين بود انشايمن
    موزو انشا : عزدواج
    اللَّهُمَّ صَلِّ علی فاطمه وَ ابیها وَ بَعْلِهَا وَ بنیها وَ سرالمستودع فیها بِعَدَدِ مااحاط بِهِ علمک

  2. تشكرها 3

    parsa (20-06-1389), فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (20-06-1389), نرگس منتظر (21-06-1389)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •