*^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^* سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
*^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*
صفحه 31 از 40 نخستنخست ... 21272829303132333435 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 301 تا 310 , از مجموع 399
  1. #301
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در فضيلت نماز شب
    در اين حديث شريف تاءكيد بليغ در قيام به نماز شب و نماز ظهر شده است . اما راجع به نـمـاز شـب شـرحـى در بعضى احاديث سابقه ذكر كرديم ،(985) و در اين مقام اكتفا مى كنيم به ترجمه بعضى احاديث شريفه تبركا.
    در وسـائل از كـتـاب كـافـى سـنـد به حضرت صادق ، عليه السلام ، رساند كه فرمود: شـرف مـؤ مـن نـمـاز كـردن اوسـت در شـب ، و عـزتـش نـگاهدارى خود از اعراض مردم است .
    (986)
    و در حـديـث ديـگـر فـرمـود حـضـرت صـادق ، عـليـه السـلام :
    جـنـاب رسـول اكـرم ، صـلى الله عـليـه و آله ، بـه جـبـرئيل فرمود: موعظه كن . گفت : "اى محمد (صلى الله عليه و آله ) عيش كن هر چه خواهى ، زيرا كه تو مردنى هستى ، و دوست داشته بـاش هـرچـه را خـواهـى ، زيـرا كـه از آن جـدا خـواهـى شـد، و عمل كن آنچه خواهى ، زيرا كه ملاقات كنى آن را، و بدان كه شرف مؤ من ايستادن اوست در شب ، و عزت او نگاهدارى خويش از اعراض مردم است .(987)
    و سـنـد بـه حـضـرت صـادق ، عـليـه السـلام ، رسـانـد كـه فـرمـود: مال و اولاد زينت زندگانى دنياست ، و هشت ركعت در آخر شب با وتر زينت آخرت است ، و گاهى خداى تعالى جمع فرمايد آنها را براى طايفه اى .
    (988)
    از شـيـخ مـفـيـد، رضـوان الله عـليـه ، نـقـل كـنـد كـه فـرمـود رسـول خـدا، صـلى الله عـليـه و آله : وقـتـى كـه ايـسـتاد بنده از خوابگاه لذيذش كه راضـى كـنـد حـق را به نماز شب ، در صورتى كه چرت مى زند، مباهات مى فرمايد خداى تـعـالى بـواسـطـه او بـر مـلائكه و فرمايد: شاهد باشيد كه آمرزيدم او را.(989) و احاديث از اين قبيل در فضل آن بسيار است و مجال ذكر آنها در اين مختصر نيست .



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  2. #302
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    در بيان صلاة وسطى
    و اما نماز زوال كه مورد سفارش رسول اكرم ، صلى الله عليه و آله ، است ، مراد از آن نـوافـل نماز ظهر است ، چنانچه در روايات ديگر تصريح به آن شده .(990) و اهـتـمام به خصوص اين نوافل يا براى آن است كه در خود آنها خصوصيت و اهميتى است ، و يـا بـراى آنـكـه از مـتـعـلقـات صـلاة وسـطـى هـسـتـنـد و مـوجـب اتـمـام و قبول آن مى باشند.
    و شـايـد كـه در ايـن حـديـث مراد خود نماز ظهر باشد، كه آن نماز وسطى است ، به اعتبار آنـكـه در وسـط نـمـازهـاى يـومـيـه واقـع اسـت ، و حـق تعالى امر به حفظ آن و قيام به آن بـالخـصـوص نـمـوده در آيـه شـريـفـه حـافـظـوا على الصلوات و الصلوة الوسطى و قوموالله قانتين .(991) و مشهور بين فقها، رضوان الله عليه ، و اظهر آن است كه صـلاة وسـطـى هـمـان صـلاة ظـهـر اسـت ، و مـزيـد اخـتـصـاص در بـيـن نـمـازهـا دارد، و اول نـمـازى اسـت كـه حـق تـعـالى بـر آدم ابـى البشر، على نبينا و آله و عليه الصلاة و السلام ، فرو فرستاده توسط جبرئيل ، عليه السلام .
    و ظـاهـر آن اسـت كـه سفارش جناب رسول اكرم ، صلى الله عليه و آله ، به اين كه عليك بـصـلاة الزوال و بـراى حـفـظ حـدود و نـوافـل و وقـت آن اسـت ، نـه بـراى اصل اتيان فقط، چنانچه از امر به محافظه صلوات ، و خصوصا حفظ نماز ظهر، نيز چنين اسـتـفـاده شود. چنانچه در اخبار اهل بيت عصمت ، عليهم السلام ، سفارش درباره حفظ اوقات صـلوات و اتـيـان آنـهـا را در اوقات فضيلت آنها بسيار وارد است . بلكه گاهى شود كه تاءخير آنها از اوقات فضيلت بدون عذر موجب تضييع و باعث تهاون شود، خصوصا اگر مـداومـت بـر آن انـسـان بكند. پر معلوم است كسى كه اهميت به امرى دهد، ناچار آن را هر چه زود و نـيـكـوتـر باشد انجام دهد. به خلاف آنكه اگر آن را سست بشمارد و ناچيز بداند، كـه در اتـيـان آن نـيـز تـهاون و سستى كند و تغافل ورزد. و خدا نكند كه كار انسان منجر شـود بـه اسـتـخـفـاف بـه نـمـاز و تـهـاون و سـهـل انـگـارى در امـر آن . رسـول خـدا، صلى الله عليه و آله ، مستخف به نماز را فرمود اگر بميرد و نمازش ‍ چنين باشد، به دين من نمرده است .
    (992) بلكه گاهى شود كه انسان به واسطه استخفاف بـه امـر صـلاة و تـهـاون و سـسـتـى در آن ، كارش منجر به ترك آن شود. طبيعى است كه انسان اگر چيزى در نظرش قيمت نداشت ، كم كم از نظرش مى افتد و آن را نسيان مى كند. مـا كـه در كـارهـاى دنـيـايـى كـمـتـر فـرامـوشـى بـر ايـمـان حـاصل مى شود، خصوصا در مهمات آن ، براى آن است كه نفس به واسطه بزرگ شمردن آن و حـب مـفـرط بـه آن توجهش مصروف به آن است و دايما متذكر آنست ، و البته چنين امرى فـرامـوش شـدنـى نـيـسـت . مـثـلا اگـر كـسـى بـه شـمـا وعـده دهـد كـه اول ظهر روز كذا من به شما فلان مبلغ ، كه در نظر شما مهم است ، مى دهم ، و او را صادق در آن وعـده بـدانـيـد، ناچار آن روز را و ميعادگاه را فراموش نمى كنيد و دايما ساعتشمارى مـى كـنـيـد تـا مـوعـد بـرسـد، و در آن وقـت بـا كـمـال حـضـور قـلب و تـوجـه بـاطـن در اول مـوعـد خـود را حـاضـر مـى كـنـيـد. ايـنها براى آن است كه حب نفس بر آن چيز و بزرگ شـمـردن آن ، شـمـا را مـفـتـون آن نـموده و هرگز در امر آن تهاون نمى كنيد. و همين طور در ساير امور دنيوى هركس به فراخور حال خود. ولى اگر چيزى در نظرتان خوار و بيقمت بود، نفس اگر به او توجهى كند آنى است و به طريق خطور مى باشد، و لحظه اى نمى گذارد مگر آنكه از آن غفلت مى كنيد.
    اكـنـون اين سستى ما در امور دينى معلوم مى شود براى چيست . براى آن است كه ايمان به غـيـب نـداريـم و پـايـه يـقـيـن و اطـمـيـنـان سـسـت اسـت و وعـده خـدا و انـبـيـا را بـه جـان و دل قـبـول نكرديم ، پس در نظر ما تمام اوضاع الهى و شرايع دينى پست و سست است . و ايـن سـسـتـى كـم كـم تـغـافـل آورد: و يـا در هـمين عالم غفلت بر ما غالب آيد و ما را از دين صورى كه داريم بكلى خارج كند، يا در شدتها و سختيهاى موت غفلت كلى عارض شود.
    ايـن نـمـازهـاى پـنـجـگانه ، كه عمود دين و پايه محكم ايمان است و در اسلام چيزى بعد از ايمان به اهميت آن نيست ، بعد از توجهات نوريه باطنيه و صور غيبيه ملكوتيه ، كه غير از حـق تـعالى و خاصان درگاه او كسى نداند، يكى از جهات مهمه كه در آن هست اين تكرار تـذكـر ـ حق با آداب و اوضاع الهى كه در آن منظور گرديده است ـ رابطه انسان را با حق تـعـالى و عـوالم غـيـبيه محكم مى كند، و ملكه خضوع لله در قلب ايجاد كند، و شجره طيبه تـوحـيـد و تـفـريـد را در قـلب مـحـكـم كـنـد بـه طـورى كـه بـا هـيـچ چـيـز از آن زايـل نـشـود، و در امـتـحـان بـزرگ حـق تـعـالى ، كـه در حـال ظـهـور سـكـرات مـوت و اهـوال مـطـلع و شـهـود نـمـونـه غـيـب حـاصـل شـود، از امـتـحـان درسـت بـيـرون آيـد و ديـنـش مـستقر باشد و بماند، نه مستودع و زايل شدنى كه به اندك فشارى نسيان عارض شود.
    پس اى عزيز! اياك ثم اياك والله معينك فى اءوليك و اءخراك .(993) مبادا در امر ديـانـت خـصـوصا اين نمازهاى پنجگانه ، تهاون كنى و آنها را سست شمارى ! خدا مى داند كـه انـبـيـا و اوليـا و ائمـه هـدى ، عـليـهـم السـلام ، از كمال شفقت بر بندگان خدا اين قدر ترغيب و تحذير نمودند، و الا ايمان ما نفعى به آنها نرساند و از اعمال ما سودى نبرند.


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  3. #303
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در فضيلت تلاوت قرآن است
    يـكـى از وصـاياى رسول اكرم ، صلى الله عليه و آله ، وصيت به تلاوت قرآن است . و فضل تلاوت و حفظ و حمل و تمسك و تعلم و مداومت و مزاولت و تدبر در معانى و اسرار آن بـيـش از آن اسـت كـه بـه فـهـم قـاصـر مـا درسـت آيـد. و آنـچـه از اهـل بـيت عصمت ، عليهم السلام ، در خصوص آن وارد شده است در اين اوراق نگنجد، و ما به بعض آن قناعت كنيم .
    كـافـى بـاسـنـاده عـن اءبـى عـبـدالله ، عـليـه السـلام ، قـال : القـرآن عـهـد الله الى خـلقـه ، فـقد ينبغى للمرء المسلم اءن ينظر فى عهده و اءن يقراء منه فى كل يوم خمسين آية .(994) فرمود: قرآن عهد خداوند است به سوى بـنـدگـان ، هـمـانا سزاوار است كه هر مرد مسلمانى در هر روز به آن عهد نظر كند و از آن پنجاه آيه قرائت كند.
    و بـاسـنـاده عـن الزهـرى قـال سـمـعـت عـلى بـن الحـسـيـن ، عـليـهـمـا السـلام ، يقول : آيات القرآن خزائن ، فكلما فتحت خزينة ، ينبغى لك اءن تنظر فيها.(995) فـرمـود حـضـرت سـجاد، عليه السلام ، كه آيات قرآن خزانه هايى است ، پس هر وقت گشوده شد خزينه اى ، سزاوار است كه نظر كنى در آن .
    و ظـاهـر ايـن دو حـديـث آن اسـت كـه تدبر در آيات آن و تفكر در معانى آن خوبست بكنند. و تـدبـر و تـفـكـر در آيات محكمه الهيه و فهم معارف و حكم و توحيد و تفريد از آن نمودن غـيـر از تـفـسـيـر بـه راءى اسـت كـه مـنـهـى عـنـه اسـت در مـقـابـل اصـحـاب راءى و اهـواى فـاسـده ، بـدون تـمـسـك بـه اهـل بـيـت وحـى كـه مـخـتـص بـه مـخـاطـبـه كـلام الهـى هـسـتـنـد، چـنـانـچـه در مـحـال خـود ثـابـت اسـت و تـفـصـيـل در ايـن مـقـام بـيـمـوقـع . و كـفـايـت مـى كـنـد قول خداى تعالى : اءفلا يتدب رون القرآن اءم على قلوب اءقفالها.(996)



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  4. #304
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    و در اخـبـار امـر بـه رجـوع بـه آن و تـدبـر در مـعـانى آن بسيار وارد است . حتى از جناب امـيـرالمـؤ مـنـيـن ، عليه السلام ، نقل است كه فرمود: خيرى نيست در قرائتى كه از روى تفكر نباشد.(997)
    و باسناده عن اءبى جعفر، عليه السلام ، قال قـال رسـول الله ، صـلى الله عـليـه و آله : مـن قـراء عـشـر آيـات فـى ليـلة ، لم يكتب من الغـافـلين . و من قراء خمسين آية ، كتب من الذاكرين . و من قراء مائة آية . كتب من القانتين . و مـن قـراء مـائتـى آيـة . كـتب من الخاشعين . و من قراء ثلاثمائة آية ، كتب من الفائزين . و من قـراء خمسمائة آية . كتب من المجتهدين . و من قراء اءلف آية ، كتب له قنطار من بر: القنطار خـمـسـة عـشـر اءلف (خـمـسـون اءلف ) مـثـقـال مـن ذهـب ، و المـثـقـال اءربـعـة و عـشـرون قـيـراطـا: اءصـغـرهـا مـثـل جبل احد، و اءكبرها ما بين السماء و الارض .(998)
    و در اخـبـار كـثـيـره قـضـيـه تـمـثـل قـرآن بـه صـورت نـيـكـويـى ، و شـفـاعت نمودن آن از اهـل خـود و قـرائت كنندگان وارد است ،
    (999) كه از ذكر آنها صرف نظر كرديم . و در حـديـث اسـت : مـؤ مـنـى كـه قـرائت قـرآن كـنـد در حـال جـوانـى ، داخـل شود قرآن به گوشت و خون او، و او را خداوند با سفراى كرام نيكوكار قرار دهد، و قـرآن پـنـاه اوسـت در قـيامت و در محضر حق گويد: "خداوندا، هر عاملى اجر عملش را گرفت غـير از عامل به من ، پس بهترين عطاياى خود را به او برسان ." پس خداى تعالى به او بـپـوشـانـد دو حـله از حـله هـاى بـهشتى و بر سر او تاج كرامت نهد. پس خطاب شود: "آيا راضى شدى ؟" قرآن عرض كند: "من اميد بيشتر داشتم ." پس امن و امان را به دست راست او دهند و خلد را به چپ ، پس داخل بهشت شود و به او گفته شود: "قرائت كن و بالا بيا درجه اى ؟" پـس بـه قـرآن خـطـاب شـود: "آيـا او را به مقامات رسانديم و تو راضى شدى ؟" عرض كند: "آرى ."(1000)
    فرمود حضرت صادق ، عليه السلام ، كه كسى كه قرآن را بسيار قرائت كند و با او عهد تازه كند به مشقت كشيدن در حفظ آن ، دو اجر به او عطا فرمايد.
    (1001) و از ايـن حـديـث شـريـف مـعلوم شود كه مطلوب در تلاوت قرآن شريف آن است كه در اعماق قلب انـسـان تـاءثير كند و باطن انسان صورت كلام الهى گردد، و از مرتبه ملكه به مرتبه تحقق رسد. و اشاره به اين فرموده آنجا كه فرمايد: جوان مؤ من اگر قرائت كند، قرآن در گوشت و خون او وارد شود. و اين كنايه از آن است كه صورت قرآن در قلب مستقر و جـايـگـزيـن گردد به طورى كه خود باطن انسان كلام الله مجيد و قرآن حميد گردد به انـدازه ليـاقت و استعدادش . و در حمله قرآن كسى است كه باطن ذاتش تمام حقيقت كلام جامع الهـى اسـت و خـود قـرآن جـامـع و فـرقـان قـاطـع اسـت ، مـثـل عـلى بـن ابـيـطـالب ، عـليـه السلام ، و معصومين از ولد طاهرينش (عليه السلام ) كه سـراپـا تـحـقـق بـه آيـات طيبات الهيه هستند، و آنها آيات الله عظمى و قرآن تام و تمام هستند. بلكه در تمام عبادات اين معنا مطلوب ، و يكى از اسرار بزرگ و عبادات و تكرار آن همين تحقق به حقايق عبادات است ، و متصور شدن باطن ذات و قلب است به صورت عبادت . و در حديث است كه على ، عليه السلام ، نماز مؤ منين و روزه آنان است .(1002)


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  5. #305
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    در بيان آنكه عبادت در جوان تاءثير كند
    و ايـن تـاءثـر قـلبـى و تـصـور بـاطـنـى در ايـام جـوانـى بـهـتـر حاصل شود، زيرا كه قلب جوان لطيف و ساده است و صفايش ‍ بيشتر است و واردات آن كمتر و تـزاحـمـات و تـراكـمـات در آن كـمـتـر اسـت ، پـس شـديـد الانـفـعـال و كـثـيـر القـبـول اسـت . بـلكـه هـر خـلق زشـت و زيـبـايـى در قـلب جـوان بهتر داخـل شـود و شـديـدتـر و زودتـر از آن مـتـاءثـر و مـنفعل گردد. و بسيار اتفاق افتد كه حق يا باطل يا زشت يا زيبا را به مجرد معاشرت با اهـل آن بـدون دليـل و حـجـت قـبول نمايد. پس ، بر جوانها لازم است كه كيفيت معاشرت و مؤ انـسـت خـود را مـلتـفـت بـاشـنـد و از مـعـاشـر بـد اجـتـنـاب كـنـنـد، گـرچـه دل آنـهـا مـحـكـم بـه ايـمـان بـاشـد. بـلكـه مـعـاشـرت بـا تـبـاهـكـاران و اهـل خـلق و عـمل بد براى نوع طبقات ضرر دارد، و هيچكس ‍ نبايد از خود مطمئن باشد و به ايـمـان يـا اخـلاق و اعمال خود مغرور گردد، چنانچه در احاديث شريفه نهى از معاشرت با اهل معاصى شده .(1003)


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  6. #306
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    در آداب قرائت است
    و بـالجـمـله ، مـطـلوب در قـرائت قـرآن كريم آن است كه در قلوب صورت آن نقش بندد، و اوامـر و نـواهـى آن تـاءثـيـر كـنـد، و دعـوات آن جـايـگـزيـن شـود. و ايـن مـطـلوب حـاصل نشود مگر آنكه آداب قرائت ملحوظ شود. مقصود از آداب آن نيست كه پيش بعض قراء مـتـداول شـده اسـت كه تمام هم و همت منصرف به مخارج الفاظ و تاءديه حروف شود، به طـورى كـه عـلاوه بـر آنـكـه از مـعـنـى و تـفـكـر در آن بـكـلى غـافـل شـويـم ، مـنـجـر بـه آن شـود كـه تـجـويـد آن نـيـز بـاطـل گـردد، بـلكـه كثيرا كلمات از صورت اصليه خود به صورت ديگر منقلب شود و ماده و صورت آن تغيير كند. و اين يكى از مكايد شيطان است كه انسان متعبد را تا آخر عمر بـه الفـاظ قـرآن سرگرم مى كند، و از سر نزول قرآن و از حقيقت اوامر و نواهى و دعوت بـه مـعـارف حـقـه و اخـلاق حـسـنـه آن بـكـلى غـافـل مـى كـنـد. تـازه بـعـد از پـنـجـاه (سـال ) قـرائت مـعـلوم شـود كـه از شـدت تـغليظ و تشديد در آن ، از صورت كلام بكلى خارج شده و يك صورت غريبى پيدا كرده ! بلكه مقصود آدابى است كه در شريعت مطهره مـنـظـور شـده است ، كه اعظم و عمده آنها تفكر و تدبر و اعتبار به آيات آن است ، چنانچه سابقا اشاره شد.
    و در كـافـى شـريـف سـنـد بـه حـضـرت صـادق ، عـليـه السـلام ، رسـانـد، قـال : ان هـذا القـرآن فـيـه مـنـار الهـدى و مـصـابـيـح الدجـى ، فـليـجـل جـال بـصره و يفتح للضياء نظره ، فان التفكر حياة قلب البصير، كما يمشى المـسـتنير فى الظلمات بالنور.(1004) فرمود: اين قرآن راهنماى هدايت و چراغ شـب تـاريـك اسـت ، پـس جـولان دهـد صـاحـبنظر چشم خود را در آن ، و بگشايد نظر خود را بـراى اسـتـفـاده از نـور آن ، زيـرا كـه تـفـكـر در آن زنـدگـانـى دل بـيـنـنـده اسـت ، چـنـانـچـه در ظـلمـات و تـاريـكـيـهـا بـه نـور اسـتـعـانت كنند، در ظلمات جهل و تاريكيهاى ضلالت به نور هدايت قرآن بايد هدايت جست .
    و مـن المـجـالس بـاسـنـاده عـن امـيـر المـؤ مـنـيـن ، عـليـه السـلام ، فـى كـلام طـويـل فـى وصـف المـتـقـين : و اذا مروا بآية فيها تخويف ، اءصغوا اليها مسامع قلوبهم و اءبـصـارهـم ، فـاقـشـعـرت مـنـهـا جـلودهـم ، و وجـلت قـلوبـهـم ، فـظـنـوا اءن صـهـيـل جهنم و زفيرها و شهيقها فى اءصول آذانهم . و اذا مروا بآية فيها تشويق ، ركنوا اليها طمعا، و تطلعت اءنفسهم اليها شوقا، و ظنوا اءنها نصب اءعينهم .(1005)
    اهـل تـقـوى وقـتـى بـه آيـاتـى رسـنـد كـه در آن اخـافـه اسـت ، چـشـمـهـا و گـوشـهاى دل را بـه آن بـاز كـنـنـد، و لرزه بـر انـدام آنـهـا افـتـد، و دل آنها از ترس بتپد به طورى كه گمان كنند كه صداى هولناك جهنم و نفسهاى زفير و شهيق آن پيش گوش ‍ آنهاست . و وقتى به آيه رحمت رسند، اعتماد به آن كنند، و چشم طمع بـه آن بـاز كـنند، و دل آنها از شوق پرواز كند چنانچه گمان كنند آن وعده ها حاضر است .
    و معلوم است كسى كه تفكر و تدبر در معانى قرآن كرد، در قلب آن اثر كند و كم كم به مـقـام مـتـقـيـن رسـد. و اگر توفيق الهى شامل حالش شود، از آن مقام نيز بگذرد و هر يك از اعـضـا و جـوارح و قـواى آن آيه اى از آيات الهيه شود. و شايد جذوات و جذبات خطابات الهيه او را از خود بيخود كند و حقيقت اقراء و اصعد را در همين عالم دريابد تا آنكه كلام را بى واسطه از متكلمش بشنود، و آنچه در وهم تو و من نايد آن شود.



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  7. #307
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    در اخلاص در قرائت است
    و از آداب لازمـه قـرائت قرآن كه در تاءثير در قلوب سمت ركنيت دارد و بدون آن هيچ عملى را قـيـمـتـى نيست ، بلكه ضايع و باطل و موجب سخط الهى است ، اخلاص است كه سرمايه مـقـامـات اخـرويـه و راءس المـال تـجـارت آخـرت اسـت . و در ايـن بـاب نـيـز در اخـبـار اهـل بـيـت عـصـمت (عليه السلام ) سفارش بليغ شده است . از آن جمله آن است جناب كلينى ، رضوان الله عليه ، حديث كند:
    بـاسـنـاده عـن اءبـى جـعـفـر، عـليـه السـلام ، قـال : قـراء القـرآن ثـلاثـة : رجل قراء القرآن فحفظ حروفه و ضيع حدوده و اءقامه اقامه القدح . فلا كثر الله هؤ لاء مـن حـمـلة القـرآن . و رجـل قراء القرآن فوضع دواء القرآن على داء قلبه ، فاءسهر به ليله ، و اءظماء به نهاره ، و قام به فى مساجده ، و تجافى به عن فراشه ، فباءولئك يـدفـع الله العـزيـز الجـبـار البـلاء، و بـاءولئك يـديـل الله من الاعداء، و باءولئك ينزل الله الغيث من السماء. فوالله ، لهؤ لاء فى قراء القرآن اعز من الكبريت الاحمر.(1006)
    قـاريـان قـرآن سـه گـروه انـد: يـكـى ، آنـان كه قرائت قرآن را سرمايه معيشت اتخاذ نمودند، و به واسطه آن از ملوك حقوق و شهريه گيرند، و بر مردم تقدم جويند. و ديگر، آنـان كـه حـفـظ حـروف و صـورت قـرآن كـنـنـد، و تضييع حدود آن نمايند و او را پشت سر اندازند، چنانچه سوار قدح خود را به پشت آويزد خداوند زياد نكند اين قسم حمله قرآن را. و طايفه ديگر آنان هستند كه قرآن را قرائت كنند و با دواى قرآن دردهاى قلب خود را علاج كـنـنـد، پـس بـه واسطه آن شب را بيدار و به عبادت بگذرانند، و روز را روزه بگيرند و بـه تـشـنـگـى گـذرانـنـد، و در مـسـاجـد حـاضـر شوند و اقامت كنند و از فراش خواب ناز بـرخـيـزنـد. پـس ، خـداونـد عزيز جبار به واسطه اينها دفع بليات فرمايد و باران از آسـمـان فـرو فـرسـتـد. بـه خـدا قـسـم كـه ايـن گـروه از قـاريـان قـرآن از كـبريت احمر كميابترند.
    و عـن عـقـاب الاعـمـال بـاسـناده عن اءبى عبدالله ، عليه السلام ، عن اءبيه ، عن آبائه ، عـليـهـم السـلام ، قال : من قراء القرآن ياءكل به الناس ، جاء يوم القيامة و وجهه عظم لا لحـم فيه .(1007) فرمود: كسى كه قرائت قرآن كند براى استفاده از مردم ، در روز قيامت بيايد در صورتى كه روى او استخوانى است بدون گوشت .



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  8. #308
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    و بـاسـنـاده عـن رسـول الله ، صـلى الله عـليـه و آله ، فـى حـديـث قال : من تعلم القرآن فلم يعمل به و آثر عليه حب الدنيا و زينتها، استوجب سخط الله ، و كان فى الدرجة مع اليهود و النصارى الذين ينبذون كتاب الله وراء ظهورهم .
    و مـن قـراء القـرآن يـريـد بـه سمعة و التماس الدنيا، لقى الله يوم القيامة و وجهه عظيم ليس عليه لحم و زج القرآن فى قفاه حتى يدخله النار و يهوى النار و يهوى فيها مع من هوى .

    و مـن قـراء القـرآن و لم يـعـمـل بـه ، حـشـره الله يـوم القـيـامـة اءعـمـى ، فـيـقـول : يـا رب ، لم حـشـرتـنـى اءعـمـى و قـد كـنـت بـصـيـرا. قـال : كـذلك اءتـتـك آيـاتنا فنسيتها و كذلك اليوم تنسى .(1008) فيؤ مر به اءلى النار.
    و مـن قـراء القـرآن ابـتـغـاء وجـه الله و تـفـقـهـا فـى الديـن ، كـان له مـن الثـواب مثل جميع ما اءعطى الملائكة و الاءنبياء و المسلون .
    و مـن تـعلم القرآن يريد به رياء و سمعة ليمارى به السفهاء و يباهى به العلماء و يـطـلب بـه الدنـيـا، بـدد الله عظامه يوم القيامة و لم يكن فى النار اءشد عذابا منه ، و ليس نوع من اءنواع العذاب الا (و) يعذب به من شدة غضب الله عليه و سخطه .
    و مـن تـعـلم القـرآن و تـواضع فى العلم و علم عبادالله و هو يريد ما عندالله ، لم يكن فـى الجـنـة اءعـظـم ثـوابـا مـنـه و لا اءعـظـم مـنـزلة مـنـه ، و لم يـكـن فـى الجـنـة مـنـزل و لا درجـة رفـيـعـة و لا نـفـيـسـة اءلا و كـان له فـيـهـا اءوفـر انـصـيـبـو اءشـرف المنازل .(1009)
    كـسـى كـه ياد گيرد قرآن را و عمل به آن نكند و عوض آن اختيار كند حب دنيا و زينت آن را، مـسـتـوجـب غـضب خدا شود، و در درجه يهود و نصارى است كه كتاب خدا را پشت سرشان انداختند.
    و كسى كه قرائت قرآن كند و قصد كند به آن سمعه و طلب كند آن دنيا را، ملاقات كند خـدا را روز قـيـامـت در صـورتـى كـه روى او استخوان بى گوشت است ، و قرآن به پشت گردن او زند تا داخل آتش كند او را، و بيفتد در آن با آنها كه افتادند.
    و كـسـى كـه قـرائت قـرآن كند و عمل به آن نكند، خداوند او را كور محشور فرمايد روز قـيـامـت . مـى گـويد: "خداوندا، من بينا بودم پس چرا مرا كور محشور كردى ؟" مى فرمايد: "چنانچه تو نسيان آيات ما كردى كه بر تو فرو فرستاديم امروز نيز تو نسيان شدى ." پس او را به سوى آتش فرستند.
    و كسى كه قرائت قرآن كند براى خدا و خالص از ريا و براى ياد گرفتن معالم دين ، ثـواب او مـثـل ثـوابـى است كه به جميع ملائكه و انبيا و مرسلين دهند. يعنى از سنخ ثواب آنان به او مرحمت فرمايند.
    و كـسـى كـه تـعـلم كـنـد قـرآن را بـراى ريـا و سـمـعـه تـا آنـكـه بـا جـاهـلان جدال كند و مباهات به علما كند و دنيا را به آن طلب كند، متفرق فرمايد خداوند استخوانهاى او را روز قيامت ، و در آتش كسى از او شدت عذابش بيشتر نيست ، و به جميع انواع عذاب او را معذب كنند از شدت غضب و سخط خداوند بر او.
    و كـسـى كـه تـعـلم قـرآن كـنـد و در عـلم تواضع نمايد و تعليم بندگان خدا دهد و از خـداونـد اجـر طـلبـد، در بـهـشت از (او) كسى ثوابش بزرگتر نيست و منزله اى از منزله او بـالاتـر نـيست ، و هيچ منزل رفيع و درجه بلند نفيس در بهشت نيست مگر آنكه بزرگتر و وافرتر آن را او دارد.


    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  9. #309
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    در معنى ترتيل است
    و از آداب قـرائت ، كـه موجب تاءثر در نفس نيز هست و سزاوار است كه شخص قارى مواظبت آن كـنـد، تـرتـيـل در قـرائت اسـت . و آن ، بـه طـورى كـه در حديث است ، عبارت است از حد تـوسـط بـين سرعت و تعجيل در آن ، و تاءنى و فتور مفرط كه كلمات از هم متفرق و منتشر گردد.
    عـن مـحـمـد بـن يـعـقـوب بـاسـنـاده عـن عـبـدالله بـن سـليـمـان ، قـال سـاءلت اءبـا عـبـدالله ، عـليـه السـلام ، عـن قـول الله تـعـالى : و رتـل القـرآن تـرتـيـلا.قـال اءمير المؤ منين ، عليه السلام : تبينه تـبـيـانـا، (خ ل : تـبـيـيـنـا) و لا تـهـذه هـذ الشـعـر (و لا تـنـثـره ) نـثـر الرمل ، و لكن اءفزعوا قلوبكم القاسية ، و لا يكن هم اءحدكم آخر السورة .(1010)
    گـويـد پـرسـيـدم از حـضـرت صـادق ، سـلام الله عـليـه ، از قـول خـداى تـعـالى كـه مـى فـرمايد: رتل القرآن ترتيلا مقصود چيست ؟ فرمود: حضرت اءمـيـر المـؤ مـنـيـن ، عـليـه السلام ، فرمود: "يعنى ، اظهار كن آن را اظهار نمودن كاملى ، و سـرعـت مـكـن در آن چـنـانـچـه در شعر سرعت مى كنى ، و متفرق مكن اجزاء آن را چون ريگهاى متفرق كه اجزائش با هم ملتئم نشود، و ليكن طورى قرائت كنيد كه تاءثير در قلوب كند و دلهـاى سـخـت شما را به فزع آورد، و هم شما آخر سوره نباشد. يعنى مقصود شما آن نـبـاشـد كـه قـرآن را در چـند روز ختم كنيد، و يا اين سوره را بزودى ختم نموده و به آخر رسانيد.
    پـس ، انسان كه مى خواهد كلام خدا را قرائت كند و به آيات الهيه قلب قاسى خود را مداوا كـنـد و كـلام جـامـع الهـى شـفا امراض قلبيه خود را بگيرد و با نور هدايت اين مصباح منير غـيـبـى و ايـن نـور عـلى نـور آسـمـانـى طـريـق وصـول به مقامات اخرويه و مدارج كماليه را دريابد، بايد اسباب ظاهريه و باطنيه آن را فـراهـم كـنـد و آداب صـوريـه و مـعـنـويـه آن را فـراهـم كـنـد، نـه مثل ما كه اگر گاهگاهى هم تلاوت قرآن كنيم ، علاوه بر آنكه از معانى و مقاصد آن و اوامر و نـواهـى و وعظ و زجر آن بكلى غافليم ، و گويى آياتى كه در آن ذكر اوصاف جهنم و عـذاب اليـم آن يـا بهشت و كيفيات نعيم آن گرديده به ما ربطى ندارد ـ و نعوذ بالله در خـوانـدن كتاب قصه حضور قلب ما بيشتر و حواس ما جمعتر است از كتاب كريم خدايى ـ از آداب ظاهريه آن نيز غفلت كنيم .
    در احـاديـث شـريـفـه وارد اسـت كـه قـرآن را بـا حـزن بخوانيد و با صورت نيكو تلاوت كـنيد.
    (1011) حضرت على بن الحسين ، عليهما السلام ، قرآن را بطورى نيكو تلاوت مـى فـرمـود كـه كـسـانـى كـه از آنـجـا عـبـور مـى كـردنـد، از قبيل سقاها، آنجا توقف مى كردند و بعضى از استماع آن غش مى كردند.(1012)
    ولى ما هـر وقـت مـى خـواهـيم صوت حسن و آواز نيكوى خود را به مردم ارائه دهيم ، قرآن يا اذان را وسـيـله قـرار مـى دهـيـم ، و مـقـصـد مـا تـلاوت قـرآن نـيـسـت و عمل به اين استحباب نمى باشد. بالجمله ، مكايد شيطان و نفس اماره بسيار است ، و غالبا حـق را بـاطـل مـتـشـبه مى كند و زشت و زيبا را با هم ملتبس مى نمايد. بايد از مكايد او به خداوند پناه برد.



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. #310
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    gol. پاسخ : *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*





    فصل ، در بيان رفع يد در نماز و تقليب آن است
    ايـنـكـه در ايـن حـديـث شريف وارد است كه بر تو باد به بلند كردن دستها در نماز و بـرگـردانـدن و تقليب نمودن آن ظاهر آن است كه رفع دست در وقت در وقت تكبيرات بـاشـد. و مـقـصـود از تـقـليـب آن مـحتمل است باطن كفها را بسوى قبله متوجه كردن بـاشـد، چنانچه يكى از مستحبات رفع دست است در وقت تكبير. و شايد از رفع يد در اين حـديـث مـقصود رفع در وقت قنوت باشد، و مقصود از تقليب آن باشد كه باطن كفها را به سـوى آسـمـان قرار دهد، چنانچه فقها، رضوان الله عليهم ، فتوا به استحباب آن دادند و در دليـل آن مـنـاقـشه كردند. گرچه بعد از سيره قطعيه متشرعه ، به طورى كه از قنوت گـويـى جز اين ترتيب چيز ديگر نمى فهمند و به رفع يدين مطلقا هر طور اتفاق افتد كـفـايـت نـكـنـنـد، احـتـيـاج بـه دليـل ديـگـر نـيـسـت . بـالجـمله ، اظهر در اين روايت شريفه احتمال اول است .
    و بـدان كه مشهور بين فقها، رضوان الله عليهم ، استحباب رفع دستهاست در تكبيرات . و بعضى قائل به وجوب شدند بواسطه ظاهر بعضى اوامر و اخبارى كه در تفصير آيه شـريـفه فصل لربك وانحر وارد شده ، كه اين نحرى كه خداى تعالى امر به آن فـرمـوده رفـع دسـت است در وقت تكبيرات .
    (1013) ولى شواهد كثيره در اخبار است كه دلالت بـر اسـتـحـبـاب آن مـى كـنـد، مـثـل تعليلاتى كه وارد است در آنها، خصوصا روايت فـضـل بـن شـاذان از حضرت رضا،(1014) سلام الله عليه ، علاوه بر آنكه صحيحه عـلى بـن جـعـفـر(1015) نـص اسـت در عـدم وجـوب . و ايـن اخبار با قطع نظر از قرائن صـارفـه ظـاهـرنـد در وجـوب . و طـريـق جـمـع حمل بر استحباب است تحكيما، للنص على الظاهر. و آن روايت گرچه رفع يد را از غير امام برداشته و ممكن است دعوى كرد كه ظاهر آن اسـت كـه مـتعرض حال امام و ماءموم است و از فرادى ساكت است و منافات ندارد كه رفع واجب باشد بر همه ، و لكن رفع يد امام كفايت مى كند از ماءمومين ، چنانچه قرائت اما مجزى اسـت از قرائت آنان . و بنابراين احتمال ، كه اظهر احتمالات است در روايت ، خدشه بعضى مـحـقـقـيـن مـتـاءخـريـن نـيـز وارد نشود كه مستلزم حمل مطلق بر مقيد شود، ولى مع ذلك ، عدم قـول بـه ايـن تـفـصـيـل ، و ذهاب مشهور قديما و حديثا، و قرائن خارجيه و داخليه ، مجالى براى بحث باقى نگذارد. و تا اين اندازه از وظيفه اين اوراق نيز خارج بود، ولى مع ذلك كه اين رفع يد يكى از آداب مستحبه است ، سزاوار نيست كه انسان حتى المقدور آن را ترك كـنـد، خـصـوصـا در مـثـل چـنـيـن مـسـتـحـبـاتـى كـه در مـيـان عـلمـا قول به وجوب هم دارد، كه بنابراين احتياط در دين هم اقتضا مى كند كه انسان آن را ترك نكند.



    *^*شرح چهل حديث امام خميني رحمت الله عليه *^*



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


صفحه 31 از 40 نخستنخست ... 21272829303132333435 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

فـــطـــرت كـــمـــال طـــلبـــى, فـقـر و غـنـا و اصـلاح حال مؤ منين, فـرشتگان بالهاى خويش را براى طالب علم فرش كنند, فـضـل عـالم بـر عـابـد, فوايد قوه غضبيه, فرق بين منزل تفكر و تذكر, فرق بين تفويض و توكل و ثقه, فرق بين توكل و رضاست, فرق بين رجا و غرور, فراغت وقت و قلب در عبادت, فضيلت مسواك, فضيلت نماز شب, فضيلت گريه, فضيلت بيدارى شب, فضيلت تفكر, فضيلت شكر از طريق نقل, فضيلت صدقه, قـــرب فـــرايـــض, قلب منافق و فرق آن با قلب مؤ من, قلب مؤ من ازهر است, قرب نـوافـل و نـتـيـجـه آن, قصور ممكن از قيام به عبادت حق, كلام معتزله و اشاعره و مذهب حق, كلام شهيد ثانى رحمه الله در باب غیبت, كيفيت وقوع شر در قضاى الهى, كيفيت اجراى حق خيرات و شرور را به دست بندگان, كيفيت تعلق علم حق بر معلومات, لقاء الله و كيفيت آن, لميت موازنه خوف و رجا, مـعـنـاى صـبـر, مـعنى امتحان و نتيجه آن, مفاسد كبر, مفاسد حسد, مفاسد حظوظ دنیوی در قلب, مفاسد خيانت, مفاسد دروغ, مفاسد عصبيت, مقام اول نفس, مقسوم بودن رزق, مكايد شيطان از روى ميزان است, منشاء عجب, ميزان صفات ثبوتيه و سلبيه, مؤ من بر طريق مستقيم است, مبادى محاسن اخلاق و مساوى آن, محاسبه, مذمت افراط (در) غضب, مراتب نفاق, مراتب حضور قلب, مراتب عجب, مراد از اءعرفوا الله بالله, مراد از عدم توصيف حق, مسئله جبر و تفويض, مشارطه مراقبه, معنى فطرت, معنى ترتيل, معنى حب و بغض حق تعالى, معنى سمع و بصر حق, معناى ابتلاء و امتحان حقتعالى, معالجه مفاسد اخلاقيه, معانى توكل و درجات آن, معاد از فطريات است, مغرور ساختن شيطان انسان را به رحمت واسعه حق, نقل كلام حكما در تقسيم اوصاف حق, چگونگى نسبت آن به ذات مقدس حق تعالى, چگونگى شكر, نتيجه استغفار, نتايج صبر, نشئه باطن و ملكوت, نشانه هاى فريبكار جاه طلب, نشانه هاى صاحبان عقل و فقه, نشانه تام بودن ذكـر, نشاءت وجودى انسان, هر يك از خير و شر متعلق ايجاد و خلقت گردند و كيفيت آن, وجه حصر قلوب, وخامت امر ريا, يـاد خـدااز طرف بـنـده سـبـب یاد کردن خداست بنده را, پيروى شهوات مانع تحصيل مقدمات معنوى, آدم مـــظـــهـــر تـــام الهـــى, آداب قرائت, انـــســـان در ابـــتـــداء امـــر حـيـوابالفعل است, اندراج بسيارى از علوم ذل علوم سه گانه, انسان عارف را دو نظر است, اهل فساد نيز گاهى عجب به فساد مى كنند, اهميت عزم در ترك معاصى و انجام تكاليف, اولی بودن ترك غيبت در موارد جايز, ايمان به وصف نيايد, ابتلاى انبياء به امراض جسمانى, ابطال جبر, احاديث در باب عبادت پيامبر(ص ), احاديث در ذكر مفاسد مراء, احاطه قيومى حق تعالى, اخلاص بعد از عمل, اخلاص در قرائت, اختلاف مردم در حفظ حضور حق, اركان توبه, اسارت شهوت منشاء همه اسارتهاست, استحباب سه روز روزه در هر ماه, استغفار سكنه آسمان و زمين براى طالب علم, اسرار صدقه, اشاره اجماليه به احكام فطريات, بيان شاه آبادى ره در معناى آيه محكمه, بيان صلاة وسطى, براى اسماء حق دو مقام است, بزرگى گناه غيبت و تبعات آن, بعضى قواى باطنيه, تفكر, تفكر ممنوع و مرغوب در ذات حق, تفكر در مصنوع, تفكر در احوال نفس, تفرغ براى عبادت موجب غناى قلب شود, تفسير آيات سوره حديد تا عليمبذات الصدور, تفسير توبه نصوح, تفسير سوره مباركه توحيد, تقوى, تقواى عامه, تقسيم قلوب راجع به چه چيز است, تمام موجودات را علم و حيات است, تنبيه علمى براى قلع ماده ريا, توجيه نسبت ابتلا به حق تعالى, توجيه ديگر از حديث تردید, توجيهاتى است كه از نسبت ترديد به حق شده, توحيد حق و ديگر صفات او فطرى است, تاءثير حظوظ دنيويه در قلب, تحقيق خير و شر, تذکر, ترغيب به اصلاح قلب, تشخيص احكام فطرت, تطبيق حديث نبوى با علوم سه گانه, تعداد هواهاى نفسانيه, تعريف اخلاص, تعريف غيبت, جلوگيرى انبيا از اطلاق طبيعت, حـــق تـــعـــالى ســـؤ ال نـشـود از آنـچـه بـكـنـد, حـزن و شـك و سـخـط،, حقيقت ورع و مراتب آن, حقيقت امانت, حقيقت بهشت و جهنم, حقيقت توبه, حقيقت شكر, حالات قلوب, حث بر عبادات و ترك معاصى, حديث رفع, حرام بودن استماع غيبت, خـشـيـت و نـيـت صـادقـه لازمه صـواب عمل, خوف از حق تعالى, دقت امر ريا, دنيا دار ثواب و عقاب حق تعالى نيست, در بيان بعض اقسام نفاق است, در بيان بعضى از موجبات كبر, در بيان درجات كبر, در بيان علاج تكبر, در بعض مكايد شيطان, در توجيه عرفانى از آيه شريفه 2 فتح, در حقيقت دنيا ی مذمومه, در حقيقت ريا, در سبب اصلى تكبر, درجات صبر, دشوارى توبه و جبران معاصى, دعوت به اخلاص, ذكر بعض احاديث در فضيلت ذكر خدا, ذم اتـــبـــاع هـــواى نـــفـــس, ذم اتباع هوى, ذم طـــول امـــل, رفع يد در نماز و تقليب آن, روح و راحت در يقين و رضا ست, ريا و درجات آن, ريا در اخلاق و ملكات باطنى, ريا در اعمال, ريا در عقايد, ريشه فسادهاى اخلاقی, راه تحصيل حضور قلب, رابطه حسد و تكبر, رجحان طلب رزق, سفر پر خطر و ضرورت زاد و راحله, سلوك طريق علم وسلوك طريق جنت, سِرّ رفع يدين, سبب زياد شدن حب دنيا, سر اختلاف انبيا در نبوت, شدت ابتلاء انبياء و اوصياء و مؤ منين, شدت بليات روحيه تابع شدت ادراك است, شرايط توبه, صـبر نتيجه حريت از قيد نفس, صورت ملكوتى نفاق, صورت ملكوتيه عصبيت, صبر اهل معرفت, ضبط خيال موازنه, ضررهاى اجتماعى غيبت, طول امل موجب نسيان آخرت است, عـــشـــق جـــبـــلّى بـه جميل مطلق, علم قبل از ايجاد, علم به حقيقت اسماء و صفات ممكن نيست, علم غير از ايمان است, علما ورثه انبيا, علوم مناسب با نشئات وجودی, علوم مناسب با اين نشاءت, علامتهاى صحت يقين, علاج مفاسد اخلاقى, علاج موبقه غیبت, علاج نفاق, علاج وسوسه, علاج عملى حسد, علاج غضب به قلع اسباب آن, علاج غضب در حال اشتعال آن, عينيت صفات حق با ذات است, عبادت در جوان تاءثير كند, عدد نوافل, عزم, عصبيت هاى اهل علم, غفلت از حق انتكاس قلب است

نمایش برچسب‌ها

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •