*^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*
صفحه 12 از 40 نخستنخست ... 2891011121314151622 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 111 تا 120 , از مجموع 399
  1. #111
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در عصبيت هاى اهل علم است
    يـكى از عصبيتهاى جاهليت ايستادگى در مطالب علميه است و حمايت كردن از حرفى است كه از خـودش يـا مـعـلمـش يـا شـيـخـش صـادر شـده ، نـه بـراى اظـهـار حـق و ابـطـال بـاطـل . مـعـلوم اسـت ايـن عـصبيت از جهاتى زشت تر و از حيثياتى نارواتر است از سـايـر عـصـبـيـتـها: يكى از جهت متعصب . زيرا كه اهل علم ، كه بايد مربى بنى نوع بشر باشد و شاخه شجره نبوت و ولايت است و به وخامت امور مطلع و عواقب اخلاق فاسده را مى دانـد، اگـر خـداى نـخـواسـتـه خـود عـصـبـيـت جـاهليت داشته باشد و متصف به صفات رذيله شيطانيه باشد، حجت بر او تمامتر و مورد مؤ اخذه بيشتر واقع گردد.
    كـسـى كـه خـود را مـعـرفـى كـنـد بـه ايـنـكـه چـراغ هـدايـت مـردم و شـمـع مـحـفـل انـس و راهـنـمـاى سـعـادت و مـعـرف طـرق آخـرت اسـت ، اگـر خـداى نـخـواسـتـه عـامـل بـه قـول خـود نـبـاشـد و بـاطـنـش بـا ظـاهـر مـخـالف بـاشـد، در زمـره اهـل ريـا و نـفـاق بـه حـسـاب آيـد و از عـلمـاى سـوء و عـالم بـلا عـمـل اسـت كـه جـزاى آن بـزرگـتـر و عـذاب آن اليـمـتـر اسـت ، و مـثـل آنـهـا را در قـرآن كـريـم ذكـر فـرمـوده : بـئس مـثـل القـوم الذيـن كـذبوا بايات الله و الله لا يهدى القوم الظالمين .(263) پس ، بـر اهـل عـلم خيلى لازم است كه اين مقامات را حفظ كنند و خود را كاملا از اين مفاسد پاك كنند تـا هـم اصـلاح آنـهـا شود و هم اصلاح جامعه را كرده وعظ آنها مؤ ثر گردد و پند آنها در قـلوب مـوقـعـيـت پـيـدا كـنـد. فـسـاد عـالم مـوجـب فساد امت شود، و معلوم است فسادى كه ماده فـسـادهـاى ديـگـر شـود و خـطيئه اى كه خطيآت ديگر زايد، بالاتر و بزرگتر است پيش ولى النعم از فساد جزئى غير متعددى .
    و يـكـى ديـگـر (از) جـهـات قـبـاحـت و وقـاحـت ايـن خـلق در اهل علم از ناحيه خود علم است . زيرا كه اين عصبيت خيانت به علم و حق ناشناسى از آن است ، و كـسـى كـه حـامـل بـار ايـن امـانـت گـرديد و مخلع به اين خلعت شد، بايد حفظ حرمت آن را بـنـمـايد و آن را صحيح و سالم به صاحبش تحويل دهد، و اگر تعصب جاهليت كند، البته خيانت به آن كرده و ظلم و تعدى نموده ، و اين خود خطيئه عظيمه اى است .
    و يـكـى ديـگـر از جـهـات قـبـاحـت آن از نـاحـيه طرف است . زيرا كه طرف آن در مباحث علمى اهـل عـلم اسـت ، و او از ودايـع الهـيـه و حـفـظ حـرمتش لازم و هتك آن از حرمات الهيه و موبقات عـظـيـمـه اسـت . و عـصـبـيـتـهـاى بـى مـوقـع گـاه بـاعـث شـود كـه انسان مبتلا به هتك حرمت اهل علم شود. پناه مى برم به خداى تعالى از اين خطيئه بزرگ .
    و يـكـى ديگر از ناحيه متعصب له است ، كه استاد و شيخ انسان است ، كه البته موجب عقوق شود. زيرا كه مشايخ عظام و اساطين كرام ، نضرالله وجوههم ،
    (264) طرفدارى حق را مـايـل و از بـاطـل گـريزان ، و سخط كنند بر كسى كه براى عصبيت جاهليت حق كشى كند و تـرويـج بـاطـل كـنـد. و البـتـه عقوق روحانى بالاتر است از عقوق جسمانى ، و حق ولادت روحانيه بالاتر است از حق ولادت جسمانيه .
    پـس بـر اهـل علم ، زادهم الله شرفا و عظمة ، لازم و حتم است كه خود را از مفاسد اخلاقى و اعمالى مبرا نمايند، و به حليه اعمال حسنه و اخلاق كريمه مزين نمايند، و خود را از منصب شـريـفـى كـه حـق تـعالى به آنها مرحمت فرموده منخلع ننمايند، كه خسران آن را جز خداى تعالى كسى نداند. والسلام .



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #112
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    الحديث التاسع
    حديث نهم
    بـالسـنـد المـتـصـل الى ثـقه الاسلام محمد بن يعقوب الكلينى ، عن محمد بن يحيى ، عن اءحـمـد بن محمد بن عيسى ، عن محمد بن سنان ، عن عون القلانسى ، عن ابن اءبى يعفور، عن اءبى عبدالله ، عليه السلام ، قال : من لقى المسلمين بوجهين و لسانين ، جاء القيامة و له لسانان من نار.(265)
    ترجمه :
    حـضرت صادق ، سلام الله عليه ، فرمود: كسى كه ديدار كند مسلمانان را به دو رو و دو زبان ، بيايد روز قيامت و حال اينكه از براى اوست دو زبان آتشى .
    شـرح مـعـنـى دورويـى بـيـن مـسـلمـانـان آن اسـت كـه انـسـان ظـاهـر حال و صورت ظاهرش را به آنها طورى نمايش ‍ دهد كه باطن قلب و سريره اش به خلاف اوسـت . مـثـلا در ظـاهـر نـمـايـش دهـد كـه من از اهل مودت و محبت شما هستم و با شما صميميت و خـلوص دارم ، و در بـاطـن به خلاف آن باشد، و در نزد آنها معامله دوستى و محبت كند، و در غياب آنها غير آن باشد.
    و مـعنى دو زبانى آن است كه با هر كس ملاقات كند از او تعريف كند و مدح نمايد يا اظهار دوستى و چاپلوسى كند، و در غياب او به تكذيب او و غيبتش قيام كند.
    بـنـابـرايـن تـفـسـير، صفت اول نفاق عملى است ، و صفت دوم نفاق قولى است . و شايد كه حـديـث شـريف اشاره باشد به صفت زشت نفاق ، و چون اين دو صفت از اظهر صفات و اخص خـواص مـنـافـقـان اسـت ، بـه ذكـر آنـهـا بـالخـصـوص ‍ پـرداخـتـه . و نـفـاق يـكـى از رذايـل نـفـسانيه و ملكات خبيثه است كه اينها آثار آن است ، و از براى آن درجات و مراتبى است . و ما انشاءالله در ضمن چند فصل به ذكر مراتب و مفاسد آن و علاج آن به قدر مقدور مى پردازيم .



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #113
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در بيان مراتب نفاق است
    بدان كه از براى نفاق و دورويى ، مثل ساير اوصاف و ملكات خبيثه يا شريفه ، درجات و مراتبى است در جانب شدت و ضعف . هر يك از اوصاف رذيله را كه انسان در صدد علاج آن بـرنـيـايـد و پـيـروى از آن نـمـايـد، رو بـه اشـتـداد گـذارد. و مـراتـب شـدت رذايـل چـون شـدت فـضـايـل غـيـر مـتـنـاهـى اسـت . انـسـان اگـر نـفـس امـاره را بـه حـال خـود واگذار كند، به واسطه تمايل ذاتى آن به فساد و ناملايمات عاجله نفسانيه و مـسـاعـدت شـيـطـان و وسـواس خـنـاس مـيـل بـه فـسـاد كـنـد، و رذايـل آن در هـر روز رو به اشتداد و زيادت گذارد تا آنجا رسد كه آن رذيله اى كه از آن پيروى كرده صورت جوهريه نفس و فصل اخير آن گردد و تمام مملكت ظاهر و باطن در حكم آن در آيد.
    پـس ، اگر آن رذيله رذيله شيطانيه باشد، همچون نفاق و دورويى كه از خواص آن ملعون اسـت ـ چـنـانـچـه قرآن شريف از آن خبر داده بقوله : و قاسمعما انى لكما لمن الناصحين .(266) قـسـم خـورد از بـراى حضرت آدم و حوا، سلام الله عليهما، كه من از پند دهندگان شما هستم . با آنكه به خلاف آن بود ـ مملكت تسليم شيطان شود، و صورت اخيره نفس و باطن ذات و جوهر آن صورت شيطان گردد، و صورت ظاهر آن نيز در آن دنيا مـمـكـن اسـت صـورت شـيـطـان بـاشـد، گـرچـه در ايـن جـا بـه صـورت و شكل انسانى است .
    پـس ، اگـر انـسـان از ايـن صفت جلوگيرى نكند و نفس را سرخود كند، به اندك زمان چنان مـهـار گـسيخته شود كه تمام همت و همش را مصروف اين رذيله كند، و با هر كس ملاقات كند بـا دورويـى و دو زبـانى ملاقات كند، و خلط و آميزش با كسى نكند جز آنكه آلوده باشد بـه كـدورت دورنـگـى و نـفاق ، و جز منافع شخصى و خودخواهى و خودپرستى چيزى در نظرش نباشد، و صداقت و صميميت و همت و مردانگى را بكلى زير پا نهد و در تمام كارها و حـركـات و سـكـنـات دو رنـگـى را بـه كـار برد، و از هيچ گونه فساد و قباحت و وقاحت پرهيز نكند. چنين شخصى از زمره بشريت و انسانيت دور و با شياطين محشور است .

    ايـنـهـا كـه گـفته شد به حسب مراتب شدت و ضعف در خود جوهر نفاق بود، و نيز به حسب مـتعلق فساد آن فرق دارد. زيرا كه گاهى نفاق كند در دين خدا، و گاهى در ملكات حسنه و فـضـايـل اخـلاق ، و گـاهـى در اعـمـال صـالحـه و مـناسك الهيه ، و گاهى در امور عاديه و مـتـعـارفـات عـرفـيـه . و هـمـيـن طـور گـاهـى نـفـاق كـنـد بـا رسول خدا، صلى الله عليه و آله ، و ائمه هدى ، عليهم السلام ، و گاهى با اوليا و علما و مـؤ مـنـيـن ، و گـاهـى بـا مـسـلمـانـان و سـايـر بـنـدگـان خـدا از ملل ديگر.
    البـتـه ايـنـهـا كـه ذكـر شـد در زشـتـى و وقاحت و قباحت فرق دارند، گرچه تمام آنها در اصل خباثت و زشتى شركت دارند و شاخ و برگ يك شجره خبيثه هستند.



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #114
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل : صورت ملكوتى نفاق
    نـفـاق و دورويـى عـلاوه بر آنكه خود صفتى است بسيار قبيح و زشت كه انسان شرافتمند هـيـچـگـاه متصف به آن نيست و داراى اين صفت از جامعه انسانيت خارج ، بلكه با هيچ حيوانى نـيـز شـبـيـه نـيـسـت ، و مـايـه رسـوايـى و سـرشـكـسـتـگـى در ايـن عـالم پـيـش اقـران و امـثال است ، ذلت و عذاب اليم در آخرت است ، و به طورى كه در حديث شريف ذكر فرموده صـورتـش در آن عـالم آن اسـت كـه انـسـان بـا دو زبـان از آتـش مـحـشـور گردد، و اسباب رسـوايـى او پـيـش خـلق خـدا و سـرافـكندگى او در محضر انبياء مرسلين و ملائكه مقربين گـردد. و شـدت عـذابش نيز از اين روايت مستفاد شود، زيرا كه اگر جوهر بدن جوهر آتش شد، احساس شديدتر و الم بيشتر گردد. پناه مى برم به خدا از شدت آن .
    و در حـديـث ديگر وارد است كه رسول خدا، صلى الله عليه و آله ، فرمود: مى آيد روز قـيـامت آدم دورو، در صورتى يكى از دو زبانش از پشت سرش خارج شده و يكى از آنها از پـيـش رويـش ، و هـر دو زبان آتش گرفته و تمام جسدش را آتش زده اند. پس از آن گفته شـود ايـن اسـت كـسـى كه در دنيا دورو بود و دو زبان بود، معروف شود با اين روز قيامت .
    (267) و مشمول آيه شريفه است كه مى فرمايد: و يقطعون ما اءمرالله به اءن يوصل و يفسدون فى الارض اءولئك لهم اللعنة ولهم سوء الدار.(268) سر منشاء بـسـيارى از مفاسد و مهالك است كه هر يك دنيا و آخرت انسان را ممكن است به باد فنا دهد، از قـبـيـل تـفـتـيـن نـمـودن ، كـه بـه نـص قـرآن كـريـم از قتل نفس بزرگتر است ،(269) و مثل نميمه ، كه حضرت باقر، عليه السلام ، فرمايد: محرمة الجنة على القتاتين المشائين بالنميمة .(270) يعنى حرام است بهشت بر سـخـن چـيـنـهـايـى كـه كـارشـان آن بـاشـد كـه راه رونـد در نـمـيمه و سخن چينى .، و مـثل غيبت ، كه شديدتر است از زنا به فرموده پيغمبر،(271) صلى الله عليه و آله ، و مثل ايذاء مؤ من و سب او و هتك ستر و كشف سر او، و غير اينها كه هر يك از آنها براى هلاكت انسان سببى مستقل است .
    و بـدان كـه داخـل اسـت در نـفاق و دورويى كنايات و اشارات و غمز و لمزهايى كه بعضى نسبت به بعضى دارند، با آنكه در مقابل آنها اظهار دوستى و صميميت كنند. و انسان بايد خيلى مواظبت از حال خود كند و در اطوار و اعمال خود دقيق شود كه مكايد نفس و دامهاى شيطان خـيـلى دقـيـق اسـت و كـمـتـر شخصى مى تواند از آن نجات پيدا كند. ممكن است انسان با يك اشـاره در غـيـر مـوقع يا يك كنايه بيجا از اهل دورويى و دوزبانى به شمار آيد. و شايد انـسـان تـا آخـر عـمر مبتلاى به اين رذيله باشد و خود را صحيح و سالم و پاك و پاكيزه پـنـدارد. پـس ، انسان بايد مثل طبيب دلسوز حاذقى و پرستار شفيق مطلعى از حالات نفس و اعمال و اطوار خود مواظبت كند، و هيچ گاه از مراقبت كوتاهى نكند و بداند كه هيچ مرضى از امراض قلبيه مستورتر نيست و در عين حال كشنده تر نيست ، و هيچ پرستارى نبايد شفيقتر و دلسوزتر از انسان به خودش باشد.

    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #115
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در علاج نفاق است
    بـدان كـه عـلاج ايـن خـطـيـئه بـزرگ و نقص عظيم دو چيز است : يكى تفكر در مفاسدى كه مـتـرتـب بـر ايـن رذيـله اسـت : چه در اين دنيا كه اگر انسان به اين صفت معرفى شد، از انـظـار مـردم مـى افـتـد و رسـواى خـاص و عـام مـى شـود و بـى آبـرو پـيـش ‍ همه اقران و امـثـال مـى گـردد و از مـجـالس خـود طـردش كـنـنـد و از مـحافل انس باز ماند، و از كسب كمالات و رسيدن به مقاصد باز ماند. و انسان با شرف و وجـدان بـايـد خـود را از ايـن نـنـگ شرف سوز پاك كند كه گرفتار اين ذلتها و خواريها نگردد. و چه در عالم ديگر كه عالم كشف اسرار است ، و هر چه را در اين عالم از نظر مردم پـوشـانـيد در آن جا نتواند مستور كرد. و در آن جا مشوة الخلقة با دو زبان از آتش محشور گردد و با منافقان و شياطين معذب شود.
    پـس ، انـسـان عـاقل كه اين مفاسد را ديد و از براى اين خلق جز زشتى و پليدى نتيجه اى نـديـد، بـر خـود حـتـم و لازم كـنـد كـه ايـن صـفـت را از خـود دور كند، و وارد شود در مرحله عـمـل كـه طـريـقـه ديـگـر عـلاج نـفـس اسـت و آن چـنـان اسـت كـه انـسـان مـدتـى بـا كـمـال دقـت مـواظـبـت كـنـد از حـركـات و سـكـنـات خـود و كـامـلا مـداقـه در اعـمـال خـويـش كـنـد، و بـرخـلاف خـواهـش و آرزوى نـفـس اقـدام كـنـد و مـجـاهـده نـمـايـد، و اعـمـال و اقـوال خـود را در ظـاهـر و بـاطـن خـوب كـند و تظاهرات و تدليسات را عملا كنار گذارد، و از خداى متعال در خلال اين احوال توفيق طلب كند كه او را بر نفس اماره و هواهاى آن مـسـلط كـنـد و در ايـن اقـدام و عـلاج بـا او هـمـراهـى فـرمـايـد. خـداونـد تبارك و تعالى فـضـل و رحـمـتش بر بندگان بى پايان است ، و هر كس به سوى او و اصلاح خود قدمى بـردارد، بـا او مـسـاعـدت فـرمـايـد و از او دسـتـگـيـرى نـمـايـد. و اگـر چـنـدى بـديـن حـال بـاشـد، امـيـد اسـت كـه نـفـس صـفـا پـيـدا كـنـد و كـدورت نـفـاق و دورويـى از او زايـل گـردد و آيـيـنـه قلب و باطنش از اين رذيله پاك و پاكيزه گردد و مورد الطاف حق و رحـمـت ولى النـعمه حقيقى گردد، زيرا كه مبرهن است و به تجربه نيز پيوسته است كه نـفـس تـا در ايـن عـالم اسـت از اعـمـال و افـعـال صـادره از خـود مـنـفـعـل مـى گـردد، چـه اعـمـال صـالحـه و چـه فـاسـده ، در هـر يـك از اعـمـال در نـفـس اثـرى حـاصل شود: اگر عمل نيكو و صالح است ، اثر نورانى كمالى ، و اگـر بـه خـلاف آن اسـت ، اثـر ظـلمـانـى نـاقـص در آن حـاصـل شـود تـا يـكـسـره قـلب يا نورانى شود يا ظلمانى و منسلك در سلك سعدا شود يا اشـقـيـا. پس ، تا در اين دار عمل و منزل زراعت هستيم ، با اختيار خود مى توانيم قلب را به سـعـادت يـا شـقـاوت كـشـانـيـم و رهـيـن اعـمـال و افـعـال خـود هـسـتـيـم . فـمـن يعمل مثقال ذرة خيرا يره و من يعمل مثقال ذرة شرا يره .(272)



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #116
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در بيان بعض اقسام نفاق است
    بـدان اى عـزيـز، كـه يـكـى از مـراتـب نـفـاق و دورويـى و دوزبـانـى نـفـاق بـا خـداونـد مـتعال و دورويى كردن با مالك الملوك و ولى النعم است ، كه ما در اين عالم مبتلاى به آن هستيم و از آن غافليم ، و پرده هاى ضخيم جهل و نادانى و حجابهاى ظلمانى خودخواهى و حب دنيا و نفس به طورى آن را به ما مستور كرده كه بعيد است تا پس از كشف سراير و رفع حـجـب و كـوچ كـردن از عالم طبيعت و رخت بستن از دار غرور و نشئه غفلت انگيز تنبه بر آن پـيـدا كـنـيـم . اكـنـون بـه خـواب غـفلت فرو رفته و سكر طبيعت و مستى هواى و هوس ما را گرفته و تمام زشتيها و اخلاق و اعمال و اطوار فاسده را در نظر ما خوب و زيبا جلوه مى دهد. يك وقت هم كه از خواب بيدار شويم و از اين مستى و سرگرمى به خود آييم ، كار از دسـت رفـتـه و در زمـره مـنـافـقـان و دورو و دوزبـان محشور شده با دو زبان از آتش يا دو صورت مشوة زشت محشور شويم ، و هر چه فرياد كنيم : رب ارجعون ،(273) كلا جواب داد.
    و ايـن دورويـى چـنان است كه من و تو در تمام مدت عمر اظهار كلمه توحيد و دعوى اسلام و ايمان ، بلكه محبت و محبوبيت ، مى كنيم ، هر كدام هر قدر اشتها داريم دعوى مى كنيم : اگر از عـامـه خـلق و عـوام هـسـتـيـم ، دعـوى اسـلام و ايـمـان يـا زهـد و خـلوص كـنـيـم و اگـر از اهـل عـلم و فـقـاهـت هـسـتـيـم دعـوى كـمـال اخـلاص و ولايـت و خـلافـت رسـول كـنـيـم ، و مـتـشـبـث مـى شـويـم بـه قـول مـنـقـول از رسـول اكـرم ، صـلى الله عـليـه و آله : اللهـم ارحـم خـلفـائى (274) و قـول صـاحـب الامـر، روحـى له الفـداء: انـهـم حـجـتـى ،(275) و سـايـر اقـوال مـنـقـوله از ائمـه هـدى ، سـلام الله عـليـهـم ، در شـاءن عـلمـا و فـقـهـا. و اگر از اهـل علوم عقليه هستيم ، دعوى ايمان حقيقى برهانى و خود را صاحب علم اليقين و عين اليقين و حـق اليـقـيـن دانـيم . ديگر مردم را ناقص العلم و الايمان شماريم ، و آيات قرآنى و احاديث شـريـفـه را در شـاءن خـود فـرو خـوانـيـم . و اگـر از اهـل عـرفـان و تـصـوفيم ، دعوى معارف و جذبه و محبت و فناء فى الله و بقاء باالله و ولايت امر، و هر چه از اين مقوله الفاظ جالب در نظر آيد مى نماييم . و همين طور هر طايفه اى از مـا بـه زبـان قـال و ظهور حال دعوى مرتبه اى از براى خود كند و نمايش حقيقتى از حقايق رايجه را دهد. پس ، اگر اين ظاهر با باطن موافق شد و اين علن با سر مطابق افتاد و در اين دعوى صادق و مصدق بود، هنيئا له و لارباب النعيم نعيمهم .
    (276) و الا اگر مـثـل نـويـسـنـده روسـيـاه زشـت مـشـوه الخـلقـه باشد، بداند كه از زمره منافقان و در سلك دورويـان و دوزبـانـان اسـت ، و به علاج خود قيام كند و تا فرصت از دست نرفته براى حال بدبختى خود و روز ذلت و ظلمت خود فكرى نمايد.
    اى عـزيـز مـدعـى اسـلام ، در حـديـث شـريـف كـافـى از حـضـرت رسـول ، صـلى الله عـليـه و آله ، مـنـقول است : المسلم من سلم المسلمون من يده و لسانه .(277) مـسـلمـان كسى است كه مسلمانان سالم باشند از دست و زبان او. چه شـده اسـت كـه مـن و تـو بـه هـرانـدازه كـه قـدرت داشـتـه بـاشـيـم و دستمان برسد آزار زيـردسـتـان را روا مـى داريـم و از ايـذا و ظـلم بـه آنـهـا مضايقه نداريم ، و اگر با دست نـتـوانـسـتـيـم آزارشـان كـنـيـم ، بـا تـيـغ زبـان در حـضـور آنـهـا، و وگـرنـه در غـيـاب اشـتغال به كشف اسرار و هتك استار آنها پيدا مى كنيم و به تهمت و غيبتشان مى پردازيم . پـس ، مـا كـه مـسـلمـان از دست و زبانمان سالم نيستند، دعوى اسلاميتمان مخالف با حقيقت و قلبمان مخالف با علنمان است ، پس در زمره منافقان و دورويانيم .


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #117
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    اى مدعى ايمان و خضوع قلب ، در بارگاه ذوالجلال اگر تو به كلمه توحيد ايمان دارى و قلبت يكى پرست و يكى طلب است و الوهيت را جز براى ذات خداى تعالى ثابت ندانى ، اگـر قـلبـت مـوافـق بـا ظـاهـر است و باطنت موافق با دعويت است ، چه شده است كه براى اهل دنيا اين قدر قلبت خاضع است ؟ چرا پرستش آنها را مى كنى ؟ جز اين است كه آنها را مؤ ثر در اين عالم مى دانى و اراده آنها را نافذ و زر و زور را مؤ ثر مى دانى ؟ چيزى را كه كاركن در اين عالم نمى دانى اراده حق تعالى است . پيش تمام اسباب ظاهرى خاضعى ، و از مـؤ ثـر حـقـيـقـى و مـسـبـب جـمـيـع اسـبـاب غـافـل ـ بـا هـمـه حـال دعـوى ايـمان به كلمه توحيد مى كنى ! پس ، تو نيز از زمره مؤ منان خارج و در سلك منافقان و دوزبانان محشورى .
    و اى مـدعى زهد و اخلاص ، اگر تو مخلص هستى و براى خدا و دار كرامت او زهد از مشتهيات دنـيـا مـى كـنـى ، چـه شـده اسـت كـه از مـدح و ثـنـاى مـردم ، كـه فـلان اهـل صـلاح و سـداد اسـت ، ايـن قـدر خـوشـحـال مـى شـوى و در دل غنج و دلال مى كنى ، و براى همنشينى با اهل دنيا و زخارف آن جان مى دهى ، و از فقرا و مـسـاكـيـن فـرار مى كنى ؟ پس ، بدان كه اين زهد و اخلاص حقيقى نيست . زهد از دنيا براى دنـيـاسـت ، و قـلبـت خـالص از بـراى حـق نـيـسـت ، و در دعـواى خود كاذبى و از دورويان و منافقانى .
    و اى مـدعـى ولايـت از جـانـب ولى الله و خـلافـت از جـانـب رسـول الله ، صـلى الله عـليـه و آله ، اگـر مـطـابـق حديث شريف احتجاج هستى صائنا لنـفـسـه ، حـافظا لدينه ، مخالفا على هواه ، مطيعا لامره مولاه .(278) و اگر برگ شـاخـه ولايـت و رسـالتـى و مـايـل بـه دنـيـا نـيـسـتـى ، و مـايـل بـه قـرب سـلاطـيـن و اشـراف و منزجر از مجالست با فقرا نيستى ، اسمت مطابق با مـسمى و از حجج الهيه در بين مردم هستى ، و الا در زمره علماء سوء و در زمره منافقان ، و از طـوايـف ديـگر كه ذكر شد حالت بدتر و عملت زشت تر و روزگارت تباهتر است ، زيرا كه حجت بر علما تمامتر است .
    و اى مـدعـى حكمت الهى و علم به حقايق و مبداء و معاد، اگر عالم به حقايق و ربط اسباب و مـسـبـبـاتـى ، و اگـر راسـتـى عـالم بـه صـور بـرزخـيـه و احـوال بـهـشت و دوزخى ، بايد آرام داشته باشى و تمام اوقات خود را صرف تعمير عالم باقى نمايى و از اين عالم و مشتهيات آن فرار كنى . تو مى دانى كه چه مصيبتها در پيش اسـت و چه ظلمتها و عذابهاى طاقت فرسايى در جلو است ، پس چرا از حجاب الفاظ و مفاهيم قـدمـى بـيـرون نـگـذاشـتـى و ادله و بـراهـيـن حـكـيـمـه در دلت بـه قـدر بال مگسى تاءثير نكرده ؟ پس با اين حال بدان كه از زمره مؤ منين و حكما خارج و در صف منافقان محشورى .
    و واى به حال كسى كه صرف عمر و همت در علوم مابعدالطبيعه كرده و سكر طبيعت نگذاشت لااقل يكى از حقايق در قلب او وارد شود.
    اى مـدعـى مـعـرفـت و جـذبـه و سـلوك و مـحـبـت و فـنـا، تـو اگـر بـراسـتـى اهـل الله و اصـحـاب قـلوب و اهـل سـابـقـه حـسـنـايـى ، هـنـيـئا لك ! ولى اين قدر شطحيات
    (279) و تلوينات (280) و دعويهاى جزاف ، كه از حب نفس و وسوسه شيطان كشف مـى كـنـد، مـخـالف بـا مـحـبـت و جـذبه است : ان اءوليائى تحت قبابى لا يعرفهم غيرى .(281) تـو اگـر از اوليـاى حق و محبين و مجذوبينى ، خداوند مى داند، به مردم اين قـدر اظـهـار مـقـام و مـرتـبـت مكن ، و اين قدر قلوب ضعيفه بندگان خدا را از خالق خود به مـخـلوق مـتوجه مكن و خانه خدا را غضب مكن . بدان كه اين بندگان خدا عزيزند و قلوب آنها پـرقيمت است ، بايد صرف محبت خدا شود، اين قدر با خانه خدا بازى مكن و به ناموس او دست رازى مكن : فان للبيت ربا.(282) پس اگر در دعوى خود صادق نيستى ، در زمره دورويـان و اهـل نـفـاقـى . بـگـذرم ، و بـيـش از ايـن طول كلام سزاوار من روسياه نيست .
    اى نـفـس لئيـم نـويـسـنـده كـه اظـهـار مـى كـنى بايد فكرى براى روز سياه كرد و از اين بدبختى بايد خود را نجات داد، اگر راست مى گويى و قلبت با زبانت همراه است و سر و علنت موافق است ، چرا اين قدر غافلى و قلبت سياه و شهوات نفسانيه بر تو غالب است و هـيـچ در فـكـر سـفـر پـر خـطـر مـرگ نـيـسـتـى . عـمـرت گـذشـت و دست از هوى و هوس ‍ بـرنـداشـتـى ، عـمـرى را در شـهـوت و غـفـلت و شـقـاوت گـذرانـدى . عـنـقـريـب اجـل مـى رسـد و پايبند و گرفتار اعمال و اخلاق زشت و ناهنجار خودى . تو خود واعظ غير مـتـعـظـى و در زمـره مـنـافـقـان و دورويـانـى ، و بـيـم آن اسـت كـه اگـر بـه ايـن حال بگذرى ، با دو زبان از آتش و دو صورت از آتش محشور شوى .
    خـداونـدا، مـا را از ايـن خـواب طـولانـى بـيـدار كـن ، و از مـسـتـى و بـيخودى هشيار فرما، و دل مـا را بـه نـور ايمان صفا بده ، و به حال ما ترحم فرما، ما مرد اين ميدان نيستيم ، تو خود ما را دستگيرى نما و از چنگال شيطان و هواى نفس نجات بده .

    بحق اءوليائك محمد و آله الطاهرين ، صلوات الله عليهم اجمعين .


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #118
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    الحديث العاشر
    حديث دهم
    بـالاسـنـاد المـتـصـلة الى رئيـس المـحـدثـين ، محمد بن يعقوب ، رضوان الله عليه ، عن الحسين بن محمد، عن معلى بن محمد، عن الوشاء عن عاصم بن حميد، عن اءبى حمزة ، عن يحيى بـن عـقـيـل قـال : قـال اءمـيرالمؤ منين ، عليه السلام : انما (انى ن خ ) اءخاف عليكم اثنتين : اتـبـاع الهـوى ، و طـول الامـل . امـا اتـبـاع الهـوى فـانـه يـصـدعـن الحـق و اءمـا طول الامل ، فينسى (فانه ينسى ن خ ) الاخرة .(283)
    ترجمه :
    يـحـيى بن عقيل گفت فرمود اميرالمؤ منين عليه السلام : همانا نترسم من بر شما مگر دو چيز را: پيروى هوى ، و درازى اميد. اما پيروى هوى ، پس همانا او باز مى دارد از حق ، و اما درازى اميد، پس از ياد مى برد آخرت را.
    شـرح هـوى بـه حـسـب لغت دوست داشتن و اشتهاست ، و فرقى در متعلق نكند، خواه چيز خوب ممدوحى باشد يا زشت مذمومى . ولى غالب استعمالات آن در مشتهيات مذمومه است : يـا بـراى آنـكـه غالبا نفس مايل است نه به هوس رانى و شهوات مذمومه ، يا براى آنكه بـه حـسـب مـقـتـضـا طـبـيـعـت نـفـس مـايـل اسـت بـه شهوات باطله و هواهاى نفسانيه اگر مهار عـقـل و شـرع نـبـاشـد. و امـا احـتـمـال حـقـيـقـت شـرعـيـه
    (284) چـنـانـچـه بـعـضى محققين فرمودند،(285) بعيد است .
    و صد از شى ء به معناى منع و اعراض و صرف از آن آمده و همه مناسب است . ولى اين جا به معنى منع و صرف است ، زيرا كه صد به معناى اعراض ، لازم اسـت . مـا انـشـاءالله در ضـمـن دو مـقـام بـه ذكـر فـسـاد ايـن دو خـصـلت و كـيـفـيـت مـنـع اول از حق ، و از ياد بردن دوم آخرت را مى پردازيم . و از خدا توفيق مى طلبيم .


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #119
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    مـــقـــام اول : در ذم اتـــبـــاع هـــواى نـــفـــس و در آن چـنـدفصل است
    فـــصـــل ، در بـــيـــان آنـــكـــه انـــســـان در ابـــتـــداء امـــر حـيـوابالفعل است
    بـدان كـه نـفـس انـسـانـى گرچه به يك معنى ، كه اكنون ذكر آن از مقصود ما خارج است ، مـفـطـور بـر تـوحـيـد بـلكـه جـمـيـع عـقـايـد حـقـه اسـت ولى از اول ولادت آن در ايـن نـشـئه و قـدم گـذاشـتن در اين عالم ، با تمايلات نفسانيه و شهوات حـيـوانـيـه نـشـو و نـمـا كـنـد، مگر كسى كه مؤ يد من عندالله باشد و حافظ قدسى داشته بـاشـد. و آن چـون از نـوادر وجـود اسـت ، جـزو حـسـاب مـا نـيـايـد، مـا مـتـعـرض حال نوع هستيم .
    و در مـقام خود مبرهن است كه انسان در اول پيدايش ، پس از طى منازلى ، حيوان ضعيفى است كـه جـز بـه قـابـليـت انسانيت امتيازى از ساير حيوانات ندارد. و آن قابليت ميزان انسانيت فعليه نيست .
    پـس ، انـسـان حـيـوانى بالفعل است در ابتداى ورود در اين عالم ، و در تحت هيچ ميزان جز شريعت حيوانات ، كه اداره شهوت و غضب است ، نيست . و چون اين اعجوبه دهر ذات جامع يا قـابـل جـمـعـى اسـت ، از ايـن جـهـت بـراى اداره آن دو قـوه صـفـات شـيـطـانـى را از قـبـيـل كـذب و خـديعه و نفاق و نميمه و ساير شيطنتهاى ديگر نيز به كار مى برد، و با هـمـيـن سـه قـوه ، كـه اصـول مـفسدات و مهلكات است ، ترقى كند، و اينها نيز در او نمو و تـرقـى روز افـزون نـمـايـند. و اگر در تحت تاءثير مربى و معلمى واقع نشود، پس از رسـيـدن بـه حـد رشد و بلوغ يك حيوان عجيب و غريبى شود كه در هر يك از شئون مذكوره گـوى سـبقت از ساير حيوانات و شياطين ببرد، و از همه قويتر و كاملتر در مقام حيوانيت و شـيـطـنت شود. و اگر بر همين حال روزگار بر او بگذرد، و جز تبعيت هواى نفس در شئون ثـلاثـه نـكـنـد، هـيـچـيـك از مـعـارف الهـيـه و اخـلاق فـاضـله و اعمال صالحه در او بروز نكند، بلكه جميع انوار فطريه او نيز خاموش گردد.
    پـس ، تـمـام مراتب حق كه از اين سه مقام كه ذكر شد، يعنى معارف الهيه و اخلاق و ملكات فـاضـله و اعـمـال صـالحـه ، خـارج نـيـسـت ، زيـر پـاى هـواهـاى نـفـسـانـيـه پايمال گردد، و متابعت از تمايلات نفسانيه و ملايمات حيوانيه نگذارد در او حق به هيچيك از مـراتـب جـلوه كـنـد، و كـدورت و ظـلمـت هـواى نـفـس تـمـام انـوار عـقـل و ايـمـان را خـامـوش كـند، و ولادت ثانويه ، كه ولادت انسانيه است ، از براى او رخ ندهد، و در همان حال بماند و ممنوع و مصدود از حق و حقيقت شود تا آنكه از اين عالم با همين حـال رحلت كند. و در آن عالم ، كه كشف سريره شود، خود را جز حيوان يا شيطانى نيابد، و از انـسـان و انـسـانـيـت اصـلا يـادى نـكـنـد، و در آن حال در ظلمتها و عذابها و وحشتهاى بى پايان بماند تا خداى تعالى چه خواهد.



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #120
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    پـس ، ايـن حـال تـبـعـيـت كـامـل اسـت از هـواى نـفـس ، كـه مـنـع كامل كند از حق . و از اينجا مى توان فهميد كه ميزان بازماندن از حق متابعت هواى نفس است ، و مـقـدار بـازمـانـدن نـيـز مـتقدر شود به مقدار تبعيت . مثلا اگر به واسطه تعليم انبيا و تـربـيـت عـلمـا و مـربـيـان ، مـمـلكـت انـسـانـيـت ايـن انـسـان كـذايـى ، كـه در اول ولادت بـا آن سـه قـوه هـمـاغـوش بـود و بـا تـرقـى و تـكـامـل او آنها نيز ترقى و تكامل مى كردند، در تحت تاءثير تربيت واقع شد، و كم كم تسليم قوه مربيه انبيا و اوليا، عليهم السلام ، گرديد، ممكن است چيزى بر او نگذرد جز آنـكه قوه كامله انسانيه ، كه در او به طريق استعداد و قابليت وديعه گذاشته شده بود، فـعـليـت پـيـدا كندو ظهور نمايد و تمام شئون و قواى مملكت برگردد به شاءن انسانيت . شـيـطـان ايـمـان آورد بـه دسـتـش ، چـنـانـچـه در دسـت رسـول اكـرم ، صـلى الله عـليـه و آله ، ايـمـان آورد، فـرمـود: ان شـيـطـانى آمن بيدى .(286)
    شـيـطـان من به دست من ايمان آورد. و مقام حيوانيت او تسليم مقام انسانيتش شود، به طورى كه مركب مرتاض راهوار عالم كمال و ترقى و براق آسمان پيماى راه آخرت شود و ابـدا سـرخـودى نـكـنـد و چـمـوشـى نـنـمايد. و بعد از تسليم شدن شهوت و غضب به مقام عـدل و شـرع ، عـدالت در مـمـلكـت بـروز كـنـد و حـكـومـت عـادله حـقـه تشكيل شود كه كاركن در آن و حكمفرماى در آن حق و قوانين حقه باشد، و قدمى برخلاف حق در آن گذاشته نشود و بكلى از باطل و جور عارى و برى گردد.
    پـس ، هـمـان طـور كـه مـيـزان در منع حق و صد آن اتباع هواى نفس است ، ميزان در جلب حق و پـيـدايـش آن مـتـابـعـت شـرع و عـقـل اسـت . و بـيـن ايـن دو مـنـزل ، كـه يـكـى مـتـابـعـت كـامـله هـواى نـفـس اسـت و ديـگـرى مـتـابـعـت مـتـلقـه كـامـله عقل است ، منازل غير متناهيه است ، به طورى كه هر قدمى كه به تبعيت هواى نفس برداشته شـود، بـه هـمـان انـدازه مـنـع از حـق كـنـد و حـجـاب از حـقـيـقـت شـود و از انـوار كـمـال انـسـانـيـت و اسـرار وجـود آدمـيـت مـحـجوب گردد، و به عكس ، هر قدمى كه برخلاف ميل نفس و هواى آن بردارد، به همان اندازه رفع حجاب شود و نور حق در مملكت جلوه كند.



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 12 از 40 نخستنخست ... 2891011121314151622 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

فـــطـــرت كـــمـــال طـــلبـــى, فـقـر و غـنـا و اصـلاح حال مؤ منين, فـرشتگان بالهاى خويش را براى طالب علم فرش كنند, فـضـل عـالم بـر عـابـد, فوايد قوه غضبيه, فرق بين منزل تفكر و تذكر, فرق بين تفويض و توكل و ثقه, فرق بين توكل و رضاست, فرق بين رجا و غرور, فراغت وقت و قلب در عبادت, فضيلت مسواك, فضيلت نماز شب, فضيلت گريه, فضيلت بيدارى شب, فضيلت تفكر, فضيلت شكر از طريق نقل, فضيلت صدقه, قـــرب فـــرايـــض, قلب منافق و فرق آن با قلب مؤ من, قلب مؤ من ازهر است, قرب نـوافـل و نـتـيـجـه آن, قصور ممكن از قيام به عبادت حق, كلام معتزله و اشاعره و مذهب حق, كلام شهيد ثانى رحمه الله در باب غیبت, كيفيت وقوع شر در قضاى الهى, كيفيت اجراى حق خيرات و شرور را به دست بندگان, كيفيت تعلق علم حق بر معلومات, لقاء الله و كيفيت آن, لميت موازنه خوف و رجا, مـعـنـاى صـبـر, مـعنى امتحان و نتيجه آن, مفاسد كبر, مفاسد حسد, مفاسد حظوظ دنیوی در قلب, مفاسد خيانت, مفاسد دروغ, مفاسد عصبيت, مقام اول نفس, مقسوم بودن رزق, مكايد شيطان از روى ميزان است, منشاء عجب, ميزان صفات ثبوتيه و سلبيه, مؤ من بر طريق مستقيم است, مبادى محاسن اخلاق و مساوى آن, محاسبه, مذمت افراط (در) غضب, مراتب نفاق, مراتب حضور قلب, مراتب عجب, مراد از اءعرفوا الله بالله, مراد از عدم توصيف حق, مسئله جبر و تفويض, مشارطه مراقبه, معنى فطرت, معنى ترتيل, معنى حب و بغض حق تعالى, معنى سمع و بصر حق, معناى ابتلاء و امتحان حقتعالى, معالجه مفاسد اخلاقيه, معانى توكل و درجات آن, معاد از فطريات است, مغرور ساختن شيطان انسان را به رحمت واسعه حق, نقل كلام حكما در تقسيم اوصاف حق, چگونگى نسبت آن به ذات مقدس حق تعالى, چگونگى شكر, نتيجه استغفار, نتايج صبر, نشئه باطن و ملكوت, نشانه هاى فريبكار جاه طلب, نشانه هاى صاحبان عقل و فقه, نشانه تام بودن ذكـر, نشاءت وجودى انسان, هر يك از خير و شر متعلق ايجاد و خلقت گردند و كيفيت آن, وجه حصر قلوب, وخامت امر ريا, يـاد خـدااز طرف بـنـده سـبـب یاد کردن خداست بنده را, پيروى شهوات مانع تحصيل مقدمات معنوى, آدم مـــظـــهـــر تـــام الهـــى, آداب قرائت, انـــســـان در ابـــتـــداء امـــر حـيـوابالفعل است, اندراج بسيارى از علوم ذل علوم سه گانه, انسان عارف را دو نظر است, اهل فساد نيز گاهى عجب به فساد مى كنند, اهميت عزم در ترك معاصى و انجام تكاليف, اولی بودن ترك غيبت در موارد جايز, ايمان به وصف نيايد, ابتلاى انبياء به امراض جسمانى, ابطال جبر, احاديث در باب عبادت پيامبر(ص ), احاديث در ذكر مفاسد مراء, احاطه قيومى حق تعالى, اخلاص بعد از عمل, اخلاص در قرائت, اختلاف مردم در حفظ حضور حق, اركان توبه, اسارت شهوت منشاء همه اسارتهاست, استحباب سه روز روزه در هر ماه, استغفار سكنه آسمان و زمين براى طالب علم, اسرار صدقه, اشاره اجماليه به احكام فطريات, بيان شاه آبادى ره در معناى آيه محكمه, بيان صلاة وسطى, براى اسماء حق دو مقام است, بزرگى گناه غيبت و تبعات آن, بعضى قواى باطنيه, تفكر, تفكر ممنوع و مرغوب در ذات حق, تفكر در مصنوع, تفكر در احوال نفس, تفرغ براى عبادت موجب غناى قلب شود, تفسير آيات سوره حديد تا عليمبذات الصدور, تفسير توبه نصوح, تفسير سوره مباركه توحيد, تقوى, تقواى عامه, تقسيم قلوب راجع به چه چيز است, تمام موجودات را علم و حيات است, تنبيه علمى براى قلع ماده ريا, توجيه نسبت ابتلا به حق تعالى, توجيه ديگر از حديث تردید, توجيهاتى است كه از نسبت ترديد به حق شده, توحيد حق و ديگر صفات او فطرى است, تاءثير حظوظ دنيويه در قلب, تحقيق خير و شر, تذکر, ترغيب به اصلاح قلب, تشخيص احكام فطرت, تطبيق حديث نبوى با علوم سه گانه, تعداد هواهاى نفسانيه, تعريف اخلاص, تعريف غيبت, جلوگيرى انبيا از اطلاق طبيعت, حـــق تـــعـــالى ســـؤ ال نـشـود از آنـچـه بـكـنـد, حـزن و شـك و سـخـط،, حقيقت ورع و مراتب آن, حقيقت امانت, حقيقت بهشت و جهنم, حقيقت توبه, حقيقت شكر, حالات قلوب, حث بر عبادات و ترك معاصى, حديث رفع, حرام بودن استماع غيبت, خـشـيـت و نـيـت صـادقـه لازمه صـواب عمل, خوف از حق تعالى, دقت امر ريا, دنيا دار ثواب و عقاب حق تعالى نيست, در بيان بعض اقسام نفاق است, در بيان بعضى از موجبات كبر, در بيان درجات كبر, در بيان علاج تكبر, در بعض مكايد شيطان, در توجيه عرفانى از آيه شريفه 2 فتح, در حقيقت دنيا ی مذمومه, در حقيقت ريا, در سبب اصلى تكبر, درجات صبر, دشوارى توبه و جبران معاصى, دعوت به اخلاص, ذكر بعض احاديث در فضيلت ذكر خدا, ذم اتـــبـــاع هـــواى نـــفـــس, ذم اتباع هوى, ذم طـــول امـــل, رفع يد در نماز و تقليب آن, روح و راحت در يقين و رضا ست, ريا و درجات آن, ريا در اخلاق و ملكات باطنى, ريا در اعمال, ريا در عقايد, ريشه فسادهاى اخلاقی, راه تحصيل حضور قلب, رابطه حسد و تكبر, رجحان طلب رزق, سفر پر خطر و ضرورت زاد و راحله, سلوك طريق علم وسلوك طريق جنت, سِرّ رفع يدين, سبب زياد شدن حب دنيا, سر اختلاف انبيا در نبوت, شدت ابتلاء انبياء و اوصياء و مؤ منين, شدت بليات روحيه تابع شدت ادراك است, شرايط توبه, صـبر نتيجه حريت از قيد نفس, صورت ملكوتى نفاق, صورت ملكوتيه عصبيت, صبر اهل معرفت, ضبط خيال موازنه, ضررهاى اجتماعى غيبت, طول امل موجب نسيان آخرت است, عـــشـــق جـــبـــلّى بـه جميل مطلق, علم قبل از ايجاد, علم به حقيقت اسماء و صفات ممكن نيست, علم غير از ايمان است, علما ورثه انبيا, علوم مناسب با نشئات وجودی, علوم مناسب با اين نشاءت, علامتهاى صحت يقين, علاج مفاسد اخلاقى, علاج موبقه غیبت, علاج نفاق, علاج وسوسه, علاج عملى حسد, علاج غضب به قلع اسباب آن, علاج غضب در حال اشتعال آن, عينيت صفات حق با ذات است, عبادت در جوان تاءثير كند, عدد نوافل, عزم, عصبيت هاى اهل علم, غفلت از حق انتكاس قلب است

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •