*^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*
صفحه 25 از 40 نخستنخست ... 1521222324252627282935 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 241 تا 250 , از مجموع 399
  1. #241
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    الحديث الخامس و العشرون
    حديث بيست و پنجم
    بـسـنـدى المتصل الى شيخ المحدثين و اءفضلهم ، محمد بن يعقوب الكلينى ، رحه الله تـعـالى ، عـن مـحـمـدبـن يـحـيـى ، عـن احمد بن محمد، عن ابن محبوب ، عن عبدالله بن سنان ، قـال ذكرت لاءبى عبدالله ، عليه السلام ، رجلا مبتلى بالوضوء و الصلاة ، و قلت : هو رجـل عـاقـل . فـقـال ابـا عـبـدالله ، عـليـه السـلام : و اءى عـقـل له و هـو يـطـيـع الشـيـطـان ؟ فـقـلت له : و كـيـف يـطـيـع الشـيـطـان ! فـقـال : سـله هـذا الذى يـاءتـيـه مـن اءى شـى ء هـو، فـانـه يقول لك : من عمل الشيطان .(743)
    ترجمه :
    عـبـدالله بـن سنان گويد ياد كردم براى حضرت صادق ، عليه السلام ، مردى را كه مـبـتـلا بـود بـه وسوسه در وضو و نماز و گفتم :" او مرد عاقلى است ." حضرت صادق ، عـليـه السـلام ، فـرمـود كـه "(چـه ) عـقـلى بـراى اوسـت و حال آنكه پيروى شيطان مى كند؟" گفتم به آن حضرت :"چگونه پيروى شيطان مى كند!" فـرمـود:"از او سـؤ ال كـن ايـنـكـه مـى آيـد او را چـه چـيز است آن ، پس همانا مى گويد: از عمل شيطان است ."
    شـرح بـدان كـه وسـوسـه و شـك و تـزلزل و شـرك و اشـتباه آنها از خطرات شيطانيه و القـائات ابـليـسـيـه اسـت كـه در قلوب مردم مى اندازد، چنانچه طماءنينه و يقين و ثبات و خلوص و امثال اينها از افاضات رحمانيه و القائات ملكيه است .
    و تـفـسـيـر ايـن اجمال به طريق اختصار آن است كه قلب انسانى لطيفه اى است كه متوسط اسـت بـيـن نشئه ملك و ملكوت و عالم دنيا و آخرت . يك وجهه آن به عالم دنيا و ملك است ، و بـدان وجهه تعمير اين عالم كند، و يك وجهه آن به عالم آخرت و ملكوت نمايد. پس ، قلب بـه مـنـزله آيينه دو رويى است كه يك روى آن به عالم غيب است و صور غيبيه در آن منعكس شـود، و يـك روى آن بـه عـالم شـهادت است و صور ملكيه دنياويه در آن منعكس شود، و يك روى آن به عالم شهادت است و صور ملكيه دنياويه در آن منعكس شود. و صور دنياويه از مـدارك حـسـيـه ظـاهـريـه و بـعـضـى مـدارك بـاطـنـه ، مـثـل خـيـال و وهـم ، در آن انـعـكـاس پـيـدا كـنـد، و صـور اخـرويـه از بـاطـن عقل و سر قلب در آن انعكاس پيدا كند. و اگر وجهه دنياويه قلب قوت گرفت و توجه آن يـكـسـره به تعمير دنيا شد و همش منحصر شد در دنيا و مستغرق شد در ملاذ بطن و فرج و سـايـر مـشـتـهـيـات و مـلاذ دنـيـاويـه ، بـه واسـطـه ايـن تـوجـه بـاطـن خـيـال مـنـاسـبـى پـيـدا كـنـد بـه مـلكـوت سـفـلى كـه بـه مـنـزله ظـل ظلمانى عالم ملك و طبيعت است و عالم جن و شياطين و نفوس خبيثه است . و به واسطه اين تـنـاسـب القـائاتـى كه در آن شود القائات شيطانيه است ، و آن القائات منشاء تخيلات بـاطـله و اوهـام خـبـيـثـه گـردد. و نـفـس ‍ چـون بـالجمله توجه به دنيا دارد، اشتياق به آن تـخـيـلات بـاطـله پـيـدا كـنـد و عـزم و اراده نـيـز تـابـع آن گـردد و يـكـسـره جـمـيـع اعـمـال قـلبـيـه و قـالبـيـه از سـنـخ اعـمـال شـيـطـانـى گـردد، از قـبـيـل وسـوسـه و شـك و تـرديـد و اوهام و خيالات باطله ، و ارادات بر طبق آن در ملك بدن كـارگـر گـردد. و اعـمـال بـدنـيـه نـيـز بـر طـبـق صـور بـاطـنـيـه قـلب گـردد، چـه كه اعـمـال عـكـس و مـثـال ارادات ، و آنها مثال و عكس و اوهام ، و آنها عكس وجهه قلوب است ، پس ، چـون وجـهـه قـلب بـه عالم شيطان بوده ، القائات در آن از سنخ جهالات مركبه شيطانيه گـردد، و در نتيجه از باطن ذات وسوسه و شك و شرك و شبهات باطله طلوع كرده تا ملك بدن سرايت كند.

    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #242
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    و در اين قياس كه ذكر شد، وجهه قلب اگر به تعمير آخرت و معارف حقه شد و توجه آن به عالم غيب شد، يك نحوه تناسبى با ملكوت اعلى ، كه عالم ملائكه و نفوس طيبه سعيده اسـت و بـه مـنـزله ظـل نـورانـى عـالم طـبـيعت است ، پيدا كند، و علوم مفاضه به آن از علوم رحمانى ملكى و عقايد حقه ، و خطرات از خطرات و القائات الهيه گردد، و از شك و شرك منزه و پاكيزه گردد و حالت استقامت و طماءنينه در نفس پيدا شود، و اشتياقات آن نيز بر طـبـق عـلوم آن ، و ارادات بـر طـبـق اشـتـيـاقـات ، و بـالاخـره اعـمـال قـلبـيـه و قـالبـيـه و ظـاهـريـه و بـاطـنـيـه از روى مـيـزان عقل و حكمت واقع شود.
    و از براى اين القائات شيطانيه و ملكيه و رحمانيه مراتب و مقاماتى است كه اكنون مناسب نيست تفصيل آن .
    و دلالت بـه آنـچـه ذكـر شـد مـى نـمـايـد بـعـضـى اخـبـار شـريـفـه مـثـل آنـچـه در مـجـمـع البـيـان از عـيـاشـى
    (744) روايـت مـى كـنـد قال :
    روى العـيـاشـى بـاسـنـاده عـن اءبـان بـن تـغـلب ، عـن جـعفر بن محمد، عليهما السلام ، قـال قـال رسـول الله ، صلى الله عليه و آله : ما من مؤ من الا و لقلبه فى صدره اذنان : اذن يـنـفـث فـيـهـا الوسـواس الخـنـاس . يـؤ يـد الله المـؤ مـن بـالمـلك ، و هـو قبل سبحانه : و ايدهم بروح منه .(745)
    فـرمـود حـضـرت صـادق ، سـلام الله عـليـه : فـرمـود جـنـاب رسـول خـدا، صـلى الله عليه و آله :"نيست مؤ منى مگر از براى قلبش دو گوش است : يك گـوش اسـت كـه مى دمد در آن فرشته ، و يك گوش است كه مى دمد در آن شيطان وسوسه كـن . تـاءيـيـد مـى فـرمـايـد خـداونـد مـؤ مـن را بـه فـرشـتـه ، و ايـن از قول خداى تعالى است كه مى فرمايد: تاءييد مى فرمايد ايشان را به روحى از جانب خود."
    و فـى مـجـمـع البـحـريـن ، فـى حـديـث آخـر:انـه قـال : الشـيـطـان واضـع خـطـمـه عـلى قـلب ابـن آدم ؛ له خـرطـوم مـثـل خـرطـوم الخـنـزيـر، يـوسـوس لابـن آدم ان اقـبـل عـلى الدنـيـا، و مـا لا يحل الله . فاذا ذكر الله خنس .(746) الى غير ذلك من الروايات .
    فصل : ذكر اخبارى در چگونگى وضو و غسل و تطهير ائمه ع و دورى آنها از وسواس
    پـس از آنـكـه مـعـلوم شـد از طـريـق اهـل مـعـرفـت كـه وسـوسـه از اعمال شيطانيه است ، ـ چنانچه در اين حديث شريف كه اكنون در مقام شرح آن هستيم و ساير احاديث ذكر فرمودند ـ ناچاريم بيان اين مطلب را از طريق ديگر كه با اذهان عامه نزديكتر و مـنـاسـبـتـر بـاشد بنماييم . گرچه بيان پيش نزد اهلش مطابق موازين عقليه و ضوابط بـرهانيه و مطابق ذوق اهل معرفت و مشاهدات اصحاب قلوب است ، ولى چون بيان مبتنى بر اصول و قواعدى است كه از حوصله اين اوراق خارج است از آن صرف نظر مى نماييم . پس ، گوييم كه شاهد بر اين كه اين وساوس و اعمال از بازيچه هاى شيطانى و القائات آن مـلعـون اسـت و داعـى ديـنـى و بـاعـث ايـمـانـى در كـار نـيـسـت ، گـرچـه بـه خـيـال بـاطـل صـاحـبـش بـاشـد، آن اسـت كـه آن مـخـالف بـا احـكـام شـريـعت و اخبار و آثار اهـل بـيـت عـصـمـت و طـهـارت اسـت . مـثـلا در اخـبـار مـتـواتـره از طـريـق اهـل بـيـت عـصـمـت ، عـليـهـم السـلام ، وارد اسـت كـيـفـيـت وضـوى رسـول خـدا، صـلى الله عـليـه و آله و سـلم ، كـه بـا يـك غـسـله بـوده .
    (747) و از ضـروريـات فـقـه اسـت اجـزاى يـك غـرفـه از بـراى وجـه ، و يـك غـرفـه بـراى غـسـل دسـت راسـت ، و يـكـى بـراى دسـت چـپ . و امـا بـا دو غـرفـه يـا دو غـسـله مـحـل خـلاف اسـت ،(748) حـتـى از صـاحـب وسـائل استفاده شود فتواى به عدم جواز، يا تـاءمـل در عـدم جـواز.(749) و از بـعـضـى ديـگـر نـقـل خـلاف شـده اسـت ،(750) گـرچـه جـواز دو غـسـله نـيـز مـحـل تـاءمل نيست ، و شهرت عظيمه (751) و اخبار كثيره (752) دلالت بر استحباب آن دارد، ليـكـن بـعـيـد نـيـسـت افـضـليـت يـك غـسـله ، مـنـتـهـا غـسـله اى كـه شـاداب كـنـد مـحـل را (وليـكـن ) با سه غسله يعنى سه دفعه شستن ، به طورى كه در هر دفعه موضع غـسـل را آب فـرا گـيـرد، بـلا اشـكـال بـدعـت و حـرام و مـبـطـل وضـو اسـت اگـر بـا فـضـل آن مـسـح كـنـد. و در اخـبـار اهـل بـيـت ، عـليـهـم السـلام ، وارد اسـت كـه غـسل سوم بدعت است ، و هر بدعتى در آتش است .(753)



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #243
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    در ايـن صـورت ، ايـن شـخـص جـاهـل وسـواسـى كـه بـيـشـتـر از ده مـرتـبـه غـسـل مـحـل وضو را مى كند، و در هر مرتبه با دقت آب را به تمام عضو مى رساند، بلكه اول مـحـل را خـوب تـر مـى كـنـد كـه آب جـريـان تـام پـيـدا مـى كـنـد و غـسـل شـرعـى حـاصـل مـى شـود، پـس از آن مـكـرر در مـكـرر ايـن عـمـل را انـجـام مـى دهـد، بـا چـه مـيـزان بايد آن را منطبق كرد؟ آيا مطابق كدام حديث يا كدام فتواى فقيه است ؟ بيست سال يا بيشتر بدبخت با همچو وضوى باطلى نماز كرده و پاى مـردم كـمـال قـدس و طـهـارت به حساب آورده است ! شيطان با او بازى مى كند و نفس اماره بـالسـوء او را گـول مـى زنـد، بـا ايـن وصـف ديـگـران (را) تخطئه مى كند و خود را به صـواب مـى داند آيا چيزى كه مخالف نص متواتر و اجماع علما است ، بايد آن را از شيطان حـسـاب كـرد يـا از كـمـال طـهـارت نـفـس و تـقـوا؟ اگـر از كـمـال تـقـوا و احـتـيـاط در ديـن اسـت ، چه شده است كه بسيارى از اين وسواسيهاى بيجا و جاهلهاى متنسك راجع به امورى كه احتياط لازم يا راجح است احتياط نمى كنند؟ تاكنون كى را سـراغ داريـد كـه شبهات راجع به اموال وسواسى باشد؟ تاكنون كدام وسواسى عوض ‍ يـك مـرتـبـه زكات يا خمس چند مرتبه داده باشد؟ و بجاى يك مرتبه حج چند مرتبه رفته بـاشـد؟ و از غـذاى شـبـهـه نـاك پـرهـيـز كـرده بـاشـد؟ چـه شـد كـه اصـالة الحـليـة (754) در اين مورد محكم است و اصالة الطهارة (755) در باب خود حكم نـدارد؟! بـا آنـكـه در بـاب حـليـت اجـتـنـاب از شـبـهـات راجـح اسـت ، و احـاديـث شـريـفـه ، مثل حديث تثليث (756) دلالت بر آن دارد، ولى در باب طهارت عكس آن را دارد. يكى از ائمه معصومين ، سلام الله عليه و عليهم ، وقتى كه براى قضاى حاجت مى رفتند، بـا دسـت مـبـارك بـه رانـهـاى مبارك آب مى پاشيدند كه اگر ترشح شد معلوم نشود. اين بـيچاره كه خود را مقتدى به اين امام معصوم مى داند و احكام دين خود را از آن سرور اخذ مى كـنـد، در وقـت تـصـرف در امـوال از هـيـچ چـيـز (پـرهـيـز) نـمـى كـنـد! از غـذايـى كـه بـا اتكال اصالة الطهارة مى خورد، پس از خوردن دست و دهان خود را تطهير مى كند! در وقت خوردن به اصالة الطهارة تمسك مى كند، پس از غذا مى گويد همه چيز نجس است ! و اگـر از اهـل عـلم بـه گمان خودش باشد، جواب مى دهد مى خواهم با طهارت واقعى نماز بـخـوانـم .

    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #244
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    با آنكه مزيت نماز با طهارت واقعى تاكنون معلوم نشده ، و از فقها، رضوان الله عـليـهـم ، از آن اسـمـى نـديـديـم ! اگـر اهـل طـهـارت واقـعـى هـسـتـى ، چـرا اهـل حـليـت واقـعـى نـيـسـتـى ؟ فـرضـا كـه طـهـارت واقـعـى مـى خـواهـى تـحـصـيل كنى ، آيا ده مرتبه در آب كر و جارى شستشو كردن چيست ؟ با آنكه در آب جارى يـك مـرتـبـه و در آب كـر ـ در غـيـر بـول يـا بـعـضـى نـجـاسات ديگر ـ يك مرتبه ، و در بول نيز على المشهور يك مرتبه كفايت مى كند، و دو مرتبه اجماعا كافى است ، پس چندين مـرتـبـه شستن نيست مگر از تدليسات شيطان و تسويلات نفس . و چون امرى است بيمايه آنرا سرمايه قدس فروشى مى كنند!
    از ايـنـهـا بـدتـر و فضيحتر وسوسه بعضى است در نيت نماز و تكبيرة الاحرام ، زيـرا كـه در آن مرتكب چندين محرم مى شوند و خود را از مقدسين محسوب مى دارند و با اين عـمـل بـراى خـود مـزيـت قـائل مـى شـونـد! و در ايـن نـيـت كـه تـمـام اعـمـال اخـتـيـاريـه را بـدون آن نـمـى تـوان اتـيـان كـرد، و يـكـى از امـورى است كه لازمه اعـمـال اخـتـيـاريـه اسـت و انـسـان نـمـى تـوانـد يـكـى از اعمال عباديه يا غير عباديه را بدون آن اتيان كند، با اين وصف ، به اختلاف شيطنت آنها و تـسـلط شـيـطـان بـر آنـهـا، از يـك سـاعـت تـا چـنـد سـاعـت گـاهـى گـرفـتـار حـصـول ايـن امـر ضـرورى الوجـود هـسـتـنـد و آخـرالامـر حـاصـل نـمـى شـود! آيـا ايـن امـر را بـايـد از خـطـرات شـيـطـانـيـه و اعـمـال ابـليـس لعـيـن دانـسـت كه اين بيچاره را افسار كرده و امر ضرورى را بر آن مختفى نـمـوده و او را مـبـتـلا بـه محرمات كثيره ، از قبيل قطع صلاة و ترك آن و گذشتن وقت آن ، نموده ، يا از طهارت باطن و قدس و تقوا بايد محسوب داشت ؟
    و از شـئون وسـوسه يكى اقتدا نكردن به كسانى است كه به حكم نص و فتوا محكوم به عدالت هستند و ظاهر آنها صالح و به اعمال شرعيه مواظب هستند و باطن آنها را خداوند عالم است و تفتيش از آن لازم است ، بلكه جايز نيست ، با اين وصف ، شخص وسواسى را شيطان مـهـار مـى كـنـد و در گـوشـه مسجد از جماعت مسلمين كناره گرفته فرادى نماز مى خواند! و مـعـلل مـى كـنـد عـمـل خـود را بـه ايـنـكـه شـبـهـه مـى كـنـم بـه دلم نمى چسبد! ولى در عين حال از امامت مضايقه ندارد! با آنكه كار امامت سخت تر و جاى شبهه در آن بيشتر است ، ولى چون موافق هواى نفس است در آن شبهه نمى كند!
    و از شـئون وسـوسـه ، كـه ابـتـلاى بـه آن زيـادتـر اسـت ، وسـوسـه در قـرائت است كه بواسطه تكرار آن و تغليظ در اداى حروف آن گاهى از قواعد تجويديه خارج مى شود، بلكه صورت كلمه به كلى تغيير مى كند! مثلا ضالين را بطورى ادا مى كند كه بـه قـاف شـبـيه مى شود! و حاء رحمن و رحيم و غير آنها را به طورى در حلق مى پـيـچـد كـه تـوليـد صـوت عـجـيـبـى مـى كـنـد! و بـيـن حـروف يـك كـلمـه را مـنـفـصل مى نمايد به طورى كه هيئت و ماده كلمه بكلى به هم مى خورد و از صورت اصلى خـود مـنـسلخ مى شود. بالاخره نمازى كه معراج مؤ منين و مقرب متقين و عمود دين است از جميع شـئون مـعـنـويـه و اسـرار الهـيـه آن غفلت شده و به تجويد كلمات آن پرداخته ، و در عين حـال از تـجـويـد كـلمـات سـر بـه فساد آنها درآورده بطورى كه به حسب ظاهر شرع نيز مـجـزى نـخواهد بود. آيا با اين وصف اينها از وساوس شيطان است ، يا از فيوضات رحمن كـه شـامـل حـال وسـواسـى مـقـدس نـمـا شـده اسـت ؟ ايـن هـمـه اخـبـار دربـاره حضور قلب و اقـبـال آن در عـبادات وارد شده ، بيچاره چيزى را كه از حضور قلب علما و عملا فهميده است هـمـان وسـوسـه در نـيـت و كـشـيـدن مد و لا الضالين را بيش از اندازه مقرره و كج نمودن چشم و دهان و غير آن را در وقت اداى كلمات (است )! آيا اينها مصيبت نيست كه انسان از حضور قلب و معالجه تشويش خاطر سالهاى سال غافل است و اصلا در صدد اصلاح آن نباشد و آن را شاءنى از شئون عبادت نداند و طريق تـحـصـيـل آن را از عـلمـاى قـلوب يـاد نـگـيـرد و آن را عـمـل نـكند، و به اين اباطيل ، كه به نص كتاب كريم از خناس لعين
    (757) و به نص صـادقـيـن ، عـليـهـم السـلام ، از عـمـل شـيـطـان اسـت (758) و بـه فـتـواى فـقـهـا عـمـل بـه واسـطـه آن باطل است ، بپردازد، سهل است ، آنها را از شئون قدس و طهارت به شمار آورد؟!
    و گـاهـى مـى شـود كـه وسوسه در انسان پيدا مى شود يا زياد مى شود بواسطه آن كه جـاهـلان مـثـل خـود آن را بـراى او در عـداد فـضـايل به شمار آورند. مثلا از ديانت و قدس و تقواى او تعريف مى كنند كه اين شخص از بس متدين و مقدس ‍ است وسواسى شده است ! با ايـنـكـه وسـوسـه ربـطـى بـه ديـانـت نـدارد، بـلكـه مـخـالف ديـن و از جـهـل و نـفـهـمـى اسـت ، ولى چـون حـقـيـقـت امر را به او نگفتند و از او احتراز نكردند و او را سـرزنـش نـنـمـودنـد، بـلكـه از او مـدح و ثـنـا كـردنـد، ايـن عمل شنيع را تعقيب كرده تا به حد كمال رسانده و خود را ملعبه شيطان و جنود آن قرار داده و از ساحت قدس ‍ مقربين دور كرده است .
    پـس اى عـزيـز، اكنون كه معلوم شد عقلا و نقلا اين وساوس شيطانى است و اين خطرات از عـمـل ابـليس است كه اعمال ما را باطل و دل ما را از حق تعالى منصرف مى كند، و شايد به اين وسوسه در عمل قانع نشود و شاهكار خود را به كار برد و وسوسه در عقايد و ديانت در شـمـا ايـجـاد كـنـد و بـه صـورت دين شما را از دين خدا خارج كند و در مبداء و معاد مردد نـمـايـد و بـه شقاوت ابدى برساند، و امثال شما را كه از راه فسق و فجور نمى تواند اغـوا كـنـد و بـه ضـلالت بـكـشـانـد از طـريـق عـبـادات و مـنـاسـك پـيـش آمـده اول اعـمـال و افـعالى را كه بايد به وسيله آنها به قرب الهى و معراج قرب حق تعالى نـائل شـد، بـكـلى ضـايـع و بـاطـل كـرده اسـبـاب بـعـد از سـاحـت مـقـدس ربـوبـى جـل شـاءنـه و قـرب بـه ابـليس و جنود آن شده ، و بالاخره بيم آن است كه با عقايد شما بازى كند، بايد هر طورى شده است و با هر رياضتى است در صدد معالجه آن برآييد.



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #245
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل : علاج وسوسه
    بـدان كـه عـلاج ايـن مـرض قلبى ، كه بيم آن دارد كه انسان را به هلاكت ابدى و شقاوت سـرمـدى بـرسـانـد، چـون سـايـر امـراض قـلبـيـه بـا عـلم نـافـع و عـمـل بـسـى سـهـل و آسـان اسـت . ولى انـسـان بـايـد اول خـود را مريض بداند، پس از آن خودش ‍ در صدد علاج برمى آيد، ولى عيب كار آن است كـه شيطان به طورى مقدمات را براى اين بيچاره مرتب كرده كه خود را مريض نمى داند، بلكه ديگران را منحرف از راه و غير مبالى به دين مى داند!
    امـا طـريـق عـلم ، پـس تـفـكـر نـمـودن در ايـن امـورى اسـت كـه ذكـر شـد انـسـان خـوب اسـت اعمال و افعالش از روى تفكر و تاءمل باشد. فكر كند آيا اين عملى كه مى كند و مى خواهد مـرضـى خـداونـد تـعـالى باشد از كجا و از كى اخذ مى كند كه كيفيت آن بايد چنين و چنان باشد. معلوم است عوام از مردم از فقها و مراجع تقليد آنها از كتاب و سنت و طرق اجتهاديه ، كـيـفـيـت عـمـل را بـه دسـت آورنـد، پـس ، مـا وقـتـى كـه مـراجـعـه كـنـيـم بـه كـتـب فـقـها، از عـمـل رسـوايـى تـكـذيـب شـده و بـعـضـى از اعـمـال او را بـاطـل شمرده اند، و وقتى كه مراجعه كنيم به احاديث شريفه و كتاب الهى ، مى بينيم كه عـمـل او را از شـيـطـان شـمـرده انـد و سـلب عـقل از صاحبش فرموده اند. پس ، در اين انسان عـاقـل اگـر شـيـطـان بـر عـقـلش مـسـلط نـشـده بـاشـد و قـدرى تـاءمـل و تـفـكـر كـنـد، بـايـد بـر خـود حـتـم كـنـد كـه دسـت از ايـن عـمـل فاسد بردارد و در صدد برآيد كه عمل خود را تصحيح نمايد كه مرضى حق تعالى باشد.
    و لازم اسـت هـر كـس در خـود شـائبـه ايـن امـر را يـافـت ، بـه مـردم مـعـمـولى مراجعه كند و عـمـل خـود را عـرضـه بـر عـلمـا و فـقـهـا دارد و اسـتفسار از آنها كند كه آيا مبتلا به مرض وسـواس اسـت يـا نـه . زيـرا كـه بـسـيـار اوقـات انـسـان وسـواسـى از حـالت خـود غـافـل است و خود را معتدل و ديگران را بى مبالات مى داند، ولى اگر قدرى فكر كند، اين عـقـيـده را نـيـز مـى فـهـمـد از شـيـطـان و القـائات آن خبيث است ، زيرا كه مى بيند علماء و دانـشـمـنـدان بـزرگ ، كه به علم و عمل آنها عقيده مند است ، بلكه مراجع تقليد مسلمين ، كه مـسـائل حـلال و حرام را از آنها اخذ مى كند، عملشان بر خلاف اوست ، و نتوان گفت كه نوع مـتـديـنين و علما و بزرگان دين مبالات به دين خدا ندارند و شخص وسواسى فقط مقيد به ديـانـت اسـت . و پـس از آنـكـه عـمـلا فـهـمـيـد، لازم اسـت اصـلاح عمل . وارد مرحله عمل شود. و عمده در عمل آن است كه بى اعتنايى كند به وسوسه شيطانى و خـيـالاتـى كـه بـه او القـا مـى كـنـد. مثلا اگر مبتلا به وسوسه در وضوست ، به رغم شـيـطـان يـك غـرفـه آب اسـتـعـمـال كـنـد. لابـد شـيـطـانـش مـى گـويـد كـه ايـن عـمـل صـحـيـح نـيـسـت . جـواب او را بـدهـد كـه اگـر عـمـل مـن درسـت نـيـسـت ، پـس بـايـد عمل رسول خدا، صلى الله عليه و آله ، و ائمه طاهرين ، عليه السلام ، و جميع فقها درست نـبـاشـد. رسـول خـدا، صـلى الله عليه و آله ، و ائمه هدى ، عليهم السلام ، قريب سيصد سـال وضـو گـرفتند، و به حسب اخبار متواتره كيفيت وضوى آنها همينطور بود، پس اگر عـمـل آنـها باطل بود، بگذار عمل من نيز باطل باشد. و اگر مقلد مجتهدى هستى ، به شيطان جـواب بـده : مـن ايـنـطـور عـمـل مـى كـنـم بـه راءى مـجـتـهـد، اگـر وضـوى مـن بـاطـل شد، خداوند از من مؤ اخذه نمى فرمايد و به من حجتى ندارد. و اگر ملعون تشكيك در راءى مـجـتـهـد كرد كه او چنين نفرموده ، كتب آنها در دست است باز كن و نشان او بده . چندين مـرتـبـه كـه اعـتـنـا بـه قـولش نـكردى و به خلاف راءى او رفتار كردى ، البته از تو ماءيوس مى شود، و اميد است كه معالجه قطعى مرضت بشود، چنانچه در احاديث شريفه اين معنى مذكور است :


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #246
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فـعـن الكـافـى بـاسـنـاده عـن زرارة و اءبـى بـصـيـر، قـالا: قـلنـاله : الرجـل يـشـك كـثـيـرا فـى صـلاتـه حـتـى لا يـدرى كـم صـلى و لا مـا بـقـى عـليـه ؟ قـال : يـعـيـد. قـلنـا: فـانـه يـكـثـر عـليـه ذلك ، كـلمـا اعـاد شـك . قـال : يـمضى فى شكه . ثم قال : لا تعودوا الخبيث من انفسكم بنقض الصلاة ، فتطمعوه ، فان الشيطان خبيث يعتاد لما عود. فليمض اءحدكم فى الوهم ، و لا يكثرن نقض ‍ الصلاة ، فـانـه اذا فـعـل ذلك مـرات ، لم يـعـد اليـه الشـك . قـال زرارة : ثـم قـال : انـمـا يـريد الخبيث ان يطاعليه السلام ، فاذا عصى ، لم يعد الى اءحدكم .(759)
    زراره و ابـوبـصـيـر گفتند: "گفتيم به او (يعنى به حضرت باقر يا حضرت صادق عـليـهـمـا السلام ) كه مردى شك مى كند بسيار در نمازش ، حتى اينكه نمى داند چقدر نماز كـرده و چـقـدر بـه عهده او باقى است ؟" فرمود: " اعاده كند." گفتيم :" همانا براى او زياد اتفاق مى افتد، هر وقت اعاده مى كند شك مى نمايد." فرمود: "بگذرد در شكش ." (يعنى اعتنا به شك نكند.) پس از آن فرمود:" عادت ندهيد آن پليد را به خودتان در شكستن نماز، پس بـه طـمـع انـدازيـد او را، زيـرا كه شيطان پليد است و عادت دارد به چيزى كه عادت داده شـد. يـعـنـى ، هـر آيـنـه بگذرد هر يك شما در شك و اعتنا نكند و زياد نشكند نماز را. همانا اگر چند مرتبه چنين كرد، شكش عود نمى كند." زراره گفت پس از آن فرمود:" جز اين نيست كـه آن خـبـيث مى خواهد اطاعت شود، پس وقتى كه عصيان شد، عود نمى كند به سوى هيچيك شما."
    و بـاسـنـاده عـن اءبـى جـعـفـر، عـليـه السـلام ، قـال : اذا كثر عليك السهو، فامض فى صلاتك ، فانه يوشك اءن يدعك . انما هو من الشيطان .(760)
    البته وقتى مدتى مخالفت او را كردى و اعتنا به وسواس او نكردى ، طمعش از تو بريده مـى شـود، و حـالت ثـبـات و طـمـاءنـيـنـه نـفـس عـود مـى كـنـد. ولى در خـلال ايـن مخالفت ، تضرع و زارى به درگاه حق تعالى كن و از شر آن ملعون و شر نفس آن ذات مـقـدس پـناه ببر و استعاذه نما به ذات مقدس ، البته دستگيرى از تو مى فرمايد. چـنـانـچـه در روايـت كـافـى نـيـز اسـتعاذه از شيطان دستور داده شده : باسناده عن اءبى عـبـدالله ، عـليـه السـلام ، قـال : اءتـى رجـل النـبـى ، صـلى الله عـليـه و آله ، فـقـال : يـا رسول الله اءشكو اليك ما اءلقى من الوسوسة فى صلاتى حتى لا اءدرى ما صـليـت مـن زيـادة اءو نـقـصـان . فـقـال : اذا دخـلت فـى صـلاتـك ، فـاطعن فخذك الاءيسر باءصبعك اليمنى المسبحة ، ثم قل : بسم الله و بالله ، توكلت على الله ، اءعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم . فانك تنحره و تطرده .
    (761)

    حـضـرت صـادق ، عـليـه السـلام ، فـرمـود آمـد مـردى خـدمـت رسـول خـدا ـ صـلى الله عـليـه و آله و سـلم ، گـفـت :"يـا رسـول الله شـكايت مى نمايم به تو از آنچه القا مى شود به من از وسوسه در نمازم ، حتى اينكه نمى دانم چقدر نماز كردم از زياده يا كمى ."
    فرمود:"وقتى داخل نماز شدى ، بزن با انگشت سبابه دست راستت به ران پاى چپت ، پس بـگو: بسم الله ... پس همانا دور كنى و طرد كنى او را."
    و الحمدلله اءولا و آخرا و ظاهرا و باطنا، و الصلاة و السلام على محمد و آله الطاهرين .



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #247
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    الحديث السادس و العشرون
    حديث بيست و ششم
    بـالسند المتصل الى ثقة الاسلام ، محمد بن يعقوب الكلينى ، عن محمد بن الحسن و على بـن محمد، عن سهل بن زياد و محمد بن يحيى ، عن اءحمد بن محمد، جميعا، عن جعفر بن محمد الا شـعـرى ، عن عبدالله بن ميمون القداح ، و على بن ابراهيم ، عن اءبيه ، عن حماد بن عيسى ، عـن القـداح ، عـن اءبـى عـبـدالله ، عـليـه السـلام ، قـال قـال رسول الله ، صلى الله عليه و آله : من سلك طريقا يطلب فيه علما، سلك الله بـه طـريـقـا الى الجـنـة . و ان المـلائكـة لتـضع اءجنحتها لطالب العلم رضا به . و انه يـسـتـغـفـر لطـالب العـلم مـن فـى السـمـاء و مـن فـى الارض حـتـى الحـوت فى البحر. و فضل العالم على العابد كفضل القمر على سائر النجوم ليلة البدر. و ان العلماء ورثه الانـبياء، ان الانبياء لم يورثوا دينارا و لا درهما، و لكن ورثوا العلم ، فمن اءخذ منه ، اءخذ بحظ وافر.(762)
    ترجمه :
    فـرمـود حـضرت صادق ، عليه السلام : رسول خدا، صلى الله عليه و آله ، فرمود: " كـسـى كـه بـرود راهى را كه طلب كند در آن علمى را، سلوك دهد خداوند به او راهى در بهشت . و همانا فرشتگان پهن مى كنند پرهاى خود را براى طالب علم از روى خشنودى به او. و هـمانا طلب مغفرت و آمرزش كند براى طالب علم هر كس در آسمان و هر كس در زمين مى بـاشـد، حـتـى مـاهـى در دريـا. و فـضـيـلت عـالم بـر عـابـد مـثـل فـضـيـلت ماه است بر ديگر ستارگان در شب بدر. و همانا علما ارث بر پيغمبران اند پيغمبران به ارث نگذاشتند پول طلا و نقره ، و ليكن به ارث گذاشتند علم را، پس كسى كه اخذ كرد از آن ، حظ بسيارى برد."
    شـرح بدان كه الفاظ روايت شريفه احتياج به شرح ندارد، ولى اين چند خصلتى را كه رسـول اكـرم ، صـلى الله عـليـه و آله و سـلم ، بـراى فـضـيـلت طـالب عـلم و عـلما بيان فرمودند در ضمن چند فصل به مناسبت به شرح آنها مى پردازيم . و على الله التكلان .
    فـــصــل ، در بـيـان آنـكه كسى كه سلوك طريق علم كند حق تعالى او را سلوك طريق جنتدهد.
    و بـايـد مـقـدمـتـا دانـست كه علوم مطلقا منقسم مى شود به دو قسمت : يكى علوم دنيايى ، كه غايت مقصد در آنها رسيدن به مقاصد دنيويه است . و ديگر علوم اخرويه ، كه غايت در آنها نيل به مقامات و درجات ملكوتيه و وصول به مدارج اخرويه است . و پيش از اين اشاره شد به اينكه غالبا امتياز اين دو نحوه علم به امتياز نيات و قصود است ، گرچه خود آنها نيز فـى حـد نـفسها به دو سنخ منقسم شوند. و به مناسب آثارى كه در اين حديث شريف براى طـلب عـلم و عـلمـا بيان فرمودند، مقصود از اين علم قسم دوم و علم آخرت است . و اين واضح است .

    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #248
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    و نـيـز پـيـش از ايـن ذكـر شـد كـه كـليـه عـلوم اخـرويـه از سـه حـال خـارج نـيـسـت : يـا از قـبـيـل عـلم بـالله و مـعـارف اسـت ، يـا از قـبـيـل عـلم تـهـذيـب نـفـس و سـلوك الى الله اسـت ، يـا از قـبـيل علم آداب و سنن عبوديت است . اكنون گوييم كه تعمير نشئه آخرت بسته به اين سه امـر اسـت ، و بـنـابراين ، جنات نيز به تقسيم كلى سه جنت است : يكى جنت ذات ، كه غايت عـلم بـالله و مـعارف الهيه است . و ديگر جنت صفات ، كه نتيجه تهذيب نفس و ارتياض آن است . و سوم جنت اعمال ، كه صورت قيام به عبوديت و نتيجه آن است . و اين جنات معموره و آبـادان نـيـسـتـنـد، چـنـانـچـه ارض جـنـت اعـمـال قـاع
    (763) اسـت ، چـون اراضى نفس در اول امر. و آبادان و عمران آنها تابع عمران و آبادانى نفس است . چنانچه اگر مقام غيب نفس تعمير به معارف الهيه و جذبات غيبيه ذاتيه نشود، بهشت ذات و جنت لقاء از براى انسان حـاصـل نـشـود. و اگـر تـهـذيب باطن و تحليه سر نگردد و عزم و اراده قوى نشود و قلب مـجلاى اسماء و صفات نگردد، بهشت اسماء و صفات ، كه جنت متوسطه است ، براى انسان نـبـاشـد. و اگـر قـيـام بـه عـبـوديـت نـكـنـد و اعـمـال و افـعـال و حـركـات و سـكـنـات او مـطـابـق دسـتـورات شـرايـع نـبـاشـد، بـهـشـت اعمال ، كه فيها ما تشتهيه الاءنفس و تلذ الاءعين (764) مى باشد، از براى او نيست .
    بـنـابـرايـن مـقـدمـه ، كـه مـطـابـق بـا بـرهـان حـكـمـى و ذوق اهل معارف و اخبار انبيا و اولياء، عليه السلام ،و مستفاد از كتاب كريم الهى است ، علوم به هـر درجـه كـه هـسـتـنـد، چـه عـلم المـعـارف بـاشـد يـا غـيـر آن طـريـق وصـول بـه جـنـت مـنـاسب با آن است ، و سالك طريق هر علمى سالك طريقى از طرق بهشت اسـت . و مـا پـيـش از ايـن ذكـر كـرديـم
    (765) كـه عـلم مـطـلقـا طـريـق بـه عـمـل اسـت حـتـى عـلم المـعـارف ، مـنتها آنكه علم المعارف اعمالى است قلبى و جذباتى است باطنى كه نتيجه آن اعمال و جذبات ، و صور باطنه آنها صورت جنت ذات و بهشت لقاست . پس ، سلوك طريق علم سلوك طريق طريق جنت است ، و طريق طريق نيز طريق است .


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #249
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    نكته مهمه
    و نـكـتـه ايـن كه فرموده است : سلك الله به الى الجنة و سلوك علمى را به عبد نـسبت داده و سلوك الى الجنة را به ذات به مقدس حق نسبت داده است ، براى آنست كه در مقام كثرت جنبه كسب عبد را غلبه داده ، و در مقام رجوع به وحدت جبنه حق را غلبه داده ، و الا با نـظـرى تـوان گـفـت سـلوك الى الجـنـة نـيـز مـنـسـوب بـه عـبـد اسـت : و وجـدوا مـا عـملوا حـاضـرا.(766) فـمـن يـعـمـل مـثـقـال ذرة خـيـرا يـره . و مـن يـعـمـل مـثـقال ذرة شرا يره .(767) و با نظرى توان گفت سلوك الى العلم نيز به تـاءيـيـد و تـوفـيـق حـق و مـنـسـوب بـه ذات مـقـدس اسـت : قل كل من عندالله .(768)
    و جناب محقق فلاسفه و فخر طايفه حقه ، صدر المتاءلهين ، رضوان الله عليه ، را در اين مقام بيانى است كه مبنى بر آن است كه نفس ادراك ملايم و منافر جنت و نار است ، و علوم از ملايمت نفس ، و جهل از منافرات آن است . و اين مخالف با نظريه خود آن بزرگوار است در مسفورات حكيمه خود بر رد شيخ غزالى
    (769) كه او را مسلكى است كه جنات و دوزخ را به لذات و آلام حاصله در نفس حمل كرده ، و وجود عينى آنها را منكر شده است ، چنانچه از او مـنـقول است .(770) و اين مذهب با آنكه مخالف برهان حكماست ، خلاف اخبار انبياء و كتب سماويه و ضرورت جميع اديان است . و حضرت فيلسوف عظيم الشاءن او را رد و خيالش را ابـطـال فـرمـوده ، ولى شـبـيه آن معنى را خود آن بزرگوار در اين مقام فرموده گرچه اصـل مـسلك غزالى را انكار دارد. و در هر صورت ، اين كلام در نظر قاصر صحيح نيايد، ولى مناسب اين اوراق بيش از اين تفصيل نيست .

    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #250
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فـصـل ، در بـيـان آنـكـه فـرشتگان بالهاى خويش را براى طالب علم فرش كنند
    بـدان كـه از براى ملائكة الله صنوف و انواعى كثيره است كه جز ذات مقدس علام الغيوب كـسـى عـالم بـه آنـهـا كـه جـنـود حـق هـسـتـنـد نـيـسـت : و مـا يـعـلم جـنـود ربـك الا (771) هو.(772)
    يـك صـنـف از آنـهـا مـلائكـه مهيمين مجذوبين هستند كه اصلا نظر به عالم وجوديه ندارند و نـدانـنـد خـداونـد آدم را خـلق فـرمـوده يـا نـه ، و مـسـتـغـرق جمال و جلال حق و فانى كبرياى ذات مقدس او هستند.
    (773) و گويند در آيه شريفه ن و القـلم و مـا يـسـطـرون .(774) كـلمـه مـباركه ن اشاره به آن ملائكه است . و طـايـفـه ديـگـر مـلائكـه مـقربين و سكنه جبروت اعلى هستند. و آنها انواع كثيره هستند كه از بـراى هـريـك از آنـهـا شـاءن و تـدبـيـرى اسـت در عـوالم كه از براى ديگرى آن شاءن و تـدبـيـر نـيـسـت . و طـايـفـه ديـگـر مـلائكـه عـوالم بـرزخ و مـثـال هـسـتـنـد. و طـايـفـه ديـگـر مـلائكـه موكله به عوالم طبيعت هستند و مُلك هستند كه هريك مـوكـل امـرى و مدبر شاءنى هستند. و اين دسته از ملائكه مدبره در عالم مُلك غير از ملائكه مـوجـوده در عـالم مـثـال و بـرزخ اسـت ، چـنـانـچـه در محل خود مقرر است و از اخبار نيز مستفاد شود.(775)
    و بـبـايد دانست كه اجنحه و رياش و اعضاى ديگر در جميع اصناف ملائكه نيست ، بلكه از مـلائكـه مـهـيـمـيـن گـرفـتـه تـا سـكـنـه مـلكـوت اعـلى مـنـزه و مـبـرا هـسـتـنـد از امـثـال اين اعضا و اجزاى مقداريه . و آنها مجرد از جميع مواد و لوازم آن و تقدرات و عوارض آن هـسـتند. و اما ملائكه عوالم مثال و موجودات ملكوتيه برزخيه در جميع آنها اجزا و اعضا و اجـنـحـه و ريـاش و غير آن ممكن التحقق (است ). و چون از عوالم تقدرات برزخيه و تمثلات مـثـاليـه هـستند، هر يك داراى مقدارى خاص و اعضا و جوارحى مخصوص به خود مى باشند. و الصافات صفا(776) و اولى اءجنحة مثنى و ثلاث و رباع (777) راجع به ايـن صـنـف از مـلائكـه اسـت . ليـكـن ملائكه مقربين و قاطنين جبروت اعلى به واسطه احاطه وجـوديـه قـيـومـيـه مـى تـوانـنـد در هـر يـك از عـوالم بـه هـيـئت و صـورت آن عـالم مـتـمـثـل شـونـد، چـنـانـچـه جـبـرئيـل امـيـن ، كـه از مـقـربـيـن درگـاه و حـامـل وحـى الهـى و از اعـلى مـراتـب مـوجـودات سـكـنـه جـبـروت اسـت ، بـراى ذات مـقـدس رسـول اكـرم صـلى الله عـليـه و آله و سـلم ، در مـثـال مـقـيـد دايـمـا، و در مـثـال مـطـلق دو مـرتـبـه ، و در مـلك گـاهـى ، مـتـمـثـل مـى شـد. حـتـى در مـلك گـاهـى مـتـمـثـل بـه صورت دحيه كلبى ، رضيع رسول اكرم ، صلى الله عليه و آله و سلم ، كه اجمل ناس بود، مى شد.
    (778)
    و ببايد دانست كه تمثل ملكى ملائكه در عرض موجودات ملكيه نيست كه هر سليم الحس آن را بـبـيند، بلكه باز وجهه ملكوتى آنها غالب و جهات ملكيه مغلوب است ، و لهذا آنها را پس از تمثلات ملكيه نيز مردم با چشم ملكى نمى ديدند، بلكه با تاءييد حق و اشاره حضرت خـاتـم الانـبـيـا، صـلى الله عـليـه و آله و سـلم ، بـعـضـى از اصـحـاب جـبرئيل را كه به صورت دحيه كلبى بود مى ديدند. و بدين بيان طالبان علم و معرفت و مـتـوجـهـيـن بـه حق و حقيقت و سالكين طريق رضاى الهى از اولاد روحانى آدم صفى ، سلام الله عـليـه ، كـه مـسـجود ملائكه و مطاع تمام دايره وجود (بود) هستند، و جميع ملائكة الله عنايت به او دارند و به تاءييد و تربيت او ماءموراند. و چون اين ملكى ملكوتى شده و اين ارضى سمائى شده ، قدم بر جناح ملائكه گذاشته است ، كه اگر چشم بصيرت ملكوتى و مـثـالى بـاز شـود، مى بيند كه بر جناح ملائكه قرار گرفته و با تاءييدات آنها طى طـريـق مـى نـمـايـنـد. اين راجع به آنها كه از ملك سفر به ملكوت كردند، گرچه باز در طريق هستند.
    و امـا آنـهـا كـه ملكى هستند و باز به ملكوت وارد نشده اند، ممكن است ملكوتيين به تاءييد آنـهـا مـشـغـول شـده و بـراى تـواضـع آنـهـا پـرهـاى خـود را فـرش آنـها قرار دهند براى خـوشنودى از آنها و عمل آنها، چنانچه در اين حديث شريف و در حديث غوالى اللئالى اشاره بـه آن فـرمـوده . فـيـه عـن المـقـداد، رضـى الله عـنـه ، اءنـه قـال سـمـعـت رسـول الله ، صـلى الله عـليـه و آله و سـلم ، يـقـول : ان الملائكة لتضع اجنحتها لطالب العلم حتى يطاءعليها رضا به .(779) مـقـداد، عـليـه الرحـمـة ، گـويـد شـنـيدم پيغمبر خدا، صلى الله عليه و آله و سلم ، مى فرمود: همانا فرشتگان پرهاى خود را مى گذارند براى طالب علم تا آنكه بر آنها قدم نهد از جهت رضايت به او.
    پـس ، معلوم شد كه اول قدم الى الله و الى مرضاته ، قدم به دوش ملائكه و جلوس بر جناح آنان است . و تا آخر مراتبت تحصيل و حصول علم و معارف اين فرش و افتراش موجود اسـت ، مـنـتها مراتب فرق مى كند، و ملائكه و مؤ يدين اين سالك طريق علم عوض شوند تا كـار سـالك بـه جـايـى رسـد كه قدم از فرق ملائكه مقربين بردارد و عوالمى طى كند و مـدارجـى بـپـيـمـايـد كـه مـلائكـه مـقـربـيـن در آنـجـا راه نـيـابـنـد و جبرئيل امين وحى اعتراف به عجز كند و گويد: لو دنوت اءنملة لاحترقت .
    (780)
    و پـس از ايـنـكـه ايـن مـطـلب غـيـر مـصادم با برهان ، بلكه موافق با آن ، است ، داعى به تـاءويـل نـيـسـت ، چـنـانـچـه فـيـلسـوف مـعـظـم ، جـنـاب صـدرالمـتـاءلهـيـن ، ارتـكـاب آن فرمودند،
    (781) با آنكه ملائكه عالم مثال و تمثلات ملكيه و ملكوتيه ملائكه را معترف و اثبات آن را در كتب حكميه و مسفورات علميه خود فرمودند با بياناتى بينظير كه مختص به خود آن بزرگوار است .


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 25 از 40 نخستنخست ... 1521222324252627282935 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

فـــطـــرت كـــمـــال طـــلبـــى, فـقـر و غـنـا و اصـلاح حال مؤ منين, فـرشتگان بالهاى خويش را براى طالب علم فرش كنند, فـضـل عـالم بـر عـابـد, فوايد قوه غضبيه, فرق بين منزل تفكر و تذكر, فرق بين تفويض و توكل و ثقه, فرق بين توكل و رضاست, فرق بين رجا و غرور, فراغت وقت و قلب در عبادت, فضيلت مسواك, فضيلت نماز شب, فضيلت گريه, فضيلت بيدارى شب, فضيلت تفكر, فضيلت شكر از طريق نقل, فضيلت صدقه, قـــرب فـــرايـــض, قلب منافق و فرق آن با قلب مؤ من, قلب مؤ من ازهر است, قرب نـوافـل و نـتـيـجـه آن, قصور ممكن از قيام به عبادت حق, كلام معتزله و اشاعره و مذهب حق, كلام شهيد ثانى رحمه الله در باب غیبت, كيفيت وقوع شر در قضاى الهى, كيفيت اجراى حق خيرات و شرور را به دست بندگان, كيفيت تعلق علم حق بر معلومات, لقاء الله و كيفيت آن, لميت موازنه خوف و رجا, مـعـنـاى صـبـر, مـعنى امتحان و نتيجه آن, مفاسد كبر, مفاسد حسد, مفاسد حظوظ دنیوی در قلب, مفاسد خيانت, مفاسد دروغ, مفاسد عصبيت, مقام اول نفس, مقسوم بودن رزق, مكايد شيطان از روى ميزان است, منشاء عجب, ميزان صفات ثبوتيه و سلبيه, مؤ من بر طريق مستقيم است, مبادى محاسن اخلاق و مساوى آن, محاسبه, مذمت افراط (در) غضب, مراتب نفاق, مراتب حضور قلب, مراتب عجب, مراد از اءعرفوا الله بالله, مراد از عدم توصيف حق, مسئله جبر و تفويض, مشارطه مراقبه, معنى فطرت, معنى ترتيل, معنى حب و بغض حق تعالى, معنى سمع و بصر حق, معناى ابتلاء و امتحان حقتعالى, معالجه مفاسد اخلاقيه, معانى توكل و درجات آن, معاد از فطريات است, مغرور ساختن شيطان انسان را به رحمت واسعه حق, نقل كلام حكما در تقسيم اوصاف حق, چگونگى نسبت آن به ذات مقدس حق تعالى, چگونگى شكر, نتيجه استغفار, نتايج صبر, نشئه باطن و ملكوت, نشانه هاى فريبكار جاه طلب, نشانه هاى صاحبان عقل و فقه, نشانه تام بودن ذكـر, نشاءت وجودى انسان, هر يك از خير و شر متعلق ايجاد و خلقت گردند و كيفيت آن, وجه حصر قلوب, وخامت امر ريا, يـاد خـدااز طرف بـنـده سـبـب یاد کردن خداست بنده را, پيروى شهوات مانع تحصيل مقدمات معنوى, آدم مـــظـــهـــر تـــام الهـــى, آداب قرائت, انـــســـان در ابـــتـــداء امـــر حـيـوابالفعل است, اندراج بسيارى از علوم ذل علوم سه گانه, انسان عارف را دو نظر است, اهل فساد نيز گاهى عجب به فساد مى كنند, اهميت عزم در ترك معاصى و انجام تكاليف, اولی بودن ترك غيبت در موارد جايز, ايمان به وصف نيايد, ابتلاى انبياء به امراض جسمانى, ابطال جبر, احاديث در باب عبادت پيامبر(ص ), احاديث در ذكر مفاسد مراء, احاطه قيومى حق تعالى, اخلاص بعد از عمل, اخلاص در قرائت, اختلاف مردم در حفظ حضور حق, اركان توبه, اسارت شهوت منشاء همه اسارتهاست, استحباب سه روز روزه در هر ماه, استغفار سكنه آسمان و زمين براى طالب علم, اسرار صدقه, اشاره اجماليه به احكام فطريات, بيان شاه آبادى ره در معناى آيه محكمه, بيان صلاة وسطى, براى اسماء حق دو مقام است, بزرگى گناه غيبت و تبعات آن, بعضى قواى باطنيه, تفكر, تفكر ممنوع و مرغوب در ذات حق, تفكر در مصنوع, تفكر در احوال نفس, تفرغ براى عبادت موجب غناى قلب شود, تفسير آيات سوره حديد تا عليمبذات الصدور, تفسير توبه نصوح, تفسير سوره مباركه توحيد, تقوى, تقواى عامه, تقسيم قلوب راجع به چه چيز است, تمام موجودات را علم و حيات است, تنبيه علمى براى قلع ماده ريا, توجيه نسبت ابتلا به حق تعالى, توجيه ديگر از حديث تردید, توجيهاتى است كه از نسبت ترديد به حق شده, توحيد حق و ديگر صفات او فطرى است, تاءثير حظوظ دنيويه در قلب, تحقيق خير و شر, تذکر, ترغيب به اصلاح قلب, تشخيص احكام فطرت, تطبيق حديث نبوى با علوم سه گانه, تعداد هواهاى نفسانيه, تعريف اخلاص, تعريف غيبت, جلوگيرى انبيا از اطلاق طبيعت, حـــق تـــعـــالى ســـؤ ال نـشـود از آنـچـه بـكـنـد, حـزن و شـك و سـخـط،, حقيقت ورع و مراتب آن, حقيقت امانت, حقيقت بهشت و جهنم, حقيقت توبه, حقيقت شكر, حالات قلوب, حث بر عبادات و ترك معاصى, حديث رفع, حرام بودن استماع غيبت, خـشـيـت و نـيـت صـادقـه لازمه صـواب عمل, خوف از حق تعالى, دقت امر ريا, دنيا دار ثواب و عقاب حق تعالى نيست, در بيان بعض اقسام نفاق است, در بيان بعضى از موجبات كبر, در بيان درجات كبر, در بيان علاج تكبر, در بعض مكايد شيطان, در توجيه عرفانى از آيه شريفه 2 فتح, در حقيقت دنيا ی مذمومه, در حقيقت ريا, در سبب اصلى تكبر, درجات صبر, دشوارى توبه و جبران معاصى, دعوت به اخلاص, ذكر بعض احاديث در فضيلت ذكر خدا, ذم اتـــبـــاع هـــواى نـــفـــس, ذم اتباع هوى, ذم طـــول امـــل, رفع يد در نماز و تقليب آن, روح و راحت در يقين و رضا ست, ريا و درجات آن, ريا در اخلاق و ملكات باطنى, ريا در اعمال, ريا در عقايد, ريشه فسادهاى اخلاقی, راه تحصيل حضور قلب, رابطه حسد و تكبر, رجحان طلب رزق, سفر پر خطر و ضرورت زاد و راحله, سلوك طريق علم وسلوك طريق جنت, سِرّ رفع يدين, سبب زياد شدن حب دنيا, سر اختلاف انبيا در نبوت, شدت ابتلاء انبياء و اوصياء و مؤ منين, شدت بليات روحيه تابع شدت ادراك است, شرايط توبه, صـبر نتيجه حريت از قيد نفس, صورت ملكوتى نفاق, صورت ملكوتيه عصبيت, صبر اهل معرفت, ضبط خيال موازنه, ضررهاى اجتماعى غيبت, طول امل موجب نسيان آخرت است, عـــشـــق جـــبـــلّى بـه جميل مطلق, علم قبل از ايجاد, علم به حقيقت اسماء و صفات ممكن نيست, علم غير از ايمان است, علما ورثه انبيا, علوم مناسب با نشئات وجودی, علوم مناسب با اين نشاءت, علامتهاى صحت يقين, علاج مفاسد اخلاقى, علاج موبقه غیبت, علاج نفاق, علاج وسوسه, علاج عملى حسد, علاج غضب به قلع اسباب آن, علاج غضب در حال اشتعال آن, عينيت صفات حق با ذات است, عبادت در جوان تاءثير كند, عدد نوافل, عزم, عصبيت هاى اهل علم, غفلت از حق انتكاس قلب است

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •