*^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*
صفحه 19 از 40 نخستنخست ... 915161718192021222329 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 181 تا 190 , از مجموع 399
  1. #181
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در نتيجه استغفار
    از امـورى كـه بـراى شـخـص تـائب لازم است بدان اقدام كند پناه بردن به مقام غفاريت حق تـعـالى و تـحـصـيـل حـالت اسـتـغـفـار اسـت . از حـضـرت حـق جـل جـلاله و مـقـام غـفـاريـت آن ذات مـقـدس بـا زبـان قـال و حـال و سـر و عـلن در خـلوات ، با عجز و ناله و تضرع و زارى ، طلب كند كه بر او ستر كند ذنوب و تبعات آن را. البته مقام غفاريت و ستاريت ذات مقدس اقتضا مى كند ستر عيوب و غـفـران تـبـعـات ذنـوب را. چـون صـور مـلكـوتـيـه اعمال به منزله وليده انسان ، بلكه بالاتر از آن ، است ، و حقيقت توبه و صيغه استغفار بـه مـنـزله لعـان اسـت ، حـق تـعـالى به واسطه غفاريت و سترش آن وليده ها را با لعان مـسـتـغـفـر از او مـنـقـطـع مـى فـرمـايـد. و هـر يـك از مـوجـودات كـه اطـلاع بـر حـال انسان پيدا كردند، چه از ملائكه و كتاب صحائف جرائم ، و چه از زمان و مكان و اعضا و جوارح خود او، آنها را از آن گناه محجوب مى فرمايد، و همه را انساء مى فرمايد، چنانچه در حـديـث شـريـف اشـاره بـه آن شـده است كه مى فرمايد: ينسى مليكيه ما كتبا عليه من الذنـوب . و مـمـكـن اسـت وحـى حضرت حق تعالى به اعضا و جوارح و بقاع ارض به كتمان معاصى ، كه در حديث شريف است همين انساء آنها باشد، چنانچه ممكن است فرمان به عـدم شـهـادت بـاشـد. و شـايـد مـراد رفـع آثار معاصى از اعضا باشد كه به واسطه آن شـهـادت تـكـويـنـى حـاصل آيد، چنانچه اگر توبه نكند، هر يك از اعضايش ممكن است به لسـان قـال يـا حـال شـهـادت دهـنـد بـر كـرده هـاى او در هـر حـال . چـنـانـچـه مـقـام غـفاريت و ستاريت حق اقتضا كرده است كه الان كه در اين عالم هستيم ، اعـضـاى ما شهادتى بر اعمال ما ندهند، و زمان و مكان كرده هاى ما را مستور دارند، همين طور در عـوالم ديـگـر، اگـر بـا تـوبـه صـحـيـحـه و اسـتـغـفـار خـالص از دنـيـا بـرويـم ، اعـمـال مـا را مـستور مى دارند، يا آنكه از اعمال ما بكلى محجوب مى شوند. و شايد مقتضاى كرامت حق جل جلاله دومى باشد كه انسان تائب پيش احدى سرافكنده نباشد و خجلت زدگى نداشته باشد. والله العالم .


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #182
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در تفسير توبه نصوح
    بـدان كه در تفسير توبه نصوح اختلافاتى است ، كه ذكر آن مجملا در اين مقام مـنـاسـب اسـت . و مـا در ايـنـجـا اكـتـفـا مـى نـمـايـيـم بـه تـرجـمـه كـلام مـحـقـق جليل ، شيخ بهايى ، قدس الله نفسه .
    مـحـدث خـبير، مجلسى ، رحمه الله نقل مى فرمايد كه شيخ بهائى فرموده است
    (517) كه همانا ذكر كرده اند مفسرين در معنى توبه نصوح وجوهى . يكى آنكه مراد تـوبـه اى اسـت كـه نـصـيـحـت كـنـد مـردم را، يـعـنـى ، دعـوت كـنـد مـردم را كـه بـيـاورنـد مثل آن را براى ظاهر شدن آثار جميله آن در صاحبش . يا آنكه نصيحت (كند) صاحبش را تا از جـاى بـكـنـد گناهان را، و ديگر عود نكند به سوى آنها هيچ گاه . و ديگر آنكه نصوح تـوبـه اى اسـت كـه خـالص ‍ بـاشـد بـراى خـداونـد، چـنـانـچـه عـسـل خـالص از شمع را عسل نصوح گويند. و خلوص آن است كه پشيمان شود از گـنـاهـان بـراى زشـتـى آنـهـا، يا براى آنكه خلاف رضاى خداى تعالى هستند، نه براى ترس از آتش .
    جـنـاب مـحـقق طوسى در تجريد حكم فرموده است
    (518) به اينكه پشيمانى از گناهان براى ترس از آتش توبه نيست .
    و ديگر آنكه نصوح ازنصاحة است ، و آن خياطت است . زيرا كه توبه مى دوزد از دين آنچه را گناهان پاره كرده است . يا آنكه جمع مى كند ميانه تائب و اولياى خدا و احباى او، چنانكه خياطت جمع مى كند مابين پارچه هاى لباس .
    و ديـگـر آنـكـه نـصـوح وصـف از بـراى تـائب اسـت ، و اسـنـاد آن بـه سـوى تـوبـه از قبيل اسناد مجازى است . يعنى توبه نصوح توبه اى است كه نصيحت مى كنند صاحبان آن خـود را بـه اينكه به جاى آورند آن را به كامل (ترين ) طورى كه سزاوار است توبه را بـدان نـحـو آورند تا آنكه آثار گناهان را از قلوب پاك كند بكلى . و آن به اين است كه آب كنند نفوس را به حسرتها و محو كنند ظلمات بديها را به نور خوبيها.



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #183
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    تكميل در بيان آنكه تمام موجودات را علم و حيات است
    بـدان كـه از بـراى تـوبـه حـقـايـق و لطـايـف و سـرايـرى اسـت . و از بـراى هـر يـك از اهل سلوك الى الله توبه خاصى است كه مختص به مقام خودشان است . و چون از آن مقامات مـا را حـظ و نـصـيـبـى نيست ، اشتغال به آن بتفصيل چندان مناسب با اين اوراق نيست . پس ، بـهـتر آن است كه ختم كنيم مقام را به ذكر نكته (اى ) كه از حديث شريف مستفاد مى شود، و مطابق ظاهر كتاب كريم الهى و احاديث كثيره در ابواب متفرقه است . و آن اين است كه هريك از مـوجـودات داراى عـلم و حـيـات و شـعـور است ، بلكه تمام موجودات داراى معرفت به مقام مـقـدس حـق جـل و عـلا هـسـتند، چنانچه وحى به اعضا و جوارح و به بقاع ارض به كتمان و اطـاعـت آنـها فرمان الهى را، و تسبيح تمام موجودات ، كه در قرآن كريم نص بدان شده و احـاديـث شـريـفـه مـشـحـون بـه ذكـر آن اسـت ،(519) خـود دليـل بـر علم و ادراك و حيات آنها، بلكه دليل بر ربط خاص بين خالق و مخلوق است كه احـدى از آن مـطـلع نيست جز ذات مقدس حق تعالى و من ارتضى من عباده .(520) و اين خود يكى از معارف است كه قرآن كريم و احاديث ائمه معصومين گوشزد بنى الانسان فرمودند، و موافق با برهان حكماى اشراق و ذوق اصحاب عرفان و مشاهدات ارباب سلوك و رياضت است .
    و در عـلوم عـاليـه مـاقـبـل الطـبيعه به ثبوت پيوسته است كه وجود عين كمالات و اسماء و صـفـات اسـت ، و در هـر مـرحـله ظهور پيدا كند و در مرآتى تجلى نمايد، با جميع شئون و كـمـالات ، از حـيـات و عـلم و سـايـر امـهـات سـبـعـه ، ظاهر گردد و متجلى شود، و هر يك از مـراحـل تـجـلى حـقـيـقـت وجـود و مـراتـب تـنـزلات نـور جـمـال كـامـل مـعـبـود داراى ربـط خاص ‍ به مقام احديت و معرفت كامنه خفيه به مقام ربـوبـيـت مـى بـاشـد، چـنـانـچـه در آيـه شـريـفـه فـرمـايـد: مـا مـن دابـة الا آخـذ بـنـاصـيـتـها.
    (521) گويند هو اشاره به مقام غيب هويت . و اخذ ناصيه همان ربط اصل غيبى سرى وجودى است كه هيچ موجودى را راهى به معرفت آن نيست .



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #184
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    الحديث الثامن عشر
    حديث هجدهم
    بـالسـنـد المـتصل الى فخر الطائفة و ذخرها، محمد بن يعقوب الكلينى ، رضوان الله عـليـه ، عـن مـحـمـد بـن يحيى ، عن اءحمد بن محمد بن عيسى ، عن ابن محبوب ، عن عبدالله بن سـنـان ، عـن اءبـى حـمـزة الثـمـالى ، عـن اءبـى جـعـفـر، عـليـه السـلام ، قـال : مـكـتـوب فـى التـوارة التـى لم تـغـيـر اءن مـوسـى (عـليـه السـلام ) ساءل ربه فقال : يا رب ، اءقريب اءنت منى فاناجيك ، اءم بعيد فاناديك ؟ فاءوحى الله عـزوجـل اليـه ، يـا مـوسـى ، اءنـا جـليـس مـن ذكـرنـى . فـقـال مـوسـى : فـمـن فـى سـتـرك يـوم لا سـتـر الا سـتـرك ؟ فقال : الذين يذكروننى فاءذكرهم و يتحابون فى فاحبهم ، فاءولئك الذين اذا اردت اءن اصيب اءهل الارض بسوء، ذكرتهم فدفعت عنهم بهم .(522)
    ترجمه :
    ابـوحـمـزه ثـمـالى حديث كند از حضرت باقر، عليه السلام ، كه فرمود نوشته شده اسـت در تـوراتـى كـه تـغـيـيـر نـنـمـوده : هـمـانـا مـوسـى سـؤ ال كـرد پـروردگـار خـود را، پـس گـفـت :"اى پـروردگـار من ، آيا نزديكى تو به من تا مـنـاجـات كـنـم تـو را، يـا دورى تـا صـدا زنـم تـو را؟" پـس وحـى كـرد خـداى عـزوجـل بـه سـوى او:"اى مـوسـى ، مـن هـمـنـشـيـن كـسـى هـسـتـم كـه يـاد كند مرا." پس (سؤ ال ) كرد موسى :"كيست در پناه تو روزى كه پناهى نيست مگر پناه تو؟" فرمود:"آنها كه يـاد مـى كـنـند مرا، پس من ياد مى كنم آنها را، و با هم دوستى مى كنند در راه من ، پس دوست دارم آنـهـا را. ايـنـهـا آنـانـنـد كـه وقـتـى بـخـواهـنـد بـه اهل زمين بدى رسانم ، ياد آنها كنم ، پس رفع كنم آن را از آنان به واسطه آنها."
    شـرح از ايـن حـديـث شـريـف مـعـلوم مـى شـود كـه تـوارت رايـج بـيـن يـهـود مـحرف است و تـغـيـيـراتـى يـافـتـه . و عـلم تـورات صـحـيـح پـيـش اهـل بـيـت ، عـليـه السـلام ، بـوده . و از مـطـالب تـورات و انجيل رايج نيز معلوم مى شود كه كلام يك نفر بشر متعارف هم نيست ، بلكه با اوهام بعض اهل شهوت و هواى نفس منسجم گرديده .
    مـحـدث مـحقق ، مرحوم مجلسى ، رحمه الله ، فرمايد: گويا غرض حضرت موسى از اين سؤ ال اين بوده كه آداب دعا را سؤ ال كند، با علمش به اينكه حق تعالى اقرب است به ما از حـبـل وريـد بـه احـاطـه عـلمـى و قـدرت و عـليت . يعنى ، آيا دوست دارى مناجات كنم ترا چـنـانـكـه نزديك مناجات مى كند، يا صدا زنم ترا چنانكه بعيد صدا مى زند. و به عبارت ديگر، وقتى به سوى تو نظر مى كنم تو از هر نزديكى نزديكترى ، و وقتى به سوى خـودم نـظـر مـى كـنـم خـود را در غـايـت دورى مـى بـيـنـم . پـس نـمـى دانـم در دعـا حـال تـرا مـلاحـظـه كـنـم يـا حـال خـود را. و احـتـمـال مـى رود ايـن سـؤ ال از غير يا از قبل باشد، مثل سؤ ال رؤ يت . انتهى كلامه .
    (523)



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #185
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    در احاطه قيومى حق تعالى
    مـحـتـمـل اسـت كه جناب موسى حال عجز خود را از كيفيت دعا بيان مى كند. عرض مى كند بار پـروردگـارا، تـو مـنـزهـى از اتـصـاف بـه قـرب و بعد تا چون قريبان يا بعيدان ترا بـخـوانـم ، پـس مـن مـتـحـيـرم در امـر و هـيـچ گـونـه دعـا را در خـور پـيـشـگـاه جلال تو نمى دانم . تو خود به من اجازه ورود به دعا و كيفيت آن را مرحمت فرما، و تعليم فـرمـا مـرا آنـچـه مـنـاسـب مـقـام مـقـدس تـو اسـت . پـس جـواب از مـصـدر جـلال عـزت صادر شد كه من حضور قيومى دارم در جميع نشات ، همه عوالم محضر من است ، مـن جـليـس آنـانـم كه يادم كنند و همنشين كسانى هستم كه متذكرم شوند. البته آن ذات مقدس مـتـصـف بـه قـرب و بـعـد نـشـود و احـاطـه قـيـومـى و شمول وجودى دارد به جميع دايره وجود و سلسله تحقق . و اما آنچه در آيات شريفه كتاب كـريـم الهـى وارد اسـت از تـوصـيـف حـق تـعـالى بـه قـرب ، مـثـل قـوله تـعـالى : و اذا سـاءلك عـبـادى عـنـى فـانـى قـريـب .(524) و قوله عز من قـائل : نـحـن اءقـرب اليـه مـن حـبـل الوريد.(525) و غير اينها، مبنى يك نحو مجاز و اسـتـعـاره اسـت ، و الا سـاحـت مـقـدسـش منزه از قرب و بعد حسى و معنوى است ، چه كه اينها مـسـتـلزم يـك نـحو تحديد و تشبيه است كه حق تعالى منزه از آن است . بلكه حضور قاطبه موجودات در بارگاه قدس او حضور تعلقى است ، و احاطه آن ذات مقدس به ذرات كائنات و سـلاسـل مـوجـودات احـاطـه قـيـومـى است ، و آن از غير سنخ حضور حسى و معنوى و احاطه ظاهرى و باطنى است .
    و از اين حديث شريف و بعضى احاديث ديگر استفاده شود رجحان اسرار به ذكر و استحباب ذكـر قـلبـى و سـرى ، چـنـانـچـه در آيـه شـريـفه نيز فرمايد: واذكر ربك فى نفسك تضرعا و خيفة .
    (526) و در حديث شريف وارد است كه ثواب اين ذكر را احدى نمى دانـد غـيـر از خداى تعالى براى عظمت آن .(527) و در بعضى حالات و مقامات و طريان بـعـضـى عـنـاويـن ، گـاه شـود كـه رجـحـان در اعـلان ذكـر بـاشـد. مـثـل ذكر پيش اهل غفلت براى تذكر آنها. چنانچه در حديث شريف كافى است كه ذاكر خداى عـزوجـل در بـيـن غـافـليـن مـثل قتال كننده است در بين محاربين .(528) و از عدة الداعى جـنـاب السـوق مـخـلصـا عـنـد غـفـلة النـاس و شغلهم بما فيه كتب الله له له اءلف حسنة و غـفـرالله له يـوم القـيـامـة مـغـفـرة لم تـخـطـر عـلى قـلب بشر.(529) حديث كند كه فرمود پيغمبر، صلى الله عليه و آله :"كسى كه ذكر خدا كند در بازار از روى اخلاص نـزد غـفلت مردم و اشتغال آنها به آنچه در اوست ، بنويسد خداوند براى او هزار حسنه ، و بيامرزد او را در روز قيامت ـ آمرزشى كه خطور نكرده است در قلب بشرى ."
    و همين طور مستحب است در اذان اعلامى و خطبه و غير آن اجهار به ذكر.



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #186
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فـصـل : بـه يـاد خـدا بـودن بـنـده ، سـبـب بـه يـاد بـنـده بودن خدا مى شود
    از ايـن حـديـث شـريـف استفاده شود كه ذكر خدا و دوستى نمودن با يكديگر در راه او داراى چـنـد خـصـلت اسـت : يـكـى از آنـهـا ـ و آن اعظم از ديگران است ـ آن است كه ذكر كردن بنده خداوند را موجب شود ذكر كردن خداوند او را. چنانچه احاديث ديگرى نيز بدين مضمون وارد اسـت .(530) و ايـن ذكر مقابل آن نسيانى است كه حق تعالى درباره ناسى از آيات مى فرمايد حيث قال : كذلك اءتتك آياتنا فنسيتها و كذلك اليوم تنسى (531)
    چـنـان (كـه ) نـسـيـان آيـات و كـورى بـاطـنـى از رؤ يـت مـظـاهـر جمال و جلال حق سبب عماى در عالم ديگر شود، تذكر آيات و اسماء و صفات و يادآورى حق و جـمـال و جلال او قوت دهد بصيرت را و رفع حجب نمايد به قدر قوت تذكر و نورانيت آن .
    چـنـانچه تذكر آيات حق و ملكه شدن آن ، بصيرت باطنى را به قدرى قوت دهد كه جلوه جمال حق را در آيات مشاهده نمايد، و تذكر اسماء و صفات موجب شود كه حق را در تجليات اسمائيه و صفاتيه شهود كند، و تذكر ذات بى حجاب آيات و اسماء و صفات رفع جميع حـجـب كـنـد و يـار بـى پـرده تـجلى نمايد. و اين يكى از توجيهات و تاءويلات فتوحات ثـلاثـه اسـت كـه قرة العين عرفا و اولياست : فتح قريب و فتح مبين و فتح مطلق كه فتح الفتوح است .
    هـمـين طور كه تذكرات ثلاثه رفع حجب سه گانه را نمايد، محبت با يكديگر در راه خدا سـبـب حـب خـدا شـود. و ايـن حـب نـيز نتيجه اش رفع حجب مى باشد، چنانچه عرفاى شامخين فرمايند. معلوم است اين محبوبيت نيز داراى مراتب است ، چنانچه حب فى الله از حيث شوب و خـلوص نـيز داراى مراتب كثيره است . و خلوص تام آن است كه شوب به كثرات اسمائى و صـفـاتـى هـم نـداشـتـه بـاشـد. و ايـن مـوجـب حـب تـام اسـت ، و مـحـبـوب مـطـلق مـحـجوب از وصال نخواهد شد در شريعت عشق ، و بين او و محبوبش حجابى نخواهد ماند. و بدين بيان مـى تـوان ربـط داد بـيـن دو سؤ ال جناب موسى ، عليه السلام ، زيرا كه پس از آنكه آن حـضـرت شـنـيـد كـه حـق تـعـالى فـرمـود مـن جـليـس ذاكـرم هـسـتـم ، وعـده وصـال و وصـول بـه جـمـال ، كـه در دل داشـت از مـحـبـوب شـنـيـد، خـواسـت اربـاب وصـال را اسـتـقـصا كند تا به همه شئون قيام به وظيفه نمايد، عرض كرد: فمن فى سـتـرك يـوم لا سـتـر الا سترك ؟ كيان اند در پناه تو كه از تعلقات رسته و در قيد حجب نيستند و به وصال جمال جميل تو رسند؟ فرمايد: دو طايفه : آنهايى كه متذكر من اند ابـتـدائا. يـا آنـكـه در راه مـن بـا يـكـديـگـر محبت ورزند، كه آن نيز تذكر من است در مظهر جـمال تام من ، يعنى انسان . اينها در پناه من و جليس من اند و من جليس آنانم . پس معلوم شد كـه از بـراى ايـن دو طـايفه يك خصلت بزرگ است ، و نتيجه آن يك خصلت بزرگ ديگر. زيـرا كه حق تعالى ياد آنها كند و آنها محبوب حق شوند، و نتيجه آن آن است كه در ستر و پناه حق واقع شوند در روزى كه سترى نيست ، و جليس آنها حق باشد در خلوتگاه مطلق . و ديـگـر از خـصـلتها آن است كه خداوند عزت به واسطه كرامت آنها رفع عذاب از بندگان خـود فـرمـايـد، يـعـنـى ، تا آنها بين بندگان هستند به واسطه آنها عذاب و بليات فرو نفرستند.



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #187
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در فرق بين منزل تفكر و تذكر است
    بـدان كـه تـذكـر از نـتـايـج تـفـكـر اسـت و لهـذا مـنـزل تـفـكـر را مـقـدم دانـسـتـه انـد از منزل تذكر. جناب خواجه عبدالله فرمايد: التذكر فوق التفكر، فان التفكر طلب ، و التذكر وجود.(532) تذكر فوق تفكر است ، زيرا كه اين طلب محبوب است و آن حـصـول چـنـانـچـه بـه وصـول بـه مـحـبـوب از تـعـب تـحـصـيـل فـارغ آيـد. و قـوت و كـمـال تـذكـر بـسـتـه بـه قـوت و كـمـال تـفـكـر اسـت . و آن تـفـكـر كـه نـتـيـجـه اش تـذكـر تام معبود است ، در ميزان ساير اعمال نيايد و با آنها در فضيلت طرف مقايسه نشود، چنانچه در روايات شريفه از عبادت يك سال و شصت سال و هفتاد سال تفكر يك ساعت را بهتر شمرده اند.(533) معلوم است غـايـت و ثـمـره مـهمه عبادات حصول معارف و تذكر از معبود حق است ، و اين خاصيت از تفكر صـحـيـح بـهـتـر حـاصل مى شود. شايد تفكر يك ساعت ابوابى از معارف به روى سالك بگشايد كه عبادت هفتاد سال نگشايد يا انسان را چنان متذكر محبوب نمايد كه از مشقت ها و زحمتهاى چندين ساله اين مطلوب حاصل نشود.
    و بـدان اى عـزيـز كـه تـذكـر از مـحـبـوب و به ياد معبود بسر بردن نتيجه هاى بسيارى بـراى عـمـوم طـبـقـات دارد: امـا بـراى كـمـل و اوليـا و عـرفـا، كـه خـود آن غـايـت آمـال آنهاست و در سايه آن به وصال جمال محبوب خود رسند. هنيئالهم . و اما براى عامه و مـتـوسطين بهترين مصلحات اخلاقى و اعمالى و ظاهرى و باطنى است . انسان اگر در جميع احـوال و پيشامدها به ياد حق تعالى باشد و خود را در پيشگاه آن ذات مقدس حاضر ببيند، البـته از امورى كه خلاف رضاى اوست خوددارى كند و نفس را از سركشى جلوگيرى كند. اين همه مصيبات و گرفتارى به دست نفس اماره و شيطان رجيم از غفلت از ياد حق و عذاب و عـقـاب اوست . غفلت از حق كدورت قلب را زياد كند و نفس و شيطان را بر انسان چيره كند و مـفـاسـد را روز افـزون كـنـد، و تـذكـر و يـادآورى از حـق دل را صـفـا دهـد و قلب را صيقلى نمايد و جلوه گاه محبوب كند، و روح را تصفيه نمايد و خـالص كـنـد و از قـيـد اسـارت نـفـس انـسـان را بـراند، و حب دنيا (را كه ) منشاء خطيئات و سـرچـشـمـه سـيـئات اسـت از دل بـيـرون كـنـد، و هـم را هـم واحـد كـنـد و دل را براى ورود صاحب منزل پاك و پاكيزه نمايد.
    پس اى عزيز، در راه ذكر و ياد محبوب تحمل مشاق هر چه بكنى كم كردى .
    دل را عادت بده به ياد محبوب ، بلكه به خواست خدا صورت قلب صورت ذكر حق شود، و كـلمـه طيبه لا اله الا الله صورت اخيره و كمال اقصاى نفس گردد، كه از اين زادى بهتر براى سلوك الى الله و مصلحى نيكوتر براى معايب نفس و راهبرى خوبتر در معارف الهيه يـافـت نـشـود. پـس اگـر طـالب كـمـالات صـوريه و معنويه هستى و سالك طريق آخرت و مـسـافـر و مـهـاجـر الى الله هـسـتـى ، قـلب را عـادت بـده بـه تـذكـر مـحـبـوب و دل را عجين كن با ياد حق تبارك و تعالى .



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #188
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فـصـل ، در بـيـان آنـكـه ذكـر تـام آن اسـت كـه حـكـمـش به تمام مملكت سرايت كند
    گـرچـه ذكـر حـق و تـذكر از آن ذات مقدس از صفات قلب است و اگر قلب متذكر شد تمام فوايدى كه براى ذكر است بر آن مترتب مى شود، ولى بهتر آن است كه ذكر قلبى متعقب بـه ذكـر لسـانـى نـيـز گـردد. اكمل و افضل تمام مراتب ذكر آن است كه در نشئات مراتب انسانيه سارى باشد و حكمش به ظاهر و باطن و سر و علن جارى شود، پس ، در سر وجود حـق جـل و عـلا مـشـهـود باشد و صورت باطنيه قلب و روح صورت تذكر محبوب باشد، و اعمال قلبيه و قالبيه تذكرى باشد، و اقاليم سبعه ظاهريه و ممالك باطنيه مفتوح به ذكـر حـق و مـسـخر به تذكر جميل مطلق باشند. بلكه اگر حقيقت ذكر صورت باطنى قلب شـد و فتح مملكت قلب به دست آن گرديد حكمش در ساير ممالك و اقاليم سرايت مى كند: حـركـات و سـكـنـات چـشـم و زبان و دست و پا و اعمال ساير قوا و اعضا با ذكر حق انجام گـيـرنـد و برخلاف وظايف انجام امرى ندهند، پس حركات و سكنات آنها مفتوح و مختوم به ذكر حق شود، و بسم الله مجريها و مرسيها(534) در تمام ممالك نفوذ كند، و در نتيجه متحقق به حقيقت اسماء و صفات شود، بلكه صورت اسم الله اعظم و مظهر آن گردد. و اين غـايـت القـصـواى كـمال انسانى و منتهى الامال اهل الله است . و به هر مرتبه كه از اين مقام نـقـصـان حـاصـل شـود و نـفـوذ ذكر كم شود كمال انسانى به همان اندازه ناقص گردد، و نـقـصـان ظاهر و باطن هر يك به ديگرى سرايت كند، زيرا كه نشئات وجود انسانى با هم مـرتبط و از هم متاءثرند. و از اين جا معلوم مى شود كه ذكر نطقى و زبانى ، كه از تمام مـراتب ذكر نازلتر است ، نيز مفيد فايده است ، زيرا كه اولا زبان در اين ذكر به وظيفه خـود قـيـام كـرده ، گـرچه قالب بيروحى باشد. و ثانيا اين كه ممكن است اين ذكر پس از مـداومـت و قـيـام بـه شـرايـط آن ، اسـبـاب بـاز شـدن زبـان قـلب نـيـز شـود. شيخ عارف كـامـل مـا، جـنـاب شـاه آبـادى ، روحـى فـداه ، مـى فـرمـودنـد شـخـص ذاكـر بـايـد در ذكـر مثل كسى باشد كه به طفل كوچك كه زبان باز نكرده مى خواهد تعليم كلمه را كند: تكرار مى كند تا اينكه او به زبان مى آيد و كلمه را ادا مى كند. پس از آنكه او اداى كلمه را كرد، مـعـلم از طـفـل تـبـعـيـت مـى كـنـد، و خـسـتـگـى آن تـكـرار بـرطـرف مـى شـود و گـويـى از طـفل به او مددى مى رسد. همين طور كسى كه ذكر مى گويد بايد به قلب خود، كه زبان ذكر باز نكرده ، تعليم ذكر كند. و نكته تكرار اذكار آن است كه زبان قلب گشوده شود. و عـلامـت گـشوده شدن زبان قلب آن است كه زبان از قلب تبعيت كند و زحمت و تعب تكرار مـرتـفـع شـود. اول زبان ذاكر بود و قلب به تعليم و مدد آن ذاكر شد، و پس از گشوده شدن زبان قلب ، زبان از آن تبعيت كرده به مدد آن يا مدد غيبى متذكر مى شود.
    و بـبـايد دانست كه اعمال ظاهريه صوريه لايق مقام غيب و حشر در ملكوت نشوند، مگر آنكه از بـاطـن روحـانيت و لباب قلب به آن مددى رسد و او را حيات ملكوتى بخشيد و آن نفخه روحـى ، كـه خـلوص نـيـت و نيت خالص صورت اوست ، به منزله روح و باطن است كه به تـبـع آن جـسـد نـيـز مـحـشـور در مـلكـوت شـود و لايـق قـبـول درگـاه گـردد. و لهـذا در روايـات شـريـفـه وارد اسـت كـه قـبـولى اعمال به قدر اقبال قلب است .
    (535) با همه وصف ، ذكر لسانى نيز محبوب و مطلوب اسـت و انـسـان را بـالاخـره بـه حـقيقت مى رساند، لهذا در اخبار و آثار از ذكر لسانى مدح عـظـيـم شـده ، و كـمـتر بابى مثل باب ذكر كثيرالحديث است .(536) و در آيات شـريـفـه كـتـاب كـريـم نـيـز بـسـيـار از آن مـدح شـده ،(537) گـرچـه غـالب آنـهـا مـنـزل بـر ذكر قلبى يا ذكر با روح است ، ولى تذكر حق در هر مرتبه محبوب است . و ما در اين مقام ختم كلام مى كنيم به ذكر چند حديث شريف براى تيمن و تبرك .


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #189
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در ذكر بعض احاديث در فضيلت ذكر خدا
    كافى بسند صحيح عن الفضيل بن يسار قال قـال اءبـوعـبـدالله ، عليه السلام : ما من مجلس يجتمع فيه اءبرار و فجار فيقومون على غـيـر ذكـر الله عـزوجل الا كان حسرة عليهم يوم القيامة .(538)هيچ مجلسى نيست كه مجتمع شوند در آن نيكان و بدانى ، پس برخيزند بى ذكر خدا، مگر آنكه حسرت شود براى آنها در روز قيامت . معلوم است انسان پس از آنكه بر او منكشف شد در قيامت نتايج بزرگ ذكر خدا، و خود را از آن محروم ديد و فهميد كه چه نعمتها و بحجتها از دستش رفته و ديگر قابل جبران نيست ، حسرت و ندامت بر او روآور گردد. پس انسان بايد تا فرصت دارد، غنيمت شمارد و مجالس و محافل خود را از ذكر خدا (خالى ) نگذارد.
    كـافـى بـسـنـد مـوثـق عـن اءبـى جـعـفـر، عـليـه السـلام : مـن اءراد اءن يـكـتـال بـالمـكـيـال الاوفـى فليقل ، اذا اراد اءن يقوم من مجلسه سبحان ربك رب العزه عما يصفون . و سلام على المرسلين . والحمدلله رب العالمين .(539)
    هـر كـس بـخـواهـد كـشـيـده شـود بـه كـيـل تـمـام (يـعـنـى ثـواب او از خـداى تـعـالى كـامل باشد و نقصى نداشته باشد) وقتى كه خواست از مجلس برخيزد، بخواند اين آيات شريفه را....
    و از جـنـاب صـادق ، عـليـه السـلام ، مـنـقـول اسـت كـه حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام ، فـرمـودند: هر كس بخواهد كيلش تمام باشد از ثواب در روز قيامت ، اين آيات شريفه را در تعقيب هر نماز بخواند.
    (540)
    و از حـضـرت صـادق ، عليه السلام ، مرسلا منقول است كه قرائت اين آيات در وقت قيام از مجلس كفاره گناهان است .
    (541)
    كـافـى بـاسـنـاده عـن ابـن فـضـال رفـعـه قـال : قـال الله عـزوجـل لعـيـسـى ، عليه السلام : يا عيسى ، اذكرنى فى نفسك ، و اءذكرك فى نفسى ، و اءذكرنى فى ملاك اءذكرك فى ملا خير من ملا الادميين ، يا عيسى ، اءلن لى قلبك و اءكثر ذكرى فى الخلوات ، و اعلم اءن سرورى اءن تبصبص الى ، و كن فى ذلك حيا و لا تكن ميتا.(542)
    مـى گـويد: خداى عزوجل به عيسى فرمود: "اى عيسى ، ياد كن مرا پيش خود تا ياد كنم تـو را در نـزد خـودم ، و يـاد كـن مـرا در جـمعيت تا ياد كنم تو را در جمعيتى بهتر از جمعيت آدمـزادگـان . اى عـيـسـى ، نـرم كـن از بـراى من دل خود را، و بسيار ياد من كن در خلوتها، و بـدان كه خشنودى من آن است كه تبصبص كنى به سوى من . (تبصبص حركت دم سگ است از خـوف يـا طـمـع . و ايـن كنايه از شدت التماس و مسكنت است ) و زنده باش در اين ذكر نه مرده ." مقصود از زندگى در ذكر، توجه و حضور قلب است .
    كـافـى بـاسـنـاده عـن ابـى عـبـدالله ، عـليـه السـلام ، قـال : ان الله عـزوجـل يـقـول : مـن شـغـل بـذكـرى عـن مـسـاءلتـى ، اءعـطـيـتـه اءفـضـل مـا اءعـطـى مـن سـاءلنـى .(543) حضرت صادق ، عليه السلام ، فرمايد: خـداى عـزوجـل مـى فـرمـايـد: "كـسـى كـه بـاز بـمـانـد بـه واسـطـه ذكـر مـن از سـؤ ال مـن ، عـطـا مـى كـنـم او را افـضـل چـيـزى كـه عـطـا مـى كـنـم كـسـى را كـه سـؤ ال كرده مرا."
    عـن احـمـد بـن فـهـد فـى عـدة الداعـى ، عـن رسـول الله ، صـلى الله عـليـه و آله ، قال :...و اعلموا ان خير اعمالكم (عند مليككم ) و ازكاها و ارفعها فى درجاتكم و خير ما طلعت عـليـه الشـمـس ذكـر الله سـبـحـانـه و تـعـالى ، فـانـه اخـبـر عـن نـفـسـه فقال : اءنا جليس من ذكرنى .(544)
    فـرمـود حـضـرت رسـول ، صـلى الله عـليـه و آله ،: "بـدانـيـد بـهـتـريـن اعمال شما پيش خداوند و پاكيزه ترين آنها و رفيعترين آنها در درجات شما و بهتر چيزى كـه طـلوع كـرده آفتاب بر او، ذكر خداوند سبحان است ، زيرا كه خبر داده خداى تعالى از خودش ، پس فرمود: من همنشين كسى هستم كه ياد كند مرا."
    اخـبـار فـضـيـلت ذكـر و كـيـفـيـت آن و آداب و شرايط آن به قدرى زياد است كه در حوصله احصاى اين اوراق در نيايد. والحمدلله اءولا و آخرا و ظاهرا و باطنا.



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #190
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    الحديث التاسع عشر
    حديث نوزدهم
    بـسـنـدى المـتصل الى ثقه الاسلام و المسلمين ، محمد بن يعقوب الكلينى ، رضوان الله تـعـالى عـليـه ، عـن عـلى بـن ابـراهـيـم ، عـن ابيه ، عن النوفلى ، عن السكونى ، عن ابى عبدالله ، عليه السلام ، قال قال رسول الله ، صلى الله عليه و آله : الغيبة اسرع فى دين الرجل المسلم من الاكلة فى جوفه .
    قـال و قـال رسـول الله ، صلى الله عليه و آله : الجلوس فى المسجد انتظار الصلاة عـبـادة مـالم يـحـدث . قـيـل : يـا رسـول الله و مـا يـحـدث . قال : الاغتياب .(545)
    ترجمه :
    سـكـونـى گـويـد فـرمـود حـضـرت صـادق ، عـليـه السـلام ، فـرمـود رسـول خـدا، صلى الله عليه و آله : "غيبت سريعتر است در دين مرد مسلمان از مرض اكله در جوفش ."گفت و فرمود رسول خدا، صلى الله عليه و آله ،:"نشستن در مسجد براى انـتـظـار نـمـاز عـبـادت اسـت مـادامـى كـه احـداث نـكـنـد."گـفـتـه شـد."اى رسول خدا، چه چيز را احداث نكند؟"فرمود:"غيبت را."
    شرح غيبت مصدر غاب ، و هم ((اسم )) مصدر اغتياب است ، چنانچه در لغـت اسـت . قـال الجـوهـرى : اغتابه اغتيابا، اذا وقع فيه ، و الاسم الغيبه . و هو اءن يتكلم خلف انسان مستور بما يغمه لو سمعه . فان كان صدقا سمى غيبه ، و ان كان كذبا سمى بهتانا. ـ انتهى .(546)
    مـحـقـق مـحـدث ، مـجـلسـى ، عـليـه الرحـمـة ، فـرمـايد: اين معنى لغوى است . انتهى .
    (547) ولى ظاهر چنين نمايد كه صاحب صحاح معنى اصطلاحى را بيان كرده نه معنى لغـوى را، زيـرا كه معنى لغوى غاب واغتاب ، و ساير تصاريف آن ، اين نـيـسـت ، بـلكـه معناى اعمى از آن است . و لغويين گاه معنى اصطلاحى يا شرعى را در كتب خود مى نگارند.
    و از صاحب قاموس منقول است كه غاب را به معنى عاب گرفته . و عن المصباح المنير: اغتابه اذا ذكره بما يكرهه من العيوب ، و هو حق .(548)
    بـه گمان نويسنده هيچ يك از مذكورات متن معنى لغوى نباشد، بلكه در هر يك قيودى است كه با معنى اصطلاحى اختلاط پيدا كرده . در هر صورت بحث در اطراف معنى لغوى چندان فـايـده نـدارد، عـمـده بـه دسـت آوردن مـوضـوع شـرعى است كه متعلق تكليف شده . و على الظـاهـر در ايـن مـورد اين موضوع قيود شرعيه دارد كه خارج از فهم عرفى و معنى لغوى است . و پس از اين در اطراف موضوع بيانى پيش مى آيد.
    والاكلة ، كفرحة ، داء فى العضو ياتكل منه . كما فى القاموس و غيره . و قد يقرء بمد الهـمـزة عـلى وزن فـاعـلة ، اى العـلة التـى تـاكـل اللحـم . و الاول اوفق بالغة . كذا قال المجلسى .(549)
    مـجـلسى فرموده : اكله بر وزن فرحه ، دردى است در عضو كه از آن مى خورد. چنانچه در قاموس و غير آن مذكور است . و گاهى بر وزن فاعله خوانده شده ، يعنى دردى كه گوشت را مى خورد. و اولى مناسبتر با لغت است .
    در هـر حـال ، مـقـصود آن است كه همان طور كه اين مرض وقتى پيدا شد در عضو، خصوصا اعـضـاى لطـيـفـه مثل باطن . آن را بزودى مى خورد و فانى مى كند، غيبت دين انسان را از آن سريعتر مى خورد و فاسد و فانى مى كند.
    و ما لم يحدث از باب افعال است . و ضمير مستتر در آن راجع به جالس مستفاد از جـلوس مـذكـور اسـت . و اغـتـاب مـنـصـوب اسـت ، و مفعول فعل مقدر مفهوم از كلام سائل است . و در بعضى نسخ به جاى ما يحدث ما الحدث است ، بنابراين ، اغتياب مرفوع است بنابر خبريت .



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 19 از 40 نخستنخست ... 915161718192021222329 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

فـــطـــرت كـــمـــال طـــلبـــى, فـقـر و غـنـا و اصـلاح حال مؤ منين, فـرشتگان بالهاى خويش را براى طالب علم فرش كنند, فـضـل عـالم بـر عـابـد, فوايد قوه غضبيه, فرق بين منزل تفكر و تذكر, فرق بين تفويض و توكل و ثقه, فرق بين توكل و رضاست, فرق بين رجا و غرور, فراغت وقت و قلب در عبادت, فضيلت مسواك, فضيلت نماز شب, فضيلت گريه, فضيلت بيدارى شب, فضيلت تفكر, فضيلت شكر از طريق نقل, فضيلت صدقه, قـــرب فـــرايـــض, قلب منافق و فرق آن با قلب مؤ من, قلب مؤ من ازهر است, قرب نـوافـل و نـتـيـجـه آن, قصور ممكن از قيام به عبادت حق, كلام معتزله و اشاعره و مذهب حق, كلام شهيد ثانى رحمه الله در باب غیبت, كيفيت وقوع شر در قضاى الهى, كيفيت اجراى حق خيرات و شرور را به دست بندگان, كيفيت تعلق علم حق بر معلومات, لقاء الله و كيفيت آن, لميت موازنه خوف و رجا, مـعـنـاى صـبـر, مـعنى امتحان و نتيجه آن, مفاسد كبر, مفاسد حسد, مفاسد حظوظ دنیوی در قلب, مفاسد خيانت, مفاسد دروغ, مفاسد عصبيت, مقام اول نفس, مقسوم بودن رزق, مكايد شيطان از روى ميزان است, منشاء عجب, ميزان صفات ثبوتيه و سلبيه, مؤ من بر طريق مستقيم است, مبادى محاسن اخلاق و مساوى آن, محاسبه, مذمت افراط (در) غضب, مراتب نفاق, مراتب حضور قلب, مراتب عجب, مراد از اءعرفوا الله بالله, مراد از عدم توصيف حق, مسئله جبر و تفويض, مشارطه مراقبه, معنى فطرت, معنى ترتيل, معنى حب و بغض حق تعالى, معنى سمع و بصر حق, معناى ابتلاء و امتحان حقتعالى, معالجه مفاسد اخلاقيه, معانى توكل و درجات آن, معاد از فطريات است, مغرور ساختن شيطان انسان را به رحمت واسعه حق, نقل كلام حكما در تقسيم اوصاف حق, چگونگى نسبت آن به ذات مقدس حق تعالى, چگونگى شكر, نتيجه استغفار, نتايج صبر, نشئه باطن و ملكوت, نشانه هاى فريبكار جاه طلب, نشانه هاى صاحبان عقل و فقه, نشانه تام بودن ذكـر, نشاءت وجودى انسان, هر يك از خير و شر متعلق ايجاد و خلقت گردند و كيفيت آن, وجه حصر قلوب, وخامت امر ريا, يـاد خـدااز طرف بـنـده سـبـب یاد کردن خداست بنده را, پيروى شهوات مانع تحصيل مقدمات معنوى, آدم مـــظـــهـــر تـــام الهـــى, آداب قرائت, انـــســـان در ابـــتـــداء امـــر حـيـوابالفعل است, اندراج بسيارى از علوم ذل علوم سه گانه, انسان عارف را دو نظر است, اهل فساد نيز گاهى عجب به فساد مى كنند, اهميت عزم در ترك معاصى و انجام تكاليف, اولی بودن ترك غيبت در موارد جايز, ايمان به وصف نيايد, ابتلاى انبياء به امراض جسمانى, ابطال جبر, احاديث در باب عبادت پيامبر(ص ), احاديث در ذكر مفاسد مراء, احاطه قيومى حق تعالى, اخلاص بعد از عمل, اخلاص در قرائت, اختلاف مردم در حفظ حضور حق, اركان توبه, اسارت شهوت منشاء همه اسارتهاست, استحباب سه روز روزه در هر ماه, استغفار سكنه آسمان و زمين براى طالب علم, اسرار صدقه, اشاره اجماليه به احكام فطريات, بيان شاه آبادى ره در معناى آيه محكمه, بيان صلاة وسطى, براى اسماء حق دو مقام است, بزرگى گناه غيبت و تبعات آن, بعضى قواى باطنيه, تفكر, تفكر ممنوع و مرغوب در ذات حق, تفكر در مصنوع, تفكر در احوال نفس, تفرغ براى عبادت موجب غناى قلب شود, تفسير آيات سوره حديد تا عليمبذات الصدور, تفسير توبه نصوح, تفسير سوره مباركه توحيد, تقوى, تقواى عامه, تقسيم قلوب راجع به چه چيز است, تمام موجودات را علم و حيات است, تنبيه علمى براى قلع ماده ريا, توجيه نسبت ابتلا به حق تعالى, توجيه ديگر از حديث تردید, توجيهاتى است كه از نسبت ترديد به حق شده, توحيد حق و ديگر صفات او فطرى است, تاءثير حظوظ دنيويه در قلب, تحقيق خير و شر, تذکر, ترغيب به اصلاح قلب, تشخيص احكام فطرت, تطبيق حديث نبوى با علوم سه گانه, تعداد هواهاى نفسانيه, تعريف اخلاص, تعريف غيبت, جلوگيرى انبيا از اطلاق طبيعت, حـــق تـــعـــالى ســـؤ ال نـشـود از آنـچـه بـكـنـد, حـزن و شـك و سـخـط،, حقيقت ورع و مراتب آن, حقيقت امانت, حقيقت بهشت و جهنم, حقيقت توبه, حقيقت شكر, حالات قلوب, حث بر عبادات و ترك معاصى, حديث رفع, حرام بودن استماع غيبت, خـشـيـت و نـيـت صـادقـه لازمه صـواب عمل, خوف از حق تعالى, دقت امر ريا, دنيا دار ثواب و عقاب حق تعالى نيست, در بيان بعض اقسام نفاق است, در بيان بعضى از موجبات كبر, در بيان درجات كبر, در بيان علاج تكبر, در بعض مكايد شيطان, در توجيه عرفانى از آيه شريفه 2 فتح, در حقيقت دنيا ی مذمومه, در حقيقت ريا, در سبب اصلى تكبر, درجات صبر, دشوارى توبه و جبران معاصى, دعوت به اخلاص, ذكر بعض احاديث در فضيلت ذكر خدا, ذم اتـــبـــاع هـــواى نـــفـــس, ذم اتباع هوى, ذم طـــول امـــل, رفع يد در نماز و تقليب آن, روح و راحت در يقين و رضا ست, ريا و درجات آن, ريا در اخلاق و ملكات باطنى, ريا در اعمال, ريا در عقايد, ريشه فسادهاى اخلاقی, راه تحصيل حضور قلب, رابطه حسد و تكبر, رجحان طلب رزق, سفر پر خطر و ضرورت زاد و راحله, سلوك طريق علم وسلوك طريق جنت, سِرّ رفع يدين, سبب زياد شدن حب دنيا, سر اختلاف انبيا در نبوت, شدت ابتلاء انبياء و اوصياء و مؤ منين, شدت بليات روحيه تابع شدت ادراك است, شرايط توبه, صـبر نتيجه حريت از قيد نفس, صورت ملكوتى نفاق, صورت ملكوتيه عصبيت, صبر اهل معرفت, ضبط خيال موازنه, ضررهاى اجتماعى غيبت, طول امل موجب نسيان آخرت است, عـــشـــق جـــبـــلّى بـه جميل مطلق, علم قبل از ايجاد, علم به حقيقت اسماء و صفات ممكن نيست, علم غير از ايمان است, علما ورثه انبيا, علوم مناسب با نشئات وجودی, علوم مناسب با اين نشاءت, علامتهاى صحت يقين, علاج مفاسد اخلاقى, علاج موبقه غیبت, علاج نفاق, علاج وسوسه, علاج عملى حسد, علاج غضب به قلع اسباب آن, علاج غضب در حال اشتعال آن, عينيت صفات حق با ذات است, عبادت در جوان تاءثير كند, عدد نوافل, عزم, عصبيت هاى اهل علم, غفلت از حق انتكاس قلب است

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •