*^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*
صفحه 13 از 40 نخستنخست ... 39101112131415161723 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 121 تا 130 , از مجموع 399
  1. #121
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در ذم اتباع هوى است
    خداوند تبارك و تعالى در ذم اتباع نفس و هواى آن مى فرمايد: و لا تتبع الهوى فيضلك عـن سبيل الله .(287) پيروى هواى نفس مكن كه گمراه كند ترا از راه خدا. و در آيه ديگر فرمايد: و من اءضل ممن اتبع هواه بغير هدى من الله .(288) كيست گمراهتر از كسى كه پيروى هواى خود كند بى راهنمايى از خدا.
    و در كـافـى شـريـف سـنـد بـه حـضـرت بـاقـر، عـليـه السـلام ، رسـانـد: قـال : قـال رسـول الله ، صـلى الله عـليـه و آله : يـقـول الله عـزوجـل : و عـزتـى و جـلالى و عـظـمتى و كبريائى و نورى و علوى و ارتفاع مـكـانى لا يؤ ثر عبد هواه على هواى الا شتت عليه اءمره و لبست عليه دنياه و شغلت قلبه بها، و لم اوته منها الا ما قدرت له . و عزتى و جلالى و عظمتى و نورى و علوى و ارتفاع مـكـانـى لا يـؤ ثـر عـبـد هـواى على هواه الا استحفظته ملائكتى و كفلت السموات و الارضين رزقه ، و كنت له من وراء تجارة كل تاجر و اءتته الدنيا و هى راغمة .(289)
    پـيـغـمـبـر، صـلى الله عـليـه و آله و سـلم ، فـرمـود: خـداى عزوجل مى فرمايد: قسم به عزت و جلال و عظمت و كبريا و علو و ارتفاع مكانتم كه اختيار نـكـنـد بـنـده اى هـواى خودش را بر هواى من ، مگر آنكه به تفرقه اندازد كارش را و درهم نـمـايـم دنـيـايـش را و مـشـغـول فـرمـايـم بـه دنـيـا قـلبـش را، و حـال آنـكـه نـدهـم بـه او از آن مـگـر آنـچـه مـقـدر فـرمـودم بـراى او. و بـه عـزت و جلال و عظمت و نور و بزرگى و رفعت و مكانتم قسم است كه اختيار نكند بنده هواى مرا بر هـواى خـود، مـگـر آنـكـه مـلائكـه مـن حـفـظ كـنـنـد او را، و مـتـكـفـل شوند آسمانها و زمينها روزى او را، و مى باشم من از براى او از دنباله تجارت هر تاجر. (يعنى من براى او تجارت كنم و روزى او رسانم ) و بيايد او را دنيا در صورتى كـه مـنـقـاد و ذليـل اوسـت . يـعـنـى بـا آنـكـه قـلبـش از او مـنـصـرف اسـت بـاز به او اقبال كند، پس خوار و ذليل پيش او باشد.
    و ايـن حـديـث شـريـف از مـحـكـمـات احـاديـث اسـت كـه مـضـمـومنش شهادت دهد كه از سرچشمه زلال علم خداى تبارك و تعالى است ، گو كه به حسب سند مرمى به ضعف باشد. ما اكنون در صدد شرح آن نيستيم .
    و از حضرت مولى اميرالمؤ منين ، عليه السلام ، جز اين حديث كه ما به شرح آن پرداختيم ، مـنـقـول اسـت كـه فـرمـود: اءن اءخـوف مـا اءخـاف عـليـكـم اثـنـتـان : اتـبـاع الهـوى ....(290) يـعـنـى هـمـانـا ترسناكتر چيزى كه بر شما مى ترسم ، دو چيز است .... بـقـيه فرموده مطابق حديث ابن عقيل است . و از جناب صادق ، سلام الله عليه ، در كافى شريف حديث شده كه فرمود: احذروا اءهوائكم كما تحذرون اءعداءكم ، فليس شى ء اءعـدى للرجـال مـن اتباع اءهوائهم و حصائد اءلسنتهم .(291) بترسيد هواهاى خـودتـان را هـمان طور كه مى ترسيد از دشمنان خويش ، پس نيست چيزى دشمنتر از براى مـردم از مـتابعت هواهاى خود، و چيده هاى زبانهاى آنها. يعنى از آنچه زبان آنها براى آنها تحصيل كند.



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #122
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    اى عزيز، بدان كه خواهش و تمناى نفس منتهى نشود به جايى و به آخر نرسد اشتهاى آن ، اگـر انـسـان يـك قدم دنبال آن بردارد، مجبور شود پس از آن چند قدم بردارد، و اگر با يكى از هواهاى آن همراهى كند، ناچار شود با چندين تمناى آن همراهى كند. اگر يك در به روى خـواهـش نفس باز كنى ، لابدى كه درهاى بسيارى به روى آن باز كنى . يك وقت به واسـطـه يـك مـتـابـعـت نفس به چندين مفاسد و از آن به هزاران مهالك مبتلا شوى ، تا آنكه خـداى نـخـواسـتـه در دم آخـر جميع راه حق را بر تو منسد كند، چنانچه خداى تعالى در نص كـتـاب كريم از آن خبر داده است .(292) و البته اميرمؤ منان و ولى امر و مولا و مرشد و مـتـكـفـل هـدايـت و راهـنـمـاى عـايله انسانيت از اين خوف دارد و ترسناك است . بلكه روح مكرم رسول اكرم و ائمه هدى ، صلى الله عليه و آله و عليهم اجمعين ، در اضطراب و وحشت است كـه مـبـادا بـرگـهـاى درخـت نبوت و ولايت ريخته شود و خزان گردد. حضرت مى فرمايد: تـنـاكـحـو تـنـاسـلوا، فـانـى اءبـاهـى بـكـم الامـم ولو بـالسـقـط.(293) يـعنى زنـاشـويـى كـنـيـد تـا فـرزنـد آوريد، پس همانا من فخر مى كنم به واسطه شما به امـتـهـاى ديـگر گرچه به بچه ساقط شده . و معلوم است كه انسان اگر در يك همچو راه خـوفناكى واقع شود كه بيم آن است كه انسان را به پرتگاه نيستى اندازد و اسباب عـقـوق والد حـقـيـقـى او، يعنى رسول اكرم ، صلى الله عليه و آله ، شود و آن سرور، كه رحمة للعالمين است ، از انسان سخطناك شود، چه قدر بدبخت است و چه مصيبتها و گـرفـتـاريـهـا در پـس پـرده دارد. پـس ، اگـر بـا رسـول خـدا آشـنايى دارى و اگر محبت مولى اميرالمؤ منين را دارى و دوست اولاد طاهرين آنها هـسـتـى ، قـلب مـبـارك آنـهـا را از تـرس و اضـطـراب و تزلزل بيرون بياور.
    در آيـه شـريـفـه در سـوره هـود وارد اسـت : فـاسـتـقـم كـمـا امـرت و من تاب معك .(294) يـعـنـى اسـتـقـامـت كـن و بر جاى ايست آن طور كه ماءمورى ، با كسى كه تـوبـه كـرد بـا تـو. و در حـديـث وارد اسـت كـه جـنـاب رسـول الله ، صـلى الله عـليـه و آله ، فـرمـود: شـيـبـتـنـى سـورة هـود لمـكان هذه الايه (295) يـعـنـى پـيـر كـرد مـرا سوره هود، براى خاطر اين آيه . شيخ عارف كـامـل شـاه آبـادى ،(296) روحـى فـداه ، فـرمودند با اينكه اين آيه شريفه در سوره شـورى (297) نـيـز وارد اسـت ، ولى بـدون و مـن تاب معك ، جهت اينكه حضرت سـوره هود را اختصاص به ذكر دادند براى آن است كه خداى تعالى استقامت امت را نـيـز از آن بـزرگوار خواسته است و حضرت بيم آن داشت كه ماءموريت انجام نگيرد، و الا خـود آن بـزرگـوار اسـتـقـامـت داشـت . بـلكـه آن حـضـرت مـظـهـر اسـم حـكـيـم عدل است .
    پـس اى بـرادر من ، اگر تو خود را از متابعان آن حضرت مى دانى و مورد ماءموريت آن ذات مـقـدس ، بـيـا و نـگـذار آن بـزرگـوار در ايـن مـاءمـوريـت خجل و شرمسار شود به واسطه كار زشت و عمل ناهنجار تو. تو خود ملاحظه كن اگر اولاد يـا ساير بستگان تو كارهاى زشت نامناسب كنند كه با شئون تو مخالف باشد، چه قدر پـيـش مـردم خـجـل و سـرشـكـسـتـه مـى شـوى ، بـدان كـه رسول اكرم ، صلى الله عليه و آله ، و امير المؤ منين ، عليه السلام ، پدر حقيقى امتند به نص خود آن بزرگوار كه فرمود: اءنا و على اءبوا هذه الامة .(298) يعنى من و عـلى دو پـدر ايـن امـتـيـم و اگر ما را در محضر ربوبيت حاضر كنند و حساب كشند در مـقـابـل روى آن بـزرگـواران و از مـا جـز زشـتـى و بـدى در نـامـه عمل نباشد، به آن بزرگوارها سخت مى گذرد و آنها در محضر حق تعالى و ملائكه و انبيا شـرمسار شوند. پس ، ما چه ظلمى بزرگ كرديم به آنها، و به چه مصيبتى مبتلا شديم و خداى تعالى با ما چه معامله خواهد كرد؟
    پـس ، ايـن انـسـان ظـلوم و جـهـول كـه بـه خـود ظـلم كنى و به اولياء نعم خود، كه جان و مـال و راحت خود را در راه هدايت تو فدا كردند. و با اشد مصيبتها و ابتلا كشته شدند و زن و فـرزند آنها اسير و دستگير شد ـ همه در راه هدايت و نجات تو، در عوض آنكه تشكر از زحـمـات آنها كنى و پاس مراحم آنها را نگاه دارى ، چنين ظلم فاحشى كنى و گمان كنى كه فـقـط ظـلم به نفس كردى . قدرى از خواب غفلت بيدار شو و پيش نفس خود خجلت بكش ، و بـگـذار آنـهـا را بـا هـمان ظلمهايى كه از اعداى دين ديدند، ديگر تو كه دعوى دوستى مى كنى به آنها ظلم مكن كه ظلم از دوست و مدعى دوستى ناگوارتر است و زشت تر.



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #123
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در تعداد هواهاى نفسانيه است
    بايد دانست كه هواهاى نفسانى بسيار مختلف و گوناگون است به حسب مراتب و متعلقات . گـاهـى بـه قـدرى دقـيـق اسـت كـه انـسـان خـود نـيـز از آن غـافـل شـود كـه آن كيد شيطانى و هواى نفسانى است ، مگر آنكه او را تنبه دهند و از غفلت بيدار كنند. و با همه اختلاف تمامت آنها در سد راه حق و منع طريق خدا شركت دارند، گرچه در مـراتـب آن مـتفاوت اند: چنانچه اهل اهويه باطله و اتخاذ خدايان از طلا و غير آن ـ چنانچه خـداى تـعـالى از آنـهـا خـبـر دهد: اءفراءيت من اتخذ اءلهه هواه .(299) و ديگر آيـات شـريـفـه ـ بـه طـورى از خـدا بـازمـانـنـد. و اهـل مـتـابـعـت هـواهـاى نـفـسـانـى و اباطيل شيطانى در ساير عقايد باطله يا اخلاق فاسده ، طور ديگر از حق محجوب شوند. و اهـل مـعـاصـى كـبـيـره و صـغـيـره و مـوبـقـات و مهلكات ، به حسب درجات آن ، به نوعى از سـبـيـل حـق باز مانند. و اهل متابعت هواى نفس در مشتهيات نفسانيه مباحه و صرف همت و كثرت اشـتـغـال بـه آن ، نـوع ديـگـر از راه حـقـيـقـت بـازمـانـنـد. و اهل مناسك و اطاعات صوريه براى تعمير عالم آخرت و اداره مشتهيات نفسانيه و رسيدن به درجـات يـا خـوف از عـذاب و رهـايـى از دركـات ، بـه طـورى ديـگـر مـحـجـوب از حـق و سـبـيـل آن مـانند. و اصحاب تهذيب نفس و ارتياض آن براى ظهور قدرت نفس و رسيدن به جـنـت صـفـات ، بـه نـوعـى مـحـجـوب از حـق و از لقـاء آن هـسـتـنـد. و اهـل مـعـارف و سـلوك و جـذبـات و مـقـامـات عـارفـيـن ، كـه نـظـرى جـز لقـاء حـق و وصول به مقام قرب ندارند، نيز نوعى ديگر محجوب از حق و از تجليات خاص محروم اند چـون در آنـها نيز تلوين باقى و از خودى آثارى هست . پس از اين ، مراتب ديگرى است كه ذكر آن مناسب مقام نيست .
    پس ، هر يك از اهل مراتب مذكوره بايد تفتيش حال خود كنند و خود را از هواهاى نفسانيه پاك و پـاكـيـزه كـنـنـد تا از سبيل حق باز نمانند و از راه سلوك حقيقت گمراه نگردند، و ابواب رحـمـت و عـواطـف ، در هـر مـقـامـى هـسـتـنـد، بـه روى آنـها مفتوح گردد. والله ولى الهداية و التوفيق .



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #124
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    مـــقـــام دوم : در بـــيـــان ذم طـــول امـــل اســـت و در آن دوفصل است
    فصل ، در بيان آنكه طول امل موجب نسيان آخرت است

    بـدان كـه اول مـنـزل از مـنـازل انـسـانـيـت مـنـزل يـقـظـه و بـيـدارى اسـت ، چـنـانـچه مشايخ اهـل سـلوك در مـنـازل سـالكـان بـيـان فـرمـوده انـد.(300) و از بـراى ايـن مـنـزل ، چـنـانـچـه شيخ عظيم الشاءن شاه آبادى ، دام ظله ، بيان فرمودند، ده بيت است كه اكنون در مقام تعداد آن نيستيم ، ولى آنچه اكنون لازم است بيان شود اين است كه انسان تا تـنبه پيدا نكند كه مسافر است و لازم است از براى او سير و داراى مقصد است و بايد به طـرف آن مـقـصـد نـاچـار حـركـت كـنـد و حـصـول مـقـصـد مـمـكـن اسـت ، عزم براى او حاصل نشود و داراى اراده نگردد. و هر يك از اين امور داراى بيان و شرحى است كه به ذكر آن اگر بپردازيم ، به طول انجامد.
    و بـايـد دانـسـت كه از موانع بزرگ اين تيقظ و بيدارى ، كه اسباب نسيان مقصد و نسيان لزوم سـيـر شـود و اراده و عـزم را در انـسـان مـى مـيـراند، آن است كه انسان گمان كند وقت بـراى سـيـر وسيع است ، اگر امروز حركت به طرف مقصد نكند، فردا مى كند، و اگر در ايـن مـاه سـفـر نـكـنـد، مـاه ديـگـر سـفـر مـى كـنـد. و ايـن حـال طـول امـل و درازى رجـا و ظـن بـقـا و امـيـد حـيـات و رجـاء سـعـه وقـت انـسـان را از اصل مقصد، كه آخرت است ، و لزوم سير به سوى او و لزوم اخذ رفيق و زاد طريق باز مى دارد، و انـسـان بكلى آخرت را فراموش مى كند و مقصد از ياد انسان مى رود. و خدا نكند كه انـسـان سـفـر دور و دراز پـر خطرى در پيش داشته باشد و وقت او تنگ باشد و عُده و عِده بـراى او خـيـلى لازم بـاشـد، و هـيـچ نـداشـتـه بـاشـد، و بـا هـمـه وصـف از يـاد اصـل مـقـصـد بـيـرون رود. و مـعـلوم اسـت اگـر ايـن نـسـيـان حـاصـل شد، هيچ در فكر زاد و توشه برنيايد و لوازم سفر را تهيه نكند، و ناچار وقتى سـفـر پـيـش آيد، بيچاره شود و در آن سفر افتاده و در بين راه هلاك گردد و راه به جايى نبرد.


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #125
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل : سفر پر خطر و ضرورت زاد و راحله
    پس اى عزيز، بدان كه يك سفر پر خطر لازمى در پيش است كه عُده و عِده آن و زاد و راحله آن عـلم و عـمـل نـافـع اسـت ، و وقـت سـفـر معلوم نيست چه وقت است ، ممكن است وقت خيلى تنگ بـاشـد و فـرصـت از دسـت بـرود. انـسـان نـمـى دانـد چـه وقـت كـوس رحـيـل مـى زنـنـد كـه بـايـد نـاچـار كـوچ كـنـد. ايـن طـول امـل كـه مـن و تـو داريـم ، كـه از حـب نـفـس و مكايد شيطان و شاهكارهاى آن ملعون است ، به طـورى مـا را از تـوجـه بـه عـالم آخـرت بـاز داشـتـه كـه در فكر هيچ كار نيفتيم . و اگر مـخـاطـرات سـيـر و مـوانع حركت داشته باشيم ، در صدد اصلاح آن به توبه و انابه و رجـوع بـه حـق بـرنـيـايـيـم و هـيـچ در صـدد جـمـع زاد و راحـله نـبـاشـيـم ، نـاگـاه اجـل مـوعـود در رسـد و مـا را بـى زاد و راحـله و بـى تـهـيـه سـفـر بـبـرد: نـه عمل صالحى داريم و نه عمل نافعى ، و مؤ نه آن عالم روى اين دو مطلب چرخ مى زند، و ما هـيـچـيـك را تـهـيـه نـكـرديـم . اگـر عـمـلى هـم كـرده بـاشـيـم ، خـالص و بـى غـل و غـش نـبـوده ، بـلكـه بـا هـزاران مـوانـع قـبـول بـه جـا آورديـم . و اگـر عـلمـى تـحـصـيـل نـمـوديـم ، عـلم بـيـحـاصـل و نـتـيـجـه بـوده كـه خـود يـا لغـو و بـاطـل اسـت و يـا از مـوانـع بـزرگ راه آخـرت اسـت . اگـر ايـن عـلم و عـمـل مـا نـافـع بـود، در مـا كـه سـالهـاى سـال اسـت دنـبـال آن هـسـتـيـم بـايـد تـاءثـيـر واضـحـى كـرده بـاشد و در اخلاق و اطوار ما تفاوتى حاصل شده باشد، چه شده است كه علم و عمل چهل پنجاه ساله ما در قلوب ما اثر ضد بخشيده و دلهاى ما را از سنگ خارا سخت تر كرده ؟ از نماز كه معراج مؤ منان است ما را چه حاصل شده ؟ كو آن خوف و خشيتى كه لازم علم است ؟ اگر خداى نخواسته با اين حال كه هستيم ما را كوچ دهند، خسارتهاى بزرگى و حسرتهاى بسيارى در پيش داريم كه زايل شدنى نيست .
    پـس ، نسيان آخرت از امورى است كه اگر ولى الله اعظم ، اميرالمؤ منين ، سلام الله عليه ، بر ما بترسد از آن و از موجب آن ، كه طول امل است ، حق است ، زيرا كه او مى داند اين چه سـفـر پـر خـطـرى اسـت . و انـسـانـى كـه بـايـد آنـى راحـتـى نـداشـتـه بـاشـد و در هـر حـال مـشـغـول جـمـع زاد و راحـله باشد و دقيقه اى ننشيند، اگر نسيان كرد آن عالم را و به خـواب رفـت و نـفـهـميد كه چنين عالمى هم هست و چنين سيرى هم در پيش است ، چه به سر او خـواهـد آمـد و بـه چـه بـدبـخـتـيـهـايـى خـواهـد گـرفـتـار شـد. خـوب اسـت قـدرى در حال آن حضرت و حضرت رسول اكرم ، صلى الله عليه و آله ، كه اشرف خليقه و معصوم از خـطـا و نـسـيـان و لغـزش و طـغـيـان هـسـتـنـد، تـفـكـر كـنـيـم و بـفـهـمـيـم كـه مـا در چـه حـال هستيم و آنها در چه حال بودند. علم آنها به بزرگى سفر و خطر آن ، از آنها راحت را سلب كرده ، و جهل ما نسيان در ما ايجاد كرده . حضرت ختمى مرتبت به قدرى رياضت كشيد و قـيـام در مـقـابـل حـق كـرد كـه قـدمـهـاى مـبـاركـش ورم كـرد و از طـرف ذات مـقـدس حـق جل و جلاله آيه نازل شد: طه# ما اءنزلنا عليك القرآن لتشقى .(301) (302) جـنـاب امـيرالمؤ منين ، عليه السلام ، كه حالات و عبادات و خوفش از حق تعالى معلوم است . پـس ، بـدان كه سفر خيلى پر خطر است ، و اين نسيان و فراموشى كه در ما است از مكايد نـفـس و شـيـطان است ، و اين اميدها و آمال طولانى و دراز از دامهاى بزرگ ابليس و از مكايد نـفـس اسـت . پس ، از اين خواب برخيز و تيقظ و تنبه پيدا كن . بدان كه مسافرى و داراى مـقـصـدى . مـقـصـد تـو عالم ديگر است و تو را از اين عالم خواهى نخواهى مى برند. اگر تـهـيـه سـفـر و زاد و راحـله آن را ديـدى ، در ايـن سفر درمانده نشوى و در اين سير بيچاره نشوى ، و الا فقير و بيچاره و بينوا گردى ، و خواهى رفت به سوى شقاوتى كه سعادت نـدارد، ذلتـى كه عزت ندارد، فقرى كه غنا دنبالش نيست ، عذابى كه راحت ندارد، آتشى كه خاموشى پيدا نكند، فشارى كه برطرف شدن ندارد، حزن و اندوهى كه خوشحالى در پى آن نيست ، حسرت و ندامتى كه آخر ندارد.
    اى عـزيـز بـبـيـن مـولا در دعاى كميل در مناجات با خداى تعالى چه عرض مى كند: اءنت تعلم ضعفى عن قليل من بلاء الدنيا و عقوباتها. تا آنكه مى گويد: و هذا ما لا تـقـوم له السموات و الارض .(303) اين چه عذابى است كه آسمانها و زمين طاقت آن را نـدارنـد و بـراى تـو تـهـيـه شـده و بـاز تنبه ندارى و روز بروز در نسيان و غفلت و خوابت افزوده مى شود.
    هـان ، اى دل غـافـل ! از خـواب بـرخـيـز و مـهـيـاى سـفـر آخـرت شـو ـ فـقـد نودى فيكم بـالرحـيـل .
    (304) صـداى رحـيـل و بـانـگ كـوچ بـلنـد اسـت . عمال حضرت عزرائيل در كارند و تو را در هر آن به سوى عالم آخرت سوق مى دهند و باز غافل و نادانى .
    اءللهم انى اءساءلك التجافى عن دار الغرور، و الانابة الى دار السرور و الاستعداد للموت قبل حلول الفوت .(305)


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #126
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    الحديث الحادى عشر
    حديث يازدهم
    بـالسـنـد المـتـصـل الى محمد بن يعقوب ، عن محمد بن يحيى ، عن اءحمد بن محمد، عن ابن مـحـجـوب ، عـن عـلى بـن رئاب ، عن زرارة ، قال : ساءلت اءبا عبدالله ، عليه السلام ، عن قـول الله عـزوجـل : فـطـرت الله التـى النـاس عـليـهـا. قال : فطرهم جميعا على التوحيد.(306)
    ترجمه :

    زراره گويد پرسش كردم از حضرت صادق ، عليه السلام ، از فرموده خداى تعالى : فـطـرة الله التـى فـطـر النـاس ‍ عـليـهـا. فـرمـود: خـلق كـرد ايـشـان را همگى بر توحيد.
    شـرح اهـل لغـت و تفسير گويند فطرت به معناى خلقت است . در صحاح اسـت : الفطرة ، بالكسر، الخلقة . و تواند بود كه اين فطرت ماءخوذ باشد از فطر به معناى شق و پاره نمودن ، زيرا كه خلقت گويى پاره نمودن پرده عدم و حجاب غيب است . و به همين معنى نيز افطار صائم است : گويى پـاره نـمـوده هـيـئت اتـصـاليـه امـسـاك را. در هـر حـال ، بـحث از لغت خارج از مقصود ماست . بـالجـمله ، حديث شريف اشاره است به آيه شريفه در سوره روم : فاءقم وجهك للديـن حـنـيـفـا فـطـرت الله التـى فـطـر النـاس ‍ عـليـهـا لا تـبـديـل لخـلق الله ذلك الديـن القـيـم ولكـن اءكـثـر النـاس لا يـعـلمـون .(307) مـا انشاءالله اشاره اجماليه به اين فطرت ، و كيفيت آن ، و چگونگى بودن مردم بر فطرت توحيد، در ضمن فصول و مقاماتى چند مى نماييم .



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #127
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در معنى فطرت است
    بـدان كـه مـقصود از فطرت الله ، كه خداى تعالى مردم را بر آن مفطور فرمود، حالت و هـيـئتـى اسـت كه خلق را بر آن قرار داده ، كه از لوازم وجود آنها و از چيزهايى است كه در اصـل خلقت خميره آنها بر آن مخمر شده است . و فطرتهاى الهى ، چنانچه پس از اين معلوم شـود، از الطـافـى است كه خداى تعالى به آن اختصاص داده بنى الانسان را از بين جميع مـخـلوقـات ، و ديـگـر مـوجـودات يـا اصـلا داراى اين گونه فطرتهايى كه ذكر مى شود نيستند، يا ناقص اند و حظ كمى از آن دارند.
    و بـايـد دانـسـت كـه گـرچـه در ايـن حـديـث شـريـف و بـعـضـى از احـاديـث ديگر
    (308) فـطـرت را تـفـسـيـر بـه تـوحـيـد فـرمـودنـد، ولى ايـن از قـبـيـل بـيـان مـصـداق است ، يا تفسير به اشرف اجزاء شى ء است ، چنانچه نوعا تفاسير وارده از اهـل عـصـمـت ، سـلام الله عـليـهـم ، از ايـن قـبيل است ، و در هر وقت به مناسبت مقامى مـصـداقـى مـثـلا ذكـر شـده و جـاهـل گـمـان تـعـارض كـنـد. و دليـل بـر آنكه در اين مورد چنين است ، آن است كه در آيه شريفه دين را عبارت از فـطـرت الله دانـسـتـه ، و ديـن شـامـل تـوحـيد و ديگر معارف شود. و در صحيحه عـبـدالله بـن سـنـان (309) تفسير به اسلام شده .،و در حسنه زراره (310) تـفـسـيـر بـه مـعـرفـت شـده . و در حـديـث مـعـروف كل مولود يولد على الفطرة . در مقابل تهود و تنصر و تمجس ذكر شده .(311) و نيز حضرت ابى جعفر، عليه السلام ، حديث فطرت را در همين حسنه زراره به معرفت تفسير فرموده است . پس ، از اين جمله معلوم شد كـه فطرت اختصاص به توحيد ندارد، بلكه جميع معارف حقه از امورى است كه حق ، تعالى شاءنه ، مفطور فرموده بندگان را بر آن .



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #128
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در تشخيص احكام فطرت است
    بـبـايـد دانـسـت كـه آنـچـه از احـكـام فـطـرت اسـت چـون از لوازم وجـود و حـيـات مـخـمره در اصـل طـيـنـت و خـلقـت اسـت ، احـدى را در آن اخـتـلاف نـبـاشـد ـ عـالم و جـاهـل و وحـش و مـتـمدن و شهرى و صحرانشين در آن متفق اند. هيچيك از عادات و مذاهب و طريقه هـاى گـونـاگـون در آن راهـى پيدا نكند و خلل و رخنه اى در آن از آنها پيدا نشود. اختلاف بلاد و اهويه و ماءنوسات و آراء و عادات كه در هر چيزى ، حتى احكام عقليه ، موجب اختلاف و خلاف شود، در فطريات ابدا تاءثيرى نكند.
    اختلاف افهام و ضعف و قدرت ادراك لطمه اى بر آن وارد نياورد، و اگر چيزى بدان مثابه نـشـد، از احكام فطرت نيست و بايد آن را از فطريات خارج دانست ، و لهذا در آيه شريفه فـرمـوده : فـطـر النـاس عـليـهـا يعنى ، اختصاص به طايفه اى ندارد، و نيز فرموده : لا تـبـديل لخلق الله . چيزى او را تغيير ندهد، مثل امورى ديگر كه به عادات و غير آن مختلف شـوند. ولى از امور معجبه آن است كه با اينكه در فطريات احدى اختلاف ندارد ـ از صدر عـالم گـرفـتـه تـا آخـر آن ـ ولى نوعا مردم غافل اند از اينكه باهم متفق اند، و خود گمان اخـتـلاف مـى نـمـايند، مگر آنكه به آنها تنبه داده شود، آن وقت مى فهمند موافق بودند در صـورت مـخـالفت ، چنانچه پس از اين به وضوح رسد انشاءالله . و به همين معنى اشاره شده است در ذيل آيه شريفه كه مى فرمايد: ولكن اءكثر الناس لا يعلمون .
    و از آنـچـه ذكـر شد، معلوم گرديد كه احكام فطرت از جميع احكام بديهيه بديهيتر است ، زيـرا كـه در تـمـام احـكام عقليه حكمى كه بدين مثابه باشد كه احدى در آن خلاف نكند و نـكرده باشد نداريم ، و معلوم است چنين چيزى اوضح ضروريات و ابده بديهيات است ، و چـيـزهـايى كه لازمه آن باشد نيز بايد از اوضح ضروريات باشد. پس اگر توحيد يا سـايـر مـعـارف از احـكـام فـطـرت يـا لوازم آن بـاشـد، بـايـد از اجـلاى بديهيات و اظهر ضروريات باشد، ولكن اءكثر الناس ‍ لا يعلمون .



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #129
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در اشاره اجماليه به احكام فطريات
    بدان كه مفسرين ، از عامه و خاصه ، هر يك به حسب طريقه خود طورى بيان كيفيت فطرى بـودن ديـن يا توحيد را كرده اند، و ما در اين اوراق بر طبق آراء آنها سخن نگوييم ، بلكه در اين مقام آنچه از محضر شريف شيخ عارف كامل ، شاه آبادى ،(312) دام ظله ، كه متفرد است در اين ميدان ، استفاده نمودم بيان مى كنم ،(313) گرچه بعضى از آنها به طريق رمز و اشاره در كتب بعضى از محققين از اهل معارف هست ، و بعضى از آن به نظر خود قاصر رسيده است .
    پـس ، بـايـد دانـسـت كـه از فـطـرتـهـاى الهـى يـكـى فـطـرت بـر اصل وجود مبداء، تعالى و تقدس ، است ، و ديگر فطرت بر توحيد است ، و ديگر فطرت بر استجماع آن ذات مقدس است جميع كمالات را، و ديگر بر يوم معاد و روز رستخيز است ، و ديـگـر فـطـرت بـر نـبـوت اسـت ، و ديـگـر فـطـرت بـر وجـود مـلائكـه و روحـانـيـين و انـزال كـتـب و اعـلام طـرق هـدايت است ، كه بعضى از اينها كه ذكر شد از احكام فطرت ، و بـرخـى ديـگـر از لوازم فـطـرت اسـت . و ايـمـان بـه خـداى تـعـالى و مـلائكـه و كـتـب و رسل و يوم قيامت ، دين قيم محكم مستقيم حق است در تمام دوره زندگانى عايله سلسله بشر. و مـا اشـاره بـه بـعضى از آنها كه با حديث شريف مناسب است مى نماييم ، و از حق تعالى توفيق مى طلبيم .



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #130
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    مـــقـــام اول : در بـــيـــان آنـــكـــه اصـــل وجـــود مـــبـــدأ مـتـعـالجل و علا از فطريات است
    و آن بـا تـنـبـه بـه يك مقدمه معلوم گردد. و آن اين است كه يكى از فطرتهايى كه جميع سـلسـله بـنـى الانـسـان مـخـمـر بـر آن هـسـتند و يك نفر در تمام عايله بشر پيدا نشود كه بـرخـلاف آن باشد. و هيچيك از عادات و اخلاق و مذاهب و مسالك و غير آن آن را تغيير ندهد و در آن خـلل وارد نـياورد، فطرت عشق به كمال است ، كه اگر در تمام دوره هاى زندگانى بـشـر قـدم زنـى و هـر يـك از افـراد هـر يـك از طـوايـف و مـلل را اسـتـنـطـاق كـنـى ، ايـن عـشـق و مـحـبـت را در خـمـيـره او مـى يابى و قلب او را متوجه كمال مى بينى .
    بـلكـه در تمام حركات و سكنات و زحمات و جديتهاى طاقت فرسا، كه هر يك از افراد اين نـوع در هـر رشـتـه اى واردنـد مـشـغـولنـد، عـشـق بـه كـمـال آنـهـا را بـه آن واداشـتـه ، اگـر چـه در تـشـخـيـص كـمـال و آنـكـه كـمـال در چـيـسـت و مـحـبـوب و مـعـشـوق در كـجـاسـت ، مـردم كـمـال اخـتـلاف را دارنـد. هـر يـك مـعـشـوق خـود را در چـيـزى يـافـتـه و گمان كرده و كعبه آمـال خـود را در چـيـزى تـوهـم كـرده و مـتـوجـه بـه آن شـده از دل و جـان آن را خـواهـان اسـت . اهـل دنـيـا و زخـارف آن كـمـال را در دارايـى آن گـمـان كـردنـد و مـعـشـوق خـود را در آن يـافـتـنـد، از جـان و دل دل در راه تـحـصـيـل آن خـدمـت عـاشقانه كنند، و هر يك در هر رشته هستند و حب به هر چه دارنـد، چـون آن را كـمـال دانـنـد بـدان مـتـوجـه انـد. و هـمـيـن طـور اهـل عـلوم و صـنـايـع هـر يـك بـه سـعـه دمـاغ خـود چـيـزى را كـمال دانند و معشوق خود را آن پندارند. و اهل آخرت و ذكر و فكر، غير آن را. بالجمله تمام آنها متوجه به كمال اند، و چون آن را در موجودى يا موهومى تشخيص دادند، با آن عشقبازى كـنند. ولى ببايد دانست كه با همه وصف ، هيچيك از آنها عشقشان و محبتشان راجع به آن چه گمان كردند نيست ، و معشوق آنها و كعبه آمال آنها آنچه را توهم كردند نمى باشد، زيرا هر كس به فطرت خود رجوع كند مى يابد كه قلبش ‍ به هر چه متوجه است ، اگر مرتبه بـالاتـرى از آن بـيـابـد فـورا قلب از اولى منصرف شود و به ديگرى كه كاملتر است مـتـوجـه گـردد، و وقـتـى كـه بـه آن كـامـلتـر رسـيـد، بـه اكـمل از آن متوجه گردد، بلكه آتش عشق و سوز و اشتياق روز افزون گردد و قلب در هيچ مـرتـبـه از مـراتـب و در هـيـچ حـدى از حـدود رحـل اقـامـت نـيـنـدازد. مـثـلا اگـر شـمـا مـايـل بـه جـمـال زيـبـا و رخـسـار دلفـريـب هـسـتـيـد و چون آن را پيش دلبرى سراغ داريد دل را بـه سـوى كـوى او روان كـرديد، اگر جميلتر از آن را ببينيد و بيابيد كه جميلتر اسـت ، قـهـر مـتـوجه به آن شويد، و لااقل هر دو را خواهان شويد، و باز آتش اشتياق فرو ننشيند و زبان حال و لسان فطرت شما آن است كه چيزيم نيست ورنه خريدار هر ششم
    (314) بـلكـه خـريـدار هـر جـمـيـلى هـسـتـيـد. بـلكـه بـا احـتـمـال هـم اشـتـيـاق پيدا كنيد: اگر احتمال دهيد كه جميلى دلفريبتر از اينها كه ديديد و داريـد در جـاى ديـگـر اسـت ، قـلب شـما سفر به آن بلد كند، من در ميان جمع و دلم جاى ديـگـر اسـت (315) گوييد. بلكه با آرزو نيز مشتاق شويد: وصف بهشت را اگر بـشـنـويد و آن رخسارهاى دلكش را ـ گرچه خداى نخواسته معتقد به آن هم نباشيد ـ با اين وصـف ، فطرت شما گويد اى كاش چنين بهشتى بود و چنين محبوب دلربايى نصيب ما مى شد.


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 13 از 40 نخستنخست ... 39101112131415161723 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

فـــطـــرت كـــمـــال طـــلبـــى, فـقـر و غـنـا و اصـلاح حال مؤ منين, فـرشتگان بالهاى خويش را براى طالب علم فرش كنند, فـضـل عـالم بـر عـابـد, فوايد قوه غضبيه, فرق بين منزل تفكر و تذكر, فرق بين تفويض و توكل و ثقه, فرق بين توكل و رضاست, فرق بين رجا و غرور, فراغت وقت و قلب در عبادت, فضيلت مسواك, فضيلت نماز شب, فضيلت گريه, فضيلت بيدارى شب, فضيلت تفكر, فضيلت شكر از طريق نقل, فضيلت صدقه, قـــرب فـــرايـــض, قلب منافق و فرق آن با قلب مؤ من, قلب مؤ من ازهر است, قرب نـوافـل و نـتـيـجـه آن, قصور ممكن از قيام به عبادت حق, كلام معتزله و اشاعره و مذهب حق, كلام شهيد ثانى رحمه الله در باب غیبت, كيفيت وقوع شر در قضاى الهى, كيفيت اجراى حق خيرات و شرور را به دست بندگان, كيفيت تعلق علم حق بر معلومات, لقاء الله و كيفيت آن, لميت موازنه خوف و رجا, مـعـنـاى صـبـر, مـعنى امتحان و نتيجه آن, مفاسد كبر, مفاسد حسد, مفاسد حظوظ دنیوی در قلب, مفاسد خيانت, مفاسد دروغ, مفاسد عصبيت, مقام اول نفس, مقسوم بودن رزق, مكايد شيطان از روى ميزان است, منشاء عجب, ميزان صفات ثبوتيه و سلبيه, مؤ من بر طريق مستقيم است, مبادى محاسن اخلاق و مساوى آن, محاسبه, مذمت افراط (در) غضب, مراتب نفاق, مراتب حضور قلب, مراتب عجب, مراد از اءعرفوا الله بالله, مراد از عدم توصيف حق, مسئله جبر و تفويض, مشارطه مراقبه, معنى فطرت, معنى ترتيل, معنى حب و بغض حق تعالى, معنى سمع و بصر حق, معناى ابتلاء و امتحان حقتعالى, معالجه مفاسد اخلاقيه, معانى توكل و درجات آن, معاد از فطريات است, مغرور ساختن شيطان انسان را به رحمت واسعه حق, نقل كلام حكما در تقسيم اوصاف حق, چگونگى نسبت آن به ذات مقدس حق تعالى, چگونگى شكر, نتيجه استغفار, نتايج صبر, نشئه باطن و ملكوت, نشانه هاى فريبكار جاه طلب, نشانه هاى صاحبان عقل و فقه, نشانه تام بودن ذكـر, نشاءت وجودى انسان, هر يك از خير و شر متعلق ايجاد و خلقت گردند و كيفيت آن, وجه حصر قلوب, وخامت امر ريا, يـاد خـدااز طرف بـنـده سـبـب یاد کردن خداست بنده را, پيروى شهوات مانع تحصيل مقدمات معنوى, آدم مـــظـــهـــر تـــام الهـــى, آداب قرائت, انـــســـان در ابـــتـــداء امـــر حـيـوابالفعل است, اندراج بسيارى از علوم ذل علوم سه گانه, انسان عارف را دو نظر است, اهل فساد نيز گاهى عجب به فساد مى كنند, اهميت عزم در ترك معاصى و انجام تكاليف, اولی بودن ترك غيبت در موارد جايز, ايمان به وصف نيايد, ابتلاى انبياء به امراض جسمانى, ابطال جبر, احاديث در باب عبادت پيامبر(ص ), احاديث در ذكر مفاسد مراء, احاطه قيومى حق تعالى, اخلاص بعد از عمل, اخلاص در قرائت, اختلاف مردم در حفظ حضور حق, اركان توبه, اسارت شهوت منشاء همه اسارتهاست, استحباب سه روز روزه در هر ماه, استغفار سكنه آسمان و زمين براى طالب علم, اسرار صدقه, اشاره اجماليه به احكام فطريات, بيان شاه آبادى ره در معناى آيه محكمه, بيان صلاة وسطى, براى اسماء حق دو مقام است, بزرگى گناه غيبت و تبعات آن, بعضى قواى باطنيه, تفكر, تفكر ممنوع و مرغوب در ذات حق, تفكر در مصنوع, تفكر در احوال نفس, تفرغ براى عبادت موجب غناى قلب شود, تفسير آيات سوره حديد تا عليمبذات الصدور, تفسير توبه نصوح, تفسير سوره مباركه توحيد, تقوى, تقواى عامه, تقسيم قلوب راجع به چه چيز است, تمام موجودات را علم و حيات است, تنبيه علمى براى قلع ماده ريا, توجيه نسبت ابتلا به حق تعالى, توجيه ديگر از حديث تردید, توجيهاتى است كه از نسبت ترديد به حق شده, توحيد حق و ديگر صفات او فطرى است, تاءثير حظوظ دنيويه در قلب, تحقيق خير و شر, تذکر, ترغيب به اصلاح قلب, تشخيص احكام فطرت, تطبيق حديث نبوى با علوم سه گانه, تعداد هواهاى نفسانيه, تعريف اخلاص, تعريف غيبت, جلوگيرى انبيا از اطلاق طبيعت, حـــق تـــعـــالى ســـؤ ال نـشـود از آنـچـه بـكـنـد, حـزن و شـك و سـخـط،, حقيقت ورع و مراتب آن, حقيقت امانت, حقيقت بهشت و جهنم, حقيقت توبه, حقيقت شكر, حالات قلوب, حث بر عبادات و ترك معاصى, حديث رفع, حرام بودن استماع غيبت, خـشـيـت و نـيـت صـادقـه لازمه صـواب عمل, خوف از حق تعالى, دقت امر ريا, دنيا دار ثواب و عقاب حق تعالى نيست, در بيان بعض اقسام نفاق است, در بيان بعضى از موجبات كبر, در بيان درجات كبر, در بيان علاج تكبر, در بعض مكايد شيطان, در توجيه عرفانى از آيه شريفه 2 فتح, در حقيقت دنيا ی مذمومه, در حقيقت ريا, در سبب اصلى تكبر, درجات صبر, دشوارى توبه و جبران معاصى, دعوت به اخلاص, ذكر بعض احاديث در فضيلت ذكر خدا, ذم اتـــبـــاع هـــواى نـــفـــس, ذم اتباع هوى, ذم طـــول امـــل, رفع يد در نماز و تقليب آن, روح و راحت در يقين و رضا ست, ريا و درجات آن, ريا در اخلاق و ملكات باطنى, ريا در اعمال, ريا در عقايد, ريشه فسادهاى اخلاقی, راه تحصيل حضور قلب, رابطه حسد و تكبر, رجحان طلب رزق, سفر پر خطر و ضرورت زاد و راحله, سلوك طريق علم وسلوك طريق جنت, سِرّ رفع يدين, سبب زياد شدن حب دنيا, سر اختلاف انبيا در نبوت, شدت ابتلاء انبياء و اوصياء و مؤ منين, شدت بليات روحيه تابع شدت ادراك است, شرايط توبه, صـبر نتيجه حريت از قيد نفس, صورت ملكوتى نفاق, صورت ملكوتيه عصبيت, صبر اهل معرفت, ضبط خيال موازنه, ضررهاى اجتماعى غيبت, طول امل موجب نسيان آخرت است, عـــشـــق جـــبـــلّى بـه جميل مطلق, علم قبل از ايجاد, علم به حقيقت اسماء و صفات ممكن نيست, علم غير از ايمان است, علما ورثه انبيا, علوم مناسب با نشئات وجودی, علوم مناسب با اين نشاءت, علامتهاى صحت يقين, علاج مفاسد اخلاقى, علاج موبقه غیبت, علاج نفاق, علاج وسوسه, علاج عملى حسد, علاج غضب به قلع اسباب آن, علاج غضب در حال اشتعال آن, عينيت صفات حق با ذات است, عبادت در جوان تاءثير كند, عدد نوافل, عزم, عصبيت هاى اهل علم, غفلت از حق انتكاس قلب است

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •