*^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*
صفحه 26 از 40 نخستنخست ... 1622232425262728293036 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 251 تا 260 , از مجموع 399
  1. #251
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فـصـل : در بـيان آنكه تمام سكنه آسمان و زمين استغفار مى كنند براى طالب علم
    بـدان كـه در مـحـل خـود مـقـرر اسـت كه حقيقت وجود عين تمام كمالات و اسماء و صفات است ، چـنـانـچـه صـرف وجـود صـرف كـمـال اسـت . و از ايـن جـهـت حـق تـعـالى جـل شـاءنـه كـه صـرف وجـود اسـت صـرف تـمـام كمالات است ، و عين همه اسماء و صفات جـمـاليـه و جـلاليـه اسـت . و در حديث است كه علم كله ، قدرة كله .(782) و به برهان پيوسته است كه حقيقت وجود در مرائى عين همه كمالات است ، و هيچيك از كمالات امكان انسلاخ از آن ندارد، منتها ظهور آن كمالات به مقدار سعه و ضيق وجود و جلا و كدورت مرآت است ، و از اين جهت تمام سلسله وجود آيات ذات و مرآت اسماء و صفات اند نقطه و اين مطلب با اين كـه مبرهن است ، بلكه كمتر از مطالب حكميه و در قوت و اتقان برهان به پايه اين مسئله مـى رسـد، مـطـابق با مشاهدات اصحاب شهود و ذوق ارباب معرفت است ، و موافق با آيات كـريـمـه كتاب كريم و اخبار اهل بيت عصمت و طهارت عليه السلام ، است . چنانچه در چندين مـوضـع از كـتـاب الهـى تـسـبيح كافه موجودات را گوشزد فرموده : يسبح لله ما فى السـمـوات و مـا فـى الاءرض .(783) و ان مـن شى ء اءلا يسبح بحمده و لكن لا تفقهون تـسـبـيـحهم .(784) و پر واضح است كه تسبيح و تقديس و ثناى حق تعالى مستلزم عـلم و مـعـرفـت بـه مـقـام مـقـدس حـق و صـفـات جـلال و جمال است ، و بدون هيچ گونه معرفتى و علمى متحقق نشود. و در اخبار شريفه بطورى اين مـطـلب شـريـف را بـا صـراحـت لهـجـه بـيـان فـرمـودنـد كـه بـه هـيـچ وجـه قـابـل تـوجـيـه و تـاءويـل نـيـسـت ، ولى اهـل حـجـاب و مـحـجـوبـيـن از مـعـارف الهـيـه ، از اهل فلسفه رسميه و مجادلات كلاميه ، تاءويل كلام خداوند كردند به تاءويلات بارده اى كـه عـلاوه بـر مـخـالفـت بـا ظـواهـر آيـات و نـصـوص آن ، در بـعـضـى مـوارد، مـثـل قـضيه تكلم نمل در سوره مباركه نمل ،(785) و مخالفت با نصوص كثيره وارده از ائمـه اطـهـار، عـليـهـم السـلام ، مـخالف با برهان متين حكمى نيز مى باشد، ولى اشتغال به ذكر برهان و مقدمات آن مخالف با وضع اين اوراق است .
    پـس مـوجـودات و ثـنـاى آنـهـا حـق را از روى شـعـور و ادراك اسـت . و در حـديـث اسـت كـه رسـول اكـرم ، صـلى الله عـليـه و آله ، فـرمـودنـد كـه وقـتـى قـبـل از بـعـثـت شـبـانـى مـى كـردم ، گـاهـى مـى ديدم كه گوسفندان بى جهت رم مى كنند و وحـشـتـزده مـى شـونـد. پـس از آمـدن جـبـرئيـل سـبـب را سـؤ ال كـردم . گـفـت اين وحشت از صداى ضربتى است كه به كافر مى زنند كه همه موجودات آن را مـى شـنـونـد و از آن رم مـى كـنـنـد غـيـر از ثـقـليـن . و اهـل مـعـرفـت گـويـنـد انـسـان مـحـجـوبـتـريـن مـوجـودات از مـلكـوت اسـت مـادامـى (كـه اشـتـغـال ) بـه مـلك و تدبيرات آن دارد، زيرا كه اشتغالش از همه بيشتر و قويتر است ، پس ‍ احتجابش از همه بيشتر است و از نيل ملكوت محرومتر است .
    و نـيـز از بـراى تـمـام مـوجـودات وجهه ملكوتى است كه به آن وجهه حيات و علم و ساير شئون حياتيه را دارند: و كذلك نرى ابراهيم ملكوت السموات و الاءرض .(786) و اين نيز وجه ديگر است از براى سرايت علم و حيات در موجودات .
    و پس از آنكه معلوم شد كه تمام موجودات را علم و معرفت است و تمام داراى وجهه ملكوتى هـسـتند، ولى انسان چون در عرض اينها نيست و از ملكوت نيز محجوب است ، علم به حيات و شئون حياتيه آنها پيدا نمى كند، دريغى نيست كه از براى انسان سالك طريق علم و متوجه بـه حـق ، كـه سـرآمـد تـمـام سـلسله وجود و ولينعمت دار تحقق است ، استغفار كنند و از مقام غـفـاريـت ذات مـقـدس حق بالسان قال و لهجه صريحه ملكوتيه ، كه گوش باز ملكوتى بـشـنـود، اسـتدعا كنند كه اين وليده كامله ملك و اين فخر مواليد طبيعت را به بحار غفران مستغرق فرمايد و ستر جميع نقايص او كند.
    و تـوانـد بـود كـه چـون مـوجـودات ديـگـر دانـنـد كـه وصـول بـه فـنـاى ذات مـقـدس و اسـتـغـراق در بـحـر كـمـال بـراى آنـهـا امـكـانـپـذيـر نـيـسـت جـز بـه طـفـيـل و تـبـع ذات مـقـدس انـسـان كـامـل عـالم بـالله و عـارف مـعـارف الهـيـه و جـامـع عـلم و عـمـل ـ چـنـانـچـه ايـن نـيـز مـقـرر اسـت در مـحـال خـود ـ از ايـن جـهـت كـمـال انـسـانـى را، كـه بـه اسـتـغـراق در بـحـر غـفـاريـت حـق حـاصـل شـود، از حـق تـعـالى طـلب كـنـنـد كـه خود نيز به وسيله او به كمالات لايقه خود برسند. والله العالم .


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #252
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فـصـل ، در بـيـان آنـكـه فـضـل عـالم بـر عـابـد مثلفـضـل مـاه اسـت در شـب بـدر كـه شـب سـيـزدهـم و چـهـاردهـم و پـانـزدهـم اسـت بـر سـايرستارگان
    بـدان كـه حقيقت علم و ايمان كه متقوم به علم است ، نور است . و اين مطالب علاوه بر آنكه مـطـابـق بـرهـان و عـرفـان اسـت ، مـطـابـق نـصـوص و اخـبـار اهـل عـصـمـت و طـهارت ، عليهم السلام ، نيز هست . زيرا كه حقيقت نور، كه عبارت از ظاهر و مـكـشـوف بـالذات و مـظـهـر و كاشف غير است ، براى حقيقت علم ثابت و بر آن صادق است . بـلكـه صدق آن بر حقيقت علم حقيقت است ، و بر انوار حسيه به مجاز اشبه است ، زيرا كه نور حسى ظهور ذاتى فى الحقيقة ندارد، و از تعينات آن حقيقت است و داراى ماهيت است ، و اما حـقـيـقـت عـلم عـيـن وجود است بالذات ، و در مفهوم با آن مخالف است ، ولى در حاق حقيقت و متن اعـيـان بـا آن مـوافـق و مـتـحـد اسـت . و حـقـيـقـت وجـود عين نور است و عين علم است : الله نور السـمـوات و الاءرض .(787) پـس عـلم عين نور است . و در آيات شريفه ايمان و علم را بـه نـور تعبير فرمودند: و من لم يجعل الله له نوراء فماله من نور.(788) و در آيـه شـريـفـه نـور بـه حـسـب تفسير اهل بيت عصمت ، عليهم السلام ، نور تفسير به علم شده است :
    فـعـن الصـادق ، عـليـه السـلام : الله نـور السـمـوات و الاءرض قال : كذلك الله عزوجل . مثل نوره قال : محمد، صلى الله عليه و آله . كمشكوة قـال صـدر مـحـمـد، صـلى الله عـليـه و آله . فـيـهـا مـصـبـاح قـال : فـيـه نـور العـلم يـعـنـى النـبـوة . المـصـبـاح ، فـى زجـاجـة قال : علم رسول الله صدر الى قلب على ... الحديث
    (789)
    و عـن البـاقـر، عـليـه السـلام ، انـه يـقـول : انـا هـادى السـمـاوات و الاءرض . مـثـل العـلم الذى اعـطـيـتـه ـ و هـو النـور الذى يـهـتـدى بـه ـ مـثـل المـشكوة فيها المصباح فالمشكوة قلب محمد، صلى الله عليه و آله ، و المصباح نوره الذى فيه العلم .(790)
    و فـى روايـة قـال : فـالمـؤ مـن ينقلب فى خمسة من النور: مدخله نور، و مخرجه نور، و علمه نور، و كلامه نور، و مصيره الى الجنة يوم القيامة نور.(791)
    و در حديث معروف وارد است : العم نور يقذفه الله فى قلب من يشاء
    (792)

    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #253
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    و از بـراى ايـن نـور مـراتـبـى اسـت بـه حـسـب مـراتـب ايـمـان و عـلم اهـل آنـهـا. و بـايـد دانـسـت كـه ايـن نـوع حـقـيـقـى كـه در قـلوب اهـل ايـمـان و عـلم اسـت چـون از انـوار عالم آخرت است ، در آن عالم به مقتضاى فعاليت نفس ظـهـور بـه نـورانـيـت حـسيه نمايد، و همين نور است كه صراط را روشن نمايد. و يك دسته نـورشـان مـثـل نـور شـمـس ، و ديـگـرى مثل نور قمر، تا برسد به آنكه فقط نورش جلو پايش را روشن نمايد.
    اكـنـون كـه مـعـلوم شـد كـه عـلم نـور اسـت و ظـهـور، بـه حـقـيقت بدون شائبه مجاز، منتها ما بـيچارگان كه در حجاب ظلمانى طبيعت و در ليل مظلم عالم ملك هستيم ، از شمس حقيقى و علم و نـور روزافـزون دانـش و بـيـنـش مـحـجـوبـيـم ، و گـمـان مـى كـنـيـم ايـنـهـا مـبـنـى بـر مثل است و مبتنى بر مجاز و استعارت و تخمين و تعبير است . آرى ، تا در خواب حيات عاريت هستيم و سكر طبيعت در سر ماست و حقيقت را از مجاز نشناسيم ، به حسب انظار مجازيه ما مجاز نـمـايـد، و در حـقـيـقـت در عـالم مجاز حقيقت به صورت مجاز درآيد ـ الناس نيام اذا ماتوا انـتـبهوا
    (793) پس از آنكه چشم گشوديم ، مى بينيم كه همانطور كه نور شمس و قـمـر روشـنـى و روشـنـى بـخش است ، نور عالم نيز چنين است . در اين عالم به نور علمش روشـن كـنـد قـلوب مـظـلمـه را و حـيـات بـخـشـد بـه مـردگـان جهل و نادانى ، و در آن عالم نيز نورش ‍ محيط و شفاعت كند به واسطه آن احاطه نوريه از مقتبسان مشكاة علمش و مرتبطان به ساحت قدسش .
    و بـايـد دانست كه عبادت بى علم نيز صورت نگيرد، و از اين جهت عابد را نيز نورى است مـخـصـوص بـه خود. بلكه نفس ايمان و عبادات حق از سنخ نور است ، منتها نور عابد فقط روشـنى به خود دهد و زير پاى خودش را روشن نمايد و به ديگران روشنى ندهد. از اين جـهـت مـثل آنها مثل ستارگان است در شب بدر كه به واسطه نور ماه انوار آنها مختفى شده ، بـه طـورى كـه بـراى خود فقط روشنى دهد و به ديگران نفعى نرساند و نورى نبخشد. پـس ، مـثـل عـابـد در پـيـشـگـاه عـالم مـثـل سـتـاره اسـت ، ولى نـه در دليـل مـظـلم ، كـه تا اندازه اى نوربخشى نيز كند، بلكه در شب بدر كه فقط ظاهر هستند نه مظهر.
    جـنـاب صـدرالمـتـاءلهـيـن ، قدس سره ، فرمايد كه مراد به عالم در اين حديث شـريـف غـيـر عـالم ربـانـى اسـت كـه عـلم اسـت كـه عـلم او لدنـى و حـاصـل بـه موهبت الهى است ، مثل علوم انبيا و اوليا، عليهم السلام . چنانچه دلالت كند بر ايـن مـدعـى تـمـثـيـل بـه قـمـر، و الا سـزاوار بـود كـه تـمـثـيـل بـه شـمس شود، زيرا كه نور آن به افاضه حق است بدون واسطه چيز ديگر از نوع و جنس خود. انتهى
    (794) كلامه رفع مقامه .



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #254
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در بيان آنكه علما ورثه انبيا عليهم السلام هستند
    و اين وراثت روحانى است ، و ولادت علما از انبيا ولادت ملكوتى است . و انسان همانطور كه بـه حـسـب نـشـئه مـلكـيـه و جـسـمـانـيـه وليـده مـلك اسـت ، پـس از تـربـيـت انـبـيـا و حصول مقام قلب براى او، ولادت ملكوتى پيدا كند. و چنانچه منشاء اين ولادت پدر جسمانى اسـت ، مـنـشـاء آن ولادت انـبـيـا، عـليـهـم السلام ، هستند. پس ، آنها پدرهاى روحانى هستند و وراثـت روحـانـى بـاطـنى است ، و ولادت ولادت ثانوى ملكوتى است . و پس از انبيا شاءن تـربـيت و تعليم با حضرات علماست كه وراث روحانى حقيقى انبيا هستند. و انبيا، از علم و مـعـارف چـيـز ديـگر نبوده ، گرچه به حسب ولادت ملكى و شئون دنيوى داراى تمام حيثيات بشريه بودند: قل انما اءنا بشر مثلكم .(795) (و) وارث آنها به حسب اين مقام علما نبودند، بلكه اولاد جسمانى خودشان بودند، و ارث آنها به حسب مقام جسمانيت ممكن است درهم و دينار باشد.
    و ايـن حـديـث شـريـف دلالت واضحه بلكه صراحت دارد در وراثت روحانيه ، به طورى كه ذكر شد. و مقصود رسول اكرم ، صلى الله عليه و آله و سلم ، از حديثى كه منسوب به آن سـرور اسـت كـه نـحـن معاشر الاءنبياء لا نورث
    (796) بر فرض صحت معلوم اسـت هـمـيـن بـوده كـه بـه حـسـب شـاءن نـبـوت و وراثـت روحـانـى ، ارث مال و منال نمى گذاريم ، بلكه ارث ما علم است . چنانچه واضح است . والسلام .

    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #255
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    الحديث السابع و العشرون
    حديث بيست و هفتم
    بـالسـنـد المـتـصـل الى الشـيـخ الاءجـل و الثـقـة الجليل ، محمد بن يعقوب الكلينى ، رضوان الله عليه ، عن عدة من اءصحابنا، عن اءحمد بن مـحـمـد، عـن ابـن مـحـبـوب ، عـن عـمـر بـن يـزيـد، عـن ابـى عـبـدالله ، عـليـه السـلام ، قـال : فـى التورية مكتوب : يا بن آدم ، تفرغ لعبادتى ، املاء قلبك غنى و لا اءكلك الى طـلبـك ، و عـلى اءن اءسـد فـاقتك و املاء قلبك خوفا منى . و ان لا تفرغ لعبادتى ، اءملاء قلبك شغلا بالدنيا، ثم لا اءسد فاقتك و اءكلك الى طلبك .(797)
    ترجمه :
    فـرمود حضرت صادق ، عليه السلام ، كه در تورات نوشته شده است : اى پسر آدم ، فارغ شو از براى عبادت من ، تا پر كنم قلب تو را از بى نيازى و واگذار نكنم تو را بـه سـوى طـلب خـويـش ، و بـر مـن اسـت كـه بـبـنـدم راه فـقـر تـو را و پـر كـنـم دل تـو را از خـوف خـويـش . و اگـر فـارغ نـشـوى بـراى عـبـادتـم ، پـر كـنـم دل تو را از اشتغال به دنيا، پس از آن نبندم فقر تو را و واگذارم تو را به سوى طلبت .
    شرح تفرغ لكذا از باب تفعل ، يعنى تمام وقت خود را صرف آن كرد به طورى كه به چيز ديگر اشتغال نورزيد. و تفرغ قلب براى عبادت ، خالى نمودن از توجه به هر چيزى است براى آن .
    و ملاء الاناء ماء و من الماء و بالماء، وضع فيه بقدره ما ياءخذه . يعنى ، در آن (آب ) ريخت به قدرى كه مى گرفت .
    و اءكـل مـتـكـلم مـن يكل . و كل اليه الاءمر، اءى سلمه و فوضه و تركه اليه و اكـتـفـى بـه . يـعـنـى ، امـر را بـه او واگـذار و موكول كرد و خود در آن تصرفى ننمود.
    اءسد متكلم من سد يسد سدا، من باب نصر، نقيض الفتح . يعنى ، بستن .
    الفاقة اءى الحاجة والفقر. يعنى ، نيازمندى و گدايى است .
    و اءملاء قلبك خوفا منى ظاهر آن است كه به صيغه متكلم (است ). و صيغه امر بودن و عطف بـه اول كـلام بـودن بـعـيـد اسـت . و آنچه به مناسبت بيان كردنى است در حديث شريف در ضمن فصولى به رشته تحرير درآوريم . انشاءالله .



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #256
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل : فراغت وقت و قلب در عبادت
    بدان كه فراغت براى عبادت حاصل شود به فراغت وقت براى آن و فراغت قلب . و اين امر از مـهـمـات اسـت در بـاب عـبـادات كـه حـضور قلب بدون آن تحقيق پيدا نكند. و عبادت بى حضور قلب قيمتى ندارد.
    و آنچه باعث حضور قلب شود دو امر است : يكى فراغت وقت و قلب ، و ديگر فهماندن به قـلب اهـمـيـت عـبـادت را. و مقصود از فراغت وقت آن است كه انسان در هر شبانه روزى براى عـبـادت خـود وقـتـى را مـعـيـن كـنـد كـه در آن وقـت خـود را مـوظـف بـدانـد فقط به عبادت ، و اشـتـغـال ديـگـرى را براى خود در آن وقت قرار ندهد. انسان اگر بفهمد كه عبادت يكى از امور مهمه اى است كه از كارهاى ديگر اهميتش بيشتر بلكه طرف نسبت با آنها نيست ، البته اوقات آن را حفظ مى كند و براى آن وقتى موظف مى كند. و ما پس از اين به قدر مقدور شمه اى از آنرا بيان مى كنيم .

    در هـر حـال ، انـسـان مـتـعـبـد بـايـد اوقـات عبادتش موظف باشد. البته اوقات نماز را، كه مهمترين عبادات است ، بايد حفظ كند و آنها را در اوقات فضيلت به جا آورد، و در آن اوقات بـراى خـود شـغـل ديـگـرى قـرار نـدهـد. و هـمـان طـور كـه بـراى كـسـب مال و منال و براى مباحثه و مطالعه ، وقت موظف قرار مى دهد، براى اين عبادات نيز قرار دهد كـه در آن وقـت فـارغ از امـور ديـگـر بـاشـد تا حضور قلب ، كه مغز و لب عبادات است ، بـراى او مـيـسـور بـاشـد. ولى اگـر مـثل نويسنده نماز را با تلكف به جا آورد و قيام به عبوديت معبود را از امور زايده بداند، البته آن را تا آخر وقت امكان تاءخير مى اندازد، و در وقـت اتـيـان آن نـيـز بـه واسطه آنكه كارهاى مهمى به نظر و گمان خود مزاحم با آن مى بـيـنـد، سـر و دسـت شـكـسـتـه اتـيـان مـى كـنـد. البـتـه چـنـيـن عـبـادتـى نـورانـيـت نـدارد، سـهـل اسـت ، مـورد غـضب الهى است و چنين شخصى مستخف به صلاة و متهاون در امر آن است . بـه خـداى تعالى پناه مى برم از خفيف شمردن نماز و مبالات نكردن به امر آن . اين اوراق گنجايش ذكر اخبار در اين باب را ندارد، ولى بعضى از آن را ذكر مى كنيم براى عبرت .
    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #257
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    عـن مـحـمـد بـن يـعـقـوب بـاسـنـاده عـن اءبـى جـعـفـر، عـليـه السـلام ، قـال : لا تـتـهـاون بـصـلاتـك ، فـان النـبـى ، صـلى الله عـليـه و آله ، قـال عـنـد مـوتـه : ليـس مـنـى مـن اسـتـخـف بصلاته ، ليس منى من شرب مسكرا لا يرد على الحوض لا والله .(798)
    حـضـرت بـاقـر، عـليـه السـلام ، فـرمـود به زراره ، عليه الرحمة : سستى مكن در امر نـمـازت ، زيـرا كـه رسـول خدا، صلى الله عليه و آله ، فرمود در دم مردنش : "نيست از من كسى كه خفيف شمارد نمازش را، از من نيست كسى كه بياشامد مسكرى ، به خدا قسم كه وارد نمى شود بر من نزد حوض ."
    و بـاسـنـاده عـن اءبـى بـصـيـر، قـال قـال اءبـوالحـسـن الاءول ، عـليـه السـلام : لمـا حـضـرت ابـى الوفـاة ، قال لى : يا بنى ، لاينال شفاعتنا من استخف بالصلاة .(799)
    جـنـاب ابـوبـصير گويد كه حضرت كاظم ، عليه السلام فرمود چون پدرم را وفات رسـيـد فـرمـود بـه من : اى پسرك من ، همانا نايل نشود شفاعت ما را كسى كه استخفاف كند به نمازش .
    و اخـبـار در ايـن زمـيـنـه بـسـيـار اسـت ، ولى براى اهل اعتبار همين بس است . خدا مى داند كه انقطاع از رسول اكرم ، صلى الله عليه و آله ، و خروج از تحت حمايت آن سرور چه مصيبت عظيمى است . و حرمان از شفاعت آن سرور و اهل بيت معظم او چه خذلان بزرگى است . گمان مـكـن كـه بـدون شـفـاعـت و حـمايت آن بزرگوار كسى روى رحمت حق و بهشت موعود را ببيند. اكـنـون مـلاحظه كن مقدم داشتن هر امر جزئى ، بلكه نفع خيالى ، را بر نماز كه قرة العين رسـول اكـرم ، صـلى الله عـليـه و آله ، و بـزرگ وسـيـله رحـمـت حـق اسـت و اهـمال كردن درباره آن و به آخر وقت انداختن بدون عذر و حفظ ننمودن حدود آن ، آيا تهاون و اسـتـخـفـاف اسـت يـا نـيـسـت ؟ اگـر هـسـت ، بـدان كـه بـه شـهـادت رسـول اكرم ، صلى الله عليه و آله ، و شهادت ائمه اطهار، عليهم السلام ، از ولايت آنها خـارج و بـه شفاعت آنها نايل نشوى . اكنون ملاحظه نما اگر احتياج به شفاعت آنها دارى و مـايـلى كه از امت رسول اكرم ، صلى الله عليه و آله ، باشى ، بزرگ بشمار اين وديعه الهـيـه را و اهـمـيـت بـده بـه آن ، و الا خـود دانـى . خـداى تـعالى و اوليا او بى نيازند از عـمـل مـن و تـو، بـلكه بيم آن است كه اگر اهميت ندادى ، منجر به ترك آن شود و از ترك به جحود رسد كه كارت يكسره شود و به شقاوت ابدى و هلاكت دائمى رسى .
    و از فـراغـت وقـت مـهمتر فراغت قلب است . بلكه فراغت وقت نيز مقدمه اى براى اين فراغت اسـت . و آن چـنـان اسـت كـه انـسـان در وقـت اشـتـغال به عبادت ، خود را از اشتغالات و هموم دنـيـايـى فـارغ كـنـد، و تـوجـه قـلب را از امـور متفرقه و خواطر متشتته منصرف نمايد، و دل را يـكـسـره خالى و خالص براى توجه به عبادت و مناجات با حق تعالى نمايد. و تا فـراغـت قـلب از ايـن امـور حـاصـل نـشـود، تـفـرغ بـراى او و عـبـادت او حاصل نشود. ولى بدبختى آن است كه ما تمام افكار متشتته و انديشه هاى متفرقه را ذخيره مـى كـنـيـم را بـاز كـرديـم ، يـا دفـتر محاسبات را گشوديم ، يا كتاب مطالعه (را) مفتوح نـمـوديـم ، دل را مـى فـرسـتـيـم بـه سـوى اشـتـغـال بـه امـور ديـگـر و از عمل بكلى غافل شده ، يك وقت به خود مى آييم كه به حسب عادت به سلام نماز رسيديم ! حقيقتا اين عبادت فضاحت آور است و اين مناجات شرم انگيز است .

    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #258
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    جـنـاب ابـوبـصير گويد كه حضرت كاظم ، عليه السلام فرمود چون پدرم را وفات رسـيـد فـرمـود بـه من : اى پسرك من ، همانا نايل نشود شفاعت ما را كسى كه استخفاف كند به نمازش .
    و اخـبـار در ايـن زمـيـنـه بـسـيـار اسـت ، ولى براى اهل اعتبار همين بس است . خدا مى داند كه انقطاع از رسول اكرم ، صلى الله عليه و آله ، و خروج از تحت حمايت آن سرور چه مصيبت عظيمى است . و حرمان از شفاعت آن سرور و اهل بيت معظم او چه خذلان بزرگى است . گمان مـكـن كـه بـدون شـفـاعـت و حـمايت آن بزرگوار كسى روى رحمت حق و بهشت موعود را ببيند. اكـنـون مـلاحظه كن مقدم داشتن هر امر جزئى ، بلكه نفع خيالى ، را بر نماز كه قرة العين رسـول اكـرم ، صـلى الله عـليـه و آله ، و بـزرگ وسـيـله رحـمـت حـق اسـت و اهـمال كردن درباره آن و به آخر وقت انداختن بدون عذر و حفظ ننمودن حدود آن ، آيا تهاون و اسـتـخـفـاف اسـت يـا نـيـسـت ؟ اگـر هـسـت ، بـدان كـه بـه شـهـادت رسـول اكرم ، صلى الله عليه و آله ، و شهادت ائمه اطهار، عليهم السلام ، از ولايت آنها خـارج و بـه شفاعت آنها نايل نشوى . اكنون ملاحظه نما اگر احتياج به شفاعت آنها دارى و مـايـلى كه از امت رسول اكرم ، صلى الله عليه و آله ، باشى ، بزرگ بشمار اين وديعه الهـيـه را و اهـمـيـت بـده بـه آن ، و الا خـود دانـى . خـداى تـعالى و اوليا او بى نيازند از عـمـل مـن و تـو، بـلكه بيم آن است كه اگر اهميت ندادى ، منجر به ترك آن شود و از ترك به جحود رسد كه كارت يكسره شود و به شقاوت ابدى و هلاكت دائمى رسى .
    و از فـراغـت وقـت مـهمتر فراغت قلب است . بلكه فراغت وقت نيز مقدمه اى براى اين فراغت اسـت . و آن چـنـان اسـت كـه انـسـان در وقـت اشـتـغال به عبادت ، خود را از اشتغالات و هموم دنـيـايـى فـارغ كـنـد، و تـوجـه قـلب را از امـور متفرقه و خواطر متشتته منصرف نمايد، و دل را يـكـسـره خالى و خالص براى توجه به عبادت و مناجات با حق تعالى نمايد. و تا فـراغـت قـلب از ايـن امـور حـاصـل نـشـود، تـفـرغ بـراى او و عـبـادت او حاصل نشود. ولى بدبختى آن است كه ما تمام افكار متشتته و انديشه هاى متفرقه را ذخيره مـى كـنـيـم را بـاز كـرديـم ، يـا دفـتر محاسبات را گشوديم ، يا كتاب مطالعه (را) مفتوح نـمـوديـم ، دل را مـى فـرسـتـيـم بـه سـوى اشـتـغـال بـه امـور ديـگـر و از عمل بكلى غافل شده ، يك وقت به خود مى آييم كه به حسب عادت به سلام نماز رسيديم ! حقيقتا اين عبادت فضاحت آور است و اين مناجات شرم انگيز است .
    عزيزم ، تو مناجات با حق را مثل تكلم با يكنفر بندگان ناچيز حساب كن . چه شده است كه اگـر بـا يـك نـفـر از دوسـتـان ، سـهـل اسـت بـا يـك نـفـر از بـيـگـانـگـان ، اشتغال به صحبت داشته باشى ، مادام كه با او مذاكره مى كنى ، از غير غافلى و با تمام تـوجه به او مشغولى ، ولى در اشتغال به مكالمه و مناجات با ولى النعم و پروردگار عـالمـيـان بكلى از او منصرف و غافلى و به ديگر امور متوجهى ؟ آيا قدر بندگان از ذات مقدس حق افزون است ؟ يا تكلم با آنها ارزشش از مناجات با قاضى الحاجات بيشتر است ؟ آرى بـه خـداوند و فرمايشات انبيا پيدا كرد تا كار اصلاح شود. همه بدبختيها از ضعف ايـمـان و سـسـتـى يقين است . ايمان سيد بن طاووس ،
    (800) رضى الله عنه ، او را به جـايـى مـى رساند كه روز اول تكليفش را عيد مى گيرد، براى آنكه حق تعالى اجازه ورود مناجات به او مرحمت كرده و او را مخلع به خلعت تكليف فرموده .(801) حقيقتا تصور كن ايـن چـه قـلبـى اسـت كـه ايـن قـدر نـورانـيـت و صـفـا دارد! اگـر عمل اين سيد جليل براى تو حجت نيست ، كار سيد الموحدين و اولاد معصومين او كه براى تو حجت است . نظر كن در حال آن بزرگواران و كيفيت عبادات و مناجاتهاى آنها. بعضى از آنها در وقت نماز رنگ مباركشان تغيير مى كرد و پشت مباركشان مى لرزيد از خوف آنكه مبادا در امر الهى لغزشى شود،(802) با آنكه معصوم بودند. از حضرت مولى معروف است كه تـيـرى بـه پـاى مـبـاركـش رفـتـه بـود كـه طـاقـت بـيـرون آوردن نـداشـت ، در وقـت اشتغال به نماز بيرون آوردند و اصلا ملتفت نشد.(803)
    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #259
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    عـزيـزم اين مطلب از امور ممتنعه نيست . نظير آن در امور عاديه براى مردم بسيار اتفاق مى افتد. يكى از دوستان موفق ما مى گفت وقتى با جمعى از اوباش در اصفهان منازعه كرديم . در بـيـن اشـتغال به زد و خورد مى ديدم بعضى از آنها مشت به من مى زند، نفهميدم چيست . بعد كه فراغت حاصل شد و به خود آمدم ، معلوم شد با كارد چندين زخم به من زدند كه از آثـار آن تـا چـندى بسترى بودم . البته نكته آن هم معلوم است . وقتى كه نفس توجه تام بـه يـك امـرى پـيـدا كـرد، از ملك بدن غافل مى شود و احساسات از كار مى افتد و همش هم واحد مى شود. ما خود در جنگ و جدال مباحثات ، نعوذ بالله منها، ديديم كه اگر در مجلس هر امرى واقع شود از آن بكلى غافل هستيم . ولى افسوس كه ما به هر امرى توجه تام داريم جز به عبادت پروردگار، و از اين جهت استعباد مى كنيم .
    در هـر صـورت ، فـراغـت قـلب از غير حق از امور مهمه است كه انسان بايد با هر قيمت هست تـحـصـيـل آن را بـكـنـد. و طـريـق تـحـصـيـل آن نـيـز مـمـكـن و سهل است . با قدرى مواظبت و مراقبت تحصيل مى توان كرد. بايد انسان مدتى اختيار طاير خـيـال را بـه دسـت گيرد و هر وقت خواست از شاخه اى به شاخه اى پرواز كند آن را حفظ كـنـد. پـس از مـدتـى مراقبت ، رام و آرام شود و توجه آن از امور متشتته منصرف شود و خير عـادت او گـردد و الخـيـر عـادة ، و فارغ البال اشتغال به توجه به حق و عبادات او پيدا كند.
    و از هـمـه ايـن امور مهمتر، كه بايد ديگر امور را مقدمه او دانست ، حضور قلب است كه روح عـبـادت و حـقـيـقـت آن بـسـتـه بـه آن اسـت ، و بـدون آن هـيـچ قـيـمـتـى بـراى عبادات نيست و قبول درگاه حق تعالى نشود. چنانچه در روايات شريفه وارد است :
    كافى : باسناده عن اءبى جعفر و اءبى عبدالله ، عليهماالسلام ، انهما قالا: انما لك من صـلاتـك مـا اءقـبـلت عـليـه مـنـهـا، فـان اءوهـمـهـا كـلهـا، اءو غفل عن آدابها، لفت فضرب بها وجه صاحبها.(804)
    حـضـرت بـاقـر و صـادق ، عـليـهـمـا السـلام ، فـرمـودنـد بـه فـضـيـل بـن يـسار: نيست از براى تو از نمازت مگر آنچه توجه قلب كردى به آن از نـمـاز، پـس اگـر غـلط بـه جـا آورد تـمـام آن را، يـا غافل شود از آداب آن ، پيچيده شود و به آن زده بشود به روى صاحبش .
    و روى الشـيـخ الاقدم ، محمد بن الحسن ،(805) رضوان الله عليه ، فى التهذيب ، باسناده عن المثالى قال : راءيت على بن الحسين ، عليهماالسلام ، يصلى ، فسقط رداؤ ه عن مـنـكـبـه فـلم يـسـوه حـتـى فـرغ مـن صـلاتـه . قـال : فـسـالتـه عـن ذلك ، فـقـال : ويـحـك ! اءتـدرى بـيـن يـدى مـن كـنـت ؟ ان العـبـد لا يـقـبـل مـنـه صـلاة الا مـا اءقـبـل مـنـهـا. فـقـلت : جـعـلت فـداك ، هـلكـنـا! قال : كلا، ان الله متمم ذلك للمؤ منين بالنوافل .(806)
    ابـوحـمـزه ثـمـالى گفت ديدم حضرت سجاد، عليه السلام ، را كه نماز مى خواند، پس عـبـاى آن حـضـرت افـتـاد، حـضـرت راسـت نـفرمود عبا را تا از نماز فارغ شد. پس ، از آن بـزرگـوار سؤ ال كردم ، فرمود: " واى به تو! آيا مى دانى در حضور كى بودم . همانا از بنده قبول نمى شود نمازى مگر آنچه را توجه قلب كرده از آن ."عرض كردم : "فدايت شـوم ، هـلاك شـديم ما! "فرمود: "هرگز، همانا خداوند تمام مى فرمايد آنرا براى مؤ منين به واسطه نافله ها."
    و عـن الخـصـال : بـاسـنـاده عـن عـلى ، عـليـه السـلام ، فـى حـديـث الاءربـعـمـائه ، قـال : لا يـقـومـن احـدكم فى الصلاة متكاسلا و لا ناعسا، و لا يفكرن فى نفسه ، فانه بين يـدى ربـه عـزوجـل . و انـمـا للعـبـد مـن صـلاتـه مـا اءقبل عليه منها بقلبه .(807)
    فـرمـود حـضـرت امـيـر، عـليـه السـلام : نـايـسـتـد در نـمـاز البـتـه هـيـچـيك از شما در حـال كـسالت و نه در حال چرت زدن ، و انديشه نكند البته در پيش نفس خود، زيرا كه او در مـحـضـر پروردگار است . و جز اين نيست كه از براى بنده از نمازش آن چيزى است كه توجه كرده است به آن چيز به قلب خويش از نمازش .
    و اخـبـار در ايـن مـنـوال بـسـيـار اسـت ، و هـمـيـن طـور در فـضـيـلت اقـبـال بـه قـلب كـه بـعـضـى از آنـهـا را در ايـن مـقـام نـقـل مـى كـنـيـم و اكـتـفـا بـه آن مـى نـمـايـيـم ، و بـراى اهل اعتبار كفايت مى كند.
    عـن مـحـمـد بـن عـلى بن الحسين ، صدوق الطاثفة ، باسناده عن عبدالله بن اءبى يعفور، قـال قـال اءبـوعـبـدالله ، عـليـه السـلام : يـا عـبـدالله ، اذا صـليـت ، فصل صلاة مودع يخاف ان لا يعود اليها اءبدا، ثم اصرف ببصرك الى موضع سجودك . فلو تعلم من عن يمينك و شمالك ، لاءحسنت صلاتك ، و اعلم اءنك بين يدى من يراك و لا تراه .(808)
    فـرمـود حـضـرت صـادق ، عـليـه السلام ، به عبدالله (به ابى يعفور): اى عبدالله ، وقـتـى كه مشغول نماز مى شوى ، مثل كسى كه وداع كند با نماز و ترس آن دارد كه ديگر بـه آن نـرسـد نـمـاز بـخـوان ، پـس از آن چـشـمت را بدوز به موضع سجودت . تو اگر بـدانـى كـسى در راست و چپت هست نمازت را نيكو به جا مى آورى ، بدان كه تو پيش روى كسى ايستادى كه او تو را مى بيند و تو او را نمى بينى .


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #260
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,670 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    و بـاسـنـاده عـن اءبـى عـبـدالله ، عـليـه السـلام ، فـى حـديـث اءنـه قـال : لاءحـب الرجـل المـؤ مـن مـنـكـم اءذا قـام فـى صـلاة فـريـضـة اءن يـقـبـل بـقـبـله الى الله و لا يـشـغـل قـبـله بـاءمـر الدنـيـا. فـليـس مـن عـبـد يـقـبـل بـقـلبـه فـى صـلاتـه اءلى الله تـعـالى ، اءلا اءقـبـل الله اءليـه بـوجـهـه و اءقـبـل بـقـلوب المـؤ منين اءليه بالمحبة بعد حب الله اءياه .(809)
    فرمود حضرت صادق ، عليه السلام : همانا من دوست مى دارم از شماها مرد مؤ منى را كه وقـتـى در نـمـاز واجـبـى ايـسـتاد، اقبال و توجه كند به قلبش به سوى خداى تعالى ، و مـشـغـول نـكند قلبش را به كار دنيا. نيست بنده اى كه در نمازش توجه كند به سوى خدا بـه قـلبـش ، مگر آنكه اقبال كند خداوند به سوى او به وجهش ، و قلوب مؤ منان را متوجه كند به سوى او به محبت بعد از دوستدارى خداوند او را.
    اكـنـون بـبـين اين چه بشارتى است كه صادق آل محمد، عليهم السلام ، به مؤ منين مى دهد. افـسـوس كـه مـا بـيـچـاره هـاى مـحـجـوب از معرفت از توجه حق تعالى بى بهره ايم و از دوستى ذات مقدس او اطلاعى نداريم و دوستى حق او را قياس مى كنيم به دوستى بندگان . اهـل مـعرفت مى گويند حق تعالى براى محبوب خود رفع حجب مى كند. و خدا مى داند در اين رفـع حـجـب چـه كـرامـتهايى است . غايت آمال اوليا و نهايت مقصد آنها همين رفع حجب بوده . جـنـاب امـيـرالمـؤ منين ، عليه السلام ، و اولاد معصومين آن بزرگوار در مناجات شعبانيه عرض مى كنند: الهى ، هب لى كمال الانقطاع اليك ، و اءنر اءبصار قلوبنا بضياء نـظـرهـا اليـك حـتـى تـخـرق اءبـصـار القـلوب حـجـب النـور، فتصل الى معدن العظمة ، و تصير اءرواحنا معلقة بعز قدسك .(810)
    خداوندا، اين نورانيت بصيرت قلوب كه اوليا از تو خواستند و خواهش نمودند به نورانيت آن واصـل بـه تـو شـونـد چـه بصيرتى است ؟ بارالها، اين حجب نور كه در لسان ائمه مـعـصـومـيـن مـا مـتـداول اسـت چـيـسـت ؟ ايـن مـعـدن عـظـمـت و جـلال و عـز قـدس و كـمـال چـه چـيـزى است كه غايت مقصد آن بزرگواران است ، و ما تا آخر از فهم علمى آن هم مـحـرومـيـم تـا چـه رسـد بـه ذوق آن و شـهود آن ؟ خداوندا، ما كه بندگان سيه روى سيه روزگاريم ، جز خور و خواب و بغض و شهوت از چيز ديگر اطلاع نداريم و در فكر اطلاع هـم نـيـسـتـيم ، تو خود نظر لطفى به ما كن و ما را از اين خواب بيدار و از اين مستى هشيار فرما.
    در هـر صـورت ، بـراى اهـلش همين يك حديث كفايت مى كند كه تمام عمر خود را صرف كنند بـراى تـحـصـيـل مـحـبـت الهـى و اقـبـال وجـه الله ، ولى امـثـال مـا كـه وارد ايـن وادى نـيـسـتيم و مرد اين ميدان نمى باشيم به احاديث ديگر متشبث مى شويم .
    عـن ثـواب الاءعـمـال بـاءسـنـاده عـمـن سـمـع اءبـا عـبـدالله ، عـليـه السـلام ، يقول : من صلى ركعتين يعلم ما يقول فيهما، انصرف و ليس بينه و بين الله ذنب الا غفر له .(811)
    راوى گويد: شنيدم حضرت صادق ، عليه السلام ، مى فرمود: كسى كه دو ركعت نماز بـخـوانـد در صـورتـى كـه بـدانـد چـه مـى گـويـد در آنـهـا، مـنـصـرف شـود و حال آنكه نيست بين او و بين خداوند گناهى مگر آنكه آمرزيده آن را.
    و عـن رسـول الله ، صـلى الله عـليـه و آله ، اءنـه قال : ركعتان خفيفتان فى تفكر خير من قيام ليلة .(812)
    فرمود رسول اكرم ، صلى الله عليه و آله ،: دو ركعت خفيف با تفكر بهتر از عبادت يك شب است .

    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 26 از 40 نخستنخست ... 1622232425262728293036 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

فـــطـــرت كـــمـــال طـــلبـــى, فـقـر و غـنـا و اصـلاح حال مؤ منين, فـرشتگان بالهاى خويش را براى طالب علم فرش كنند, فـضـل عـالم بـر عـابـد, فوايد قوه غضبيه, فرق بين منزل تفكر و تذكر, فرق بين تفويض و توكل و ثقه, فرق بين توكل و رضاست, فرق بين رجا و غرور, فراغت وقت و قلب در عبادت, فضيلت مسواك, فضيلت نماز شب, فضيلت گريه, فضيلت بيدارى شب, فضيلت تفكر, فضيلت شكر از طريق نقل, فضيلت صدقه, قـــرب فـــرايـــض, قلب منافق و فرق آن با قلب مؤ من, قلب مؤ من ازهر است, قرب نـوافـل و نـتـيـجـه آن, قصور ممكن از قيام به عبادت حق, كلام معتزله و اشاعره و مذهب حق, كلام شهيد ثانى رحمه الله در باب غیبت, كيفيت وقوع شر در قضاى الهى, كيفيت اجراى حق خيرات و شرور را به دست بندگان, كيفيت تعلق علم حق بر معلومات, لقاء الله و كيفيت آن, لميت موازنه خوف و رجا, مـعـنـاى صـبـر, مـعنى امتحان و نتيجه آن, مفاسد كبر, مفاسد حسد, مفاسد حظوظ دنیوی در قلب, مفاسد خيانت, مفاسد دروغ, مفاسد عصبيت, مقام اول نفس, مقسوم بودن رزق, مكايد شيطان از روى ميزان است, منشاء عجب, ميزان صفات ثبوتيه و سلبيه, مؤ من بر طريق مستقيم است, مبادى محاسن اخلاق و مساوى آن, محاسبه, مذمت افراط (در) غضب, مراتب نفاق, مراتب حضور قلب, مراتب عجب, مراد از اءعرفوا الله بالله, مراد از عدم توصيف حق, مسئله جبر و تفويض, مشارطه مراقبه, معنى فطرت, معنى ترتيل, معنى حب و بغض حق تعالى, معنى سمع و بصر حق, معناى ابتلاء و امتحان حقتعالى, معالجه مفاسد اخلاقيه, معانى توكل و درجات آن, معاد از فطريات است, مغرور ساختن شيطان انسان را به رحمت واسعه حق, نقل كلام حكما در تقسيم اوصاف حق, چگونگى نسبت آن به ذات مقدس حق تعالى, چگونگى شكر, نتيجه استغفار, نتايج صبر, نشئه باطن و ملكوت, نشانه هاى فريبكار جاه طلب, نشانه هاى صاحبان عقل و فقه, نشانه تام بودن ذكـر, نشاءت وجودى انسان, هر يك از خير و شر متعلق ايجاد و خلقت گردند و كيفيت آن, وجه حصر قلوب, وخامت امر ريا, يـاد خـدااز طرف بـنـده سـبـب یاد کردن خداست بنده را, پيروى شهوات مانع تحصيل مقدمات معنوى, آدم مـــظـــهـــر تـــام الهـــى, آداب قرائت, انـــســـان در ابـــتـــداء امـــر حـيـوابالفعل است, اندراج بسيارى از علوم ذل علوم سه گانه, انسان عارف را دو نظر است, اهل فساد نيز گاهى عجب به فساد مى كنند, اهميت عزم در ترك معاصى و انجام تكاليف, اولی بودن ترك غيبت در موارد جايز, ايمان به وصف نيايد, ابتلاى انبياء به امراض جسمانى, ابطال جبر, احاديث در باب عبادت پيامبر(ص ), احاديث در ذكر مفاسد مراء, احاطه قيومى حق تعالى, اخلاص بعد از عمل, اخلاص در قرائت, اختلاف مردم در حفظ حضور حق, اركان توبه, اسارت شهوت منشاء همه اسارتهاست, استحباب سه روز روزه در هر ماه, استغفار سكنه آسمان و زمين براى طالب علم, اسرار صدقه, اشاره اجماليه به احكام فطريات, بيان شاه آبادى ره در معناى آيه محكمه, بيان صلاة وسطى, براى اسماء حق دو مقام است, بزرگى گناه غيبت و تبعات آن, بعضى قواى باطنيه, تفكر, تفكر ممنوع و مرغوب در ذات حق, تفكر در مصنوع, تفكر در احوال نفس, تفرغ براى عبادت موجب غناى قلب شود, تفسير آيات سوره حديد تا عليمبذات الصدور, تفسير توبه نصوح, تفسير سوره مباركه توحيد, تقوى, تقواى عامه, تقسيم قلوب راجع به چه چيز است, تمام موجودات را علم و حيات است, تنبيه علمى براى قلع ماده ريا, توجيه نسبت ابتلا به حق تعالى, توجيه ديگر از حديث تردید, توجيهاتى است كه از نسبت ترديد به حق شده, توحيد حق و ديگر صفات او فطرى است, تاءثير حظوظ دنيويه در قلب, تحقيق خير و شر, تذکر, ترغيب به اصلاح قلب, تشخيص احكام فطرت, تطبيق حديث نبوى با علوم سه گانه, تعداد هواهاى نفسانيه, تعريف اخلاص, تعريف غيبت, جلوگيرى انبيا از اطلاق طبيعت, حـــق تـــعـــالى ســـؤ ال نـشـود از آنـچـه بـكـنـد, حـزن و شـك و سـخـط،, حقيقت ورع و مراتب آن, حقيقت امانت, حقيقت بهشت و جهنم, حقيقت توبه, حقيقت شكر, حالات قلوب, حث بر عبادات و ترك معاصى, حديث رفع, حرام بودن استماع غيبت, خـشـيـت و نـيـت صـادقـه لازمه صـواب عمل, خوف از حق تعالى, دقت امر ريا, دنيا دار ثواب و عقاب حق تعالى نيست, در بيان بعض اقسام نفاق است, در بيان بعضى از موجبات كبر, در بيان درجات كبر, در بيان علاج تكبر, در بعض مكايد شيطان, در توجيه عرفانى از آيه شريفه 2 فتح, در حقيقت دنيا ی مذمومه, در حقيقت ريا, در سبب اصلى تكبر, درجات صبر, دشوارى توبه و جبران معاصى, دعوت به اخلاص, ذكر بعض احاديث در فضيلت ذكر خدا, ذم اتـــبـــاع هـــواى نـــفـــس, ذم اتباع هوى, ذم طـــول امـــل, رفع يد در نماز و تقليب آن, روح و راحت در يقين و رضا ست, ريا و درجات آن, ريا در اخلاق و ملكات باطنى, ريا در اعمال, ريا در عقايد, ريشه فسادهاى اخلاقی, راه تحصيل حضور قلب, رابطه حسد و تكبر, رجحان طلب رزق, سفر پر خطر و ضرورت زاد و راحله, سلوك طريق علم وسلوك طريق جنت, سِرّ رفع يدين, سبب زياد شدن حب دنيا, سر اختلاف انبيا در نبوت, شدت ابتلاء انبياء و اوصياء و مؤ منين, شدت بليات روحيه تابع شدت ادراك است, شرايط توبه, صـبر نتيجه حريت از قيد نفس, صورت ملكوتى نفاق, صورت ملكوتيه عصبيت, صبر اهل معرفت, ضبط خيال موازنه, ضررهاى اجتماعى غيبت, طول امل موجب نسيان آخرت است, عـــشـــق جـــبـــلّى بـه جميل مطلق, علم قبل از ايجاد, علم به حقيقت اسماء و صفات ممكن نيست, علم غير از ايمان است, علما ورثه انبيا, علوم مناسب با نشئات وجودی, علوم مناسب با اين نشاءت, علامتهاى صحت يقين, علاج مفاسد اخلاقى, علاج موبقه غیبت, علاج نفاق, علاج وسوسه, علاج عملى حسد, علاج غضب به قلع اسباب آن, علاج غضب در حال اشتعال آن, عينيت صفات حق با ذات است, عبادت در جوان تاءثير كند, عدد نوافل, عزم, عصبيت هاى اهل علم, غفلت از حق انتكاس قلب است

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •