زبده القصص سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
زبده القصص
صفحه 9 از 12 نخستنخست ... 56789101112 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 81 تا 90 , از مجموع 113
  1. #81
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زبده القصص




    آتش دنيا كجا و آتش آخرت كجا

    رسول خدا (ص) فرمود: اگر كافر را از آتش جهنم بيرون بياورند در تنور آتش دنيا قرار دهند خواب راحتى مى رود.
    در دوزخ چه آتشى است كه آتشهاى اينجا نسبت آن براى جهنميان آسايش گاه است عين حق است لذا در قرآن مى فرمايد نارٌ حامِيَة آتش گرم چون آتش دنيا نسبت بآن سرد است . در همين دنيا آتش مراتب دارد آتش اكسيژن است و سوزش قيراب ، بيا بالاتر صاعقه اين چه آتشى است ؟ ندانم وقتى مى زند كوه را متلاشى مى كند.
    نديده ايد در مسافرتهايتان درخت قوى سبز را آتشش مى زند. بالاتر برايتان بگويم مى خورد بدريا از آب مى رود پائين ماهى زير دريا را بريان مى كند خدايا اين چه حرارتى است كه آب دريا هم خاموشش نمى كند.
    جهنم هم آتشى است كه هيچ چيز حتى آب هفت دريا هم آنرا خاموشش نمى كند ولى يك قطره آب سراغ دارم كه خاموشش مى كند در دسترس هم هست قدر بدانيد، يك قطره آب است كه خرمنها آتش را خاموش مى كند، آن اشك چشم است اگر مومن حالى پيدا كند از عذاب خدا ترسناك بشود، ترس دلش را بدرد آورد، چشمش را گريان كند، درياهاى آتش جهنم را خاموش مى نمايد. روايت در اين مقام زياد است .
    گريه بر هر درد بى درمان دواست
    چشم گريان چشمه فيض خداست
    هركجا آب روان سبزى بود
    هركجا اشك روان رحمت بود
    زبده القصص
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  2. #82
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زبده القصص




    نگاه به آقايت على كن

    اى شيعيان على ! برايتان مثال بزنم ، بچّه دو سه ساله نمى فهمد مار چيست خودش بى خبر است دست در دهن مار مى كند با مار بازى مى كند حق هم دارد چون نمى شناسد و نمى داند مار چيست .
    چه سم كشنده اى دارد اما همين بچه اگر همراه پدرش باشد مارى بيايد مى بيند تا مار آمد پدر فرار كرد وسائل دفاع تهيه ديد بچه بتقليد پدر فرار مى كند پيش از اينكه وضع پدر را ببيند دست در دهن مار مى كرد ولى وقتيكه ديد پدر مى ترسد مى فهمد مار خطر ناكست كه پدر اينطور مى ترسد.
    اى بچه هاى على اى فرزندان على من و تو از جهنم خبر نداريم واقعا چه مى دانيم اسم جهنم مى برند اسم عذاب آخرت مى برند من و تو هم مى شنويم بخيالمان قصر است .
    اما نگاه به آقايت على كه مى كنى مى بينى على مى ترسيده غش مى كرده پس قيامت چه روز بزرگى است على با آن عظمتش على با آن علوش ‍ مى گويد. مى ترسد مى گويد خدا يا فردا چه كنم مناجاتهاى سحر على (ع) را در راديو مى خواند، بخوان و گوش بگير ببين آقايت چطور مى ترسد چطور با خداى خود مناجاتها مى كند.
    خدايا اگر چندى هوس رانى كردم از تو غافل شدم سر و كارم را بتو نينداختم اطراف هوى و هوس بودم حالا پشيمانم شما هم همراه پدر روحانيتان على (ع) بيائيد اى فرزندان على مى بينيد پدرتان سوز گدازى دارد بدان خبرهائى است تو هم سوز و گدازى داشته باش .
    على (ع) كه گناهى نداشته اينطور ضجه و ناله ها دارد على (ع) با اينهمه مناجاتها باز مى گويد خدايا گناهانم پر شده دلم را گرفته سخت شده سرتاپايم گناه گرفته است اگر گناهان من زياد است عفو تو بزرگتر است من كى و چى هستم ؟ در برابر عفو و كرم تو.
    على (ع) دارد يادت مى دهد كه چطور بندگى و تضرّع داشته باشى تو هم زرنگ باش مثل على (ع) ناله كن ، ضجّه بزن ، بگو خدا، و هرچه آقا مى فرمايد ياد بگيريد به دردت مى خورد. اى شيعه على با على ع زمزمه كن . خدا خدا كن .
    مدتى بيحرمتى بسيار شد
    اين زمان از خواب دل بيدار شد
    محو كن بى حرمتى هاى مرا
    عفو كن دون همتيهاى مرا
    اى عطا از تو خطا بر ما مگير
    اى وفا از تو جفا برما مگير
    آيد از ما آنچه آيد از لئيم
    تو بكن نيز آنچه آيد از كريم
    يا كريم يا رحيم ، خداى على آنچه را كه از اول عمر تا الان هر چه از زبان و چشم و گوش و اعضاء و جوارح بر خلاف رضاى تو از ما سرزده خدايا امروز همه را بعلى ببخش تو گذشته هاى ما را ببخش ما هم امروز در اين مجلس كه بنام على (ع) است عهد مى كنيم ديگر گناه نكنيم هر چند بايد كمكمان كنى .
    زبده القصص
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  3. تشكر

    محب الحسین (25-06-1389)

  4. #83
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زبده القصص




    صداى مردگان

    در معانى الاخبار دارد كه رسول خدا (ص) فرمود: پيش از بعثت ، گوسفندهاى عمويم ابوطالب را مى چرانيدم ، گاه مى ديدم گوسفندان بدون اينكه حادثه اى پيش آمده باشد جستن مى كردند، و قفه پيدا مى كردند. يك دفعه خوراكى را رها مى كردند.
    فرمود: از جبرئيل پرسيدم سببش چيست ؟ جبرئيل (ع) گفت : هر گاه صداى ناله ميّتى در عالم برزخ بلند مى شود غير از جن و بشر همه مى شنوند اين حيوانات از صداى ناله مردگان متوحّش مى شوند، خداى عالم بحكمت بالغه اش اين صداى اموات را از زنده ها نهان داشت تا عيش ‍ آنها منغّص نگردد
    زبده القصص
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  5. تشكر

    محب الحسین (25-06-1389)

  6. #84
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زبده القصص




    ابتداى رؤ ياء

    در اصول كافى است كه رؤ ياءِ خواب ديدن در بشر از ابتداى خلقت نبوده خواب ديدن نه خواب رفتن تا اينكه پيغمبرى كه مبعوث برامتش بود، هر چه بآنان راجع به برزخ ، سؤ ال و جواب قبر، عذاب و ثواب مى گفت نمى پذيرفتند مى گفتند مرده سؤ ال و جوابش چيست ؟ خاك مى شود از بين مى رود.
    خداى تعالى بهمه اين امت خواب ديدن داد هر كدام خواب مخصوصى ديدند، خوابهاى مختلف و بيسابقه . بيكديگر كه مى رسيدند مى گفتند من ديشب در خواب چيزهائى ديدم وقتى بيدار شدم هيچ چيز نبود. ديگرى مى گفت من بالاترش را ديده ام بيدار شدم هيچ چيز نبود.
    به پيغمبرشان گفتند: پيغمبرشان فرمود: خداى جلّ جلاله خواست بشما بفهماند كه آدمى بعد از مرگش ممكن است در ثواب باشد ولى اين بدنش زير خاك و در خواب طولانى باشد، يا خداى نكرده ناله ها و فريادهائى داشته باشد.
    گاه مى شود آدمى خوابهاى وحشتناكى ديده است . ناله ها كرده ولى كسى كه پهلويش بوده نشنيده يا از خوشى آنقدر خنده كرده كه اگر بيدار بود، تا مسافتى صداى خنده اش مى رفت ولى آنكه پهلويش بوده نفهميده است ، سر قبر پدرت كه مى روى چيزى نمى شنوى اما خدا داند كه آن بيچاره الان در چه ناله هائى است يا انشاءاللّه در چه بهجتها و چه سرورهاى بهجت انگيزى است . اگر آدمى صداى ناله بستگانش را بشنود، ديگر نمى تواند زندگى كند از حكمت الهى آنستكه كسى از وضع اموات خبر نداشته باشد الا ن خدا داند كه اموات چه ناله ها، چه ضجّه ها، چه التماسها به همه شما دارند. براى شب هاى ليلة القدر التماس دعاهائى دارند نه مثل التماس دعاهاى ما با يكديگر اينها تعارف است التماس دعاى ميت گدائى و تضرع است

    كه اعلام خواب ديدنها يك حكمتش اينست كه آدمى از حيات بعد از مرگ سر در آورد كه از گزارشات بعد از مرگ نمونه اى در خواب مى بيند.
    زبده القصص
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  7. تشكر

    محب الحسین (25-06-1389)

  8. #85
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زبده القصص




    دست به دعا

    در اصول كافى است امام صادق (ع) مى فرمايد: دستتان را براى دعا كه بلند كرديد. وقتى بر مى گردانيد بر صورت و سينه هايتان بكشيد. چرا؟ زيرا كه خدا حياء مى كند دستى را كه بسوى او دراز شده ، خالى برگداند و يا رد كند.
    تو دستت را دراز مى كنى مى گوئى بده آيا او عطا نمى كند؟ مگر طلب جدى نباشد ولى اگر از روى نياز و بيچارگى و درماندگى دستت را دراز كردى محال است دستت را نگيرند محال است دستت را خالى برگردانند. يقين بدان با دست پر برمى گردى .
    تو مگر ما را بآن شه راه نيست
    با كريمان كارها دشوار نيست
    سليمان با چنان حشمت
    نظرها بود با مورش
    اگر گنهكارى رو بسوى خدا بياورد خدا محرومش نمى كند دستى كه بسوى او دراز شود خالى بر نمى گردد.
    زبده القصص
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  9. تشكر

    محب الحسین (25-06-1389)

  10. #86
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زبده القصص




    چرا غيبت از زنا بدتر است

    از رسول خدا (ص) پرسيدند: چرا غيبت اشد و بدتر از زنا است ؟ فرمود: لِاَنَّ الرَّجُلَ يَزْنى وَ يَتُوبُ ثُمَّ يَتُوبُ اللّهَ عَلَيْهِ وَ الْمُغْتابُ يَتُوبُ وَ لايَغُفُرُاللّهَ لَهُ حَتَّى يَغْفِرَلَهُ صاحِبَهُ كسيكه زنا مى كند بعد از زنا اگر واقعا پشيمان شد و توبه كرد، خدا او را مى آمرزد. اما اگر كسى غيبت كرد، بعد از غيبت هر چه بگويد الهى العفو تا طرف را راضى نكند آمرزيده نمى شود لذا بدتر از زنا است چون دو طرفى است زنا فقط طرفت خداست غيبت هم خدا هم آن بيچاره غيبت كرده شده است تا او را حلال نكند از او راضى نگردد. آمرزيده نمى شود و اگر كسى خواست توبه از غيبت بكند اگر بگوش طرف رسيده و رنجيده شده چاره ندارد غير از اينكه برود دلش را بدست آورد. در باب كفاره غيبت عرض شد اگر كسى غيبت از مسلمانى كرد غيبت مؤ منى را نقل كرد حالا مى خواهد توبه بكند اگر بگوش او رسيده چاره منحصر است به اينكه عذر بخواهد دل جوئى كند دلش را به دست بياورد تا جبران شود و اگر بگوش او نرسيده اگر برود باو بگويد ما غيبت ترا كرده ايم ما را حلال كن بدتر لكن رنجش تازه اى پيدا مى شود پس بهتر آنستكه باو نگويد فقط بين خود و خدا اصلاح كند در آن مجلسى كه غيبت كرد. بگويد من اشتباه كردم و بالعكس خوبيش را بگويد.
    توبه بدگوئى خوشگوئى است استغفار هم بكند چون يكى از گناهان كبيره است .
    زبده القصص
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  11. تشكر

    محب الحسین (25-06-1389)

  12. #87
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زبده القصص




    گناه بى آبروئى

    در اصول كافيست امام صادق (ع) مى فرمايد: اگر كسى بگويد آنچه را كه به دو چشمش ديده و آنچه را كه بدو گوشش شنيده مطلبى كه طرف را بى آبرو مى كند تا لكه دار و عيب دارش كند.
    حضرت مى فرمايد: هر چند روزه دار ماه رمضان باشد خدا از ولايت خودش بيرونش مى كند ولايت يعنى سرپرستى ، لطف ، محبت ، و بخود واگذارش نكردن ، كمكش كردن خدا از يارى خودش و تحويل شيطانش مى دهد. شيطان هم او را نمى پذيرد يعنى بقدرى پست و رذل است كه شيطان هم باو اهميت نمى دهد چون بى بند و بار است شيطان باو اعتنائى ندارد كسى است كه هر چه بچشمش ديده بگوشش شنيده مى گويد. طرف را مى خواهد زشت و بى آبرو كند آيه شريفه س 36 مى فرمايد: از گوش و چشم و دل فرداى قيامت مى پرسند.
    آى آنهائى كه بزبانتان همه چيز مى گوئيد آى آنهائى كه سؤ ظن پيدا مى كنيد تمامش مورد پرسش است ، در آيه شريفه س 104 مى فرمايد: ويل كه گفتند چاهى است در جهنم از براى كى ؟ هر عيب جوئى و غيبت كننده اى كه مى خواهد دنبال عيب ديگران بگردد مثل مگسى كه روى بدنى كه افتاده از سرتا پايش را مى گردد هر جايش زخم است همانجا مى نشيند نيش مى زند.
    صدها حُسن و خوبى دارد هيچيك را نمى بيند اما يك عيبى يا خلاف ميلى از او بيند همين را مى گيرد حُسنهايش را ناديده مى گيرد آن هم چه بساعيب نباشد.
    زبده القصص
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  13. تشكر

    محب الحسین (25-06-1389)

  14. #88
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زبده القصص




    عيب جوئى

    در يكى از شهرهاى هند در دروازه اش دو مجسمه بوده است يك مجسمه در نهايت حسن بوده تمام محسنات در آن جمع بوده است از جمله محسنات اين صورت زيبا خال مشكى در گونه راستش قرار داده بودند و در مقابل اين صورت و مجسمه زيبا مجسمه هيولائى زشت قرار داده بودند آنچه را كه در زشتى و هيولائى اثر داشت از رنگ و شكل در اين مجسمه درست كرده بودند براى اينكه خيلى زشت تر هم بشود دو تا شاخ دراز مثل كرگدن هم روى سر اين مجسمه كشيده بودند آنگاه اين مجسمه هيولاء انگشتش را دراز كرده رو بآن صورت زيبا و بلسان حال بآن صورت زيبا مى گويد واقعا تو خيلى زشت هستى نگاه بخالت بكن .
    آنگاه مقاله اى نوشته بودند كه اينست وضع بشر دو تا شاخ دراز خودش ‍ را نمى بيند
    عيب هاى خود را نمى بيند و حُسنهاى آنصورت را نمى بيند فقط يك خال سياه را مى بيند در حاليكه خود اين خال هم حسن آنست تو دارى آنرا بد مى بينى ، سعدى چقدر شيرين مى گويد:
    ديده زعيب دگران كن فراز
    صورت خود بين و در او عيب ساز
    زبده القصص
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  15. تشكر

    محب الحسین (25-06-1389)

  16. #89
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زبده القصص




    وقت نماز

    مرحوم آية اللّه سيد محسن امين جبل عاملى در دمشق مكتبى داشتند كه دانشجويان شيعه در آنجا درس مى خواندند و تمام تحت نظر آية اللّه نامبرده اداره مى شدند.
    از آن بزرگوار نقل شده كه يكى از تربيت يافتگان مكتب ما براى تحصيل علم طب به آمريكا سفر كرده بود و پيوسته از اوضاع آنجا و تحصيلات خود به ما خبر مى داد از جمله نوشته بود كه چندى قبل امتحان داشتيم ولى در روز امتحان موانعى پيش آمد كه ساعت به ساعت امتحان به تاءخير افتاد تا اينكه نزديك بود ما را براى امتحان ببرند.
    متوجه شدم كه نزديك است وقت نماز از دست برود در اين فكر شدم كه آيا امتحان بدهم و نماز نخوانم و يا نماز بخوانم و از امتحان بگذرم . فورى مهيّاى نماز شدم ، دانشجويان كه حالت مرا مشاهد كردند و دانستند كه در مقدمات نماز خواندنم گفتند: كجا مى روى ؟ اكنون نوبت امتحانت فرا مى رسد گفتم : من يك تكليف دينى و وظيفه آسمانى و الهى دارم كه وقت آن مى گذرد و من مجبورم اول اداء فريضه كنم .
    گفتند: مگر نمى دانى وقتى كه امتحان تمام شد ديگر برايت وقت اختصاصى مقرر نمى شود بيا و از نماز بگذر و امتحان بده كه تا دوره ديگر معطل نشوى . گفتم : محال است كه من از انجام فريضه مذهبى بگذرم .
    خلاصه اعتنا به اعتراضات و نصيحت هاى اين و آن نكردم و آستين بالا زدم و وضو ساختم و با يك دنيا وقار در صحنه دانشگاه ايستادم و نماز را خواندم اتفاقا وقتى كه ايستادم به نماز موقع امتحانم فرا رسيد و نام مرا بردند كه حاضر شوم ولى داستان مرا به اساتيد و ممتحنين گفتند.
    هيئت ممتحنه وقتى كه دانستند كه من اينقدر به فريضه مذهبى و فرمان الهى آسمانى اهميت مى دهم و معتقدم گفتند: بايد باين جوان پاداش داد و بهترين پاداش او اين است كه در وقت معين ديگرى از وى امتحان كنيم و همين كار انجام شد و خدا را شكر در امتحان موفقيت نيز داشته ام .
    زبده القصص
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  17. تشكر

    محب الحسین (25-06-1389)

  18. #90
    كاربر ويژه
    رایکا آواتار ها

    تاریخ عضویت : شهریور 1388
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    اللهم عجل لولیک الفرج
    نوشته : 7,147      تشکر : 1,515
    3,990 در 2,073 پست تشکر شده
    دریافت : 6      آپلود : 8
    رایکا آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : زبده القصص




    احسان خدا

    حضرت يوسف روزى بر تخت پادشاهى خود نشسته بود و جبرئيل امين نيز حضور حضرتش ايستاده بود ناگهان جوانى با لباسهاى چركينش از كنار كاخ او گذشت جبرئيل حضرت يوسف را مخاطب قرار داده و فرمود: اين جوان را مى شناسى ؟
    حضرت يوسف فرمود: خير نمى شناسم . جبرئيل فرمود: اين جوان همان طفل است كه هنگام تهمت و گرفتاريت در پيش عزيز مصر ميان گهواره شهادت به پاكى تو داد و گفت : اِنْ كَانَ قَميصُهُ قدِّمنْ قُبُل فَصَدَقَتَو هُوَ مِنَ الْكاذِبينَ وَ انْ كانَ قَميصُهُ قُدّ مِنْ دبُرُ فَكَذَبت وَ هُوَ مِنَ الصّادِقينَ يوسف 26 و 27
    اگر پيراهن يوسف از دنبال سر پاره است زليخا دروغ مى گويد و يوسف از راست گويان است . و اگر پيراهنش از جلو و پيش رو پاره است يوسف از دورغگويان وزن راست مى گويد.
    وقتى كه نگاه كردند ديدند پيراهن يوسف از دنبال سر پاره است و اين خود بهترين دليل بود براينكه زليخا او را دوانده و از پشت سر پيراهن او را گرفته و پاره شده است .
    حضرت يوسف فرمود: پس آن جوان بگردن ما حق بزرگى دارد. دستور داد فورى مامورها وى را آوردند، حضرت يوسف دستور داد: باو لباسهاى فاخر بدهند و از آلودگى نجاتش دهند و حقوقى را هر ماهه براى وى مقرر سازند.
    جبرئيل با ديدن اين منظره خود را متبسّم و متعجّب نشان داد. حضرت يوسف فرمود: مگر عطاى من درباره او كم بود؟ جبرئيل فرمود: تبسم من از آن است كه مخلوقى در حق مخلوقى شهادت بپاكى دهد چنين پاداشى مى گيرد. پس كسانيكه درباره خداوند متعال يك عمر شهادت بر وحدانيّت او مى دهند سبحان الله مى گويند خدا در باره آنها چه احسانى خواهد كرد.
    زبده القصص
    خدایا...
    خسته ام از همه چیز...
    ...از فصول عاشقانه ام که بهاری ندارد
    خسته اماز اینکه دیگر دعاهایم اجابت نمی شوند
    نمی دانم در چنین راهی کجا می توانم آرامشم را بیابم
    خدایا...شنیده ام که مومنانت نمازشان را به درگاهت می آورند
    من ناتوانی ام را به درگاهت آورده ام .می پذیری؟

  19. تشكر

    محب الحسین (25-06-1389)

صفحه 9 از 12 نخستنخست ... 56789101112 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •