*^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*
صفحه 28 از 40 نخستنخست ... 1824252627282930313238 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 271 تا 280 , از مجموع 399
  1. #271
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در لقاء الله و كيفيت آن است
    بدان كه آيات و اخبار در لقاء الله چه صراحتا و چه كنايتا و چه اشارتا بسيار اسـت ، و ايـن مـخـتـصر گنجايش ‍ تفصيل و ذكر آنها را ندارد، ولى مختصر اشاره به بعض آنـهـا مـى نـمـايـيم . و اگر كسى تفصيل بيشتر بخواهد به رساله لقاءالله مرحوم عارف بـالله ، حاج ميرزا جواد تبريزى ،(856) قدس سره ، رجوع كند كه اخبار در اين باب را تا اندازه اى جمع كرده است .
    بـدان كـه بـعـضـى از عـلمـا و مـفـسـريـن كـه بكلى سد طريق لقاء الله را نمودند و انكار مـشـاهـدات عـينيه و تجليات ذاتيه و اسمائيه را نمودند ـ بگمان آنكه ذات مقدس را تنزيه كنند تمام آيات و اخبار لقاء الله را حمل بر لقاء يوم آخرت و لقاء جزاء و ثواب و عقاب نمودند. و اين حمل نسبت به مطلق لقاء و بعض آيات و اخبار گرچه خيلى بعيد نيست ، ولى نـسـبـت بـه بـعـض ادعيه معتبره و روايات در كتب معتبره و بعض روايات مشهوره ، كه علماى بزرگ به آنها استشهاد كردند، بسيار حمل بارد بعيدى است .
    و بـبـايـد دانـسـت كـه مـقـصـود آنـان كـه راهـى بـراى لقـاء الله و مـشـاهـده جـمـال و جـلال حـق بـاز گـذاشـتـه انـد ايـن نـيست كه اكتناه ذات مقدس جايز است ، يا در علم حضورى و مشاهده عينى روحانى احاطه بر آن ذات محيط على الاطلاق ممكن است ، بلكه امتناع اكـتـنـاه در عـلم كـلى و بـه قـدم تفكر، و احاطه در عرفان شهودى و قدم بصيرت ، از امور بـرهانيه و مورد اتفاق جميع عقلا و ارباب معارف و قلوب است . لكن آنها كه مدعى اين مقام هستند گويند پس از تقوى تام تمام و اعراض كلى قلب از جميع عوالم و رفض نشاءتين و قـدم بـر فـرق انـيـت و انـانـيـت گـذاشـتـن و تـوجـه تـام و اقبال كلى به حق و اسماء و صفات آن ذات مقدس كردن و مستغرق عشق و حب ذات مقدس شدن و ارتـياضات قلبيه كشيدن ، يك صفاى قلبى از براى سالك پيدا شود كه مورد تجليات اسـمـائيـه و صـفـاتيه گردد، و حجابهاى غليظى كه بين عبد و اسماء و صفات بود خرق شـود، و فـانـى در اسـمـاء و صـفـات گـردد، و مـتـعـلق بـه عـز قـدس و جـلال شـود و تـدلى تـام ذاتـى پـيـدا كـنـد، و در ايـن حال ، بين روح مقدس سالك و حق حجابى جز اسماء و صفات نيست .



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. تشكر

    سالک (19-12-1391)

  3. #272
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    و از بـراى بـعـضـى از اربـاب سلوك ممكن است حجاب نورى اسمائى و صفاتى نيز خرق گـردد، و بـه تـجـليـات ذاتـى و غـيـبـى نايل شود و خود را متعلق و متدلى به ذات مقدس بـبـيند، و در اين مشاهده ، احاطه قيومى حق و فناى ذاتى خود را شهود كند، و بالعيان وجود خـود و جـمـيـع مـوجـودات را ظـل حـق بـبـيـنـد، و چـنـانـچـه بـرهـانـا بـيـن حـق و مـخـلوق اول ، كـه مـجـرد از جـمـيـع مواد و علايق است ، حجابى نيست ، بلكه (براى ) مجردات مطلقا حـجـاب نـيـسـت بـرهانا، همين طور اين قلبى كه در سعه و احاطه هم افق با موجودات مجرده شـده ، بـلكـه قدم بر فرق آنها گذاشته ، حجابى نخواهد داشت . چنانچه در حديث شريف كـافـى و تـوحـيـد اسـت : ان روح المـؤ مـن لاءشـد اتـصـالا بـروح الله مـن اتصال شعاع الشمس ‍ بها.(857)
    و در مـنـاجـات شـعـبـانـيـه ، كـه مـقـبول پيش علما و خود شهادت دهد كه از كلمات آن بـزرگـواران اسـت ، عـرض ‍ مـى كـنـد: الهـى ، هـب لى كـمـال الانـقـطـاع اليـك ، و اءنر اءبصار قلوبنا بضياء نظرها اليك حتى تخرق اءبصار القلوب حجب النور، فتصل الى معدن العظمة ، و تصير اءرواحنا معلقة بعز قدسك . الهى ، واجـعـلنـى مـمـن نـاديـتـه فـاءجـابـك و لا حـظـتـه فـصـعـق لجـلالك فـنـا جـيـتـه سـرا و عمل لك جهرا(858)
    و در كـتـاب شريف الهى ، در حكايات معراج رسول اكرم ، صلى الله عليه و آله ، چنين مى فـرمـايـد: ثـم دنـى فـتـدلى ، فـكـان قاب قوسين اءواءدنى .(859) و اين مشاهده حـضـوريـه فـنـائيه منافات با برهان بر عدم اكتناه و احاطه و اخبار و آيات منزهه ندارد، بلكه مؤ يد و مؤ كد آنهاست .
    اكـنـون بـبـيـن آيـا اين حمل هاى بعيد بارد چه لزومى دارد؟ آيا فرمايش حضرت امير، عليه السـلام ، را كـه مـى فـرمـايـد: فـهـبـنـى صبرت على عذابك ، فكيف اءصبر على فراقك .(860) و آن سـوز و گـدازهـاى اوليـا را مـى تـوان حـمـل كرد به حور و قصور؟! آيا كسانى كه مى فرمودند كه ما عبادت حق نمى كنيم براى خـوف از جـهـنـم و نـه بـراى شـوق بـهشت ، بلكه عبادت احرار مى كنيم و خالص براى حق عـبـادت مـى كـنـيـم .
    (861) بـاز نـاله هـاى فـراق آنـهـا را مـى تـوان حـمـل كـرد بـه فراق از بهشت و ماءكولات و مشتهيات آن ؟! هيهات ! كه اين حرفى است بس نـاهـنـجـار و حـمـلى اسـت بـسـيـار نـاپـسـنـد. آيـا آن تـجـليـات جـمـال حـق كـه در شـب مـعـراج آن مـحـفـلى كـه احـدى از مـوجـودات را در آن راه نـبـود و جبرئيل امين وحى محرم آن اسرار نبود، مى توان گفت ارائه بهشت و قصرهاى مشيد آن بوده ، و آن انوار عظمت و جلال ارائه نعم حق بوده ؟ آيا آن تجلياتى كه در ادعيه معتبره وارد است بـراى انـبـيـاء، عـليـهـم السـلام ، شـده ، از قـبـيـل نـعـم و ماءكول و مشروب يا باغات و قصرها بوده ؟!


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #273
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    افـسـوس ! كـه مـا بـيـچـاره هـاى گـرفـتـار حـجـاب ظـلمـانى طبيعت و بسته هاى زنجيرهاى آمـال و امـانـى جـز مـطـعـومـات و مـشـروبـات و مـنـكـوحـات و امثال آنها چيزى نمى فهميم ، و اگر صاحبنظرى يا صاحبدلى بخواهد پرده از اين حجب را بـردارد، جز حمل بر غلط و خطا نكنيم . و تا در چاه ظلمانى عالم ملك مسجونيم ، از معارف و مـشـاهـدات اصـحـاب آن چيزى ادراك ننماييم ،. ولى اى عزيز، اوليا را به خود قياس مكن و قلوب انبيا و اهل معارف را گمان مكن مثل قلوب ماست . دلهاى ما غبار توجه به دنيا و مشتهيات آن را دارد، و آلودگـى انـغـمـار در شهوات نمى گذارد مرات تجليات حق شود و مورد جلوه مـحـبـوب گـردد. البـته با اين خودبينى و خودخواهى و خود پرستى بايد از تجليات حق تـعـالى و جـمـال جـلال او چـيـزى نـفـهـمـيـم ، بـلكـه كـلمـات اوليـا و اهل معرفت را تكذيب كنيم . و اگر در ظاهر نيز تكذيب نكنيم ، در قلوب تكذيب آنها نماييم . و اگـر راهـى بـراى تـكـذيـب نـداشـتـه بـاشـيـم . مـثـل آنـكـه قـائل بـه پـيـغـمـبـر يـا ائمـه مـعـصـومـيـن ، عـليـهـم السـلام ، بـاشـيـم ، بـاب تـاءويـل و تـوجـيه را مفتوح مى كنيم ، و بالجلمه ، سد باب معرفت الله را مى كنيم . ما راءيـت شـيـئا الا و راءيـت الله مـعـه و قـلبـه و فـيـه (862) را حـمـل رؤ يـت آثـار مـى كـنـيـم . لم اءعـبـد ربا لم اءره (863) را به علم به مفاهيم كليه مـثـل عـلوم خـود حـمـل مـى نـمـايـيـم ! آيـات لقـاء الله را بـه لقـاء روز جـزا مـحـمـول مـى داريـم . لى مـع الله حـالة (864) را بـه حـالت رقـت قـلب مـثـلا حـمـل مـى كـنـيـم . و ارزقـنى النظر الى وجهك الكريم .(865) و آن همه سوز و گـدازهـاى اوليـا را از درد فـراق ، بـه فـراق حـورالعـيـن و طـيـور بـهـشـتـى حمل مى كنيم ! و اين نيست جز اينكه چون ما مرد اين ميدان نيستيم و جز حظ حيوانى و جسمانى چيز ديگر نمى فهميم ، همه عارف را منكر مى شويم . و از همه بدبختيها بدتر اين انكار اسـت كـه بـاب جـمـيـع مـعـارف را بـر مـا مسند مى كند و ما را از طلب باز مى دارد و به حد حيوانيت و بهيميت قانع مى كند، از عوالم غيب و انوار الهيه ما را محروم مى كند. ما بيچاره ها كـه از مـشـاهدات و تجليات بكلى محروميم از ايمان به اين معانى هم ، كه خود يك درجه از كـمـال نفسانى است و ممكن است ما را به جايى برساند، دوريم . از مرتبه علم ، كه شايد بـذر مـشـاهـدات شـود، نيز فرار مى كنيم ، و چشم و گوش خود را بكلى مى بنديم و پنبه غـفـلت در گـوشـها مى گذاريم كه مبادا حرف حق در آن وارد شود. اگر يكى از حقايق را از لسـان عـارف شوريده يا سالك دلسوخته يا حكيم متاءلهى بشنويم ، چون سامعه ما تاب شـنـيـدن آن نـدارد و حـب نـفـس مـانـع شـود كـه بـه قـصـور خـود حـمـل كـنـيم ، فورا او را مورد همه طور لعن و طعن و تكفير و تفسيقى قرار مى دهيم و از هيچ غيبت و تهمتى نسبت به او فروگذار نمى كنيم . كتاب وقف مى كنيم و شرط استفاده از آن را قـرار مى دهيم (كه ) روزى صد مرتبه لعن به مرحوم ملا محسن فيض كنند!(866) جناب صـدرالمـتـاءلهـين را، كه سرآمد اهل توحيد است ، زنديق مى خوانيم و از هيچ گونه توهينى درباره او دريغ نمى كنيم . از تمام كتابهاى آن بزرگوار مختصر ميلى به تصوف ظاهر نشود ـ بلكه كتاب كسر اصنام الجاهلية فى الرد على الصوفيه (867) نوشته ـ (با ايـنـحـال ) او را صـوفـى بـحـت مـى خـوانـيـم . كـسـانـى كـه مـعـلوم الحـال هـسـتـند و به لسان خدا و رسول ، صلى الله عليه و آله ، ملعون اند مى گذاريم ، كـسـى (را) كـه بـا صـداى رسـا داد ايـمـان بـه خـدا و رسـول و ائمـه هـدى ، عـليـهم السلام ، مى زند لعن مى كنيم ! من خود مى دانم كه اين لعن و تـوهـيـنـهـا بـه مـقامات آنها ضررى نمى زند، بلكه شايد به حسنات آنها افزايد و موجب ارتـفاع درجات آنها گردد، ولى اينها براى خود ماها ضرر دارد و چه بسا باشد كه باعث سلب توفيق و خذلان ما گردد. شيخ عارف ما، روحى فداه ، مى فرمود هيچوقت لعن شخصى نـكـنـيـد، گـرچـه بـه كـافـرى كـه نـدانـيـد از ايـن عـالم (چـگـونـه ) مـنـتـقـل شده مگر آنكه ولى معصومى از حال بعد از مردن او اطلاع دهد، زيرا كه ممكن است در وقـت مـردن مـؤ من شده باشد. پس لعن به عنوان كلى بكنيد. يFخـد:N.عـاميانه قدرى تنزل كند، و شايد با عنايات خاصه حق تعالى راهى به معارف پيدا كند. انه ولى النعم .


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #274
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فـــصـــل ، در بـــيـــان آنـــكـــه در وقـــت مـــردن بـــعـــضـــى ازاحوال غيب بر او مكشوف شود.
    از ايـن حديث شريف معلوم مى شود كه در وقت معاينه بر انسان برخى از مقامات و احـوال خـودش منكشف شود. و اين مطابق ضربى از برهان و موافق مكاشفات اصحاب كشف و عـيـان و مـوافـق بـا اخـبـار و آثـار ديـگـر نـيـز هـسـت . انـسـان تـا اشتغال به تعمير اين عالم دارد و وجهه قلبش به اين نشئه است و سكر طبيعت او را بيخود كـرده و مـخـدورات شـهـوت و غـضـب او را تـخـدى نـمـوده ، از صـور اعـمـال و اخلاق خود بكلى محجوب است و از آثار آنها در ملكوت قلب او مهجور است ، پس از آنكه سكرات موت و سختيها و فشارهاى آن بر او وارد شد، انصراف از اين نشئه تا اندازه اى حـاصـل مـى كند، و اگر از اهل ايمان و يقين است و قلب او متوجه به اين عوالم بوده ، در اواخـر امـر وجـهـه قـلبـش طـبـعا متوجه به آن عالم مى شود و سائقهاى معنوى و ملائكة الله موكل بر آن نيز او را سوق به آن عالم دهند، و پس از اين سوق و آن انصراف ، نمونه اى از عـالم بـرزخ بـر او مـنـكـشـف شـود و روزنـه اى از عـالم غـيـب بـر او مـفـتـوح گـردد، و حال خود و مقام خود تا اندازه اى بر او مكشوف گردد. چنانچه از حضرت امير عليه السلام ، مـنـقـول اسـت انـه قـال : حـرام عـلى كـل نـفـس اءن تـخـرج مـن الدنـيـا حـتى تعلم اءنه من اهـل الجـنـة هـى ، اءم من اءهل النار.(870) و در اين مقام حديث شريفى است كه با آنكه طـولانى است ولى چون بشارتى است براى اهل ولايت حضرت مولى الموالى و متمسكين به ذيـل عـنـايـت اهـل بيت عصمت ، عليهم السلام ، آن را بتامه ذكر مى كنيم . و آن حديثى است كه جـناب فيض نقل مى كند در علم اليقين . قال : و فى كتاب الحسين بن سعيد الاءهوازى ، عن عـبـاد بـن مـروان ، قـال سـمـعـت اءبـا عـبـدالله ، عـليـه السـلام ، يـقـول : مـنكم و الله يقبل : و لكم و الله يغفر، انه ليس بين احدكم و بين ان يغتبط و يرى السـرور و قـرة العـيـن الا اءن تـبـلغ نـفـسـه هـهـنـا ـ و اءومـى بـيـده و الى حـلقـه . ثـم قـال ، عـليـه السـلام : انـه اذا كـان ذلك و احـتـضـر، حـضـره رسـول الله ، صـلى الله عـليـه و آله ، و عـلى و الاءئمـة و جـبـرئيـل و مـيـكـائيـل و مـلك المـوت ، عـليـهـم السـلام ، فـيـدنـومـنـه جـبـرئيـل ، عليه السلام ، فيقول لرسول الله ، صلى الله عليه و آله : ان هذا كان يحبكم اءهـل البـيـت ، فـاءحـبـه . فـيـقـول رسـول الله ، صـلى الله عـليـه و آله : يـا جـبـرئيـل ، ان هـذا كـان يـحـب الله و رسـوله و اءهـل بـيـتـه ، فـاءحـبـه . فـيـقـول جـبـرئيـل ، يـا مـلك المـوت ، ان هـذا كـان يـحـب الله و رسـوله و آل رسـول ، فـاءحـبـه و ارفـق بـه . فـيـدنـو مـنـه مـلك المـوت ، عـليـه السـلام ، فـيـقـول : يا عبدالله ، اخذت فكاك رقبتك ؟ اخذت امان براءتك ؟ تمسكت بالعصمة الكبرى فـى الحـيـاة الدنـيـا؟ فـيـوفـقـه الله ، فـيـقـول : نـعـم . فـيـقـول له : مـا ذاك ؟ فـيـقـول : ولايـة عـلى بـن اءبـيـطـالب ، عـليـه السـلام . فـيـقـول : صـدقت . اما الذى كنت تحذر، فقد آمنك الله ، و اما الذى كنت ترجو، فقد ادركته ، اءبشر بالسلف الصالح ، مرافقة رسول الله ، صلى الله عليه و آله ، و على و الاءئمة مـن ولده ، عـليـهـم السـلام . ثـم يـسـل نـفـسـه سـلا رفـيـقـا، ثـم يـنـزل بـكـفنه من الجنة و حنوطه حنوط كالمسك الاءذفر، فيكفن بذلك الكفن و يحنط بذالك الحـنـوط، ثـم يـكـسـى حـلة صـفـراء مـن حلل الجنة . فاذا وضع فى قبره ، فتح له باب من ابـواب الجـنـة ، يـدخـل عـليـه مـن روحـهـا و ريـحـانـهـا. ثـم يـقـال له : نـم نـومة العروس على فراشها، اءبشر بروح و ريحان و جنة نعيم و ربه غير عضبان .
    قال : و اذا حضر الكافر الوفاة ، حضره رسول الله ، صلى الله عليه و آله ، و على و الاءئمـة و جـبـرئيـل و مـيـكـائيـل و مـلك المـوت ، عـليـهـم السـلام ، فـيـد نـومـنـه جـبـرئيـل ، فـيـقـول : يـا رسـول الله ، ان هـذا كـان مـبـغـضـا لكـم اءهـل البـيـت ، فـاءبـغـضـه . فـيـقـول رسـول الله ، صـلى الله عـليـه و آله : يـا جـبـرئيـل ، ان هـذا كـان يـبـغـض الله و رسـوله و اءهـل بـيـت ، رسـوله ، فـابـغـضـه . فـيـقـول جـبـرئيـل : يـا مـلك المـوت ، ان هـذا كـان يـبـغـض الله و رسـوله و اهـل بـيـتـه ، عـليـهـم السـلام ، فـابـغـضـه و اعـنـف عـليـه . فـيـدنـومـنـه مـلك المـوت ، فـيقول : يا عبدالله ، اءخذت فكاك رقبتك ؟ اءخذت براءة امانك ؟ تمسكت بالعصمة الكبرى فـى الحـيـاة الدنـيـا؟ فـيـقـول : لا. فيقول له : اءبشر يا عدو الله بسخط الله و عذابه و النـار. اءمـا الذى كـنـت تـرجـو، فـقـد فـاتـك ، و امـا الذى كـنـت تـحـذر، فـقـد نـزل بـك . ثـم يـسـل نـفـسه سلا عنيفا، ثم يوكل بروحه ثلا ثمائة شيطان يبزقون فى وجـهـه و يـتـاءذى بـريـحـه . فـاذا وضـع فـى قـبـره ، فـتـح له بـاب مـن ابـواب النـار، يدخل عليه من فيح ريحها و لهبها.(871)



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #275
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    راوى حـديـث گـويد: شنيدم حضرت صادق ، عليهم السلام ، مى فرمود: به خدا قسم از شـمـا قـبـول شـود، و بـخـدا قـسم شماها آمرزيده شويد. و نيست بين شما و بين اينكه مورد غـبـطـه واقـع شـويد و سرور و روشنايى چشم ببينيد چيزى مگر آنكه جان شما به حلقوم رسد. پس فرمود: در وقتى كه چنين شد و حالت احتضار پيش آمد كرد، حاضر شود پيش او پـيـغـمـبـر خـدا و عـلى و امـامـان و جـبرئيل و ميكائيل و ملك الموت ، عليهم السلام پس نزديك مـحـتـضـر آيـد جـبـرئيـل و بـه رسـول خـدا عـرض كـنـد: "ايـن شـخـص شـمـا اهـل بـيـت را دوسـت مـى داشـت ، پـس شـمـا او را دوسـت داشـتـه بـاشـيـد. "رسـول خـدا مـى فـرمـايـد: "اى جـبـرئيـل ، ايـن شـخـص دوسـت مـى داشـت خـداونـد و رسـول او و اهـل بـيـت او را، پـس ‍ او را دوسـت داشـتـه بـاش . " پـس جـبـرئيـل مـى گـويـد: "اى مـلك المـوت ايـن شـخـص دوسـت مـى داشـت خـداونـد و رسول او و آل رسول او را، پس دوست بدار او را و با او مدارا كن ." پس ملك الموت نزديك شود به محتضر و گويد: "اى بنده خدا، آيا گرفتى آزادى خويش و برائت و امان خود را؟ و آيـا چنگ زدى به پشتيبانهاى بزرگ در زندگانى دنيا؟" پس ‍ خداوند او را موفق كند، و گـويـد: "آرى " پس از آن ملك الموت گويد: "چه چيز بود آن ؟" جواب دهد: "ولايت على بن ابـيطالب ، عليه السلام ." مى گويد:"راست گفتى . اما آنچه را از آن مى ترسيدى ، امان داد خداوند تو را، و آنچه را كه آرزو داشتى رسيدى به او، بشارت باد تو را به رفاقت گذشتگان نيكو، رسول خدا و على و امامان از اولاد او، عليهم السلام ".
    پـس جـان او را بـا مـدارا بـگـيـرد، و كـفـن از بـهـشـت بـراى او آورد، و حـنـوط او مثل مشك خوشبوى باشد. پس به آن كفن او را كفن كنند، و به آن حنوط حنوط نمايند، پس از حـله هـاى زرد بـهـشـتى حله اى به او بپوشانند. و وقتى كه او را در قبر گذاشتند درى از درهـاى بـهـشـت بـر او باز شود كه داخل شود بر او از روح و ريحان بهشتى . پس از آن ، بـه او گـفـته شود: "بخواب همچون عروس در فراش خود، بشارت باد تو را به روح و ريحان و نعمتهاى بهشت و پروردگارى كه بر تو خشمناك نيست ."
    فـرمـود حـضـرت صادق ، عليه السلام : و وقتى كه در رسد كافر را مرگ ، حاضر شود پـيـش او رسـول خـدا و عـلى و امـامـان و جـبرئيل و ميكائيل و ملك الموت عليهم السلام . پس ، جـبـرئيـل نـزديـك او آيـد و گـويـد: "اى رسـول خـدا، هـمانا اين شخص بغض داشت به شما اهـل بـيـت ، پـس بـغـض داشـتـه بـاش بـه او." رسـول خـدا مـى فـرمـايـد" :اى جـبـرئيـل ، ايـن بـغـض ‍ داشـت بـه خـدا و رسـول او و اهـل بـيـت رسـول او، پـس بـغـض داشـتـه بـاش (بـه ) او." پـس جـبـرئيـل گـويـد: "اى مـلك المـوت ، ايـن شـخـص بـغـض داشـت بـه خـدا و رسـول او و اهـل بـيـتش ، پس بغض داشته باش به او و سخت بگير براى او." ملك الموت نـزديك (شود) به او و مى گويد: اى بنده خدا، آزادى خود را گرفتى ؟ برائت و امان خود را گـرفـتى ؟ به نگهبان بزرگ تمسك جستى در زندگانى دنيا؟" مى گويد: "نه " پس مى گويد ملك الموت به او: "بشارت باد تو را اى دشمن خدا به غضب خداوند و عذاب او و آتـش . امـا آنـچـه را كـه آرزو داشـتـى ، فـوت شـد از تـو، و آنـچـه را مـى تـرسـيـدى ، نـازل شـد بـه تـو." پـس از آن ، بـيـرون آورد جـانـش را بيرون آوردن سختى ، پس از آن بگمارد به روح او سيصد شيطان را كه آب دهن به روى وى افكنند و اذيت شود از بوى آن . و وقـتـى او را در قـبـر نـهـنـد، بـاز شـود بـه رويـش درى از درهـاى آتـش ، داخل شود بر او از وزش باد آن و شعله آن .
    ـ انتهى .


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #276
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    و ببايد دانست كه عالم برزخ هر كس نمونه اى از نشئه قيامت اوست . و برزخ عالم متوسط بـيـن ايـن عـالم و عـالم قـيـامـت اسـت ، و روزنـه اى از بهشت و جهنم به سوى آن باز است . چـنـانـچـه در ذيل اين حديث شريف اشاره به آن شده ، و در حديث معروف نبوى : القبر اما روضـة مـن ريـاض الجـنـة ، اءو حفرة من حفر النيران (872) نيز اشاره به همين معنى است .
    پـس ، مـعـلوم شـد كـه انـسـان در وقـت احـتـضـار و مـعـايـنـه ، آثـار و صـور اعـمـال خـود را مـشـاهده مى كند و بشارت جنت و نار را از ملك الموت مى شنود. و چنانچه اين آثـار بـر او تـا انـدازه اى كـشـف مـى شـود، آثـارى كـه از اعـمـال و افـعـال در قـلب حـاصـل شـده ، از نورانيت و شرح صدر و وسعت ، و اضداد اينها، مثل كدورت و ضيق صدر و ظلمت و فشار، را نيز معاينه مى كند.
    پس ، در نزد معاينه برزخ قلب مستعد شود براى معاينه نفحات لطيفه ليطفه و جماليه ، و در آن ، آثـار تـجـليـات لطـف و جـمـال بـروز كـنـد، اگـر از اهل سعادت و ايمان باشد.
    پـس ، قـلب حـب لقـاء الله پـيـدا كـنـد و آتـش اشـتـيـاق جـمـال مـحـبـوب در قـلبـش افـروخـتـه گـردد، اگـر از اهل سابقه حسنى و حب و جذبه ربوبى بوده . و جز خداوند كسى نداند كه در اين تجلى و شوق چه لذاتى و كراماتى است .
    و اگـر اهـل ايـمـان و عـمـل صـالح بـوده ، از كـرامـات حـق تعالى به او به اندازه ايمان و اعـمـالش عـنـايـت شـود، و آنـهـا را بـالعيان در دم احتضار ببيند. پس ، اشتياق موت و لقاء كـرامـات حـق در او حـاصـل شـود و بـا روح و راحـت و بـهـجـت و سـرور از ايـن عـالم مـنـتقل شود. و لذت اين بهجت و سرور را و طاقت رؤ يت اين كرامات را چشمهاى ملكى و ذايقه هاى دنيايى ندارد.
    و اگـر از اهـل شـقـاوت و جـحـود و كـفـر و نـفـاق و اعـمـال قـبـيـحـه و افـعـال سـيـئه باشد، هر كس به اندازه حظ و بهره خود و آنچه در دار دنيا كسب نموده ، از آثار غضب و قهر الهى و دار اشقيا براى او نمونه كشف شود، و چنان وحشت و انقلابى در او پيدا شود كه هيچ چيز پيش او مبغوضتر از تجليات جلاليه و قهريه حق نباشد. و در اثر ايـن بـغـض و عـداوت چـنـان سـخـتـى و فـشـار و ظـلمـت و عـذابـى بـراى او حـاصـل شـود كـه جـز ذات مـقـدس حـق كـسـى نـمـى تـوانـد انـدازه آن را بفهمد. و اين براى اشـخـاصـى اسـت كـه در ايـن عـالم جـاحـد و منافق و دشمن خدا و اولياى او بودند. و براى اهل معاصى و كبائر به اندازه كسبى كه كردند نمونه اى از جهنم خودشان براى آنها ظاهر شـود، و در ايـن حـال هـيـچ چـيـز پـيـش آنـهـا مـبـغـوضـتـر از انـتـقـال از ايـن عـالم نـيـسـت . پـس ، آنـهـا را بـا عـنـف و فـشـار و سـخـتـى و زحـمـت مـنـتـقـل كـنـنـد. و حـسـرتـهـايـى در دل آنـهـاسـت در ايـن حال كه به اندازه درست نيايد.



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #277
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    و از ايـن بيان معلوم شد كه انسان در وقت معاينه و احتضار، معاينه آنچه در خود بوده و از آن مـطـلع نبوده مى نمايد. و بذر اين معاينه را خود در مملكت وجود خود نموده . حيات دنيايى پـرده سـاتـرى بـود بـه روى مـعـايـب مـا و حـجـابـى بـود بـراى اهـل مـعـارف ، اين پرده كه برداشته شد و اين حجاب كه خرق شد، انسان آنچه كه در خود بـود و خـود تـهـيـه كـرده بـود، نمونه اى از آن را شهود مى كند. انسان در عوالم ديگر از عـذاب و عـقـاب جـز آنـچـه خـود در ايـن عالم تهيه كرده نخواهد ديد، و هر چه در اين عالم از اعـمـال صـالحـه و اخلاق حسنه و عقايد صحيحه داشته ، در آن عالم صورت آن را به عيان بـبـيـنـد بـا كـرامـتـهـاى ديـگـرى كـه حـق بـه تـفـضـل خـويـش بـه او عـنـايـت فـرمـايد. در ذيـل آيـه شـريـفـه فـمـن يـعـمـل مـثقال ذرة خيرا يره ...آلايه (873) در صافى از مجمع نقل مى كند كه از حضرت امير، عليه السلام ، حديث مى كند كه هى اءحكم آية فى القرآن ، و كان رسول الله (صلى الله عليه و آله ) يسميها الجامعة .(874)
    پـس بـايـد دانـسـت كـه اگر در اين عالم محبت به حق تعالى و اولياى او پيدا كنيم و طوق اطاعت آن ذات مقدس را بر گردن نهيم و وجهه قلب را الهى و ربانى كنيم ، در وقت معاينه عين حقيقت با صورت جميله بر ما ظاهر گردد. و به عكس ، اگر وجهه قلب دنيايى شد و از حق منصرف شد، كم كم ممكن است تخم عداوت حق و اوليا در آن كشته شود، و در وقت معاينه اين عداوت شدت كند و آثار غريبه موحشه از آن بروز كند، چنانچه شنيدى .

    پس ، از مهمات امور مواظبت به اين امر است كه انسان حالت قلب را الهى كند و وجهه آن را كه جانب حق و اولياى او و دار كرامت او متوجه كند، و اين با تفكر در آلاء و نعماى ذات مقدس و مـواظـبـت بـه اطـاعـت و عـبـادت البـتـه حاصل مى شود، ولى انسان بايد اعتماد بر نفس و اعـمـال خـود نـكـنـد، و در هـر حـال ، خـصـوصـا در خلوات ، با تضرع و زارى از حق تعالى بـخـواهـد كـه مـحـبـت خـودش را در دلش القـاء فـرمايد و قلبش را به نور معرفت و محبتش روشـنـى بـخـشـد، و مـحـبـت دنـيـا و غـيـر خـودش را از دلش بـيـرون كـند. البته اين دعا در اول امـر بـيـمـغـز و مـحـض لقلقه لسان است ، ولى زيرا كه با محبت مفرط به دنيا خواهش زوال آن جـدا مـشـكـل اسـت ، ولى پـس از مـدتـى تـفـكـر و مـواظـبـت و بـه دل فـهـمـانـدن نـتايج حسنه محبة الله و نتايج سيئه حب دنيا را، اميد است كه حقيقت پيدا كند انشاءالله .

    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #278
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در معنى حب و بغض حق تعالى است
    بدان كه نسبت حب و بغض و امثال اينها به حق تعالى شاءنه ، كه در لسان قرآن و احاديث شـريـفـه وارد شـده ، بـه آن مـعـنـاى مـتـفـاهـم عـرفـى نـيـسـت . زيـرا كـه لازمـه امـثـال ايـن صـفـات انـفـعـال نـفـسانى است ، كه حق تعالى از آن منزه است . و در اين مختصر تفصيل در اين باب مناسب نيست ، پس به اشاره اجماليه قناعت مى كنيم :
    بـايـد دانـسـت كـه بـسـيـارى از اوصـاف و احـوال اسـت كـه پـس از تـنـزل از عـوالم غـيبيه تجرديه و حصول نشئه ملكيه طبيعيه ، كه عالم فرق بلكه فرق الفـرق اسـت ، بـصورتى در آيند كه غير از صور غيبيه تجرديه است در آثار و لوازم ، چنانچه افلاطونيين ، كه تمام موجودات ملكيه را مظاهر ارواح غيبيه و نازله حقايق ملكوتيه و امثال مثل افلاطونيه مى دانند، عوارض و كيفياتى را كه در اين عالم به وجود غير جوهرى مـوجـودنـد، در آن عـالم صـور تـجـليـات ذاتيه آنها، كه به عين وجود آنها موجود است ، مى دانـنـد، بـنـابـرايـن ، چـنـيـن گـويـيـم كـه امـثـال ايـن اوصـاف و احوال ، كه در عالم ملك ملازم با يك نحوه تجديد و انفعالى است ، در عوالم غيبيه و نشاءت تجرديه ، خصوصا در عالم اسماء الهى و مقام و احديت ، به يك صورت منزه مبرا از جميع نـقـايـص موجودند، و تعبيرات از آنها به حسب نشئه تجرديه ، يا صقع ربوبى ، غير از ايـن عـالم است . مثلا تجليات رحمانيه و رحيميه را، كه تجليات جماليه و لطفيه و حبيه و انسيه نيز گوييم ، اگر در اين عالم ظهور پيدا كند، به صورت حب و رحمت و تلطف ملازم بـا انـفعال است . و اين از شدت ضيق اين عالم است . و در حديث است كه از براى رحمت صد جزء است كه يك جزء از آن در اين عالم نازل شده است ، و به آن يك جزء اين رحمتهايى كه در ايـن عـالم اسـت مـتـحـقـق اسـت ،
    (875) مـثـل رحـمـت بـيـن فـرزنـد و والديـن و امـثـال آن . چـنـانـچـه تـجـليـات قـهـريـه و مـالكـيـه ، كـه از تـجـليـات جـلال اسـت ، در ايـن عالم به صورت بغض و غضب ظهور پيدا كند. و بالجمله ، باطن حب و بـغـض و غـضـب رحـمـانـيـت و قـهـاريـت ، و تـجـليـات جـمـال و جـلال اسـت . و آن تـجـليـات بـه عـيـن ذات مـوجـودنـد، و كـثـرت و تـجـدد و انفعال در آنها راه ندارد، چنانچه ظهور رحمانيت و قهاريت محبتها و مبغضتهايى است كه در اين عالم موجود است . و چون مظهر فانى در ظاهر، و ظاهر متجلى در مظهر است ، تعبير از هر يك به ديگرى در بعضى مقامات ناروا نيست . بنابراين ، بغض حق تعالى به عبد ظهور به قهاريت و انتقام است ، و حب او، به رحمت و كرامت است . والله العالم .



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #279
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    الحديث التاسع و العشرون
    حديث بيست و نهم
    بـالسـنـد المـتـصل الى اءفضل المحدثين و اءقدمهم ، محمد بن يعقوب الكلينى ، رضى الله عنه ، عن محمد بن يحيى ، عن اءحمد بن محمد بن عيسى ، عن على بن النعمان ، عن معاوية بـن عـمـار، قـال سـمـعـت اءبـاعـبـدالله ، عـليـه السـلام ، يـقـول كـان فى وصية النبى ، صلى الله عليه و آله و سلم ، لعلى ، عليه السلام ، اءن قـال : يـا عـلى ، اءوصـيـك فـى نـفـسـك بـخـصـال ، فـاحـفـظـهـا عـنـى . ثـم قـال : اللهـم اءعـنـه . اءمـا الاولى فالصدق . و لا يخرجن من فيك كذابة اءبدا. والثانية ، الورع . و لا تـجترى على خيانة اءبدا. و الثالثة ، الخوف من الله عز ذكره كاءنك تراه . و الرابـعـة ، كـثـرة البـكـاء مـن خـشـيـة الله تـعـالى . يـبـنـى لك بكل دمعة اءلف بيت فى الجنة . و الخامسة ، بذلك مالك و دمك دون دينك . و السادسة ، الاخذ بسنتى فى صلاتى و صومى و صدقتى : اءما الصلاة فالخمسون ركعة ، و اءما الصيام فثلاثة اءيام فى الشهر: الخميس فى اوله و الاربعاء فى وسطه و الخميس فى آخره ، و اءمـا الصـدقـة فـجـهـدك حـتـى تـقـول قـد اءسـرفـت و لم تـسـرف . و عـليـك بـصـلاة الليـل ، و عـليـك بـصـلاة الليـل ، و عـليـك بـصـلاة الليـل ، و عـليـك بـصـلاة الزوال ، و عـليـك بـصـلاة الزوال ، و عـليـك بـصـلاة الزوال ، و عـليـك بـتـلاوة القـرآن عـلى كـل حـال ، و عـليـك بـرفـع يـديـك فـى صـلاتـك و تـقـليـبـهـمـا، و عـليـك بـالسـواك عند كـل وضـوء، و عـليـك بـمـحـاسـن الاءخـلاق فـارتـكـبـها، و مساوى الاخلاق فاجتنبها. فان لم تفعل ، فلا تلو من الا نفسك .(876)
    ترجمه :
    ابـن عـمـار گـويـد شـنـيـدم از حـضـرت صـادق ، عـليه السلام كه مى فرمود در وصيت پـيغمبر، صلى الله عليه و آله ، به على ، عليه السلام ، اين بود كه فرمود: "اى على ، سفارش مى كنم تو را در جان خودت به خوبيهايى ، نگهدار آنها را از من ." پس از آن گفت : "خداوندا، اعانت فرما او را. اما اولى ، راست گفتارى است . خارج نشود از دهان تو دروغى هـيـچـگـاه . و دومـى پـرهـيزگارى است . و جرئت مكن بر خيانت هرگز. سوم ، ترسناكى از خـداونـد اسـت چـنانچه گويى او را مى بينى . چهارم گريه بسيار از ترس خداوند است . بـرپـا مـى شود براى تو به هر قطره اشكى هزار خانه در بهشت . پنجم ، بخشيدن تو است مال و خونت را در راه دينت . ششم ، گرفتن طريقه من است در نماز و روزه و صدقه ام : امـا نـمـاز پـنـجـاه ركـعـت ، امـا روزه پـس سـه روز در مـاه : پـنـجـشـنـبـه در اول ، و چهارشنبه در وسط، و پنجشنبه در آخر آن ، و اما صدقه به قدر طاقت خود تا آنكه گـويـى اسـراف كـردم و حـال آنـكـه اسـراف نـكردى . و ملازم باش با نماز شب ، و ملازم (بـاش ) بـا نـمـاز شـب ، و ملازم باش با نماز شب . و بر تو (باد) به نماز ظهر، و بر تـو بـاد بـه خـواندن قرآن در هر حال . و بر تو باد به بلند نمودن دستهاى خود را در نـمـاز و برگرداندن آنها را. و بر تو باد به مسواك نمودن در نزد هر وضويى . و بر تو باد نيكوييهاى اخلاق ، پس آن را ارتكاب كن ، و بديهاى اخلاق ، پس از آنها دورى كن . پس اگر نكردى ، ملامت مكن مگر خود را."
    شـرح خصال جمع
    خصلت است و به معناى خوى است ، چنانچه در صراح است . و بـنـابـرايـن ، اسـتـعمال آن در مطلق افعال و اخلاق ، چنانچه در اين حديث شريف و غير آن وارد اسـت ، مـجـاز اسـت . و شـايـد خصلت اعم از خوى باشد، تا در اين نحو استعمالات به طريق حقيقت باشد.
    قـوله : الوراع ، بـه فـتح راء، و رعة مصدر ورع يرع به كسر راء، در هـر دو اسـت ، بـه مـعـنـاى تـقـوى يـا شـدت تـقـوى و كـمـال پـرهـيـزگارى است . و شايد از ورعته توريعا، اى كففته اخذ شده باشد، زيرا كه ورع در حـقـيـقـت كـف نـفـس و نـگـاهـدارى آن اسـت از تـعـدى از حـدود شـرع و عـقـل . يـا از ورع بـه مـعـنـاى رد مـاءخـوذ بـاشـد. يـقـال : ورعـت الابل عن الماء. اذا رددته ، زيرا كه نفس را رد مى كنى از مشتهيات خود و ارتكاب آنها.
    قـوله : لا تـجـتـرئ از بـاب افـتـعـال بـه معناى جسارت و شجاعت و كثرت اقدام در امور است . فى الصحاح عن اءبى زيد: الجراءة مثال الجرعة الشجاعة . و نيز در صحاح است : الجرى ، المقدام .
    قـوله : فـجـهـدك الجـهـد، بـضـم الجـيـم و فـتـحـهـا، الطـاقـة و المـشـقـة . يـقـال : جـهـد دابـتـه و اءجـهـدهـا. در وقـتـى كـه آن را بـه سـير واداشت فوق طاقتش . و جهد به معناى جديت و پافشارى نيز هست . و در اين حديث همه معانى مناسب است .
    قوله عليك بصلاة الليل عـليـك اسـم فـعـل اسـت ، و اسـتـعـمـال مـى شـود بـه مـعـنـاى فـعـل مـتـعـدى يـا به جاى آن . عليكم انفسكم ، اى الزموا. و بنابراين ، باء براى تـاءكـيـد و تـقـويـت اسـت نـه بـراى تعديه . و در مجمع البحرين گفته است كه اگر با بـاء مـتـعـدى شـد، به معناى استمسك است .
    (877) و اين نحو تعبير در فارسى نـيـست . و در عربى در مقام مبالغه در شاءن آن امر مى گويند. و شايد تعبير قريب به آن در فـارسـى چـنـيـن بـاشـد: بـچـسـب بـه فـلان كـار. و امـا تـرجـمـه آن بـه مثل بر تو باد به فلان مطابق با تعبيرات متعارفه نيست . و ما انشاءالله بيان مـنـاسـبـات حـديـث شـريـف را در ضـمـن مـقـدمـه و چـنـد فصل مى نماييم .


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  11. #280
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    مقدمه
    مخاطب پيامبر در اين وصايا خود حضرت على ع است
    در ايـن حـديـث شـريـف از جـهـات عـديـده مـعـلوم مـى شـود كـه ايـن وصـيـتـهـايـى كـه جـنـاب رسـول اكـرم ، صـلى الله عـليـه و آله ، بـه جـنـاب مـولا امـيـرالمـؤ مـنـين ، عليه السلام ، فرمودند در نظر مباركشان خيلى مهم بوده .
    يـكـى آنـكـه بـه جـنـاب امـير المؤ منين ، عليه السلام ، وصيت فرمودند با آنكه آن سرور مـنـزهـتر از آن (بودند) به احتمال مسامحه در حدود شرعيه و در اوامر الهيه نسبت به ايشان بـرود، ولى چـون خود مطلب در نظر مبارك رسول الله ، صلى الله عليه و آله ، خيلى مهم بوده ، از سفارش خوددارى نفرمودند. و خيلى متعارف است كه امرى را كه در نظر ايشان مهم اسـت و اعـتـنـا به شاءن آن دارد، براى اظهار اهميت آن سفارش مى نمايد، ولو به كسى كه بداند آن را اتيان مى كند.
    امـا احـتـمـال آنـكـه سـفـارش بـه آن حـضـرت بـراى ايـصال به سايرين باشد، از قبيل اياك اءعنى ...
    (878) بعيد است ، زيرا كه سـوق حـديـث شـهـادت مـى دهـد كـه بـه خـود حـضـرت توجه داشته و منظور نظر مستقلا آن بزرگوار بوده ، چنانچه كلمه فى نفسك و امر به حفظ و دعاى به اعانت شاهد است . و اين نحو وصيتها متعارف بوده است ، و بين ائمه طاهرين ، عليهم السلام ، بعضى به بعضى رايـج بـوده ، و هـر يك از سوق عباراتشان معلوم است كه منظور خود آن بزرگواران بوده اند، چنانچه در يكى از وصيتها جناب اميرالمؤ منين ، عليه السلام ، مى فرمايد به حضرت امـام حـسـن و امـام حـسـيـن ، عـليـهـمـا السـلام : ايـن وصيت من است به شما دو نفر و ساير اهـل بيتم و آن كسى كه كتاب من به او برسد.(879) و معلوم است كه در اين وصيت حـسـنـيـن ، عـليـهـما السلام ، داخل بودند. و اين وصيتها كشف مى كند از شدت اهميت مطلب ، و شدت علاقه آن بزرگواران بعضى به بعضى . بالجلمه ، نفس بودن جناب اميرالمؤ منين ، عليه السلام ، طرف وصيت ، كشف از بزرگى مطلب و اهميت آن مى كند.
    و ديـگـر آنـكـه بـا ايـنـكـه طـرف حـضرت امير بوده و آن جناب ممكن نبود از وصيت حضرت رسـول تـخـطـى فـرمـايـد و فتور و سستى نمايد، با اين وصف ، با اين تاءكيدات اكيده مطلب را ادا فرموده .
    و ديگر آنكه پس از آنكه فرمود: وصيت مى كنم تو را، براى جلب نظر آن سرور به اهميت وصيتها فرمود: حفظ (كن ) آنها را از من . و پس از آن ، براى آنكه علاقه داشت كه حضرت اين مهمات را اتيان كند، دعا كرد كه خداوندا، او را اعانت فرما.
    و ديـگـر تـاءكـيـداتـى كـه در هـر يـك از جـمـله هـا عـلى حـده ذكـر فـرمـوده ، از قبيل نون تاءكيد، و تكرار، و غير آن كه محتاج به ذكر نيست .
    پس ، معلوم شد كه اين مطالب از مهمات است . و البته معلوم است كه در هيچ يك از اين امور براى خود آن بزرگوار نفعى متصور نيست ، بلكه مقصود نفع رساندن به طرف بوده . و جـنـاب امـيـر، عـليـه السـلام ، گرچه طرف مخاطبه است اصالة ، ولى چون تكاليف عمومى مـشـتـرك اسـت ، بـايـد حـتـى الامـكـان جـديـت كـنـيـم كـه وصـيـتـهـاى جـنـاب رسـول زمـيـن نـمـانـد. و بـايـد بـدانـيـم كـه شـدت عـلاقـه جـنـاب رسـول اكـرم ، صلى الله عليه و آله ، به حضرت امير، عليه السلام ، اقتضا مى كند كه نـفـع ايـن مطالب خيلى زياد باشد و اهميت آنها بسيار باشد كه به اين طرز بيان فرموده است والله العالم .



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 28 از 40 نخستنخست ... 1824252627282930313238 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

فـــطـــرت كـــمـــال طـــلبـــى, فـقـر و غـنـا و اصـلاح حال مؤ منين, فـرشتگان بالهاى خويش را براى طالب علم فرش كنند, فـضـل عـالم بـر عـابـد, فوايد قوه غضبيه, فرق بين منزل تفكر و تذكر, فرق بين تفويض و توكل و ثقه, فرق بين توكل و رضاست, فرق بين رجا و غرور, فراغت وقت و قلب در عبادت, فضيلت مسواك, فضيلت نماز شب, فضيلت گريه, فضيلت بيدارى شب, فضيلت تفكر, فضيلت شكر از طريق نقل, فضيلت صدقه, قـــرب فـــرايـــض, قلب منافق و فرق آن با قلب مؤ من, قلب مؤ من ازهر است, قرب نـوافـل و نـتـيـجـه آن, قصور ممكن از قيام به عبادت حق, كلام معتزله و اشاعره و مذهب حق, كلام شهيد ثانى رحمه الله در باب غیبت, كيفيت وقوع شر در قضاى الهى, كيفيت اجراى حق خيرات و شرور را به دست بندگان, كيفيت تعلق علم حق بر معلومات, لقاء الله و كيفيت آن, لميت موازنه خوف و رجا, مـعـنـاى صـبـر, مـعنى امتحان و نتيجه آن, مفاسد كبر, مفاسد حسد, مفاسد حظوظ دنیوی در قلب, مفاسد خيانت, مفاسد دروغ, مفاسد عصبيت, مقام اول نفس, مقسوم بودن رزق, مكايد شيطان از روى ميزان است, منشاء عجب, ميزان صفات ثبوتيه و سلبيه, مؤ من بر طريق مستقيم است, مبادى محاسن اخلاق و مساوى آن, محاسبه, مذمت افراط (در) غضب, مراتب نفاق, مراتب حضور قلب, مراتب عجب, مراد از اءعرفوا الله بالله, مراد از عدم توصيف حق, مسئله جبر و تفويض, مشارطه مراقبه, معنى فطرت, معنى ترتيل, معنى حب و بغض حق تعالى, معنى سمع و بصر حق, معناى ابتلاء و امتحان حقتعالى, معالجه مفاسد اخلاقيه, معانى توكل و درجات آن, معاد از فطريات است, مغرور ساختن شيطان انسان را به رحمت واسعه حق, نقل كلام حكما در تقسيم اوصاف حق, چگونگى نسبت آن به ذات مقدس حق تعالى, چگونگى شكر, نتيجه استغفار, نتايج صبر, نشئه باطن و ملكوت, نشانه هاى فريبكار جاه طلب, نشانه هاى صاحبان عقل و فقه, نشانه تام بودن ذكـر, نشاءت وجودى انسان, هر يك از خير و شر متعلق ايجاد و خلقت گردند و كيفيت آن, وجه حصر قلوب, وخامت امر ريا, يـاد خـدااز طرف بـنـده سـبـب یاد کردن خداست بنده را, پيروى شهوات مانع تحصيل مقدمات معنوى, آدم مـــظـــهـــر تـــام الهـــى, آداب قرائت, انـــســـان در ابـــتـــداء امـــر حـيـوابالفعل است, اندراج بسيارى از علوم ذل علوم سه گانه, انسان عارف را دو نظر است, اهل فساد نيز گاهى عجب به فساد مى كنند, اهميت عزم در ترك معاصى و انجام تكاليف, اولی بودن ترك غيبت در موارد جايز, ايمان به وصف نيايد, ابتلاى انبياء به امراض جسمانى, ابطال جبر, احاديث در باب عبادت پيامبر(ص ), احاديث در ذكر مفاسد مراء, احاطه قيومى حق تعالى, اخلاص بعد از عمل, اخلاص در قرائت, اختلاف مردم در حفظ حضور حق, اركان توبه, اسارت شهوت منشاء همه اسارتهاست, استحباب سه روز روزه در هر ماه, استغفار سكنه آسمان و زمين براى طالب علم, اسرار صدقه, اشاره اجماليه به احكام فطريات, بيان شاه آبادى ره در معناى آيه محكمه, بيان صلاة وسطى, براى اسماء حق دو مقام است, بزرگى گناه غيبت و تبعات آن, بعضى قواى باطنيه, تفكر, تفكر ممنوع و مرغوب در ذات حق, تفكر در مصنوع, تفكر در احوال نفس, تفرغ براى عبادت موجب غناى قلب شود, تفسير آيات سوره حديد تا عليمبذات الصدور, تفسير توبه نصوح, تفسير سوره مباركه توحيد, تقوى, تقواى عامه, تقسيم قلوب راجع به چه چيز است, تمام موجودات را علم و حيات است, تنبيه علمى براى قلع ماده ريا, توجيه نسبت ابتلا به حق تعالى, توجيه ديگر از حديث تردید, توجيهاتى است كه از نسبت ترديد به حق شده, توحيد حق و ديگر صفات او فطرى است, تاءثير حظوظ دنيويه در قلب, تحقيق خير و شر, تذکر, ترغيب به اصلاح قلب, تشخيص احكام فطرت, تطبيق حديث نبوى با علوم سه گانه, تعداد هواهاى نفسانيه, تعريف اخلاص, تعريف غيبت, جلوگيرى انبيا از اطلاق طبيعت, حـــق تـــعـــالى ســـؤ ال نـشـود از آنـچـه بـكـنـد, حـزن و شـك و سـخـط،, حقيقت ورع و مراتب آن, حقيقت امانت, حقيقت بهشت و جهنم, حقيقت توبه, حقيقت شكر, حالات قلوب, حث بر عبادات و ترك معاصى, حديث رفع, حرام بودن استماع غيبت, خـشـيـت و نـيـت صـادقـه لازمه صـواب عمل, خوف از حق تعالى, دقت امر ريا, دنيا دار ثواب و عقاب حق تعالى نيست, در بيان بعض اقسام نفاق است, در بيان بعضى از موجبات كبر, در بيان درجات كبر, در بيان علاج تكبر, در بعض مكايد شيطان, در توجيه عرفانى از آيه شريفه 2 فتح, در حقيقت دنيا ی مذمومه, در حقيقت ريا, در سبب اصلى تكبر, درجات صبر, دشوارى توبه و جبران معاصى, دعوت به اخلاص, ذكر بعض احاديث در فضيلت ذكر خدا, ذم اتـــبـــاع هـــواى نـــفـــس, ذم اتباع هوى, ذم طـــول امـــل, رفع يد در نماز و تقليب آن, روح و راحت در يقين و رضا ست, ريا و درجات آن, ريا در اخلاق و ملكات باطنى, ريا در اعمال, ريا در عقايد, ريشه فسادهاى اخلاقی, راه تحصيل حضور قلب, رابطه حسد و تكبر, رجحان طلب رزق, سفر پر خطر و ضرورت زاد و راحله, سلوك طريق علم وسلوك طريق جنت, سِرّ رفع يدين, سبب زياد شدن حب دنيا, سر اختلاف انبيا در نبوت, شدت ابتلاء انبياء و اوصياء و مؤ منين, شدت بليات روحيه تابع شدت ادراك است, شرايط توبه, صـبر نتيجه حريت از قيد نفس, صورت ملكوتى نفاق, صورت ملكوتيه عصبيت, صبر اهل معرفت, ضبط خيال موازنه, ضررهاى اجتماعى غيبت, طول امل موجب نسيان آخرت است, عـــشـــق جـــبـــلّى بـه جميل مطلق, علم قبل از ايجاد, علم به حقيقت اسماء و صفات ممكن نيست, علم غير از ايمان است, علما ورثه انبيا, علوم مناسب با نشئات وجودی, علوم مناسب با اين نشاءت, علامتهاى صحت يقين, علاج مفاسد اخلاقى, علاج موبقه غیبت, علاج نفاق, علاج وسوسه, علاج عملى حسد, علاج غضب به قلع اسباب آن, علاج غضب در حال اشتعال آن, عينيت صفات حق با ذات است, عبادت در جوان تاءثير كند, عدد نوافل, عزم, عصبيت هاى اهل علم, غفلت از حق انتكاس قلب است

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •