*^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*
صفحه 29 از 40 نخستنخست ... 1925262728293031323339 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 281 تا 290 , از مجموع 399
  1. #281
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در مفاسد دروغ است
    يكى از وصاياى جناب رسول اكرم ، صلى الله عليه و آله ، ملازمت با راستى و اجتناب از دروغ اسـت ، كـه از تـقـديـم ذكـر آن مـعـلوم مى شود كه در نظر محترمشان بيشتر از ساير وصـايـا اهـميت داشته . و ما ذكر مفاسد كذب را مقدم مى داريم بر مصالح صدق . پس بدان كـه ايـن رذيـله از امـورى (اسـت ) كـه عـقل و نقل متفق بر قبح و فسادش هستند. و خود آن فى نفسه از كبائر و فواحش است ، چنانچه اخبار دلالت بر آن دارد. و علاوه ، گاه شود كه بر آن مـتـرتـب شـود مـفـاسد ديگرى كه قبح و فسادش كمتر از اين موبقه نيست . بلكه گاهى شـود كـه بـواسـطـه كـشف يك دروغ ، انسان به طورى از درجه اعتبار پيش مردم ساقط مى شود كه تا آخر عمر جبرانش را نتوان كرد. خدا نكند كسى معروف شود به دروغگويى كه هيچ چيز شايد بيشتر از اين به حيثيت انسان لطمه نمى زند. و علاوه بر اينها، مفاسد دينى و عـقـوبات اخروى آن نيز بسيار است . و ما به ذكر بعضى از احاديث شريفه در اين باب اكـتـفـا مـى نـمـايـيـم ، و چـون مـطـلب از امـور واضـحـه رايـجـه اسـت از طول كلام اجتناب مى نماييم .
    روى فـى الوسـائل عـن مـحـمـد بـن يـعـقـوب بـاسـنـاده عـن اءبـى جـعفر، عليه السلام ، قـال : ان الله عـزوجـل جـعـل للشـر اءقـفـالا، و جـعـل مـفـاتـيـح تـلك الاقفال الشراب ، و الكذب شر من الشراب .(880)
    فرمود حضرت باقر العلوم ، عليه السلام : خداى تعالى قرار داد براى شر قفلهايى ، و كليدهايى آن قفلها را شراب قرار داد، و دروغگويى از شراب بدتر است .
    اكـنـون قـدرى تـفـكـر كـن در ايـن حـديـث شـريـف كـه از عـالم آل محمد، عليهم السلام ، صادر شده است ، و در كتابى كه مرجع تمام علماى امت است مذكور گـرديـده و تـمـام عـلمـا، رضـوان الله عـليـهـم ، آنـرا قـبـول فـرمـودنـد، بـبـيـن آيـا راهـى بـراى عـذر بـاقـى مـى مـانـد؟ آيـا ايـن سـهـل انـگـارى از دروغ جـز از ضـعـف ايـمـان بـه اخـبـار اهـل بـيـت عـصـمـت (عـليـه السـلام ) از چـيـز ديـگـر مـى شـود؟ مـا صـور غـيـبـيـه اعمال را نمى دانيم و ارتباطات معنويه ملك و ملكوت را واقف نيستيم ، از اين جهت از اين نحو اخـبـار تـحـاشـى مى كنيم و امثال اينها را حمل به مبالغه مثلا مى نماييم ، و اين خود طريقه بـاطـلى است كه از جهل و ضعف ايمان مى باشد. فرضا كه اين حديث شريف را به مبالغه حـمـل كـنـيم ، آيا اين مبالغه بايد به موقع باشد؟ آيا هر چيزى را مى شود گفت از شراب بـدتـر اسـت ، يـا بـايـد طـورى شـر آن عـظـيـم باشد كه با مبالغه توان گفت از شراب بالاتر است ؟



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #282
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    و باسناده عن اءبى جعفر، عليه السلام ، قال : الكذب هو خراب الايمان .(881)
    فرمود حضرت باقر العلوم ، عليه السلام ، كه دروغگويى خرابى ايمان است .
    حـقـيـقـتا اين طور اخبار دل انسان را مى لرزاند و پشت انسان را مى شكند. گمان مى كنم كه دروغ از مـفاسد اعمالى است كه از بس شايع است قبحش بكلى از بين رفته ! ولى يك وقت تـنـبه پيدا مى كنيم كه ايمان كه سرمايه حيات عالم آخرت است به واسطه اين موبقه از دست ما رفته و خود ما نفهميديم .
    و از حـضـرت ثـامـن الائمـه ، عـليـهـم السـلام ، روايت شده كه فرمود: از حضرت ختمى مـرتـبـت سـؤ ال شـد آيـا مـؤ مـن جـبـان و تـرسـو مـى شـود. فـرمـود آرى . سـؤ ال شـد آيـا بـخـيـل مـى شـود؟ فـرمـود آرى . عـرض آيـا كـذاب مـى شـود؟ فـرمـود نـه .
    (882)

    و از حـضـرت صـدوق الطـايـفـه
    (883) مـنـقـول اسـت كـه فـرمـود از فـرمـايـشـات رسـول خـداسـت : اءربى الربا الكذب .(884)
    دروغ از ربا بالاتر است . با آنكه تشديد در امر ربا به طورى شده است كه انسان را به حيرت در مى آورد.
    و از امـورى كـه انسان بايد ملتفت آن باشد اين است كه دروغ بعنوان شوخى و مزاح هم در اخبار از آن تكذيب شده است و تشديد در امر آن گرديده ، و علما فتواى به حرمت آن نيز مى دهند. چنانچه صاحب وسائل ، رحمه الله ، در عنوان باب ، كه مطابق فتواى اوست ، فرموده : بـاب تـحـريـم الكـذب فـى الصـغـيـر و الكـبـيـر و الجـد و الهـزل عـدا مـا اسـتـثـنـى .(885) و از كـافـى شـريـف سند به حضرت باقر، عليه السـلام ، رسـانـد كه فرمود حضرت على بن الحسين ، عليهما السلام ، به فرزندان خود مى فرمود: بپرهيزيد از دروغ كوچك و بزرگ در تمام سخنهاى خود، چه جدى باشد يا شوخى ، زيرا كه انسان اگر در امر كوچك دروغ گفت ، جرئت پيدا مى كند بر امر بزرگ . آيـا نـمـى دانـيـد كـه پـيغمبر خدا، صلى الله عليه و آله ، فرمود كه "بنده خدا راستى را پـيشه خود مى كند تا آنكه خداوند او را صديق مى نويسد، و دروغسرايى را پيشه خود مى كند تا آنكه خداى تعالى او را كذاب مى نويسد."
    (886)

    و در كـافـى سـنـد بـه جـنـاب اصـبـغ بـن نـبـاتـه رسـانـد، قـال قـال اءمـيـرالمؤ منينن عليه السلام : لايجد عبد طعم الاءيمان حتى يترك الكذب هزله وجـده .(887) نـمـى چـشـد بـنـده اى مـزه ايمان را، مگر آنكه ترك كند دروغ را در شوخى و جدى .
    و در وصـايـاى رسول اكرم ، صلى الله عليه و آله ، به حضرت اباذر غفارى است : يا اءبـاذر، ويـل للذى يـحـدث فـيـكـذب ليـضـحـك بـه القـوم . ويل له ، ويل له .(888)
    واى بـر كـسى كه نقل كلام كند به دروغ تا مردم بخندند به آن . واى بر او، واى بر او.
    اكنون با اين همه اخبار و تشديدات رسول خدا و ائمه هدى ، عليهم السلام ، خيلى جرائت و شـقـاوت مـى خـواهـد كـه انـسـان اقـدام بـه ايـن امـر بزرگ و خطيئه مهمه نمايد. و چنانچه دروغـگـويـى از مـفـاسـد بـسـيـار مهمه شمرده شده ، صدق لهجه و راستى گفتار از محاسن بـسـيـار مهم است . و در اخبار اهل بيت از آن مدح بليغ شده است ، و ما به ذكر بعض آن اكتفا مى نماييم .
    مـحـمـد بـن يـعـقـوب بـاسـنـاده عـن اءبـى عـبـدالله ، عـليـه السـلام ، قـال : كـونـوا دعاة للناس بالخير بغير اءلسنتكم ليروا منكم الاجتهاد و الصدق و الورع .(889) فـرمـود: بـاشـيـد دعـوت كـنـنـدگان مردم به نيكويى به غير زبانهاى خويش ، تا ببينند از شما جديت در امر خير و عبادت و راست گفتارى و پرهيزگارى را.
    و جناب صدوق سند به رسول خـدا، صـلى الله عـليـه و آله ، رسـانـد كه فرمود: نزديكترين شما به من روز قيامت و لازمـترين اشخاص بر من شفاعت او، راستگويان شماست در حديث ، و ادا كننده ترين شماست امانت را، و نيكوترين شماست در خلق ، و نزديكترين شماست به مردم .
    (890)



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #283
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در حقيقت ورع و مراتب آن
    در بـيـان ورع اسـت . و آن را يـكـى از مـنـازل سـالكـيـن و مـنـازل سـايـريـن شـمـرده انـد و آنـرا بـه طـورى كـه جناب عارف معروف ، خواجه عبدالله انـصـارى تـعـريـف فـرمـوده اسـت : هـو تـوق مـسـتقضى على حذر، اءو تحرج على تعظيم .(891) يـعـنـى ، ورع عـبـارت اسـت از نـگـاهـدارى كـامـل و آخـر مـرتـبه حفظ نفس ، و در عين حال ترسناك بودن از لغزش ، يا سختگيرى بر نـفـس اسـت بـراى تـعـظـيـم حق . و اين شامل شود تمام مراتب آن را، زيرا كه از براى ورع مـراتـب بـسـيـار اسـت ، چـنـانـچـه ورع عـامه اجتناب از كبائر است ، و ورع خاصه اجتناب از مـشـتـبـهـات اسـت بـراى خـوف از وقـوع در مـحـرمـات ، چـنـانـچـه در حـديث شريف تثليث (892) اشـاره بـه آن شـده اسـت ، و ورع اهـل زهـد اجـتـنـاب از مـبـاهـات اسـت بـراى احـتـراز از وزر آن ، و ورع اهـل سـلوك تـرك نـظـر به دنياست براى وصول به مقامات ، و ورع مجذوبين ترك مقامات اسـت بـراى وصـول بـه باب الله و شهود جمال الله ، و ورع اوليا اجتناب از توجه به غـايـات اسـت . و از بـراى هـر يـك شـرحـى اسـت كـه اشتغال به آن به حال ما مفيد نيست . و آنچه در اين مقام بايد دانست آن است كه ورع از محارم الله پـايـه كـمـالات مـعـنـويـه و مـقـامـات اخـرويـه اسـت ، و از بـراى هـيـچ كـس مـقـامـى حاصل نشود، مگر به ورع از محارم الله . و قلبى كه داراى ورع نباشد، بطورى زنگار و كدورت او را فرو مى گيرد كه اميد نجات بسا باشد كه از آن منقطع گردد. صفاى نفوس و صـقـالت آنـهـا بـه ورع اسـت . و ايـن مـنـزل بـراى عـامـه مـهـمـتـريـن مـنـازل اسـت ، و تـحـصيل آن از مهمات مسافر طريق آخرت است . و فضيلت آن به حسب اخبار اهـل بيت عصمت ، عليهم السلام ، بيش از آن است كه در اين اوراق مذكور گردد. و ما به ذكر بعض احاديث در اين باب اكتفا مى كنيم و طالب بيشتر به كتب اخبار رجوع نمايد.
    كـافـى بـاسـنـاده عـن اءبـى عـبـدالله ، عـليـه السـلام ، قـال : اءوصـيـك بـتـوى الله ، والورع ، و الاجـتـهـاد. و اعـلم انـه لايـنفع اجتهاد لا ورع فيه .(893)
    فرمود حضرت صادق ، عليه السلام به راوى : وصيت مى كنم تو را به پرهيزگارى ، و ورع ، و جـديت در عبادت . و بدان كه جديت در عبادت فايده ندارد در صورتى كه ورع در آن نباشد.
    و بـه ايـن مـضـمـون بـاز روايـت اسـت .
    (894) و ايـن دليـل بـر آن اسـت كـه عـبـادات بـدون ورع از درجـه اعـتـبار ساقط است . و معلوم است نكته بزرگ عبادات ، كه انقياد نفس و ارتياض آن است و قهر ملكوت است بر ملك و طبيعت ، بدون ورع شـديـد و پـرهـيـزگـارى كـامل حاصل نشود. نفوسى كه مبتلاى به معاصى خدا هستند، نـقـشـى در آنها صورت نگيرد و نقاشى بيفايده است . تا صفحه را از كدورات و كثافات پـاك و صـاف نـكـنـى ، نـقاشى نتوان كرد. پس ، عبادات ، كه صورت كماليه نفس است ، بـدون صـفـاى نـفس از كدورت معاصى فايده اى نكند، و صورتى است بيمعنى و قالبى است بيروح .
    و بـاسـناده عن يزيد بن خليفة ، قال وعظنا اءبوعبدالله ، عليه السلام ، فاءمر و زهد، ثم قال : عليكم بالورع ، فانه لاينال ما عندالله الا بالورع .(895)
    راوى گويد: موعظه فرمود ما را جناب صادق ، عليه السلام ، و فرمايشاتى فرمود و دعـوت بـه زهـد دنـيـا كـرد، و پـس ‍ از آن فـرمـود: "بـر شـمـا بـاد بـه ورع ، زيـرا كـه نـيـل نـشـود آنـچـه نـزد خـداونـد اسـت مـگـر به ورع ." پس به حسب اين حديث شريف ، انسانى كه ورع ندارد از كراماتى كه حق تعالى وعده به بندگان فرموده محروم است . و اين بزرگترين خذلانها و شقاوتهاست .



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #284
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    و در وسـائل سـنـد بـه حـضـرت بـاقـر، عـليـه السـلام ، رسـانـد اءنـه قـال : لاتـنـال و لايـتـنـا الا بـالعمل و الورع .(896) فرمود: ولايت ما نرسد مگر با عمل و ورع .
    و در روايـت ديـگـر اسـت كه حضرت صادق ، عليه السلام ، فرمايد: نيست از شيعيان ما كسى (كه ) در شهرى كه داراى صد هزار جمعيت است از او با ورعتر باشد.
    (897) و در كافى شريف نيز بدين مضمون روايت شده است .(898)
    و بـايـد دانـسـت كـه بـه حـسـب روايـات شـريـفـه ، مـيـزان در كمال ورع اجتناب از محارم الله است ، و هر كس اجتناب از محرمات الهيه كند از ورع دارترين مـردم بشمار آيد. پس ، اين امر را شيطان در نظرت بزرگ نكند و تو را ماءيوس ‍ ننمايد، زيرا كه از عادت آن ملعون است كه انسان را از راه ياءس به شقاوت ابدى مى اندازد. مثلا در ايـن بـاب مـى گـويـد: چه طور ممكن است در شهرى كه داراى صد هزار جمعيت يا بيشتر است انسان از تمام آنها بيشتر ورع داشته باشد! اين از مكايد آن لعين و وساوس نفس اماره اسـت . جـواب آن ايـن اسـت كـه بـه حـسـب روايـات هـر كـس از مـحـرمـات الهـيـه اجـتـنـاب كند مـشـمـول اين روايات است و از زمره ورعناكترين مردم بشمار مى آيد. و اجتناب محرمات الهيه كار بسيار مشكلى نيست ، بلكه انسان با جزئى رياضت نفس و اقدام مى تواند ترك جميع مـحـرمـات كـنـد. البـتـه انـسـان بـخـواهـد اهـل سـعـادت و نـجـات بـاشـد و در تـحـت ولايـت اهل بيت و مشمول كرامت حق تعالى باشد، و تا اين اندازه هم صبر در معصيت نداشته باشد، نمى شود، لابد قدرى پافشارى و تحمل و ارتياض لازم است .
    تتميم : در بيان مفاسد خيانت و حقيقت امانت
    در ايـن مـقـام نـكـتـه اى اسـت كـه اشـاره بـه آن لازم اسـت . و آن ايـن اسـت كـه جـنـاب رسول اكرم ، صلى الله عليه و آله ، بعد از وصيت به ورع ، تفريع فرموده است به آن عـدم جـرئت بـر خـيـانـت را، با آنكه ورع راجع به مطلق محرمات است ، يا اعم از آن چنانچه شـنـيـدى . پـس يا بايد خيانت را به يك معنى اعمى از متفاهم عرفى آن معنى كرد تا مطابق بـا ورع گـردد، و آن آن اسـت كـه بـايد مطلق معاصى را يا مطلق ارتكاب موانع سير الى الله را خـيـانـت شـمـرد، زيـرا كـه تكاليف الهيه امانات حق هستند، چنانچه در آيه شريفه : انـا عـرضـنـا الاءمـانة على السموات و الاءرض ...آلايه (899) الايه بعض مفسرين تـكـاليـف الهـيـه دانسته اند،(900) بلكه تمام اعضا و جوارح و قوا امانات حق هستند، و صـرف آنها را برخلاف رضاى حق خيانت است ، و متوجه نمودند قلب را به غير حق از جمله خيانتهاست :

    ايـن جـان عـاريـت كه به حافظ سپرده دوست روزى رخش ببينم و تسليم وى كنم




    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #285
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    يـا آنـكـه مـراد از خـيانت همان معناى متعارف آن باشد، و از شدت اهميت آن آنرا تخصيص به ذكـر داده انـد. گـويـى تـمـام حـقـيـقت ورع اجتناب از خيانت در امانت است . و اگر كسى اخبار معصومين ، عليهم السلام ، (را) در موضوع رد امانت و اجتناب از خيانت ملاحظه كند، مى فهمد كـه ايـن مـعـنى چه قدر در نظر شارع مقدس اهميت داشته ، علاوه بر آنكه قبح ذاتى آن بر هـيـچ عـقـلى مـخـفـى نـيـسـت ، و خـائن را از زمـره جـنـس انـسانى بايد خارج شمرد و ملحق به ارذل شياطين نمود. و معلوم است كسى كه به خيانت و نادرستى در بين مردم معرفى شد، در اين عالم نيز زندگانى بر او سخت و ناگوار خواهد شد.
    نـوع انـسـان در دنـيـا بـا معاونت و معاضدت بعضى با بعضى زندگانى راحت مى تواند بكند، زندگانى انفرادى براى هيچ كس ميسور نيست ، مگر آنكه از جامعه بشريت خارج شده بـه حـيـوانـات وحـشى ملحق گردد، و زندگانى اجتماعى چرخ بزرگش بر اعتماد مردم به يـكـديـگـر مـى چـرخد، كه اگر خداى نخواسته اعتماد از بنى الانسان برداشته شود، ممكن نـيـسـت بـتـوانـنـد بـا راحتى زندگانى كنند، و پايه بزرگ اعتماد بر امانت و ترك خيانت گـذاشـتـه شـده اسـت . پـس ، شـخـص خـائن مـورد اطـمينان نيست و از مدنيت و همعضوى جامعه انـسـانيه خارج است ، و او را در محفل مدينه فاضله به عضويت نمى پذيرند. و معلوم است چـنين شخصى با چه حالت سخت و زندگى تنگى زيست مى نمايد. و ما در اين باب براى تـتـمـيـم فايده چند حديثى از اهل بيت عصمت در اين موضوع ذكر مى نماييم ، و براى دلهاى بيدار و چشمهاى باز همين اندازه كفايت مى كند.
    مـحـمـد بـن يـعـقـوب بـاسـنـاده عـن اءبـى عـبـدالله ، عـليـه السـلام ، قـال : لا تـنـظـروا الى طـول ركـوع الرجـل و سـجوده ، فان ذلك شى ء اعتاده ، فلوتركه استوحش لذلك ، و لكن انظروا الى صدق حديثه و اءداء اءمانته .(901)
    فـرمـود حـضـرت صـادق ، عـليـه السـلام : نـظـر نـكـنـيـد بـه طول ركوع و سجود مرد، زيرا كه اين چيزى است كه عادت نموده است به آن ، اگر تركش كند به وحشت مى افتد براى آن ، وليكن نظر كنيد به راست گفتارى و اداء امانت او.
    و باسناده عن اءبى كهمس ، قال قلت لاءبى عبدالله ، عليه السلام : عبدالله بن اءبى يـعـفـور يـقـرئك السـلام . قال : عليك و عليه عليه السلام . اءذا اءتيت عبدالله فاءقرئه السـلام و قـل له ان جـعـفـر بـن مـحـمـد يـقـول لك اءنـظـر مـا بـلغ بـه عـلى عـنـد رسـول الله ، صـلى الله عـليـه و آله ، فـالزمه . فان عليا، عليه السلام ، اءنما بلغ ما بلغ به عنده رسول الله بصدق الحديث و اءداء الامانه (902)
    راوى گـويـد: گـفـتـم بـه حضرت صادق ، عليه السلام ، "ابن ابى يعفور سلام خدمت شـمـا عـرض كـرد." (فـرمـود) "بـر تو و بر او سلام . وقتى رفتى پيش او، سلام به او بـرسـان و بـگـو بـه او جـعـفـر بن محمد مى گفت نظر كن به آن چيزى كه به واسطه آن حـضـرت امـيـرالمـؤ مـنـيـن ، عـليـه السـلام ، بـه آن مـقـام رسـيـد خـدمـت رسـول خـدا، صـلى الله عـليـه و آله ، پـس مـلازم شـو بـا آن . همانا على ، عليه السلام ، نرسد بدان پايه كه رسيد رسول خدا، صلى الله عليه و آله ، مگر به راستى گفتار و دادن امانت ."
    هان اى عزيز، تفكر كن در اين حديث شريف ، ببين مقام صدق لهجه و رد امانت تا كجاست كه على بن اءبى طالب ، عليه السلام ، را بدان مقام بلند رسانيد. و از اين حديث معلوم شود كـه رسـول خـدا ايـن دو صـفـت را از هر چيز بيشتر دوست مى داشتند كه در بين تمام صفات كماليه مولى ، عليه السلام ، اين دو او را مقرب كرده است و بدان مقام ارجمند رسانده است . و جـنـاب صـادق ، عـليـه السـلام ، نـيـز در بـيـن تـمـام افعال و اوصاف اين دو امر را كه در نظر مباركشان خيلى اهميت داشته به ابن ابى يعفور، كه مخلص و جاننثار آن بزرگوار بوده ، پيغام داده و سفارش فرموده به ملازمت آنها.
    و بـاسـنـاده عـن اءبـى جـعـفـر، عـليـه السـلام ، قـال قـال اءبـوذر (رضـى الله عـنـه ) سـمـعـت رسـول الله ، صـلى الله عـليـه و آله ، يـقـول : حـافـتـا الصـراط يـوم القـيـامـة الرحـم و الاءمـانـة ، فـاءذا مـرالوصـول للرجـم المـؤ دى للاءمـانة ، نفذ الى الجنة ، و اءذا مر الخائن الاءمانة القطوع للرحم ، لم ينفعه معهما عمل و تكفاء به الصراط فى النار.(903)



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #286
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    ابـوذر، عـليـه الرحـمـة ، گويد شنيدم رسول خدا، صلى الله عليه و آله ، مى فرمود: "رحـم و امـانـت در روز قـيـامـت در دو جـانـب صـراط هـسـتـنـد، پـس وقـتـى بـگـذرد وصـل كننده رحم و ادا كننده امانت ، عبور نمايد به سوى بهشت . و وقتى بگذرد خيانت كننده امـانـت و قـطـع كنند رحم ، نفع نرساند به او با اينها عملى و او را صراط برگرداند در آتـش . پـس مـعـلوم شـد صـورت رحـم در آن عالم در دو جانب صراط ايستاده اند و اعانت كـنـند كسانى را كه صله رحم و اداى امانت كردند، و با ترك آنها هيچ عملى فايدت نكند و او را به جهنم افكند.
    بـاسـنـاده عـن اءبـى عـبـدالله ، عـليـه السـلام ، قـال قـال اءمـيـرالمـؤ مـنـيـن ، عـليـه السـلام : اءدوا الاءمـانـة و لو الى قـاتـل ولد الاءنـبـيـاء.(904) فرمود حضرت اميرالمؤ منين ، عليه السلام : بدهيد امانت را اگر چه به كشنده پسرهاى پيغمبران . و باسناده عن اءبى عبدالله ، عليه السـلام ، فـى وصـيـتـه له : اعـلم ، اءن ضـارب عـلى ، عـليـه السـلام ، بـالسيف و قاتله لوائتـمـنـنـى واسـتـنـصـحـنـى واسـتـشـارنـى ، ثـم قـبـلت ذلك مـنـه ، لاءديت اءليه الاءمانة .(905)
    فـرمـود حـضـرت صـادق ، عليه السلام ، در يكى از وصيتهايش : بدان كه اگر زننده عـلى ، عـليـه السـلام ، بـه شمشير و كشنده آن حضرت مرا امين بخواهد و طلب نصيحت از من كند و استشاره از من نمايد و من از او قبول كنم ، ادا نمايم به او امانت او را.
    مـحـمـد بـن عـلى بـن الحـسـيـن بـاسـنـاده عـن اءبـى حـمـزة الثـمـالى ، قـال سـمـعـت سـيـد العـابـديـن ، عـلى بـن الحـسـين بن على بن اءبيطالب ، عليه السلام ، يـقـول لشـيـعـتـه : عـليـكـم بـاءداء الاءمانة ، فو الذى بعث محمدا، صلى الله عليه و آله ، بـالحـق نـبـيـا، لو اءن قاتل اءبى الحسين بن على ، عليهما السلام ، اءئمتمننى على السيف الذى قتله به ، لاءديته اءليه .(906)
    ثمالى گويد از حضرت سجاد شنيدم كه مى فرمود به شيعيانش : بر شما باد به اداى امـانـت . قـسـم بـه آن كـس كـه مـبعوث نمود محمد، صلى الله عليه و آله ، را براستى به پـيـغـمبرى ، اگر كشنده پدرم حسين بن على مرا امين قرار دهد بر آن شمشيرى كه با آن آن حضرت را كشت ، ادا نمايم به سوى او.
    و بـاسـنـاده عـن الصادق ، عليه السلام ، عن آبائه ، عليهم السلام ، عن النبى ، صلى الله عـليـه و آله ، فـى حـديـث المـنـاهـى اءنـه نـهـى عـن الخـيـانـه ، و قـال : مـن خـان اءمـانـة فـى الدنـيـا و لم يـردهـا اءلى اءهـلهـا، ثـم اءدركـه المـوت ، مـال عـلى غـير ملتى ، و يلقى الله و هو عليه غضبان . و من اشترى خيانة و هو يعلم ، فهو كالذى خانها.(907)
    از حـضـرت رسـول اكـرم ، صـلى الله عـليـه و آله ، نقل فرمودند كه آن حضرت نهى فرمود از خيانت و فرمود: كسى كه خيانت كند در دنيا به امانتى و به صاحبش رد نكند آن را و بميرد، مرده است به غير ملت من ، و ملاقات كند خداوند را در حـالى كـه آن ذات مـقـدس بـر او غضبناك است . و كسى كه خريدارى كند آن را با علم به خيانت ، او نيز مثل آن خائن است .
    و از اين قبيل احاديث ديگر نيز هست . و معلوم است كه نتيجه غضبناكى ذات مقدس حق بر بنده چـه خـواهـد بـود. البـتـه حضرات شافعين نيز كسى را كه مورد غضب حق است شفاعت نكنند، خصوصا كه شخص خائن از ملت رسول الله صلى الله عليه و آله ، نيز خارج است . و در حـديـث ديـگـر اسـت كه كسى كه خيانت كند به مؤ منى ، از من نيست .
    (908) و در حـديـث ديـگر است كه از دين اسلام خارج است و او را در شفير جهنم اندازند ابد الابدين .(909) پناه مى برم به خدا از اين خطيئه .
    و مـعـلوم اسـت خـيـانت به مؤ منين اعم است از خيانت مالى ، و خيانتهاى ديگر كه از آن بالاتر است . پس انسان بايد در اين عالم نيز خيلى از نفس اماره مواظبت كند. چه بسا باشد كه به انـسان امورى را تعميه كند و سهل و آسان نمايش ‍ دهد، با آنكه موجب شقاوت ابدى و خذلان دايـمـى اسـت . ايـن حـال خـيـانـت بـه بـنـدگـان خـدا. و از ايـنـجـا حال خيانت به امانت حق تعالى نيز معلوم شود.



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #287
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    در اشاره به بعضى امانات حق است
    و بايد دانست كه حق تبارك و تعالى تمام قوا و اعضاى ظاهريه و باطنيه را به ما مرحمت فـرموده و بسط نعمت و رحمت در مملكت ظاهر و باطن ما فرموده و در تحت قدرت ما تمام آنها را مـسـخـر فـرموده ، و اينها را به ما به رسم امانت مرحمت فرموده ، در صورتى كه تمام آنها پاك و پاكيزه و طاهر از قذارات صوريه و معنويه بودند، و آنچه از عالم غيب براى ما نازل فرموده تمام آنها مطهر از آلايش بوده اند، پس اگر ما در وقت ملاقات آن ذات مقدس آن امانات را بدون آلايش به عالم طبيعت و قذارات ملك و دنيا به او رد كرديم ، امين در امانت بـوديـم ، و الا جـنـايـتـكـار بـوديـم ، از اسـلام حـقـيـقـى خـارج و از مـلت رسول اكرم ، صلى الله عليه و آله ، بيرون هستيم . و در حديث مشهور است كه : قلب المؤ من عرش الرحمن .(910) و در حديث قدسى معروف است : لايسعنى اءرضى و لاسمائى ، و لكـن يـسـعـنـى قـلب عـبـدى المـؤ مـن .(911) دل مـؤ مـن عـرش و سـريـر سـلطـنـت حـق و مـنـزلگـاه آن ذات مـقـدس ، و صـاحـب دل ذات مـقدس است . توجه به غير حق تعالى خيانت به حق است ، و حب به غير ذات مقدس و خـاصـان او، كـه حـب اوسـت ، خـيـانـت اسـت در مـشـرب عـرفـان . و ولايـت اهـل بـيـت عـصـمت ، و طهارت و دوستى خاندان رسالت ، عليهم السلام ، و عرفان مقام مقدس آنـهـا، امـانـت حـق اسـت ، چـنانچه در احاديث شريفه كثيره امانت را در آيه اى تفسير فرموده اند به ولايت اميرالمؤ منين ،(912) عليه السلام . و چنانچه غصب ولايت و سلطنت آن حضرت خيانت به امانت است ، ترك تبعيت آن بزرگوار از مراتب خيانت است . و در احاديث شـريـفـه وارد اسـت كـه شـيـعـه كـسـى اسـت كـه تـبـعـيـت كامل كند، و الا مجرد دعوى تشيع بدون تبعيت تشيع نخواهد بود.(913)
    بـسـيـارى از خـيـالات از قـبـيـل اشـتـهـاى كاذب است ! به مجرد آنكه در قلب خود دوستى از حـضـرت امـيـر، عليه السلام ، و اولاد طاهرينش ديديم ، مغرور به اين دوستى مى شويم و گـمـان مـى كنيم با ترك تبعيت اين دوستى محفوظ مى ماند. چه اطمينان است كه اگر انسان مـراقـبـت نـكـرد و آثـار دوسـتـى را تـرك كـرد، ايـن دوسـتـى باقى بماند؟ ممكن است در آن فشارهاى سكرات كه از براى غير مؤ منين و مخلصين مى باشد انسان از دهشت و وحشت ، على بـن ابـيـطـالب ، عـليـه السـلام ، را فـرامـوش كـنـد. در حـديـث اسـت كـه يـك طـايـفـه از اهل معصيت در جهنم معذب اند، و اسم رسول اكرم ، صلى الله عليه و آله ، را فراموش كنند، تـا بـعد از آنكه مدت عذاب سرآيد و از قذارات گناه تطهير و تخليص شوند، اسم مبارك آن حـضـرت بـه يـادشـان آيد به آنها القا شود، پس فرياد آنها به وامحمدا! صلى الله عليه و آله ، بلند شود و مورد رحمت شوند.
    (914)
    ما گمان مى كنيم واقعه موت و سكرات آن شبيه به اوضاع اين عالم است . عزيزم ، تو با يـك مـرض جـرئى تـمام معلوماتت را فراموش مى كنى ، پس چه مى شود با آن سختى ها و فـشـارهـا و مـصـيـبـتها و وحشتها؟ اگر انسان دوستى كرد و به لوازم دوستى رفتار كرد و مـتـذكـر مـحـبـوب بود و از او تبعيت كرد، البته آن دوستى با ولى مطلق و محبوب مطلق حق مـورد نـظـر حـق و مـحـبـوب حـق اسـت ، ولى اگـر ادعـا كـرد و عـمـل نـكرد، مخالفت كرد، ممكن است قبل از رفتن از اين عالم و در اين تغييرات و تبديلات و جـلوه هـاى گوناگون اين دنيا انسان از دوستى آن سرور منصرف شود، بلكه نعوذبالله دشـمـن شـود بـا آن حـضـرت . چـنـانـچه ديديم اشخاصى را كه مدعى دوستى بودند، پس مـعـاشـرات بـيـجـا و اعـمـال نـاهـنـجـار دشـمـن شـدنـد و عـداوت ورزيـدنـد بـا خـدا و رسول ، صلى الله عليه و آله ، و اهل بيتش ، عليهم السلام . و اگر فرضا از اين عالم هم بـا مـحـبـت مـنـتـقـل شـد، گـرچـه بـه حـسـب روايـات شـريـفـه و آيـات مـبـاركـه در قـيامت از اهـل نـجـات اسـت و مـنـتـهـى بـه سـعـادت شـود، ولى در بـرزخ و اهـوال مـوت و قـيـامـت انـسـان بـاز مـبتلاست ، چنانچه در حديث است كه ما در قيامت از شما شفاعت مى كنيم ، ولى براى برزخ خود فكرى كنيد.
    (915)
    پـنـاه مـى برم به خدا از عذاب و فشار قبر و زحمت و عذاب برزخ كه در اين عالم هيچ چيز بـه آن شـبـاهـت نـدارد. آن درى را كه از جهنم به قبر باز مى شود اگر به اين عالم باز شود، تمام موجودات آن هلاك مى شود. نعوذ بالله منه .



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #288
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در بيان خوف از حق تعالى
    بـدان كه خوف از حق تعالى يكى از منازلى است كه كمتر منزلى را براى عامه توان به پـايـه آن دانـسـت . و ايـن خـوف عـلاوه بـر آنـكـه خـود يـكـى از كمالات معنويه است ، منشاء بـسـيـارى از فـضـايـل نـفـسـانـيه و يكى از مسلحات مهمه نفس ‍ است ، بلكه سرچشمه تمام اصـلاحـات و مـبـداء عـلاج جـميع امراض روحانى توان آن را شمرد. و انسان مؤ من به خدا و سـالك و مـهـاجـر الى الله بـايـد بـه ايـن مـنـزل خـيـلى اهميت دهد، و به چيزى كه آن را در دل زيـاد كـنـد و ريـشـه عـقـبـات آن را در قـلب مـحـكـم كـنـد خـيـلى تـوجـه نـمـايـد، مـثـل تـذكـر عـذاب و عـقـاب و شـدت عـقـاب مـوت و بـعـد از مـوت در بـرزخ و قـيـامـت و اهـوال صـراط و مـيـزان و مـنـاقـشه در حساب و عذابهاى گوناگون جهنم ، و تذكر عظمت و جـلال و قـهـر و سـلطـنـت حـق ، و تـذكـر اسـتـدراج و مـكـر الله و سـوء عـاقـبـت ، و امثال آن . و چون ما در اين اوراق تمام اين مراحل را تا اندازه اى شرح داديم ، در اين مقام به ذكر بعضى از اخبار در فضيلت خوف از خدا اكتفا مى كنيم :
    مـحـمـد بـن يـعـقـوب بـاسـنـاده عـن اسـحـاق بـن عـمـار، قـال قـال اءبوعبد الله ، عليه السلام : يا اسحاق ، خف الله كانك تراه ، و ان كنت لا تراه فانه يراك . و ان كنت ترى انه لا يراك فقد كفرت ، و ان كنت تعلم انه يراك ثم برزت له بالمعصية ، فقد جعلته من اءهون الناظرين عليك (ن خ : اليك )
    (916)

    اسـحـاق گـويـد فـرمـود حضرت صادق ، عليه السلام : اى اسحاق ، بترس از خداوند مثل آنكه او را مى بينى ، و اگر تو او را نمى بينى ، او تو را مى بيند. و گمان كنى كه او تو را نمى بيند، كافر شوى . و اگر بدانى كه او ترا مى بيند و باز معصيت او كنى ، او را قرار دادى از پست ترين نظر كنندگان به خودت .
    بـدان كـه اگـر كسى كيفيت تجلى حق را در ملك و ملكوت و ظهور ذات مقدس را در سماوات و ارضـيـن بـه مشاهده حضوريه ، يا مكاشفه قلبيه ، يا به ايمان حقيقى ، بفهمد، و نسبت حق بـه خـلق و خـلق بـه حـق را آنچنان كه هست بداند، و كيفيت ظهور مشيت الهيه را در تعينات و فناى آنها را در آن ، على ما هو عليه ، ادراك كند، خواهد دانست كه حق تعالى حضور در تمام امـكـنـه و احـيـاز دارد و او را مشاهده كند به علم حضورى در جميع موجودات . چنانچه حضرت صـادق مـصـدق ، عـليـه السـلام ، فـرمـايـد: مـا راءيت شيئا الا و راءيت الله معه اءو فيه .(917) و در قـرب نـوافل حقيقت كنت سمعه و بصره و يده
    (918)
    و غير ذلك بر او مـكـشـوف گـردد. پـس ، حق را حاضر در تمام مراتب وجود بيند به حسب مقام خود، علما يا ايمانا يا عينا و شهودا. و البته در اين رتبه ، سالك به هر مرتبه كه هست حفظ حضور حق كـنـد و از مـخـالفـت آن ذات مـقـدس خـوددارى نـمـايـد، زيـرا كـه حـفـظ حـضـور و مـحـضر از فـطـرتهايى است كه خلق بر آن مفطورند، و هر چه انسانى بيحيا باشد غيبت و حضورش بـاهـم فـرق دارد، خـصـوصـا كـه حـضـور مـنـعـم عـظـيـم كامل باشد كه در فطرت حفظ حضور هر يك مستقلا ثبت است .



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #289
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    در بيان اختلاف مردم در حفظ حضور حق
    و بـايـد دانـسـت كـه هـر يـك از اهـل ايـمان و سلوك و عرفان و ولايت به طورى حفظ حضور حـضـرت كـنـنـد كـه خـاص به خود آنهاست . چنانچه مؤ منين و متقين حفظ حضور را به ترك نـواهـى و اتـيـان او امـر دانـنـد، و مـجـذوبـيـن بـه تـرك تـوجـه بـه غـيـر و انـقـطـاع تـام كـامـل دانـنـد، و اوليا و كمل به سلب غيريت و نفى انانيت دانند. و بالجمله ، يكى از مقامات شامخه اهل معرفت و اصحاب قلوب ، مشاهده حضور حق و حفظ حضرت است ، چنانچه با مشاهده كيفيت علم فعلى حق و فناى اشيا در ذات حق و حضور موجودات در پيشگاه مقدس و فهم اينكه دار تـحـقـق مـحـضـر ربـوبـيـت اسـت ، حـفـظ محضر نمايند به هر مقام كه هست . و اين نيز از فطريات است .
    و به مقام اول اشاره فرموده است رسول اكرم ، صلى الله عليه و آله ، در وصيتى كه به حضرت امير، عليه السلام ، فرموده كه ما اكنون به شرح آن مشغوليم . و در حديث شريف اسـحـاق بـن عـمـار بقوله ، صلى الله عليه و آله : و الثالثة الخوف من الله عز ذكره كاءنك تراه . وبقوله ، عليه السلام : خف الله كاءنك تراه .(919)
    و به مقام دوم اشاره فرموده است جناب صادق ، عليه السلام ، بقوله : و ان كنت لا تراه فانه يراك .
    و بـه فـطـرت حـفظ محضر اشاره فرموده است جناب صادق ، عليه السلام ، بقوله : و ان كنت تعلم اءنه يراك ...

    و از بـراى خـوف ، بـه حسب اختلاف مراتب اهل ايمان و سلوك و رياضت و عرفان ، مراتبى اسـت كـه از مـراتب بزرگ آن خوف از عظمت و تجليات قهريه و جلاليه حق است . و توان ايـن مـقـام را از مـراتـب خـوف نـشـمـرد، چـنـانـچـه عـارف مـعـروف در مـنـازل السـائريـن فـرمـايـد: و ليـس فـى مـقـام اءهـل الخـصـوص وحـشة الخوف ، الا هيبة الاجـلال .(920) يـعـنـى اهـل قـلوب و اسـرار ولايـت را خـوفـى نـيـسـت ، مـگـر هـيـبـت اجلال و حشمت عظمت و جلال .



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #290
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    در فضيلت گريه است
    و از بـراى گـريـه از خـوف خـدا نـيـز فـضـيـلت بسيار است . چنانچه در اين حديث شريف فـرموده : به هر قطره اش ‍ خداوند هزار خانه در بهشت بنا فرمايد. و جناب شيخ صـدوق ، رضوان الله عليه ، بسند متصل از حضرت صادق ، عليه السلام ، از پدرانش ، از رسـول اكـرم ، صـلى الله عـليـه و آله ، حـديـث كـنـد كـه در حـديـث مـناهى فرموده است : كسى كه چشمهايش گريان شود از ترس خدا، به هر قطره از اشك او در بهشت قصرى مـزيـن بـه در و گوهر به او عنايت شود كه هيچ چشمى نديده باشد و هيچ گوشى نشنيده باشد و به قلب كسى خطور نكرده باشد.(921)
    و عـن ثـواب الاعـمـال بـاسـنـاده عـن اءبـى جـعـفـر، عـليـه السـلام ، قـال قـال رسـول الله صلى الله عليه و آله : ليس شى ء الا و له شى ء يعدله الا الله . فانه لا يعد له شى ء و لا اله الا الله لا يعدله شى ء. و دمعة من خوف الله فانه ليس لها مثقال ، فان سالت على وجهه ، لم يرهقه قتر و لا ذلة بعدها اءبدا.(922)
    فـرمـود حـضـرت بـاقـر، عـليـه السـلام ، بـه حـضـرت رسول خدا، صلى الله عليه و آله ، فرمود: هيج چيز نيست مگر آنكه براى آن معادلى است ، مگر خداوند كه هيچ چيز معادل او نيست ، لا اله الا الله كه معادله نكند با آن چيزى . و قطره اشك از ترس خدا كه هم ميزان آن چيزى نيست ، و اگر جريان پيدا كند به رويش ، فرو نگيرد آن را غبار و ذلتى هيچگاه .
    و در حـديـث است كه انسان (كه ) از كثرت گناه مابين او و بين بهشت بيشتر است از بين زمين تا عرش ، پس هرگاه گريه كند از خوف خدا در صورتيكه پشيمان شده است از آنها، ما بين او و بين بهشت نزديك شود مثل مژگان چشم به چشم .
    (923)

    و در كـافـى از حـضـرت صـادق ، عـليـه السـلام ، منقول است كه هر چيزى را كيل و وزنى است ، مگر گريه را كه قطره اى از آن درياهاى آتـش را خـامـوش مى كند. و فرمود: اگر يكنفر گرينده در يك امت باشد، همه مورد رحمت شوند.
    (924) و احاديث از اين قبيل بسيار است .(925)

    در بيان رفع استعباد از آن است كه به عمل حقير ثواب بزرگ دهند
    و آنـچـه لازم اسـت اشـاره بـه آن ، آن اسـت كـه بـعـضـى از نـفوس ضعيفه غير مطمئنه به امـثـال ايـن ثـوابـهـاى بـسـيـار بـراى امـور جـزئيـه خـدشـه مـى كـنـنـد، غـافـل از آنـكـه اگـر چـيـزى در نـظـر مـا در ايـن عـالم كـوچـك آمـد، دليـل نـمـى شود كه صورت غيبيه ملكوتيه آن نيز حقير و ناچيز است . چه بسا باشد كه مـوجـود كـوچـكـى مـلكـوت و بـاطـن آن در كـمـال عـظـمـت و بـزرگـى بـاشـد، چـنـانـچـه هيكل مقدس و صورت جسمانى رسول اكرم خاتم و نبى مكرم معظم ، صلى الله عليه و آله ، يكى از موجودات كوچك اين عالم بود، و روح مقدسش محيط به ملك و ملكوت و واسطه ايجاد سـمـاوات و ارضـيـن بـود. پـس ، حـكـم كـردن بـه حقارت و كوچكى چيزى به حسب صورت بـاطـنـى مـلكـوتـى ، فـرع عـلم بـه عـالم مـلكـوت و بـواطـن اشـيـاسـت . و از بـراى امـثـال مـاهـا حـق ايـن حـكم نيست ، و ما بايد چشم و گوشمان باز به فرمايشات علماى عالم آخرت ، يعنى انبيا و اوليا، عليهم السلام باشد.



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 29 از 40 نخستنخست ... 1925262728293031323339 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

فـــطـــرت كـــمـــال طـــلبـــى, فـقـر و غـنـا و اصـلاح حال مؤ منين, فـرشتگان بالهاى خويش را براى طالب علم فرش كنند, فـضـل عـالم بـر عـابـد, فوايد قوه غضبيه, فرق بين منزل تفكر و تذكر, فرق بين تفويض و توكل و ثقه, فرق بين توكل و رضاست, فرق بين رجا و غرور, فراغت وقت و قلب در عبادت, فضيلت مسواك, فضيلت نماز شب, فضيلت گريه, فضيلت بيدارى شب, فضيلت تفكر, فضيلت شكر از طريق نقل, فضيلت صدقه, قـــرب فـــرايـــض, قلب منافق و فرق آن با قلب مؤ من, قلب مؤ من ازهر است, قرب نـوافـل و نـتـيـجـه آن, قصور ممكن از قيام به عبادت حق, كلام معتزله و اشاعره و مذهب حق, كلام شهيد ثانى رحمه الله در باب غیبت, كيفيت وقوع شر در قضاى الهى, كيفيت اجراى حق خيرات و شرور را به دست بندگان, كيفيت تعلق علم حق بر معلومات, لقاء الله و كيفيت آن, لميت موازنه خوف و رجا, مـعـنـاى صـبـر, مـعنى امتحان و نتيجه آن, مفاسد كبر, مفاسد حسد, مفاسد حظوظ دنیوی در قلب, مفاسد خيانت, مفاسد دروغ, مفاسد عصبيت, مقام اول نفس, مقسوم بودن رزق, مكايد شيطان از روى ميزان است, منشاء عجب, ميزان صفات ثبوتيه و سلبيه, مؤ من بر طريق مستقيم است, مبادى محاسن اخلاق و مساوى آن, محاسبه, مذمت افراط (در) غضب, مراتب نفاق, مراتب حضور قلب, مراتب عجب, مراد از اءعرفوا الله بالله, مراد از عدم توصيف حق, مسئله جبر و تفويض, مشارطه مراقبه, معنى فطرت, معنى ترتيل, معنى حب و بغض حق تعالى, معنى سمع و بصر حق, معناى ابتلاء و امتحان حقتعالى, معالجه مفاسد اخلاقيه, معانى توكل و درجات آن, معاد از فطريات است, مغرور ساختن شيطان انسان را به رحمت واسعه حق, نقل كلام حكما در تقسيم اوصاف حق, چگونگى نسبت آن به ذات مقدس حق تعالى, چگونگى شكر, نتيجه استغفار, نتايج صبر, نشئه باطن و ملكوت, نشانه هاى فريبكار جاه طلب, نشانه هاى صاحبان عقل و فقه, نشانه تام بودن ذكـر, نشاءت وجودى انسان, هر يك از خير و شر متعلق ايجاد و خلقت گردند و كيفيت آن, وجه حصر قلوب, وخامت امر ريا, يـاد خـدااز طرف بـنـده سـبـب یاد کردن خداست بنده را, پيروى شهوات مانع تحصيل مقدمات معنوى, آدم مـــظـــهـــر تـــام الهـــى, آداب قرائت, انـــســـان در ابـــتـــداء امـــر حـيـوابالفعل است, اندراج بسيارى از علوم ذل علوم سه گانه, انسان عارف را دو نظر است, اهل فساد نيز گاهى عجب به فساد مى كنند, اهميت عزم در ترك معاصى و انجام تكاليف, اولی بودن ترك غيبت در موارد جايز, ايمان به وصف نيايد, ابتلاى انبياء به امراض جسمانى, ابطال جبر, احاديث در باب عبادت پيامبر(ص ), احاديث در ذكر مفاسد مراء, احاطه قيومى حق تعالى, اخلاص بعد از عمل, اخلاص در قرائت, اختلاف مردم در حفظ حضور حق, اركان توبه, اسارت شهوت منشاء همه اسارتهاست, استحباب سه روز روزه در هر ماه, استغفار سكنه آسمان و زمين براى طالب علم, اسرار صدقه, اشاره اجماليه به احكام فطريات, بيان شاه آبادى ره در معناى آيه محكمه, بيان صلاة وسطى, براى اسماء حق دو مقام است, بزرگى گناه غيبت و تبعات آن, بعضى قواى باطنيه, تفكر, تفكر ممنوع و مرغوب در ذات حق, تفكر در مصنوع, تفكر در احوال نفس, تفرغ براى عبادت موجب غناى قلب شود, تفسير آيات سوره حديد تا عليمبذات الصدور, تفسير توبه نصوح, تفسير سوره مباركه توحيد, تقوى, تقواى عامه, تقسيم قلوب راجع به چه چيز است, تمام موجودات را علم و حيات است, تنبيه علمى براى قلع ماده ريا, توجيه نسبت ابتلا به حق تعالى, توجيه ديگر از حديث تردید, توجيهاتى است كه از نسبت ترديد به حق شده, توحيد حق و ديگر صفات او فطرى است, تاءثير حظوظ دنيويه در قلب, تحقيق خير و شر, تذکر, ترغيب به اصلاح قلب, تشخيص احكام فطرت, تطبيق حديث نبوى با علوم سه گانه, تعداد هواهاى نفسانيه, تعريف اخلاص, تعريف غيبت, جلوگيرى انبيا از اطلاق طبيعت, حـــق تـــعـــالى ســـؤ ال نـشـود از آنـچـه بـكـنـد, حـزن و شـك و سـخـط،, حقيقت ورع و مراتب آن, حقيقت امانت, حقيقت بهشت و جهنم, حقيقت توبه, حقيقت شكر, حالات قلوب, حث بر عبادات و ترك معاصى, حديث رفع, حرام بودن استماع غيبت, خـشـيـت و نـيـت صـادقـه لازمه صـواب عمل, خوف از حق تعالى, دقت امر ريا, دنيا دار ثواب و عقاب حق تعالى نيست, در بيان بعض اقسام نفاق است, در بيان بعضى از موجبات كبر, در بيان درجات كبر, در بيان علاج تكبر, در بعض مكايد شيطان, در توجيه عرفانى از آيه شريفه 2 فتح, در حقيقت دنيا ی مذمومه, در حقيقت ريا, در سبب اصلى تكبر, درجات صبر, دشوارى توبه و جبران معاصى, دعوت به اخلاص, ذكر بعض احاديث در فضيلت ذكر خدا, ذم اتـــبـــاع هـــواى نـــفـــس, ذم اتباع هوى, ذم طـــول امـــل, رفع يد در نماز و تقليب آن, روح و راحت در يقين و رضا ست, ريا و درجات آن, ريا در اخلاق و ملكات باطنى, ريا در اعمال, ريا در عقايد, ريشه فسادهاى اخلاقی, راه تحصيل حضور قلب, رابطه حسد و تكبر, رجحان طلب رزق, سفر پر خطر و ضرورت زاد و راحله, سلوك طريق علم وسلوك طريق جنت, سِرّ رفع يدين, سبب زياد شدن حب دنيا, سر اختلاف انبيا در نبوت, شدت ابتلاء انبياء و اوصياء و مؤ منين, شدت بليات روحيه تابع شدت ادراك است, شرايط توبه, صـبر نتيجه حريت از قيد نفس, صورت ملكوتى نفاق, صورت ملكوتيه عصبيت, صبر اهل معرفت, ضبط خيال موازنه, ضررهاى اجتماعى غيبت, طول امل موجب نسيان آخرت است, عـــشـــق جـــبـــلّى بـه جميل مطلق, علم قبل از ايجاد, علم به حقيقت اسماء و صفات ممكن نيست, علم غير از ايمان است, علما ورثه انبيا, علوم مناسب با نشئات وجودی, علوم مناسب با اين نشاءت, علامتهاى صحت يقين, علاج مفاسد اخلاقى, علاج موبقه غیبت, علاج نفاق, علاج وسوسه, علاج عملى حسد, علاج غضب به قلع اسباب آن, علاج غضب در حال اشتعال آن, عينيت صفات حق با ذات است, عبادت در جوان تاءثير كند, عدد نوافل, عزم, عصبيت هاى اهل علم, غفلت از حق انتكاس قلب است

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •