سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 7 , از مجموع 7

موضوع: عظمت و ارزش نماز

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    عظمت و ارزش نماز عظمت و ارزش نماز عظمت و ارزش نماز عظمت و ارزش نماز عظمت و ارزش نماز عظمت و ارزش نماز عظمت و ارزش نماز محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    67,514
    صلوات
    24951
    دلنوشته
    54
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    62,364
    مورد تشکر
    178,649 در 52,845
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض عظمت و ارزش نماز






    بى تردید ، در میان عبادات و مسائل معنوى و ملكوتى ، نماز از ارزش و اهمیّت خاصّى برخوردار است .


    به اندازه اى كه به نماز سفارش شده به چیزى سفارش نشده است .

    نماز وصیّت حضرت حق ، و انبیا و امامان ، و عارفان و عاشقان ، و ناصحان و حكیمان است .

    كتابى از كتاب هاى آسمانى حق خالى از آیات مربوط به نماز نیست .

    از برنامه هاى بسیار مهمّ كتاب هاى عرفانى و اخلاقى و مخصوصاً كتب حدیث ، نماز است .

    معارف الهى ، انسان بى نماز را انسان نمى دانند ، و هر بى نمازى را مستحقّ عذاب ابد و محروم از بهشت دانسته و بلكه جداى از نماز را حیوانى پست و موجودى تهیدست و تیره بختى بیچاره به حساب مى آورند .

    نماز در زندگى و حیات انسان به اندازه اى ارزش دارد كه اولیاى الهى براى یك لحظه از آن غافل نبودند و از هر راهى كه ممكن بود دیگران را هم به این عبادت ملكوتى تشویق مى كردند .

    نماز با این كه به غیر مكلّف واجب نیست ولى به خاطر ارزش و اهمیّتى كه دارد امامان معصوم دستور مى دادند كه فرزندتان را از شش ـ هفت سالگى به جهان نماز ببرید و آنان را به سفر در این عرصه گاه معنوى تشویق كنید :


    * عَنْ مَعاوِیَةَ بْنِ وَهَب قالَ :

    سَأَلْتُ اَباعَبْدِاللّهِ(علیه السلام) فى كَمْ یُؤْخَذُ الصَّبِىُّ بَالصَّلوةِ ؟

    فَقالَ : فیما بَیْنَ سَبْعَ سِنینَ وَ سِتَّ سِنینَ(1) .


    معاویة بن وهب كه از بزرگان اصحاب امام ششم است از حضرت باقر (علیه السلام)مى پرسد : در چه زمانى كودكان خود را متوجّه نماز كنیم ؟ حضرت مى فرماید : در هفت و شش سالگى .

    عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِم عَنْ اَحَدِهِما (علیهم السلام) فِى الْصَبِىِّ مَتى یُصَلّى ؟ قالَ : اذا عقل الصَّلوةَ . قُلْتُ : مَتى یَعْقِلُ الصَّلوةَّ وَ تَجِبُ عَلَیْهِ ؟ قالَ لِسِتَّ سنین(2) .

    محمّد بن مسلم كه از یاران بى نظیر امامان است ، از حضرت باقر یا حضرت صادق (علیهما السلام) مى پرسد : كودك در چه زمانى نماز بخواند ؟ حضرت مى فرماید : وقتى كه نماز را بفهمد . عرضه مى دارد : چه زمانى مى فهمد تا خواندن نماز بر او لازم باشد ؟ امام مى فرماید : در شش سالگى .


    عَنِ الْحَلَبى ، عَنْ اَبى عَبْدِلله(علیه السلام) عَنْ اَبیهِ قالَ : اِنّا تَأْمُرُ صِبْیانَنا بِالصَّلوةِ اِذا كانُوا بَنى خَمْسِ سِنینَ ، فَمُرُوا صِبْیانَكُمْ بِالصَّلوةِ اِذا كانُوا بَنى سَبْعِ سِنینَ .


    حلبى از راویان بزرگوار شیعه است از امام صادق (علیه السلام) نقل مى كند كه حضرت از پدر بزرگوارشان امام باقر (علیه السلام) روایت مى كنند كه ما فرزندانمان را در سن پنج سالگى به نماز امر مى كنیم ، پس شما آنان را به وقت هفت سالگى به دنیاى نماز حركت دهید .

    روایات بسیار مهمّ كتاب هاى پرارزش حدیث از سبك شمردن نماز شدیداً نهى مى كنند :

    عَنْ اَبى جَعْفَر (علیه السلام) قالَ : لا تَتَهاوَنْ بِصلوتَكَ فَاِنَّ النَّبِىَّ (صلى الله علیه وآله وسلم) قالَ عِنْدَ مَوْتِهِ : لَیْسَ مِنّى مَنِ اسْتَخَفَّ بِصَلوتِهِ ، لَیْسَ مِنّى مَنْ شَرِبَ مُسْكِراً ، لایَرِدُ عَلَىَّ



    1 ـ وسائل الشیعه : ج 3 / ص 12 .
    2 ـ وسائل الشیعه : ج 3 / 12 .







    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 04-01-1393 در ساعت 04:21
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم ترزدند
    *******************************
    وقتی عهدترا بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانتشکستی ,
    ا
    زشکسته شدن دلت هرگز گله اینکن

    *******************************
    سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوتمی کند روزی حرفهایش را
    سرنوشتبه تلخیبه شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقيبه پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  2.  

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    عضو حرفه‌ ای
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    633
    نوشته
    2,257
    تشکر
    3,017
    مورد تشکر
    8,482 در 2,450
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    gol پاسخ : عظمت و ارزش نماز




    چند حديث زیبا در مورد اهمیت نماز


    حضرت علي (ع) فرمودند: « الصلاه قربان كل تقي

    نماز خواندن،‌وسيله نزديكي به خدا است براي هر شخصي پرهيزگار.

    ( نهج البلاغه،‌كلمات قصار136)

    2. آن حضرت هم چنين فرمودند: « الصلاه حصن من سطوات الشيطان

    نماز قلعه محكمي است كه نمازگزار را از حملات شيطان نگه مي دارد.

    ( غرر الحكم، ح3334 )



    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 24-01-1393 در ساعت 04:13
    امضاء


  4. Top | #3

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    67,514
    صلوات
    24951
    دلنوشته
    54
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    62,364
    مورد تشکر
    178,649 در 52,845
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض


    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم ترزدند
    *******************************
    وقتی عهدترا بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانتشکستی ,
    ا
    زشکسته شدن دلت هرگز گله اینکن

    *******************************
    سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوتمی کند روزی حرفهایش را
    سرنوشتبه تلخیبه شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقيبه پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  5. Top | #4

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    1634
    نوشته
    486
    تشکر
    5,386
    مورد تشکر
    2,592 در 513
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض



    توبه‎ سر دسته‎ راهزنان

    یكی از علماء از كربلا و نجف برمی گشت ولی در راه برگشت در اطراف كرمانشاه و همدان گرفتار دزدان شده و هر چه او و رفقایش داشتند، همه را سارقین غارت نمودند.
    آن عالم می گوید : « من كتابی داشتم كه سالها با زحمت و مشقّت زیادی آن را نوشته بودم و چون خیلی مورد علاقه ام بود در سفر و حضر با من همراه بود، اتفاقاً كتاب یاد شده نیز به سرقت رفت، به ناچار به یكی از سارقین گفتم من كتابی در میان اموالم داشتم كه شما آن را به غارت برده اید و اگر ممكن است آن را به من برگردانید زیرا بدرد شما نمی خورد».
    آن شخص گفت: « ما بدون اجازه رئیس نمی توانیم كتاب شما را پس بدهیم و اصلاً حق نداریم دست به اموال بزنیم ».
    گفتم: « رئیس شما كجا است ».
    گفت: « پشت این كوه جایگاه او است » .
    لذا من به همراهی آن دزد به نزد رئیسشان رفتیم، وقتی وارد شدیم دیدم كه رئیس دزدها نماز می خواند. موقعی كه از نماز فارغ شد آن دزد به رئیس خود گفت:
    « این عالم یك كتابی بین اموال دارد و آن را می خواهد و ما بدون اجازه‎ی شما نخواستیم بدهیم ».
    من به رئیس دزدها گفتم: « اگر شما رئیس راهزنان هستید، پس این نماز خواندن چرا؟ نماز كجا؟ دزدی كجا؟ ».
    گفت: « درست است كه من رئیس راهزنان هستم ولی چیزی كه هست، انسان نباید رابطه‎ی خود را با خدا به كلّی قطع كند و از خدا تماماً روی گردان شود، بلكه باید یك راه آشتی را باقی گذارد. حالا كه شما عالمید به احترام شما اموال را برمی گردانیم ».
    و دستور داد همین كار را كردند و ما هم خوشحال با اموالمان به راهمان ادامه دادیم.
    پس از مدّتی كه به كربلا و نجف برگشتم، روزی در حرم امام حسین - علیه السّلام - همان مرد را دیدم كه با حال خضوع و خشوع گریه و دعا می كرد. وقتی كه مرا دید شناخت و گفت:
    « مرا می شناسی؟ »
    گفتم: « آری! »
    گفت: « چون نماز را ترك نكردم و رابطه ام با خدا ادامه داشت، خدا هم توفیق توبه داده و از دزدی دست برداشتم و هر چه از اموال مردم نزد من بود، به صاحبانشان برگرداندم و هر كه را نمی شناختم از طرف آنها صدقه دادم و اكنون توفیق توبه و زیارت پیدا كرده‌ام »






    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 03-06-1393 در ساعت 03:08
    امضاء

    دلم به مستحبی خوش است
    که جوابش واجب است
    السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه





  6. Top | #5

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    1634
    نوشته
    486
    تشکر
    5,386
    مورد تشکر
    2,592 در 513
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض




    چهل روز نماز


    گوهرشاد همسر شاهرخ میرزا كه به منطقه‌ای وسیعی از ایران حكومت می‌كرد به فكر ساختن مسجدی در كنار بارگاه ملكوتی امام رضا (علیه السلام) افتاد؛ لذا تمام خانه‌ها و زمین‌های اطراف حرم را خریداری كرد.

    ساختمان مسجد شروع شد و گوهرشاد هر چند روز یك بار جهت سركشی به ساختمان،, به محوطه كار می‌آمد و دستورات لازم را به معماران و استادكاران می‌داد.
    روزی برای سركشی ساختمان آمد، باد مختصری وزیدن گرفت،‌گوشه‌ی چادر خانم به وسیله‌ی باد كنار رفت، یكی از عمله‌ها چهره او را دید و دلباخته آن زن شد.
    جرأت اظهار نظر برای او نبود، زیرا بیم آن داشت كه او را اعدام كنند،‌عمله و اظهار عشق به ملكه مملكت!!
    دو سه روزی نگذشت كه عمله‌ی بیچاره مریض شد او پرستاری جز مادر دردمندش نداشت.
    طبیب از علاج او عاجز شده مادر مهربان كنار بستر تنها فرزندش گریه می‌كرد، فرزند چاره‌ای ندید جز اینكه دردش را به مادر اظهار كند. مادر ساده دل و ساده لوح، برای رفع این مشكل به گوهرشاد خانم مراجعه كرده و درد فرزندش را با او در میان گذاشت و گفت:
    اگر كاری نكنی تنها پسرم از دستم می‌رود.
    گوهرشاد به آن مادر دل سوخته گفت:
    چرا این مطلب را زودتر با من در میان نگذاشتی تا بنده از بندگان خدا را از گرفتاری نجات دهم. آنگاه گفت: ای مادر به خانه برو و سلام مرا به فرزندت برسات و بگو من حاضرم با تو ازدواج كنم، ولی شرطی را باید من رعایت كنم و شرطی را تو باید رعایت كنی.
    اما شرطی كه من باید رعایت كنم جدایی از شاهرخ میرزا است، اما شرطی كه تو باید مراعات كنی پرداختن مهریّه به من است و آن مهریه این است كه چهل شبانه روز در محراب زیر گنبد مسجد نماز بخوانی.
    مادر به خانه برگشت و تمام مسائل را با پسر خود در میان گذاشت، پسر از شدت تعجب خیره شد و از این خبر آن چنان شادمان شد كه به زودی از بستر رنج برخاست و با كمال اشتیاق قبول كرد كه این مهریه را انجام دهد و پیش خود گفت:
    چهل روز كه چیزی نیست اگر چند سال به من پیشنهاد می‌شد حاضر به اجرای آن بودم.
    در هر صورت به محراب مسجد رفت و چهل شبانه روز در آنجا نماز خواند به این امید كه به وصال گوهرشاد برود. ولی به تدریج علاقه‌اش به گوهرشاد از بین رفت و به عشق الهی گرفتار گردید.
    پس از چهل شبانه روز نماینده گوهرشاد به محراب عبادت آمد تا مژده وصل را به او بدهد ولی متوجه شد كه حال او تغییر كرده و اثری از علاقه و عشق به گوهرشاد در او نیست، نماینده گوهرشاد به او گفت:
    من از طرف خانم آمده‌ام.
    گفت: به خانم بگو من روز اول عاشق تو بودم ولی الآن دیگر عاشق تو نیستم بلكه عاشق خدا شده‌ام.
    راستی عجیب است، راهنمایی آن زن بزرگوار را ببینید كه برای علاج هوای نفس چه نسخه‌ای می‌دهد و اثر نماز را ببینید كه با این كه در اول كار از راه حقیقی دور بود ولی عاقبت هدایت یافت.





    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 03-06-1393 در ساعت 03:09
    امضاء

    دلم به مستحبی خوش است
    که جوابش واجب است
    السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه





  7. Top | #6

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    1634
    نوشته
    486
    تشکر
    5,386
    مورد تشکر
    2,592 در 513
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض




    ترجیح نماز بر امتحان !


    آقا سید محسن جَبَل عامِلی از علمای بزرگ شیعه است، نواده‌ی برادر مرحوم آقا سید جواد، صاحب مفتاح الكرامه است. ایشان در دمشق مدرسه‌ای تأسیس كرده‌اند كه دانش‌آموزان شیعه در آن مدرسه تحت نظر آن جناب تحصیل می‌كنند حاج سید احمد مصطفوی كه یكی از تُجار قم است.

    گفت من از خود سید محسن اَمین شنیدم كه می‌گفت یكی از تربیت یافتگان مدرسه‌ی ما برای تحصیل علم به آمریكا مسافرت كرد از آنجا نامه‎ای برای من نوشت به این مضمون كه: چند روز پیش شاگردان مدرسه‌ی ما را امتحان می‌كردند من هم برای امتحان رفتم.

    مدتی نشستم تا نوبت به من رسید، بسیار طول كشید تا اینكه وقت دیر شد، دیدم اگر بنشینم نمازم فوت می‌شود، از جا حركت كردم كه بروم نماز بخوانم، آنهایی كه در آنجا بودند پرسیدند كجا می‌روی؟ چیزی نمانده كه نوبت تو برسد. گفتم من یك تكلیف دینی دارم وقتش می‌گذرد. گفتند امتحان هم وقتش می‌گذرد، اگر این جلسه برگزار شد، دیگر جلسه‌ای تشكیل نخواهند داد و برای خاطر تو هرگز هیئت ممتحنه جلسه‌ی خصوصی تشكیل نمی‌دهند.

    گفتم هر چه بادا باد. من از تكلیف دینی خود صرف نظر نمی‌كنم. بالأخره رفتم.

    از قضاء هیئت ممتحنه متوجه شده بودند كه من به اندازه‌ی اداء یك وظیفه‌ی دینی غیبت نموده‌ام انصاف داده، اظهار كرده بودند كه چون این شخص در وظیفه‌ی خود جِدّی است، روا نیست كه او را مُعطّل بگذاریم.

    برای قدردانی از اینكه عمل به وظیفه نموده باید جلسه‌ای خصوصی برایش تشكیل دهیم. این بود كه جلسه‌ی دیگری تشكیل دادند، من حاضر شدم و امتحان دادم. آقای سید محسن امین پس از نقل داستان فرمود من در مدرسه چنین شاگردانی تربیت كرده‌ام كه اگر به دریا بیفتند دامنشان تَر نمی‌شود.





    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 03-06-1393 در ساعت 03:10
    امضاء

    دلم به مستحبی خوش است
    که جوابش واجب است
    السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه





  8. Top | #7

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    67,514
    صلوات
    24951
    دلنوشته
    54
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    62,364
    مورد تشکر
    178,649 در 52,845
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض

    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم ترزدند
    *******************************
    وقتی عهدترا بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانتشکستی ,
    ا
    زشکسته شدن دلت هرگز گله اینکن

    *******************************
    سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوتمی کند روزی حرفهایش را
    سرنوشتبه تلخیبه شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقيبه پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی